جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهدویت در اسلام.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,221 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مهدویت در اسلام.




    " مسئله مهدویت در اسلام و بالاخص در تشیع یک فلسفه بزرگ است. اعتقاد به ظهور منجی است.

    نه در شعاع زندگی یک قوم و یک ملت و یا یک منطقه و یا یک نژاد بلکه در شعاع زندگی بشریت.

    مربوط به این نیست که یک منجی بیاید .ومثلا شیعه را یا ایران یا اسیا را یا مسلمانان جهان را نجات دهد.

    مربوط به این است که یک منجی و مصلح ظهور کند. و تمام اوضاع زندگی بشر را در عالم دگرگون کند.

    و در جهت صلاح وسعادت بشر تغییر بدهد.

    ممکنست افرادی خیال کنند که دلیلی ندارد در عصر علم و دانش .در عصری که بشر زمین را در زیر پای خود کوچک می بیند .

    و اهنگ تسخیر اسمانها را دارد تصور کنیم که خطری بشریت را تهدید میکند. و بشریت

    نیازی بچنین مدد غیبی دارد. بشریت روز بروز مستقل تر و بالغتر و کاملتر میشود. و طبعا"

    نیازمندیش به کمک ها و مدد های غیبی (بفرض قبول انها ) کمتر می گردد.

    عقل و علم تدریجا" این خلاءها و نیازها را پر میکند و از میان می برد. خطر .ان زمان بشریت

    را تهدید میکرد که جهالت و نادانی حکمفرما بود. و افزار بشر بموجب جهالت و نادانی

    موجبات نیستی خود را فراهم می کردند. تعادل و توازن را در زندگی بهم میزدند .اما پس از

    روشن شدن فضای جهان بنور علم و دانش دیگر خطری نیست.

    متاسفانه این خیال .خیال باطلی است. خطراتی که به اصطلاح در عصر علم و دانش برای بشریت است از خطرات عصرهای پیشین کمتر نیست.

    بیشتر است و عظیم تر است.

    اشتباه است اگر خیال کنیم منشا انحرافات بشر همیشه نادانی بوده است. علماءاخلاق

    و تربیت همواره این مساله را طرح کرده و می کنند که ایا تنها منشا انحرافات بشر نادانی است ؟

    و بنابر این "تعلیم "کافی است برای مبارزه با انحرافات و یا اینکه نادانی یکی از علل انحرافات

    بشر است. انحرافات بشر بیشتر از ناحیه غرائز و تمایلات مهار نشده است. از ناحیه شهوت

    و غضب است : از ناحیه افزون طلبی - جاه طلبی -برتری طلبی - لذت طلبی - و بالاخره نفس پرستی و نفع پرستی است.

    بدون شک نظریه دوم صحیح است.

    اکنون ببینیم در عصر ما که باصطلاح عصر علم و دانش است غرائز بشر - شهوت و غضب بشر -

    - حس جاه طلبی و برتری طلبی بشر . حس افزون طلبی بشر. حس استخدام و استثمار

    بشر. نفس پرستی و نفع پرستی بشر. و بالاخره ستمگری بشر در چه حالی است ؟

    ایا در پرتو علم همه اینها ساکن و ارام شده و روح عدالت و تقوا و رضا بحق خود و حد خود.

    و عفاف و راستی و درستی جایگزین ان شده است. یا کار کاملا برعکس است.

    غرائز بشر بسی دیوانه تر از سابق گشته است .و علم و فن ابزار و الت کاریی شده در دست این غرائز .

    فرشته علم در خدمت دیو شهوت قرار گرفته . دانشمندان و عساکر علم خادمان سیاستمدار

    و عساکر جاه طلبی و مدعیان " انا ربکم الاعلی " گشته اند. ! ؟

    گمان نمی کنم بتوان کوچکترین تردیدی در این مطلب روا داشت که پیشرفتها ی علمی کوچک ترین تاثیری روی غرائز بشر نکرده است. بر عکس بشر را مغرورتر

    و غرائز حیوانی او را افروخته تر کرده است. و بهمین جهت خود علم و فن امروز بصورت

    بزرگترین دشمن بشر در امده است. یعنی همین چیزی که بزرگترین دوست بشر است

    بزرگترین دشمن بشر شده است . چرا ؟

    علم چراغ است. روشنایی است استفاده از ان بستگی دارد که بشر این چراغ را در چه مواردی و برای چه هدفی بکار ببرد.

    بشر علم را همچون ابزاری برای هدفهای خویش استفاده میکند. اما هدف بشر چیست و چه باید باشد.؟

    علم دیگر قادر نیست هدفهای بشر را عوض کند. ارزشها را در نظرش تغییر دهد. مقیاس های

    او را انسانی و عمومی بکند. ان دیگر کار دین است. کار قوه ای است که کارش تسلط بر

    غرائز و تمایلات حیوانی و تحریک غرائز عالی و انسانی او است.

    علم همه چیز را تحت تسلط خویش قرار میدهد مگر انسان و غرائز او را. انسان علم را در

    اختیار میگیرد و در هر جهت که بخواهد انرا بکار میبرد. اما دین انسان را در اختیار می گیرد.

    جهت انسان را و مقصد انسان را عوض میکند.

    اینده جهان :

    ما بدلیل اینکه مومن و مسلمانیم و در عمق ضمیرمان این اصل وجود دارد که :

    "جهان را صاحبی باشد خدا نام " هر چه در دنیا پیشامد هایی میشود هرگز احساس خطر عظیم .

    خطری که احیانا" بشریت را نیست و نابود کند و کره زمین را تبدیل بتوده خاکستر کند و زحمات چند هزار ساله بشریت را

    " کان لم یکن " نماید نمیکنیم. در ته دل خودمان باور داریم که سالهای سال . قرنها . شاید

    میلیونها سال دیگر . در روی این زمین زندگی و حیات موج خواهد زد.

    فکر میکنیم بعد از ما انقدر مسلمانها بیایند و زندگی کنند و بروند که فقط خدا عدد انها را

    میداند. اری ما در ته دل خود اینطور فکر می کنیم . و هرگز این اندیشه را بخود راه نمی دهیم

    که ممکن است عمر جهان یعنی عمر بشر و عمر زمین ما بپایان رسیده باشد.

    تعلیمات انبیاء نوعی امنیت و اطمینان خاطر بما داده است .و در واقع در ته قلب خود به مددهای غیبی ایمان و اتکا داریم.

    ... ادامه دارد. ( برگزیده از کتاب امداد های غیبی . استاد مطهری. )
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حافظ شیرازی :
    آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
    هر کجا است خدایا به سلامت دارش .



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,221 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " بما اگر بگویند یک ستاره عظیم در فضا در حرکت است و تا شش ماه دیگر به مدار زمین میرسد .

    و با زمین ما برخورد میکند و در یک لحظه زمین ما بیک توده خاکستر تبدیل میشود .باز هم با همه

    ایمان و اعتقادی که به پیش بینی های دانشمندان داریم بخود ترس راه نمی دهیم. در ته دلمان

    یک نوع ایمان و اطمینانی هست که بنا نیست بوستان بشریت که تازه شکفته است در اثر باد

    حوادث ویران گردد.

    اری همانطوری که باور نمی کنیم زمین ما بوسیله یک ستاره .یک حادثه جوری نیست و نابود شود.

    باور نمی کنیم که بشریت بدست خود بشر. و بوسیله نیروهای مخربی که بدست بشر ساخته شده منهدم گردد.

    اری ما بحکم یک الهام معنوی که از مکتب انبیاء گرفته ایم باور نمی کنیم. دیگران چطور ؟

    ایا انها هم باور نمی کنند ؟ ایا همین اطمینان و خوشبینی نسبت به اینده انسان و زمین و زندگی

    و تمدن و خوشبختی و عدالت و ازادی در انها وجود دارد ؟ ابدا".

    اگر از ان درسی که دین بما اموخته صرف نظر کنیم و ایمان به مدد های غیبی را از دست بدهیم .

    و تنها بر اساس علل ظاهری حکم کنیم باید به انها حق بدهیم که بد بین باشند.

    چرا بد بین نباشند ؟در دنیایی که سرنوشتش بستگی پیدا کرده به دگمه ای که انسانی فشار میدهد و پشت سرش وسایل مخرب که قدرت انها را خدا می داند بکار بیفتد .

    در دنیایی که براستی بر روی انباری از باروت قرار گرفته و جرقه ای کافی است که یک حریق

    جهانی بوجود بیاورد. چه جای خوشبینی به اینده است ؟

    راسل در کتاب امیدهای نو می گوید : " زمان حاضر زمانی است که در ان حس حیرت توام با

    ضعف و ناتوانی همه را فرا گرفته است. می بینیم بطرف جنگی پیش میرویم که تقریبا هیچکس

    خواهان ان نیست. جنگی که همه میدانیم قسمت اعظم نوع بشر را بدیار نیستی خواهد

    فرستاد. و با وجود این همه مانند خرگوشی که در برابر مار افسون شده باشد .خیره خیره بخطر نگاه

    می کنیم بدون انکه بدانیم برای جلو گیری از ان چه باید کرد ؟

    انصافا"اگر بر اساس علل مادی و ظاهری قضاوت کنیم این بد بینی ها بسیار بجا است.

    فقط یک ایمان معنوی . ایمان به امداد های غیبی و اینکه جهان را صاحبی باشد خدا نام .لازم است

    که این بد بینی ها را زایل و تبدیل به خوشبینی کند. و بگوید برعکس. سعادت بشریت.

    رفاه و کمال بشریت . زندگی انسانی و زندگی مقرون به عدل و ازادی و امن و خوشی بشر .در اینده

    است و انتظار بشر را می کشد.

    اگر این بد بینی را بپذیریم واقعا مساله صورت عجیب و مضحکی بخود می گیرد. مثل بشر مثل

    طفلی میشود که در اولین لحظه ای که قادر میشود چاقو بدست بگیرد ان را بشکم خود میزند.

    خودکشی میکند و کوچکترین حظی از وجود خود نمیبرد.

    ... اری یک نفر مادی مسلک میتواند این چنین فکر کند ولی یک نفر تربیت شده در مکتب الهی

    فکر نمی کند. او میگوید :ممکن نیست که جهان بدست چند نفر دیوانه ویران شود. او میگوید

    درست است که جهان بر سر پیچ خطر قرار گرفته است ولی خداوند همانطور که در گذشته - البته در شعاع کوچکتری -

    این معجزه را نشان داده . بر سر پیچهای خطر بشر را یاری کرده و از استین غیب مصلح و منجی رسانده است.

    در این شرایط نیز چنان خواهد کرد که عقلها در حیرت فرو رود. او می گوید :کار جهان عبث نیست.

    او می گوید اگر چنان شود که مادی مذهبان میگویند و ظهور انسان در روی زمین مصداق مثل معروف عربی بشود (ما ادری اسلم ام ردع. )

    یا حکمت و عنایت پروردگار منافی خواهد بود :اذ مقتضی الحکمه والعنایه ایصال کل ممکن لغایه.

    خیر عمر جهان بپایان نرسیده است. هنوز اول کار است. دولتی مقرون به عدل و عقل و حکمت

    و خیر و سعادت و سلامت و امنیت و رفاه و اسایش و وحدت عمومی و جهانی در انتظار بشریت

    است. دولتی که در ان دولت حکومت با صالحین است .و انتخاب اصلح به معنی واقعی در ان صورت

    خواهد گرفت. روز بهروزی خواهد رسید.

    "و اشرقت الارض بنور ربها. روزی که اذا قام القائم حکم بالعدل . ارتفع فی ایامه الجور و امنت به

    السبسل . و اخرجت الارض برکاتها و لا یجد الرجل منکم یومئذ موضعا" لصدقته و لا بره و هو قوله

    تعالی والعاقبه للمتقین. "

    در انروز بعدالت حکم شود و ستم برای همیشه رخت بر بندد. راهها امن گردد. زمین برکات و استعداد های خود را ظاهر گرداند.

    و حداکثر استفاده از منابع و خیرات زمین صورت گیرد. فقیری پیدا نشود. که مردم صدقات و زکوات

    خود را به او بدهند. و این است معنی سخن خدا : عاقبت از ان متقیان است.

    ... ادامه دارد. برگزیده ای از کتاب امداد های غیبی استاد مطهری.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه‌های صحیح ارتباط با امام زمان(عج) ؟

    ارتباط با امام زمان(عج)، نیاز به سنخیت با آنان دارد. به دست آوردن سنخیت با اولیاى الهى نیاز به تحقّق دو بُعد معرفتی و عملی دارد. اگر کسى خود را به اولیاى الهى شبیه نمود، به لقاى آنان نیز واصل خواهد شد.
    نوریان مرنوریان را طالبند ناریان مرناریان را جاذبند
    آنچه وظیفه ماست تشبه اخلاقی به حضرت مهدی و پیمودن راه آن حضر ت است. ما باید در همه حال سرباز آن حضرت و همواره در خدمتش باشیم. قرآن مجید می­گوید: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوااللّه‏ لعلّکم تفلحون؛(1) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صبر کنید و یکدیگر را به صبر وادارید و مرابطه نمایید و تقوا و خداترسى را پیشه سازید، باشد که رستگار شوید».
    امام باقر(ع) در تفسیر این آیه مى‏فرماید: «صبر کنید بر اداى فرایض (یعنى در انجام تکالیف الهى استقامت داشته باشید) و در برابر دشمنان پایدارى کنید و با امامتان (که انتظارش را مى‏کشید) مرابطه نمایید»، (2)
    مرابطه با امام زمان(عج) یعنى خود را به رشته ولایت او بستن و بر خدمت و پیروى و یارى او گردن نهادن و این یکى از ارکان ایمان است که آدمى خود را به امام خویش مربوط سازد و از او جدا نشود. هم‏چنین باید کارهایى انجام دهیم که آن حضرت و اصحابشان انجام مى‏دهند.
    قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ایشان مى‏فرماید: «الذین ان مکنّاهم فى الارض اقاموا الصلوة وآتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نَهَوْ عن المنکر؛ (3) کسانى که اگر در زمین به آنان توانایى دهیم نماز را بپا داشته و زکات (به مستحق) بخشیده و به معروف امر نموده و از منکر نهى کنند» .
    امام باقر(ع) در تفسیر این آیه مى‏فرماید: «این آیه براى آل محمد است؛ یعنى، مهدى(عج) و اصحاب او»(4) در نتیجه اگر ما هم مى‏خواهیم از اصحاب و یاران آن حضرت باشیم، باید به این امور اهتمام ورزیم.
    خوب است بدانیم؛ امام زمان شدیداً به شیعیان خود عشق مى‏ورزند. آن حضرت همواره به شیعیان خود دعا مى‏کند. از آن حضرت نقل شده است: «انا غیر مهملین لمراعاتکم ولاناسین لذکرکم؛ ما هرگز در رعایت احوال شما کوتاهى نمى‏کنیم و شما را از یاد نمى‏بریم.»­(5)
    ناگفته نماند ما مکلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان(عج) نیستیم آنچه بر ماست جلب رضایت آن بزرگوار مى‏باشد. آنچه در روایات زیاد سفارش شده است انتظار فرج است ما باید ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داریم. از این رو بسیار بجاست که خصوصیات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانیم و سپس آن را در خود عملى کنیم. منتظر واقعى مهدى(عج) باید چندین خصوصیت داشته باشد:
    1. عمل به تکالیف دینى منتظر واقعى باید تمام وظایف دینى و احکام الهى را انجام دهد.
    2. به جهت محروم بودن از زیارت آن وجود مبارک محزون باشد؛ همان گونه که در دعای ندبه آمده است: «عزیز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لک حسیساً و لا نجوى...؛بر من گران است که خلق را ببینم و تو دیده نشوى و سخن آشکار و پنهان تو را نشنوم.»
    3. براى تقویت ارتباط هر روز صبح «دعاى عهد» را بخواند. نیز زیارت آل یس و دعاى ندبه که بهترین دعاها در زمان غیبت است .
    4. انتظار فرج آن حضرت را در دل و ظاهر جلوه‏گر کند. در روایات متعدد داریم که در زمان غییبت امام زمان(ع) بهترین اعمال انتظار فرج است. چرا بهترین اعمال انتظار فرج است؟ فرج؛ یعنى، نصرت و پیروزى و گشایش و مقصود نصرت و پیروزى حکومت عدل علوى بر حکومت‏هاى کفر و شرک و ظالم است حکومت عدل­گسترى که به رهبرى امام عصر(عج) تشکیل مى‏گردد باید به انتظار آن بود. این انتظار یعنى انتظار تحقق‏ یافتن این آرمان بزرگ و جهانى. منتظر حقیقى کسى است که حقیقتا خواهان تشکیل چنین حکومتى باشد و این خواسته آن گاه جدى است که شخص منتظر عامل به عدل و گریزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد یک ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد ماند. از این‏رو در روایات آمده است که انتظار فرج خود فرج است زیرا کسى که حقیقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسیس حکومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پایه عدل و داد استوار مى‏سازد. او انسانى است که حضور و غیبت امام در نحوه رفتار و سیر و سلوکش تفاوتى ندارد و قبل از تشکیل حکومت عدل او چنین حکومتى را در زندگى خود پایدار ساخته است، بنابراین انتظار فرج حقیقى ریشه در معرفت به حق و عدل و ایمان و عشق به آن دارد و آثار آن نیز در عمل نمایان مى‏گردد و چنین حقیقت اصیل و عمیقى با لفظ و شعار به دست نمى‏آید و با بى تفاوتى و بى اعتنایى نسبت به مقدمات دینى و رسالت‏هاى انسانى در تعارض و تناقض است . بعضى بر این تصور خام هستند که انتظار فرج یعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى‏گذرد و دست روى دست گذاشتن به امید اینکه امام زمان ظهور کند و آنهارا اصلاح نماید. انتظار فرج تعهد آفرین و مسؤولیت‏ساز است و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنایى به سرنوشت بشر و حقیقت و فضلیت منافات دارد.
    در انتظار فرج معرفت امام معصوم و عادل و پیشواى فضیلت، ایمان به امامت و قیادت رهبرى الهى و عدالت پیشه، عشق به عدالت وارزش‏هاى انسانى، امید به آینده‏اى روشن و نوید بخش، تلاش براى برقرارى حکومتى عدل پیشه و عدل گستر، رعایت موازین و قوانین دینى و اخلاقى، داشتن روحیه تعهد و مسؤولیت‏پذیرى نهفته است.
    این انتظار فرج است که بهترین اعمال و بهترین عبادت است و چنین منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غیبت از دنیا برود به منزله کسانى است که پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى‏کنند. (6)
    در پایان به این نکته مهم توجه داشته باشیم که امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولى‏عصر» بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و باید خود را در محضر ایشان ببینیم و براى گره‏گشایى‏هاى مادى و معنوى از ایشان به عنوان واسطه فیض الهى درخواست داشته باشیم.

    پی نوشت ها:
    1- آل عمران ، آیه 200.
    2- شیخ مفید، کتاب الغیبه، ص 105.
    3- حج، آیه 41.
    4- تفسیر قمّى، ج 2، ص 87
    5- بحارالانوار، ج 53، ص 174
    6- بحارالانوار ج 52 ص 125


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود