جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معصوم و فرزند ناصالح

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    معصوم و فرزند ناصالح




    پرسش:
    با علم و یقین به طاهر بودن امام معصوم، روزی حلال داشتن و تربیت صحیح، چرا برخی از آن ها فرزندان ناصالح داشتند؟
    فرزندان امامانی که عاقبت بخیر نشدند کدامند؟

    پاسخ:
    انسان به عنوان موجودی مختار در بستر خانواده و جامعه بزرگ می شود و خود تصمیمات اصلی زندگی خود را می گیرد.
    تربیت، محیط و خانواده همه و همه در تصمیمات و اختیار انسان تاثیر گذار هستند، ولی این گونه نیست که تمام العله برای تصمیمات فرد باشند، بلکه بیشتر به عنوان زمینه ساز این تصمیمات هستند.
    پس کسی که در یک خانواده خوب با تربیت عالی واقع شده است می تواند صالح زندگی کند و می تواند ناصالح باشد؛ این بستگی به اختیار و اراده او دارد؛ و بر عکس.
    خدا به این حقیقت در آیه ای اشاره می فرماید: «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»؛ خداوند زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مى ‏آورد.(1)
    همين تفسیر در روايتى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به ما رسيده است، چنان كه از سلمان فارسى نقل شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تفسير آيه: «تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ...»، فرمود: يعنى مؤمن را از صلب كافر و كافر را از صلب مؤمن خارج مى ‏سازد.(2)
    گاه مى شود بر اثر عواملى از حضرت نوح (عليه السلام) پسرى ناخلف به نام كنعان، و يا از حضرت آدم عليه السلام پسرى متمرد به نام قابيل به وجود مى آيد. هم چنین حضرت امام هادى (عليه السلام) داراى 5 فرزند به نام هاى امام حسن عسکری (عليه السلام)، حسين، محمد، جعفر و عليه بود. در ميان اين فرزندان جعفر بسيار ناخلف بود كه لقب كذّاب (دروغگو) را گرفت. امام هادى (علیه السلام) درباره او فرمود: «از فرزندم جعفر دورى كنيد، نسبت او به من، هم چون نسبت كنعان به نوح (عليه السلام) است».(3)
    امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: «مثل من و جعفر، مانند هابيل و قابيل دو فرزند آدم (علیه السلام) است. اگر كشتن من براى جعفر ممكن بود، مرا مى كشت ولى خداوند متعال جلو او را گرفت». جعفر کذّاب از افرادى بود كه ادعاى امامت داشت و پس از رحلت پدر مى گفت: «امام مردم من هستم نه برادرم حسن». حتى پس از رحلت پدر نزد خليفه وقت رفت و گفت: « 20 هزار اشرفى براى تو مى فرستم و از شما خواهش دارم كه فرمان دهى تا بر مسند امامت بنشينم و اين مقام از برادرم حسن سلب گردد». خليفه در جواب گفت: «عجب آدم احمقی هستى، اگر امامت در دست ما مى بود آن را براى خود قرار مى داديم. اگر امام شناسان و شيعيان آن چه از برادرت و پدرت از معجزات و ... ديدند از تو ببينند، تو را امام خود مى دانند، ديگر نيازى به كمک ما ندارى و گرنه هرگز به تو ايمان نخواهند آورد».(4)

    __________
    (1) آل عمران/ 14.
    (2) علامه طباطبائي، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق، ج ‏3، ص 143.
    (3) محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، فصل اول، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم، 1376.
    (4) قمی، حاج شیخ عباس، منتهی الآمال، ج 2، ص 261 و باب سیزدهم در فصل پنجم.




    لینک اصلی



  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود