صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: محمد بن زید

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    محمد بن زید





    هو الحق


    محمد بن زید بن علی بن حسین (ع) که بوده؟ از زندگی، مشی، اعتقادات و نحوه شهادت (/فوت) وی چه اطلاعاتی در دست است؟
    مدفن او کجاست؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    794 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    محمد بن زید







    کارشناس بحث: استاد عماد

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    محمد بن زید


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    محمد بن زید بن علی بن حسین (ع) که بوده؟ از زندگی، مشی، اعتقادات و نحوه شهادت (/فوت) وی چه اطلاعاتی در دست است؟
    مدفن او کجاست؟
    سلام علیکم
    از تاخیر در جواب پوزش می طلبم
    دو محمد بن زید داریم
    یک: محمد بن زید علوی برادر حسن بن زید علوی داعی کبیر که در دولت علویان طبرستان حاکم بوده است
    و دو: محمد بن زید برادر یحیی بن زید نوه امام سجاد علیه السلام
    البته محمد بن زیدهای دیگری نیز وجود دارد که اهمیت این دو بیشتر است
    منظور شما کدام محمد بن زید است؟

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۴/۱۰/۰۳ در ساعت ۱۶:۴۳


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست
    منظور شما کدام محمد بن زید است؟
    سلام علیکم
    نوه امام سجاد (ع)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در پاورقی بحارالانوار علامه مجلسی آمده:
    محمد بن زید کنیه اش ابوجعفر یا ابوعبدالله بود. ایشان کوچکترین فرزند زید محسوب می شد. مادرش از اهالی سند بود.

    «و كان فى غاية الفضل و نهاية النبل »
    او به عاليترين درجه فضيلت و كمال رسيده بود.

    در همان جا آمده، خطیب بغدادی درباره ایشان می گوید: محمد بن زید در ایام خلافت مهدی عباسی وارد بغداد شد و در آنجا درگذشت، محمد بن عبدالله محض وصیت کرده بود بعد از او ابراهیم برادرش جانشین شود بعد از ابراهیم عیسی بن زید و بعد از عیسی محمد بن زید

    یکی از علویان نیز درباره محمد بن زید می گوید:
    «و كان محمّد بن زيد من رجالات بنى هاشم لسانا و بيانا»
    (1)

    محمّد بن زيد از نظر بيان و گرمى سخن از مردان برجسته بنى هاشم به شمار مى رفت

    1. بحار الأنوار، ج‏46، ص158

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۴/۱۰/۰۴ در ساعت ۱۹:۰۱


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داستان محمد با فرزند هشام بن عبدالملک خواندی و نهایت مروت و جوانمردی وی را می رساند آنجا که:

    منصور دوانقی خلفه عباسى در مكه شنيده بود كه در نزد محمّد بن هشام بن عبدالملك گوهر قيمتى است . وى مى خواست به هر وسيله اى كه ممكن است از چنگ او بيرون آورد. يك روز صبح دستور داد تمام درهاى مسجد الحرام را ببندند و ماءمورينى چند گماشت تا محمّد فرار نكند و فقط يك در را باز گذارد و دستور داد، تا ماءمورين محمّد را دستگير كنند. محمّد بن هشام فهميد كه اين نقشه ها براى گرفتن خود اوست وحشت زده اين طرف و آن طرف مى رفت تا پناه و پناهگاهى پيدا كند و بلكه خود را از مهلكه نجات دهد. در بين مردم ديد جوانى كه آثار كرامت و بزرگوارى از چهره او خوانده مى شود در گوشه اى از مسجد نشسته وى اين جوان را نمى شناخت .

    در عين حال بهتر اين ديد كه خود را در پناه او قرار دهد و اتفاقا اين جوان شكوهمند محمّد فرزند زيد بود و محمّد بن زيد هم فرزند هشام را نمى شناخت . محمّد بن زيد گفت : چرا وحشت زده و سرگردانى ؟ فرزند هشام گفت : آقا اگر خودم را معرفى كنم مرا در پناه خودتان مى گيريد و امان مى دهيد؟ فرزند زيد گفت : تو در پناه من و من ترا نجات مى دهم . محمّد بن هشام گفت : شما خودتان را معرفى كنيد.

    فرزند زيد گفت من محمّد بن زيد بن على مى باشم . تا فرزند هشام نام زيد را شنيد و دانست اين جوان فرزند آن شهيد قهرمانى است كه پدرش هشام قاتل اوست رنگ از چهره اش پريد و با خود گفت : ديگر مرگ من قطعى است . او لرزان و گريان از محمّد بن زيد تقاضاى عفو و گذشت و كمك مى كرد. محمّد با آرامش و بزرگوارى كه خاص خاندان او بود گفت جوان نترس من به او كارى ندارم پدرت قاتل پدر من است من تو را به قصاص خون پدرم نمى كشم . من تو را ناچارم با يك نقشه اى از چنگال ماءموران منصور نجات دهم و اگر براى نجاتت به تو رفتار تندى كنم پوزش مى خواهم .

    فرزند هشام موقعى چنين شنيد، گفت : آقا هر جور مى توانى و صلاح مى بينى براى نجات من انجام ده . محمّد بن زيد عباى خود را روى سر فرزند هشام افكند و او را به طرف تنها در خروجى مسجد كشاند نزديك ماءموران تفتيش كه رسيد چند سيلى آب دارى به فرزند هشام زد و به رئيس شرطه رو كرد گفت : اى ابوالفضل اين مرد بدجنس شتربان است و شترهايى از او كرايه كردم براى اينكه به كوفه بروم امّا او به من خيانت كرد شترها را به افسران لشكر خراسان داده و الا ن او را گير آورده ام تا نزد قاضى ببرم و در مورد ادعاى خود حقم را بگيرم . لطفا دو پاسبان را همراه من كن تا او فرار نكند بلكه او را به محكمه قاضى ببرم .

    رئيس شرطه كه محمّد بن زيد و شخصيت او را مى شناخت تعظيم كرد و گفت : چشم قربان و فورا دو ماءمور را در اختيار محمّد بن زيد گذاشت و از مسجد خارج شدند بين راه كه رسيدند و كاملا مطمئن شد از مهلكه خارج شده اند، با صداى بلند به فرزند هشام گفت : خوب حالا حق مرا مى دهى يا نه فرزند هشام هم گفت : بله بله من قبول دارم حق تو را ادا مى كنم . آنگاه محمّد بن زيد رو به دو پاسبان كرد و گفت : بسيار خوب اين مرد حق مرا مى دهد ديگر احتياجى نيست به قاضى برويم شما هم برويد. موقعى كه ماءموران رفتند و محمّد از اين نقشه جالب نتيجه گرفت رو به فرزند هشام كرد و گفت : حالا ديگر خبرى نيست زود برو جاى امنى و خودت را پنهان كن و الا دستگير مى شوى .

    فرزند هشام موقعى اين فداكارى و گذشت بى نظير را از محمّد بن زيد ديد از باب سپاسگزارى و تشكر از اين خدمت فرزند زيد دست برد و در جامه خود آن گوهر گرانبها و قيمتى كه منصور دنبال آن مى گشت به محمّد بن زيد داد و اين گوهر تنها باقى مانده از خزانه هشام خليفه اموى بود كه به دست پسرش افتاده بود. محمّد بن زيد با لحن محبت آميز به فرزند هشام گفت : نه ما خاندان پيامبر در برابر خدمت و كار نيك مزد نمى خواهيم . من خون مقدس پدرم كه مهم تر از همه چيز بود از تو نخواستم . اين دانه قيمتى براى خودت باشد. و هر چه زودتر برو و خودت را پنهان كن (1)

    1. بحار الأنوار، ج‏46، ص158



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درباره محمد بن زید گفته اند ایشان از اصحاب امام صادق علیه السلام (1)و از شاگردان پدرش زید(2)محسوب می شود.

    ابوفاضل رضوی اردکانی درباره ایشان می گوید:
    محمّد هيچ گاه مدعى امامت نبود و او به امامت ائمه معصومين ايمان و اعتراف داشت و نسبت به امام موسى بن جعفر و فرزندش امام هشتم ، كمال خضوع و احترام را داشت او ائمه راستين حق را مستحق امامت مى دانست و ادله و شواهدى زياد بر اين موضوع دلالت دارد و از جمله روايتى است كه ذيلا نقل مى شود: مردى به نام حيدر بن ايوب گويد: ما چند نفر در دهكده قبا بوديم و بنا بود محمّد بن زيد هم به جمع ما ملحق شود، محمّد مقدارى از موعد مقرر ديرتر به نزد ما آمد. به او گفتيم چرا دير كردى ؟ او عذر موجهى براى خود ذكر كرد.
    گفت : ابوابراهيم (كنيه امام هفتم ) ما را كه هفده نفر از فرزندان على و فاطمه بوديم به عنوان شهود وصيتش جمع كرد و از ما درباره امامت و جانشينى فرزندش (رضا) شاهد گرفت . سپس اضافه كرد: ابوابراهيم فرزندش (رضا) را وصى و وكيل خود معين نمود كه در زمان حيات و مماتش جانشينش باشد. آنگاه محمّد با ايمانى راسخ و استوار گفت : اى حيدر به خدا سوگند او امروز فرزندش رضا را به عنوان امامت انتخاب كرد. و همه شيعيان بعد از او بايد معتقد به امامت وى باشند. از اين روايت كاملا روشن است كه محمّد در مساءله امامت ائمه معصومين ايمان و اعتراف داشته است و آنان را دوست مى داشت . (1)

    1. شخصیت و قیام زید بن علی علیه السلام، سیدابوفاضل رضوی اردکانی، ص16



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    فرزندان محمّد محمّد بن زيد شش پسر و سه دختر داشت به نامهاى : جعفر، قاسم ، حسن ، حسين ، على و محمّد. و اعقاب و اولاد محمّد بن زيد از جعفراند.(1)

    دختران : به نامهاى فاطمه ، ام الحسن ، و كلثوم مى باشند. جعفر سه پسر داشت به نامهاى محمّد و احمد و قاسم . احمد از اصحاب امام هشتم بود و در نزد حضرتش مقام شامخى داشت و كتاب (( (فقه الرضوى ) )) كه كتابى معروف است به قلم اوست و صاحب (( رياض ‍ العلماء )) از آن نقل مى كند: جعفر مردى اديب و شاعر بود. برادرش محمّد او را به رياست لشكر ابوالسرايا گماشت بدان جهت او را (( (رئيس الشاعر) )) مى گفتند. جعفر در خراسان قيام كرد و در مرو كشته شد. و قبر او در محلى به نام تكيه ساسانى مى باشد.(2)
    اما مشهور ترین فرزند ایشان محمد است، محمد بن محمد بن زید کسی است که در قیام ابن طباطبا در برای مدتی کوتاه رهبری معنوی قیام را به عهده گرفت.(4)

    آنچه در مورد ایشان آمده در کل مثبت است الا اینکه بر خلاف گزارشات قبلی ابوالفرج اصفهانی می گوید: محمد بن زيد با ابو جعفر منصور همفكر بود، از سياه پوشان بود. در انقلاب محمد و ابراهيم شركتى نداشت اما حسين بن زيد بر ضد ابو جعفر و خلاف روش برادرش از محمد و ابراهيم بن عبد الله پيروى ميكرد.
    ميان اين دو برادر مكاتبه و مراسله برقرار بود.(4)

    1. بحارالانوار، ج 46 ص 160.
    2. همان پاورقی
    3.انساب‏ الأشراف،ج‏3،ص:266(چاپ‏ زكار،ج‏3،ص:458)
    4.مقاتل‏ الطالبيين،ص:331



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    33
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1




    میشه در مورد
    زید بن محمدی که حاکم طبرستان بود نیز توضیحی دهید؟


  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    426
    مورد تشکر
    168 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم اردکانی نمایش پست
    میشه در مورد زید بن محمدی که حاکم طبرستان بود نیز توضیحی دهید؟
    منظورتان محمد بن زید است؟
    بله اجازه دهید بحث محمد بن امام سجاد علیه السلام تمام شود اگر بحثی نماند به محمد بن زید داعی نیز پرداخته خواهد شد.

    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۴/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۰:۰۶

  13. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود