صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** همراه با قران + همگام با عترت = سعادت ابدی *****

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***** همراه با قران + همگام با عترت = سعادت ابدی *****





    قرآن کتاب انسان سازی است ؛یعنی آن چه برای تربیت افراد لازم است، در آن ذکر شده است. راه عمل کردن به قرآن، تدبر در آن است. قرآن کریم به این دلیل که نامة هدایت و پیک نجات است، مخاطبین خود را به تدبّر در اعماق و مقاصد پیام خویش، و عمل به آنها در عرصة زندگی دعوت می کند (محمد، 24)، زیرا بدون "تدبر در قرآن" نمی توان از ذخایر پرخیر و برکت کلام خدا بهره­هایی جست، و به عمق آیات و حقایق شگفت آورش پی برد.
    به گفتة قرآن پژوهان، تدبر در قرآن که مقدمه عمل محسوب می شود، دو شرط دارد:
    1. معرفت و ایمان به شأن، مقام قرآن و آیات، از این جهت که قرآن، طبیب فکر و روح بشر به شمار می آید، چرا که بارزترین جلوة طبابت خداوند، از راه کلامش، قرآن و اولیایش، پیامبر و اوصیای پیامبر محقق گشته است: "طبیبٌ دواربطبّه، فقد احکم مراهمه و احمیَ مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه؛ رسول خدا، طبیبی است دوره گرد به همراه طبّش، به راستی مرهم ها را محکم کرده، و ابزار داغ را سخت گداخته است؛ آن را هر جایی که نیاز افتد، قرار می دهد و درمان می کند."(نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 108.)
    "انّ فیه شفأ عن اکبر الدأ؛ به راستی در آن، بهبودی از بزرگ ترین امراض وجود دارد."(نهج البلاغه، خطبة 176.)
    2. درک و اعتراف به جایگاه خود در برابر قرآن و آیات، از این حیث که قرآن، طبیب است، و ما بیمار و دردمند هستیم؛ تا به این حقیقت بزرگ آگاه نشویم و به آن معترف نگردیم، از خوان گستردة قرآن بهره مند نخواهیم شد: "...و یستبشرون به دوأَ دائهم؛ و به واسطة تلاوت ترتیلی و محزون کردن خویش، داروی دردشان را در قرآن با زیرو رو کردن جست و جو می کنند."(نهج البلاغه، خطبة 193.)
    دربارة تدبّر در قرآن، دو نکته شایان توجه است:
    اوّل: تدبّر، کلیدهایی معینی لازم دارد:
    1. کلیدهای عام که از آن جمله است:
    الف ـ کلیدهای قبل از تدبّر، مانند مسواک زدن، طهارت داشتن ظاهری و روحی
    ب ـ کلیدهای هنگام تدبّر، مثل رو به قبله بودن، پناهندگی به خدا (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و استمداد از خدا (بسم الله الرحمن الرحیم)
    2. کلیدهای خاص که از آن جمله است:
    الف ـ کلیدهای علمی و پایه ای، مانند: تسلط بر لغت، ادبیات عرب، منطق، فلسفه، کلام، عرفان، اخلاق، علم حدیث، تاریخ و غیره.
    ب ـ کلیدهای روحی و عملی، مانند طهارت روحی و قلبی بر اساس مفاد آیات: بقره، 282؛ انفال، 29؛ واقعه،77ـ79.
    نکته دوّم: موضوع تدبّر در قرآن و عمل به آن، چند پیش نیاز اساسی دیگر نیز لازم دارد که عبارت است از:
    الف ـ اصول حاکم بر محتوای قرآن و آیات، از آن جمله است:
    1. قابل فهم بودن قرآن، برای مردم؛
    2. عدم جدایی آن از عترت؛ 3
    . تحریف ناپذیری قرآن؛
    4. خدایی بودن لفظ و چیدمان قرآن؛
    5. ابدی و جاودانه بودن پیام قرآن؛
    6. هدایت بشر و تربیت فرد و جامعه.
    ب ـ اصول حاکم بر تدبّر کننده و عامل به قرآن عبارت است از:
    1. صحت اصول اعتقادات؛
    2. احاطه بر آیات و احادیث؛
    3. برخورداری از ترجمه های دقیق و رسا؛
    4. پاک طلبی و حقیقت جویی؛ خلاقیت و ابتکار؛
    6. مشورت با اهل قرآن.
    ابتدا باید به معانی، نظم و چیدمان آیات قرآن، توجه کرد. تا اُنس پیشین با قرآن به دست آید؛ آن گاه، تانّی و تدبّر در آیات، پیش شرط دیگری است که انسان، باید به آن جامة عمل بپوشاند؛ سپس، خود را مخاطب قرآن دیدن و احساس نیاز به آن، شرط دیگری است که از همه مهم تر است، چنان که تحصیل تقوا و طهارت، به نوبة خود، شرط اساسی به شمار می آید.
    اگر قرائت کنندة قرآن، متوجه سه نکتة اساسی دربارة قرآن بشود، هم عمل کننده به قرآن خواهد بود، و هم با روح آن، آشنا خواهد گردید:
    1. موضوع قرآن، انسان است؛
    2. بحث اساسی قرآن، معلومات الهی است؛
    3. هدف آن، دعوت انسان به راه صحیح و حق است.



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بر اساس آیات خداوند انسان را آفرید تا خلیفه و نمایانگر جمال و جلال او باشد. روشن است که انسان اعم از زن و مرد است: «انی جاعل فی الارض خلیفه (1) می خواهم در زمین جانشینی را بیافرینم. » خلیفه نه فقط مردها بلکه اعم از زن و مرد است. به همین جهت گرچه حضرت آدم (ع) به عنوان واسطه و پیامبر، وحی را دریافت می داشت، ولی مخاطب وحی آدم و حوا و نسل آن دو بودند. هر دو در بهشت ساکن شدند و از خوردن شجره منع شدند. شیطان دشمن هر دو معرفی شد و شیطان هر دو را فریب داد. هر دو از آن درخت خوردند و هر دو از بهشت اخراج گردیدند و به سکونت در دنیا محکوم شدند :
    « اسکن انت و زوجک الجنه و کلا منها رغدا حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه (2)ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید. از هر آنچه می­خواهید، از میوه های آن بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ظالمان خواهید شد؛ پس شیطان آن دو را به لغزش وا داشت و از جایی که در آن بودند، خارج ساخت »
    «ان هذا عدو لک و لزوجک فلا یخرجنکما من الجنه؛(3)
    شیطان دشمن تو و همسر توست. پس [آگاه باشید] شما را از بهشت بیرون نسازد »
    «فوسوس لهما الشیطان ؛(4) پس شیطان برای آن دو وسوسه نمود»
    در تمام این آیات مخاطب خداوند زن و مرد هستند، در حالی که در تعلیمات یهودی در تورات به صراحت آمده، زن هدف شیطان در فریب قرار گرفته و سپس شیطان به وسیله زن، مرد را فریب می دهد، یعنی زن است که حربه شیطان برای فریب مردان قرار می گیرد.
    در حالی که در آیات بالا مشاهده می کنید سخن از آدم و حوا است، بدون هیچ تفاوتی؛ بعد هم شیطان دشمن بنی آدم اعم از زن و مرد معرفی گردید. حکم اخراج برای همه صادر شد و اعلام گردید همه کسانی که تابع پیامبران شوند، دوباره به بهشت و لقای خدا و مقامات بالای انسانی از جمله مقام خلافت نایل می شوند. این امرهیچ اختصاصی به مردها ندارد :
    یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه. . . یا بنی آدم اما یاتینکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون(5)
    ای فرزندان آدم ! شیطان شما را فریب ندهد، چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت. . . ای فرزندان آدم! هرگاه فرستاده ای به جانب شما ارسال شد که که آیات مرا برایتان بازگو نمود، هرکس تقوا پیشه نمود و عمل صالح انجام داد، خوف و حزنی بر آنان نخواهد بود »
    همچنین دیگر خطاب­های مختلف قرآن اختصاصی به مردان ندارد و همچنین تکالیف انسانی همه عمومی است، زیرا خطاب ها و تکالیف عموما (جز در موارد اختصاصی زنان و مردان)خطاب به انسان و بنی آدم و ناس است که شامل مرد و زن می شود. ملاک کرامت و ارزش های انسانی تقوا است که می تواند در مرد باشد یا زن ؛حقوق هر دو هم (جز در موارد محدودی) یکسان است؛
    در قرآن همان گونه که مردانی را به عنوان الگوی انسانی معرفی کرده، زنانی نیز به عنوان الگوی انسانی (زن و مرد هر دو) معرفی شده اند:«ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرأة فرعون. . . و مریم ابنت عمران (6) خداوند برای مومنان همسر فرعون را مثل زد. . . . و مریم دختر عمران ».
    در مواردی قرآن اصرار دارد به نوعی عمدا نام زنان را در کنار مردان بیاورد تا شائبه هرگونه تردید در نابرابری زنان با مردان در رسیدن به درجات کمال و تعالی معنوی را برطرف نماید، مانند این آیات :
    «و من یعمل من الصالحات من ذکر أو أنثى و هو مؤمن فأولئک یدخلون الجنّة؛(7) هر کس عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن و مؤمن باشد، داخل بهشت مى­شود. »
    «من عمل صالحاً مِن ذکر و أنثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنّة؛(8) هر مؤمنى که عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن، وارد بهشت مى شود».
    اما در این میان از همه رساتر آیه 35سوره احزاب است: «ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابران و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکراتِ اعدّالله لهم مغفرة و اجراً عظیماً؛ (9)
    مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى­کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است».
    با توجه به این آیات به خوبی روشن می شود که از دیدگاه قرآن که محور و معیار اصلی در معارف اسلامی است، زن و مرد هر دو در انسانیت و ظرفیت کمال و هدف غایی آفرینش یکسان بوده، جز تفاوت های لازم خلقتی، تفاوتی ندارند. زن از لحاظ مقام انسانی هیچ نقصانی ندارد. هر دو به یکسان مورد خطاب واقع شده است.
    اما احتمال این که در تفکر اسلامی برای راحتی و آسایش مرد خلق شده ،ناشی از کجاست ؟
    به نظر می رسد این احتمال ناشی از برخی آیات باشد که به واسطه تفسیر و تحلیل نادرست این حدس و گمان را قوت بخشیده است ؛ یکی از این آیات آیه 21 سوره روم است :
    « وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛
    از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید. میان شما دوستی و مهربانی نهاد .در این عبرت هایی است برای مردمی که تفکر می کنند » .
    برخی گمان کرده اند که این آیه خطاب به مردان است و خداوند به آن ها گوشزد می کند که از جنس خودشان برای آن ها همسرانی آفریده است تا در کنار آن ها به آسایش برسند و... در حالی که خطاب آیه به همه انسان هاست .بر اساس نظر اهل لغت تعبیر«زوج» در همه موجودات هم به جنس نر اطلاق می شود و هم ماده ؛ در نتیجه خداوند به همه انسان ها گوشزد می کند که در مجموعه آفرینش برای آن ها و از جنس خودشان همسری آفریده شده که در کنار هم به آسایش می رسند .
    بعید نیست که گفته شود احتمال مطرح شده در سوال نتیجه مجموعه احکام و ضوابطی است که اسلام برای زن و در مقابل همسرش قرار داده است که از مجموع آن ها به دست می آید که زن در خدمت زن و به جهت آسایش او خلق شده است ؛ در خصوص این احتمال در درجه اول تصریح آیات -که به برخی اشاره کردیم - قرار دارد که نشان می دهد حقیقت وجودی زن برتر و بالاتر بوده و در این مسیر و به این جهت خلق نشده و این احتمال قابل قبول نیست .
    به علاوه همه این احکام و ضوابط در چارچوب روابط خانوادگی و تشکیل کانون خانواده است. در خارج از این مجموعه زن و مرد در حقوق و اکحام و تکالیف تفاوتی ندارند . نسبت به هم تعهدی نداشته، همچون دو عضو مستقل جامعه محسوب می شوند ؛ اما پس از تشکیل کانون خانواده و شکل گیری مهم ترین نهاد درونی جامعه (که تضمین کننده سلامت افراد و مجموعه جامعه بوده و عامل اصلی تعالی و رشد و شکوفایی آن هم به حساب می آید )مقررات و ضوابطی قرار داده شده است .در این میان مسئولیت و مدیریت بر عهده مرد قرار داده شده است . زن باید برای پیشبرد این مجموعه ، در راستای تصمیمات و معقول و مشروع مدیر این مجموعه حرکت کند .
    با این همه نمی توان گفت که حتی در کانون خانواده زن در خدمت مرد بوده ، نقشی جز رفاه و آسایش او نداشته ، تنها به جهت آسایش و بهره مندی او تلاش می کند ، زیرا نگاهی دقیق به حقوق زوجین نشان می دهد که حقوق و مسئولیت های زوجین نسبت به هم متقابل بوده ، در مواردی حقوق زن نسبت به مرد بسیار بیش تر و سنگین تر است .تنها شکل و نوع حقوق و مسئولیت ها متفاوت است.نمی توان از مجموعه آن ها خدمتگزاری یک طرفه زن نسبت به مرد را به دست آورد .


    پی نوشت ها:
    1. بقره(2)آیه 30.
    2. همان، آیه 35-36.
    3. طه(20)آیه 117.
    4. اعراف(7)آیه 19-25.
    5. همان، آیه 27-35.
    6. تحریم(66)آیه 11-112.
    7. نساء (4) آیه 124.
    8. غافر (40) آیه 40.
    9. زخرف(43)آیه18.
    بحار الانوار ،ج 1 ،ص 177.
    جعفری، شرح نهج البلاغه، ج11، ص288 و289.
    ‏ قوت القلوب، ج1، ص 282.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عشق و محبت و اطاعت از آنان و الگو قرار دادن آنان در زندگی و عمل به سیره و سنت آنان ، ما را به آنان نزدیک تر می سازد.
    محبت و عشق محصول معرفت است. اگر اطراف آدمی را ده‏ها یوسف فرا گرفته باشد، ولی کسی به جهت کوری نتواند آنها را ببیند، آیا هیچ‏گاه عاشق یوسف خواهد شد؟!
    اگر به محبت اهل بیت(ع) و اولیای الهی توصیه شده ، فرمان به تحصیل مقدمات آن ـ که معرفت می‏باشد ـ داده است؛ چرا که اگر معرفت حاصل شد، علاقه و عشق به دنبال آن خواهد آمد. برای تحصیل معرفت و محبت به پیشوایان معصوم(ع) راه کارهای زیر را توصیه می‏کنیم:
    1ـ مطالعه در زندگی، اخلاق، رفتار و کرامت‏های پیامبر(ص) و ائمه(ع) .
    2ـ مطالعه کلمات و سخنان آن بزرگواران؛ چرا که فرمایش‏های آنان، درّهای گران بهایی است، که باید در جست وجوی آنها بود. آیا ممکن است کسی نهج البلاغه را بخواند و بفهمد، ولی عاشق علی(ع) نشود؟
    3ـ تهذیب نفس و پرهیز از گناه، نیز عمل به واجبات؛ چرا که آدمی تا تزکیه و تهذیب نفس نکند نمی‏تواند بااولیای مقرب الهی ارتباط برقرار کند.

    به بیان دیگر، برای شناخت ائمه علیهم السلام ونزدیک شدن به آن ها لازم است اقدامات زیر را انجام دهد:
    - آشنایی هر چه بیشتر با آنها و مقامات معنوی و راه و روش آنان در زندگی فردی و اجتماعی،
    - تلاش پیوسته و مداوم نسبت به پیمودن راه آنان و پیروی از خطی که برای بشر ترسیم کرده‏اند و عمل به دستور ها یشان
    - همواره به یاد آنان بودن و در صورت امکان به زیارت آنان رفتن یا از دور زیارت نمودن و نام و ذکرشان را در دل، زبان، خانه و جامعه زنده نگه‏داشتن.
    بهترین زیارت نامه ، زیارت جامعه کبیره است.
    گناهان در دور ساختن انسان از قرب به آنان بسیار موثر است ولی با توبه و توسل می‏توان آن را جبران کرد.



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عشق و محبت و اطاعت از آنان و الگو قرار دادن آنان در زندگی و عمل به سیره و سنت آنان ، ما را به آنان نزدیک تر می سازد.
    محبت و عشق محصول معرفت است. اگر اطراف آدمی را ده‏ها یوسف فرا گرفته باشد، ولی کسی به جهت کوری نتواند آنها را ببیند، آیا هیچ‏گاه عاشق یوسف خواهد شد؟!
    اگر به محبت اهل بیت(ع) و اولیای الهی توصیه شده ، فرمان به تحصیل مقدمات آن ـ که معرفت می‏باشد ـ داده است؛ چرا که اگر معرفت حاصل شد، علاقه و عشق به دنبال آن خواهد آمد. برای تحصیل معرفت و محبت به پیشوایان معصوم(ع) راه کارهای زیر را توصیه می‏کنیم:
    1ـ مطالعه در زندگی، اخلاق، رفتار و کرامت‏های پیامبر(ص) و ائمه(ع) .
    2ـ مطالعه کلمات و سخنان آن بزرگواران؛ چرا که فرمایش‏های آنان، درّهای گران بهایی است، که باید در جست وجوی آنها بود. آیا ممکن است کسی نهج البلاغه را بخواند و بفهمد، ولی عاشق علی(ع) نشود؟
    3ـ تهذیب نفس و پرهیز از گناه، نیز عمل به واجبات؛ چرا که آدمی تا تزکیه و تهذیب نفس نکند نمی‏تواند بااولیای مقرب الهی ارتباط برقرار کند.
    به بیان دیگر، برای شناخت ائمه علیهم السلام ونزدیک شدن به آن ها لازم است اقدامات زیر را انجام دهد:
    - آشنایی هر چه بیشتر با آنها و مقامات معنوی و راه و روش آنان در زندگی فردی و اجتماعی،
    - تلاش پیوسته و مداوم نسبت به پیمودن راه آنان و پیروی از خطی که برای بشر ترسیم کرده‏اند و عمل به دستور ها یشان
    - همواره به یاد آنان بودن و در صورت امکان به زیارت آنان رفتن یا از دور زیارت نمودن و نام و ذکرشان را در دل، زبان، خانه و جامعه زنده نگه‏داشتن.
    بهترین زیارت نامه ، زیارت جامعه کبیره است.
    گناهان در دور ساختن انسان از قرب به آنان بسیار موثر است ولی با توبه و توسل می‏توان آن را جبران کرد.















  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن را چگونه بخوانیم ؟

    قران ما را به رعایت حق تلاوت امر کرده و رعایت و ادای حق تلاوت مطابق روایت این گونه است:
    شمرده آیات را تلاوت کنیم، معانی آیات را بفهمیم،به احکام آن عمل کنیم ، به وعده هایش امیدوار باشیم ، از تهدید ها و عذاب هایش بترسیم، قصه هایش را برای خود مجسم کنیم (آنها را جلو چشم خود قرار دهیم)، از مثال هایش عبرت بگیریم، اوامرش را به جا آوریم و از(ارتکاب) نهی هایش دوری جوییم (1) اگر این گونه قرآن را بخوانیم و مسائل بالا را رعایت کنیم ،قران ما را به هدف خلقت خواهد رساند زیرا کتابی است برای هدایت به بهترین و با استوار ترین راه.
    ما که عربی بلد نیستیم شایسته است هنگام خواندن قرآن، ترجمه دقیق و رسای قرآن و تفسیر خلاصه ای از آن را ملاحظه کنیم تا معنای آیات را در یابیم و در سرگذشت اقوام که ذکر می کند اندیشه کنیم و عبرت بگیریم .نیز آیات بشارت را دل ببندیم و آیات جهنم را نصب العین قرار دهیم.این گونه قرائت ما را به مقصد می رساند.

    پی نوشت ها :
    1- میزان الحکمه،ج3،ص2526.


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای فهمیدن قرآن باید چند نکته را توجه کرد :
    1- اول این که از خدا بخواهیم به عنایت خاص، فهم قرآن و عمل بدان را به ما عنایت کند.
    2- برای آشنایی با زبان قرآن یعنی عربی تلاش کنیم، به طوری که با خواندن آیات ، ترجمه آنها را بفهمیم و این کاری سخت نیست . می توان ظرف مدت یک سال یا بیشتر عربی را در حد فهم متون یاد گرفت.
    3- کتاب تفسیر ساده و آسانی را برای مطالعه خود انتخاب کنیم . روزی یک یا دو صفحه قرآن را با ترجمه آن مطالعه و در فهم و درک آن تامل کنیم . تفاسیر ساده و در حد فهم عموم، امروز به اندازه کافی یافت می شود.
    4- به آنچه از معارف و احکام و اخلاق قرآن که می فهمیم ، معتقد ، عامل و آراسته شویم تا خداوند فهم بیشتر را نصیبمان کند . هر گاه به درک و فهم نورانی از قرآن نایل شدیم ، شکرگزاری کرده و از خدا تداوم آن را بخواهیم.
    اگر موارد فوق را در مدت قابل توجهی رعایت کنید، به مراتب زیادی از فهم قرآن نایل خواهید شد.



  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توسّل یعنی کسی را در پیشگاه خداوند شفیع قرار دادن، البته آدمی می‏تواند و مجاز است که مستقیماً از خداوند حاجت خود را بخواهد، ولی اگر بتواند در این مسیر دعای دیگران- به خصوص مقرّبان درگاه الهی را نیز همراه خود سازد، احتمال تأثیر فزون‏تری در کار خواهد بود. ولی اگر خداوند به طور کلی فراموش گردد و تنها وسایط دیده شوند، بدیهی است که این امر با آموزه‏های دینی و قرآنی سازگاری ندارد.
    توسل به اولیای الهی موجب شرک نیست؛ ‌زیرا کسانی که توسل به اولیای الهی پیدا می‌کنند، هیچ گونه استقلالی برای ایشان قائل نمی‌شوند .
    فرق توسل به ائمه (ع) و معبودهای ساختگی آن است که: توسل جویندگان به معبودها آنها را عوامل مستقل و تصمیم گیرنده در عرض خداوند به حساب می‏آورند و این شرک است. ولی به اعتقاد ما نقش ائمه و انبیا (ع) و اولیای الهی شفاعت اذنی است. یعنی آنان با اذن خدا و طبق خواست او به مدد مددجویان می‏شتابند. چنین دیدگاهی هرگز مستلزم شرک نیست. زیرا اراده ائمه (ع) را در طول اراده خدا و مجرای همان قرار می‏دهد، نه مستقل از آن. از توضیح فوق اشتباه وهابیون که شیعه را در این زمینه متهم به شرک می‏کنند ،به خوبی روشن می‏شود.
    به دلائل ذیل به اولیای الهی متوسل می‌شویم:
    اولاً: خداوند در قرآن فرموده است: «وَ اِبْتَغُوا إِلَیهِ اَلْوَسِیلَةَ ؛به سوی خداوند وسیله برگیرید»،(1). این وسیله می‏تواند اعمال صالح باشد و می‏تواند شخص صالح و وجیهی باشد. زیرا انسان آلوده و گنهکار چون از ساحت قرب الهی دور است، با توسل به محبوبین درگاه خدا تضمین بهتری برای درخواست خود می‏یابد. در قرآن نیز آیاتی در مورد توسل به اولیا آمده است. فرزندان یعقوب هنگام پشیمانی از گناه خود گفتند: «یا أَبانَا اِسْتَغْفِرْ لَنا؛ ای پدر ! برای ما طلب آمرزش نما»،(2) در آیه دیگر می‏فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً ؛اگر به هنگام ستم برخویش نزد تو آیند "ای پیامبر" و استغفار کرده و تو نیز برای آنان استغفار کنی ،خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت»،(3).
    دوم: خداوند عنایت دارد که در مراحل گوناگون و به راه های مختلف انسان‏ها به افراد برگزیده و الگوهای راستین توجه یابند تا از این طریق راهی به سوی تربیت درست بیابند و توسل یکی از همان راه‏هاست.
    بنا براین متوسلان، با معرفت بر این اسباب‌ها و وسائل، نه اصالتی قائلند و نه استقلالی، بلکه وسیله ای می‌اندیشند که خدای سبب ساز آن‌ها را مجرای فیض و طریق رحمت خود قرار داده و
    مومنان را بر آن امر نموده است.

    پی‏نوشت‏‌ها:
    1. مائده(5) آیه 25.
    2. یوسف (12) آیه 97.
    3. نساء (4) آیه 64.


  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توسّل یعنی کسی را در پیشگاه خداوند شفیع قرار دادن، البته آدمی می‏تواند و مجاز است که مستقیماً از خداوند حاجت خود را بخواهد، ولی اگر بتواند در این مسیر دعای دیگران- به خصوص مقرّبان درگاه الهی را نیز همراه خود سازد، احتمال تأثیر فزون‏تری در کار خواهد بود. ولی اگر خداوند به طور کلی فراموش گردد و تنها وسایط دیده شوند، بدیهی است که این امر با آموزه‏های دینی و قرآنی سازگاری ندارد.
    توسل به اولیای الهی موجب شرک نیست؛ ‌زیرا کسانی که توسل به اولیای الهی پیدا می‌کنند، هیچ گونه استقلالی برای ایشان قائل نمی‌شوند .
    فرق توسل به ائمه (ع) و معبودهای ساختگی آن است که: توسل جویندگان به معبودها آنها را عوامل مستقل و تصمیم گیرنده در عرض خداوند به حساب می‏آورند و این شرک است. ولی به اعتقاد ما نقش ائمه و انبیا (ع) و اولیای الهی شفاعت اذنی است. یعنی آنان با اذن خدا و طبق خواست او به مدد مددجویان می‏شتابند. چنین دیدگاهی هرگز مستلزم شرک نیست. زیرا اراده ائمه (ع) را در طول اراده خدا و مجرای همان قرار می‏دهد، نه مستقل از آن. از توضیح فوق اشتباه وهابیون که شیعه را در این زمینه متهم به شرک می‏کنند ،به خوبی روشن می‏شود.
    به دلائل ذیل به اولیای الهی متوسل می‌شویم:
    اولاً: خداوند در قرآن فرموده است: «وَ اِبْتَغُوا إِلَیهِ اَلْوَسِیلَةَ ؛به سوی خداوند وسیله برگیرید»،(1). این وسیله می‏تواند اعمال صالح باشد و می‏تواند شخص صالح و وجیهی باشد. زیرا انسان آلوده و گنهکار چون از ساحت قرب الهی دور است، با توسل به محبوبین درگاه خدا تضمین بهتری برای درخواست خود می‏یابد. در قرآن نیز آیاتی در مورد توسل به اولیا آمده است. فرزندان یعقوب هنگام پشیمانی از گناه خود گفتند: «یا أَبانَا اِسْتَغْفِرْ لَنا؛ ای پدر ! برای ما طلب آمرزش نما»،(2) در آیه دیگر می‏فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً ؛اگر به هنگام ستم برخویش نزد تو آیند "ای پیامبر" و استغفار کرده و تو نیز برای آنان استغفار کنی ،خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت»،(3).
    دوم: خداوند عنایت دارد که در مراحل گوناگون و به راه های مختلف انسان‏ها به افراد برگزیده و الگوهای راستین توجه یابند تا از این طریق راهی به سوی تربیت درست بیابند و توسل یکی از همان راه‏هاست.
    بنا براین متوسلان، با معرفت بر این اسباب‌ها و وسائل، نه اصالتی قائلند و نه استقلالی، بلکه وسیله ای می‌اندیشند که خدای سبب ساز آن‌ها را مجرای فیض و طریق رحمت خود قرار داده و
    مومنان را بر آن امر نموده است.

    پی‏نوشت‏‌ها:
    1. مائده(5) آیه 25.
    2. یوسف (12) آیه 97.
    3. نساء (4) آیه 64.


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیات تکراری قرآن ؟

    قرآن کتاب هدایت است و یکی از پایه های مهم هدایت تکرار و تذکر و یادآوری می باشد. از این رو مطالب تربیتی و هدایتی قران تکرار می شود تا در ذهن مخاطب جا بگیرد و استقرار یابد .
    قران کتاب علمی نیست که از تکرار ابا داشته باشد بلکه مطالب هدایتی خود را از زوایای مختلف و با بیانات متعدد مطرح می کند تا تاثیر گذاری آن در مخاطب بیشتر گردیده و او را از غفلت و فراموشی دور کند.
    اصولا یکی از اوصاف قران "مثانی " می باشد و مثانی که به معنای تکرار است ،ناظر به بیانات و مواعظ تکراری قران است که با ادبیات و الفاظ مختلف برای تاثیر گذاری بیشتر آمده است.
    در روان شناسی تبلیغات بر این نکته تاکید می شود که تکرار یک پیام در زمان های مختلف و در شرایط متغیر تاثیر بسیاری در پذیرش پیام و تغییر مثبت نگرشی نسبت به محتوای آن ایجاد می کند.
    در آیات قرآنی از این روش برای تاثیرگذاری پیام و تغییر در بینش و نگرش افراد و مخاطبان بهره گرفته شده است. یکی از علل تکرار آیات همین نکته روان شناختی است. در یک سوره گاه عبارتی بارها تکرار می شود ،بدون آن در ساختار جمله و واژگان آن تغییر پدید آید.
    همچنین گاهی در آیات قرآنی در میان هر چند گزاره خبری یک پیام مهم تکرار می شود . برای نمونه در سوره الرحمن این پیام همواره تکرار می شود:« فبای آلاء ربکما تکذبان ؛ پس کدامین نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید» و یا در سوره شعراء بارها این پیام تکرار می شود: «الاتتقون انی لکم رسول امین؛ آیا تقوا پیشه نمی کنید. به راستی که من برای شما پیامبری امین از سوی پروردگار هستم» یا پیام :« یا قوم اعبدوا الله» در آیات 59 و 65 و 73 و 85 سوره اعراف و 50 و 61 و 84 سوره هود تکرار می شود.
    از سوی دیگر با تکرار یک پیام از سوی اشخاص و پیامبران مختلف مواجه می شویم. خداوند می توانست پیامی را به طور مستقیم بیان کند و یا بدون آن که آن را از زبان چند پیامبر بیان کند ،تنها از طریق یک پیامبر تکرار کند ولی می بینم که یک مطلب و پیام بارها از زبان اشخاص مختلف و متعددی در بستر و شرایط مختلف بیان می شود. دست کم می توان پیام های قرآن را از زبان 25 پیامبر بزرگ و 5 پیامبر اولوالعزم شنید. پیامبرانی که از زمان آغاز زیست انسان در کره خاکی این ماموریت را یافته اند تا به سه اصل بنیادین وحدت خالقیت و ربوبیت و هدفمندی خلقت و بازگشت و معاد و حساب و کتاب اشاره و تاکید کنند. اگر رسالت را پیام رسانی بدانیم، اصول اساسی این پیام همان یگانگی آفریدگار و یگانگی ربوبیت و معاد است.
    این گونه است که به مخاطبان می رساند که در طول تاریخ بشری همواره یک پیام خاص از سوی همه بزرگان دین تکرار می شده است. در این جا منبع پیام همواره تغییر می کند ولی محتوا ثابت است. شخصیت های مختلف به عنوان منبع پیام آن را در گوش دل های مخاطبان خود تکرار می کنند.
    اگر آیات قرآن را به خوبی و با نگاهی هدفمند و وحدت محور بررسی کنیم، در می یابیم که همه آیات همین سه اصل را به صورت تصریف آیات و با کمی تغییر در مثال ها به کار می برند. در پشت همه این آیات بیانی ، همین نکته نهفته است که خدا در همه جا اصل و دیگران سایه و شانی از شئونات اویند . در پس زمینه هرتصویری آن چه هست و اصل است، خداست. از این رو همانند میوه های و فرآورده های یک بوستان هستند که با آن که از یک خاک و یک آب و هوا بهره می برند ،میوه ها و فرآورده هایی مختلف و متنوع با بوی و مزه های گوناگونی بار می دهند .گویی هیچ ارتباطی با یک دیگر ندارند ،در حالی که همه از یک چیز بهره برده اند و هر کدام بر اساس شان و شکل خویش طوری آن را نموده و نمایانده است.
    نور واحدی است که در پنجره های رنگارنگ افتاده و هر کس تصویری متفاوت از آن اصل واحد می نمایاند. این همه خود نوعی دیگر از تصریف آیات است. هر چند که« لاتکرار فی التجلی» و هر اسمی خود تجلی دیگری است .با این همه اصل دیگری نیست و همه بیانگر یک اصل هستند که آن توحید است.



  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,309
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امیرالمؤمنین علیه السلام مى‏فرماید: «اِستَجِیبُوا الاَنبیاءَ وَ سَلِّمُوا بِاَمرِهِم وَ اعْمَلوا بِطاعَتِهِم تَدخُلُوا فِى شَفاعَتِهِم؛ (1)دعوت و نداى پیامبران گرامى را بپذیرید . نسبت به فرمان‏هاى آن بزرگواران تسلیم باشید . عمل شما طبق دستور و فرمان آنان باشيد تا مشمول شفاعت آنان گرديد».
    1، تفسیر برهان، ج 3، ص 57، نشر موسسیه البعثت بیروت 1419 ق.

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود