جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا مردم زمان گذشته پس از چشیدن حکومت الهی، خیانت کردند!؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    154
    صلوات
    24721941
    تعداد دلنوشته
    298
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 10 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما چرا مردم زمان گذشته پس از چشیدن حکومت الهی، خیانت کردند!؟




    سلام
    خواستم ظلمی که به امام حسن مجتبی ع شد را بگویم که وقتی عدالت و احسان امیرالمومنین ع را مردم دیدند که چرا غصب خلافت شد و حکومت برگشت.یادم آمد که مردم عدل و احسان پیامبر ص را هم دیده بودند و راضی نشدند که وصی او جانشین شود.
    براستی چرا پس از چشیدن حکومت حق باز مردم، به حاکمان خود خیانت میکنند و برخی حاکمان به مردم!؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    نوشته
    1,156
    صلوات
    7780000
    تعداد دلنوشته
    461
    مورد تشکر
    613 پست
    حضور
    35 روز 7 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    بیش از یکسال و سه ماه و اندی از سئوال گذشته ولی پاسخی داده نشده.
    لطفا ارجاع بدید

    ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
    ویرایش توسط کربلائی : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ در ساعت ۱۱:۰۴
    انسان فرهیخته، چنان به شباهت های خود با دیگران اهمیت میدهد که قبول یک تفاوت، او را به یادگیری بیشتر وادار میسازد

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    810 پست
    حضور
    118 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8




    با نام و یاد دوست







    چرا مردم زمان گذشته پس از چشیدن حکومت الهی، خیانت کردند!؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم واستاد عماد
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    چرا مردم زمان گذشته پس از چشیدن حکومت الهی، خیانت کردند!؟

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    160 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام


    نقل قول نوشته اصلی توسط بکیر نمایش پست
    براستی چرا پس از چشیدن حکومت حق باز مردم، به حاکمان خود خیانت میکنند و برخی حاکمان به مردم!؟
    در خصوص شرایط خاص تاریخی زمان پیامبر(ص)، امام حسن(ع)، یعنی ملاک هایی که به طور مخصوص موجب رویگردانی مردم از حکومت حق در دوره این دو معصوم شد کاشناس تاریخی بهتر می توانند ابراز نظر کنند، چون شاید رویگردانی از حکم پیامبر(ص) مبنی بر خلافت امیرالمومنین(ع) عواملی غیر از رویگردانی از حکومت امام حسن(ع) داشته باشد، اما به طور کلی و فارغ از بحث زمان، عوامل مختلفی را می توان دخیل در این امر دانست که به چند مورد اشاره می کنیم:

    محبت دنیا:
    همان طور که پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: « حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة»؛ منشأ همه بدی ها و خطایا، محبت دنیاست.(کلینی، محمد، الکافی، ج2، ص131)
    این ملاک البته بیشتر در مورد سردمداران مطرح میشود، گاهی محب دنیا موجب میشود عده ای برای تصاحب قدرت وارد گود رقابت شوند، و خودش زمینه خروج حکومت از مدار حق خویش را فراهم میکند و عوامل بعدی که بدان اشاره خواهد شد به این روند سرعت می بخشند.
    البته خود مردم هم به خاطر همین محبت دنیاست که از این سردمداران باطل پیروی می کنند.
    به نظر می رسد این ملاک، ملاک عامی است که شاید بتوان آن را حاکم بر سایر ملاک ها دانست.

    تطمیع و تهدید:

    رقبای سیاسی که به باطل به دنبال حکومت هستند برای رسیدن به حکومت باید عموم مردم را با خود همراه سازند لذا در این مسیر از عنصر تطمیع و تهدید بهره می برند، بسیاری از مردم به خاطر همین تهدیدها و یا تطمیع ها دست از حمایت از دولت حق بر میدارند.
    تاریخ همواره چین تهدیدها و تطمیع هایی را از سوی سردمداران باطل به خود دیده است.

    جو زدگی:

    همواره انسان هایی در جوامع وجود دارند که اگرچه ایمان داشته و طرفدار حق هستند، اما به خاطر ضعف ایمان، و ضعف اعتماد به نفس، توان برابری با جوّ حاکم را ندارند، و به قول معروف معتقد هستند که: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» لذا اگرچه طرفدار حکومت حق هستند اما چون می بینند اکثریت مخالف آن بوده و طرفداران در اقلیتند، دست از حمایت از جریان حق برداشته و کام فرو می بندند، یا حتی با مخالفین همراه می شوند، و چون چنین آفتی گریبانگیر جامعه بوده امیرالمومنین(ع) نسبت به آن هشدار داده و می فرمودند که از اقلیت بودن در سیر حق نهراسید:
    «أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏»؛ ای مردم در مسیر هدایت از اقلیت بودن نهراسید.(شریف رضی، نهج البلاغه(صبحی صالح)، خطبه 201، ص319)

    عافیت طلبی:

    طبیعتا حکومتِ حق از مردم توقع دارد به دین عمل کرده و با بدعت ها مخالفت کنند و در راه خدا جهاد کنند، یعنی روی کار آمدن آن مسئولیتی را بر دوش مردم می گذارد، لذا عافیت طلبی مردم گاهی مانع از پذیرش حکومت حق می شود، مثلا وقتی می بینند در دوران خلفا جنگ درونی اتفاق نمی افتد، اما وقتی علی(ع) حاکم می شود زیر بار بدعت ها نرفته و دیگران سیره او را برنمی تابند به گونه ای که در کمتر از پنج سال، سه جنگ رقم میخورد و همواره مردم از اطاعت از علی(ع) برای حضور در جنگ ها شانه خالی می کنند!
    همین انقلاب ما را ببینید، در مسیر تحقق، شهادت بسیاری را به دنبال داشته است، بعد از انقلاب جریان نفاق موجب شهادت 17000نفر شد، در مرحله بعد جنگ هشت ساله را به دنبال داشت، تحریم های اقتصادی و سیاسی مختلف را به دنبال داشته است و...، خب ممکن است یک عده عافیت طلب به خاطر همین سختی ها نسبت به انقلاب خرده بگیرند و بگویند چرا خودمان را در برابر ابرقدرت ها قرار می دهیم؟!




  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    169 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر از کارشناس محترم جناب مسلم
    عدالت حضرت علی علیه السلام اگر چه برای برخی از مردم استفاده استفاده داشت اما برخی دیگر از مردم از این عدالت قابل هضم نبوده و به ضرر آنها تمام شد
    از جمله طلحه، زبیر، عایشه، معاویه و اشراف عدالت حضرت علی علیه السلام را بر نمی تافتند.
    طلحه و زبیر از جمله کسانی بودند که با حضرت علی علیه السلام بیعت کردند.(1) آندو. بیعت مهاجرین را نیز تضمین نمودند(2) پس از خلافت حضرت علی علیه السلام به تصور اینکه حضرت نیز مانند خلفای گذشته عمل خواهد کرد به دنبال سهم خواهی خود بر آمدند و توقع داشتند حکومت بصره و کوفه به آنان واگذار شود(3) اما وقتی عدل حضرت علی علیه السلام را مشاهده نمودند به مخالفت پرداخته و جنگ جمل را به کمک عایشه به راه انداختند.(4)
    پس عدالت همیشه، همه افراد را راضی نگه نمی دارد. بسیاری در جنگ جمل کشته شدند. بازماندگان آنها کنیه حضرت علی علیه السلام را به دل داشتند و به دنبال فرصتی می گذشتند تا علیه حضرت علی علیه السلام اقدام کنند این فرصت در زمان حضرت علی علیه السلام با تمام کارشکنی هایی که کردند به وجود نیامد اما در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام اقدام نمودند.

    1. شیخ مفید(۴۱۳ ق)، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة،کنگره شیخ مفید قم، ۱۴۱۳ ق، مفید، ص۱۳۰
    2. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۷.
    3. طبری، تاریخ طبری، موسسه اعلمی، بیروت، ج ۴، ص ۴۵۳.
    4. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۹.




  10. تشکرها 3


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    169 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گروه دوم معاویه و دار دسته وی بودند. او نیز کسی بود که از عدل حضرت علی السلام ضربه کاری دید. لذا تا توانست نیروهای خود را جمع کرده و به مقابله با حضرت علی علیه السلام اقدام نمود و جنگ صفین را به راه انداخت. به دنبال او بسیاری از کسانی که از عدل حضرت علی علیه السلام آسیب دنیوی دیده بودند به گرد او جمع شدند از جمله عبیدالله بن عمر، او که بعد از قتل پدرش به ناحق فیروزان و جنفیه ایرانی را به اتهام همکاری با ابولولوء به قتل رسانده بود(1) مورد عفو عثمان قرار گرفت اما حضرت علی علیه السلام پس از رسیدن به خلافت به دنبال اجرای عدل بودند و او نیز ترس عدل حضرت علی و قصاص به معاویه پناه برده(2) و در جنگ صفین کشته شد.
    علاوه بر وی بودند بسیاری که عدل حضرت علی علیه السلام را بر نمی تافتند و به جناح معاویه پیوسته بودند.

    1. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، ج۳، ص۳۵۰؛
    2. الأخبار الطوال، ابو حنيفه احمد بن داود الدينورى (م 282)، تحقيق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدين شيال،قم، منشورات الرضى، 1368ش ،ص:161


  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    169 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تا اینجا دشمنانی بودند که عدل حضرت علی علیه السلام آنان را وادار به روایاروئی کرده بود اما بودند کسانی که تحت لوای حکومت حضرت بودند اما از شیوه حضرت علی علیه السلام ناراحت بودند
    ابن ابی الحدید می نویسد: «دو زن نزد حضرت آمدند و کمک خواستند، حضرت امیر به هر یک از آنان مقداری درهم و غذا به صورت برابر داد. یکی از زنان گفت: من زنی از عرب و او از عجم است! حضرت فرمود: به خدا قسم در زمینه بیت المال من فرقی بین فرزندان حضرت اسماعیل و فرزندان اسحاق نمی بینم(1)
    حتی وقتی خواهر مکرمه اش، اُمّ هانی، به خدمت او رفت، حضرت دستور داد که بیست درهم به وی بپردازند. ام هانی بازگشت و از کنیزک عجمی خود پرسید: عطای علی(ع) به تو، چه اندازه بود؟. او پاسخ داد: بیست درهم. ام هانی، با خشم، و به عنوان اعتراض و انتقاد از این مساوات، به نزد برادر بازگشت. امام(ع) فرمود:«باز گرد! خدای تو را رحمت کند! ما، در کتاب خدا، برتری و رجحانی برای اسماعیل بر اسحاق نیافتیم(2)
    این برخورد ها باعث رنجش اشراف شد و این اشراف اگر چه برخی در زمان خود حضرت علی علیه السلام جرءت نکردند ابراز اندام کنند اما پس از ایشان در صف مخالفان قرار گرفتند و به مقابله با امام حسن مجتبی علیه السلام پرداختند
    باید توجه کرد در نظام قبیله گری اشراف نفوذ بشتری از توده مردم داشتند و توده مردم بیشتر به دنبال اربابان خود می رفتند
    این عوامل باعث شد بسیاری نه تنها عدل حضرت علی علیه السلام را تحسین نکنند بلکه به مقابله با آن نیز بپردازند.

    1. شرح ابن ابی الحدید، ج2، ص200.
    2. بحارالانوار، ج40، ص106.


  14. تشکرها 3


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    160 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    چرا مردم با دیدن عدل و احسان پیامبر(صلی الله علیه و آله) با جانشینی علی(سلام الله علیه) مخالفت کردند؟
    چرا با دیدن عدل و احسان علی(سلام الله علیه)، از حکومت امام مجتبی(سلام الله علیه) حمایت نکردند؟ براستی چرا پس از چشیدن طعم حکومت حق، باز هم مردم به حاکمان عادل خود خیانت میکنند!؟


    پاسخ
    در خصوص شرایط خاص تاریخی زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله)، امام حسن(سلام الله علیه)، یعنی ملاک هایی که به طور مخصوص موجب رویگردانی مردم از حکومت حق در دوره این دو معصوم شد کاشناس تاریخی بهتر می توانند ابراز نظر کنند، چون شاید رویگردانی از حکم پیامبر(صلی الله علیه و آله) مبنی بر خلافت امیرالمومنین(سلام الله علیه) عواملی غیر از رویگردانی از حکومت امام حسن(سلام الله علیه) داشته باشد، اما به طور کلی و فارغ از بحث زمان، عوامل مختلفی را می توان دخیل در این امر دانست که به چند مورد اشاره می کنیم:

    محبت دنیا:

    همان طور که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة»؛ منشأ همه بدی ها و خطایا، محبت دنیاست.(1)
    این ملاک البته بیشتر در مورد سردمداران مطرح میشود، گاهی محب دنیا موجب میشود عده ای برای تصاحب قدرت وارد گود رقابت شوند، و خودش زمینه خروج حکومت از مدار حق خویش را فراهم میکند و خود مردم هم به خاطر همین محبت دنیاست که از این سردمداران باطل پیروی می کنند.
    با این اوصاف به نظر می رسد این ملاک، ملاک عامی است که شاید بتوان بقیه ملاک ها را هم از زیر مجموعه های آن دانست.

    عدالت ستیزی:

    با وجود طعم شیرین عدالت برای اجتماع، ممکن است برخی برای منافع شخصی، یا تعصبات قومی و قبیلگی از عدالت رویگردان باشند، و زیر بار آن نروند و حاکم عادل را نتوانند تحمل کنند، همان طور که علی(سلام الله علیه) را به خاطر عدالتش کشتند.
    مانند طلحه و زبیر که از جمله کسانی بودند که با حضرت علی(علیه السلام) بیعت کردند (2) و بیعت مهاجرین را نیز تضمین نمودند(3) اینان پس از خلافت حضرت علی(علیه السلام) به تصور اینکه حضرت نیز مانند خلفای گذشته عمل خواهد کرد به دنبال سهم خواهی خود بر آمدند و توقع داشتند حکومت بصره و کوفه به آنان واگذار شود(4) اما وقتی عدل حضرت علی(علیه السلام) را مشاهده نمودند به مخالفت پرداخته و جنگ جمل را به کمک عایشه به راه انداختند.(5)
    پس عدالت همیشه، همه افراد را راضی نگه نمی دارد. بسیاری در جنگ جمل کشته شدند. بازماندگان آنها کینه حضرت علی(علیه السلام) را به دل داشتند و به دنبال فرصتی می گذشتند تا علیه حضرت علی(علیه السلام) اقدام کنند این فرصت در زمان حضرت علی(علیه السلام) با تمام کارشکنی هایی که کردند به وجود نیامد اما در زمان امام حسن مجتبی(علیه السلام) اقدام نمودند.

    ابن ابی الحدید می نویسد: «دو زن نزد حضرت آمدند و کمک خواستند، حضرت امیر به هر یک از آنان مقداری درهم و غذا به صورت برابر داد. یکی از زنان گفت: من زنی از عرب و او از عجم است! حضرت فرمود: به خدا قسم در زمینه بیت المال من فرقی بین فرزندان حضرت اسماعیل و فرزندان اسحاق نمی بینم(6)
    حتی وقتی خواهر مکرمه اش، اُمّ هانی، به خدمت او رفت، حضرت دستور داد که بیست درهم به وی بپردازند. ام هانی بازگشت و از کنیزک عجمی خود پرسید: عطای علی(سلام الله علیه) به تو، چه اندازه بود؟ او پاسخ داد: بیست درهم. ام هانی، با خشم، و به عنوان اعتراض و انتقاد از این مساوات، به نزد برادر بازگشت. امام(سلام الله علیه) فرمود:«باز گرد! خدای تو را رحمت کند! ما، در کتاب خدا، برتری و رجحانی برای اسماعیل بر اسحاق نیافتیم(7)
    این برخورد ها باعث رنجش اشراف شد و این اشراف اگر چه برخی در زمان خود حضرت علی علیه السلام جرأت نکردند ابراز اندام کنند اما پس از ایشان در صف مخالفان قرار گرفتند و به مقابله با امام حسن مجتبی علیه السلام پرداختند. باید توجه کرد در نظام قبیله گری اشراف نفوذ بشتری از توده مردم داشتند و توده مردم بیشتر به دنبال اربابان خود می رفتند.
    این عوامل باعث شد بسیاری نه تنها عدل حضرت علی علیه السلام را تحسین نکنند بلکه به مقابله با آن نیز بپردازند.

    تطمیع و تهدید:
    رقبای سیاسی که به باطل به دنبال حکومت هستند برای رسیدن به حکومت باید عموم مردم را با خود همراه سازند لذا در این مسیر از عنصر تطمیع و تهدید بهره می برند، بسیاری از مردم به خاطر همین تهدیدها و یا تطمیع ها دست از حمایت از دولت حق بر میدارند.
    تاریخ همواره چین تهدیدها و تطمیع هایی را از سوی سردمداران باطل به خود دیده است.

    جوّ زدگی:
    همواره انسان هایی در جوامع وجود دارند که اگرچه ایمان داشته و طرفدار حق هستند، اما به خاطر ضعف ایمان، و ضعف اعتماد به نفس، توان برابری با جوّ حاکم را ندارند، و به قول معروف معتقد هستند که: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» لذا اگرچه طرفدار حکومت حق هستند اما چون می بینند اکثریت مخالف آن بوده و طرفداران در اقلیتند، دست از حمایت از جریان حق برداشته و کام فرو می بندند، یا حتی با مخالفین همراه می شوند، و چون چنین آفتی گریبانگیر جامعه بوده امیرالمومنین(سلام الله علیه) نسبت به آن هشدار داده و می فرمودند که از اقلیت بودن در سیر حق نهراسید:
    «أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِه‏»؛ ای مردم در مسیر هدایت از اقلیت بودن نهراسید.(8)

    عافیت طلبی:
    طبیعتا حکومتِ حق از مردم توقع دارد به دین عمل کرده و با بدعت ها مخالفت کنند و در راه خدا جهاد کنند، یعنی روی کار آمدن آن مسئولیتی را بر دوش مردم می گذارد، لذا عافیت طلبی مردم گاهی مانع از پذیرش حکومت حق می شود، مثلا وقتی می بینند در دوران خلفا جنگ درونی اتفاق نمی افتد، اما وقتی علی(سلام الله علیه) حاکم می شود زیر بار بدعت ها نرفته و دیگران سیره او را برنمی تابند به گونه ای که در کمتر از پنج سال، سه جنگ رقم میخورد و همواره مردم از اطاعت از علی(سلام الله علیه) برای حضور در جنگ ها شانه خالی می کنند!
    همین انقلاب ما را ببینید، در مسیر تحقق، شهادت بسیاری را به دنبال داشته است، بعد از انقلاب جریان نفاق موجب شهادت 17000نفر شد، در مرحله بعد جنگ هشت ساله را به دنبال داشت، تحریم های اقتصادی و سیاسی مختلف را به دنبال داشته است و...، خب ممکن است یک عده عافیت طلب به خاطر همین سختی ها نسبت به ادامه انقلاب دلسرد شده و بگویند چرا خودمان را در برابر ابرقدرت ها قرار می دهیم؟!

    ______________________________
    1. کلینی، محمد، الکافی، ج2، ص131.
    2. شیخ مفید(۴۱۳ ق)، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، ص۱۳۰.
    3. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۷.
    4. طبری، تاریخ طبری، ج ۴، ص ۴۵۳.
    5. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۹.
    6. شرح ابن ابی الحدید، ج2، ص200.
    7. بحارالانوار، ج40، ص106.
    8. شریف رضی، نهج البلاغه(صبحی صالح)، خطبه 201، ص319.

  16. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی معرفی کتاب هایی در زمینه "کفر خفی، ریای خفی، شرک خفی . . ."
    توسط مدیون سلمان در انجمن اخلاق
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۶/۲۹, ۱۳:۳۹
  2. پیام قرانی شرایط کار علمی، فرهنگی، تربیتی، اجتماعی
    توسط talabeh در انجمن حکایت، داستان و درس هایی از قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۵/۳۰, ۱۸:۰۶
  3. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۰, ۱۷:۲۲
  4. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۱۷, ۱۸:۴۰

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود