جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خشت طلا وقرص نان-رفتار دنيا با دوستداران خود!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    نوشته
    1,142
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    497 پست
    حضور
    43 روز 1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    7
    گالری
    497

    خشت طلا وقرص نان-رفتار دنيا با دوستداران خود!




    خشت طلا وقرص نان-رفتار دنيا با دوستداران خود!
    حضرت عيسي عليه السلام به همراهي مردي سياحت مي كرد پس از مدتي راه رفتن گرسنه شدند به دهكده اي رسيدند عيسي به آن مرد گفت : برو ناني تهيه كن و خود مشغول نماز شد آن مرد رفته سه گرده نان تهيه كرد و بازگشت مقداري صبر كرد تا نماز عيسي پايان پذيرد چون كمي به طول انجاميد يك گرده را خورد. عيسي آمده پرسيد گرده سوم چه شد گفت : همين دو گرده بود. پس از آن مقدار ديگري راه پيموده به دسته آهويي برخوردند حضرت عيسي يكي از آنها را پيش خواند آن را ذبح كرده خوردند بعد از خوردن عيسي گفت : قم باذن الله به اجازه خدا حركت كن آهو حركت كرد و زنده گرديد آن مرد در شگفت شده زبان به كلمه سبحان الله جاري كرد عيسي گفت : ترا سوگند مي دهم به حق آن كسي كه اين نشانه قدرت را براي تو آشكار كرد بگو نان سوم چه شد باز جواب داد دو گرده بيشتر نبود.
    دو مرتبه براه افتادند نزديك دهكده بزرگي رسيدند در آنجا سه خشت طلا افتاده بود رفيق عيسي گفت اينجا ثروت و مال زيادي است آن جناب فرمود: آري يك خشت برای تو يكي هم برای من خشت سوم را اختصاص مي دهم به كسي كه نان سوم را برداشته مرد حريص گفت : من نان سومي را خوردم ، عيسي از او جدا گرديده گفت : هر سه خشت مال تو باشد.
    آن مرد كنار خشتها نشسته به فكر برداشتن و بردن آنها بود، سه نفر از آنجا عبور نمودند او را با سه خشت طلا ديدند. همسفر عيسي را كشته و طلاها را برداشتند. چون گرسنه بودند قرار بر اين گذاشتند يكي از آن سه نفر از دهكده ي مجاور ناني تهيه كند تا بخورند شخصي كه براي نان آوردن رفت با خود گفت : نانها را مسموم كنم تا آن دو پس از خوردن بميرند، دو نفر ديگر نيز هم شدند كه رفيق خود را پس از برگشتن بكشند.
    هنگاميكه نان را آورد آن دو نفر او را كشته و خود با خاطري آسوده بخوردن نانها مشغول شدند چيزي نگذشت كه آنها هم به رفيق خود ملحق گشتند. حضرت عيسي در مراجعت چهار نفر را بر سر همان سه خشت مرده ديد گفت :
    ((هكذا تفعل الدنيا باهلها))اينست رفتار دنيا با دوستداران خود.
    دلا تا كي در اين كاخ مجازي
    كني مانند مرغان خاكبازي
    تويي آندست پرور مرغ گستاخ
    كه بودت آشيان بيرون از اين كاخ
    چو دو نان مرغ اين ويرانه گشتي
    بيفشان بال و پر ز آميزش خاك
    بپر تا كنگره ايوان افلاك
    ببين در رقص ارزاق طيلسانان
    خليل آسا در ملك يقين زن
    نواي لا احب الآفلين زن
    داستانها و پندها
    نوشته مصطفي زماني وجداني
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    ویرایش توسط مدیر فرهنگی : ۱۳۹۴/۰۸/۰۶ در ساعت ۲۱:۵۵


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود