جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برزخ فرصتی برای جبران .

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,247 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برزخ فرصتی برای جبران .




    "برزخ فرصتی برای جبران.

    این یک جهت عالم برزخ است. یعنی محل امادگی برای قیامت .یک حکمت دیگری هم برای

    وجود عالم برزخ هست .و ان اینکه فرصتی برای جبران کمبودهاست.

    یعنی درست است که پس از مرگ دیگر دارعمل نیست.و اگر کسی در دنیا کوتاهی هایی

    کرده است. نمی تواند در اخرت خودش عملی انجام دهد و درستش کند.

    ولی اولا دیگران می توانند خیرات و مبرات و هدایایی برایش بفرستند. به خصوص حقوق واجبی

    مثل نماز - روزه- حج- حق الناس. که به گردنش بوده دیگران ان را به نیابت او بجا اورند.

    به علاوه باقیات صالحات خودش هم در دنیا کار می کند. و به حساب او در اخرت ریخته می شود.

    بسیاری بودند که وقتی مردند. مشکل داشتند. همین اعمال صالح و خیرات و مبرات دیگران

    و یا باقیات صالحات خودشان مشکلشان را بر طرف کرد. و چه بسا باعث رفع عذاب از انها شد.

    حضرت عیسی علیه السلام از قبرستانی گذر می کرد.

    قبری را دید که صاحبش در عذاب است. سال بعد گذرش به همان جا افتاد. متوجه شد که عذاب

    از ان قبر بر طرف شده . وقتی سوال کردند. به ایشان گفته شد : فرزند صالحی از او به بلوغ رسید.

    راهی را درست کرد. و یتیمی را پناه داد. و به واسطه او عذاب از پدرش برداشته شد.

    اگر عالم برزخی نمی بود و پس از مرگ رابطه متوفی با دنیا کاملا قطع و پرونده اش بسته می شد.

    تا قیامت دیگر فرصت جبران به این طریق هم نمی بود. و این لطفی است از خداوند که پس از مرگ انسانها

    فرصتی میدهد تا به گونه ای جبران کنند. روشن شد که پس از مرگ اموات در عالم برزخ به

    زندگی برزخی خود ادامه میدهند. و این از مسلمات قران و روایات ماست.

    نکته دیگر این که همان طور که گفتیم حیات و زندگی برزخی متکامل تر از دنیاست.

    و ما پس از مرگ در مسیر " انا الیه راجعون " به عوالم بالاتر وارد می شویم. منزل به منزل

    و مرحله به مرحله حجابها کنار میرود. و ما بیدارتر و هوشیارتر می شویم.

    به قول مولوی : ما از بالاییم و بالا میرویم.

    ما از دریاییم و دریا می رویم.

    ما از اینجا و از انجا نیستیم.

    ما زبیجاییم و بیجا می رویم.

    خوانده ای انا الیه راجعون .

    تا بدانی تا کجاها میرویم. "

    بر گرفته از کتاب برزخ و نفخه صور. مسعود عالی.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    755 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ویژگی یک جوان نمونه چیست؟
    جوان نمونه کسی است که از فرصت جوانی استفاده کرده و خود را به زیور علم و تقوا بیاراید.
    سفارش‏های پیامبر(ص) به ابوذر این است: پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمار:
    جوانیت را پیش از پیری.
    سلامتت را پیش از بیماری.
    بی‏نیازی‏ات را پیش از تهیدستی.
    فراغتت را قبل از اشتغال.
    زندگی‏ات را قبل از مرگ. (1)
    در حدیثی دیگر باز پیامبر(ص) به ابوذر توصیه می‏فرماید:
    هر جوانی که دنیا را ترک کند (به آن دل نبندد و همه اندیشه و فکر خود را دنیا قرار ندهد) و جوانی‏اش را در طاعت و بندگی خداوند بگذارند، خداوند متعال پاداش، هفتاد و دو صدیق را به او عنایت می‏کند. (2)
    جوان باید به فکر بهترین استفاده و بهره‏برداری از گوهر ارزشمند و بی‏بدیل جوانی‏اش باشد. جوانی سرمایه‏ای است که باید در بازار دنیا با آن متاع زندگی جاوید و ابدی را خرید و آن را در راه سعادت حقیقی و پایدار هزینه کرد.
    شاید برای یک جوان سفارشی ضروری‏تر و جامع‏تر از رعایت تقوا و پرهیزگاری با معنای گسترده و وسیع آن وجود نداشته باشد. امری که اگر مورد توجه جدی قرار گیرد و به ابعاد مختلف و آثار و برکات آن عنایت کافی شود، از انسان موجودی مفید و با برکت برای خود و برای دیگران می‏سازد. مهم ترین محور در تقوا، انجام واجبات و ترک محرمات است. در بعضی از روایات، ذکر و یاد خدا را به انجام واجبات و ترک محرمات معنا کرده‏اند. اگر به دامنه گسترده این دستور الهی توجه کنیم، درمی‏یابیم که رعایت احترام پدر و مادر و حقوق مؤمنان و ضایع نکردن حق دیگران و رعایت انصاف در مورد زن و فرزند و سایر افراد جامعه و دوری از هر نوع آلودگی و فساد و حتی دوری از نیت گناه زیر چتر این دستور سازنده قرار می‏گیرد.
    عمل به وظیفه و خارج نشدن از حدود مقرر در شریعت مقدس، بیانگر روح تقوا در انسان است. در هر جا تقوا معنای خاص خود را پیدا می‏کند. در سایه این تقوا انسان دارای بصیرت و روشن‏بینی می‏گردد و درک می‏کند در حالات و شرایط مختلف چه وظیفه‏ای بر عهده دارد و چه باید بکند. چنان چه قرآن کریم در این باره می‏فرماید:
    «یا ایها الذین امنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً؛ ای اهل ایمان! اگر از خدا پرهیز کنید، به شما فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) می‏دهد». (3) این از بزرگ ترین عنایاتی است که خداوند نسبت به بنده‏اش دارد. با این بیان صفاتی مثل تواضع و فروتنی و داشتن ظرفیت و سعه صدر و دستگیری از درماندگان و عفو و گذشت و امانت‏داری و صداقت و دوری از گناهان و مواظبت از نفس و روح خود و پاک نگهداشتن آن ها و صبور و شکیبا بودن و سایر صفات انسانی و الهی، همگی از شاخ و برگ‏های تقوا به شمار می‏آیند.

    پی نوشت ها :
    1. بحارالانوار، ج 77، ص 75
    2. مکارم‏الاخلاق، ص 466
    3. انفاق، آیه 29.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,247 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "حواس برزخی در وجود انسان.

    ما هم علاوه بر حواس مادی مثل چشم و گوش و زبان و بینی. که در ان با حیوانات مشترک هستیم.

    هم اینکه حواس برزخی و برتری را هم داریم. به قول مولوی :

    پنج حسی هست جز این پنج حس

    ان چو زر سرخ و این حس ها چو مس.

    پیامبر (ص) فرمود : "ما من عبد الا و فی وجهه عینان یبصر بهما امر الدنیا و عینان فی قلبه

    یبصر بهما امر الاخره فاذا ارادالله بعبد خیرا فتح عینیه اللتین فی قلبه فابصر بهما ما وعده

    بالغیب فامن بالغیب علی الغیب . "

    "هیچ بنده ای نیست . جز این که دو چشم در صورت دارد که با ان امور دنیایی را مشاهده می کند و دو دیده در قلب دارد .

    که امور اخرتی را با ان مشاهده می کند. هر گاه خداوند برای بنده اش خیر اراده کند.

    ان دو چشم قلبش را می گشاید. و با ان انچه از غیب به او وعده داده است می بیند.

    و با غیب بر غیب ایمان می اورد. "

    منتهی ان حواس برزخی فعال نیست. و در اثر توجه و تعلق زیاد به عالم ماده و غفلت از عوالم

    بالاتر به کار نیافتاده است.

    از این رو فقط همین حواس مادی فعال است. اگر کسی بتواند دل بستگی ها و تعلقات و توجه شدید به عالم دنیا را کم کند.

    و به تعبیر مناجات شعبانیه انقطاع پیدا کند. می تواند چیزهایی ببیند یا بشنود.

    لذا انسانها پس از مرگ چون به طور قهری از دنیا کنده می شوند . حواس برزخی انها فعال می شود.

    یا در خواب چون تا حدی ادم از بیرون کنده می شود. اگر صلاحیت داشته باشد . می تواند

    چیزهایی را ببیند. که از ان به رویای صادق تعبیر می شود. " یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,247 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " راه ارتباط با عالم بالا :

    حال اگر کسی با مراقبت از چشم و زبان و گوش و اعضاء و جوارح خود انها را از حرام و الودگی ها

    دور نگه داشت. و مراقب دل بود که این قدر مشغول به غیر خدا نباشد.

    و به قول مولوی دل باشد نه ده که در ان همه چیز و همه کس را راه می دهند.

    ان وقت صلاحیت دیدن و شنیدن و ارتباط پیدا کردن با عالم بالاتر را پیدا می کند. پیامبر اکرم (ص)

    فرمودند : "غضوا ابصارکم ترون العجائب . " چشم از محرمات الهی بپوشانید تا امور عجیب

    را مشاهده کنید. "

    و در جای دیگری فرمودند :"لولا تکثیر" فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرایتم ما اری و لسمعتم

    ما اسمع ." اگر پر حرفی نمی کردید. و خلجان ها و اوهام و خیالات در قلب های شما نبود.

    حتما انچه را من می بینم . شما هم می دیدید. و انچه را من می شنوم . شما هم می شنیدید.

    تمریج همان شلوغ بودن و بی در و پیکر بودن است. هرج و مرج هم از همین کلمه است.

    اگر این شلوغی و بی در و پیکر بودن دلتان و زیاده گویی های زبانتان نبود. انچه من می دیدم و می شنیدم .

    شما هم می دیدید. و می شنیدید. شلوغی دل و جان و مشغولیت زیاد زبان کار دستمان داده است.

    "جان همه روزه لگد کوب از خیال

    و از زیان و سود و از خوف زوال

    نی صفا می ماندش نی لطف و فر

    نی به سوی اسمان راه سفر.

    انسان ابزار ارتباط با عالم بالا را دارد. به شرط ان که روحش بالا بیاید. و تعالی روح پیدا کند.

    و ارتقاء بیابد. تا ابزارهای عالم بالا فعال شوند. ان وقت هم می بیند و هم می شنود. "

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    755 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راهکار جبران گذشته ها :

    لازم ترین کار برای هرکس توبه کردن است. توبه کامل و حقیقی باعث آمرزش همه‌گناهان می گردد و گذشته را جبران می کند.
    خداوند در قرآن می فرماید: "قل: یا عبادی الّذین اشرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله أنّ الله یغفر الذنوب جمعیاً، إنّه هوالغفور الرّحیم؛(1) بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم روا داشتید، از رحمت خداوند مأیوس و نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد".
    امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: "در تمام قرآن آیه ای امید بخش تر از این در مورد گناه کاران و توبه کنندگان نیست".(2)
    گناه از لحاظ کمیت، هر اندازه بزرگ و زیاد باشد - حتی اگر به اندازه گناه همه جن انس از آغاز آفرینش تا انتهای عالم باشد - از لطف و رحمت خدا بیشتر نسیت، بلکه قابل قیاس نمی باشد.
    رسول خدا(ص) می فرماید: "اگر مرتکب گناهان بسیاری که زمین و آسمان را فرا گیرد شدید، اگر به راستی پشیمان شوید، ‌خدای تعالی توبه شما را می پذیرد".(3)
    چرا انسان نا امید از مغفرت خدا و آمرزش گناهان گردد، در حالی که می فرماید: "از رحمت خدا مأیوس نشوید"؟!
    یأس و ناامیدی بزرگ ترین گناه و شاید بتوان گفت تنها گناهی که مورد عفو و بخشش قرار نمی گیرد، یأس پیوسته و مستمری است که شخص سرانجام با نا امیدی از دنیا برود.
    خداوند در سوره بروج(4) بعد از بیان جنایت عظیم شکنجه گران اقوام پیشین که مؤمنان با استقامت را زنده زنده در آتش می سوزاندند، می فرماید: "انّ الّذین فتنؤاالمؤمنین والمؤمنات ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنم". این آیه نشان می دهد که راه توبه حتی برای چنین شکنجه گرانِ ستمگری باز است.
    در سوره احزاب(5) در مورد منافقان می فرماید: "هدف این است که خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد و منافقان را هر گاه اراده کند عذاب نماید یا (اگر توبه کنند) توبه آن ها را بپذیرد، چرا که خداوند آمرزنده و
    مهربان است".
    نگاهی به صفحات تاریخ زندگی بسیاری از یاغیان و جانیان نشان می دهد که آن ها در آغاز کار چنین نبودند. حداقل نور ضعیفی از ایمان در قلب آن ها می تابید ولی ارتکاب گناهان پی در پی سبب شد که روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله کفر برسند".(6)
    در روایات از به تاخیر افتادن توبه نکوهش شده است.پیامبر اکرم (ص) می فرماید:‌"کسی که توبه اش را به تأخیر بیندازد، دو خطر او را تهدید می کند: معاصی قلبش را تیره می نماید و یا ممکن است مهلتی برای توبه قبل از مرگ پیدا نکند".(7)
    بعد از آن باید بدنبال انجام واجباتی برود که ترک شده و وظایف دینی واجب که انجام نشده است. چنانچه این وظایف مربوط به مردم و حق الناس باشد، باید آنها را مقدم بدارد و به دنبال صاحبان حق برود، تا از آنان حلالیت بطلبد، چه مالی باشد یا حیثیتی و آبرو، سپس دیگر واجبات دینی مانند نماز و روزه.
    اگر کسی خود نمی تواند گذشته را جبران کند حد اقل وظیفه دارد وصیت کند تا از طرف او انجام دهند.

    پی‌نوشت‌ها:
    1.زمر(39) آیه 53.
    2.تفسیر نمونه، ج 19، ص 499.
    3.فریده مصطفوی، روش خودسازی، ص 316.
    4.بروج (85)آیه 11.
    5.احزاب (33)آیه 25.
    6.تفسیر نمونه، ج 16، ص 374.
    7. فریده مصطفوی، روش خود سازی، ص 314.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,247 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "شیخ مفید نقل کرده است که حضرت علی علیه السلام در صفین نزدیک کوهی بود. چون وقت نماز

    مغرب فرا رسید. ندای اذان بلند کرد. پس از اذان مردی با موهای سپید بر سر و صورت و چهره ای

    روشن به نزد حضرت امد. به حضرت امیر علیه السلام خطاب کرد و گفت: سلام خدا بر تو باد ای امیرالمومنین !

    افرین بر وصی خاتم الانبیا و رهبر سفیدرویان و افرین بر عزیز ترین امین درگاه الهی که به ثواب صدیقان و شهدا رسیده است.

    حضرت امیر علیه السلام فرمود : و علیکم السلام . حال شما چطور است.؟

    ان مرد پیر گفت : خوبم و من در انتظار روح القدوس هستم. به خاطر ندارم هیچ کس در راه خداوند امتحانش از تو

    بزرگ تر و ثوابش بیش تر باشد. ای برادر ! بر این مشکلات و رنج هایی که با انها دست به

    گریبانی تا وقت ملاقات محبوب استقامت داشته باش.

    بدا به حال اهل شام که با تو دشمنی می کنند. ! خوشا به حال مردم عراق که تو را یاری می نمایند! ...

    سپس گفت : و السلام علیک و رحمه الله و برکاته ! و از نظرها پنهان شد.

    برخی از اصحاب خاص امیرالمومنین علیه السلام مثل عمار یاسر - ابن تیهان - ابوایوب انصاری-

    خزیمه بن ثابت- هاشم مرقال که این صحنه را دیده و شنیدند. گفتند :

    اقا این مرد که بود ؟ حضرت امیر علیه السلام فرمود :این مرد شمعون بن صفا . وصی حضرت عیسی علیه السلام بود.

    که خداوند او را فرستاده بود تا مرا در جنگ با دشمنان خودش تایید و تقویت نماید.

    همه اصحاب گفتند : پدر و مادر ما فدای شما همان طور که یاور رسول خدا بودیم. امروز هم تو را یاری میدهیم و از تو حمایت می کنیم.

    این یک صحنه ارتباط با افرادی در برزخ بوده که برای حضرت امیر علیه السلام و یاران خدایی اش

    اتفاق افتاده است. " یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود