جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مختصری از زندگی حضرت فاطمه (س).

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مختصری از زندگی حضرت فاطمه (س).




    سیزده سال سختی و مبارزه و حصار و شکنجه ی مکه به سر رسید. و فاطمه از طفولیت .

    پا به پای پدر در شهر و در خانه و در حصار .با جان لطیفش ضربه های خشن کینه و سختی های

    مبارزه در محیط وحشی جاهلیت را تحمل می کرد. و با دست های کوچکش پدر قهرمان و تنهایش

    را هم چون مادری می نواخت. هجرت اغاز شد. مسلمانان به مدینه رفتند. خواهرش رقیه نیز

    با عثمان که به هجرت حبشه رفته بودند .رفتند و در اخر پیامبر و ابوبکر نیز پنهانی مکه را ترک کردند.

    و فاطمه و خواهرش ام کلثوم از مکه خارج شدند.

    ناگهان یکی از اشرار قریش که در ازار پیغمبر (ص)سابقه ی بسیار داشت .خود را به انان رسانید و از مرکب به سختی بر زمینشان کوفت.

    فاطمه که اساسا" تنی ضعیف داشت و سه سال زندان در دره بر سلامتش اثر گذاشته

    بود . از این حادثه صدمه ی بسیار دید. و در طول راه تا مدینه درد کشید. و این دنائت از

    "حویرث بن نقیذ " چنان اثری بر مسلمانان و به خصوص شخص پیغمبر و علی گذاشت که تا

    هشت سال بعد. در فتح مکه کار او را فراموش نکرده بود و او را در فهرست اسامی کسانی که علی رغم پرهیزش از خون ریزی در مکه خونشان را مباح کرده بودند.

    یاد کرد و گفت حتی اگر بر پرده های کعبه اویخته باشند بکشید.

    تصادفی نیست که این حکم را علی اجرا کرد.

    اکنون در مدینه اند. پیغمبر (ص)مسجدش را بنا کرده است و در کنارش خانه اش را.

    از گل و شاخ و برگ درخت خرما . و در خانه از درون مسجد . و همین.

    سپس مراسم " پیمان برادری " را اعلام کرد. " در راه خدا دو نفر برادر شوید. "

    جعفربن ابوطالب " غایبانه " برادر معاد بن جبل . ابوبکر برادر خارجه بن زهیر. عمر بن خطاب

    برادر عتبان بن ملک . و عثمان برادر اوس بن ثابت و...

    محمد (ص) برادر علی (ع) . یک بار دیگر . از میان همه ی چهره ها. علی در کنار محمد قرار

    می گیرد. علی یک گام دیگر باز به محمد (ص) نزدیک می شود.

    فاطمه مادر علی از محمد پرستاری کرده است. ابوطالب پدر علی .حامد محمد بوده است.

    و محمد (ص)در خانه علی بزرگ شده است. و علی در خانه ی محمد بزرگ شده است. و در کنار فاطمه .

    دختر محمد (ص) و در دامن خدیجه .مادر فاطمه. پرورده است. و پسر عموی محمد. فرزند محمد و اکنون برادر محمد (ص) شده است.

    فاطمه همچنان در وفای به عهد خویش مانده است. و در خانه ی پدر دامن پارسایی و

    تنهایی را رها نکرده است و این را همه می دانند. به خصوص از هنگامی که خواستگاری عمر

    و ابوبکر را پیغمبر قاطعانه رد کرد. همه اصحاب دانستند که فاطمه سرنوشتی خاص دارد. و دانستند که پیغمبر

    بی مشورت دخترش هرگز پاسخ خواستگاران را نمی گوید.

    فاطمه با علی بزرگ شده است. او را برادری عزیز برای خویش . و پروانه ای عاشق بر گرد پدر خویش می بیند.

    تقدیر سرنوشت این دو کودک را از کودکی به گونه ی خاصی به هم گره زده است.

    هردو با جاهلیت پیوندی نداشته اند. هر دو از نخستین سال های عمر در طوفان بعثت رشد کرده اند.
    و در زیر روییده اند. چگونه می توان احساس پیچیده ای را که از ایمان . عشق. حرمت.

    ستایش. مهر خواهر برادر . اشتراک در عقیده. خویشاوندی دو روح. شرکت در تحمل رنج ها.

    سختی های سرنوشت و بالاخره هم سفر بودن. گام به گام لحظه به لحظه . در طول راه

    حیات. و برخوردار بودن از یک سرچشمه ی محبت و الهام و ایمان ترکیب شده است .

    وصف کرد...ادامه دارد.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت خدیجه ثروت فراوانی داشت. همه آن‌ها را در اختیار پیامبر(ص) قرار داد، حضرت از آن‌ها بهره گرفت و در راه اعتلای کلمه الله و پیش رفت اسلام مصرف کرد. خدیجه از دنیا رفت و ثروتی از او باقی نماند که دخترش فاطمه(س) از آن بهره گیرد، خداوند به پیامبرش دستور داد: به پاس فداکاری‌های حضرت خدیجه و به عوض آن همه انفاق‌های آن بانوی بزرگ، فدک را به دخترش بدهد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " ... پس علی چرا خاموش است ؟ بیست و پنج سال از سنش می گذرد و فاطمه نیز هنگامش رسیده است.

    نه سال یا نوزده سال ؟ به عقیده من منظور علی روشن است. فاطمه خود را وقف پیغمبر کرده است.

    خود را مادر پدرش می داند و همه کاره ی او. دختری را که این چنین به دامن پدر اویخته که گویی نمی توان از او جدایش کرد.

    چه گونه علی می تواند از این خانه ببرد؟ او را از محمد بخواهد ؟ علی خود در این احساس زهرا با او شریک است.

    ناگهان وضع تغییر کرد. عایشه به خانه پیغمبر امد. پیغمبر برای نخستین بار در عمرش .

    و برای اخرین بار . همسری جوان و سرشار شور و شوق زندگی تازه یافته است.

    فاطمه کم کم احساس می کند که زن جوان پدرش . جانشین خدیجه . و جانشین خود او میشود.

    هرچند نه در قلب پدر .در خانه ی پدر بی شک. و علی نیز احساس می کند که لحظه ای که

    تقدیر مقرر کرده است فرا می رسد. اما او هیچ ندارد.

    پسری که از کودکی در خانه ی محمد بزرگ شده و سراسر جوانی اش را در راه مبارزه و عقیده گذرانده است.

    و فرصت نیافته که چیزی بیاندوزد. چیزی به دست اورد. او در این دنیا جز فداکاری هایی که در راه محمد و ایمان محمد کرده است هیچ سرمایه ای ندارد.

    سرمایه ؟ نه حتی یک خانه . اثاث یک زندگی فقیرانه . هیچ.

    در عین حال . او را می بینیم که نزد پیغمبر امده است. کنارش نشسته است. و سر به زیر افکنده .

    با سکوت و شرم زیبایخویش با وی سخن می گوید.

    چه کاری داری پسر ابوطالب ؟ با اهنگی که از شرم و نرم و ارام شده بود.نام فاطمه دختر رسول خدا را می برد.

    پیغمبر بی درنگ : مرحبا" و اهلا" .

    فردا در مسجد از او پرسید : چیزی در دست داری ؟

    هیچ رسول خدا. زره که در جنگ بدر به تو دادم کو ؟

    ان پیش من است. رسول خدا.

    همان را بده. علی به شتاب رفت و زره را اورد و به پیغمبر داد.

    و پیغمبر دستور داد تا ان را در بازار بفروشند و با بهای ان. زندگی جدید را بنا کنند.

    عثمان زره را به چهل و هفت درهم خرید.

    پیغمبر اصحابش را فرا خواند و در جلسه ی عقد . خطبه خواند :

    " فاطمه .دختر پیغمبر . بر چهارصد مثقال نقره. طبق سنت قائمه و فریضه ی واجبه ... "

    سپس انان را به " ذریه ی صالح " دعا کرد. ان گاه ظرفهای خرما را اوردند و این جشن عروسی بود.

    و صورت جهیزیه ی فاطمه : یک دستاس . یک کاسه ی چوبی . یک زیلو .

    در اغاز محرم سال دوم هجری . علی بیرون شهر مدینه . کنار مسجد قباء خانه ای یافت و زهرا را به خانه برد.

    حمزه . سید الشهداء قهرمان بزرگ مجاهدان و عموی پیغمبر و علی . دو شتر کشت و مردم مدینه را دعوت کرد.

    پیغمبر ام سلمه را خواست که عروس را تا خانه ی علی همراهی کند. و سپس بلال اذان عشاء

    را گفت و پیغمبر پس از اذان به خانه علی رفت. ظرفی اب خواست و در حالی که ایاتی از قران

    می خواند دستور داد عروس و داماد از ان بنوشند و سپس خود با ان وضو گرفت و بر سر هر دو
    پاشید.

    خواست بر گردد که فاطمه گریست نخستین باری است که از پدر جدا می شود.

    پیغمبر او را با این کلمات ارامش میدهد :

    تو را نزد نیرومند ترین مردم در ایمان . و بیش ترینشان در دانش. و برترینشان در اخلاق.

    و بلند ترینشان در روح .ودیعه نهاده ام.

    اکنون این ودیعه محمد فصل دوم زندگی اش را اغاز می کند. و تقدیر برای عزیزترین ودیعه ی

    انسان . رنج ها و سختی های تازه ای ارمغان می اورد.

    زینب اکنون در خانه ی ابوالمعاص . تاجر مکه است. رقیه و ام کلثوم پیش از این در خانه ی

    پسران ابولهب در نعمت و راحت بودند .و سپس یکی پس از دیگری به خانه ی عثمان . صحابی ثروتمند امدند.

    و اما فاطمه . که از اغاز با سختی و فقر در خانه ی پدر زاد و رشد کرد. اکنون به خانه ی علی

    امده است. خانه ای که تنها اثاثه و زینتش عشق است و فقر...

    ادامه دارد.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام رضا (ع) فرمود: هنگامی که آیه "و آتِ ذالقربی حقه" نازل شد، پیامبر به فاطمه فرمود: فدک از اموالی است که بدون جنگ گرفته شده است و به من اختصاص دارد. و سپس آن را در اختیار حضرت زهرا قرار داد .
    در آموزه‏های اسلامی پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) اختیار دارند که حتی بیت المال را هر جا که صلاح دیدند، به مصرف برسانند از سوی دیگر دلائل و شواهد نشان می‏دهد که اعطای فدک به حضرت زهرا (س) طبق دستور خداوند بود و پیامبر (ص) با بخشیدن فدک به حضرت زهرا دستور خدا را اطاعت کرده است.(1)
    ابان بن تغلب گوید: به امام صادق (ع) گفتم: آیا فدک را به فاطمه داد؟ امام فرمود: فدک از طرف خداوند برای فاطمه بود.(2)

    1. همان، ص 359؛ بحارالانوار، ج 29، ص 128.
    2. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 287.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " سختی زندگی در خانه ی علی اغاز شد. اما دشوارتر از همیشه . فاطمه اکنون همان مسئولیت های

    همیشه اش را دارد. اما این بار در برابر علی . جوانی که دیروز در چشم برادر به او می نگریست .

    و امروز در چشم همسر . فاطمه می داند که زندگی علی همواره این چنین خواهد ماند.

    میداند که همسرش جز به جهاد و اندیشه ی خدا و مردم نمی اندیشد و هیچ گاه . جز با

    دست های خالی . از بیرون به خانه باز نخواهد گشت. فاطمه بیشتر از خانه ی پدر در این جا

    خود را مسئول می یابد. مسئول همسر بودن این مرد تهی دستی که از خوشبختی جدی تر

    است. و از زندگی بزرگتر . فاطمه دستاس می کند. نان می پزد. در خانه کار می کند و بارها او را

    دیده اند که از بیرون اب می اورد. .. و علی که جلال و عظمت فاطمه را می شناسد و گذشته

    از ان . او را به چندین مهر دوست می دارد و می داند که سختی های زندگی و ازارهایی که

    از کودکی دیده است او را ضعیف ساخته است. از این همه سختی و کاری که وی بر خود روا

    میدارد رنج می برد.

    روزی با لحن مهربان هم دردی می گوید : " زهرا .خودت را چندان به سختی انداخته ای که دل

    مرا به درد می اوری. خدا خدمتکاران بسیاری را نصیب مسلمین کرده است. برو و از رسول خدا

    یکی بخواه تا تو را خدمت کند. "

    فاطمه سراغ پدر می رود. چه کاری داری دخترکم.؟

    امدم به تو سلامی بکنم...

    و برگشت. به علی گفت شرم داشتم که از پدر چیزی بخواهم.

    علی که سخت به هیجان امده بود . فاطمه را یاری کرد. همراه فاطمه نزد پیغمبر باز گشت و

    خود از جانب او سوال را مطرح کرد و پیغمبر بی درنگ و قاطع پاسخ داد : نه . به خدا اسیر جنگ را به شما نمی بخشم که شکم اهل صفه را گرسنه بگذارم .

    و چیزی نیابم که به انان بدهم. فقط می فروشم و با پول ان گرسنگان صفه را می بخشم.

    و علی و فاطمه سپاس گفتند و دست خالی بازگشتند.

    شب شد و زن و شوی در خانه ی خشک و خالی خویش ارمیدند و پیش از ان که به خواب روند.

    هر دو ساکت به سوالی که از پیغمبر کرده بودند . می اندیشیدند. و پیغمبر تمام روز را به پاسخی

    که به عزیز ترین کسانش داده بود می اندیشید.

    ناگهان در باز شد و پیغمبر .

    تنها . از تاریکی شب . شبی سرد که علی و فاطمه را در بستر می لرزاند. دید که این دو پارچه ای نازک بر روی خود کشیده اند .

    و چون بر سرشان می کشند پاهایشان بیرون می ماند و چون پاها را می پوشانند سرهایشان .

    با گذشت مهر امیزی دستور داد : از جاتان تکان نخورید. سپس افزود :

    نمی خواهید شما را از چیزی خبر کنم که از ان چه از من در خواست کردید بهتر است ؟

    چرا ای رسول خدا .

    ان کلماتی است که جبرئیل به من اموخت : پس از هر نماز ده بار الله را تسبیح کنید. و ده بار

    حمد و ده بار تکبیر. و چون به بسترتان ارام گرفتید. سی و چهار بار تکبیر کنید و سی و سه بار

    حمد و سی و سه بار تسبیح ...

    یک بار دیگر فاطمه این چنین درس گرفت. یک بار دیگر ضربه ای نرم. که تا عمق هستی اش را

    خبر کرد . اموخت که : " او فاطمه است ! "

    این درسی بود که می دانست . از کودکی فرا گرفته بود. اما درس هایی این چنین . همواره به

    اموختن و پیاپی تعلیم گرفتن نیازمند است. این نه درس " دانش " است. درس " شدن "است.

    "فاطمه شدن " اسان نیست. این ودیعه ای است که باید معراج های بزرگ را و پرواز هایی

    ماورایی را گام به گام و بال در بال علی باشد. عظمت ها و رنج های علی را باید با او قسمت کند.

    و او مسئولیت خطیری در تاریخ ازادی و جهاد و انسانیت دارد. او حلقه ی واسطه ای است که

    تسلسل ابراهیم تا محمد را به حسین تا منجی انتقام جوی نجات بخش انتهای تاریخ می پیوندد.

    واسطه العقد نبوت و امامت ! و ... ادامه دارد.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از سلمان نقل شده كه گفت: در خانه حضرت زهرا (س )بودم، ديـدم كـه فـاطمه (س ) نشسته، در آسيايى پيش روى او است و به وسيله آن مقدارى جو را آرد مـى كـنـد: و عـمـود آسيا خون آلود است. و حسين عليه السلام (كه در آن هنگام كودكى شـيـر خـوار بـود) در يك جانب خانه بر اثر گرسنگى به شدت گريه مى كند، عرض كردم: اى دختر رسول خدا (ص )!چندان خود ار به زحمت نيندار و اينك اين فضه كنيز شما است و در خدمت حاضر است ، فرمود: رسول خدا (ص ) به من سفارش نمود كه كارهاى خانه را يـك روز مـن انـجـام دهـم و روز ديـگر فضه انجام دهند، ديروز نوبت فضه بود و امروز نوبت من است . سلمان گويد: عرض كردم من بنده آزاد شده شما هستم ، من حاضر به خدمتم ، يا آسيا كردن جو را به عهده من بگذاريد، و يا پرستارى از حسين (ع ) مناسب تر و نزديگ تـر هـسـتـم، تو آسيا كردن را به عهده بگير، من مقدار از جو را آسيا كردم ، ناگهان نداى نماز شنيدن، به مسجد رفتم و نماز را به رسول خد اص خواندم و پس از نماز، جريان را به على (ع ) گفتم، آن حضرت گريان برخاست و به خانه رفت، و سپس ديديم خندان. رسول خدا (ص ) از علت خنده او پرسيد، عرض كرد: نزد فاطمه (س ) رفتم ديدم فاطمه (س ) بـه پـشـت خوابيده ، و حسين (ع ) روى سينه اش به خواب رفته است.
    و آسيا در پيش روى او بـى آن كـه دسـتـى آن را بـگـردانـد، خـود بـه خـود مـى گـردد. رسول خدا (ص ) خنديد و فرمود:
    يـا عـلى ! امـا عـلمـت ان لله مـلائكـه سـيـاره فـى الارض يـخـدمـون مـحـمـدا و آل مـحمد الى ان تقوم الساعه آيا نمى دانى كه براى خدا فرشتگانى است كه در زمين گـردش مى كنند، تا به محمد و آل محمد (ص) خدمت كنند، و اين خدمت آنها تا روز قيامت ادامه دارد.(1)

    1. محدث قمى، بيت الاحزان ، ترجمه محمدى اشتهاردى، قم، نشر سپهر ، 1377هـ.ش ، ص 395. نازعات (79)، آيه 5.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " ... این ها مسئولیت ها و مقامات فاطمه است. اما ارزش های شگفت خود فاطمه " فاطمه بودن"

    پیغمبر را ناچار می کند که بر این " شاگرد ویژه و صحابی استثنایی اش " سخت بگیرد.

    لحظه ای ارامش زندگی نباید او را از " رفتن و شدن " باز دارد. رنج و محرومیت . اب و خاک

    این درختی است که باید در زیر نور وحی بروید. و برای ازادی و عدالت ثمر دهد. و اغاز ان

    " شجره ی طیبه ای " باشد که هر یک هم چون پرومته ای واقعی مامورند تا " اتش خدایی "

    را از اسمان به زمین ارند و به انسان بخشند. و همچون "اطلس حقیقی "باید به راستی بار سنگین تمام زمین را بر دوش خویش نگاه دارند. و " بایستند " .

    این است که فاطمه همواره باید در اموختن باشد. اموزشی که هم چون نور و هوا و غذا

    برای درخت پایان یافتنی نیست. مکرر و مداوم است.

    این کلمات هم چون باران باید ببارند وتنها این دو نهال تشنه ای که از برترین بذرهای

    انسان بودن سر زده اند. بنوشند و برویند. ندای ناگهانی محمد دردل تاریک و سکوت پرمعنای

    ان شب .بر سر انها بانگ این اب بود :

    بانگ ابم من به گوش تشنگان هم چو باران می رسم از اسمان

    برجه ای عاشق بر اور اضطراب بانگ اب و تشنه و ان گاه " خواب"

    و از این دو تشنه تر و عاشق تر بر روی خاک کیست؟

    بیهوده نیست که از علی .مرد جهاد و کوشش و کار که در جوانی که به ذکر عادت کرده باشد.

    و تنها با لب و چانه اش بدان مشغول باشد نیست . بیست و پنج سال بعد از این حادثه شنیده اند که گفته است :

    " به خدا از ان هنگام که این درس را به من اموخت تا کنون ترک نکرده ام " .

    با شگفتی می پرسند : " حتی شب صفین هم ؟ "

    و علی با تاکید: " حتی شب صفین هم. "

    و فاطمه نیز با این درس زندگی کرد تا وفات یافت. و این تسبیح ها به نام او است. کلماتی

    اسمانی که به جای خدمتکار . او را در کار زندگی مدد کردند.

    کلماتی که به عنوان " هدیه ی عروسی "به دخترش ارمغان داد. خود به پای خود امد و داد و

    برگشت. پیغمبر بر فاطمه دختر محبوبش بسیار سخت می گرفت. او این رفتار از خدا اموخته

    بود. در قران .هیچ پیامبری به اندازه ی محمد (ص) عتاب ها و انتقادهای سخت نشده است.

    چه هیچ پیامبری نه به اندازه ی او در چشم خدا محبوب بوده است و نه به اندازه ی او در میان

    خلق خدا مسئول .

    یک بار هم چون هر روز پیغمبر وارد خانه ی فاطمه اش می شود. ناگهان چشمش به پرده ای

    می افتد نقش دار . بی درنگ ابرو درهم می کشد و بی انکه سخنی بگوید ننشسته باز می گردد.

    فاطمه احساس می کند .می داند گناهش چیست. و می داند که توبه اش چه ؟ بلا فاصله

    پرده را از در اتاق گلینش می کند و برای پدرش می فرستد. تا ان را بفروشد و پولش را به نیازمندان مدینه انفاق کند.

    چرا این همه سخت گیر و خشن ؟ زینب در خانه ی ابوالمعاص غرق نعمت و تجمل است.

    خواهران دیگرش رقیه و ام کلثوم .همیشه در خانه ی ثروت و راحت بودند. اول در خانه ی

    فرزندان ابولهب تاجر و اکنون یکی پس از دیگری در خانه ی عثمان اشرافی و مجلل . و هرگز

    فاطمه نشنیده است که خواهرانش را که از او بسیار مسن ترند به ثروت و زینت سرزنش

    کرده باشند. از لحن سخن و شیوه ی رفتار پیغمبر با فاطمه یا در باره ی فاطمه پیداست که فاطمه دیگر است.

    "فاطمه کار کن . که فردا هیچ کاری برای تو نمی توانم کرد. " ...

    ادامه دارد.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود