صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كداميك از صحابه پيامبر ص دو قران داشتند وچرا ؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    كداميك از صحابه پيامبر ص دو قران داشتند وچرا ؟!





    سلام

    آيا شنيده ايد كه برخي از اصحاب رسول خدا ص دو مصحف داشتند !؟

    به چه علت ؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    811 پست
    حضور
    118 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    كداميك از صحابه پيامبر ص دو قران داشتند وچرا ؟!







    کارشناس بحث: استادميقات

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ در ساعت ۰۹:۵۹
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    كداميك از صحابه پيامبر ص دو قران داشتند وچرا ؟!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    با توجه به تعریف «صحابه» که به کسانی گفته می شود که حیات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را درک کرده باشند، برخی از صحابه دارای مصحف بوده اند از جمله:

    على ابن ابى طالب (عليه السلام)، عبد الله بن مسعود، ابىّ بن كعب، زيد بن ثابت، معاذ بن جبل، ابو الدّرداء، ابو ايّوب، سعد بن عبيد، ابو زيد، مقداد بن اسود، سالم مولى ابى حذيفه، عثمان و ابو موسى اشعرى.

    با مراجعه به کتب علوم قرآنی، ندیدم که کسی از این افراد، بیش از یک مصحف داشته باشد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    سلام

    قال ابو بكر بن أبي شيبة في المصنف: عن عبد الرحمن بن يزيد قال: رأيت عبد الله محا المعوذتين من مصاحفه، وقال لا تخلطوا فيه ما ليس منه. (المصنف ج 6 ص 146


    وأخرج عبد الله بن أحمد في زيادات المسند والطبراني وابن مردويه من طريق الأعمش عن أبي إسحاق عن عبد الرحمن بن يزيد النخعي، قال: كان عبد الله بن مسعود يحك المعوذتين من مصاحفه ويقول: إنهما ليستا من كتاب الله.


    البته به نظر من چون ابن مسعود فوق العاده محتاط بود كه غير قران داخل قران نشود حتي تعشير يا فواتح وخواتم ونقط را مكروه ميداشت .... دو مصحف داشت در يكي فقط وحي معجز را نوشته بود ودر يكي تفسير وتبيين آيات از زبان رسول الله ص كه سنت بود . ودر اينجا فقط اسم معوذتين را كه ماثور نبود با سر انگشتش پاك ميكرد نه دو سوره قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق .


    بزبان ديگر يك مصحف =وحي معجز داشت و يك قران .

    قران = مصحف + احاديث(وحي بياني)


    همانطور كه عاصم نيز دو قران به دوشاگردش آموخت يكي شامل مصحف بود وديگري شامل وحي بياني (آنچه كه به شعبه آموزش داده بود) .


    ویک جمله بسیار دقیق از باقلانی : ذهب الباقلاني ان ابن مسعود انكر كونهما في المصحف و ليس كونهما قرآنا .


    وشواهد ديگري مانند برخورد هميشگي با قرآن ابن مسعود :


    اما عاقبت شاگردان ابن شنبوذ = قتل :

    الحسن بن سليمان بن الخير أبو علي الأنطاكي المقرئ المعروف بالنافعي سكن مصر وقرأ بدمشق على أبي القاسم المظفر بن عبد الله المعروف بزعزاع صاحب ابن الأخرم وبغيرها على أبي الفتح عبد العزيز بن جعفر بن بدهن وأبي الفرج محمد بن أحمد الشنبوذي وعلي بن محمد البرزندي وأبي بكر محمد بن علي المصري وكان يؤدب أولاد الوزير جعفر بن الفضل بن جنزابة ذكر أبو عمرو عثمان بن سعيد بن عثمان الداني أن أبا علي كان من أحفظ أهل عصره للقراءات والغرائب من الروايات والشاذ من الحروف ومع ذلك يحفظ تفسيرا كثيرا ومعاني وإعرابا وعللا واختلاف الناس في ذلك ينص ذلك نصا بطلاقة لسان وحسن منطق لا يلحن وكانت له إشارات يشير بها لمن قرأ عليه يفهم عنه في الكسر والفتح والمد والقصر والوقف وربما كان يتبدى بالمسألة من غير أن يسأل عنها بنص أقوال العلماء فيها ليرى حفظه وكان يظهر مذهب الروافض ويشير إلى القول بالتشيع بسبب السلطان شاهدت منه وذاكرت به فارس بن أحمد غير مرة وكان لا يرضاه في دينه وبلغني أنه قال لمحمد بن علي حين ختم عليه القرآن يا أبا بكر إنما قرأ عليك للرواية لا للدراية ! (یعنی چه ) وسمعت فارس بن أحمد يقول وقد ذاكرته بأبي علي كان أبو علي لا يقر بقراءته على الشنبوذي ما دام حيا فلما توفي قال قرأت على الشنبوذي وأسند عنه وقال أبو عمرو قتل أبو علي سنة تسع وتسعين وثلاثمائة قتله ...
    الكتاب : تاريخ دمشق
    المؤلف : ابن عساكر






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    قال ابو بكر بن أبي شيبة في المصنف: عن عبد الرحمن بن يزيد قال: رأيت عبد الله محا المعوذتين من مصاحفه، وقال لا تخلطوا فيه ما ليس منه. (المصنف ج 6 ص 146

    وأخرج عبد الله بن أحمد في زيادات المسند والطبراني وابن مردويه من طريق الأعمش عن أبي إسحاق عن عبد الرحمن بن يزيد النخعي، قال: كان عبد الله بن مسعود يحك المعوذتين من مصاحفه ويقول: إنهما ليستا من كتاب الله.

    البته به نظر من چون ابن مسعود فوق العاده محتاط بود كه غير قران داخل قران نشود حتي تعشير يا فواتح وخواتم ونقط را مكروه ميداشت .... دو مصحف داشت در يكي فقط وحي معجز را نوشته بود ودر يكي تفسير وتبيين آيات از زبان رسول الله ص كه سنت بود . ودر اينجا فقط اسم معوذتين را كه ماثور نبود با سر انگشتش پاك ميكرد نه دو سوره قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق .

    با سلام و درود

    آن چه در مورد مصحف ابن مسعود، مشهور است این است که ایشان یک مصحف داشته که مشتمل بر 111 سوره بوده و سوره «حمد» را به خاطر بسیار مشهور بودن، و معوّذتین (سوره فلق و ناس) را به گمان این که قرآن نبوده و تعویذی از سوی خود پیامبر بوده، در مصحفش ثبت نکرده است.

    تعبیر به «مصحف» برای ایشان، بسیار معروف و مشهورتر است از تعبیر «مصاحف».

    البته از قول ابن ندیم نقل شده که مصحف های متعددی را دیده که نویسنده اش به نام ابن مسعود بوده، ولی دو تا از آن ها هم با یکدیگر متحد نبوده و حتی سوره «حمد» هم در آن بوده است.(ابن ندیم، الفهرست، ص 29)

    بنابر این، احتمال دارد برخی بیش از یک مصحف داشته باشند ولی ثابت شده نیست و مدرک معتبر و قابل اعتنایی در این زمینه وجود ندارد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    يا أبا بكر إنما قرأ عليك للرواية لا للدراية ! (یعنی چه )

    «للروایه» یعنی قرائت شده، یعنی آن چه برایت قرائت شده را برای دیگران نقل کن.

    «لا للدرایه» یعنی از خودت تحلیل و اجتهاد در آن نکن.

    بنابر این: یعنی در نقل قرائت، امین باش و فقط آن چه برایت نقل شده را قرائت کن، بدون این که تحلیل یا اجتهاد خودت را در آن قرائت، دخیل کنی.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    بزبان ديگر يك مصحف =وحي معجز داشت و يك قران .

    قران = مصحف + احاديث(وحي بياني)

    در باره تعبیر قرآن و مصحف باید گفت:

    قرآن کریم از همان ابتدا معروف به این نام یعنی «قرآن» بوده است، زیرا با همین نام در این کتاب آسمانی از آن اسم برده شده: «إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيم‏»(واقعه، 77)

    «مصحف» از زمان صحابه به همان معنای لغوی آن؛ یعنی کتاب جلد شده (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 476)، بر قرآن اطلاق شده است.

    در لسان اهلبیت (علیهم السلام) نیز مصحف در همان معنای لغوی آن استعمال شده است. در روایتی امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: خواندن قرآن از روی مصحف، موجب بهره مندی از چشم خویش و تخفیف در عذاب والدین می شود، اگر چه کافر باشند.(کلینی، کافی، ج 2، ص 613)

    در قرآن کریم از کتاب های آسمانی با عنوان «صحف» تعبیر شده: «صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسى»(اعلی، 19)، ولی مصحف ذکر نشده است.

    قرآن، خود را به نام «کتاب» معرفی می‌ کند نه مصحف.

    بنابراین، مصحف به کتاب جلد شده گفته می شود، حال چه قرآن باشد چه غیر قرآن.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    با سلام و درود

    آن چه در مورد مصحف ابن مسعود، مشهور است این است که ایشان یک مصحف داشته که مشتمل بر 111 سوره بوده و سوره «حمد» را به خاطر بسیار مشهور بودن، و معوّذتین (سوره فلق و ناس) را به گمان این که قرآن نبوده و تعویذی از سوی خود پیامبر بوده، در مصحفش ثبت نکرده است.

    تعبیر به «مصحف» برای ایشان، بسیار معروف و مشهورتر است از تعبیر «مصاحف».

    البته از قول ابن ندیم نقل شده که مصحف های متعددی را دیده که نویسنده اش به نام ابن مسعود بوده، ولی دو تا از آن ها هم با یکدیگر متحد نبوده و حتی سوره «حمد» هم در آن بوده است.(ابن ندیم، الفهرست، ص 29)

    بنابر این، احتمال دارد برخی بیش از یک مصحف داشته باشند ولی ثابت شده نیست و مدرک معتبر و قابل اعتنایی در این زمینه وجود ندارد.
    با عرض سلام وتشكر

    بعلت جو كودتا وحكومت نظامي كه سقيفه سازان درست كردند بايد تعمقي دقيق مبتني بر شواهدي متين پيدا كنيم چرا كه اوضاع قرن اول هجري بسيار تاريك و وخيم است .

    بنابر احاديث صحيح و متعددي كه وارد شده رسول خدا ص فرمودند دو كتاب يكي همين آيات قران وديگري مثل آن يعني تفسير آن يا سنت يا حكمت يا حديث بمن عطا شده ، و بنابر شواهد موجود ، رسول خدا ص هنگام نزول آيات ، آنها را تبيين و تفسير (لتبين للناس مانزل اليهم)ميكردند مثلا در ذيل آيات نماز تعداد ركعات ودر ذيل آيات حج تعداد طواف ودر زير آيات زكات مقدار آن را بيان ميفرمودند (ان علينا بيانه).

    حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا يزيد بن هارون قال انا حريز بن عبد الرحمن بن أبي عوف الجرشي عن المقدام بن معد يكرب الكندي قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : الا اني أوتيت الكتاب ومثله معه الا اني أوتيت القرآن ومثله معه الا يوشك رجل ينثني شبعانا على أريكته يقول عليكم بالقرآن فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه وما وجدتم فيه من حرام فحرموه الا لا يحل لكم لحم الحمار الأهلي ولا كل ذي ناب من السباع الا ولا لقطة من مال معاهد الا ان يستغني عنها صاحبها ومن نزل بقوم فعليهم ان يقروهم فان لم يقروهم فلهم ان يعقبوهم بمثل قراهم .مسند احمدو....



    حال اين دوكتاب كجا شدند ؟! شكي نيست كه بعضي از اصحاب هر دوي اين وحي معجز ووحي بياني را در كنار هم در يك مصحف مينوشتند واكثرا حفظ ميكردند كه همين امر باعث اختلاط آيات وروايات گرديد !


    اما ابن مسعود رض كه تاكيد بر تجريد قران از غير آن داشت دو مصحف داشت براي عدم اختلاط .

    همانطور كه عاصم نيز دو قران به دوشاگردش آموخت يكي شامل مصحف بود وديگري شامل وحي بياني (آنچه كه به شعبه آموزش داده بود) .


    بزبان دیگر قران ابن مسعود برای درایت قران بود وقران امام علی ع برای روایت . چون طریق شعبه از عاصم به ابن مسعود میرسد و طریق حفص از عاصم به امام علی .

    قران روایی عاصم که به امام علی ع میرسد .
    قران درایی عاصم که به ابن مسعود رض میرسد .


    ودر اخبار هم امده که ابن مسعود برای تدریس وتفسیر مینشست فقروءوا وفسر :



    ابن مسعود أنه كان إذا اجتمع إليه إخوانه؛ نشروا المصحف، "فقرءوا وفسَّرَ لهم.
    إسناد صحيح.

    از روی چی تفسیر میگفت ؟!


    همچنین ابن مسعود در روایتی دیگر گفته که قران رسول خدا ص کتابی جامع وکامل برای دین بود و....

    وعمر هم دستور داد تا قران را تجرید کنند یعنی از احادیث پاک سازند تا بین تورات وقران تقریب ایجاد کند و اسلام ویهود را بهم نزدیك وشبیه سازد !

    پس قرائت ابن مسعود رض همان قرآن است (به معنی جمع شده در زمان رسول الله بهمراه تفسیر ) وقرائت عثمان وزید بن ثابت ، قرائت (قرآن) مصحف تجرید شده متفرق در زمان ابوبکر وعمر وعثمان .



    ویرایش توسط خیرالبریه : ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ در ساعت ۰۷:۵۱


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    بنابر احاديث صحيح و متعددي كه وارد شده رسول خدا ص فرمودند دو كتاب يكي همين آيات قران وديگري مثل آن يعني تفسير آن يا سنت يا حكمت يا حديث بمن عطا شده ، و بنابر شواهد موجود ، رسول خدا ص هنگام نزول آيات ، آنها را تبيين و تفسير (لتبين للناس مانزل اليهم)ميكردند مثلا در ذيل آيات نماز تعداد ركعات ودر ذيل آيات حج تعداد طواف ودر زير آيات زكات مقدار آن را بيان ميفرمودند (ان علينا بيانه).
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    حال اين دوكتاب كجا شدند ؟! شكي نيست كه بعضي از اصحاب هر دوي اين وحي معجز ووحي بياني را در كنار هم در يك مصحف مينوشتند واكثرا حفظ ميكردند كه همين امر باعث اختلاط آيات وروايات گرديد !

    اما ابن مسعود رض كه تاكيد بر تجريد قران از غير آن داشت دو مصحف داشت براي عدم اختلاط .

    همانطور كه عاصم نيز دو قران به دوشاگردش آموخت يكي شامل مصحف بود وديگري شامل وحي بياني (آنچه كه به شعبه آموزش داده بود) .

    بزبان دیگر قران ابن مسعود برای درایت قران بود وقران امام علی ع برای روایت . چون طریق شعبه از عاصم به ابن مسعود میرسد و طریق حفص از عاصم به امام علی .

    قران روایی عاصم که به امام علی ع میرسد .
    قران درایی عاصم که به ابن مسعود رض میرسد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    پس قرائت ابن مسعود رض همان قرآن است (به معنی جمع شده در زمان رسول الله بهمراه تفسیر ) وقرائت عثمان وزید بن ثابت ، قرائت (قرآن) مصحف تجرید شده متفرق در زمان ابوبکر وعمر وعثمان .

    با سلام و دورد

    همان طور که عرض شد، در منابع معتبر، دلیل و مدرکی نداریم که ابن مسعود، دو مصحف جداگانه داشته باشد. به کتب علوم قرآنی که مراجعه کنید، خصوصیات مصحف ایشان آمده است، اولا یک مصحف است، در ثانی در همان یک مصحف، ایشان تفسیر و اجتهاد خودش را می آورده است.

    در این زمینه آمده: مصحف جناب ابن مسعود در بسيارى از آيات و كلمات قرآنى با مشهور مخالفت دارد، زيرا ابن مسعود بر اين باور بود كه مى ‏توان كلمات قرآن را به مترادف آن تبديل كرد. او مى ‏گفت: «هرگاه كلمه ‏اى بر شما دشوار باشد يا براى خواننده فهم آن مشكل آيد، مى ‏توان آن را به كلمه ديگر كه سهل و واضح است و معناى آن را دارد، تبديل كرد.»
    ابن مسعود در مصحف خود برخى كلمات را براى روشن شدن مراد آيه، به كلمات ديگر تبديل مى ‏كرد. و نیز او الفاظى را به منظور شرح و تفسير در ضمن جمله ‏ها و عبارات قرآن مى ‏افزود.
    از اين موارد در مصحف ابن مسعود بسيار است كه براى روشن شدن مفهوم آيه، بر آيات افزوده شده است.(معرفت، علوم قرآنی، ص 127 و 128)

    در باره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) هم نداریم که ایشان در کنار امر به کتابت قرآن و نظارت بر آن، تفسیر و تبیین آیات را نیز کتابت و نظارت می فرمودند.

    لذا از این که حضرت در کنار آیات نازل شده، تبیین و تفسیر آن را نیز بیان می فرموده اند، نمی توان نتیجه گرفت که پس دو مصحف مرسوم بوده است.

    در باره قاریان و راویان آن ها نیز باید عرض کرد این گونه نبوده که دو نوع قرائت متفاوت را به شاگردان خود آموزش بدهند. آن ها راویان متعددی دارند که از هر قاری، دو نفر از شاگردان مشهور و معروفشان را نام برده اند. اگر هم اختلافی در نقل این دو راوی وجود دارد، ناشی از اجتهاد شخصی خود راوی و یا بر اثر سهو و ... است که باید دید او چقدر اضبط و دقیق بوده است.

    مطلب آخر؛ قرآن موجود، همان قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که مشهور و رایج بین مسلمانان بوده و نسل به نسل متقل شده و به ما رسیده است. هر قرائتی که با این قرآن موجود، تطابق بیشتری داشته باشد، از اعتبار و ارزش بیشتری نیز برخودار است.

    بنابر این، معیار، قرآن موجود است و سایر قرائت ها و مصحف ها را با همین قرآن می توان مورد بررسی و سنجش قرار داد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست





    با سلام و دورد

    همان طور که عرض شد، در منابع معتبر، دلیل و مدرکی نداریم که ابن مسعود، دو مصحف جداگانه داشته باشد. به کتب علوم قرآنی که مراجعه کنید، خصوصیات مصحف ایشان آمده است، اولا یک مصحف است، در ثانی در همان یک مصحف، ایشان تفسیر و اجتهاد خودش را می آورده است.

    در این زمینه آمده: مصحف جناب ابن مسعود در بسيارى از آيات و كلمات قرآنى با مشهور مخالفت دارد، زيرا ابن مسعود بر اين باور بود كه مى ‏توان كلمات قرآن را به مترادف آن تبديل كرد. او مى ‏گفت: «هرگاه كلمه ‏اى بر شما دشوار باشد يا براى خواننده فهم آن مشكل آيد، مى ‏توان آن را به كلمه ديگر كه سهل و واضح است و معناى آن را دارد، تبديل كرد.»
    ابن مسعود در مصحف خود برخى كلمات را براى روشن شدن مراد آيه، به كلمات ديگر تبديل مى ‏كرد. و نیز او الفاظى را به منظور شرح و تفسير در ضمن جمله ‏ها و عبارات قرآن مى ‏افزود.
    از اين موارد در مصحف ابن مسعود بسيار است كه براى روشن شدن مفهوم آيه، بر آيات افزوده شده است.(معرفت، علوم قرآنی، ص 127 و 128)



    با سلام وسپاس

    همين مطالب بيانگر آنست كه تلقي وبرداشتي كه اصحاب وتابعين تا قبل از قرن 4 از معني ومفهوم كلمه قران داشتند با آنچه كه ما امروز داريم متفاوت است چرا كه ابن مسعود وابن عباس مشكلي در ترادف معاني قرآن نميديدند :




    ابن مسعود وقتی به مردی غیر عرب قرآن می آموخت ، او نمی توانست کلمه « الاثیم » از آیه : ان شجرة الزقوم طعام الاثیم را درست ادا کند و به جای آن « الیتیم » می گفت . ابن مسعود به وی گفت به جای « طعام الاثیم » بگوید « طعام الفاجر » . هم اوگفته است : مانعی ندارد که در قرآن به جای « الحکیم » بگوییم « العلیم » و حتی اونهادن آیه رحمت را به جای آیه عذاب جایز می دانستاو « الیاس » را به « ادریس » تغییر می داد و به این صورت می خواند : « سلام علی ادراسین » و به جای او یکون لک بیت من زخرف می خواند او یکون لک بیت من ذهب و به جای العهن المنفوش می خواند « الصوف المنفوش » و نیز انی نذرت للرحمان صومارا انی نذرت للرحمان صمتا می خواند




    يقول الذهبي: كان ابن مسعود يقل في الرواية ويتورع في الألفاظ.


    في المعجم الكبير للطبراني بسند الصحيح عن إبراهيم النخعي قال: قال عبد الله بن مسعود: «ليس الخطأ أن يقرأ بعضه في بعض، ولكن الخطأ أن يلحقوا به ما ليس منه»



    عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ، عَنْ حَمَّادٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَجُلًا كَانَ يُقْرِئُهُ ابْنُ مَسْعُودٍ، وَكَانَ أَعْجَمِيًّا، فَجَعَلَ يَقُولُ: {إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ، طَعَامُ الْأَثِيمِ} [الدخان: 44] فَجَعَلَ الرَّجُلُ يَقُولُ: طَعَامُ الْيَتِيمِ، فَرَدَّ عَلَيْهِ، كُلَّ ذَلِكَ يَقُولُ: طَعَامُ الْيَتِيمِ ‍‍فَقَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ: قُلْ: «طَعَامُ الْفَاجِرِ» ، ثُمَّ قَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ: " إِنَّ الْخَطَأَ فِي الْقُرْآنِ لَيْسَ أَنْ تَقُولَ: الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، إِنَّمَا الْخَطَأُ أَنْ تَقْرَأَ آيَةَ الرَّحْمَةِ آيَةَ الْعَذَابِ، وَآيَةَ الْعَذَابِ آيَةَ الرَّحْمَةِ، وَأَنْ يُزَادَ فِي كِتَابِ اللَّهِ مَا لَيْسَ فِيهِ "

    الكتاب: الآثار
    المؤلف: أبو يوسف يعقوب بن إبراهيم بن حبيب بن سعد بن حبتة الأنصاري (المتوفى: 182هـ)


    پس عقلا محال است كسيكه رسول خدا بنص صحاح سنت توصيه اكيد به فراگرفتن قران از وي را كردند يعني جناب ابن مسعود ، نفهمد كه چكار ميكند و مترادف الفاظ را وارد قران كند !




    خبر ابن مسعود وابن عباس در آموزش به آن عجمي ديديم كه چون تلفظ اثيم نتوانست گفتند يتيم بخوان.

    در باره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) هم نداریم که ایشان در کنار امر به کتابت قرآن و نظارت بر آن، تفسیر و تبیین آیات را نیز کتابت و نظارت می فرمودند.

    لذا از این که حضرت در کنار آیات نازل شده، تبیین و تفسیر آن را نیز بیان می فرموده اند، نمی توان نتیجه گرفت که پس دو مصحف مرسوم بوده است.

    در باره قاریان و راویان آن ها نیز باید عرض کرد این گونه نبوده که دو نوع قرائت متفاوت را به شاگردان خود آموزش بدهند. آن ها راویان متعددی دارند که از هر قاری، دو نفر از شاگردان مشهور و معروفشان را نام برده اند. اگر هم اختلافی در نقل این دو راوی وجود دارد، ناشی از اجتهاد شخصی خود راوی و یا بر اثر سهو و ... است که باید دید او چقدر اضبط و دقیق بوده است.

    مطلب آخر؛ قرآن موجود، همان قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که مشهور و رایج بین مسلمانان بوده و نسل به نسل متقل شده و به ما رسیده است. هر قرائتی که با این قرآن موجود، تطابق بیشتری داشته باشد، از اعتبار و ارزش بیشتری نیز برخودار است.

    بنابر این، معیار، قرآن موجود است و سایر قرائت ها و مصحف ها را با همین قرآن می توان مورد بررسی و سنجش قرار داد.


    اما در مقابل احادیث صحیح و شواهدی دال بر کتابت حدیث بامر رسول ص آمده است :



    أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، أنا مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرٍ، أنا أَبُو دَاوُدَ، نا مُسَدَّدٌ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ قَالَا: ثنا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْأَخْنَسِ، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ يُوسُفَ بْنِ مَاهَكٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: كُنْتُ أَكْتُبُ كُلَّ شَيْءٍ أَسْمَعُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أُرِيدُ حِفْظَهُ فَنَهَتْنِي قُرَيْشٌ وَقَالُوا: أَتَكْتُبُ كُلَّ شَيْءٍ تَسْمَعُهُ، رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَتَكَلَّمُ فِي الرِّضَا وَالْغَضَبِ؟ فَأَمْسَكْتُ عَنِ الْكِتَابِ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَوْمَأَ بِإِصْبَعِهِ إِلَى فِيهِ وَقَالَ: «اكْتُبْ فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ إِلَّا حَقٌّ»
    484 - أخبرنا مسدد ثنا يحيى عن عبيد الله بن الأخنس قال حدثني الوليد بن عبد الله عن يوسف بن ماهك عن عبد الله بن عمرو قال : كنت اكتب كل شيء أسمعه من رسول الله صلى الله عليه و سلم أريد حفظه فنهتني قريش وقالوا تكتب كل شيء سمعته من رسول الله صلى الله عليه و سلم ورسول الله صلى الله عليه و سلم بشر يتكلم في الغضب والرضاء فأمسكت عن الكتاب فذكرت ذلك لرسول الله صلى الله عليه و سلم فأومأ بأصبعه إلى فيه وقال اكتب فوالذي نفسي بيده ما خرج منه الا حق
    قال حسين سليم أسد : إسناده صحيح
    قال الشيخ الألباني : صحيح



    عبداللّه بن عمر، پسر خلیفه دوم می گوید: هر آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله می شنیدم، می نوشتم و قصد داشتم آن را نگهداری کنم، ولی قریش مرا سرزنش کردند که چرا هر چه را از پیامبر می شنوی، می نویسی و حال آن که، او نیز یک بشر است؛ سخنان آنان در من اثر گذاشت و من از نوشتن دست برداشتم. حضرت پرسیدند: چرا نمی نویسی؟ من گفته آنان را بازگو نمودم. آن گرامی با انگشت خویش به دهان مبارکش اشاره کرد و فرمود: قسم به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، جز گفتار حق از این دهان بیرون نمی آید در جای دیگر آمده پیامبرصلی الله علیه واله وسلم فرمودند:پیامبر ص فرمودند: « اکتب، فوالذی نفسی بیده ما خرج منه الا الحق» بنویس به خدا سوگند! از این (اشاره به دهان مبارک)، جز حق خارج نخواهد شد .


    أَخْبَرَنَا أَبُو سَعْدٍ الْمَالِينِيُّ، أبنا أَبُو أَحْمَدَ بْنُ عَدِيٍّ، ثنا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَاصِمٍ الدِّمَشْقِيُّ، ثنا هِشَامُ بْنُ عَمَّارٍ، ثنا صَدَقَةُ بْنُ خَالِدٍ، ثنا عُتْبَةُ بْنُ أَبِي حَكِيمٍ، ثنا هُبَيْرَةُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ: كَانَ أَنَسٌ إِذَا حَدَّثَ فَكَثُرَ النَّاسُ، عَلَيْهِ الْحَدِيثَ جَاءَ بِمَجَالٍ لَهُ فَأَلْقَاهَا إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ: «هَذِهِ أَحَادِيثُ سَمِعْتُهَا وَكَتَبْتُهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ثُمَّ عَرَضْتُهَا عَلَيْهِ»

    الكتاب: المدخل إلى السنن الكبرى
    المؤلف: أحمد بن الحسين بن علي بن موسى الخُسْرَوْجِردي الخراساني، أبو بكر البيهقي (المتوفى: 458هـ)


    اما اساس بحث اينجاست كه چرا حديث را با آيه مخلوط كردند ؟! بزبان ديگر قرائات مختلف كه در اصل روايات مختلف هستند .

    خداي متعال هم قرانش را حفظ نمود در بين همين قرائات وروايات مختلف .





    مثلا روايت مالك يوم الدين قران است يا حديث ملك يوم الدين ؟





  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    با سلام وسپاس

    همين مطالب بيانگر آنست كه تلقي وبرداشتي كه اصحاب وتابعين تا قبل از قرن 4 از معني ومفهوم كلمه قران داشتند با آنچه كه ما امروز داريم متفاوت است چرا كه ابن مسعود وابن عباس مشكلي در ترادف معاني قرآن نميديدند :

    ابن مسعود وقتی به مردی غیر عرب قرآن می آموخت ، او نمی توانست کلمه « الاثیم » از آیه : ان شجرة الزقوم طعام الاثیم را درست ادا کند و به جای آن « الیتیم » می گفت . ابن مسعود به وی گفت به جای « طعام الاثیم » بگوید « طعام الفاجر » . هم اوگفته است : مانعی ندارد که در قرآن به جای « الحکیم » بگوییم « العلیم » و حتی اونهادن آیه رحمت را به جای آیه عذاب جایز می دانستاو « الیاس » را به « ادریس » تغییر می داد و به این صورت می خواند : « سلام علی ادراسین » و به جای او یکون لک بیت من زخرف می خواند او یکون لک بیت من ذهب و به جای العهن المنفوش می خواند « الصوف المنفوش » و نیز انی نذرت للرحمان صومارا انی نذرت للرحمان صمتا می خواند

    با سلام و درود

    در مقام تفسیر و تبیین، اشکال ندارد، ولی نه جایگزین کردن؛ زیرا دیگر کلام الهی و نازل شده از طرف خداوند نیست و دیگر اعتبار لازم را ندارد. ما به دنبال قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هستیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    پس عقلا محال است كسيكه رسول خدا بنص صحاح سنت توصيه اكيد به فراگرفتن قران از وي را كردند يعني جناب ابن مسعود ، نفهمد كه چكار ميكند و مترادف الفاظ را وارد قران كند !

    چه محال عقلی؟!! چه اشکال دارد که او اجتهاد شخصی اش را انجام دهد و قرآن را برای دیگران، به این نحو، تبیین و تفسیر نماید.

    توصیه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به فراگیری قرآن از ایشان، نه به معنای تایید کار ایشان و جایگزین نمودن الفاظ دیگر به جای کلام الهی است، بلکه فقط به جهت توصیه به دیگران برای آموزش قرآن و آشنایی با معارف الهی است؛ و الا مگر خود پیامبر نمی توانند الفاظ جایگزین بیاورند، و یا چه فرقی بین ابن مسعود و دیگر مفسران است، هر مفسری می تواند برای خودش و برای تفهیم و آسانتر کردن مراد الهی، الفاظی را جایگزین کند!!! این که دیگر قرآن نازل شده از طرف خداوند نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    اما در مقابل احادیث صحیح و شواهدی دال بر کتابت حدیث بامر رسول ص آمده است :

    توصیه به نوشتن احادیث و تفسیر آیات، یک موضوع است؛ و این که بگوییم در کنار قرآن، کتابی بوده که احادیث تفسیری در آن ثبت می شده، موضوعی دیگر.

    توصیه به نوشتن حدیث را که قبول داریم و کاملا منطقی است، ولی این که مانند کتابت قرآن، کتابی بوده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به ثبت احادیث در آن، توصیه نموده و بر آن نظارت داشته اند، خیر، چنین چیزی نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    اما اساس بحث اينجاست كه چرا حديث را با آيه مخلوط كردند ؟! بزبان ديگر قرائات مختلف كه در اصل روايات مختلف هستند .

    خداي متعال هم قرانش را حفظ نمود در بين همين قرائات وروايات مختلف .

    چگونه متصور است هر کسی به تشخیص و اجتهاد خودش، قرآن را به گونه ای قرائت و کلمه ای را جایگزین کند، و سپس بگوییم این همان قرآن نازل شده است؟! با این بیان دیگر چیزی از قرآن باقی نمی ماند.

    بنابر این:
    این مطالب دلیل نمی شود تا بگوییم با نظارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و در کنار کتابت قرآن، برخی صحابه دو مصحف داشته که یکی مختص قرآن و دیگری مختص روایات تفسیری بوده است.

    به فرض هم بپذیریم، ولی آن چه موضوعیت دارد قرآن نازل شده بر پیامبر است که از همان زمان، در بین مسلمانان مشهور و رایج بوده و نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده است. هر قرآن و هر قرائتی بیشترین انطباق را با این قرآن کنونی داشته باشد، به همان میزان از اعتبار بیشتری برخوردار است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    در مقام تفسیر و تبیین، اشکال ندارد، ولی نه جایگزین کردن؛ زیرا دیگر کلام الهی و نازل شده از طرف خداوند نیست و دیگر اعتبار لازم را ندارد. ما به دنبال قرآن نازل شده بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هستیم.
    با سلام

    دقیقا من هم بدنبال قران حضرت محمد ص هستم ، پس شما حروف سبعه را قبول ندارید ؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    توصیه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به فراگیری قرآن از ایشان، نه به معنای تایید کار ایشان و جایگزین نمودن الفاظ دیگر به جای کلام الهی است، بلکه فقط به جهت توصیه به دیگران برای آموزش قرآن و آشنایی با معارف الهی است؛ و الا مگر خود پیامبر نمی توانند الفاظ جایگزین بیاورند، و یا چه فرقی بین ابن مسعود و دیگر مفسران است، هر مفسری می تواند برای خودش و برای تفهیم و آسانتر کردن مراد الهی، الفاظی را جایگزین کند!!! این که دیگر قرآن نازل شده از طرف خداوند نیست.
    اهل سنت باسناد متواتر آورده اند که قران بر 7 حرف نازل شده ! و اصحاب هم به امر رسول ص به حروفی دیگر یعنی همین مترادفات میخواندند ! روایت هشام بن حکیم در صحیح بخاری و ....



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    توصیه به نوشتن احادیث و تفسیر آیات، یک موضوع است؛ و این که بگوییم در کنار قرآن، کتابی بوده که احادیث تفسیری در آن ثبت می شده، موضوعی دیگر.

    توصیه به نوشتن حدیث را که قبول داریم و کاملا منطقی است، ولی این که مانند کتابت قرآن، کتابی بوده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به ثبت احادیث در آن، توصیه نموده و بر آن نظارت داشته اند، خیر، چنین چیزی نیست.
    پس اینهمه دستور پیامبر و ائمه به کتابت علم وحدیث به چه معنی است ؟!



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست
    به فرض هم بپذیریم، ولی آن چه موضوعیت دارد قرآن نازل شده بر پیامبر است که از همان زمان، در بین مسلمانان مشهور و رایج بوده و نسل به نسل منتقل شده و به ما رسیده است. هر قرآن و هر قرائتی بیشترین انطباق را با این قرآن کنونی داشته باشد، به همان میزان از اعتبار بیشتری برخوردار است.
    معذرت میخواهم اما من یکسال است معنی ومفهوم این سخن شما را متوجه نمیشوم ! بحث من سر همین است که قران چیست ؟

    شما قران را همین مصحف عثمان میگیرید واز همین قران دلیل بر قران می آورید که این دور وتسلسل وباطل است !

    من میگویم که قران تحریف نشد اما بین قرائات مختلف پخش شده است بزبان دیگر اگر امروز ما قرائت ابن عباس از آیه 24 نساء با اضافه : الی اجل مسمی : را نداشتیم میگفتیم قران تحریف شده اما خدای متعال در اوج خفقان وطغیان یهودیان اموی ، امروز قرا ئات یا قرآنهای مختلفی (14 قرائت) مانند قرائت عائشه وحفصه از صلاة وسطی وقرائت ابن مسعود رض از آیات 67 مائده و 33 آل عمران با ذکر نام علی ع و آل محمد ص را بدست ما رساند ودر کتب صحیح مخالفین نیز حفظشان کرده است !

    کدام قرائت بقول شما بیشترین انطباق را با قران فعلی دارد : قران مالک یوم الدین : یا قران : ملک یوم الدین : ؟! و چرا ؟

    قرائت حفص از عاصم قران است یا قرائت شعبه از عاصم وچرا ؟

    چرا امام عاصم دو قران یا دو قرائت به دوشاگردش آموخت ؟! مگر یکیشان کافی وتمام نبود ؟!



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "صلى عليك مليك السماء" - ملاباسم کربلایی
    توسط Si14 در انجمن کلیپ صوتی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۱, ۱۲:۴۰
  2. پاسخ: 68
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۴/۲۸, ۱۱:۵۶
  3. نتايج تحقيق يك هلندي درباره كلمه الله
    توسط p30net در انجمن اخبار قرآنی
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۷/۱۴, ۰۹:۲۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود