جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خارج شدن از اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    خارج شدن از اسلام






    پرسش:
    چرا یک مسلمان نمی تواند مسیحی شود؟

    پاسخ:
    این سوال از دو بُعد قابل بررسی است که به هر کدام جداگانه می‌ پردازیم:
    ـ بُعد فقهی:
    در مورد این که چرا از نظر فقهی یک مسلمان نمی‌تواند مسیحی شود باید به چند نکته توجه کرد:
    نکته اول: آیه «لااکراه فی الدین» ربطی به حکم ارتداد ندارد، آیه در صدد بیان یک امر خارجی و واقعی است که اعتقادات و باورها یک امر قلبی است و نمی‌ توان کسی را مجبور به پذیرش دینی کرد(1)، نه این که اجازه خروج از اسلام بدهد، پس این آیه شریفه اصلا در صدد تبیین ارتداد، و بیان حکم آن نیست.
    نکته دوم: کسی مرتد محسوب شده و اعدام می‌شود که انکار کند، نه کسی که دچار شک و شبهه و تردید باشد.(2)
    نکته سوم: حکم ارتداد در مورد کسی اجرا می‌ شود که این ارتداد خویش را علنی ساخته و به گونه ای به تبلیغ آن بپردازد(3)، و گرنه کسی که تنها برای خودش از اسلام بازگشته باشد حکم ارتداد اجرا نمی‌ شود.
    نکته چهارم: این حکم به خاطر توطئه‌ ای است که اسلام پیش از این با آن روبرو بوده است، اهل کتابی که تصمیم گرفتند صبح مسلمان شده و غروب از اسلام بازگردند تا مسلمانان را نسبت به آیین خویش دلسرد سازند: «وَ قَالَت طَّائفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ ءَامِنُواْ بِالَّذِى أُنزِلَ عَلىَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَ اكْفُرُواْ ءَاخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏»؛ و گروهى از [عالمانِ‏] اهل كتاب به پيروان خود گفتند: اول روز به آن چه بر مؤمنان نازل شده [به مكر و حيله‏] ايمان آوريد، و در پايان روز كفر ورزيد، شايد [مؤمنان با اين ايمان و انكار شما به ترديد افتند و] از دينشان بازگردند.(4)
    نکته پنجم: این حکم اسلام علاوه بر این که مانع طرح ریزی و توطئه دشمنان است، در حقیقت تشویقی برای تحقیق قبل از ورود است، مانند مغازه داری که روی درب مغازه می‌ نویسد جنس فروخته شده پس گرفته نمی‌ شود، او به دنبال سلب آزادی از مشتری نیست، اما آن چنان به جنس و قیمت خویش اطمینان دارد که مخاطب را به تحقیق پیش از خرید وا می‌ دارد تا مخاطب با چشمانی باز خرید کند، نه مانند بسیاری از ادیان دیگر که به جای تبیین عقلانی، به هر قیمتی، چون اجازه اقامت در اروپا و ... به دنبال جذب مخاطب هستند.
    نکته ششم: اگرچه حکم ارتداد از احکامی است که به خاطر وجود آن در اسلام به این آیین حمله می‌ شود، اما عملا می بینیم که غیر مسلمانان در عمل به این حکم گوی سبقت را از مسلمانان ربوده‌ اند، کافی است به آثاری چون تاریخ تمدن ویل دورانت و آثار دیگر مراجعه کنید تا سرنوشت مسلمانان اسپانیا را پس از شکست بخوانید که فقط چندین هزار نفر آنان سوزانده شدند! امروزه هم اگر مسلمانان میانمار مسلمان نبودند یقینا سوزانده نمی‌ شدند، مسلمانان فلسطین اگر مسلمان نبودند این چنین در برابر سکوت مجامع بین المللی به خاک و خون کشیده نمی شدند، اگر مردم بحرین مسیحیانی بودند که از حق رأی بی بهره هستند یقینا غرب از آل خلیفه حمایت نمی‌ کرد، اگر شیخ باقر النمر یک اسقف مسیحی یا حتی کشیش بود صدای اعتراض غربی‌ ها، گوش عالَم را کر می‌ کرد، ایرانیان اگر مسلمان نمی‌ بودند یقینا آلمان بمب های شیمیایی خویش را در اختیار عراق نمی‌ گذاشت، و سازمان های بین المللی در این که حداقل عراق را به عنوان متجاوز و آغاز کننده جنگ معرفی کنند تعلل نمی‌ ورزیدند و هزاران مصادیق دیگر که می‌ توانید ببینید.

    ـ بُعد کلامی و اعتقادی:
    منظور از این بُعد این است که از نظر منطقی چرا اسلام بر مسیحیت برتری دارد، این برتری را می‌ توان تحت چند عنوان مطرح نمود:
    ـ عقلانی بودن تعالیم
    اسلام یک دین کاملا عقلانی است که تعقل و فهم را مقدم بر ایمان می‌ داند، در قرآن بارها بر تعقل و تدبّر تاکید شده است، اما عقائدی چون تثلیث و تجسّد در مسیحیت از نظر عقلی هرگز توجیه پذیر نیستند، اگرچه برخی سعی دارند بگویند مسیحیان موحّد بوده، و معتقد به تثلیث باطل نیستند، اما اندیشمندان حوزه دین نظر دیگری دارند.
    مایکل پترسون می‌ نویسد: «یکی از بنیادی ترین اعتقادات مسیحیت «تجسّد» است، یعنی خدا در شخص عیسی تبدیل به بشر شد».(5)
    جان.ر.هینلز در کتاب راهنمای ادیان زنده جهان که با گروه دین شناسان تدوین گردیده می‌ نویسد: «یک خدا در سه شخص (on God in three persones) از سوی بیشتر گروه‌های مسیحی پذیرفته شده است».(6)
    توماس میشل نیز عیسی را ازلی و غیر مخلوق دانسته(7)، و در مورد روح القدس نیز می‌ گوید: «روح القدس جدای از خدا نیست، بلکه خود خداست که در قلوب مردم و جهان زیست می‌ کند».(8)
    حتی اگر این را نپذیریم و بگوییم اکثر مسیحیان چنین اعتقادی ندارند، تعالیم انجیل یوحنّا در این خصوص را چه کنیم، مثل این که: عیسی گفت: من و پدر یکی هستیم(9)، و خطاب به فیلبس می‌ گوید: آیا تو ایمان نداری که من در پدر، و پدر در وجود من است؟ کلامی را که با آن با تو سخن می‌ گویم من خودم نیستم که سخن می گویم، بلکه پدری که در من حلول کرده اعمال را انجام می‌ دهد.(10)
    خوب است برای مقایسه اعتقادات اسلام و مسیحیت کلام گوستاولوبون فرانسوی در این خصوص را نیز ببینیم که می‌گوید: «تمام سهولت و آسانی بی نظیر اسلامی بر اساس توحید خالص استوار است، و رمز پیشرفت اسلام نیز در سهولت و آسانی آن است. اسلام از مطالبی که عقل سالم از پذیرفتن آن خودداری می‌ کند و در ادیان دیگر نمونه‌ های آن بسیار است، پیراسته است. هیچ یک از تناقضات و پیچیدگی‌ هایی که غالبا در سایر کیش‌ ها و آیین‌ها دیده می‌ شود در اسلام وجود ندارد. درست بر عکس مسیحیان که به آسانی نمی‌ توانند معنای تثلیث و حلول را بفهمند».(11)
    این عقل ستیزی اعتقادات مسیحیت کار را به جایی رساند که موجب ایجاد جریان «فیدئیسم» یا ایمان‌ گرایی شد، طبق این مبنا عقائد مسیحیت را قبل از ایمان نمی‌ توان فهمید، بلکه باید ابتدا ایمان آورد تا آن را فهمید!.(12)
    ـ جامعیت تعالیم
    اسلام دین جامعی است که برای تمام عرصه ها، رابطه انسان با خدا، انسان با خودش، انسان با دیگران، انسان با محیط، و ... را در برگرفته، در حالی که بدون شک یکی از عوامل بروز سکولاریسم در غرب نواقص مسیحیت در خصوص مسائل اجتماعی و حکومتی بوده است(13)؛ همان‌ طور که عیسی در پاسخ به فریسیان که از جزیه دادن به قیصر روم سوال کرده بود، پاسخ می‌ دهد: «مال قیصر را به قیصر، و مال خدا را به خدا واگذارید».(14)
    ژان ژاک روسو می‌ گوید: «حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نظریات صحیحی داشت و دستگاه سیاسی خود را خوب مرتب نمود، تا زمانی که طرز حکومت او در میان خلفاء وی باقی بود حکومت دین و دنیوی بود، شرعی و عرفی یکی بود».(15)
    آقای روبرت جاکسون دادستان دیوان عالی آمریکا نیز بعد از اشاره به تفکیک دین و سیاست در آمریکا می‌گوید: «ولی بر عکس آن در قوانین اسلامی، سرچشمه وضع قانون، اراده خداست».(16)
    مسیحیت قطعا چنین توانی ندارد، همان‌ طور که دکتر پشکه استاد الهیات موسسه سنت گابریل می‌ گوید: «نارسایی آیین مسیحیت کنونی در زمینه‌ های قوانین مدنی و معیارها و روش‌ های کلی و ثابت که بتواند در شرایط مختلف مکانی و زمانی و با توجه به نیازهای متحول بشر مبنای نظام سیاسی و اجتماعی باشد از زمینه‌ های مهم پیدایش سکولاریسم است».(17)
    پرنش چارلز ولیعهد انگلستان که مدیریت مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه آکسفورد را هم بر عهده دارد نیز می‌ گوید: «امروز اسلام قادر است شیوه صحیح فهم و تفسیر جهان و نحوه زیستن در آن را به ما بیاموزد، شیوه‌ ای که مسیحیت به دلیل از دست دادنش سخت نیازمند به آن است».(18)
    جامعیت اسلام در حوزه‌ های مختلف چون الهیات، اقتصاد، سیاست، اخلاق، و... به گونه‌ ای است که از جزئی‌ترین مسائل چون نحوه گام نهادن در مساجد و جزئیات دفن میت، تا کلان‌ترین مسائل اساسی و حکومتی را در برگرفته است که هیچ دین و آیینی از چنین جامعیت معقولی برخوردار نیست.

    ـ کتاب‌های مقدس
    کتاب مقدس مسلمانان کتابی است که نوشته بشری نبوده و مستقیما و بدون واسطه از خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مردم ابلاغ شده، در همان زمان مکتوب شده، به نقل متواتر به دست مسلمانان امروزی رسیده و هرگز در خصوص آن اختلافی وجود ندارد، لذا در استناد آن به خدای متعال، چه در صدور اولیه و چه در قرآنی که به نسل‌ های بعدی رسیده شکی وجود ندارد، چون قرآن نزد مسلمانان بیش از یک نسخه نیست، و تفاوت قرائات هم تفاوت در اصل آیات محسوب نمی‌ شود.
    اما اعتقاد به عصمت لفظی کتاب مقدس از اصول اقلیت ناچیزی از مسیحیان معاصر معروف به بنیادگراست، ولی اکثر متفکران کاتولیک و ارتودوکس و پروتستان عصر حاضر آن را قبول ندارند.(19)
    علاوه بر این‌ که اولین انجیل مورد قبول مسیحیان متعلق به سال 60 میلادی، یعنی 30 سال پس از عیسی (علیه السلام) است!(20)، لذا علاوه بر این که دست بشری در نوشتن آن دخیل بوده، و واسطه‌ ای میان عیسی (علیه السلام) و مسیحیان وجود دارد، باید گفت هر چقدر هم که نویسندگان اناجیل متعهد و امین بوده باشند، عقل احتمال خطا و اشتباه را ناممکن نمی‌ داند، پس استناد قطعی به مکتوبات ایشان جز با اثبات عصمت نویسندگان ممکن نیست و روشن است که اثبات چنین عصمتی برای نویسندگان اناجیل دلیل محکمی می‌ طلبد، و به خاطر اشکال دور نمی‌ توان از خود اناجیل در این راستا بهره گرفت.
    اشکال دیگر این است که اصحاب کلیسا برای اولین بار در سال 325 میلادی در «نیقیه» 27 کتاب را جمع‌ آوری کرده و بقیه کتاب‌ ها و اناجیل را باطل شمردند، چه دلیلی بر صحت چنین انتخابی وجود دارد؟(21)؛ آیا باز هم باید به الهامات غیبی تکیه کرد؟ یا دلیل روشنی بر عصمت ایشان در میان است؟
    علاوه بر این که میان این اناجیل برگزیده شده نیز تناقضات آشکاری وجود دارد، همان‌طور که ویل دورانت می‌گوید: «واضح است که میان یک انجیل با انجیل دیگر تناقضات فراوان وجود دارد، و هر چهار انجیل اطلاعات تاریخی مبهم، شباهت‌ های سوءظن آمیز با افسانه‌ های خدایان مشرکان و ... وجود دارد».(22)
    برخلاف اناجیل که چنین دافعه‌ ای را ایجاد کرده ساختار قرآن و تعالیم آن به گونه‌ ای است که بسیاری از شخصیت‌ های برجسته غرب را جذب خویش ساخته، حتی امثال دکتر «میلر» بزرگ‌ترین مبلغ مسیحیت در کانادا که صرفا با مطالعه قرآن جذب آن شده و مسلمان شد.(23)
    ـ کارنامه عملی در دوران حاکمیّت
    اسلام و مسیحیت از بدو ظهور همواره در دنیا وجود داشته‌ اند، اما علاوه بر این حضور و ظهور مدتی را بر مردم حکومت کرده‌ اند که می‌ توان کارنامه عملی این ادیان را از زمان حاکمیت استخراج کرد.
    در دوران حاکمیت اسلام نه تنها با پیشرفت علم و دانشمندان مخالفت نشد، بلکه ظهور دانشمندان بزرگی چون جابربن حیان، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، و ... در دامن تمدن اسلامی بوده است، اما دروان حاکمیت کلیسا دورانی است که اندیشمندان و علما به شدت تحت فشار قرار می‌ گیرند که علیه تعالیم مسیحیت حرفی نزنند، به عنوان مثال کتاب کوپرنیک جزو کتاب‌ های ممنوعه قرار گرفت، و گالیله که به نظریه خورشید مرکزی معتقد شده بود در دادگاهی گنهکار شناخته شده و چون از اعتقادش دست بر داشت تا پایان عمر در خانه‌ اش بازداشت شد.(24)
    تفاوت این کارنامه آنقدر گسترده است که مجال مستقل خود را می‌ طلبد، می‌ توان برای مقایسه تمدن درخشان اسلام و تمدن علم ستیز مسیحیت به کتاب‌ های تاریخ تمدن اسلام و غرب گوستاولوبن و کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت مراجعه کرد.
    ـ هدف غرب از تبلیغ مسیحیت
    غرب که خود ناکارآمدی مسیحیت را باور داشته و آن را برای پیشرفت، در قالب انقلاب‌ های مختلف کنار گذاشته است اکنون دایه مهربان تر از مادر شده و به دنبال ترویج مسیحیت در کشورهای اسلامی است، فهم حکمت چنین سیاست‌ هایی دشوار نیست، چون آن ها می‌ دانند آن چه که چون ویروسی مانع پیشرفتشان شده بود تعالیم نامعقول، علم ستیز و استعمار پذیر مسیحیت بوده، لذا با ترویج آن در کشورهای اسلامی علاوه بر پیشگیری از رشد این کشورها، بار دیگر راه نفوذ نیز باز می‌ شود، همان‌طور که خودشان به ان امر اعتراف کرده‌اند.
    مارگارت تاچر نخست وزیر اسبق انگلستان در دهه 1980 می‌گوید: «ما غربی ها از وسایل نظامی، و ابزار جنگی شوروی واهمه نداریم، زیرا ما نیز به سلاح‌ های مدرن و پیشرفته مجهزیم، ولی از حضور فرهنگ اسلامی انقلاب ایران نگرانیم».(25)
    مجله آمریکایی National Review روی جلد شماره 69/8/28 خود مقاله‌ ای تحت عنوان «مسلمانان می‌ آیند» به چاپ رساند. در این مقاله آمده است: «امروز انقلاب اسلامی به عنوان یک حرکت فرهنگی، زیربنای فکری و عقیدتی دنیای غرب را تهدید می‌ کند».(26)

    ________________
    (1) مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2، ص 281.
    (2) علی ربانی گلپایگانی، آزادی و دموکراسی از دیدگاه اسلام و لیبرالیسم، موسسه مذاهب اسلامی، چاپ اول، 1382ش، قم، ص 148.
    (3) همان، ص 149.
    (4) آل‌عمران/ 72.
    (5) مایکل پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، انتشارات طرح نو، چاپ ششم، 1388، تهران، ص 464.
    (6) جان.ر.هینلز و دیگران، راهنمای ادیان زنده، موسسه بوستان کتاب، چاپ سوم، 1387ش، قم، ج 1، ص 248.
    (7) میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ سوم، 1387ش، قم، ص 66.
    (8). همان، ص 74.
    (9) یوحنّا/ 30:10.
    (10) یوحنّا/ 11:14.
    (11) گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و عرب، ص 141، 142، به نقل از علی ربانی گلپایگانی، نقد مبانی سکولاریسم، انتشارات مرکز مدیریت حوزه ی علمیه، چاپ اول، 1382ش، قم، ص 51.
    (12) عقل و اعتقاد دینی، ص 79 و 80.
    (13) نقد مبانی سکولاریسم، ص 32.
    (14) انجیل متی، باب 22، بند 21، به نقل از همان.
    (15) ژان ‌ژاک روسو، قرارداد اجتماعی، ص 198 به نقل از همان، ص 48.
    (16) حقوق در اسلام با مقدمه روبرت هوگوت جاکسون، به نقل از همان، ص 49.
    (17) در گفتگو با فصلنامه قبسات، شماره 1، صص 21-23، به نقل از همان، ص 36.
    (18) مجله معرفت، شماره 1، تابستان 73، به نقل از عصر امام خمینی، میراحمدرضا حاجتی، نشر بوستان کتاب، چاپ بیستم، 1393ش، قم، ص 150.
    (19) کلام مسیحی، ص27.
    (20) علی اصغر رضوانی، نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ دوم، 1386ش، قم ص 60.
    (21) همان، ص 59.
    (22) ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 3، ص 655 به نقل از نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات، ص 62.
    (23) هفته نامه پرتو سخن شماره 617.
    (24) عقل و اعتقاد دینی، ص 358.
    (25) انقلاب اسلامی ایران در چشم انداز دیگران، ص 138 به نقل از مقاله "انقلاب اسلامی و بازتاب آن در رویکرد نظری"، محمدباقر خرمشاد، مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 1، ص 72.
    (26) عصر امام خمینی، ص 361.





    لینک اصلی

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۱/۱۷ در ساعت ۲۳:۲۴

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود