جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن ـ اعجاز علمی ـ مراحل رشد جنین

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 12 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن ـ اعجاز علمی ـ مراحل رشد جنین





    پرسش:
    آیا معجزه علمی قابل استنادی تا به حال مطرح شده است؟

    پاسخ:
    مقدمه اول؛ اعجاز علمی قرآن به مطالب و اسرار علمی گفته می شود که در قرآن بیان شده و در عصر نزول قرآن، برای بشر معلوم نبوده و پس از پیشرفت علوم، کشف شده است.
    در اشارات اعجازآمیز علمی قرآن که تا قرن ها بعد از اسلام کسی از این حقایق علمی با خبر نبوده است، نوعی رازگویی و اخبار غیبی قرآن به شمار می ‏آید.
    لازم به ذکر است در این موضوع، عالمان و دانشمندان قرآنی به چند گروه تقسیم شده اند. برخی بطور کلی اسناد هیچ اعجاز علمی را به قرآن صحیح نمی دانند، و در مقابل برخی با استفاده از علوم ظنی و غیر معتبر، موارد بسیاری را به عنوان اعجاز علمی به قرآن نسبت می دهند. گروه سوم خواسته اند از افراط و تفریط به دور باشند و فقط مواردی که به صورت علوم قطعی تجربی، ثابت شده را به قرآن نسبت می دهند.
    این گروه سوم قائلند اکثر معجزات علمی که به قرآن نسبت داده می شود، نقدپذیر و اشکال بر آن ها وارد است. البته می توان آن ها را از شگفتی های قرآن دانست ولی اعجاز علمی که خدشه ای بر آن وارد نباشد نیستند.
    ایشان از مواردی که می توان آن ها را به عنوان اعجاز علمی قرآن معرفی کرد و از آن دفاع نمود، تنها به این موارد اشاره می کنند: مراحل تطورات جنین و آفرینش انسان(1)؛ لقاح ابرها(2)؛ زوجیت عام موجودات(3)؛ نیروی جاذبه(4)؛ حرکت‏ های خورشید(5).
    بنابر نظر این افراد، موارد فوق، جزو اعجاز علمی قرآن محسوب می شوند و قابل دفاع هستند و در صدر اسلام، بشر آگاهی و علمی به این موضوعات نداشته و توسط قرآن اشاره شده است.(6)

    مقدمه دوم؛ تفسیر علمی ـ علاوه بر در نظر گرفتن ویژگی های مفسر، و رعایت ویژگی های روش شناسی ـ باید به وسیله علوم قطعی صورت گیرد، یعنی علومی که علاوه بر تجربه به وسیله دلیل عقلی و ... تأیید شود.
    لازم به ذکر است که علوم تجربی، به تنهایی نمی تواند یقین به معنای اخص بیاورد، چرا که قوانین علوم تجربی، از طریق استقراء ناقص تعمیم می یابد و یا این که اطمینان می آورد، اما احتمال طرف مقابل را به صفر نمی رساند.
    بنابر این، علوم تجربی، یقین به معنای اخص (اطمینان به یک طرف و عدم احتمال طرف مقابل یعنی یقین مطابق با واقع) نمی آورد، و حتی طبق آخرین نظریات دانشمندان، قوانین علمی نداریم، بلکه نظریات مفید و کاربردی داریم.
    از این جهت در قضایای علمی چند احتمال وجود دارد:
    اول: قضیه علمی که یقین به معنای اخص می آورد، چرا که تجربه علمی همراه با دلیل عقلی است، (و يا به مرحله بداهت حسى رسيده باشد). دوم: قضیه علمی، یقین به معنای اعم می آورد، یعنی اطمینان حاصل می شود ولی احتمال طرف مقابل به صفر نمی رسد، چنانچه بیشتر قضایای اثبات شده علوم تجربی، این گونه است. سوم: قضیه علمی، به صورت تئوری یا نظریه ظنی باشد که هنوز به مرحله اثبات نرسیده است.
    بنابر این؛ در صورت نخست، تفسیر علمی جایز است، زیرا قرآن و علم قطعی (که به قطع عقلی بر می گردد) معارضت ندارد. در صورت دوم، تفسیر علمی، اگر به صورت «احتمال» ذکر شود، صحیح به نظر می رسد برای مثال، گفته شود: چون ظاهر قرآن، با حرکت انتقالی خورشید، مطابق است به احتمال قوی منظور قرآن، همین حرکت است. در صورت سوم هم، تفسیر علمی صحیح نیست، زیرا اشکالاتی را پدید می آورد که مخالفان تفسیر علمی بدان پرداخته اند.(7)

    آیات مرتبط با جنین و مراحل تکوین و رشد آن:
    قرآن کریم در موارد متعددی سخن از خلقت انسان گفته و مراحل آن را تذکر داده است، هر چند که این آیات به ما درس خداشناسی و معادشناسی می دهد، اما نکات و اشارات علمی ارزنده ای را در بر دارد که موجب حیرت متخصصان علوم پزشکی در اعصار مختلف شده است. و آن را نه تنها دلیل اعجاز علمی قرآن، بلکه دلیل اعجاز بلاغی قرآن نیز گرفته اند.
    «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَنَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ ثمُ‏َّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فىِ قَرَارٍ مَّكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَالِقِينَ»؛ و ما انسان را از عصاره ‏اى از گِل آفريديم، سپس او را نطفه ‏اى در قرارگاه مطمئن [رحم‏] قرار داديم، سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم سپس آن را آفرينش تازه ‏اى داديم پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است.‏(8)
    «فَإِنَّا خَلَقْنَاكمُ مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مخَّلَّقَةٍ وَ غَيرِ مخَلَّقَةٍ لِّنُبَينِ‏َّ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فىِ الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثمُ‏َّ نخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُواْ أَشُدَّكُمْ وَ مِنكُم مَّن يُتَوَفىَ‏ وَ مِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلىَ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيًا‏»؛ ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل تا براى شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم)! و جنين ‏هايى را كه بخواهيم تا مدّت معيّنى در رحم (مادران) قرار مى‏ دهيم (و آنچه را بخواهيم ساقط مى ‏كنيم) بعد شما را بصورت طفل بيرون مى ‏آوريم سپس هدف اين است كه به حدّ رشد و بلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضى از شما مى ‏ميرند و بعضى آن قدر عمر مى ‏كنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مى ‏رسند آن چنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى ‏دانند،(9). و آیات دیگر ... .
    لازم به ذکر است اگر چه مراحل خلقت انسان که در قرآن بیان شده، از شگفتی های قرآن است ولی مدعی نیستیم که هر یک از مراحل تکوین و خلقت انسان، به تنهایی و مستقل، اعجاز علمی است؛ بلکه ادعا این است که این مراحل که به صورت منظم و مرتب در قرآن بیان شده اند، در عصر نزول قرآن، مطالبی بدیع و تازه بوده و مردم آن زمان از آوردن مثل آن ناتوان بوده اند.
    لذا آیات مربوط به خلقت انسان و نظم و ترتیب بیان مراحل آن، در مجموع، دلیلی بر اعجاز علمی قرآن است و عظمت آیات این کتاب الهی و اتصال آن به منبع غیبی را اثبات می کند.
    بنابر این، آگاهی از نطفه و چگونگی تبدیل آن به جنین و رشد و نمو آن، رد اعجاز قرآن نیست زیرا اعجاز قرآن در بیان این مراحل به صورت منظم و مرتب، است. این نظم و ترتیب در بیان مراحل تکوین انسان، آن چیزی است که آن زمان آگاهی و علم نسبت بدان وجود نداشته است.
    با مراجعه به تاریخچه جنین شناسی و مراحل رشد آن، روشن می شود که در صدر اسلام و نزول قرآن، کسی به این مراحل رشد جنین، آگاه نبوده است. البته نمی گوییم در آن زمان هیچ آگاهی در این زمینه وجود نداشته، خیر؛ ولی ادعا این است که با این ترتیب و دقتی که قرآن به صورت مرحله ای بیان می کند نبوده است.
    کافی است میزان تطابق مراحل رشد جنین توسط قرآن و گفته دانشمندانی مانند جالینوس و ارسطو را در کنار هم بگذاریم تا روشن شود کدام یک همخوانی بیشتری با واقعیت دارد.
    تاریخ روشن نمی کند که از چه زمانی انسان ها به تولید و رشد جنین در رحم پی برده اند. در قرن دوم میلادی جالینوس به شرح جفت و لایه های جنینی در کتابی به عنوان "تشکیل جنین" پرداخته و ارسطو هم در باره جنین شناسی مرغ، تحلیل هایی داشته است. در مورد ارسطو گفته اند که او عقیده داشت جنین از اتحاد منی با خون حیض تشکیل می ‌شود و حتی قرن ها پس از آن برخی عقیده داشتند که رحم، جنین را ترشح می ‌کند. و حال آن‌ که این مطالب خطای علمی است.
    هم چنین، این که جالینوس، نطفه را ترکیبی از منی و خون بداند و یا برخی بر این عقیده بوده اند که رحم، جنین را ترشح می کند، از خطاهای علمی آشکار محسوب می شود. در حالی که در آن زمان و در مقابل کسانی که نطفه را تشکیل یافته از منی و خون حیض می دانستند، قرآن در باره خون حیض چنین می فرماید: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ»؛ و از تو، در باره خون حيض سؤال مى ‏كنند، بگو: چيز زيانبار و آلوده ‏اى است از اين رو در حالت قاعدگى، از آنان كناره ‏گيرى كنيد؛ و با آنها نزديكى ننمايید، تا پاك شوند.(10)
    این که ادعا شود مراحل بیان شده در قرآن مطابق با نظرات جالینوس است پس اعجاز علمی محسوب نمی شود؛ این ادعا نیاز به اثبات دارد، و نظرات اندیشمندان علوم قرآنی و منابع تاریخ پزشکی، خلاف این را ثابت می کند.
    در قرن هفدهم و پس از کشف میکروسکوپ بوده که توانسته اند مراحل رشد جنینی مرغ را با میکروسکوپ، تشریح کنند. حتی مرحله ای بودن رشد جنین انسانی برای اولین بار در قرن بیستم به گونه ای دقیق تر بیان شده است.
    این واقعیتی است که با کشف میکروسکوپ و پیشرفت علم، انسان به شناخت بیشتری از مراحل و چگونگی تشکیل و رشد جنین دست پیدا کرد. حقایقی که قرآن کریم در چندین قرن قبل، به آن اشاره فرموده بود.

    فهرست مراحل خلقت انسان تامرگ:
    بر اساس آیات قرآن می توان مراحل خلقت انسان از ابتدای کار پدر و مادر تا تولد کودک و پس از آن را این گونه دسته بندی کرد:
    1. مرحله خاک (تراب ـ طین)
    2. مرحله آب (ماء ـ ماء دافق ـ ماء مهین)
    3. مرحله منی (نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى‏)
    4. مرحله نطفه مخلوط (مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاج‏)
    5. مرحله علقه (َ عَلَقَة)
    6. مرحله مضغه (مُضْغَة)
    7. مرحله تنظیم و تصویر و شکل گیری (تسویه و تصویر) (ثُمَّ سَوَّاهُ)
    8. مرحله شکل گیری استخوان ها (عِظاماً)
    9. مرحله پوشاندن گوشت بر استخوان ها (فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً)
    10. مرحله آفرینش جنس جنین (مذکر و مونث) (فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏)
    11. مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان (خَلْقاً آخَر) و (وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ)
    12. مرحله تولد طفل (ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلا)
    13. مرحله بلوغ
    14. مرحله کهن سالی
    15. مرحله مرگ.(11)
    البته برخی مفسران و دانشمندان به گونه ای دیگر از آیات قرآن استفاده کرده و مراحل خلقت انسان را از نظر قرآن هفت مرحله دانسته اند.
    در تفسیر نمونه، مراحل هفتگانه چنین آمده اند: خاک، نطفه، علقه، مضغه تا تولد، طفولیت، بلوغ، پیری.(12)
    و آیت الله معرفت، مراحل هفتگانه را چنین بیان می کند: نطفه، علقه، مضغه (مخلّقه و غير مخلّقه)، عظام، لحم، تسویه و تصویر، نفخ روح.(13)
    شبهه علمی و پاسخ آن: در زیست شناسی امروزی اعتقاد بر این است که جنین ابتدا به حالت گوشت در می آید و سپس درون این گوشت، استخوان پدید می آید؛ ولی قرآن می گوید استخوانی که روی آن گوشت پوشانده می شود(14). این با علم منافات دارد.
    در پاسخ باید گفت برخی بر این نظرند که ترجمه آیه، تنها ایجاد استخوان نیست بلکه ایجاد گوشت کوبیده با با کیفیت خاص (استخوانی و محکم شده) است. به عبارت دیگر، این استخوان همان «مُضْغَةٍ مُخَلَّقَة»(15) است، یعنی گوشت کوبیده ای که تسویه و تعدیل شده و تمایز یافته است.
    توضیح: مضغه (جنین گوشتی) به دو مرحله متمایز و غیر متمایز تقسیم می شود و مرحله استخوان بندی جنین (عظام) مصداق مرحله تمایز یافتن جنین (مخلقه) است. لذا مضغه، دو قسم است: مخلقه و غیر مخلقه. و مضغه مخلقه همان جنین تمایز یافته است (که اعضاء و استخوان بندی و ...آن مشخص شده است). پس مضغه به دو قسم استخوانی (عظام) و غیر استخوانی تقسیم می شود. از اینرو نمی توانیم بگوییم مقصود قرآن این است که تمام «مضغه» (جنین گوشتی) تبدیل به استخوان شده است؛ بلکه قسمت استخوانی جنین قسمتی از تمایز جنین است به اعضاء و جوارح و گوشت و استخوان و ... .(16)
    بیانی دیگر؛ این گونه نیست که همه سلول های گوشتی به استخوان تبدیل شوند، بلکه برخی سلول ها استخوانی هستند و اعضای استخوانی از آن ها ساخته می شوند، و برخی سلول ها گوشتی هستند و اعضای ماهیه ای و گوشتی از آن ها ساخته می شوند. البته سلول های استخوانی در بین دو لایه سلول های گوشتی قرار دارند و زودتر از سلول های پوشتی هم ایجاد می شوند.
    پرفسور «توماس وی سادلر» در کتاب "رویان شناسی پزشکی لانکمن" در باره تشکیل استخوان و گوشت، بیان علمی روشنی دارد. خلاصه بیان ایشان این است که استخوان ها از لایه میانی (مزودرم) تشکیل می شود که به وسیله دو لایه دیگر (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده که از آن دو لایه پوشاننده، اکثر اعضتی گوشتی بدن ساخته می شوند. لذا سلول های استخوانی قبل از سلول های دیگر و در بین سلول های گوشتی ساخته می شوند.
    با این بیان، هم تقدم ایجاد استخوان بر گوشت و هم روییدن گوشت بر استخوان، فهم می شود، لذا تعارضی هم با یافته های علمی ندارد.(17)
    از نظر لغوی اگر بخواهیم "علقه" را مورد بررسی قرار دهیم می بینیم «عَلَق» جمع علقه است که در معانی متعددی مثل خون بسته، زالو، و ... استعمال شده است. ولی اصل همه معانی به یک معنا بر می گردد، یعنی چیزی که به چیز بالاتر آویزان شود؛ و از آن جا که زالو و خون بسته به چیز دیگر می چسبند و بدان آویزان می شود، علق نامیده شده است.(18)
    و بیان علمی آن مطابق با علم روز چنین است: در طول این هفته (که قرآن از آن با نام علقه نام می برد)، به وسیله آنزیم هایی که از سلول های خارجی مجموعه جنینی ترشح می شود، سلول های آندومتر، تخریب شده و حفره های کوچکی در آن ایجاد می شود و مویرگ ها و شریان های وریدی کوچک به این حفره ها راه یافته و خون به داخل آن ها جریان پیدا می کند. به تدریج حفرات خونی کوچک به هم می پیوندند و حوضچه های خونی در جداره رحم تشکیل می شود.
    «پس از پیوستن نطفه مرد به تخمک زن، تکثیر سلولی آغاز می شود و به صورت یک توده سلولی در می آید که به شکل توت است (و به آن مارولا گویند) در رحم لایه گزینی می کند، یعنی سلول های تغذیه کننده به درون لایه مخاطی رحم نفوذ کرده و به آن معلق (آویزان نه کاملا چسبیده به رحم) می شوند. قرآن این مطلب را با تغبیر زیبای علق آورد.»(19)
    لازم به ذکر است، در علم پزشکی جدید اصطلاحاتی مانند علقه، مضغه دیده نمی‌شود. البته این مطلب لزوماً به معنای اختلاف داده‌های پزشکی جدید با متون دینی نیست؛ بلکه مقصود تفاوت نگاه و اصطلاح است. در رویان شناسی (Embryology) مدت بارداری را به سه دوره تقسیم می کنند:
    ـ دوره تخمی (Zygotic Period) که از ابتدای لقاح تا آخر هفته دوم است.
    ـ دوره رویانی (Embryonic Period) که از آخر هفته دوم تا آخر ماه دوم بارداری است.
    ـ دوره جنینی (Fetal Period) که از آخر ماه دوم بارداری تا موقع تولد است.
    نکته: مشکلی در لفظ نداریم لذا این که اسم یک مرحله را علم، مثلا رویان می گذارد و قرآن چیز دیگری، تضاد محسوب نمی شود. مهم این است که مراحلی که قرآن مرتب شمرده است، با علم نیز قابل تطبیق است و تضادی بین آنان نیست. از طرفی زمان (هر مرحله چه مدت زمان بطول می انجامد) معیار نیست بلکه همین که ترتیب مراحل صحیح باشد، برای اعجاز قرآن کفایت می کند.

    چند نکته پایانی:
    1. همین که با وجود چندین هزار آیه در قرآن، هیچ آیه ای نیامده که بعدها بطلانش را بفهمیم، این خود، اعجاز قرآن محسوب می شود.
    2. اعجاز قرآن از طرق مختلف (قرآن و روایات و استدلال عقلی و تاریخی و ...) ثابت شده است، لذا معجزه و الهی بودن آن، متوقف بر اعجاز علمی آن نیست.
    3. با توجه به گوینده قرآن (خداوند)، آورنده قرآن (پیامبر)، و سایر قرائن و شواهد، هم چنین نوع نگاه و انتظار مخاطبان از آن به عنوان منبعی مرتبط با عالم ماوراء و غیب؛ اصلا قابل مقایسه با کتب دیگر نیست و نمی توان در هر متنی، ادعای اعجاز و الهی بودن داشت و آن ها را با قرآن مقایسه نمود.
    4. مواردی که ذو وجوه و احتمالی است، را نمی توان اعجاز محسوب کرد. در مور قرآن کریم نیز نمی توان موارد احتمالی را بطور قطع به قرآن نسبت داد و مدعی شد قطعا مراد الهی این بوده است. در ضمن، معجزه بودن قرآن، در جای خود به اثبات رسیده است.
    5. قرآن نیامده و مانند کتاب جنین شناسی در علم پزشکی، جزئیات را بیان کند بلکه به اصل مراحل اشاره کرده است. لذا حیث اعجازی قرآن در همین است که کسی در آن زمان نمی دانسته و نمی توانسته مراحل رشد جنین را با این ظرافت و دقت، به صورت مرتب بیان نماید. چون این ترتیب و مراحل رشد جنین را کسی در آن زمان نمی دانسته و نمی توانسته بگوید، اعجاز علمی قرآن محسوب می شود.

    _________
    (1) حج/ 5؛ مومنون/ 12-14.
    (2) حجر/ 22.
    (3) یس/ 36.
    (4) رعد/ 2؛ لقمان/ 10.
    (5) یس/ 38.
    (6) ر.ک: "روش برداشت علمی از قرآن"، محمد علی رضایی اصفهانی، فصلنامه پژوهش های قرآنی، شماره 45.
    (7) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رضایی اصفهانی، ص 50.
    (8) مؤمنون/ 12ـ14.
    (9) حج/ 5.
    (10) بقره/ 222.
    (11) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رضایی اصفهانی، ص 432.
    (12) تفسیر نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج 20، ص 165؛ ج 14، ص 23.
    (13) التمهید فی علوم القرآن، نرم افزار علوم قرآنی نور(مشکات)، ج 6، ص 80.
    (14) مؤمنون/ 14.
    (15) حج/ 5.
    (16) ر.ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 510 تا 512.
    (17) رویان شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکوری، ص 57، 78 و 79، 93، 154، و ...؛ نقل از پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص 508 تا 510.
    (18) ر.ک: التحقيق في كلمات القرآن الكريم، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏8، ص 202، ماده علق؛ المفردات في غريب القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ص 579، همان ماده؛ قاموس قرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏5، ص 31.
    (19) دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز، طب در قرآن، ص 86، با تلخیص.




    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۵

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود