صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تمسخر افراد چه موقع جایز است!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    103
    صلوات
    26480000
    تعداد دلنوشته
    296
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما تمسخر افراد چه موقع جایز است!؟




    باسلام تمسخر در دین چه جایگاهی دارد!؟ آیا هیچ گاه نباید تمسخر کرد؟ آیا در جنگ ها، هم تمسخر جایز نیست؟ آیا 80 نفری که در زمان حضرت نوح ع ثابت قدم ماندند، پس از عذاب الهی کسانی را که آنها را سالها تمسخر میکردند، سوار بر کشتی تمسخر نکردند؟! آیا تمسخر کسانی که حق را نادیده میگیرند و تلاشی برای بهتر بودن نمیکنند، شایسته نیست ولو اثرگذار نباشد؟!


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,638
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    815 پست
    حضور
    119 روز 3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    تمسخر افراد چه موقع جایز است!؟







    کارشناس بحث: استاد سجاد وسمیع

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    تمسخر افراد چه موقع جایز است!؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجواد طاهری نمایش پست
    باسلام تمسخر در دین چه جایگاهی دارد!؟ آیا هیچ گاه نباید تمسخر کرد؟ آیا در جنگ ها، هم تمسخر جایز نیست؟ آیا 80 نفری که در زمان حضرت نوح ع ثابت قدم ماندند، پس از عذاب الهی کسانی را که آنها را سالها تمسخر میکردند، سوار بر کشتی تمسخر نکردند؟! آیا تمسخر کسانی که حق را نادیده میگیرند و تلاشی برای بهتر بودن نمیکنند، شایسته نیست ولو اثرگذار نباشد؟!
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    همانطور که می دانید استهزاء نمودن دیگران چه مومن و چه کافر به صورت ابتدایی به عنوان رذیله‌ای اخلاقی و صفتی مذموم معرفی می شود و به هیچ عنوان جایز نیست.
    الف:قرآن مجيد در سوره حجرات به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معيارهاى اخلاقى پرداخته و در یکی از دستورهاى ششگانه‏ اش، با این کریمه همه را از تمسخر دیگران به هر شکل و به هر بهانه نهی می کند و مى ‏فرمايد:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَکُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَکُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ ؛(حجرات/11) ای کساني که ايمان آورده ايد! نبايد بعضي از شما بعضي ديگر را مسخره کند، شايد آنان بهتر از شما باشند.»
    در واقع ایمانِ به خدا با مسخره بندگان سازگار نیست. چون خدا درآیه شریفه می فرماید: (یاأَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ) تو كه ایمان داری نباید كسی را مسخره كنی.
    ب: آیه دیگر در این زمینه :«وَیْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ [همزه/1] وای بر كسی كه مسخره می‌كند كسی را.»

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ در ساعت ۲۳:۳۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسخره نمودن کافران و انسان های پست و... به صورت ابتدائی جایز نیست، اما اگر جنبه مجازات داشته باشد و فايده‏‌اى عقلايى از قبيل پيشبرد هدف و اتمام حجت بر آن مترتب شود زشت نيست.
    چنانچه حق تعالی می فرماید:
    «وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُون [هود/38] و [نوح‏] كشتى را مى‏‌ساخت و هرگاه گروهى از [اشراف و سرانِ‏] قومش بر او عبور مى‏‌كردند، او را به مسخره مى‌‏گرفتند. گفت: اگر شما ما را مسخره مى‏‌كنيد، مسلماً ما هم شما را همان گونه كه ما را مسخره مى‌‏كنيد، مسخره خواهيم كرد»
    مرحوم علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریفه می فرماید:
    «در اين آيه سؤالى به ذهن مى‏آيد، و آن اين است كه اگر سخريه عمل زشتى است چرا نوح (علیه السلام) به كفار فرموده ما شما را مسخره مى ‏كنيم، و اگر بد نيست چرا آيه كفار را ملامت مى‌‏كند بر اينكه نوح را مسخره مى‏‌كردند؟ جوابش اين است كه
    آنچه از سخريه زشت است ابتدايى آن است و اما اگر جنبه مجازات و تلافى باشد آن هم در جايى كه فايده‌‏اى عقلايى از قبيل پيشبرد هدف و اتمام حجت بر آن مترتب شود زشت نيست»[1]
    بنابراین اگر به دشمنی و عناد چنین افراد مسخره کننده ای يقين داشته باشيم و براى هدايت و توجه دادن آنها به اشتباه، از همه راه‌ها نااميد شده باشیم، در این صورت این امر ناپسند نخواهد بود.
    ...........................................
    پی‌نوشت:
    [1].طباطبایی،محمد حسین،ترجمه تفسير الميزان،موسوى
    همدانى سيد محمد باقر،ج10،ص339،دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم، 1374



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته منظور از مسخره نمون چنین افرادی، لوده گی و کارهای سبک انجام دادن و شکلک در آوردن نیست. بلکه همان طور که توضیح دادم باید جنبه مجازات داشته باشد و فايده‏‌اى عقلايى از قبيل پيشبرد هدف و اتمام حجت بر آن مترتب شود. نه این معنایی از تمسخر که در عرف انجام می شود.
    چنان‌که در آیات 50-51 سوره مدثر مشرکان را در قیامت به گورخرانی تشبیه می‌کند که از جلو شیر فرار می‌کنند: «کاَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَه فَرَّت مِن قَسوَرَه»،
    یا آن دسته از احبار یهود را که به مضمون تورات عمل نمی‌کنند به درازگوشی تشبیه کرده که باری از کتاب بر پشت خود حمل‌می‌کند که برای آنان جز زحمت بارکشی سودی ندارد: «مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلوا التَّورةَ ثُمَّ لَم‌یحمِلوها کمَثَلِ الحِمارِ یحمِلُ اَسفارًا».[ جمعه/ 5]
    گاهی نیز به‌صورت استهزاگونه واژه بشارت در مورد عذاب به‌کار می‌برد: «فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَلیم». [ال عمران/ 21]، حال آنکه بشارت معمولا در اخبار خوشایند به‌کار می‌رود.
    «به كار بردن كلمه بشارت در مورد عذاب در اين آيه و بعضى ديگر از آيات قرآن در واقع يك نوع تهديد و استهزاء به افكار

    گنهكاران محسوب مى‏شود و اين شبيه سخنى است كه در ميان ما نيز متداول است كه اگر كسى كار بدى را انجام داد در مقام تهديد و استهزاء به او مى‏گوييم" مزد و پاداش تو را خواهيم داد"!»[1]
    گاهى براى در پيش گرفتن اعتدال در سخن گفتن، صداى كسانى را كه بلند سخن مى‌گويند به صداى الاغ تشبيه مى‌كند: «واغضُض مِن صَوتِكَ اِنَّ اَنكَرَ الاَصوتِ لَصَوتُ الحَمير» (لقمان/31، 19)

    و یا مانند حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) که خطاب به کافران زمان می فرمودند: « اسلام شناسى تقريباً رو به تورم است. خوب، صدام هم اسلام ‏شناس شده است! آقاى سادات هم جزء اسلام ‏شناس‏ هاست كه تشخيص مى دهد كه فلان امر موافق اسلام است، موافق اسلام نيست! اخيراً آقاى كارتر هم جزء اسلام ‏شناس‏ هاست! در يك جلسه اى كه مسافرت كرده است، گفته است اين كارهايى كه در ايران، فلان مى ‏كند اين موافق اسلام نيست! خوب معلوم شد كه ما اسلام‏ شناس داريم كه به ابعاد اسلام‏ شناسى اضافه مى‏ شود»[2]
    و در همان جلسه صدای خنده حضار بلند شد.
    بنابراین استهزایی که توضیح داده شد را با لوده گی و سبک بودن و...خلط نفرمایید که چنین امری نه در قرآن وجود دارد و نه در سیره اهل بیت علیهم السلام.
    موفق باشید.

    ........................................
    پی نوشت:
    [1].تفسیر نمونه .ج2.ص481
    [2].صحیفه امام.ج15.ص188



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۵/۰۳/۱۶ در ساعت ۲۳:۲۰


  7. #6
    سجاد آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن فقه و احکام شرعی

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    535
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    9 پست
    حضور
    15 روز 23 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و احترام و تشکر از سؤال شما

    برای پاسخ شرعی می توانید به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

    http://www.askdin.com/showthread.php...l=1#post770931

    در پناه حضرت حق باشید



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,639
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    322 پست
    حضور
    214 روز 11 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    با عرض سلام و احترام

    از نظر فقهی مسخره کردن غیر مسلمان حرمت شرعی ندارد.

    البته این مسئله بُعد اخلاقی دارد که باید توسط کارشناسان اخلاق سایت بررسی گردد.

    در پناه حضرت حق باشید

    پی نوشت:
    استفتاء از دفتر مراجع تقلید در قم
    http://www.askdin.com/showthread.php...l=1#post770931
       

    آیا فقه و اخلاق با هم تناقض و تضادی دارند؟



    روی صحبت ما اخلاق دینی است و کاری با اخلاق غیر دینی در این تاپیک نداریم !
    اخلاق و فقه حوزه های متفاوتی در دین دارند.


    همه گزاره های فقهی را می توان به نوعی جزء اخلاق شمرد [1] اما همه گزاره های اخلاقی لزوما فقهی نیستند به تعبیر دیگر اخلاق که به فرموده پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هدف اصلی بعثت و دین داری است [2] کل بنای رفیع دین بوده که پایه و اساس آن فقه است .

    3. فقه به عنوان یک قانون اساسی نگاه جامعه نگر دارد.
    فقه با وجود احکامی که لاجرم برای اصلاح رفتار فردی وضع کرده است ، در پی ساختن جامعه دینی حداقلی است ، اما اخلاق بیشتر نگاه فردی دارد و در حوزه روحی و روانی در پی تضمین بخشی به عمل فقهی مکلف بوده و هم در پی تکمیل کردن آن است .
    فقه قانون می گذارد و اخلاق تشویق به رعایت کامل آن کرده و در جهت انعطاف پذیری آن و رفع نواقص ناگزیر هر قانونی در ناحیه اجرای آن ، تلاش می کند .
    فقه می گوید مرد حق دارد زن را طلاق دهد اما اخلاق می گوید طلاق بی جهت مذموم و خروج از قاعده انصاف است !

    4. اخلاق جای خالی فقه را پر می کند.
    این امر بدین معناست که وقتی قانون که در هنگام وضع طبعا نگاه کلان و کلی و جامعه نگر دارد نتواند فردی از افراد جامعه را پوشش دهد اخلاق می تواند با ورود به حوزه فردی او به رعایت حدود مجابش نماید مثلا مردی که بی جهت همسرش را از رفتن به بیرون منزل منع می کند ، آیا چنین حقی دارد قانون فقه به جهت نگاه کلان و قانونی خود این حق را به همه از جمله او داده است [3] و استثناء کردن امثال او از میان افراد جامعه ، هنگام وضع قانون و از نگاه حقوقی ، ممکن نیست چون قانون نمی تواند به صورتی وضع شود که مفری برای قانون گریزی ایجاد کند.
    در همینجا اخلاق می آید و توصیه به چنین مردی می کند که رضای خداوند را در نظر داشته باشد و رعایت جوانب عدالت و انصاف را بکند و بی جهت زن بیچاره را حبس و زندانی نسازد !
    پس فقه و اخلاق نه تنها تضاد و تناقضی با هم ندارند بلکه بر اساس تدبیر حکیمانه الهی به صورتی در کنار هم قرار گرفته اند که قوانین الهی به بهترین صورت اجرا شود و بنده معتقدم اگر در جایی تضادی یا تناقضی احساس شده ناشی از عدم فهم دقیق و تمایز درست بین این حوزه ها و کارکرد آنهاست.
    نتیجه دیگری هم که می توان از این مباحث گرفت این است که عدم هماهنگی و عدم تلازم بین جواز و عدم جواز بین فقه و اخلاق و اینکه جایی فقه بگوید جایز است و اخلاق بگوید حرام است ، لزوما به معنای تناقض نیست که مطرح شده است.

    5. عمل نکردن به حکم اخلاقی هم عقاب دارد !
    عمل نکردن به احکام اخلاقی هم همانند احکام فقهی بدون عقاب نخواهد بود (و خود این نشاندهنده جزء دین بودن آن و هماهنگی گزاره های اخلاقی با احکام فقهی است) اما نوع عقاب و عذاب آن متفاوت است :
    "در روايت آمده است: «الحسد ياکل الايمان کما ياکل النار الحطب؛ [4] حسد آن‌چنان‌كه آتش هيزم را مي‌خورد، ايمان را مي‌خورد و نابود مي‌کند.» آيا چنين چيزي با نگاهي به نامحرم قابل مقايسه است؟ اما چون عمل خارجي نيست جاي بحث آن در اخلاق است و در فقه از آن بحث نمي‌شود. اين بدان معنا نيست که مسائل اخلاقي ثواب و عقاب ندارد، بلکه نتايج اخلاق اموري است که از سنخ ثواب و عقاب افعال نيست. همان‌گونه که مسائل اخلاقي از افعال مکلف مهم‌تر است ثواب و عقاب آن‌ها هم مهم‌تر هستند. ثواب و عقاب اخلاقي هم‌سنخ خوب و بدهاي اخلاقي هستند، بدين معنا که حالاتي روحاني و نفساني‌اند و از اين سنخ‌اند که انسان از چشم محبوب خويش بيافتد. کساني که با هم رابطه عاطفي دارند اگر احساس کنند رفيق‌شان ديگر به آن‌ها اعتنايي ندارد اين بالاترين شکنجه براي آن‌هاست. بي‌اعتنايي محبوب گرچه کتک نيست، اما از هر کتکي بدتر است. هنگامي‌که خداوند مي‌خواهد بگويد کسي اوضاع بسيار بدي دارد مي‌فرمايد: «لاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ [5] خداوند در روز قيامت به آن‌ها نگاه نمي‌کند.» اين نگاه نکردن از هزار آتش جهنم سوزانده‌تر است. اکنون ما شدت اين عذاب را درک نمي‌کنيم، اما وقتي تشنه اين نگاه شويم شدت آن را درک خواهيم کرد. مي‌خواهم عرض کنم: غير از ثواب و عقاب‌هايي که براي اعمال واجب و حرام فقهي هست ثواب و عقابي متناسب با واجب و حرام‌هاي اخلاقي هم وجود دارد. اگر گفته مي‌شود: تا زماني که حسد را اظهار نکرده‌ايد کار حرامي انجام نداده‌ايد بدين معناست که کاري انجام نداده‌ايد که عذاب جهنم را به دنبال داشته باشد، اما مقصود اين نيست که در اين صورت با حالت نداشتن حسد مساوي هستيد، بلکه در اين صورت عقاب خداوند به اين صورت است كه به شما اعتنا نکرده، توفيقي به شما نمي‌دهد و جذب‌تان نمي‌کند. [6]

    6. در پایان باید بگویم که نگاهی حتی گذرا به مجموعه آیات و احادیث اهل بیت علیهم السلام و حجم عظیم آیات و احادیث اخلاقی ، اثبات کننده این مسئله است که تمام گزاره های اخلاقی قطعا قسمتی از خواست الهی و برنامه ای است که حضرت حق برای کمال بشر تنظیم نموده است .
    خداوند در قرآن کریم فرموده است:
    إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ [7]
    در حقيقت، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى‏دارد. به شما اندرز مى‏دهد، باشد كه پند گيريد. [8]
    بسیاری از دستورات آیه شریفه اگر نگوییم همه آن ، گزاره های اخلاقی هستند که خداوند متعال به آن امر نموده است .

    همیشه سلامت و موفق باشید


    [1] برخی از احکام فقهی رسما و برخی عینا در علم اخلاق هم مطرح است در فقه گفته مي‌شود: نماز خواندن از واجبات است ، غیبت کردن از محرمات است و.... در کتاب‌هاي اخلاق هم گفته مي‌شود: نماز واجب است و غیبت حرام است.

    [2] رسول اكرم صلى الله عليه و آله: إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الاخلاقِ؛. براستى كه من براى به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام.
    در تفسیر مجمع البيان اثر والای امين الاسلام طبرسى در ذيل آيه‏ى «وانك لعلى خلق عظيم»(قلم / 4) آمده است :
    وقيل : سمى خلقه عظيما لاجتماع مكارم الاخلاق فيه، و يعضده ما روى عنه قال : انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق.
    و گفته شده : خلق پيامبر عظيم ناميده شد به سبب گرد آمدن مكارم اخلاق در آن حضرت ، و اين معنى را تأييد مى‏كند آن‏ چه از حضرت روايت شده است كه فرمود : جز اين نيست که فرستاده شدم تا مكارم اخلاق را تمام كنم ! (طبرسى، مجمع البيان، ج‏9 و10، ص 500.)

    [3] عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَيُّمَا امْرَأَةٍ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِ زَوْجِهَا فَلَا نَفَقَةَ لَهَا حَتَّى تَرْجِع‏
    از حضرت صادق از پدرش عليهما السّلام روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است: هر بانوئى كه بدون إذن همسرش از منزل بيرون رود نفقه و مخارج او با شوهر نيست تا زمانى كه باز گردد.(من لايحضره الفقيه ج 3 ص 439)
    عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ اِنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص خَرَجَ فِي بَعْضِ حَوَائِجِهِ وَ عَهِدَ إِلَى امْرَأَتِهِ عَهْداً أَلَّا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا حَتَّى يَقْدَمَ قَالَ وَ إِنَّ أَبَاهَا مَرِضَ فَبَعَثَتِ الْمَرْأَةُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَتْ إِنَّ زَوْجِي خَرَجَ وَ عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنْ بَيْتِي حَتَّى يَقْدَمَ وَ إِنَّ أَبِي مَرِيضٌ فَتَأْمُرُنِي أَنْ أَعُودَهُ فَقَالَ لَا اجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَ أَطِيعِي زَوْجَكِ قَالَ فَمَاتَ فَبَعَثَتْ إِلَيْهِ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أَبِي قَدْ مَاتَ فَتَأْمُرُنِي أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَا اجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَ أَطِيعِي زَوْجَكِ قَالَ فَدُفِنَ الرَّجُلُ فَبَعَثَ إِلَيْهَا- رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ غَفَرَ لَكِ وَ لِأَبِيكِ بِطَاعَتِكِ لِزَوْجِك‏
    عبد اللّه بن سنان گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مردى از انصار بطلب حاجتى از خانه‏اش بيرون شده بمسافرت رفت و با زوجه‏اش پيمان بسته بود كه در نبودن وى از منزل خارج نشود تا مرد باز گردد، و اتّفاقا پدرش مريض شد، زن كسى را نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرستاد و گفت شوهرم بسفر رفته و با من پيمان بسته كه از خانه‏ام خارج نشوم تا باز گردد، و اكنون پدرم مريض شده شما اجازه مى‏فرمائيد بعيادتش روم؟ فرمود: نه، در خانه‏ات بنشين و بفرمان شوهرت عمل كن، فرمود: پدرش از دنيا رفت باز از رسول خدا سؤال كرد پدرم وفات كرد شما اجازه ميدهى در نمازش شركت كنم، فرمود: نه، در منزل خود بمان و اطاعت امر شوهر نما، فرمود: پدر را دفن كردند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كسى را نزد زن فرستاد و پيغام داد كه خداوند عزّ و جلّ بدون شك تو و پدرت هر دو را بجهت اطاعتى كه از فرمان شوهر بردى بيامرزيد.(من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص: 442)

    [4] علامه مجلسی ، بحارالانوار، ج 70 ص244.

    [5] آل‌عمران، 77.

    [6] http://mesbahyazdi.ir/node/3726

    [7] نحل ، 90.

    [8] ((عثمان بن مظعون )) كه از صحابه معروف پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) است مى گويد: ((من در آغاز، اسلام را تنها به طور ظاهرى پذيرفته بودم نه با قلب و جان ، دليل آن هم اين بود كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) كرارا پيشنهاد اسلام به من كرد و من هم از روى حيا پذيرفتم ، اين وضع همچنان ادامه يافت تا اينكه روزى خدمتش بودم ، ديدم سخت در انديشه فرو رفته است ناگهان چشم خود را به طرف آسمان دوخت ، گوئى پيامى را دريافت ميدارد، وقتى به حال عادى بازگشت از ماجرا پرسيدم ، فرمود: آرى هنگامى كه با شما سخن ميگفتم ناگهان جبرئيل را مشاهده كردم كه اين آيه را براى من آورد ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذى القربى … پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آيه را تا آخر براى من خواند، چنان محتواى آيه در قلب من اثر گذاشت كه از همان ساعت اسلام در جان من نشست ، من به سراغ ابو طالب عموى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمدم و جريان را به او خبر دادم ، فرمود: اى طايفه قريش از محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) پيروى كنيد كه هدايت خواهيد شد، زيرا او شما را جز به مكارم اخلاق دعوت نميكند، سپس به سراغ وليد بن مغيره (دانشمند معروف عرب و يكى از سران شرك ) آمدم و همين آيه را بر او خواندم ، او گفت اگر اين سخن از خود محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است بسيار خوب گفته و اگر از پروردگار او است باز هم بسيار خوب است (مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث)

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=53485&p=772336&viewfull=1#post772 336



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»

    بندگان خداى رحمان كسانى هستند كه در روى زمين به فروتنى راه مى ‏روند. و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند، به ملايمت سخن گويند. (فرقان، 63)

    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    491
    صلوات
    1000
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    2 روز 21 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    26



    خطر مسخره کردن از خیلی از خطرها جدی‌تر است

    ما مسخره کردن را ساده می‌گیریم در حالی که مثلاً چاقو کشیدن برایمان مسئله‌ی بسیار بزرگی است. در حالی که اگر چاقو به جسم می‌خورد، مسخره کردن همچون چاقویی است که به روح انسان می‌خورد. اگر کسی را مار بگزد، همه تعجب می‌کنند و ابرو بالا می‌اندازند در حالی که نیش زدن خود انسان از مار بدتر است. کشتن امر بسیار مهمی است در حالی که ما با زبان خود، ممکن است افراد را بکشیم. بنا بر این مسخره کردن خیلی مهم است.

    آقا را از هر طرف بخوانی آقاست برای سلامتی رهبر عزیزمان صلوات

  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    491
    صلوات
    1000
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    2 روز 21 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    26



    خطرات مسخره

    مسخره یک گناه کلیدی است و مادر چندین گناه دیگر همچون اختلاف افکنی ، غیبت ،تهمت و ...هم هست. چون دو رفیق وقتی همدیگر را مسخره کنند، رفاقتشان از بین خواهد رفت و وحدتشان تبدیل به کینه می‌شود. فرد با مسخره کردن عیب دیگری را به مردم نشان می‌دهد. مسخره کردن فرد پشت سر دیگری در حقیقت غیبت او هم هست. قرآن در مورد افراد مسخره کننده می‌فرماید: «لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ» (آل عمران/178)
    عذاب مهین مثل ریختن لجن و کثافت روی سر کسی که موجب توهین و جسارت می‌شود. عذاب فردی که دیگری را مسخره می‌کند مهین است و شاید دلیلش همین باشد که او در دنیا به دیگران توهین می‌کرده است.
    آقا را از هر طرف بخوانی آقاست برای سلامتی رهبر عزیزمان صلوات

  13. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود