جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن الهی یا محمدی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش قرآن الهی یا محمدی




    سوال من در این انجمن این است که از کجا بفهمیم که اسلام و قرآن از طرف خدا آمده البته قبل از پاسخ به این پرسش باید چند نکته را یاد آور شوم که با توجه به این نکات پاسخ دهید.
    بدیهی است که این سوال جواب های مختلفی داشته اما مشکل من در اینجا این است که این جواب ها برای من قانع کننده نبوده!
    مثلا :
    محمد راستگو بودن و امانت داری خود را مطرح می کند.به نظر من قانع کننده نیست! چون می تواند یک مکتب جدید را برای نجات انسان ها ارائه کند!(اگرچه این مکتب از طرف خدا نیامده باشد)
    بی سواد بودن: شاید شخص دیگری مثل سلمان فارسی اینها را به او آموزش داده باشد.(که مثلا حکومت ساسانیان را نابود سازد!)
    معجزه شق القمر و معجزات پیامبران دیگر: اگر اینطور بود پس چرا مردم به او ایمان نیاوردند و تلاش به قتل او کردند؟! گفتند که تو جادوگری ولی جادوگری هم حدی دارد! او می توانست هرکاری که مردم بگویند را انجام دهد تا باور کنند که از طرف خدا آمده!
    معجزه قرآن: قدرت زبان عربی آن برای من قابل فهم نیست اما معانی آن و یا صوت زیبای آن تصدیق می کنم که زیبا است اما نمیتوانم بفهمم که یک انسان قادر به ساختن اثر مشابه آن است یا نه.مثلا حافظ و سعدی و ...
    معجزات علمی قرآن که جدیدا مطرح می شود:
    بعضی از علوم آن از یونان باستان و علوم مردم قدیم بوده ، مثلا افکار تالس که تمام جهان از آب درست شده یا می تواند اشاره به چیز دیگری باشد و مسلمانان آنرا اشاره علمی مطرح کرده اند.
    تعداد زیاد پیروان آن: هر چیزی که زیاد پیرو داشت دلیل بر درست بودن آن نیست.مثلا چند خدا باوری روزگاری بیشترین پیروان را داشت.دین برهمایی و بودایی پیروان میلیاردی دارد.90 درصد مسلمانان سنی هستند.بیشتر مسیحیان اعتقاد به تثلیث دارند.مردمان بی دین جمعیت میلیاردی دارند! (در سایت ADHERENT.com میتوانید ببینید)

    فداکاری های بسیار و از جان گذشتن: اگر این طور باشد بمب گذاران انتحاری که شیعیان را می کشند باید به بهشت بروند!

    معجزات اطراف ما: مثلا فلان شهید فلانی را شفا داد یا فلانی با دعا شفا یافت
    تا به حال اتفاق افتاده که پای قطع شده کسی با دعا دوباره دربیاد؟
    نمیتوانم باور کنم که حرف آنان راست باشد چون چنین چیزی در میان همه ادیان (چه خوب و چه بد هست.مثلا یک شیطان پرست هم ممکنه ادعا کنه که شیطان شفا دادتش ولی آیا راست می گوید؟)

    از کجا بفهمیم که قرآن از طرف خدا است؟ دلیل دیگری هم است؟
    :remember

    If you don’t stand for something , you will fall for anythin


    جنگنده محبوب من F-22




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,640
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    819 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    قرآن الهی یا محمدی







    کارشناس بحث: استادطاها

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    قرآن الهی یا محمدی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    عنوان تاپیک منحصر به بحث از قرآن و آسمانی یا غیرآسمانی بودن آن است اما مباحثی که مطرح کرده اید مجموع ادله نبوت حضرت محمد(ص) را درنوردیده است.

    باید عرض کنیم هر یک از این مباحث توسط اندیشمندان اسلامی مفصلا بررسی شده است و تصدیق میفرمایید که پرداختن تفصیلی به همه آنها در این مختصر نمیگنجد. بنابراین در حال حاضر پاسخهای کوتاهی به اشکالات شما عرض کرده، در پستهای آینده بحث را روی موضوع «آسمانی بودن قرآن» متمرکز میکنیم.

    محمد راستگو بودن و امانت داری خود را مطرح می کند.به نظر من قانع کننده نیست! چون می تواند یک مکتب جدید را برای نجات انسان ها ارائه کند!(اگرچه این مکتب از طرف خدا نیامده باشد)

    اشکال شما با «فرض راستگو و امانت دار بودن محمد(ص)» در تضاد است. اگر پذیرفتیم که محمد(ص) راستگو و امانت دار است علی القاعده نمیتوان انتظار عقلایی داشت که دروغهای بزرگی مانند این بگوید که نبی خدا و رسول آسمانی هستم و آنچه میگویم از من نیست بلکه کلام خداست و توسط فرشته وحی بر من نازل میشود و ...؛ و وعده های توخالی بزرگی مانند این بدهد که جان و مالتان را در راه خدایی که مرا مبعوث نموده بدهید و در عوض بهشت ضمانت شده تحویل بگیرید و... .

    این نکته را هم اضافه میکنیم آنچه اندیشمندان اسلامی به عنوان دلیل بر نبوت ارائه میدهند فقط مساله راستگویی و امانت داری مدعی نبوت نیست بلکه: « جمع القرائن و الشواهد من حالات المدّعي، و تلامذته، و منهجه، بحيث تفيد العلم بصدق دعواه‏»(الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏3، ص: 65) است یعنی مجموع قرائن و شواهدی است که در زندگی فردی و اجتماعی او، در شاگردان او، و روش فکری و رفتاری وی وجود دارد.

    بصورت عقلایی کسی که ادعای بزرگی چون نبوت الهی و برنامه خاص آسمانی دارد که نقطه مقابل سنتهای عشیره ای چند صد ساله هم عصران و هموطنان خود است طبعا سلوک فردی و اجتماعی او شدیدا و با دقت رصد میشود تا به محض مشاهده اندک انحرافی با او برخورد شود. از اینروست که میبینیم محمد(ص) هم از طرف مشرکان و هم مسیحیان و یهودیان به شدت زیر نظر بود.

    با توجه به این نکات، به خوبی میتوان عرض کرد: احتمال دادن اینکه «محمد راستگو و امانت دار، از سر خیرخواهی همه مردم را فریب داده است و به انجام تکالیف گوناگون مجبور کرده است» احتمال معقولی به نظر نمیرسد.

    بی سواد بودن: شاید شخص دیگری مثل سلمان فارسی اینها را به او آموزش داده باشد.(که مثلا حکومت ساسانیان را نابود سازد!)

    ابتدا عرض کنیم، ادعا این نیست که: محمد(ص) «بی سواد» بود بلکه ادعا این است: محمد(ص) «مکتب نرفته»، «از استاد نیاموخته» و «درس نخوانده»، بود.(تفسير نمونه، ج‏6، ص: 396):

    نگار من كه به مكتب
    نرفت و خط ننوشت**** به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

    این ادعا که سلمان فارسی، به محمد(ص) مطالب قرآنی را آموزش داده در تضاد با اسناد تاریخی است زیرا طبق این اسناد، بیشتر آیات قرآن در مکه نازل شده است در حالیکه سلمان اولین بار در مدینه نزد پیامبر رسید و همانجا بود که مسلمان شد.(ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 100)

    در آدرسی که از المیزان ارائه شد اشخاص ادعایی دیگر نیز بررسی شده است که میتوانید مراجعه نمایید.

    معجزه شق القمر و معجزات پیامبران دیگر: اگر اینطور بود پس چرا مردم به او ایمان نیاوردند و تلاش به قتل او کردند؟! گفتند که تو جادوگری ولی جادوگری هم حدی دارد! او می توانست هرکاری که مردم بگویند را انجام دهد تا باور کنند که از طرف خدا آمده!

    اینکه افرادی معجزه را میبینند اما نمیپذیرند به زمان محمد(ص) محدود نمیشود؛ مگر نه این است که عیسی معجزات فراوانی برای بنی اسرائیل ارائه نمود پس چرا در زمان عیسی جز عده اندکی ایمان نیاوردند؟ یا موسی که معجزات آسمانی را ارائه داد اما بنی اسرائیل همچنان بر سنتهای مشرکانه زمینی خود پافشاری میکردند؟ یا دیگر انبیا.

    ضمنا اینکه میگویید «هر کاری که مردم میگویند را انجام دهد » به نظر غیرمنطقی است بله مدعی نبوت برای اثبات خود و صحت برنامه اش نباید از هر تلاشی فروگذار باشد اما تنها بخشی از این تلاش انتظار معجزه است و منطقی نیست که حکم کنیم: باید هر معجزه ای که مردم خواستنند انجام دهد:

    در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

    ضمن اینکه در بعضی از اسناد قرآنی و روایی آمده است پیامبر برای اینکه راه بر هر بهانه ای را ببندد گاهی معجزاتی که خواست مردم عصرش بود را انجام داده است و شق القمر یکی از آنهاست(ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 94) اما امان از کوردلی زیرا آدمی را تا جایی تنزل میدهد که معجزه روشن را سحر آشکار مینامند:

    وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ، وَ قالُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ؛ و هنگامى كه معجزه‏اى را ببينند ديگران را نيز به استهزا دعوت مى‏كنند، و مى‏گويند: اين فقط سحرى آشكار است. (صافات/14 و 15)

    معجزه قرآن: قدرت زبان عربی آن برای من قابل فهم نیست اما معانی آن و یا صوت زیبای آن تصدیق می کنم که زیبا است اما نمیتوانم بفهمم که یک انسان قادر به ساختن اثر مشابه آن است یا نه.مثلا حافظ و سعدی و ...

    آیا همینکه امثال سعدی و حافظ خود را مرید و شاگرد مکتب محمد(ص) میدانند و مدعی معارضه با قرآن نشده اند برای شما کافی نیست؟

    ضمنا برای پی بردن به اعجاز قرآن لزوما نیازی به دانستن ادبیات عرب نیست. (این تاپیک را مطالعه کنید: http://www.askdin.com/thread51798.html)

    معجزات علمی قرآن که جدیدا مطرح می شود:
    بعضی از علوم آن از یونان باستان و علوم مردم قدیم بوده ، مثلا افکار تالس که تمام جهان از آب درست شده یا می تواند اشاره به چیز دیگری باشد و مسلمانان آنرا اشاره علمی مطرح کرده اند.

    علومی که به عنوان معجزات علمی قران قلمداد میشود از سنخ علومی است که امروزه در سایه تحقیقات دقیق علمی به دست آمده است. به عبارت دیگر، مطالب علمی قرآن همان مطالبی است که امروزه نیز بر استحکام آن توسط دانشمندان تاکید میشود نه افکار تالس ملطی و امثال آن که در همان یونان باستان مورد انتقاد و ابطال بود.

    به نظرم شایسته است در این باره مطالعه نمایید. از کسانی که در این باره تحقیقات خوبی ارائه کرده اند جناب دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی است. ایشان در کتابی با عنوان «پژوهشى در اعجاز علمى قرآن‏» مباحث خوب و قابل استفاده ای را ارائه داده اند. در این باره میتوانید به سایت شخصی ایشان مراجعه ای داشته باشید: http://rezaeesfahani.com/en/.

    تعداد زیاد پیروان آن: هر چیزی که زیاد پیرو داشت دلیل بر درست بودن آن نیست.مثلا چند خدا باوری روزگاری بیشترین پیروان را داشت.دین برهمایی و بودایی پیروان میلیاردی دارد.90 درصد مسلمانان سنی هستند.بیشتر مسیحیان اعتقاد به تثلیث دارند.مردمان بی دین جمعیت میلیاردی دارند! (در سایت ADHERENT.com میتوانید ببینید)

    نه اسلام و نه عالمان اسلامی تعداد زیاد پیروان را ملاک حقانیت نمیدانند.


    فداکاری های بسیار و از جان گذشتن: اگر این طور باشد بمب گذاران انتحاری که شیعیان را می کشند باید به بهشت بروند!

    نه اسلام و نه عالمان اسلامی، فداکاری و از جان گذشتن را به عنوان یک دلیل مستقل بر درستی ادعای نبوت نمیدانند. بله آنجا که مساله «جمع قرائن و شواهد» مطرح است این خصوصیات اخلاقی هم میتواند به عنوان یک قرینه در کنار دیگر قرائن مفید و موثر باشد.


    معجزات اطراف ما: مثلا فلان شهید فلانی را شفا داد یا فلانی با دعا شفا یافت
    تا به حال اتفاق افتاده که پای قطع شده کسی با دعا دوباره دربیاد؟ نمیتوانم باور کنم که حرف آنان راست باشد چون چنین چیزی در میان همه ادیان (چه خوب و چه بد هست.مثلا یک شیطان پرست هم ممکنه ادعا کنه که شیطان شفا دادتش ولی آیا راست می گوید؟)

    اینکه کرامات اولیای الهی میتواند تاثیر عمیق روحی در فرد ایجاد کند تا جاییکه به تصدیق او و باورهایش ختم شود حرفی نیست اما اینکه بگوییم در صورتی او را تصدیق میکنیم که فلان کرامت با فلان شرایط را انجام دهد (مثلا رشد دوباره پای قطع شده) این باز میگردد به همان بحثی که درباره معجزات درخواستی از پیامبر عرض کردیم.

    این نکته را هم اضافه میکینم کرامات و معجزات با اذن و اجازه خدا و در منظومه ای حکیمانه صورت میگیرد نه به صرف خواست آن ولی یا نبی و یا خواست دیگران؛ بنابراین انتظارات ما از اولیای الهی هم باید در چارچوب این منظومه بگنجد.

    ضمنا اینکه «ادعای کرامات ممکنه ادعای صرف باشد» به معنای دروغ بودن کرامات نیست بلکه تنها مسئولیت من و شما را برای بررسی نقل کرامات بیشتر میکند. به عبارت دیگر، اگر من در کراماتی که برای من نقل قول شده است تردید دارم باید به سراغ آن افرادی بروم که این کرامات را مشاهده کرده اند و تحقیق گسترده ای با رعایت تمام جوانب یک پژوهش در این باره انجام دهم نه اینکه چون من تردید دارم به صرف این تردید، اصل کرامات را نپذیرم.

    اگر کرامات در ادیان دیگر هم وجود دارد آیا این به معنای باطل بودن کرامات یا ادعای نبی یا ولی اسلام یا دین اسلام است؟ خیر! زیرا حقانیت اسلام متکی به کراماتی از قبیل شفای مریض و... نیست. مهمترین ملاک حقانیت یک دین، تطبیق باورها و رفتارهای توصیه شده آن دین با عقل و فطرت است. وقتی کرامتی را مثلا در دین مسیحیت و اسلام (بصورت مشترک) مشاهده کنیم آنوقت نوبت به بررسی مطالب متضاد این دو دین میرسد و اینجاست که پای بررسی باورها و رفتاری توصیه شدن این دو دین به میان می آید و برتری یک دین بر دین دیگر بصورت عقلایی اثبات میشود.

    این مثل آن میماند که مثلا هم در مسیحیت و هم اسلام مقوله ای به نام دروغ یا زنا تقبیح شده است اما کار به همینجا ختم میشود؟ خیر؛ لازم است به سراغ دیگر باورها و رفتارهای توصیه شده این دو دین برویم و آنگاه است که به قضاوت نهایی نزدیک میشویم.

    در پناه حق



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مثلا در مورد معجزه سر انگشتان دست من در یک سایتی خوندم:
    هفت‌هزار سال پیش‌از میلاد مسیح، کوزه گران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزه‌ها و آثارشان استفاده می‌کردند. تاریخ‌نگار و پزشک ایرانی رشیدالدین فضل الله همدانی در کتاب جامع التواریخ بیان کرده است که چینی‌ها از اثر انگشت برای تشخیص هویت هم استفاده می کرده‌اند. وی در ادامه ذکر می‌کند که تجربه نشان داده است که اثر انگشت دو نفر کاملاً شبیه هم نیست.
    کتابها و متون یافته شده در کاوشهای باستانی چین، عمدتاً دارای مهری سفالینه منقش به اثر اتگشت پدیدآورنده کتاب بوده‌است. در هزاره دوم پیش‌از میلاد نیز در کاوش‌های بابل٬ به لوح‌های گلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده‌است. با ابداع کاغذ و ابریشم در چین، قراردادهای رسمی با فشردن دست بر روی اسناد مهر می‌گردید.۸۵۰ سال قبل از میلاد یک بازرگان عرب با نام ابو زید حسن شاهد رسمیت یافتن اسناد وامها در چین بوده‌است. تا سال ۷۰۲ قبل از میلاد، ژاپنی‌ها نیز از روش چینی‌ها برای رسمیت بخشیدن به اسناد استفاده می‌کردند. گرچه احتمالاً مردم در دوران باستان نمییدانستند که اثر انگشت می‌تواند افراد را به صورت منحصربه‌فرد شناسایی نماید، اما در زمان حمورابی، کسانی که دستگیر می‌شدند انگشت نگاری می‌شدند. رشید الدین همدانی، طبیب برجسته ایرانی در کتاب جامع التواریخ به رسم چینی‌ها در شناسایی افراد از طریق اثر انگشت اشاره کرده و توضیح داده‌است که " شواهد و تجربیات نشان می‌دهد که هیچ دو نفری اثر انگشت کاملاً یکسان ندارند". در این زمان در ایران نیز از اثر انگشت شصت برای مهر نمودن اسناد استفاده می‌کردند.
    همچنین بر ​​دیوار مقبره‌های باستانی مصر و یونان نیز آثار انگشت یافت شده‌است.

    :remember

    If you don’t stand for something , you will fall for anythin


    جنگنده محبوب من F-22



  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    24
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منبع آن آدرس زیر است که فیلتره
    http://qoranfalse.blogspot.com/2015/...g-post_13.html
    :remember

    If you don’t stand for something , you will fall for anythin


    جنگنده محبوب من F-22



  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط United Kingdom نمایش پست
    مثلا در مورد معجزه سر انگشتان دست من در یک سایتی خوندم:
    هفت‌هزار سال پیش‌از میلاد مسیح، کوزه گران چینی از اثر انگشت شصت خود جهت مشخص نمودن کوزه‌ها و آثارشان استفاده می‌کردند. تاریخ‌نگار و پزشک ایرانی رشیدالدین فضل الله همدانی در کتاب جامع التواریخ بیان کرده است که چینی‌ها از اثر انگشت برای تشخیص هویت هم استفاده می کرده‌اند. وی در ادامه ذکر می‌کند که تجربه نشان داده است که اثر انگشت دو نفر کاملاً شبیه هم نیست.
    کتابها و متون یافته شده در کاوشهای باستانی چین، عمدتاً دارای مهری سفالینه منقش به اثر اتگشت پدیدآورنده کتاب بوده‌است. در هزاره دوم پیش‌از میلاد نیز در کاوش‌های بابل٬ به لوح‌های گلی مربوط به ثبت اثر انگشت افراد اشاره شده‌است. با ابداع کاغذ و ابریشم در چین، قراردادهای رسمی با فشردن دست بر روی اسناد مهر می‌گردید.۸۵۰ سال قبل از میلاد یک بازرگان عرب با نام ابو زید حسن شاهد رسمیت یافتن اسناد وامها در چین بوده‌است. تا سال ۷۰۲ قبل از میلاد، ژاپنی‌ها نیز از روش چینی‌ها برای رسمیت بخشیدن به اسناد استفاده می‌کردند. گرچه احتمالاً مردم در دوران باستان نمییدانستند که اثر انگشت می‌تواند افراد را به صورت منحصربه‌فرد شناسایی نماید، اما در زمان حمورابی، کسانی که دستگیر می‌شدند انگشت نگاری می‌شدند. رشید الدین همدانی، طبیب برجسته ایرانی در کتاب جامع التواریخ به رسم چینی‌ها در شناسایی افراد از طریق اثر انگشت اشاره کرده و توضیح داده‌است که " شواهد و تجربیات نشان می‌دهد که هیچ دو نفری اثر انگشت کاملاً یکسان ندارند". در این زمان در ایران نیز از اثر انگشت شصت برای مهر نمودن اسناد استفاده می‌کردند.
    همچنین بر ​​دیوار مقبره‌های باستانی مصر و یونان نیز آثار انگشت یافت شده‌است.
    این مطلب، موضوعی نیست که بشود درباره آن ادعای اعجاز کرد. چون قرآن هم ادعا نکرده علت جمع آوری سرانگشتان، منحصر به فرد بودن آن هاست.
    وقتی از اعجاز علمی قرآن صحبت می شود منظور مواردی است که علم آن زمان به آن دسترسی نداشته ولی در قرآن به صراحت ذکر شده
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa33355

  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط United Kingdom نمایش پست
    مثلا در مورد معجزه سر انگشتان دست من در یک سایتی خوندم:
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در این باره چند نکته عرض میکنیم:

    1. تا آنجا که تفحص و جستجو در آثار مفسران و دانشمندان اسلامی نشان میدهد آیه 4 سوره قیامت:

    «بَلى‏ قادِرينَ عَلى‏ أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ؛ آرى قادريم كه حتّى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتّب كنيم»

    به عنوان آیه ای دال بر اعجاز علمی قرآن قلمداد نشده بلکه حاکی از قدرت خدا دانسته شده است.

    مشهور علمای اسلامی درباره اثر انگشت ادعای اعجاز علمی نکرده اند تا کسی بخواهد با آن معارضه نماید؛ البته گاه در برخی از مقالات و جراید میبینیم که برخی این ادعا را مطرح کرده اند که در نکته سوم بررسی میشود.

    2. مطالبی که از جامع التواریخ همدانی نقل شده را بنده در این کتاب نیافتم مخصوصا منبع آن بخش که به بازرگان عربی به نام «ابوزید حسن» اشاره دارد نامعلوم است. فرضا بپذیریم چنین بازرگان عربی شاهد استفاده از اثر انگشت در چین بوده است اما آیا این بدان معناست که فرد یاد شده این مشاهده خود را 1500 سال بعد آن هم فقط به پیامبر اسلام رسانده است!؟ این نتیجه گیری بر پایه احتمالات سست بنا شده است که ارزش علمی ندارد.

    3. گاه در برخی از مقالات و جراید میبینیم برخی این ادعا را مطرح کرده اند که آیه 4 سوره قیامت ارائه دهنده یکی از معجزات علمی قرآن است؛ اما دو نکته حائز اهمیت است:

    اولا: ادعای این افراد قابل بررسی است و اگر کسی به این نتیجه رسید که این ادعا مردود است اعجاز قرآن را رد نکرده بلکه ادعای این افراد آن هم در یک مورد خاص، رد شده است و این لطمه ای به معجزه بودن قرآن نمیزند.

    ثانیا: ادعای اعجاز علمی قرآن درباره اثر انگشت این است: «توجه به خطوط سر انگشتان دست انسان ها امری است که نشان از دقت دارد و می تواند اشاره به این نکته باشد که یکی از وجوه تمایز انسان ها در بعد فیزیولوژی خطوط سر انگشتان دست است...»

    به عبارت دیگر آنچه در قرآن بر آن تکیه شده است «نقش خطوط سر انگشتان دست در تشخیص هویت منحصر بفرد اشخاص است» و این همان مطلبی است که کشفش به قرن 19 میلادی بازمیگردد. در عصر باستان از نقش حجمی انگشت در تشخیص هویت استفاده میشده و به خطوط برجسته کف دست و پا و سر انگشتان نیز توجه شده است اما تا چه حد درباره تاثیر این خطوط در تشخیص هویت منحصر بفرد اشخاص آگاهی داشته اند؟ این همان نکته ای است که در نقل قول مزبور نیز مورد تردید است: «احتمالاً مردم در دوران باستان نمییدانستند که اثر انگشت می‌تواند افراد را به صورت منحصربه‌فرد شناسایی نماید...»

    در حالی که از آیه 4 سوره قیامت قران میتوان استفاده کرد که خطوط سر انگشتان می‌تواند افراد را به صورت منحصربه‌فرد شناسایی نماید.

    "طنطاوي" مفسر مشهور مصري در تفسير آيه 3 و 4 سوره قيامت مي‌نويسد: "وقتي از يك دانشمند آلماني در مورد علت تشرف وي به دين اسلام سؤال شد، اظهار داشت كه منحصر به فرد بودن نقوش سرانگشتان هر كس و تفاوت آن با اشخاص ديگر از كشفيات علمي قرن 19 است ولي قرآن كريم 12 قرن پيش، كه دانشمندان اروپايي در اين مورد اطلاعاتي نداشتند - چه رسد به اعراب دوران جاهليت - به اين واقعيت اشاره كرده است. پس به طور يقين، قرآن كلام خداست و نه كلام بشر و همين امر موجب ايمان من به اعجاز قرآن و تشرف به دين اسلام گرديد. " (http://www.maarefquran.org/index.php...le/LinkID,8970)

    بنابراین مدعیان اعجاز علمی قران درباره اثر انگشت، قایلند: قرآن از منحصر بفرد بودن اثر انگشتان پرده برداشته است نه اینکه به صورت کلی بر نقش اثر انگشت در تشخیص هویت اشاره کرده باشد.

    در پناه حق


  12. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود