صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **** تالار آیینه = طوس + قم *****

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    **** تالار آیینه = طوس + قم *****




    مناظراتی امام رضا(ع) با بزرگان دیگر ادیان ؟

    گرچه مناظرات امام رضا ـ علیه السلام ـ فراوان است، ولی از همه مهم تر هفت مناظره است که فهرست وار از نظر می گذرد.
    این مناظرات را عالم بزرگوار، مرحوم شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرضا آورده و مرحوم علامه مجلسی نیز در جلد 49بحار الانوار از کتاب عیون نقل کرده و در کتاب مسند الامام الرضا جلد 2نیز آمده است. این مناظرات عبارتند از
    1ـ مناظره با جاثلیق
    2ـ مناظره با رأس الجالوت
    3ـ مناظره با هربز اکبر
    4ـ مناظره با عمران صابی
    این چهار مناظره در یک مجلس و با حضور مأمون و جمعی از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.
    5ـ مناظره با سلیمان مروزی که مستقلاً در یک مجلس با حضور مأمون و اطرافیانش صورت گرفت.
    6ـ مناظره با علی بن محمد بن جهم
    7ـ مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره
    هر یک از این مناظرات دارای محتوای عمیق و جالبی است که امروزه هم با گذشت حدود هزار و دویست سال از آن تاریخ رهگشا و بسیار آموزنده و پر بار است، هم از نظر محتوا و هم از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحثها.
    به عنوان نمونه به سراغ مناظره با جاثلیق که در یکی از جلسات بزرگ مأمون واقع شده، می رویم.
    مناظره با جاثلیق
    امام شروع به سخن کرد و فرمود: ای نصرانی ! اگر به انجیل خودت برای تو استدلال کنم اقرار خواهی کرد؟
    جاثلیق گفت: آیا می توانم گفتار انجیل را انکار کنم؟ آری به خدا سوگند اقرار خواهم کرد هر چند بر ضرر من باشد.
    امام فرمود: هر چه می خواهی بپرس و جوابش را بشنو.
    جاثلیق: درباره نبوت عیسی و کتابش چه می گویی؟ آیا چیزی از این دو را انکار می کنی؟
    امام:به نبوت عیسی و کتابش و به آنچه به امتش بشارت داده و حواریون به آن اقرار کرده اند، اعتراف می کنم...
    جاثلیق:آیادر قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمی کنی؟
    امام: آری
    جاثلیق: پس دو شاهد از غیر اهل مذهب خود از کسانی که نصارا شهادت آنان را مردود نمی شمارند بر نبوت محمد(ص ) بیاور و از ما نیز بخواه که دو شاهد بر این معنا از غیر اهل مذهب خود بیاوریم.
    امام: آیا کسی را که عادل بود و نزد مسیح، عیسی بن مریم ارجمند بود می پذیری؟
    جاثلیق: این مرد عادل کیست، نامش را ببر.
    امام: درباره <یوحنای > دیلمی چه می گویی؟
    جاثلیق: به به ! محبوبترین فرد نزد مسیح را بیان کردی.
    امام: آیا انجیل این سخن را بیان می کند که یوحنا گفت: حضرت مسیح مرا از دین محمد عربی باخبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنین پیامبری خواهد آمد، من نیز به حواریون بشارت دادم و آنها به او ایمان آوردند؟
    جاثلیق گفت: آری ! این سخن را یوحنا از مسیح نقل کرده و بشارت به نبوت مردی و نیز بشارت به اهل بیت و وصیش داده، اما نگفته است در چه زمانی واقع می شود و این گروه را برای ما نام نبرده تا آنها را بشناسیم.
    امام: اگر ما کسی را بیاوریم که انجیل را بخواند و آیاتی از آن را که نام محمد(ص ) و اهل بیتش و امتش در آنها است، تلاوت کند آیا ایمان به او می آوری؟
    جاثلیق: بسیار خوب است.
    امام به نسطاس رومی فرمود: آیا سِفْرِ سوم انجیل را از حفظ داری؟
    نسطاس گفت: بلی، از حفظ دارم.
    سپس امام به راءس الجالوت (بزرگ یهودیان ) رو کرد و فرمود: آیا تو هم انجیل را می خوانی؟
    گفت: آری به جان خودم سوگند.
    فرمود: سِفْرِ سوم را بر گیر، اگر در آن ذکری از محمد و اهل بیتش بود، به نفع من شهادت ده و اگر نبود شهادت نده.
    سپس امام سِفْرِ سوم را قرائت کرد تا به نام پیامبر(ص) رسید، آنگاه رو به جاثلیق کرد و فرمود: ای نصرانی ! تو را به حق مسیح و مادرش آیا قبول داری که من از انجیل باخبرم؟
    جاثلیق: آری
    سپس امام نام پیامبر(ص ) و اهل بیت و امتش را برای او تلاوت کرد، سپس افزود: ای نصرانی ! چه می گویی، این
    سخن عیسی بن مریم است؟ اگر تکذیب کنی آنچه را که انجیل می گوید، موسی و عیسی هر دو را تکذیب کرده ای و کافر شده ای.
    جاثلیق: آنچه را که وجود آن در انجیل برای من روشن شده است انکار نمی کنم و به آن اعتراف دارم.
    امام: همگی شاهد باشید او اقرار کرد،
    سپس فرمود: ای جاثلیق: هر سوءال می خواهی بکن.
    جاثلیق: از حواریان عیسی بن مریم خبر ده که آنها چند نفر بودند و نیز خبر ده که علمای انجیل چند نفر بودند؟
    امام: حواریون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آنها لوقا بود. اما علمای بزرگ نصاری سه نفر بودند: یوحنای اکبر در سرزمین باخ، یوحنای دیگری در قرقیسا و یوحنای دیلمی در رجاز، و نام پیامبر و اهل بیت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عیسی و بنی اسرائیل بشارت داد.
    سپس فرمود: ای نصرانی، به خدا سوگند ما ایمان به آن عیسی داریم که ایمان به محمد(ص ) داشت، ولی تنها ایرادی که به پیامبر شما عیسی داریم این بود که کم روزه می گرفت و کم نماز می خواند!
    جاثلیق متحیر شد و گفت: به خدا سوگند! علم خود را باطل کردی، و پایه کار خویش را ضعیف نمودی، و من گمان می کردم تو اعلم مسلمانان هستی.
    امام: مگر چه شده؟
    جاثلیق: به خاطر اینکه می گویی عیسی ضعیف و کم روزه و کم نماز بود، در حالی عیسی حتی یک روز را افطار نکرد و هیچ شبی را (به طور کامل ) نخوابید و صائم الدهر و قائم اللیل بود.
    امام: برای چه کسی روزه می گرفت و نماز می خواند؟
    جاثلیق نتوانست پاسخ گوید و ساکت شد (زیرا اگر اعتراف به عبودیت و بندگی عیسی می کرد، با ادعای الوهیت او سازگار نبود)
    امام: سؤال دیگری از تو دارم:تو انکار می کنی که عیسی مردگان را به اذن خداوند متعال زنده می کرد؟
    جاثلیق در بن بست قرار گرفت و به ناچار گفت: انکار می کنم، چون آن کس که مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا دهد، پروردگار است و مستحق الوهیّت.
    امام: حضرت الیسع نیز همین کار را می کرد و بر آب راه رفت و مردگان را زنده کرد و نابینا و مبتلا به برص را شفا داد، اما امتش قائل به الوهیت او نشدند و کسی او را عبادت نکرد. حزقیل پیامبر نیز کار مسیح را انجام داد و مردگان را زنده کرد.
    سپس رو به راءس الجالوت کرد و فرمود: ای راءس الجالوت، آیا اینها را در تورات می یابی که بخت النصر اسیران بنی اسرائیل را در آن زمان که حکومت با بیت المقدس مبارزه کرد به بابل آورد، خداوند حزقیل را به سوی آنها
    فرستاد و او مردگان آنها را زنده کرد؟ این واقعیت در تورات است، هیچ کس جز منکران حق آن را انکار نمی کند.
    راءس الجالوت: ما این را شنیده ایم و می دانیم.
    امام: ای یهودی این سِفْر از تورات را بگیر، و آنگاه خود شروع به خواندن آیاتی از تورات کرد، مرد یهودی تکانی خورد و در شگفت فرو رفت.
    سپس امام رو به نصرانی کرد و قسمتی از معجزات پیامبر اسلام (ص ) را در باره زنده شدن بعضی از مردگان به دست او و شفای بعضی از بیماران غیر قابل علاج را به برکت او برشمرد و فرمود: با این همه هرگز او را پروردگار نمی دانیم، اگر به خاطر این گونه معجزات، عیسی را خدای خود بدانید باید <الیسع > و <حزقیل > را نیز معبود خویش بشمارید، زیرا آنها نیز مردگان را زنده کردند. نیز ابراهیم خلیل پرندگانی را گرفت و سر برید و آنها را بر کوه های اطراف قرار داد، سپس آنها را فرا خواند و همگی زنده شدند. موسی بن عمران نیز چنین کاری را در مورد هفتاد نفر که با او به کوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند انجام داد.
    هرگز نمی توانی این حقایق را انکار کنی، زیرا تورات و انجیل و زبور و قرآن از آن سخن گفته اند، پس باید همه اینها را خدای خویش بدانیم.
    جاثلیق پاسخی نداشت،پس تسلیم شد و گفت: سخن، سخن تو است و معبودی جز خداوند یگانه نیست.
    سپس امام در باب کتاب اشعیا از او و راءس الجالوت سوءال کرد.
    گفت: از آن بخوبی آگاهم.
    فرمود: این جمله را به خاطر دارید که اشعیا گفت: کسی را دیدم که بر دراز گوشی سوار است و لباس هایی از نور در تن کرده (اشاره به حضرت مسیح ) و کسی را دیدم که بر شتر سوار است و نورش مثل نور ماه (اشاره به پیامبر اسلام)؟
    گفتند: آری اشعیا چنین سخنی را گفته است.
    امام افزود: ای نصرانی، این سخن مسیح را در انجیل به خاطر داری که فرمود: به سوی پروردگار شما و پروردگار خودم می روم و <بارقلیطا> می آید و درباره من شهادت به حق می دهد (آن گونه که درباره او شهادت داده ام )
    و همه چیز را برای شما تفسیر می کند؟
    جاثلیق: آنچه را از انجیل می گویی ما به آن معترفیم.
    سپس امام سوءالات دیگری درباره انجیل و از میان رفتن نخستین انجیل و بعد نوشته شدن آن به وسیله چهار نفر: مرقس، لوقا، یوحنا و متّی گفت و تناقض هایی از کلام جاثلیق گرفت.
    جاثلیق به کلی درمانده شده بود، به گونه ای که هیچ راه فرار نداشت. هنگامی که امام بار دیگر به او فرمود: ای جاثلیق، هر چه می خواهی سوءال کن، از هر گونه سوءالی خود داری کرد و گفت: اکنون شخص دیگری غیر از من سوءال کند، قسم به حق مسیح که گمان نمی کردم میان مسلمانان کسی مثل تو باشد.
    منابع:
    1.کشف الغمّه، ج 3، ص 123 -128؛
    2.زندگانی پیشوای هشتم، امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ، قم، انتشارات نسل جوان، ص 82ـ 87؛
    3.مرتضی الحسینی، سید جعفر، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه دکتر سید خلیل خلیلیان، چاپ چهارم، تهران، دفتر نشر
    فرهنگ اسلامی، 1365ه.ش، ص 97ـ 123؛
    4.ابن شهر اشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، موءسسه انتشارات علامه، ج 4،ص 364؛
    5.صدوق، عیون اخبار الرضا، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ج 2 ص 141؛
    6.مجلسی، بحارالاءنوار، تهران، المکتبةالاسلامیة، 1385ه.ق، ج 49، ص 140؛
    7. ابن ندیم، الفهرست، قاهره، المکتبةالتجاریةالکبری، ص 353؛
    8. جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، موءسسه امیر کبیر، 1336ه.ش، ج 3 ، ص 216 ؛
    9. مجموعه آثار دومین کنگره جهانی حضرت رضا ـ علیه السلام ـ، 1366ه.ش، مقاله آیت الله ناصر مکارم شیرازی،
    ج 1 ،ص 428ـ 432 ؛
    10. دکتر ابراهیم حسن، حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ چهارم، تهران، انتشارات جاویدان، 1360ه. ش، ج 2 ص 296ـ 299 ؛
    دکتر طه حسین، اندیشمند معاصر مصری، درباره تاءثیر ناروایی که آشنایی مسلمانان با فرهنگهای بیگانه بخصوص فرهنگ یونانی گذاشت، می نویسد: چیزی نگذشت که مسلمانان با فرهنگهای بیگانه بخصوص با فرهنگ یونانی و از همه بیشتر با فلسفه یونان آشنا شدند. اینها همه روی مسلمانان اثر گذاشت و آن را وسیله ء دفاع از دین خود قرار دادند. آنگاه قدمی فراتر نهادند و عقل قاصر بشری را بر هر چیزی حاکم شمردند و گمان کردند تنها عقل سرچشمه معرفت است و تدریجاً خود را بی نیاز از سر چشمه وحی دانستند. این ایمان افراطی به عقل، آنان را فریفته ساخت و به افراط و دوری از حق گرفتار آمدند. همین اشتباه بود که درهای اختلاف را به روی آنان گشود و هر جمعیتی به استدلالات واهی تمسک جستند و شماره فرقه های آنان را از هفتاد گذراند (آئینة اسلام، ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتی، تهران، شرکت انتشار، 1339ه.ش، ص 266 )
    گوستاولوبون فرانسوی می گوید: حقیقت مطلب این است که سلطنت سیاسی اعراب در زمان هارون و پسرش مأمون به اوج قدرت رسید، زیرا حد شرقی سلطنت آنها در آسیا، مرز چین بود، و در آفریقا، اعراب، قبائل وحشی را تا مرزهای حبشه، و رومیان را تا تنگه بسفور به عقب راندند و همچنان تا کرانه های اقیانوس اطلس پیش رفتند
    (تاریخ تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید هاشم حسینی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ص 211.)
    11.الشیخ عزیز الله العطاردی الخبوشانی، مسند الامام الرضا، الموءتمر العالمی للامام الرضا ـ علیه السلام ـ، 1406ق، ج 2 ص 75؛
    جاثلیق (به کسر <ث > و <لام > لفظی یونانی است به معنای رئیس اسقفها و پیشوای عیسوی، لقبی است که به علمای بزرگ نصاری داده می شد و نام شخص خاصی نیست (المنجد) و شاید معرَّب کاتولیک بوده باشد
    راءس الجالوت لقب دانشمندان و بزرگان ملت یهود است (این نیز اسم خاص نیست ).
    هربز اکبر، یا هیربد اکبر لقبی است که مخصوص بزرگ زردشتیان بوده، به معنای پیشوای بزرگ مذهبی و قاضی زردشتی و خادم آتشکده.
    عمران صابی، از مذهب صابئین دفاع می کرد. صابئین گروهی هستند که خود را پیرو حضرت یحیی می دانند ولی به دو گروه موحد و مشرک تقسیم شده اند:
    گروهی از آنان رو به ستاره پرستی آورده اند، لذا آنها را گاه به عنوان ستاره پرستان می نامند. مرکز آنها سابقا شهر حران در عراق بود، سپس به مناطق دیگری از عراق و خوزستان روی آوردند. آنها طبق عقاید خود بیشتر در کنار نهرهای بزرگ زندگی می کنند و اکنون گروهی از آنان در اهواز و بعضی مناطق دیگر به سر می برند.
    سلیمان مروزی مشهورترین عالم علم کلام در خطه خراسان در عصر مأمون بود. برای او احترام زیادی قائل می شد.
    علی بن محمد بن جهم، ناصبی و دشمن اهل بیت بود. مرحوم صدوق روایتی از علی بن محمد بن جهم نقل کرده که از آن استفاده می شود وی نسبت به حضرت رضا ـ علیه السلام ـ محبت داشته، آنگاه در ذیل همین حدیث آورده است: هذا الحدیث غریب من طریق علی بن محمد بن الجهم مع نصبه و بغضه و عداوته لأهل البیت ـ علیهم السلام ( عیون اخبار الرضا، تهران، دار الکتب الاسلامیة، 1377هـ. ق، ج 1، ص )204. صاحب جامع الرواةنیز همین مطلب را در شرح حال او آورده است (جامع الرواة، منشورات مکتبةآیت الله العظمی المرعشی النجفی، قم 1403هـ. ق، ج 1، ص 596ـ 597)
    مقصود از <بارقلیطا> یا <فارقلیطا>، که حضرت مسیح از آمدن او خبر داده است، حضرت محمد(ص ) می باشد و این پیشگویی در انجیل <یوحنّا> در ابواب 14و 15و 16 وارد شده است، و قرآن مجید نیز در آیه 6از سوره صَف ّ، این معنا را از قول حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نقل کرده است. (برای اطلاع بیشتر در این زمینه رجوع شود به کتاب <احمد موعود انجیل >، تاءلیف استاد جعفر سبحانی، انتشارات توحید، قم، 1361هـ. ش، ص 97ـ 133.

    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۰:۵۹


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نام عبادتگاه حضرت معصومه در قم ؟

    حضرت معصومه (س)حدوداً در روز 23 ربیع‏الاول سال 201 هجرى قمرى وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى‏شود به منزل «موسى بن خزرج»وارد گردید
    آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز بود.
    محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت‏النور»بود. آدرس فعلی این مکان عبارت است : قم 45، متر عمار یاسر, نرسیده به حسینیه نجفی ها , میدان میر. اکنون این جایگاه محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در نیمه دوّم قرن اوّل زمینه برای پی ریزی حوزه علمیه در قم به وجود آمد. امامان اهل بیت شیعیان از چنین حوزه ای خبر می دادند، از امام صادق نقل شده‌است : «به زودی کوفه از مؤمنان خالی می گردد، علم از آن همچون ماری که در لانه اش جمع می شود، جمع و برچیده می گردد. سپس در شهری که آن را «قم» می گویند آشکار می شود. آن جا مرکز علم و فضیلت خواهد شد. . . »(1)
    حوزه علمیه قم در سال های بعدی رو به تکامل گذاشت، عباس فیض می نویسد:
    در زمان قیام ابومسلم خراسانی قم پایگاه شیعه امامیه شد. برای نخستین بار مکتب امامیه، توسط اعراب اشعری در قم افتتاح گردید. فقه شیعه به طور رسمی در آن تدریس می شد. که از این مکتب اساتید بلند آوازه ای مثل «دیلمی»ها برخاستند. متوکل (دهمین خلیفه عباسی) او را معلم فرزندان خود نمود. در اثر تربیت شیعی یکی از فرزندانش، او را کشت. (2)
    ورود امام رضا امام هشتم شیعیان در سال 200 هجری به قم، و استقبال مردم از او بیانگر وجود زمینه های مناسب برای اشاعه فرهنگ تشیع و فقه آل محمد و پدیدار شدن حوزه علمیه شیعی و پر رونق بوده ‌است. سید ابن طاوس می نویسد: «خانه ای که رضا در آن جا میهمان شد، در زمان حاضر (قرن هفتم) مدرسه ای است که محل بحث طلّاب می باشد. »(3)
    در سال 201 هـ. ق به دنبال ورود امام رضا به خراسان معصومه دختر امام موسی کاظم از مدینه به سوی خراسان
    حرکت کرد. در راه در اثر بیماری درگذشت و در شهر قم به خاک سپرده شد. ورود معصومه به قم، و مرقد او، سپس ورود امامزادگان بسیار به قم، موجب تحولات تازه در گسترش تشیع گردید، در کنار آن نقش به سزایی در تحکیم و گسترش حوزه علمیه و رفت و آمد و ارتباط علما و راویان و شاگردان برجسته صادق، کاظم و رضا داشت.
    در قرن های پنجم و ششم (در دوره سلجوقیان) قم، مرکزی بزرگ برای فقهای شیعه بوده و عدّه ای برای تحصیل به این شهر می آمدند و مدارس دایری داشت.
    حوزه علمیه قم در دوره صفویه مورد توجه همگان مخصوصاً دولتمداران شیعه مذهب آن زمان قرار گرفت. مدارس آباد گردید و مدارس دیگر از نو بنا گردید. علمای بزرگ شیعی چون ملا صدرا، ملا محسن فیض، علامه لاهیجی، شیخ بهائی در آن جا مشغول تحصیل و تدریس شدند. قم در آن عصر، دارای حوزه علمیه فعال، مدارس و طلاب بسیار بوده، علوم مختلف اسلامی تحصیل و تدریس می شد. مدرسه فیضیه یکی از آثار دوره صفویه می­باشد.
    در عصر قاجاریه هم علمای بزرگی در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال داشتند. در این سال ها حوزه علمیه وارد مرحله تازه ای از حیات خود شد.
    حوزه علمیه همچنان در نوسانات مختلف ادامه حیات می داد، ولی دارای تشکل و انسجامی نبود. با ورود آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری حوزه چنان تجدید حیات شد که او را «مؤسس حوزه علمیه قم» نامیدند. (4)
    بعد از مرگ آیت‌الله حائری، با ورود آیت‌الله بروجردی به قم و بر اثر توجهات ایشان رونق کامل یافت. در اندک زمانی دارای تحولات عظیم گردید. مدارس، کتابخانه ها، درس و بحث ها، نشریات، و علوم مختلف اسلامی در سطح عمیق و گسترده ای فعال شد. در زمان تصدی ایشان عده علمای ساکن در قم بالغ بر شش هزار نفر شد.
    پس از پیروزی انقلاب، حوزه به مرحله‌تازه سیاسی، اقتصادی وارد شد. گسترش چشم گیری یافت. اکنون بالغ بر پنجاه هزار نفر از طلاب ایرانی و خارجی در آن به درس و بحث مشغول هستند. تشکیلات حوزه با مجهز بودن به فن آوری روز به روند تکاملی خود ادامه می دهد.

    پی نوشت ها:
    1. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 60، ص 213.
    2. اقتباس از گنجینه، آثار قم، ص 89؛ تتمة المنتهی، ص238.
    3. فرحة الغری، ص105.
    4. تاریخ مذهبی قم، ص131.


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سالروز ولادت ، وفات و ورود حضرت معصومه (س) به شهر قم ؟

    نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان معصومه و فاطمه کبرى است. پدر گرامیش حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر ارجمندش نجمه خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.
    حضرت اول ذى القعده سال 173هـ.ق در مدینه منوره به دنیا آمدند و در 28 سالگى در روز دهم(1) یا دوازدهم (2) ربیع الثانى سال 201هـ.ق در شهر قم از دنیا رفتند.
    در سال 200هـ.ق و یک سال پس از سفر تبعیدگونه حضرت رضا (ع) به شهر « مرو» حضرت فاطمه معصومه همراه عده اى از برادران و محارم خود براى دیدار برادر(امام رضا) راهى دیار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسیدند، ولى از آن جا که در آن زمان مردم ساوه از مخالفان اهل بیت بودند، با ماموران حکومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند. عده اى از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز کشته شدند.(3) سپس حضرت به طرف قم حرکت نمود.
    بزرگان قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند ،به استقبال حضرت شتافتند . در حالى که موسى بن خزرج بزرگ خاندان اشعرى زمام شتر حضرت را به دوش مى کشید؛ ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر شد . به منزل شخصى موسى بن خزرج رفت. (4)
    فاطمه معصومه هفده روز در قم به سر برد . در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود . واپسین روزهاى عمر پربرکت خویش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاک الهى به پایان رساند. سرانجام بعد از هفده روز دار فانی را وداع نمود و به دیار حق شتافت.
    در باره علت مریضى نابه­ هنگام و مرگ زودرس حضرت گفته شده است: زنى در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود . این مطلب با توجه به درگیرى دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده اى از آن ها در ساوه و جو نامساعد آن شهر و حرکت نابه­ هنگام حضرت معصومه در حال مریضى به سوى شهر قم، مطلبى قابل قبول مى باشد. (5)
    بعد از وفات حضرت را غسل دادند و کفن نمودند .سپس در قبرستان بابلان تشییع و دفن کردند.
    در باره ورود ایشان به قم اگر وفات ایشان دهم ربیع الثانی باشد، 17 روز پیش از این تاریخ او وارد قم شده است .

    پی نوشت ها :
    1. وسیله المعصومیه، میرزا ابوطالب بیوک، ص 65، به نقل از نزهه الابرار. چاپ سنگی، تهران، کاتب احمد زنجانی، ربیع المولود 1371ق،
    مستدرک سفینة البحار ج 8 ،ص 257.
    2 .مستدرک سفینة البحار، شیخ علی نمازی شاهرودی ، ج 8 ،ص 261 سال چاپ 1419 ، ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة.
    3. زندگى حضرت معصومه، مهدی منصوری ، ص 14. قم، کتابفروشی صحفی، 1380ق.
    4. تاریخ قم، حسن بن محمد بن حسن قمى ، ترجمه حسن بن على بن حسن عبد الملک قمى ، ، ص 213.تحقیق سید جلال الدین تهرانى، تهران، توس، 1361ش.
    5. وسیله المعصومیه، ص 68؛ الحیاه السیاسیه للامام الرضا علیه السلام، جعفر مرتضى العاملى، ص 428. ناشر جامعه مدرسین قم سال 1362.


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وجه تسمیه قم ؟
    در کتاب تاریخ قم، تألیف حسن بن محمد بن حسن قمى در بیان علت نام گذارى قم آمده است :
    شهر قم را بدین علت قم نامیدند که محل جمع شدن آب ها و آب تیمره و انار بوده (تیمره را دیمره هم مى گفته اند که ظاهرا از رودهاى آن زمان بوده است ) که چون آب در آن جا جمع مى شده و آن را هیچ منفذ و رهگذرى نبوده، در اطراف آن جا علف و گیاهان و نباتات فراوان مى روییده است و در عرب، جمع شدن آب را قم گویند؛ که بعضى قمقمه را معرب کمکم دانسته اند و گلاب پاش را نیز نوعى از قمقمه وصف کرده اند و جمع آن را قماقم نامیده اند؛ با این تفاوت که وقتى در آن نواحى علف زار و سبزه زار زیاد مى شد، چوپانان براى چرانیدن گوسفندان خود، برگرد علف زارها خیمه مى زدند و خانه هایى را بنا مى کردند و خانه هاى ایشان را در فارسى، کومه نامیدند و به مرور زمان کومه تبدیل به کم شد؛ پس آن را معرب گردانیده و قم نامیدند.
    د روایتی در باره نام گذاریی شهر قم آمده است :
    از حضرت صادق (علیه السلام ) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) روایت شده است که فرمود :در شب معراج که به سوى آسمان مى رفتم، جبرئیل مرا بر کتف راستش نشانده بود، در زمین جبل بقعه اى دیدم از مشک خوشبوتر و از زعفران خوشرنگ تر، ناگاه دیدم پیرمردى کلاه درازى بر سر دارد؛ به جبرئیل گفتم: این بقعه چیست ؟ گفت : جایگاه شیعیان تو و شیعیان وصى تو على (علیه السلام ) است. گفتم : این پیرمرد کیست ؟ گفت : شیطان است. گفتم : از ایشان چه مى خواهد؟ گفت : مى خواهد آنان را از دوستى و ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام ) بازدارد و به نافرمانى خدا و گناه دعوتشان کند، گفتم : اى جبرئیل ما را به آن مکان ببر.
    با حرکتى سریع تر از برق ما را به آنجا رسانید. گفتم : یا ملعون، قم ! یعنى اى ملعون برخیز و برو، در اموال و اولاد و زنان دشمنان ایشان شرکت کن؛ زیرا به راستى تو را بر شیعیان من و شیعیان على چیرگی نیست، از این رو آن مکان قم نامیده شد. (1)
    از امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال شد: شهرهاى جبل کجاست ؟ فرمود: زمانى که حکومت به شما برگردد قسمتى از آن از بین مى رود. در آن جبل مکانى است که به آن بحر گفته مى شود و آن قسمت قم نامیده مى شود و آنجا مرکز شیعیان ماست. (2)
    همچنین در مورد این مطلب که چه کسانى نخستین بار قم را بنا کردند و به چه علت آن را بدین نام گذاشتند، مطالبى را عینا از کتاب تاریخ قم تاءلیف حسن بن محمد بن حسن قمى بیان مى داریم :
    چنین گویند که قم را در قدیم الایام، صفرا نام نهادند و صفرا خواندند و در روزگار عجم تا آن گاه که آل سعد بن ملک به قم نزول کردند، آب عزیز الوجود (3) و کم بوده ؛ و در کتاب سیر الملوک عجم چنین آمده است که : چون بهرام گور به جانب بلاد ارمنیه مى رفت، اتفاقا رهگذر او بر دیهى (4) بود از تخوم (5) ساوه که آن را طغرود مى گویند؛ بدین دیه آتشکده بنا نهاد و آتش در آن برافروخت و بازارى در آن پدید کرد و قم و روستاق هاى روستا آن را بنا نهاد و آن را ممجان نام نهاد و به مزدجان بارو کشید و ابو عبدالله احمد بن اسحق همدانى الفقیه چنین روایت کند در کتابى که آن را کتاب بلدان نام کرده : قم را قمساره بن لهراسب بنا کرده است.
    ابو عبدالله حمزه بن حسن اصفهانى در کتاب اصفهان یاد کرده است که چون عرب اشعریان به قم آمدند، در جوانب قم در خیمه هایى از مو بزول کردند. چون در این ناحیه متمکن شدند. در صحارى( 6) هفت ده و خطه و منزل ساختند و سراها و بناها و قصرها و عمارت ها بنا نهادند و فرود آمدند و آن هفت ده ممجان، قزدان، مالون، جمر، سکن، جلنبادان و کمیدان بودند. چون این روستاها به هم نزدیک شد، از مجموع آن نام ها کمیدان را اختیار کردند و مجموع این ده ها را کمیدان نامیدند. پس از مدتى براى اختصار، چهار حرف آن را حذف کردند و آن را کم نامیدند که پس از معرب ساختن، قم نامیدند.
    شاید در بین علل مختلفى که براى وجه تسمیه قم ذکر کرده اند، از همه صحیح تر این باشد که کلمه قم معرب کومه است؛ بدین شرح که چون سرزمین قم پیش از آن که به صورت شهر در آید، داراى گودال هاى پر آبى بوده و چوپانان گوسفندان خود را براى آشامیدن آب و چرانیدن در سبزه زارهاى اطراف آن گودال ها مى برده اند، به تدریج عده اى از چوپان ها به دلیل توقف طولانى در آن سرزمین، براى خود مساکن موقتى - که در فارسى به آن کومه گویند - ساخته اند. این کومه ها کم کم زیاد شده و توسعه پیدا کرد. پس از مدتى به صورت ده درآمد و چون آب سرزمین از لحاظ طبیعى براى شهر مناسب بود، به مرور زمان و زیاد شدن سکنه آن، مبدل به شهر شد؛ ولى به مناسبت مساکن اولیه چوپانان، نام کومه براى آن باقى ماند. بعد از ظهور اسلام و نفوذ زبان و ادبیات عرب و ایران در یکدیگر، بسیارى از کلمات فارسى تغییر شکل داد و از جمله کوم مبدل به قم گردید.
    روایات در فضیلت قم بسیار است ودارای مضامین بسیار بلند وناظر به مسایل متعدد می باشد ازجمله :این فضیلت به خاطر حضور حضرت معصومه (ع) می باشد یا به خاطرحضور شخصیت های الهی است و یابه خاطر آن است که در این مکان انسان های دین مدار حضور داشته و در آینده در آن زندگی خواهند نمود . از پیامبر(ص) در حدیث معراج آمده است که شهر قم، شهر بندگان مؤمن خدا است. (7)
    امام صادق(ع) فرمود: قم حرم ما اهل بیت است. در این شهر فرزندم فاطمه معصومه دفن خواهد شد. هر که او را زیارت کند، ‌ثوابش بهشت است. (8)
    نیز فرمود: قم معدن شیعیان ما است. (9)
    قم مأمن شیعیان ما است. آن گاه که فتنه ها فراگیر شود، به قم پناه ببرید، چون قم مأمن است و از بلاها مصون(10)
    امام هفتم (ع) فرمود: قم لانه آل محمد و آشیانة آل محمد و جایگاه شیعیان است. (11)
    امام هشتم(ع) فرمود: برای بهشت هشت در وجود دارد که یکی از آن ها برای اهل قم است. پس خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان. (12)
    امام دهم(ع) فرمود: اهل قم مورد غفران خداوند قرار گرفته اند. (13)

    پی نوشت ها :
    1. سید مهدى صحفى، زندگانى حضرت معصومه علیهاالسلام و تاریخ قم، ص 23.
    2. بحار الانوار، ج 6، ص 212.
    3. کمیاب
    4. ده
    5. وسط
    6. جمع صحر
    7. تاریخ مذهبی قم، ج 48، ص 316؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 368.
    8. مجلسی، بحار، ج 18، ص 311.
    9. همان، ج 48، ص 317.
    10. همان، ج 57، ص 212.
    11. همان، ص 214.
    12. همان.
    13. همان، ص 228.


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقاره درحرم امام رضا ع ؟

    نواختن نقاره از زمان هاى قدیم در آستان مقدس امام رضا (ع) معمول بوده است. اما این که این رسم از چه زمانى آغاز شده و به صورت یک سنّت درآمده، معلوم نیست. نه نویسندگان در باره ی آن چیزى نوشته اند و نه اسناد و مدارک موجود در حرم مطهر چیزى را نشان مى دهد. اما از نشانه هاى تاریخى چنین برمى آید که در قرن دهم، نواختن نقاره معمول بوده است. فضل بن روزبهان خنجى در کتاب مهمان نامه بخارا، در حالات محمدخان شیبانى، سلطان ماوراءالنهر که مشهد مقدس و ناحیه طوس را تصرف کرده بود، مى نویسد: سلطان تصمیم گرفت به زیارت حضرت رضا (ع) برود، از این رو، با اعیان لشکر خود و قاضیان و محتشمان عازم مشهد گردید. من با گروهى قبلاً به مشهد رفتیم و در آن جا مراسم استقبال را فراهم کردیم. بر فوق بارگاه حضرت، محلّى که نقاره حضرت امام مى زنند ، جماعت نقاره چیان اردوى همایون و نفیرچیان ایستاده ، مترصّد آن که چون موکب همایون برسد نقاره بکوبند و نفیر نوازند. آن حضرت امر فرمودند که دم نزنند و نفیرنوازى را به فقیرنوازى بدل فرمودند، و چون به درگاه بارگاه رسیدند ، فرود آمده به پیشگاه برآمدند و از آن جا به روضه ی مقدس قدم گشاده بقیه درآمدند و آداب زیارت تقدیم نمودند و اندکى نشسته از قبه بیرون فرمودند. از این متن معلوم مى شود که در قرن نهم و دهم، نقاره نواخته مى شده و جایى هم در بلندى براى نقاره زنان اختصاص داشته است. در روزگاران پیشین، استفاده از شیپور و نقاره در دربار شاهان معمول بود و هر بامداد و شبانگاه، در کاخ ها و قصور و محل هاى اقامت حاکمان و امیران در شهرها و بیابان ها نقاره مى زدند و مردمان را احضار و یا مرخص مى کردند و طبل نواختن و شیپور زدن، نشان حاکمیت و اقتدار شاهان به شمار بوده است. در ایران، نواختن طبل و نقاره ، تا زمان قاجاریه ادامه داشت و حاکمان هم در مراکز استان ها به هنگام معینى از آن استفاده مى کردند و در مناطق شرقى کشور حتى تا اوایل قرن حاضر نیز معمول بود. اما... چرا این شیوه در بارگاه امام رضا(ع) مرسوم شده، چه کسى آن را بنا نهاده و از چه زمانى این کار رواج یافته است، معلوم نیست، و هر کس بر پایه ذوق و برداشت خود ، براى آن انگیزه اى بیان مى کند. به این برداشتها توجه کنید:
    ـ از آن جا که امام رضا (ع) عنوان ولایتعهدى داشته و ایشان را سلطان مى خوانده اند، نواختن نقاره در بارگاه ایشان معمول شده است.
    ـ شاید زمانى براى پاسدارى از حرم مطهر و مشهد، در آن جا لشکریانى بوده اند که براى اعلام آمادگى ایشان نیاز به نواختن نقاره بوده، و سپس این رسم به سان یک سنّت، ماندگار شده است.
    ـ نقاره زدن و شیپور نواختن، براى احترام و بزرگداشت بارگاه امام رضا (ع) است و تنها جنبه تشریفاتى دارد و هیچ نظر دیگرى در میان نبوده است. به هر حال و با هر انگیزه اى که این کار آغاز شده باشد، اینک نقاره هر صبح پیش از طلوع آفتاب و هر عصر پیش از غروب خورشید نواخته مى شود و همزمان با برآمدن و فروشدن آفتاب، آخرین نواهاى نقاره به گوش مى رسد. این بدان معنى است که نمازگزاران براى بر پا داشتن فریضه خود، اندک فرصتى بیش ندارند و اگر نماز خویش را به جاى نیاورده اند، مى باید شتاب کنند و به اقامه نماز بپردازند. افزون بر این ، هنگامى که حادثه ی خاصى رخ دهد که مردم شادمان گردند و جشنى همگانى پدید آید، نقاره نوازان بر فراز نقاره خانه مى روند و بر طبل ها مى کوبند و در شیپورها مى دمند. نیز، هر گاه در آستان امام هشتم (ع) بیمارى شفا یابد و به خیل شفایافتگان آستان حضرتش افزوده شود، به منظور اعلام همگانى و اظهار سرور و شادمانى، نقاره ها را به صدا در مى آورند. علاوه بر این، در شب هاى میلاد معصومان و بزرگداشت مناسبت هاى مذهبى، مانند جشن هاى بزرگ قربان و فطر و غدیر، و هم چنین در زمان تحویل هر سال شمسى، در آغاز نوروز، نقاره نواخته مى شود. اما... در ایام محرم و صفر که روزهاى سوگوارى شیعیان است، به منظور احترام به آیین سوگوارى ، هیچ نوایى از نقاره خانه به در نمى آید.



  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جریان مسجد جمکران در برخی منابع امده است که در مجموع می توان گفت که سند مسجد معتبر می باشد. از جملهشیخ صدوق در کتاب ‌«مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» نوشته است: شیخ حسن بن مثله جمکرانی گوید: شب سه شنبه هفدهم ماه رمضان سال 373 هجری قمری در خانه خود بودم که ناگهان جماعتی آمدند و من را صدا زدند و گفتند که حضرت مهدی(عج) شما را طلبیده است.
    به همراه جماعت به مکانی که هم اکنون مسجد مقدس جمکران در آن واقع شده است، رفتیم؛ در آن جا حضرت به من فرمود: به صاحب این زمین (حسن بن مسلم) بگو که این زمین، زمین شریفی است و خدای تعالی این زمین را از زمین‌های دیگر برگزیده است. نزد سید ابوالحسن الرضا برو و به او بگو که این زمین را از حسن بن مسلم بگیرد و با همکاری مردم در این زمین مسجدی بنا گردد و به مردم بگو تا به این مکان توجه کنند و آن را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در این جا به جا آورند. سپس حضرت خواندن نماز مخصوص در این مکان را به وی آموخت. حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: به حضرت عرض کردم: برای این که دیگران حرف من را بپذیرند، به دلیل و نشانه نیاز است، چون که مردم حرف بی دلیل را نمی‌پذیرند. حضرت فرمود: ما نشانه‌ای و علامتی قرار می‌دهیم تا سخن تو تصدیق شود. برو نزد سید ابوالحسن الرضا و به او بگو که این کارها را انجام دهد....
    من به خانه‌ام بازگشتم و فردا صبح به همراه «علی المنذر» به خانة سید ابوالحسن الرّضا رهسپار شدیم. وقتی که به منزلش رسیدیم، دیدیم که خدمت‌گزاران سید می‌گویند: آقا از سپیده دم تا کنون منتظر شما است. آیا از جمکران آمده‌اید؟ گفتم: آری. پس نزد سید رفتیم و بعد از سلام و احوال‌پرسی به من گفت: ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم. در خواب شخصی به من گفت: بامداد مردی از جمکران به نام حسن بن مثله پیش تو می‌آید. باید سخنش را تصدیق کنی. سخن او سخن ما است.
    من هم ماجرا را گفتم و به فرمان ناحیة مقدسه این مسجد ساخته شد1
    (. مجلسی، بحارالانوار، ج 53، 230 ـ 234.)
    عملکرد مراجع عظام نشانگر اعتبار واهمیت مسجد جمکران است:
    آیة الله العظمى آقاى شیخ عبدالکریم حائرى
    مرحوم حضرت آیة الله العظمى حاج شیخ محمد على اراکى طاب ثراه در نماز جمعه قم فرمودند چند روز به اول ماه مانده عالم ربانى آقاى حاج شیخ محمد تقى بافقى محضر مبارک آیة الله العظمى آقاى شیخ عبدالکریم حائرى متوفاى 1355 ه‍ق مى رسیدند جهت شهریه طلاب حوزه ، سوال مى کردند وضع شهریه چطور است ؟ مرحوم حائرى مى فرمودند جز سرمایه توکل چیزى در دست نیست ، ایشان )آقاى بافقى ( راهى مسجد مقدس ‍جمکران مى شدند، از توجهات صاحب الزمان (ع ) مشکل شهریه حل مى شد.

    آیت الله العظمى خوانسارى پیاده به مسجد جمکران مى رود
    آیة الله احمدى میانجى فرمودند: از جمله بزرگان که به مسجد مقدس ‍جمکران خیلى علاقه داشتند حضرت آیة الله العظمى آقاى سید محمد تقى خوانسارى رحمه الله علیه متوفاى 1372 ه‍ق که با مرحوم حضرت آیة الله العظمى آقاى اراکى متوفاى 1415 ه‍ق پیاده به مسجد شریف جمکران مى رفتند.

    آیة الله آقاى حاج شیخ مرتضى حائرى و مسجد جمکران
    ایشان مى نوسند: مسجد جمکران یکى از آیات باهرات عنایت آن حضرت است ، و توضیح این مطلب در ضمن چند جهت - که شاید خیلى ها از آن غافل باشند - مذکور مى شود:
    داستان مسجد جمکران که در بیدارى واقع شده ، در کتاب تاریخ قم که کتاب معتبرى است ، از صدوق علیه الرحمه نقل شده است .
    مرحوم آقاى بروجردى که مرد دقیق و ملائى بود، مى فرمود: این داستان در زمان صدوق علیه الرحمه واقع شده ، و او نقل کرده است ، دلالت بر کمال صحت آن دارد.
    داستان مشتمل بر جریانى است که مربوط به یک نفر نیست ، براى این که صبح که مردم بیدار مى شوند مى بینند با زنجیر علامت گذاشته شده است که مردم باور کنند. و این زنجیر مدتى در منزل سید محترمى ظاهرا به نام سید ابوالحسن الرضا بوده است ، و مردم استشفاء به آن مى نموده اند. و بعدا بدون هیچ جهت طبیعى مفقود مى شود.
    جاى دور از شهر و در وسط بیابان جائى نیست که مورد جعل یک فرد جمکرانى بشود، آن هم دست تنها در یک شب ماه رمضان .
    نوعا مردم عادى به واسطه ى خواب یک امامزاده را معین مى کنند، و مسجد از تصور مردم عادى دور است .
    اگر پیدایش این مسجد روى احساسات مذهبى و علاقه مفرط به حضرت صاحب الامر(ع ) بود، مى بایست سراسر توسل به آن بزرگوار باشد، چنانکه در این عصر مردم بیشتر زیارت حضرتش در آن مسجد مى خوانند و متوسل به آن حضرت مى شوند، در صورتى که در این دستور معنوى اصلا اسمى از آن حضرت نیست ، حتى تا به حال هم بیشتر معروف به مسجد جمکران است ، نه مسجد صاحب الزمان .



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اينكه در برخي از روايات به غربت امام رضا (ع) اشاره شده است شكي وجود ندارد. اما غريب هميشه به معناي زوار كم داشتن نيست و ممكن است شخص به جهات ديگري مانند نشناختن حق امامت و ...در بين مردم غريب باشد و در برخي از زيارات به امام حسين(ع) نيز لقب غريب داده شده است. (1) لذا روايتي صحيحي مطابق آنچه شما ذكر كرده ايد"زوار پدرم کم هستند وپدرم غریب است..."يافت نشد. اما در عين حال بر فرض صحت روايت، توجه به چند نكته ضروري است.
    1- ثواب زيارات ائمه از دو جهت قابل بررسي است.
    اول از آن جهت كه زيارت براي هر امامي ،في حد نفسه و به خودي خود در نظر گرفته شود كه از این جهت زيارات همه ائمه از جمله امام رضا(ع)، امری مستحب و هر کدام دارای ثوابی مستقل است که در روایات به برخی از آثار آن اشاره شده است آنچنانکه امام رضا(ع)درباره ثواب زیارت فرمود" بدان كه هر كه زيارت كند مرا و او عارف باشد بآنچه حق تعالى واجب فرموده از حق من و طاعت من، پس من و پدران من شفعاى او باشيم در روز قيامت، و هر كه ما شفعاى او باشيم نجات مى‏يابد..."(2)حال از این جهت هر یک از ائمه جایگاه خاص خود را داشته و ثواب یکی، مانع ثواب دیگری نمی شود.
    دوم از آن جهت که این عمل می تواند به عنوان عاملی برای رفع مظلومیت امامی خاص باشد، حال از این جهت ممکن است زیارت امامی خاص، دارای ثواب زائد باشد ؛ بنابراین اگر چه امام رضا(ع)دارای زوار فراوان و ائمه بقیع دارای زوار کمتری هستنند. اما این دلیل بر نفی ثواب بالای زیارت امام رضا(ع) و یا کم شدن ثواب اولیه نیست.
    2- خود زيارت براي هر امام، نشانه علاقه و ابراز وفاداري به آن امام است. لذا از اين جهت خود وظیفه ای عمومی است به عبارت دیگر فیض حضور در پیشگاه امام رضا(ع)، افزون بر آرامش روحی و روانی و سعادت اخروی، تجدید میثاق و وفای به عهدی است که برعهده شیعیان و پیروان آن حضرت می باشد. آن چنانكه در حديثي از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود:
    "إِنَّ لِكُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَة"(3) همانا براى هر يك از امامان بر گردن دوستان و شيعيانش حقى است و يكى از لوازم وفاى به عهد و اداى اين حق زيارت مرقدهاى ايشان است و هر كس با رغبت آنان را زيارت كند و به آنچه آنان آورده‏اند تصديق كند، روز قيامت امامها شفيع او خواهند بود." لذا بر فرض بنا به برخی از مصالح ، زیارت امامی خاص دارای ثواب زائد باشد، دلیل بر ترک وظیفه یا ترک ثواب از جانب زیارت امام دیگر نیست.
    3- فارغ از تمام آنچه بیان شد زیارت هر کدام از ائمه دارای آثار و برکات خاصی است که معلوم نیست با زیارت امام دیگر این اثر به دست آید، لذا در روایات برای زیارت برخی از ائمه(ع)آثار و برکاتی ذکر شده که برای دیگری ذکر نشده است آنچنانکه زراره در حدیثی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود"إِنَّ لِزُوَّارِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَضْلًا عَلَى النَّاسِ قُلْتُ وَ مَا فَضْلُهُمْ قَالَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ قَبْلَ النَّاسِ بِأَرْبَعِينَ عَاما"در روز قيامت براى زوّار حسين بن على عليهما السّلام بر ساير مردم فضيلت و برترى مى‏باشد. عرض كردم: فضيلتشان چيست؟حضرت فرمودند:پيش از ديگران و چهل سال قبل از آنها به بهشت داخل مى‏شوند در حالى كه مردم در حساب و موقف مى‏باشند."(4) لذا هر یک از ائمه دارای آثار و برکات خاصی می باشند. لذا اگر در برخی از موارد زیارت امام دیگر دارای اهمیت می شود. اما از مقام و عظمت زیارت امام دیگر نمی کاهد.

    پی نوشت ها:
    1. مرحوم ميرزاي قمي، مفاتيح الجنان، آداب زيارت امام حسين(ع)، آداب بيستم، ص 770 .
    2. محدث اربلى، كشف الغمة في معرفة الأئمة، چ بنی هاشمی،تبریز،1381 ق، ج 2، ص 329 .
    3. مرحوم کلینی، الكافي،چ دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش،‌ج 4، ص 567 .
    4. ابن قولويه،‏ كامل الزيارات، چ مرتضوى، نجف 1356 ق، ص137.


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مدرسة فیضیه ؟
    مدرسة فیضیه، در سال 934 در عصر سلطنت شاه طهماسب صفوی، توسط شرف‌الدین اسحق تاج‌الشرف موسوی ساخته شد که بعدها، در زمان فتحلی‌شاه قاجار بنای سابق را خراب کردند و مدرسه را در زمینی بزرگتر و
    به صورت با شکوهی ساختند.
    پس از آمدن مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (قده) به قم، به قسمت فوقانی آن افزوده شد.
    علت اینکه به نام مدرسة فیضیه شهرت یافته، به جهت آن است که مدتی محدِّث عظیم‌الشأن و عالم ربانی مرحوم ملا محسن فیض کاشانی در آن‌جا سکونت داشته، مشغول تحصیل بوده، یا چون در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) قرار گرفته و از آن مزار کسب فیض کرده‌اند، به فیضیه معروف گردیده است.(1)

    پی‌نوشت‌ها:
    1. تاریخ قم، محمدحسین ناصرالشریعه، تحقیق علی دوانی، ص 155 ـ 156.


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شیخان قم ؟

    اولیا الهی که در مزار شیخان قم به خاک سپرده شده‏اند ،بسیار هستند اما تنها به ذکر برخی از برجستگان آنان بسنده می‏کنیم.
    1 . زکریابن آدم « زکریا» از اهالی قم بود و از یاران بسیار نزدیک امام رضا (ع) و امام جواد (ع) محسوب می‏شد .امام جواد (ع) برای او دعا فرمود و او را از یاران با وفای خویش به شمار آورد. یک بار که خدمت امام رضا (ع) شرفیاب شده بود، امام از اول شب تا صبح در خلوت با او سخن می‏گفت . نیز در پاسخ کسی که پرسیده بود: « راه من دور است و نمی‏توانم همیشه خدمت شما برسم .معارف و احکام دینی‏ام را از چه کسی فرا گیرم ؟ فرمود : از زکریا بن آدم که در امور دین و دنیا امین است.» در مزار شیخان زکریا بن آدم دارای بقعه و گنبدی می‏باشد. (از کتاب زندگی امام جواد ،انتشارات «در راه حق»)
    2 . زکریابن ادریس معروف به (ابوجریر قمی) که از امام صادق و کاظم و رضا (ع) حدیث نقل می‏کرد.
    3 . آدم بن اسحاق برادر زاده زکریا بن آدم و از فقها و محدثین.
    4 . میرزا ابوالقاسم گیلانی ،معروف به میرزای قمی از فحول علمای امامیه در قرن سیزدهم هجری در عهد فتح علی شاه بوده است. او فردی بسیار محقق و مدقق و از ارکان فقه اسلامی و استاد متاخرین بوده ،در علم اصول نیز از موسسین علمای شیعه بوده، در علم رجال و تاریخ و حکمت و کلام متبحر ، علاوه بر مراتب علمی وی فردی صاحب نظر و کوشا در مسائل سیاسی بوده ،مکاتباتی با فتحعلی شاه در مسائل سیاسی و حکومتی داشته است. وی در آراستگی به آداب حسنه دینی و تخلق به اخلاق کریمه الهی و زهد و تقوی کردار نیکو و حسن معاشرت شهرت بسزایی داشته است. برای آگاهی بیشتر ر.ک.به :
    دیدار با ابرارمیرزای قمی ،نشر سازمان تبلیغات اسلامی؛
    پنج نامه میرزای قمی به فتحعلی شاه.
    5 . میرزا ابوطالب قمی از شاگردان و داماد میرزای قمی که در بقعه زکریا بن آدم مدفون است.
    6 . آیه الله ارباب فرزند محمد تقی از علما و حکما که قبل از آیه الله حائری دارای عنوان مرجعیت بود .سال 1341ه . ق فوت کرد.
    7 . مرحوم حاج شیخ میرزا جواد آقا فرزند مرحوم میرزا شفیع ملکی تبریزی که پس از طی مراحل اولیه تعلیم جهت بارور نمودن آن استعداد پاک و شایسته رهسپار قم مشرفه گردید . بعد از سالیانی چند و کسب فیض از اساتید حوزه در آن زمان رهسپار نجف اشرف شد . در جوار بارگاه ملکوتی مولی الموحدین(ع) ماوا گزید .سالیانی را با تهجد و تقوا در پی کسب فیوضات حق از محضر اساتید بزرگ و مشهور آن زمان مثل مرحوم ملا حسین قلی همدانی آن عارف وارسته کسب فیض نمود . در طریق سیر و سلوک و عرفان ره توشه‏ای بس عظیم بدست آورد . در زمینه فقه و اصول از محضر استاد گرامی مرحوم علامه شیخ آقا رضا همدانی بهره‏مند گردید .
    پس از درک مقامات والای عرفانی و اخلاقی و رسیدن به مراتب علمی به ایران بازگشت .در حرم اهل بیت عصمت و طهارت (قم) مسکن گزید. عالم عامل عارف سالک و مجسمه علم و تقوا و اسوه و الگو و نمونه بود . رفتار و گفتار و کردارش سازنده و تاثیر گزار و شاگردان بزرگی تربیت نمود . هرکدام خود اسوه عالم بودند که از آن میان باید از حضرت امام خمینی (قدس سره) نام برد.
    مرحوم ملکی تبریزی در سال 1343 هجری قمری روز عید قربان دنیا را ترک و در جوار حق آرمید . از او آثاری بس ارزنده باقی مانده که هرکدام در باب خود منفردند مانند کتاب اسرارالصلواه که دنیائی از علم و معرفت است و کتاب نفیس مراقبات و کتاب های دیگری که هنوز به چاپ نرسیده است،از مقدمه کتاب ترجمه المراقبات.
    8 . شاگرد جناب میرزا جواد آقای ملکی تبریزی حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج آقاسید حسین‏ فاطمی ‏قمی.
    9 . از شاگردان دیگر میرزا جواد آقای ملکی تبریزی ،جناب ثقه الاسلام مرحوم حاج آقا سیدمحمود یزدی ،فرزند آقا میرزا سعید یزدی و همین طور علمای دیگری مانند مرحوم حاج آقا احمد طباطبائی و ملامحمد صادق قمی و حاج سید صادق قمی و حاج سید جواد قمی در بقعه زکریا بن آدم و ....

    ر.ک: از دیار ابرار ،قم ،نشرسازمان تبلیغات اسلامی.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی خواهش میکنم راهنماییم کنید برای استجابت دعا
    توسط baran_a در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۶/۲۹, ۱۳:۳۲
  2. جمع بندی گرفتن جان جنین در رحم مادر توسط عزراییل(ع)
    توسط امام عشق در انجمن مرگ و برزخ در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۱/۲۵, ۰۴:۲۱
  3. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۰۲, ۱۸:۰۰
  4. √ (●̪•)...در ســـوگ پـیـامبــر خاتم النبیین (ص)
    توسط *عرفانی* در انجمن ویژه نامه های قرآنی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۲
  5. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۸:۲۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود