صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام حسین (ع)- شهادت و عشق به خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38

    امام حسین (ع)- شهادت و عشق به خدا




    بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

    السلام علیك یا اباعبداللّه و علی الارواح التی حلت بفنائك، علیك منی سلام اللّه أبداً ما بقیت و بقی اللیل والنهار و لا جعله اللّه آخر العهد منی لزیارتكم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

    بنا شد در این ایام عاشورا مقداری در باره‌ی عاشورا و قیام امام حسین صحبت كنیم. ضمناً مطالب با درس‌هایی ازقرآن هم هماهنگی داشته باشد. در این زمینه به مناسبت حركت امام حسین چند بحث را مطرح می‌كنیم.

    عشق به شهادت، كسانی كه به استقبال خطر رفتند، قدردانی قرآن، انتقاد از ترسوها، هر كه می‌خواهد ببیند چقدر عاشق شهادت است، باید از تربیت شده‌های مكتب امام حسین بپرسد. شعور سیاسی و اجتماعی یك بچه‌ی سیزده ساله به نام حضرت قاسم و بهتر بگویم، شعور ایمانی، به روز بگویم، جهان بینی او به قدری در سطح بالاست كه وقتی در سنجش افكار امام حسین سؤال می‌كند كه قاسم، ‌ای پسر برادرم مرگ را چگونه می‌بینی؟ می‌فرماید: از عسل شیرین‌تر است. این باید نمونه‌ی بچه‌های سیزده ساله باشد.

    یعنی
    اگر بنا باشد، یزیدحاكم باشد، اگر بنا باشد، مكتب و امت حزب الله محكوم باشند، اگر حزب اللّه محكوم است و اگر حكومت در دست طاغوت است، مرگ از عسل شیرین‌تر است. این دید یك پسر سیزده ساله است.


    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از معروف‌ترین لقب‌های امام حسین(ع) ـ که در روایات و زیارتنامه‌ها بیان شده و مستند به امامان می‌باشد ـ لقب سیدالشهدا است. گرچه این لقب ابتدا از آنِ حضرت حمزه، عموی پیامبر بود که در جنگ احد به شهادت رسید، اما حماسه و فداکاری امام حسین(ع) چنان سترگ و والا بود که او را سرآمد همة شهدا ساخت و بر تمامی شهیدان تاریخ سروری داد.
    امام صادق(ع) به «ام سعید احمسیّه» (که مرکبی کرایه کرده بود تا در مدینه سر قبور شهدا برود) فرمود: «آیا به تو خبر دهم که سرور شهیدان کیست؟ حسین بن علی(ع) است. او سید الشهداء است».(1)
    پیامبر این مقام بزرگ را برای حضرت درخواست کرده بود. در آن زمان که از شهادت فرزندش خبر می‌داد، دعا کرد: «اللهم فبارک له فی قتله واجْعله مِن سادة الشهداء؛ خدایا! قتلش را موجب برکت گردان و او را از بزرگان شهدا قرار ده».(2)

    پی‌نوشت‌ها:
    1.وسائل الشیعه،ج14،ص525؛ بحار الانوار، ج 98، ص 36.
    2. همان، ج 44، ص 247.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38



    هر كه می‌خواهد عشق امام حسین به شهادت را ببیند باید تاریخ علی اكبر(علیه السلام) را بخواند كه وقتی از پدرش می‌پرسد ما بر حق هستیم؟ می‌فرماید: بله بر حق هستیم. می‌فرماید: حالا كه بر حق هستیم از هیچ چیز نمی‌ترسم. او سپر امام حسین بود ... و اما به سراغ پدرش برویم.

    آن از پسر و این از پدر. ببینید او این وسط كیست؟
    «وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّهِ»(نهج‏البلاغه، خطبه 5) قسم به خدا، خودحضرت علی می‌گوید، خود او می‌گوید: علاقه علی بن ابیطالب به مرگ از علاقه‌ی فرزند به پستان مادرش بیش تراست، امام حسین پسر آن پدر است «وَ مَتَى كُنْتُ كَارِهاً لِلْحَرْبِ قَطُّ»(شرح‏نهج‏البلاغه‏ابن‏اب ‏الحدید، ج‏4، ص‏13) كی دیدید من از جنگ بترسم؟ از سخنان امیرالمؤمنین ع است.

    «إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِی نَفْسُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ بِیَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّیْفِ أَهْوَنُ عَلَیَّ مِنْ مِیتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِی غَیْرِ طَاعَةِ اللَّهِ»(نهج‏البلاغه، خطبه‏123) بهترین نوع مردن، شهادت است به خدایی كه جان علی به دست اوست اگر هزار شمشیر به من بخورد هزار شمشیر درجبهه بهتر از این است كه در رختخواب در غیر راه خدا بمیرم «مَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ»(معانی‏الأخبار، ص‏288) مرگ چیزی نیست كه آدم از آن بترسد.

    مرگ پل است، لباسی است كه انسان عوض می‌كند. وقتی مؤمن می‌میرد گویا لباس خوب می‌پوشد و فاسق وقتی می‌میرد گویا لباس خوب را بیرون می‌آورد و لباس چرك به تن می‌كند. مرگ برای مؤمن مثل گلی است كه بو كند. این هاكه می‌گویم حدیث است. مؤمن وقتی می‌میرد مثل انسانی كه گل بو می‌كند، لذتی می‌برد.
    ویرایش توسط محب مهدی : ۱۳۹۴/۰۷/۲۳ در ساعت ۱۷:۰۶
    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پسر می‌گوید اگر بر حق هستیم، هیچ باكی ندارم. پسر برادر می‌گوید: اگر حاكمیت با طاغوت است، مرگ از عسل شیرین‌تر است. پدر می‌گوید: شهادت به وسیله‌ی هزار شمشیر از مردن در رختخواب بهتر است. آن پسر و این پدر. آن وقت امام حسین را ببینید، پسر آن پدر و پدر این پسر می‌فرماید: «إِنِّی لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً»(المناقب، ج‏4، ص‏68) من شهادت را جز سعادت نمی‌بینم، سعادت من شهادت است. این در مورد عشق به شهادت بود.


    در قرآن داریم كه افرادی به سوی خطر رفتند، نمونه هایش را می‌گویم. در قرآن از چه كسانی یاد شده است كه به سوی خطر رفتند و خداوند این‌ها را چه استقبال و تشویقی می‌كند و از آن‌هایی كه در برابر خطر جا می‌زنند و می‌ترسند، ازترسوها هم برایتان بگویم.


    آیاتی از قرآن درباره‌ی آن‌هایی كه به استقبال خطر می‌روند. آیاتی از قرآن در باره‌ی این كه خدا چقدر از اینها تجلیل می‌كند.آیاتی در باره‌ی كسانی كه به استقبال خطر نمی‌روند، كه خدا چقدر از این‌ها انتقاد می‌كند.

    یكی از این‌هایی كه به استقبال خطر رفتند حضرت ابراهیم است. انواع خطرها، یكی از خطرها آتشی بود كه درست كردند و با وسیله‌ای همچون منجنیق ابراهیم عزیز را در آتش انداختند. گفتند «حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلینَ » انبیاء/68 آتش بزنید، ابراهیم را بسوزانید.
    «وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ» از بت‌ها طرفداری كنید
    «إِنْ كُنْتُمْ فاعِلینَ»
    اگر می‌خواهید انقلابی باشید
    «قُلْنا یا نارُ كُونی‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهیمَ» انبیاء/69 ابراهیم را در آتش انداختند ولی خداوند به آتش امر كرد كه او را نسوزاند. خدا از ابراهیم تعریف می‌كند كه به استقبال خطر رفت.

    ادامه ...

    ویرایش توسط محب مهدی : ۱۳۹۴/۰۸/۰۱ در ساعت ۱۱:۳۶
    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,314
    مورد تشکر
    761 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کلمة «ثار الله» در زیارت عاشورا ؟

    «ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤرة» به معنای انتقام و خونخواهی و نیز به معنای خون است.(1)
    برای «ثارالله» بودن امام حسین معانی مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خود را می‏طلبد.
    أ) گروهی ثارالله را به معنای کسی که انتقام خونش را خداوند می‌گیرد می‌دانند.(2) خداوند، ولی دم حضرت است
    و خود او خونبهای آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می‏کند؛ چرا که ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و طرف شدن با خداوند بود. از آن جهت که اهل بیت(ع) «آل‌الله» هستند، شهادت امامان، ریخته شدن خونِ خداوند است.(3)
    اگر چه این واژه در قرآن نیامده است، اما می‏توان آن را با آیات این گونه توجیه نمود. خداوند می‏فرماید: «مَنْ قُتِل مظلوماً فقد جعلنا لولیه ‏سلطاناً؛(4) آن کس که مظلوم کشته شد، برای ولیّ‌‏اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».
    هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیای دم او، حق خون‏خواهی دارند. از آن رو که اهل بیت به ویژه امام حسین(ع) مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده‏اند، در واقع «ولیّ دم» و خونخواه آنان، خداوند است.
    بنابراین «ثارالله» به این معنا است که خونبهای امام حسین(ع) از آنِ خدا است و اوست که خونبهای امام را خواهد گرفت. این واژه حاکی از شدت همبستگی و پیوند سیدالشهدا(ع) با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می‏ماند که جز با انتقام‏گیری و خونخواهی خدا، تقاص نخواهد شد.(5)
    ب) بعضی لفظ اهل را در تقدیر گرفته‌اند و گفته‌اند ثارالله یعنی اهل ثارالله؛ اهل خون‌خواهی الهی که خداوند انتقام خونش را می‌گیرد.(6)
    پ) برخی گفته‌‌اند: ثارالله یعنی کسی که در دوران رجعت می‌آید و انتقام خونش را می‌گیرد.(7)
    پ) گروهی ثارالله را به معنای خون خدا دانسته‌اند.(8)
    اگر «ثار» به معنای خون باشد، مراد از «ثارالله» معنای حقیقی نیست؛ بلکه یک نوع تشبیه، کنایه و مجاز است. چون مسلّم است که خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی همان گونه که خون در بدن آدمی نقش حیاتی دارد، وجود مقدس امام حسین(ع) نسبت به دین خدا چنین نقشی دارد و احیای اسلام با نهضت عاشورا بوده است.
    شاید بتوان در این باره با نگاه عرفانی مستند به روایات به نتیجه‏ای نورانی دست یافت. از امام علی(ع) به «اسدالله الغالب» و «یدالله» تعبیر شده، و در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود:
    «ما تحبّب إلیّ عبدی بشی‏ءٍ احبّ إلیّ ممّا افْترضتُه علیه وإنّه لَیتَحَبَّبَ إلیّ بالنافلة حتّی اُحِبُّه فإذا اَحْبَبْتُه کنتُ سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها و رِجْله التی یمشی بها إذا دعانی اجبْتُه وإذا سألتنی اعطیته؛(9) بنده من به چیزی دوست داشتنی‌تر از واجبات، نزد من مقرّب و نزدیک نمی‌‌گردد او با نوافل به من اظهار دوستی می‏کند. آن گاه که او را دوست بدارم، گوش او می‏شوم که با آن می‏شنود و دیدة او می‏شوم که با آن می‏بیند و زبان او می‏شوم که با آن سخن می‏گوید و دست او می‏شوم که با آن ضربه می‏زند و پای او می‏شوم که با آن راه می‏رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخواست کند، به او عطا می‌کنم».
    از این روایت به خوبی آشکار می‏شود که اولیای خداوند، «خلیفة» او روی زمین و مظهر افعال الهی‏اند. خداوند جسم نیست، اما آن چه را که اراده می‏کند انجام بدهد، از طریق دست اولیای خود به ظهور می‏رساند و کمکی را که می‏خواهد به سوی بنده‏ای بفرستد، توسط اولیای خود می‏رساند، یا خونی را که قرار است برای احیای دین ریخته شود، از طریق شهادت اولیای خودش ظاهر می‏سازد. از این رو همان طور که دست امام علی(ع) دست قدرت خدا و «یدالله» است؛ خون امام حسین(ع) نیز خون خدا و «ثارالله» است.
    از این رو در زیارت عاشورا می‏خوانیم: «السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره والوتر الموتور؛ سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون او! سلام بر تو ای یگانه دوران!» نیز در زیارتی دیگر می‌خوانیم: «و انک ثار الله فی الأرض و الدم الذی‏ لا یدرک ثاره أحد من أهل الأرض و لا یدرکه الا الله وحده».(10)
    همان گونه که نقش خون در بدن آدمی حیاتی است و بود و نبودش، مرگ و زندگی را رقم می‏زند، وجود مقدّس امام علی و امام حسین(ع) نزد خدا و در دین او چنین نقشی دارند. اگر آن حضرت نبود، اسلام نبود و اگر حسین(ع) نبود، اسلام و تشیع نبود.
    آری! تا یاد و نام سیدالشّهدا(ع) زنده و بر سر زبان‏ها است، تا عشق حسین(ع) در دل‏ها می‏تپد، تا آتش محبت و ولایت او در قلوب انسان‏ها شعله‌ور است، تا فریاد «یا حسین» بر بلندای آسمان‏ها و زمین طنین انداز است، نام و یاد خدا زنده و پایدار است؛ چون او همه هستی خود را در راه خدا انفاق و ایثار کرد، نیز سیمای ننگین ریاکاران و تحریف‏گران زمان را آشکار نمود و نقاب از چهره زشت آنان برداشت و اسلام ناب نبوی و علوی را بر مردم نمایاند. خون او شرافت «ثارالله» را گرفت.
    صاحب کتاب مکیال گوید: اما رسیدن به فوز به وسیله خونخواهی مولای شهید(ع) وظیفه هر مؤمن است، چون پدر حقیقی مؤمنان است، چنان که آیة «ووَصَّینا الإنسان بوالدیه إحساناً» به امام حسن و امام حسین(ع) تفسیر شده است، از این رو صحیح است که هر مؤمنی، خود را از اولیای دم او بداند و خداوند خودش ولیّ دم حقیقی آن حضرت است. مولای ما قائم آل محمد(ص) را بر خونخواهی امام حسین(ع) امر کرده چنان که در روایات متعدد آمده است.(11)
    ثارالله، یعنی ای کسی که خونبهای تو متعلق به خدا است و او خونبهای تو را می‌گیرد، یعنی تو متعلق به یک خانواده نیستی که خونبهایش را پدر خانواده بگیرد، نیز متعلق به یک قبیله نیستی که خونبهای تو را رئیس قبیله بگیرد؛ تو متعلق به جهان انسانیت و بشریت می‌باشی؛ تو متعلق به عالم هستی و ذات پاک خدایی، بنابر این خونبهای تو را خدا باید بگیرد. تو فرزند علی بن ابی طالب هستی که شهید راه خدا بود و خونبهای او را نیز خدا باید بگیرد.(12)

    پی‌نوشت‌ها:
    1. طریحی، مجمع البحرین، ج 1، ص 237؛ مفردات راغب، ص 81.
    2. علی سعادت‌پرور، فروغ شهادت، ص 305.
    3. جواد محدثی، درس‌هایی از زیارات عاشورا، ص 14؛ اصغر عزیزی تهرانی، شرح زیارت عاشورا، ص 35.
    4. اسراء (17) آیه 33.
    5. فرهنگ عاشورا، واژه «ثار».
    6. بحار الانوار، ج 99، ص 151.
    7. همان.
    8. سید احمد میرخانی، شرح زیارت عاشورا، ص 308.
    9. محاسن برقی، ج 1، ص 291.
    10.‌ترجمه کامل الزیارات، ص 683، زیارت 16.
    11. میکال المکارم، میرزا محمدتقی الاصفهانی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج 1، ص 420.
    12. تفسیر نمونه، ج 4، ص 229.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,335
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,251 پست
    حضور
    122 روز 22 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " تقدس قیام امام حسین علیه السلام نسبت به سایر قیام ها:

    چه چیزی سبب می شود که قیامی مقدس و پاک و عظیم و مورد احترام می شود. تا انجا که ملاک و معیار حرکت های دیگر و سکوت و سکون ها می شود.

    " مقدس میشود. " یعنی مردم به چشمی به ان نگاه می کنند که به امور مافوق مادی و مافوق طبیعی نگاه می کنند.

    عظیم و محترم می شود. در حدی که هیچ نهضتی با او قابل قیاس نیست. حداکثر قابل تشبیه

    و پیروزی است.

    این قداست و اهمیت خارق العاده بعد از حدود چهارده قرن معلول سه جهت است :

    عامل اول: قداست و تعالی و عظمت هدف که انچه هدف است حقیقت است نه منفعت خود.

    و لهذا مستلزم فداکاری و قربانی کردن منفعت است برای حقیقت. برای خدا. بدیهی است

    اگر کسی قیام کند برای اینکه به اب و نانی برسد. جاه و مقامی کسب کند. پول و ثروت و

    قدرتی تحصیل کند و به قول حنظله بادغیسی برای کسب مهتری و یا به قول ناسیو نالیست ها

    برای تعصبات ملی و وطنی قیام کند. چنین قیامی مقدس نیست.

    بلکه از ان نظر که مستلزم وسیله قرار دادن دیگران است محکوم است. خواه موفق شود و خواه

    شکست بخورد. چنین قیامی معامله و تجارت است. که گاهی سود دارد و گاهی زیان .

    نه سود بردنش اهمیتی دارد و نه زیان بردنش . اینگونه قیام ها مبارزه شخصی با شخص است.

    به خاطر منافع و به همین دلیل بی ارزش است.

    اینکه امام به تبعیت از پدر بزرگوارش می فرمود : " اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا منافسه"

    فی سلطان ... " ناظر به این است که درد ما و ارزوی ما چه بوده است.

    ولی اگر قیام و مبارزه . مبارزه شخصی با شخص نبود. مبارزه به خاطر منافع نبود. بلکه مبارزه با نوعی عقیده و نوعی رژیم مبتنی بر ظلم و فساد و شرک و بت پرستی و برای رهایی بشریت از بردگی های اجتماعی و خطرناک تر اعتقادی. و بالاخره برای نجات بشریت از چنگال عفریت جهل

    و ضلالت و هیولای ظلم و استبداد و استثمار بود.

    " و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله . "و به انگیزه امر خدا و تحصیل رضای حق بود که "ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین. "

    بر اساس از خود گذشتگی و فداکاری بود. و خلاصه اگر خالصا"لوجه الله بود و هیچ منفعتی نداشت .

    بلکه منافع را به خاطر حقیقت به خطر انداخت. چنین مبارزه ای چون جلوه ای از روح حقیقت پرستی بشر است و بر ضد خود پرستی بشر است.

    وچون مصداق " انی اعلم ما لا تعلمون "است . طبعا" تقدس و تعالی و عظمت پیدا می کند.

    چنین مبارزه ای مصداق هجرت الی الله و الی الرسول است. که در حدیث امده است. به عبارت

    دیگر یک بعد قداست مربوط است به اینکه درد صاحب نهضت چه نوع دردی است و ارزویش چه نوع ارزویی است.

    قیام امام حسین علیه السلام این عنصر را در حد اعلی واجد بود. منافعش کاملا" تامین می شد .

    ولی او حاضر شد برای نجات جهان اسلام و برای نجات مسلمین از چنگال ظلم .جان و مال و

    تمام هستی خود را به خطر بیندازد. از این جهت ان حضرت صد در صد یک شهید و یک پاکباخته است. بلکه سیدالشهداء و سالار پاکباختگان است.

    عامل دوم : که به یک نهضت قداست و تعالی و جنبه جاودانی می دهد. شرایط خاص محیط است.

    چراغ در روز روشن هیچ ارزشی ندارد و در شب مهتاب و هوای صاف و اسمان پر ستاره ارزش کمی دارد.

    ولی در تاریکی مطلق که چشم .چشم را نمی بیند. ارزش زیادی دارد. مانند ابی است که در بیابان بر تشنه ای ببارد.

    یا بارانی است که در شدت بی ابی و خشکی و عطش محصول از ابر فرو ریزد.

    و به عبارت دیگر عامل دوم نوع قدرتی است که با ان درگیر شده اند. در مقابل فرعون ها. نمرودها.

    انا ربکم الاعلی ها .مغرورها . مستبدها. خونخوارها که از شمشیر شان خون می چکد.

    پیغمبر اکرم (ص) فرمود: " افضل الاعمال .("افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر ")در شرایطی

    که ازادی وجود دارد. دم از ازادی زدن هنر نیست. ولی در شرایطی که استبداد و جور در نهایت قدرت .حکومت می کند.

    نفس ها در سینه ها حبس شده است. زبان را از پشت گردن بیرون می اورند. دستها و پاها بریده می شود. سرها بر نیزه ها بلند می شود.

    یاس مطلق حکمفرما است. و به تعبیر امیر المومنین " یظن الظان الدنیا معقوله علی بنی امیه . "

    (اری. در چنین شرایطی دم از ازادی زدن هنر است. )

    می فرماید : " الا و ان اخوف الفتن عندی علیکم فتنه بنی امیه .فانها فتنه عمیاء مظلمه: عمت خطتها .

    و خصت بلینها و اصاب البلاء من ابصر فیها. و اخطا البلاء من عمی عنها. و ایم الله لتجدن بنی امیه

    لکم ارباب سو ءبعدی کالناب الضروس : تعذم بفیها .و تخبط بیدها .و تزین برجلها .و تمنع درها . لایزلون بکم حتی لایترکوا منکم الا نافعا "لهم او غیر ضابر بهم. ولا یزال بلاوهم عنکم حتی لایکون انتصار احدکم منهم الا کانتصار العبد من ربه . "

    از این نظر ارزش قیام از جنبه شهامت و حقیر شمردن دژخیمان و ستمگران و فرعون ها و نمرودها است.

    چنانکه میدانیم قیام ابراهیم و موسی و عیسی و رسول اکرم (ص) در برابر این قدرتهای حاکم اهریمنی بود. و همین که شرایط نا مساوی بود و یک تنه قیام می کردند .و مصداق

    "کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره" باذن الله ." بود. ارزش می دهد به این قیامها.

    عظمت قیام حسینی (ع)در این است که امام یک تنه قیام کرد.ولی اثر روحی و روانی اش در حدی بود که جهان ان روز را تکان داد و اثرش هنوز باقی است.


    عامل سوم : مربوط است به درجه روشن بینی .به درجه اگاهی اجتماعی و به درجه جهت شناسی و به درجه خبره بودن.

    مانند یک پزشک اگاه که هم بیماری را می شناسد و هم راه علاج را. هم به نوع خواب ملت اگاه است و هم به کیفیت بیدار کردن.

    این است که این نهضت توام است با یک بینش و درک قوی و یک بصیرت خارق العاده و نافذ و یک دوربینی زیاد که طبق مثل معروف :

    "در خشت می بیند ان چیزی را که دیگران در ائینه نمی بینند. " یا حق. ادامه دارد. ...
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38



    زن ابراهیم، هاجر، خدا به ابراهیم فرمود: این زن را با این بچه‌ی شیرخوار در وسط بیابان‌های مكه رها كن كه در آن زمان هیچ چیزی آن جا نبود، گفت: باشد. زنش را با بچه‌ی شیرخوار وسط كوه‌ها و بیابان رها كرد، گفت: خدایا «رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ» ابراهیم/37 خدایا زن و بچه‌ام را در این بیابان كه كشت و زرعی نیست رها كردم برای این كه تو گفتی رها كردم، به استقبال خطر رفت.

    وقتی به اسماعیل گفتند و بنا شد ذبح شود، گفت:
    حاضرم، این‌ها افرادی هستند كه به استقبال خطر رفتند. ابراهیم را در آتش انداختند. یوسف را در چاه انداختند. یونس را در دریا انداختند. در آب و آتش و چاه و خاك انداختند. اصولاً ولیِ خدا را در درخت گذاشتند. یعنی وسط درخت را خالی كردند و او را در آن جا گذاشتند. آن وقت ارّه كردند، تا رسید به بدن این ولی خدا. اولیاء خدا را اره كردند. گودالی كندند، اولیاء خدا را در این گودال ریختند و سوزاندند. بعد بالای گودال ایستادند و سوت كشیدند. اصحاب اخدود «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ» بروج/4 این تاریخ ماست و این كه می‌گوییم قرآن كتاب آدم سازی است معنایش این است كه بنشین و بشنو كه اشخاصی بهتر از شما چه سختی‌هایی بیش‌تر از شما كشیدند.

    چه زن‌هایی كه در این انقلاب و این جنگ چند ساله شهید داده‌اند. زن‌های بسیار با وفایی داشتیم، بسیار زن‌های متدینی داشتیم اما در عین حال انسان وقتی سختی‌های حضرت زینب را می‌شنود یا می‌خواند، می‌بیند ما در اسلام زنی نداشتیم كه در نصف روز هفتاد و دو شهید بدهد.
    در انقلاب زن داریم كه یازده شهید داده است. زنی كه هفتاد و دو شهید داده باشد، نداریم. زن شهید ما در انقلاب محبوبیت داشت اما در كربلا زنی كه شهید داده است، تازه غروب او را كتك زده‌اند. در انقلاب ما بچه‌ی شهید را بغل می‌كنند و می‌بوسند، در غروب عاشورا بچه‌های امام حسین را زدند و اسیر كردند. در انقلاب بعد از شهادت دلی را نمی‌سوزانند، در كربلا بعد از شهادت بچه‌های امام حسین را از راهی بردند كه بدن شهدا را ببینند و دلشان بسوزد. در انقلاب ما لب تشنه كم است. در انقلاب ما بچه‌ی شیرخواره شهید شده اما روی دست پدرش شهید نشده است.
    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38



    بنابرین هر چه سختی بر ما وارد شد ما یك الگو و اسوه‌هایی داریم، رهبرانی داریم كه فداكاری و ایثار، به هرمعنا، هر چه ترقی كند، باز می‌بینیم باید كربلا را زنده نگه داشت و این است كه می‌گوییم روضه‌ها آدم سازی است.

    مناطقی كه روضه‌ی هفتگی بیشتر دارند، مادرانی كه در روضه‌ها بیشتر یاد امام هستند و این مصیبت‌هایی كه برآن‌ها وارد شد بیشتر شنیدند و
    بیشتر پای روضه‌ها هستند، بیشتر آماده فرستادن فرزندانشان به جبهه‌ها هستند و آن‌هایی كه به روضه‌ها خندیدند و این‌ها را یك كار ارتجاعی دانستند، هنوز هم برای جبهه آمادگی ندارند. در جنوب شهرها و در مناطق فقیر، بیشتر حسین، حسین، می‌گویند چون بیش‌تر در مكتب امام حسین خیس خورده‌اند. برای جبهه و فداكاری و ایثار هم آماده‌تر هستند.

    آن‌هایی كه در مكتب امام حسین خیس نخوردند فقط نسیمی از عاشورا به آن‌ها وزید و روز عاشورا پیراهن سیاهی پوشیدند اما لمس نكردند و خو نگرفتند. بنابرین
    هر كس می‌خواهد اثر روضه را بفهمد، قشنگ پیداست. آن‌ها كه با امام حسین آشناتر هستند، با جبهه هم آشناتر هستند. و آنهایی كه با امام حسین آشنا نیستند با جبهه هم آشنا نیستند. مقدار كمك مردم به جبهه به میزان آشنایی مردم با عاشورا است. این دیگر خیلی روشن است. آنهایی كه روشنفكر بودند و به این روضه‌ها می‌گفتند ارتجاعی. خودشان از دیدگاه روشن فكری بررسی می‌كردند. هنوز هم در روشن فكری غوطه می‌خورند و هنوز فرهنگ امت را درك نكرده‌اند. می‌بینی ایشان حرف‌هایی می‌زند كه با كمال تأسف به جواب نیاز دارد كه جوابش داده خواهد شد.

    ابراهیم را در آتش انداختند، قرآن را بخوان و تدبر كن. خیلی سفارش شده كه قرآن را بخوانید، ولی بیش از خواندن، سفارش شده است كه
    تدبر كنید. تدبر یعنی روی آیه قرآن فكر كن. اگر تو باشی، چه می‌كنی؟ آن وقت خداوند چه قدردانی از این‌ها می‌كند، چون خداوند شكور است. كسی كه به استقبال خطر رفت، خدا از او تشكر می‌كند.
    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38



    استفاده از هر خاكی برای خوردن گناه است. خوردن هر خاكی حرام است، اما استشفاء به تربت امام حسین حرام نیست. در كنارقبر امام حسین دعا مستجاب است. زیارت امام حسین در شب جمعه، در عید فطر، در عید قربان، در عاشورا، دراربعین با امام حسین به عدد تشنگی او گره بخورید. هر انسان روزی چند بار كه تشنه می‌شود، آب كه می‌خورد به حسین علیه السلام سلام بدهد. گره خوردن حسین با عطش و این كه عطش در هر انسانی وجود دارد، گره خوردن انسان با زمان، با شب‌های جمعه، با اعیاد، با غم‌ها و با شادی‌ها، به قدری اهمیت دارد كه می‌گویند در سفر مكه اگر كسی احساس خطر كرد واجب نیست برود اما در سفر امام حسین اگر هم در بعضی مكان‌ها و در بعضی شرایط احساس خطر می‌كنید باز هم سفارش به رفتن شده است. برای مكه زاد و توشه‌ی خوب بردار اما ساده به كربلا برو.به كربلا می‌روی آهسته قدم بردار، پیاده برو.

    خدا شهید محراب آیت الله مدنی را رحمت كند، ایشان مكرراً پیاده به كربلا رفته بود. یك سفر هم خدا لطف كرد و از نجف ما در خدمت او بودیم. كفش هایش را در می‌آورد و پا برهنه می‌رفت، می‌گفت:
    می‌خواهم كف پایم در راه زیارت حسین اذیت شود. خیلی جالب است و می‌گفت: من از خدا سه حاجت خواسته‌ام، دو تا ازاین‌ها را به من داده است، می‌ترسم یكی در این‌ها را به من ندهد. گفتم: این حاجت سوم چیست كه می‌ترسی به تو ندهد. گفت: بسیار از خدا خواسته‌ام كه شهید شوم. سه حاجت از خدا خواسته‌ام، حاجت سوم این است كه شهیدشوم و مسئله این كه هر گاه بر شما مصیبت بزرگی وارد شد. برای این كه در نظرتان كوچك شود، مصیبت امام حسین رابه یاد بیاورد.

    خدا شكور است. تمام امامان ما از نسل امام حسین هستند. نماز در حرم امام حسین قبول می‌شود. روز‌ی در كربلا جمله‌ای شنیدم، بسیار شیرین بود. بلندگو در صحن امام حسین جمله‌ای می‌گفت. می‌گفت: «كلهم سفینة النجاه وسفینة الحسین أسرع »همه كشتی نجات هستند اما كشتی امام حسین تندتر می‌رود. «كلهم باب الله و باب الحسین أوسع »همه‌ی ائمه‌ی ما در درگاه لطف خدا هستند اما در گاه حسینی بزرگ‌تر است. خداوند قدر دانی می‌كند «فَاذْكُرُونی‏ أَذْكُرْكُمْ» بقره/152 یاد من باشید، من هم یاد شما هستم و هیچ مانعی ندارد كه مثلاً وقتی اولیاء خدا می‌گویند هر كس یك قطره اشك بریزد، خدا او را می‌بخشد. كسی بگوید: این همه گناه كردی. به خاطر یك قطره اشك خدا شما را نمی‌بخشد. اشك را برای حسین ریختی. خدا به خاطر حسین به اشك تو هم آبرو داد. حساب كار این است.

    مثل آن است كه می‌گویند: آقا این پارچه را به مكه بردند. این پارچه را به مكه بردند. این پارچه را كسی پوشیده بود كه او شخصی بود كه به مكه بردند. آن وقت این پارچه هم به مكه برده شد، كسی نگوید: یك قطره اشك چیست كه خدا به خاطر آن ما رابیامرزد. قطره اشك چیزی نیست. قطره اشك برای حسین است و به خاطر شخصیت امام حسین، اشك هم ارزش پیدا می‌كند.

    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,275
    مورد تشکر
    267 پست
    حضور
    69 روز 4 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    38



    خداوند تعریف می‌كند «إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» ص/44 از بندگان خوب و اولیاء و پیغمبرانش تعریف می‌كند. به تمام حاجی‌ها می‌گوید: وقتی به مكه می‌روید، همینطور كه دور كعبه می‌گردید، دور قبر اسماعیل هم باید بگردید. چرا من برخیزم و از هزار فرسخی بروم و دور قبر بگردم؟ برای این كه این قبر، قبر اسماعیل است و اسماعیل كسی بود كه گفت: جانم در راه خدا فدا شود، كسی كه چنین بگوید، همه باید از هزار فرسخی بروند و دور قبرش بگردند.

    در یكی از جبهه‌ها پیغمبر اسلام سنگی را با زحمت بلند كرده بود و داشت می‌برد. گفتند یا رسول الله، در جبهه جنگ این سنگ را كجا می‌بری؟ فرمود:
    یكی از افسران شهید شده است و می‌ترسم قبر و جایگاه شهادتش گم شود. می‌ترسم بدنش رااین سو و آن سو ببرند. می‌ترسم خاك بدنش را بپوشاند. می‌ترسم گم شود. می‌خواهم این سنگ را آن جا ببرم تا جای این شهید مشخص باشد.

    قرآن می‌فرماید: چند خداشناس كه از شهر بت پرستان بیرون آمدند و در غار كوهی به خواب رفتند و بعد از 300 سال بیدار شدند، می‌گوید: برای این گروه خدا پرست ساختمان بسازید
    « فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً» كهف/21 گفتند بر جایگاه این‌ها ساختمان بسازید، گفتند نه، ساختمان از آجر است، اگر بناست بر جنازه‌ی این مردان خدا ساختمان بسازیم، همینطور چیزی درست نكنیم به عنوان یادگار. اگر بناست آجر روی آجر و خشت روی خشت بگذاریم، اگربناست بر جنازه‌ی این‌ها ساختمانی بسازیم پس یك مسجد می‌سازیم كه آجرمان هدف دار باشد. آن وقت كسی كه فقط خدا پرست بود، جنازه‌اش این قدر مقدس است كه باید برایش مسجد ساخت. آن وقت كسی كه با خون خود میلیون‌ها خداپرست تحویل داد. هر چه او را تجلیل كنیم ارزش دارد.
    به نام او که رفتنم از اوست، یادم از اوست و عشق و معبودم اوست. ای جوانان در غفلت نمیرید که اینگونه مردن ننگ است.ای جوانان دعا و استغفار را فراموش نکنید که همانا تسکین درد استو در راه خدا قدم بردارید.

    شهید حسین مسافر متولد 1347
    محل شهادت شلمچه سال 1365

  15. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود