جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درمحضر سلمان محمّدی - به مناسبت هشتم صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی(ره)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96

    درمحضر سلمان محمّدی - به مناسبت هشتم صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی(ره)




    درمحضر سلمان محمّدی - به مناسبت هشتم صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی(ره)

    درمحضر سلمان محمّدی - به مناسبت هشتم صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی(ره)

    سلمان فارسی، سرآمد مفاخر میهنی و ملی ما است.

    او دهقان زاده ای پرورش یافته در محیط زرتشتی به نام روزبه بود که با
    مسافرت های پرماجرا و کاوش های دامنه دار و بی وقفه، خود را از روستای
    جِی اصفهان تا کنار وجود پر تبرّک پیامبر کشاند.


    پایان جست وجوگری اش، با آغاز هجرت پیامبر همراه بود. او در حالی که
    برده یک یهودی بود، در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمان شد و
    پیامبر با پرداخت هزینه رهایی اش، او را آزاد کرد. سلمان که به علت بردگی
    نمی توانست در جنگ های بدر و احد شرکت کند، پس از آزادی، در تمام جنگ های پیامبر شرکت کرد.


    تاریخ، او را یک نظریه پرداز نظامی و آگاه به فنون نبرد معرفی می کند.
    فکر کندن خندق در جنگ احزاب و استفاده از منجنیق در محاصره طائف از اوست.


    همچنین تقوا، حکمت و فضیلت های اخلاقیِ سلمان فارسی سبب شد تا مدال افتخارآفرین «سلمان، از ما اهل بیت است» را از پیامبر دریافت کند.


    تغییر نام روزبه به «سلمان»، نشانه تسلیم همیشگی او در برابر حق و
    در امان ماندن از هرگونه انحراف است.


    سلمان با اجازه و موافقت امام علی علیه السلام ، در زمان خلیفه دوم حاکم
    مداین شد و حدود بیست سال در نهایت زهد و قناعت، استاندار آن دیار بود.


    سرانجام در هشتم صفر سال 35 هـ . ق در زمان خلیفه سوم در مدائن وفات یافت.




  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    زندگی نامه حضرت سلمان فارسی

    زادگاه و کودکی:

    سلمان فارسی که نام اصلی آن (( روزبه )) است در کازرون فارس یا به روایتی در اصفهان دیده بهجهان گشود. او کودکی خود را در ناحیه جی در اصفهان گذرانید و در آنجا بزرگ شد. او از فرزندان اشراف پارسی دهقانان یا اسواران بوده، پدرش فروخ بن مهیار یکی از روحانیون زرتشتی( ((بدخشان کاهن)) ) بود و کار همیشگی اش هیزم نهادن بر شعله آتش بود. وی در کودکی بر اثر از دست دادن مادر خود تحت سرپرستی عمه اش درآمد.

    جوانی:

    روزبه بعد از شک و تردید در حقانیت دین زرتشت و اینکه فهمید قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانی کنند و پس از آن اگر به آیین نیاکانش ایمان نیاورد اعدامش کنند، با همکاری عمه اش گریخت. مدتی به مسیحیت روی آورد و چون از کشیشان شنیده بود که ظهور پیامبر جدید نزدیک است خانه را ترک گفت. در بیابان کاروانی دید که بسوی شام می رفت پس به مسافران پیوست و رهسپار سرزمینهای ناشناخته شد. مدتی در شام و موصل اقامت کرد تا آن که در سرزمین های عربی به اسارت قبیله بنی کلب در آمد و مردی یهودی از بنی قریظه او را به بردگی خرید و به یثرب برد.

    ایمان به اسلام:

    هنگامی که حضرت محمد (ص) به مدینه هجرت کرد با دعوت پیامبر با دین اسلام آشنا شد و مسلمان شد و پیامبر با مولای او قراردادی بست که سلمان کار کند و از درآمدهای خود، خود را آزاد کند. پیامبر و مسلمانان مدینه به او کمک کردند که بهای خود را ( به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقیه که هر وقیه معادل چهل درهم ) به یهودی بپردازد و آزاد شود.



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    جنگ خندق:

    در جنگ خندق، که در سال 5 هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان، پیرامون شهر خندق کندند. هر گروهی می خواست سلمان با آنها باشد، مهاجران می گفتند: سلمان از ما است و انصار می گفتند: او از ماست. حضرت محمد (ص)گفت( سیرت رسول ا... ،رفیع الدین همدانی 739-740): (( سَلمانُ مِنّا اَهلَ البَیتِ)) سلمان از اهل بیت ما است. در سال 1 هجری، زمانی که پیامبر اسلام میان هر دو نفر از مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادری برقرار کرد، میان سلمان و ابوذر نیز عقد اخوت بست و در این ماجرا به سلمان گفت: (( یا سلمان انت من اهل البیت و قد اتاک الله العلم الاول و الاخر و الکتاب الاول و الکتاب الاخر: ای سلمان، تو از اهل بیت ما هستی و خدای سبحان به تو دانش نخستین و واپسین را عنایت کرده است و کتاب اول( نخستین کتابی که بر پیامبران الهی نازل شده بود) و کتاب آخر (قرآن مجید) را به تو آموخته است.

    حکومت مدائن:

    پس از رحلت حضرت محمد(ص)، سلمان از معدود کسان معتقد به امامت علی بن ابیطالب(ع) بود. او نزد حضرت علی(ع) منزلتی بسیار والا داشت. در خلافت عمر بن خطاب به حکومت مدائن منصوب شد. سلمان حتی حقوق اندک سالانه خود را هم به نیازمندان می داد و بسیار اندک برای خود بر می داشت.

    وفات:

    سلمان سرانجام، در اواخر خلافت عثمان در سال35 هجری در گذشت و بنا به مآخد شیعی حضرت علی (ع) پیکرش را غسل داد، کفن کرد و بر آن نماز گزارد.

    آرامگاه:

    آرامگاه وی در کنار طاق کسری در شهر مدائن عراق، در 5 فرسخی بغداد قرار دارد.( سلمان پاک مانسییون 67-68) در زمان حکومت صدام حسین بسیاری از نامهای تاریخی از جمله سلمان فارسی را به ((حی سلمان پاک)) تغییر دادند. آرامگاه او طی اقدام تروریستی حمله به قبر امامان شیعه در سامرای عراق مورد اصابت خمپاره قرار گرفت.



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    {سلمان در روایات اسلامی}

    ز قول پیامبر اسلام:

    جابر از حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام، چنین نقل می کند: (( همانا اشتیاق بهشت به سلمان بیش از اشتیاق سلمان به بهشت است و بهشت به دیدار سلمان عاشق تر از دیدار سلمان به بهشت است.))
    حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام درباره سلمان گفته است: (( سلمان از من است، کسی که به او ستم کند به من ستم کرده است و کسی که او را بیازارد مرا آزرده است.)) همچنین: (( هر کس می خواهد به مردی بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان درخشان کرده، به سلمان بنگرد.))
    حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام درباره دانش سلمان چنین گفته است: (( اگر علم در ثریّا بود، مردانی از فارس( ایران )به آن دسترسی می یابند.)) همچنین در جایی دیگر: (( سلمان دریای علم است که نمی توان به عمق آن رسید.))

    از قول امام جعفر صادق(ع):

    امام جعفر صادق(ع)، امام ششم شیعیان گفته است(( رسول خدا و حضرت علی(ع) اسراری را که دیگران قدرت تحمل آن را نداشتند به سلمان می گفتند و او را لایق نگهداری علم و مخزن اسرار می دانستند: از اینرو یکی از القاب سلمان، ((مُحَدث )) است.)) در جای دیگر درباره او گفته است: (( در اسلام، مردی که فقیه تر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفریده نشده است.)) همچنین ((سلمان اسم اعظم را می دانست.))

    دیگر روایات:

    شیخ مفید از جعفر بن مودّب روایت می کند که سلمان، عمار، ابوذر و مقداد ارکان اربعه هستند. ابو نعیم، سلمان را با این ویژگی می ستاید: (( پیشگام ترین فارسیان به اسلام، مِهتر دلبران، تلاش گری که آرام نگرفت و دریایی که فرو ننشست، دانشمندی فرزانه و عابدی آگاه.))



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    زلال وحی

    «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الّذینَ یَدْعُونَ رَبّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیّ ِ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدّنْیا ... ؛ با کسانی که صبح و شام پروردگارشان را می‌خوانند و خشنودی او را می‌خواهند، شکیبایی پیشه کن و دو دیده‌ات را از آنان بر مگیر که زیور زندگی دنیا را بخواهی...». [1]
    ابن مسعود روایت کرده است که این آیه درباره سلمان، ابوذر، صهب، عمار و برخی دیگر از اصحاب پیامبر نازل شد. ماجرای نزول آن این است که روزی شخصی به نام عیینه بن حصین نزد رسول خدا(ص) آمد و سلمان فارسی نیز آنجا حضور داشت. عیینه گفت: ای رسول خدا! هر زمان ما به حضور شما می‌رسیم، این مرد را بیرون کن و از خود دور گردان. هرگاه ما بیرون رفتیم، او وارد شود. پس از سخنان این مرد، آیه یاد شده نازل شد و پروردگار به پیامبر فرمان داد که مردان پاکی همچون سلمان را از خود دور نکن.[2]
    افزون بر این، پاره‌ای از آیات قرآن کریم، به تعبیر مفسرین با اشاره به شرایط و سابقه سلمان بر پیامبر نازل شده است که عبارت است از: قصص: 52؛ مائده:‌؛ بقره: 62؛ جمعه: 3؛ زمر: 17 و 18؛ محمد: 38.

    یک جرعه آفتاب

    سلمان فارسی

    «از شش چیز در شگفتم: سه چیز آن مرا می‌خنداند و سه چیز دیگر به گریه‌ام می‌اندازد. آن سه چیز که مرا به گریه می‌اندازد: جدایی از دوستان محمد(ص)، هراس و وحشت قیامت و ایستادن در پیشگاه خدای عزّوجلّ است.
    و اما آن سه چیزی که مرا به خنده وا می‌دارد: ‌یکی کسی است که در پی دنیاست، حال آنکه مرگ در پی اوست. دیگری کسی که در غفلت به سر می‌برد، حال‌آنکه از او غافل نیستند؛ یعنی خداوند ناظر اعمال اوست و سومی کسی که دهانش به خنده باز می‌شود، در صورتی که نمی‌داند آیا خداوند از او خشنود است یا ناخشنود».[3]

    ابوذر

    «سلمان و بلال را دیدم که به سوی پیامبر می‌آیند. ناگاه سلمان بر پای رسول خدا(ص) افتاد و شروع به بوسیدن آن کرد. پیامبر او را از این کار بازداشت و سپس به او فرمود: ای سلمان! رفتاری را که عجم‌ها با شهریاران خود می‌کنند با من نکن! من بنده‌ای از بندگان خدا هستم و مانند بنده غذا می‌خورم و مانند بنده نشست و برخاست می‌کنم».[4]

    پیامبر(ص)

    «سَلمانُ مِنّا اَهْلَ البَیتِ؛ سلمان از ما اهل‌بیت است».[5]

    ابوسعید از سلمان

    «مَثَل مؤمن در دنیا، مَثَل حال بیماری است که پزشک او همواره همراه اوست و به چگونگی درد و درمان او آگاه است. هرگاه بیمار بخواهد غذای نامناسبی بخورد که به سلامتی بدنش زیان برساند، طبیب، او را از خوردن آن غذا بازمی‌دارد. طبیب دل‌سوز و مهربان، همواره مراقب اوست تا زمانی که بیماری او بهبود یابد. حالات یک مؤمن نیز چنین است. در دنیا چیزهای بیشتری را می‌خواهد و خواسته‌های فراوانی دارد، ولی خداوند بخشنده از روی مهربانی، او را از انجام دادن کارها و رسیدن به خواسته‌های خلاف مصلحتش بازمی‌دارد تا این‌گونه از گزند حوادث در امان بماند و رفتارش مایه رضایت پروردگار باشد و خداوند او را وارد بهشت کند».[6]





  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    نکته‌ها

    نام سلمان، پیش از اسلام آوردنش روزبه بود. پس از پذیرش اسلام، پیامبر او را سلمان نامید. کنیه او را نیز «ابوعبدالله» و «سلمان الخیر» نامیدند.
    یکی از جریان‌هایی که سلمان در آن حضور داشت، جریان پیمان اخوت بود که به دستور پیامبر میان مهاجران و انصار برقرار شد. در این رویداد تاریخی، سلمان با ابوذر غفاری پیمان برادری بست.
    سلمان، حدود بیست سال استاندار مدائن بود و پیش از او، مدتی حذیفه بن یمان، حاکم مدائن بود و در زمانی که استاندار مدائن نبود، چندی با سکونت در آن شهر، به تبلیغ و ترویج اسلام می‌پرداخت. سلمان و حذیفه هر دو شیعه امام علی(ع) بودند و روش علی‌گونه آنان، در گرایش مردم ایران به تشیع، نقش مهمی داشت.
    سلمان در یک دهه از عمر خود که هم‌زمان و همراه بود با معاشرت و انس با پیامبر، می‌کوشید درباره قرآن بیاموزد و بیندیشد و تا آنجا که ممکن بود، از رسول خدا(ص) بپرسد. او به علت دانش گسترده‌اش در شناخت ادیان بزرگ الهی، به‌ویژه آیین یهود و مسیح،‌این امکان را داشت که بهتر و دقیق‌تر در مفاهیم آیات بیندیشد.

    زلال قلم
    سلمان پاک

    روزبه، در کشاکش درونش همواره به دنبال تکیه‌گاهی امن و ایمن از تهاجم تردیدهای یأس‌آور می‌گشت. با آیین‌های گوناگون آشنا شد و آنها را پویید، اما جز بر حیرت و گمگشتگی‌اش نیفزود. نوری در درونش سوسو می‌زد که هر چقدر به آن نزدیک‌تر می‌شد، به حقیقت و اطمینان راهی که می‌رفت، بیشتر ایمان می‌آورد. او در پی حقیقت و دین حق بود که با «بشارت ظهور احمد» آشنا شد و این‌بار دینی را از روی تحقیق برگزید که در مقابل شبهه‌ها و تردیدهای جانکاه و خردسوز، استوار ماند و رنگ نباخت. او به سوی آخرین فرستاده خدا هدایت شد و وقتی رسول خدا(ص) را دید، مرگش فرا رسید. آری، روزبه مُرد و از خاکسترش سلمان، زاده شد؛ «یُحیِی الْحَیّ مِنَ الْمَیِّتِ.» اسلام که از مطهِّرات است، او را بسان آب، زلال و پاک کرد. سلمان پاک، از آن هنگام که بنده خدا شد،‌دیگر در بند کسی نبود. او آزاد و رها به دریای یقین رسید و در ساحل آرامش آن، پیامبرگونه و علی‌وار زندگی کرد.

    کوتاه و گویا

    در میان پیروان رسول خدا(ص)، بعد از علی(ع)، سلمان فارسی برترین و دانشمندترین و پرهیزگارترین مسلمان جهان است.
    سلمان فارسی، از مفاخر بزرگ ملی و دینی کشور ایران شمرده می‌شود.
    سلمان فارسی، الگوی یک مسلمان کمال‌جو، وارسته و خودساخته است.
    اخلاص و پارسایی سلمان فارسی تا جایی است که مورد ستایش پیامبر و ائمه(ع) قرار گرفته است.
    سلمان، به برکت گوهر وجودی محمد(ص)، محمدی شد و نشان افتخار «اهل‌بیت» گرفت.
    سلمان فارسی، نمونه اعجاب‌انگیز تکامل معنوی انسان آزاد و حقیقت‌جو است.
    سلمان چه در زمان حیات پیامبر و چه پس از رحلت او، همواره مدافع آن حضرت و خاندان رسالت بود.
    در ایمان محکم و استوار سلمان همین بس که در مدت عمر طولانی خود، اندکی از مسیر مسلمانی و سیره رسول خدا(ص) منحرف نشد.




  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    آورده‌اند که ...

    درس فروتنی

    رفتار سلمان، چنان متواضعانه و زندگی‌اش چنان ساده بود که غریبه‌ها، هرگز درنمی‌یافتند که او حاکم شهر است. روزی سلمان، در راه می‌رفت. مردی را دید که از شام می‌اید و بار خرما و انجیر به دوش دارد. مرد شامی ‌که از به دوش کشیدن بار سنگین، خسته شده بود، با دیدن سلمان ‌که ظاهری ساده و فقیرانه داشت، به خیال اینکه او باربر است، صدایش کرد تا در رساندن بار به مقصد، به او کمک کند و اجرتی بگیرد.
    سلمان بار را به دوش گرفت و همراه مرد شامی به راه افتاد. مردم در برخورد با سلمان سلام می‌کردند و از او به عنوان امیر یاد می‌کردند و عده‌ای به سرعت به طرف سلمان آمدند تا بار را از او بگیرند. مرد غریب شامی ‌که تازه فهمیده بود این عابر و رهگذر، امیر مدائن، سلمان فارسی است، با وحشت و خجالت و عذرخواهی فراوان برای گرفتن بار از امیر، پیش آمد، ولی سلمان قبول نکرد و گفت: «باید بار را تا مقصد برسانم!...».
    آن‌گاه فرمود: «در این حمل بار سه ویژگی وجود دارد و به همین سبب من این بار را برایت حمل کردم. نخست اینکه کبر را از من دور می‌کند دوم اینکه یکی از مسلمانان را در مورد حاجتی که داشته یاری کرده‌ام و سوم اینکه اگر من این بار را برایت نمی‌آوردم، ممکن بود فرد دیگری که از من ضعیف‌تر است، ناگزیر شود این بار را حمل کند».[10]

    انفاق در راه خدا

    روزی پیامبر اکرم(ص) یک درهم به سلمان و یک درهم به ابوذر داد. سلمان درهم خود را انفاق کرد و به بینوایی بخشید، ولی ابوذر با آن لوازمی خرید. روز بعد پیامبر دستور داد آتشی افروختند. سنگی نیز روی آن گذاشتند. همین که سنگ گرم شد و حرارت و شعله‌های آتش در سنگ اثر کرد، سلمان و ابوذر را فراخواند و فرمود: «هر کدام باید بالای این سنگ بروید و حساب درهم دیروز را پس بدهید.»

    سلمان بدون درنگ و ترس، پای بر سنگ گذاشت و گفت: «در راه خدا انفاق کردم» و پایین آمد. وقتی که نوبت به ابوذر رسید، ترس او را فراگرفت. از اینکه پای برهنه روی سنگ داغ بگذارد و خرید خود را شرح دهد، وحشت داشت. پیامبر فرمود: «از تو گذشتم؛ زیرا حسابت به طول می‌انجامد، ‌ولی بدان که صحرای محشر از این سنگ داغ‌تر است».[11]


    نامه پندآموز

    سلمان زمانی که در مدائن بود، نامه‌ای از ابودرداء دریافت کرد که در آن زمان، او از سوی عمر مسئولیت قضاوت در شام را برعهده داشت. ابودرداء در نامه نوشته بود: سلام بر تو، بعد از آنکه از همدیگر جدا شدیم، خداوند ثروت و فرزندانی به من بخشیده است و در سرزمین مقدس (شام و بیت‌المقدس) سکونت کرده‌ام. سلمان در پاسخ او چنین نوشت: «سلام بر تو، برای من نوشته‌ای که خداوند ثروت و فرزند به تو بخشیده است، ولی بدان که سعادت در افزایش ثروت و فرزند نیست، بلکه سعادت در افزایش بردباری است. همچنین آن‌گاه که علم تو برایت سودمند باشد.
    نوشته‌ای که در آن سرزمین مقدس (بیت‌المقدس و اطراف آن) زندگی می‌کنی، ولی این را بدان که سرزمین برای کسی جانشینِ عمل نمی‌شود. کارهای نیک انجام بده، آن‌گونه که گویی عمل خود را می‌بینی. خودت را آماده مرگ کن، گویا که در حال مرگ هستی و باید از این دنیا بروی.» سلمان حکیم در نامه دیگری برای ابودرداء چنین نگاشت: «زمین کسی را مقدس نمی‌کند، بلکه رفتار انسان است که به او قداست می‌بخشد».[12]



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    541 پست
    حضور
    174 روز 9 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    دانش و حکمت سلمان محمدی

    درمحضر سلمان محمّدی - به مناسبت هشتم صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی(ره)

    امام صادق علیه السلام :

    پیامبر اسلام و حضرت علی علیه السلام به سلمان از اسراری که در نهان خانه
    علم الهی مخزون بود، خبر می دادند که هیچ کس قدرتِ تحمل شنیدن و فرا گرفتن
    آن را نداشت.


    امام باقر علیه السلام از قول امیر مؤمنان علی علیه السلام :

    ای ابوذر! همانا سلمان باب علم خدا در زمین است. هرکس او را بشناسد،
    مؤمن است و هر که انکارش کند، کافر خواهد بود.


    امام صادق علیه السلام به نقل از امام سجاد علیه السلام :

    از آن جهت سلمان در شمار علما و دانشمندان شمرده شده است که او مردی
    است از ما خاندان عصمت و طهارت.


    امام صادق علیه السلام :

    سلمان، برتر از لقمان است.

    امام صادق علیه السلام :

    در اسلام، مردی که فقیه تر از همه مردم باشد،
    همچون سلمان، آفریده نشده است.


    حضرت علی علیه السلام :

    سلمان علم اول و آخر را درک کرد.
    (او) دریایی است که عمق آن ناپیداست.


    روایاتی از این دست از پیشوایان معصوم ما در مورد سلمان نشان می دهد ک
    ه سلمان، گنجینه علوم محمدی است.

    او دانای راز و صاحب سرّ پیامبر است. انس بن مالک از پیامبر روایت کرده
    است که وقتی از حضرت پرسیده شد: پس از شما دانش را از چه کسی بیاموزیم؟ پاسخ داد: از علی علیه السلام و سلمان.


    به دانشوری، همچو او کس نبود
    پیمبر، مر او را به دانش ستود


    درمحضر سلمان محمّدی - به مناسبت هشتم صفر سالروز وفات حضرت سلمان فارسی(ره)




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود