جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعمال پيامبر. سياسي يا مذهبي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اعمال پيامبر. سياسي يا مذهبي




    سلام . اينا كه ميگم فقط سوال هست. شبهاتي كه قرار نيست پايه هاي اسلام رو بلرزون . لطفا كسي توهين نكنه. مرسي.
    چند موردي هست كه الان به ذهنم مياد . چند وقتي روش فكر مي كردم به نتيجه نرسيدم.. جواب هاي تكراري و توجيهي رو كم كنين لطفا اگه كسي حرف جديدي داره با تمام وجود خواهم پذيرفت.

    1. ازدواج پيامبر با خديجه. در رواباتي ذكر مي شه كه خديجه همسر پيلمبر زني بسيار ثروتمند بوده. و گفته مي شه كه از ثروتش براي ترويج اسلام خيلي استفاده شده. خوب اينجا سوال برام پيش مياد كه آيا پيامبر از احساسات اين زن براي استفاده از پول هاش استفاده نكرده؟؟؟؟
    توي روايات هست كه پيامبر حج رو واجب مي دونسته و فرمودن كه هر مسلمان بايد يك بار بره . البته اين اواخر بش افزوده شد كه در صورت توان اگه مي تونه بره كه اين عقلاني تره. اما سوال!!! همه آگاهند در اون زمان مكه مركز تجارت بوده و خوب با اومدن زائرين طبيعتا پول زيادي هم آورده مي شده! يعني پيامبر هيچ گونه قستي از نظر مالي نداشته كه اين چيز رو واجب كرده تا به مرور زمان اون 4 ديواري كه فقط از سنگ هست به جايي تبديل شه كه ملياردها تومان پول كشور هاي مسلمان به اونجا بره و تازه پيامبر خبر نداشته كه ممكنه براي بعضي نا آگاهان اونجا تبديل به مكاني بشه كه حس كنند خدا در اونجا نشسته تا ملت برن 7 دور دورش بچرخند در اون حالت نيمي از ايمانشون تكميل شه؟؟ يعني يه جورايي تجسم دادن به خدا نست كه خدا فقط تو همين 4 ديواري هست و شما براي پرستشش موضف هستين به اينجا بياين؟ معنيش اين نمي شه كه اگه از تو خونتون خدارو صدا كنين صداتون رو نمي شنوه و بايد حتما بياين به اين مكان .
    و بزرگ تر از همه هنوز برام جا نيوفتاده . كساني كه شبها براي فقيران غذا مي بردن. مدت ها خم مي شدن كه بچه ي يتيمي روي كولشون سوار باشه. همه اونهارو آدم ها ي پر محبتي مي دونستن . به هر دليلي در راه رضاي خدا آدم مي كشتند. چه خداي مهربوني. بندش رو ميافرينه و به بنده ي ديگه مي گه برو بكشش. بعد هم يه اسم دفاع روش گزاشته مي شه تازه نه دفاع از شخص بلكه اسلام و خون اون افراد حلال ميشه


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    سلام . اينا كه ميگم فقط سوال هست. شبهاتي كه قرار نيست پايه هاي اسلام رو بلرزون . لطفا كسي توهين نكنه. مرسي.
    چند موردي هست كه الان به ذهنم مياد . چند وقتي روش فكر مي كردم به نتيجه نرسيدم.. جواب هاي تكراري و توجيهي رو كم كنين لطفا اگه كسي حرف جديدي داره با تمام وجود خواهم پذيرفت.

    1. ازدواج پيامبر با خديجه. در رواباتي ذكر مي شه كه خديجه همسر پيلمبر زني بسيار ثروتمند بوده. و گفته مي شه كه از ثروتش براي ترويج اسلام خيلي استفاده شده. خوب اينجا سوال برام پيش مياد كه آيا پيامبر از احساسات اين زن براي استفاده از پول هاش استفاده نكرده؟؟؟؟


    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و سروران گران قدر
    در رابطه با قسمت اول پرسش حضرت عالي نكاتي به عرض مي رسد :

    بشارتی در عالم رویا
    شبی حضرت خدیجه در خواب دیدکه خورشید دربالای کعبه چرخید و در خانه او فرود آمد. برای تعبیر خواب خویش به نزد یکی از معبدان خواب رفت. او خواب خدیجه را چنین تعبیر کرد: «تو به زودی با مردی بزرگ ازدواج خواهی کرد که به شهرتی جهانی می رسد». بعد از آن خواب، حضرت خدیجه پیوسته منتظر بود تا فرصتی دست دهد وبه این سعادت بزرگ نائل گردد.

    اولین جرقه دلربایی
    روزی حضرت خدیجه علیهاالسلام در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از دانشمندی از علما یهود دعوت کرده بود تا برای ایشان صحبت کند. در همین هنگام پیامبر اسلام از مقابل خانه خدیجه گذشت، دانشمند یهودی از خدیجه خواست که او را به مجلس دعوت کند و در حالی که به شدت مسرور بود ما بین دو کنف پیامبر را نگاه می کرد. پس از پایان مجلس، در هنگام خداحافظی در حالی که حالت شور و شعف از صورت آن عالم یهودی مشهود بود، روبه خدیجه کرد و گفت: آن چه من در کتاب های آسمانی گذشته خوانده ام نشان می دهد که او پیامبر آخرالزمان است، خوشا به سعادت بانویی که چنین جوانی شوهرش باشد که در این صورت به شرافت، عزت و شکوه دنیا و آخرت نایل آمده است. شاید اولین جرقه های دل ربایی، از این سخن دانشمند یهودی در دل حضرت خدیجه هویدا گشت.

    خدیجه، گوهر فضیلت
    علاقه حضرت خدیجه علیهاالسلام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله صرف نظر از عشق و علاقه زناشویی، عشقی معنوی بود، وی پیامبر را مردی کامل در صفات انسانی و به دور از رزایل اخلاقی می دید. حضرت خدیجه عاشق فضیلت و شیفته اصلاح جامعه بود. و تمام آمال خود را در وجود پیامبر می دید. و اساسا کمال و شخصیت وی در همین اخلاق ذاتی وی بود که باعث شد تا از طرفی با مال و ثروت خویش و صرف آن در راه دین، و از سوی دیگر با تقویت روحی و دلداری دادن به پیامبر بهترین کمک و پشتیبان وی در راه تعالی جامعه بشری باشد. خدیجه علیهاالسلام تنها به شوهرش می اندیشید و در ذهن خود دورنمای مبارزه با بت پرستی را مجسم می کرد و از مشکلاتی که در سر راه تبلیغ و دعوت الهی پیامبر قرار داشت مطلع بود. وی مشتاقانه از شوهرش در تمامی سختی ها جانبداری می کرد و برای وی آرامش روحی عجیبی بود.

    پیشنهاد ازدواج
    حضرت خدیجه از اصیل ترین اقوام عرب، و از قریش بودند. آن حضرت با پیامبر صلی الله علیه و آله در جد چهارم از طرف پدر و در جد هشتم از طرف مادر متحد بودند، به همین دلیل گاهی همدیگر را پسر عمو، دختر عمو می خواندند. پس از سفر تجاری که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله سرپرستی آن را به عهده داشتند و برای حضرت خدیجه انجام دادند، حضرت خدیجه در ملاقاتی که با پیامبر اسلام داشتند به ایشان گفت: «ای عموزاده! من بر اثر خویشی که میان من وتو برقرار است و عظمت و عزتی که در میان قوم خودداری و امانت و حسن خلقت که شهره همه اهل مکه است، مایلم که با تو ازدواج کنم». پیامبر صلی الله علیه و آله لختی اندیشید و سپس گفت لازم است با عموهایم این مطلب را در میان بگذارم. در واقع، این حضرت خدیجه علیهاالسلام بود که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیشنهاد ازدواج داد.

    خدیجه همسر ی فداکار
    حضرت خدیجه، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله اولین زنی است که دین اسلام را پذیرفت او با عشقی آتشین، مهر و ایمانی استوار، بی آن که اندک تردیدی به دل راه دهد یا ذره ای از باورش به بزرگداشت همیشگی خدا و پیامبر بکاهد، از همه ثروت خویش با خشنودی خاطر در جهت اهداف رسول خدا صلی الله علیه و آله گذشت و در هنگامه های محنت در کنار رسول گرامی اسلام ایستاد و در زمانی که همه پیامبر اسلام را از خود طرد می کردند یار و یاور ایشان باقی ماند.

    عشق پیامبر صلی الله علیه و آله به خدیجه
    یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: «با این که هیچ گاه حضرت خدیجه را ندیدم؛ اما به هیچ زنی چون او رشک نبردم؛ چون هیچ روزی نبود که پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه خارج شود و نام و یاد خدیجه را نبرد و اگر گوسفندی را سر می بریدند، برای دوستان خدیجه می فرستادند. روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم: آیا او جز پیرزنی نبود؟ خداوند بهتر از او را به تو داده است. آن گاه پیامبر به شدت ناراحت شدند و فرمودند: سوگند به خدا! پروردگار بهتر از او را به من عوض نداد. او به من ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند و هنگامی که همه مرا طرد می کردند او مرا یاری می کرد و خداوند به او فرزندی اعطا نمود، در حالی که از بقیه بچه ای باقی نمانده است.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط schindler نمایش پست
    توي روايات هست كه پيامبر حج رو واجب مي دونسته و فرمودن كه هر مسلمان بايد يك بار بره . البته اين اواخر بش افزوده شد كه در صورت توان اگه مي تونه بره كه اين عقلاني تره. اما سوال!!! همه آگاهند در اون زمان مكه مركز تجارت بوده و خوب با اومدن زائرين طبيعتا پول زيادي هم آورده مي شده! يعني پيامبر هيچ گونه قستي از نظر مالي نداشته كه اين چيز رو واجب كرده تا به مرور زمان اون 4 ديواري كه فقط از سنگ هست به جايي تبديل شه كه ملياردها تومان پول كشور هاي مسلمان به اونجا بره و تازه پيامبر خبر نداشته كه ممكنه براي بعضي نا آگاهان اونجا تبديل به مكاني بشه كه حس كنند خدا در اونجا نشسته تا ملت برن 7 دور دورش بچرخند در اون حالت نيمي از ايمانشون تكميل شه؟؟ يعني يه جورايي تجسم دادن به خدا نست كه خدا فقط تو همين 4 ديواري هست و شما براي پرستشش موضف هستين به اينجا بياين؟ معنيش اين نمي شه كه اگه از تو خونتون خدارو صدا كنين صداتون رو نمي شنوه و بايد حتما بياين به اين مكان .
    و بزرگ تر از همه هنوز برام جا نيوفتاده . كساني كه شبها براي فقيران غذا مي بردن. مدت ها خم مي شدن كه بچه ي يتيمي روي كولشون سوار باشه. همه اونهارو آدم ها ي پر محبتي مي دونستن . به هر دليلي در راه رضاي خدا آدم مي كشتند. چه خداي مهربوني. بندش رو ميافرينه و به بنده ي ديگه مي گه برو بكشش. بعد هم يه اسم دفاع روش گزاشته مي شه تازه نه دفاع از شخص بلكه اسلام و خون اون افراد حلال ميشه

    با سلام مجدد
    با توجه به اينكه آدمي در دنياي مادي است و با طبيعت و ماديات انس گرفته است در بيشتر مواقع از عالم ماوراء غافل است و هر آنچه مي بيند آن را مادي قلمداد كرده و از حقيقت ماورائي آن غافل است ، در حالي كه آيات و روايات زيادي بر اين مطلب تاكيد مي كند (صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی) كه « و ان من شي الا عندنا خزائنه » هر چه هست خزاين آن نزد ماست‏ .
    بنابراين كعبه كه خداوند سبحان اين مكان را به خود نسبت داده است از حقيقتي بالاتر برخوردار خواهد بود كه رسيدن به حقيقت آن پاسخ به همه سوالات حضرت عالي خواهد بود :
    امام صادق (علیه السلام) فرمود: كعبه چون یك خانه مكعب شكل است، كعبه نامیده شده است.( من لا یحضره الفقیه، ج2، ص124) یعنى چهار دیوار دارد، یك سطح و یك كف، لذا مكعب مى‌شود.

    آنگاه فرمود: سرّ این كه چهار دیوار دارد آن است كه بیت المعمور داراى چهار دیوار و چهار ضلع است. بیت المعمور داراى چهار ضلع است، چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا داراى چهار ضلع است، چون كلماتى كه معارف الهى بر آن كلمات استوار است، چهار كلمه مى‌باشد؛ «سبحان الله» و «الحمدلله» و «لا اله الاّ الله» و «الله اكبر»، تسبیح است و تهلیل و تحمید است و تكبیر. این حدیث انسان را از عالم «طبیعت» به عالم «مثال» و از عالم مثال به عالم «عقل» و از عالم عقل به عالم «اِله» مى‌برد و با آنها آشنا مى‌كند.

    معمولا اهل حكمت براى هر موجودى سه مرحله قائل هستند: 1ـ وجود طبیعى 2ـ وجود برزخى در عالم مثال 3ـ وجود عقلى در نشأه تجرّدات عقلى.
    سرّ این كه چهار دیوار دارد آن است كه بیت المعمور داراى چهار دیوار و چهار ضلع است. بیت المعمور داراى چهار ضلع است، چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا داراى چهار ضلع است، چون كلماتى كه معارف الهى بر آن كلمات استوار است، چهار كلمه مى‌باشد؛ «سبحان الله» و «الحمدلله» و «لا اله الاّ الله» و «الله اكبر»، تسبیح است و تهلیل و تحمید است و تكبیر.

    اما عرفا و اهل معرفت، مطلب دیگرى دارند كه آن از عرفان به حكمت متعالیه راه پیدا كرده است. این سخن در نوع كلمات حُكما نیست در حكمت متعالیه است و آن هم از اهل معرفت گرفته شده است. و آن این است كه هر شیئى كه موجود است، چهار نشأه وجودى دارد: «عالم طبیعت»، «عالم مثال»، «عالم عقل» و «عالم اِله» كه قانون «بسیط الحقیقة كلّ الأشیاء و لیس بشىء منها» را آنجا دارند... این حدیث شریف مى‌تواند مراحل چهارگانه وجود را كه اهل معرفت مى‌گویند بازگو كند.

    حقیقت كعبه یك وجود طبیعى و مادى دارد در سرزمین مكّه و آن همان خانه ایست(بقره: 127) كه ابراهیم خلیل (سلام الله علیه) بنایش كرد و اسماعیل (علیه السلام) هم دستیارش بود و در عالم مثال وجود دیگرى دارد. باز همین حقیقت در عالم عقل كه عرش اِله است وجود دیگرى دارد و نیز در نشأه تسبیح و تهلیل و تحمید و تكبیر كه مقام الوهیت و اِلهیّت است و اسماء الهى است، وجود دیگرى دارد.

    حضرت فرمود: چون اسماء الهى و كلمات توحیدى و دینى چهار تا است، عرش هم چهار گوشه دارد، بیت المعمور هم چهار گوشه دارد و كعبه هم چهار ضلع دارد. عرش مانند تخت نیست و بیت المعمور هم خانه سنگى و گِلى نیست. گروهى از زائران دور همین كعبه مى‌گردند ولا غیر. عدّه‌اى از این جا گذشته تا عالم مثال را درك مى‌كنند و آنان كسانى هستند كه «خوفاً من النار»(با ترس از آتش) یا «شوقاً الى الجنة»(با شوق به سوی بهشت) به بیت الله مشرف مى‌شوند.

    عدّه دیگرى از این مرحله بالاتر مى‌روند و تا مقام عرش اله بار مى‌یابند؛ نظیر حارثة بن زید كه گفت: «كأنّى أنظر اِلى عرش الرَّحمان بارزاً» و از این بالاتر مقام عترت طاهره است كه حقیقت كعبه به آنها فخر مى‌كند و آنها دور این چهار كلمه طواف مى‌كنند: «سبحان الله» و «الحمدلله» و «لا اله الاّ الله» و «الله اكبر».

    كتاب عرفان حج، جوادی آملی، ص 15.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود