صفحه 20 از 20 نخست ... 10181920
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ๑۩۞۩๑ کلاس مشاوره و بهداشت روان کانون گفتگوی قرآنی ๑۩۞۩๑

  1. #191

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,637
    مورد تشکر
    41,923 پست
    حضور
    129 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ﮐﻤﺘﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ


    ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺗﻔﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ، ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ . ﺩﺭﻣﻮﺍﻗﻊ ﻧﺎﺩﺭﯼ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺒﺤﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ
    ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
    ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﮔﺮ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
    ﺑﻪ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﺷﮑﺎﻓﺘﻦ ﺟﺰﯾﯿﺎﺕ ﻫﺮ ﻣﺸﮑﻞﻣﻨﻔﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﺮﺩ . ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ
    ﺻﺤﺒﺖ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻣﺮﻭﺭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ،ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﺪ .
    ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻧﺸﺨﻮﺍﺭ ﻓﮑﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﺮﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﻣﻨﻔﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺑﮑﺸﺎﻧﺪ .
    ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﻧﺸﺨﻮﺍﺭ ﻓﮑﺮﯼ، ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﺍﺳﺘﺮﺱ ‏(ﮐﻮﺭﺗﯿﺰﻭﻝ ‏) ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

    ﺍﮔﺮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﯾﺪ،ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﮥ ﺫﻫﻦ ﺁﮔﺎﻩ
    ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ . ﺩﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻮﺍﻗﻊ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﻣﯽﺧﻮﺍﻧﯿﺪ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻭﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ ﺷﻤﺎ ﺑﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﮊﻭﺭﻧﺎﻟﯿﮏﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﻮﺩﻣﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ.



  2. #192

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,637
    مورد تشکر
    41,923 پست
    حضور
    129 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
    که اگر همه ی عالم
    قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
    و خدا نخواهد ،
    " نمی توانند "
    پس
    به " تدبیرش " اعتماد کن
    به " حکمتش " دل بسپار
    به او " توکل " کن
    و به سمت او ”قدمی بردار : سکوت گورستان رامیشنوى؟
    دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ...
    میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...!
    ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
    ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
    ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
    ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
    ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
    ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ
    ﻋﻤﯿﻖ
    ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
    ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
    بودن را
    ﺑﭽﺶ
    ﺑﺒﯿﻦ
    ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
    ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن....

    آرامش و لبخند گره خورده با تقدیرتاڹ باد



  3. #193

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,637
    مورد تشکر
    41,923 پست
    حضور
    129 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    مسلط شدن بر اعصاب کار سختی است. می‌توانید از این نکات استفاده کنید تا بتوانید عصبانیتتان را کنترل کنید. وقتی کسی در خیابان با رانندگی بد خود، سد راه شما می‌شود، خونتان به جوش می‌آید؟ وقتی فرزندتان در خانه همکاری نمی‌کند، اعصابتان خرد می‌شود؟ عصبانیت احساسی کاملاً طبیعی و حتی سالم است. اما خیلی مهم است که به طریقی مثبت با آن کنار بیایید. عصبانیتی که کنترل نشود می‌تواند هم به سلامتتان و هم به روابطتان آسیب بزند.
    برای کنترل عصبانیتتان آماده‌اید؟ با این ۱۰ نکته شروع کنید.
    ۱٫ وقفه بیندازید.
    تا ۱۰ شمردن فقط برای بچه‌ها نیست. قبل از اینکه در یک موقعیت پیچیده واکنش نشان دهید، چند لحظه صبر کنید، نفس عمیق بکشید و تا ۱۰ بشمرید. کُند کردن واکنش می‌تواند کمکتان کند اعصابتان آرام‌تر شود. در صورت لزوم، کمی از فرد یا موقعیت موردنظر دور شوید تا کمی عصبانیتتان فروکش کند.

    ۲٫ وقتی آرام شدید، عصبانیتتان را بروز دهید.

    به محض اینکه توانستید خود را کنترل و درست فکر کنید، ناراحتی و عصبانیتتان را به طریقی قاطع اما غیرمقابله‌ای ابراز کنید. نگرانی‌ها و نیازهایتان را واضح و مستقیم بیان کنید، بدون اینکه بخواهید کسی را ناراحت یا کنترل کنید.
    ۳٫ ورزش کنید.
    فعالیت فیزیکی می‌توانید راه خروجی احساسات باشد، مخصوصاً اگر در حال انفجار هستید. اگر احساس می‌کنید عصبانیتتان شدیداً بالا رفته است، به پیاده‌روی یا دو بروید یا زمانی را به انجام فعالیت فیزیکی موردنظرتان اختصاص دهید. فعالیت‌جسمانی موادشیمیایی مختلفی را در مغز فعال می‌کند که باعث می‌شود احساس شادی بیشتری داشته و خیلی بیشتر از قبل احساس آرامش کنید.
    ۴٫ قبل از حرف زدن فکر کنید.
    در آن لحظه که از عصبانیت داغ کرده‌اید، خیلی راحت اتفاق می‌افتد که چیزی به زبان بیاورید که بعد احساس پشیمانی کنید. قبل از اینکه حرفی بزنید، زمانی وقت صرف کنید تا هم خودتان خوب فکر کنید و هم اجازه دهید افراد دیگر درگیر در آن موقعیت خوب فکر کنند.

    ۵٫ راهکارهای ممکن را مشخص کنید.
    به جای اینکه روی موضوعی که عصبانیتان کرده تمرکز کنید، به این فکر کنید که چطور می‌توانید آن مشکل را حل کنید. اتاق نامرتب فرزندتان عصبانیتان کرده است؟ در آن را ببندید. آیا همسرتان هر شب برای شام دیر به خانه می‌رسد؟ برنامه شام را عقب‌تر بیندازید—یا توافق کنید که خودتان چند روز هفته را به تنهایی شام بخورید. به خودتان یادآور شوید که عصبانیت هیچ چیز را حل نمی‌کند و فقط ممکن است همه چیز را بدتر کند.
    ۶٫ جملات “من” دار استفاده کنید.
    برای جلوگیری از انتقاد کردن و تقصیر را به گردن کسی انداختن—که ممکن است فشار موقعیت را بیشتر کند—برای توصیف وضعیت از جملات “من” دار استفاده کنید. محترمانه و مشخص صحبت کنید. مثلا به جای اینکه بگویید، “تو هیچوقت در کارهای خانه به من کمک نمی‌کنی”، بگویید، “من ناراحتم که بدون اینکه به من برای جمع کردن ظرف‌ها کمک کنی، میز غذا را ترک کردی.”

    ۷٫ کینه به دل نگیرید.


    بخشش ابزار بسیار قدرتمندی است. اگر اجازه دهید عصبانیت و سایر احساسات منفی، احساسات مثبت را در شما از بین ببرد، خواهید دید که غرق در تلخی حس بی‌انصافی میشوید. اما اگر بتوانید کسی که عصبانیتان کرده را ببخشید، هر دوی شما می‌توانید از آن موقعیت درس بگیرید. واقعبینانه نیست که انتظار داشته باشید همه درست همانطور که شما دوست دارید رفتار کنند.

    ۸٫ برای از بین بردن فشار موقعیت، از شوخ طبعی استفاده کنید.
    شوخی کردن می‌توانید کمی از فشار را کم کند. البته منظور ریشخند و مسخره کردن نیست چون می‌تواند به احساسات طرف مقابل آسیب زده و همه چیز را بدتر کند.
    ۹٫ مهارت‌های تمدد اعصاب را تمرین کنید.
    وقتی از کوره در می‌روید، مهارت‌های تمدد اعصاب را وارد کار کنید. تمرینات تنفس عمیق، تجسم یک صحنه آرامش‌بخش، تکرار یک کلمه یا جمله تسلی‌بخش می‌تواند کمکتان کند. همچنین می‌توانید به موسیقی گوش دهید، در دفترخاطراتتان بنویسید یا چند حرکت یوگا انجام دهید.
    ۱۰٫ بدانید چه زمان باید کمک بگیرید.
    یاد گرفتن کنترل عصبانیت برای همه سخت است. اگر عصبانیتتان خارج از کنترل به نظر می‌رسد، می‌توانید کمک بگیرید تا کاری نکنید که بعد پشیمان شوید یا به اطرافیانتان صدمه بزنید. کلاس‌های کنترل اعصاب یا یوگا و همچنین مشاوره گرفتن از یک روانشناس می‌تواند کمک خوبی برای شما باشد. کلاس‌های کنترل عصبانیت به شما کمک می‌کند تا:
    • یاد بگیرید عصبانیت چیست
    • بفهمید چه چیزهایی عصبانیت را در شما تحریک می‌کند
    • علائم عصبانی شدنتان را بشناسید
    • یاد بیگرید به عصبانیت و ناراحتیتان به طریقی سالم واکنش دهید
    • احساسات پنهان خود مثل ناراحتی یا افسردگی را بشناسید

    این کلاس‌ها و مشاوره‌ها می‌تواند به صورت فردی یا همراه با همسر و سایر اعضای خانواده‌تان انجام شود.

    ๑۩۞۩๑ کلاس مشاوره و بهداشت روان کانون گفتگوی قرآنی ๑۩۞۩๑


  4. #194

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,637
    مورد تشکر
    41,923 پست
    حضور
    129 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بسیاری از مردم اصلاً به این مطلب توجهی ندارند که به چه چیزهایی فکر می کنند. شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما می توانم بیشتر برایتان توضیح دهم. اکثریت قریب به اتفاق مردم معمولاً نمی دانند که در ذهنشان چه می گذرد و از این مهمتر حتی نمی دانند که این افکار چه تاثیری می توانند بر روی آنها و محیط اطرافشان داشته باشد. زمانی من هم یک چنین فردی بودم. نمی دانستم که به هر چیزی که فکر می کنم بر روی من تاثیر گذار خواهد بود، اما به کمک دوستان و کتاب هایی که خواندم از جمله “کتاب اسرار” نوشته دیپاک کوپرا، “قدرت لحظه حال” نوشته اکهارت تال، و همچنین بر اساس تحقیقات مختلفی که در زمینه رابطه میان عصب شناسی و زبان داشتم به این نتیجه رسیدم که افکار افراد از نیروی خارق العاده ای برخوردار هستند.
    اندیشه چیست:
    افکار نشان می دهند شما چه فردی هستید
    نماینده احساسات درونی شما هستند
    زاییده تخیلات ذهنیتان می باشند
    بازتاب دهنده ضمیر ناخودآگاه شما هستند
    زبان گذشته شما می باشند
    زمانی که چیزی را با هشیاری احساس کنیم، ذهن ما آنرا به قطعات معنا دار زبانی تبدیل می کند که می توان به این قطعات عبارت اندیشه را اطلاق کرد. این قطعات زبانی در ذهن ما شناور می شوند و با واژه فکر ما آنها را برچسب دار می کنیم.
    این افکاری که در ذهن ما بوجود می آیند، از ادراک ما در گذشته نشات می گیرند. برای خود تعابیر مختلفی از واژه های متفاوت را در ذهن قائل می شویم، با حواس خود مطالب مختلف را درک کرده و به ذهن می فرستیم، آموزش های فرهنگی و برنامه ریزی های آموزشی را در غالب فکر به ذهن خود وارد میکنیم و تمام احساست خود را تبدیل به قطعات زبانی کرده و وارد ذهنمان می کنیم. به همین دلیل می توان اظهار داشت که اندیشه یک مفهوم کاملاً انتزاعی است. به عنوان مثال، به این دلیل می گوییم یک برگ “سبز” است چراکه به عنوان یک قرارداد، رنگی که برگ به چشم های ما انعکاس می دهد، سبز نامگذاری شده.
    یکی از مهم ترین گام هایی که می تواند هر فرد را در زندگی خود به سوی شادکامی و موفقیت سوق دهد، انعطاف پذیری ذهن اوست. من لازم نمی بینم که توضیح زیادی در این مورد برایتان بدهم چراکه همه شما با چشم های خودتان این مورد را تجربه کرده اید. بدبخت ترین افراد کسانی هستند که همیشه به یک نظریه اشتباه می چسبند و حاضر نیستند به هیچ وجه از آن بگذرند.
    افراد منفی معمولاً دایره افکار محدودی دارند و مرتباً به دور یک حلقه تدافعی می گردند و یک دور تسلسل منفی برای خود ایجاد می کنند. آنها اغلب در مورد موقعیت، افرادی که اطرافشان هستند، خودشان، و به طور کلی همه چیز منفی صحبت می کنند. آنها همان حرف های تکراری شان را بارها و بارها تکرار می کنند. آنها انگشتانشان را آماده نگه داشته اند تا به طور مداوم اطرافیان را مقصر کارهای خودشان کنند و فراموش می کنند که خودشان مسئول تمام وقایعی هستند که برایشان اتفاق می افتد. بعد تعجب هم می کنند که چرا همیشه ناراحت هستند.
    من هم در گذشته یک چنین شرایطی داشتم. افکارم مرتباً پیرامون مطالبی می چرخید که اصلاً دلم نمی خواست و چون همیشه تفکراتم حول محور یک سری مسائل منفی می چرخید، دقیقاً همان موارد منفی در زندگیم اتفاق می افتاد. البته جای امیدواری اینجا بود که اجازه ندادم کار به جاهای باریک کشیده شود و متوجه شدم که باید افکارم را کنترل کنم. از آن به بعد تصمیم گرفتم که حیطه افکار خود را هر روز مثبت تر از دیروز کنم.
    البته منظور من این نیست که بر روی احساسات خود درپوش بگذارید. احساسات یک مرحله عمیق تر از افکار هستند. به هر حال اگر احساس بدی داشته باشید باز هم به طور عمقی تر نوعی حس منفی به شما دست می دهد و باعث ایجاد منفی گرایی در درون شما می شود؛ اما به نظر می رسد که بیشتر اوقات افراد هیچ گونه کنترلی بر روی احساسات آنی خود ندارند. با خواندن این مقاله یاد میگرید که تا آنجایی که بخواهید می توانید افکار خود را کنترل نمایید.
    بیشتر دانشمندان قرن اخیر بر این باورند که به هر چیزی که فکر می کنید و بر روی آن تمرکز می کنید، برایتان اتفاق می افتد و به حقیقت می پیوندد. اندیشه پس از مدتی به عینیت مبدل می گردد. برای بدست آوردن چیزهای بهتر باید طرز تفکر خود را تغییر دهید. فیلم جالبی که در این زمینه ساخته شده و می تواند به تغییر شرایط شما کمک کند فیلم “راز (Secret)” می باشد. در زیر نمودار افکار-اشیاء را ملاحظا میکنید:
    ๑۩۞۩๑ کلاس مشاوره و بهداشت روان کانون گفتگوی قرآنی ๑۩۞۩๑
    یکی دیگر از موارد مهمی که در این زمینه باید به آن توجه داشته باشید، قانون وجود چرخه در طبیعت می باشد. به این ترتیب که افکار منفی باعث ایجاد احساسات منفی می شوند، پیرو آن اعمال منفی از فرد سر می زند، این امر سبب ایجاد شرایط منفی در وضعیت زنگی فرد می شود و همین امر مجدداً سبب ایجاد افکار منفی تری در ذهن فرد مورد نظر می شود.
    البته خبر خوشحال کننده این است که چرخه فوق الذکر در مورد افکار مثبت نیز مصداق دارد. از هر دو طرف می توان به قضیه نگاه کرد. به هر حال ابزاری است که کائنات در اختیار ما قرار داده و این به خود ما بستگی دارد که چگونه از آن استفاده کنیم.

    یا یک مثال دیگر می توانیم موضوع را روشن تر کنیم. تصور کنید که این چرخه یک برکه است. گاهی اوقات، مثلاً زمانی که در یک خواب عمیق و راحت هستید، برکه شما زلال و صاف است. زمانیکه با زخم ها و آسیب های احساسی مواجه می شوید، در برکه شما گرداب بوجود آمده و افکار منفی در آن غوطه ور می شوند. افکار خوآگاه شما سطح این برکه را می پوشانند و احساساتتان عمق آنرا تشکیل می دهند. هر گونه تغییر در اعماق برکه می تواند بر روی آبهای سطحی نیز تاثیر گذار واقع شود و هر گونه تلاطم در آب های سطحی بر روی آبهایی پایین تر نیز تاثیر می گذارد.
    اما جریانی که به طور کلی برای بیشتر افراد اتفاق می افتد به این شرح است: یک نفر تصمیم می گیرد که دامنه افکار، و به طور کلی زندگی خود را مثبت کند، اما باز هم احساس خوبی به او دست نمی دهد. مسئله ای که در این مرحله اتفاق می افتد صرفاً به این شکل است که چون فرد در مراحل ابتدایی تغییرات درونی قرار دارد ممکن است دچار تضادهایی شود. چون یک سری تغییرات از سطح به عمق تحمیل می شود، اعماق وجود فرد سعی می کند تا نوعی مخالفت را اعمال کند و عنان امور را به دست گیرد. به همین دلیل می توان اظهار داشت که مراحل ابتدایی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند.
    شاید در نگاه اول انجام دادن این کار کمی دشوار به نظر برسد، اما اینطور نیست؛ فقط کمی زمان می خواهید و قدری تعهد بیشتر. در ابتدا نوعی فیلتر وجود دارد که اجازه نمی دهد افکار مثبت به سطوع درونی تر نفوذ کنند. به همین دلیل روند تغییر فرد نیازمند زمان بیشتری است. زمانی که روی افکار مثبت پافشاری کنید، سطوح زیرین ابتدا آرام شده، متوقف می شوند و نهایتاً مطابق خواسته شما تغییر پیدا می کنند. از آن به بعد می توانید شاهد احساسات مثبت خود باشید.
    در این موقعیت شما نه تنها خوب فکر می کنید بلکه احساس خوبی هم به شما دست می دهد و زمانی هم که یک ایده منفی به ذهن شما راه پیدا می کند به سرعت راه خروج خود را پیدا می کند و تاثیر کمتری را بر روی شما می گذارد.
    اما به راستی شما چرا باید یک چنین کاری را انجام دهید؟ چرا باید مراقب فکر کردن خود باشید؟ چرا باید شیوه اندیشیدن خود را تغییر دهید؟ خوب اگر بخواهم خیلی راحت پاسخ شما را بدهم باید بگویم که آیا دوست دارید که خوشحال باشید؟ چگونه می توانید خوشحال باشید درحالیکه هر لحظه یک فکر منفی به سوی ذهن شما روانه می گردد؟ آیا درحالیکه افکار منفی، سرزنش گر و ناراحت کننده کنترل ذهن شما را به دست می گیرد، می توان انتظار شادکامی داشت؟

    ๑۩۞۩๑ کلاس مشاوره و بهداشت روان کانون گفتگوی قرآنی ๑۩۞۩๑

  5. تشکرها 2


  6. #195

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,637
    مورد تشکر
    41,923 پست
    حضور
    129 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    می خواهید خوشحال باشید؟ طرز تفکر خود را تغییر دهید.

    در نهایت باید بگویم که اگر می خواهید دایره افکار خود را تغییر بدهید، ابتدا باید نوع نگرش خود را قبول کنید و تعیین کنید که آیا فرد منفی گرایی هستید یا خیر؛ اما هیچ گاه نباید اجازه دهید که احساس گناه به شما دست بدهد. اگر احساس گناه داشته باشید هیچ گاه نمی توانید از افکار منفی خود دست بردارید و به مثبت اندیشی برسید.

    چیزی که باید به خودتان بگویید این است: “در حال حاضر، من در حال تفکر به یک مسئله منفی هستم و نباید مسئولیت افکار خود را به گردن دیگران بیندازم. من اینطوری فکر می کنم چون تا این لحظه نمی دانستم که حق انتخاب دارم، قبول می کنم که در حال منفی گرایی هستم و همین حالا موضع خود را به سوی مثبت اندیشی تغییر می دهم.”

    ๑۩۞۩๑ کلاس مشاوره و بهداشت روان کانون گفتگوی قرآنی ๑۩۞۩๑

  7. تشکرها 2


  8. #196

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,637
    مورد تشکر
    41,923 پست
    حضور
    129 روز 6 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    گاهی هم به خودت سر بزن!

    حالِ چشمهایت را بپرس و دستی به سر و روی احساست بکش؛


    رو به روی آیینه بایست و تمام تنهایی ات را محکم در آغوش بگیر وَ با صدای بلند به خودت بگو که "تو" تنها داراییِ من هستی؛


    1. بگو که با همه ی کاستی های جسمی و روحی ، تو را بی بهانه و عاشقانه دوست دارم!




    برای خودت وقت بگذار ، با مهربانی دستت را بگیر و به هوای آزاد ببر . نگذار احساس تنهایی کنی ، نگذار ابرهای سیاه، چشمهایت را از پا دربیاورد...

    مطمئن باش

    هرگز کسی دلسوزتر از تو

    نسبت به تو پیدا نخواهد شد!

    ๑۩۞۩๑ کلاس مشاوره و بهداشت روان کانون گفتگوی قرآنی ๑۩۞۩๑

  9. تشکرها 2


صفحه 20 از 20 نخست ... 10181920

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود