صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا انسان اجازه دارد قوای دیکر انسان ها را تحریک نماید؟؟!!؟!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا انسان اجازه دارد قوای دیکر انسان ها را تحریک نماید؟؟!!؟!؟




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام
    عرض ادب و احترام

    انسان داری چهار قوه عاقله – غضبیه – شهویه – وهمیه می باشد هر کدام از این قوا فواید و مضراتی دارند.
    و انسان با توجه به قدرت اختیار خود می تواند از قوای چهارگانه خود در جهات مثبت ومنفی استفاده نماید


    ابتدا به تعریف و کارکردهای هر کدام از قوای چهارگانه انسان می پردازیم تا در ادامه به حق استفاده انسان از این قوا برسیم و در نهایت به این سوال جواب دهیم که آیا انسان اجازه دارد قوای دیگر انسان ها را تحریک نماید؟؟؟

    منتظر نظرات دوستان هستیم


    ادامه دارددددد



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    قوه عاقله


    با سلام

    قوه عاقله
    قوه عاقله، قوه روحانیه‌ای است كه به حسب ذات، مجرد و به حسب فطرت، مایل به خیرات و كمالات و داعی به عدل و احسان است.(1)
    این قوه به درک حقایق امور کمک می کند و علم و نزاهت و طهارت مربوط به این قوه می باشد. فایده این قوه این است که آدمی را به کارهای نیک فرمان می دهد و از صفات زشت باز می دارد.(2)

    قوه عاقله قوه تفکر و تدبر و اندیشه انسان است و انسان به سبب ان خوب را از بد تشخیص می دهد
    در رفتار و گفتار و اعمال خود تدبر می کند اندیشه می کند

    همان قوه ی تفکر و ادراک است که به آن نفس ملکی و فرشته ای نیز می گویند که مبدأ ادراک حقایق و جدایی بین نیکی ها و بدی هاست، و نیز انسان را به نیکی فرمان می دهد و از زشتی بر حذر می دارد و در صورتی انسان به سمت ترقی و تعالی پیش می رود که به امر و نهی عقل عمل نماید.
    فایده ی این قوه این است که حقایق را ادراک می کند و آدمی را به کارهای نیک فرمان می دهد و از صفات زشت باز می دارد.(3)


    ادامه دارددددددد

    پی نوشت ها:
    1ـ موسوی الخمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 283.
    2ـ ملا مهدی نراقی،کتاب جامع السعادات، ترجمه ی سید جلال الدین مجتبوی، ص 71ـ 101.
    3-ملا مهدی نراقی،کتاب جامع السعادات، ترجمه ی سید جلال الدین مجتبوی، ص 174 ـ 244.





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    قوه عاقله



    با سلام
    عرض ادب و احترام
    و به طور کلی انسان با قوه عاقله است که انسان است و انسان محروم از قوه عاقله را دیوانه خوانند
    یعنی انسانی که دارای روح و جسم است ولی از وجود قوه عاقله بی بهره است


    و لذا به چنین انسانی که نمی تواند از خود مواظبت نموده و امورات خود را انجام دهد و قادر بر حفظ خود از آسیب ها نیست و از طرفی چون توان تشخیص خوب و بد را ندارد و امکان آسیب رساندن به دیکر انسان ها را دارد در مکان های مخصوصی از ایشان مواظبت می نمایند

    به هر حال انسانی که دارای قوه عاقله نیست محروم از مهمترین موهبت الهی است

    اگر علم را برترین کم شده انسان بدانیم که این گونه هم هست همین علم تکیه اش بر قوه عاقله انسان است و تا قوه عاقله ای در کار نباشد علمی میسر نخواهد شد انسان با تکیه بر قوه عاقله است که در علوم پیشرفت می کند.


    ادامه دارددددد



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,321
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,238 پست
    حضور
    122 روز 11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "انسان دانش و اگاهی را تنها از ان جهت که او را بر طبیعت مسلط می کند و به سود زندگی مادی او است.

    نمی خواهد. در انسان غریزه حقیقت جویی و تحقیق وجود دارد. نفس دانایی و اگاهی برای انسان

    مطلوب و لذت بخش است.

    علم. گذشته از اینکه وسیله ای است برای بهتر زیستن و برای خوب از عهده مسئولیت بر امدن.

    فی حد نفسه نیز مطلوب بشر است. انسان اگر بداند رازی در ورای کهکشانها وجود دارد .و

    دانستن و ندانستن ان تاثیری در زندگی او ندارد. باز هم ترجیح میدهد که انرا بداند. انسان طبعا"

    از جهل فرار می کند و به سوی علم می شتابد.

    بنابر این علم و اگاهی یکی از ابعاد معنوی وجود انسان است.

    ( انسان در قران . استاد مطهری. )
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    نوشته
    973
    صلوات
    118
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    141 پست
    حضور
    84 روز 23 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام
    عرض ادب و احترام

    انسان داری چهار قوه عاقله – غضبیه – شهویه – وهمیه می باشد هر کدام از این قوا فواید و مضراتی دارند.
    و انسان با توجه به قدرت اختیار خود می تواند از قوای چهارگانه خود در جهات مثبت ومنفی استفاده نماید


    ابتدا به تعریف و کارکردهای هر کدام از قوای چهارگانه انسان می پردازیم تا در ادامه به حق استفاده انسان از این قوا برسیم و در نهایت به این سوال جواب دهیم که آیا انسان اجازه دارد قوای دیگر انسان ها را تحریک نماید؟؟؟

    منتظر نظرات دوستان هستیم


    ادامه دارددددد
    سلام ، ممنون بابت پست مفیدتون

    به نظر من بله ، انسان میتونه
    اما نه هر کسی
    برای هر چیز حدود و مرزی هست ، که اونم باید حتماً در جهت مثبت و خیر باشه ، و مخصوصاً زمان و مکان مناسب .

    مثلاً قویه شهویه :
    ما فقط باید قوه شهوت همسرمون رو تحریک کنیم نه کس دیگری را ، حالا به هر نحوری که میخواد باشه ، باید در مورد بقیه آدما یک خط قرمز پرنگ بکشیم و به همسر محدود خودمون محدود کنیم ، چه با رفتار چه گفتار ، حتی با افکار نباید در صدد تحریک شخص دیگری جز همسرمون باشیم .
    پس در مورد این یکی باید خیلی مواظب باشیم که خودآگاه یا ناخوداگاه کسی رو تحریک نکنیم .


    در مورد قوه عاقله :
    که مربوط به همون عقل و تفکر هست ، باید در جهت مثبت تا حدودی که مستحب و واجبه به اطرافیانمون کمک کنیم
    مثلاً بعضی وقت ها پیش میاد که شخصی در تصمی تنهای با فکرش نمیتونه جهتی رو انتخاب کنه باید با راهنمای سالم فکرش رو تحریک کنیم تا بهترین تصمیم رو برای زندگیش بگیره نه اینکه گمراه ترش کنیم و حق رو باطل ...
    تو این زمینه ، پدر و مادر ، معلم و استاد و رهبران وظیفه ی مهمی دارن که با دادن راهنمای و اطلاعات مناسب عقل رو تحریک کنن تا افراد بهترین جهت رو به زندگیشون بدن

    همینقدر که میشه مثبت ازش استفاده کرد منفی هم میشه ، پس باید مواظب باشیم تا ناخودگاه و یا آگاه اطلاعات ناقص یا کم به کسی ندیم تا گمراه بشه و تشخیص حق و باطل براش سخت ...
    تو ورزش میگن ورزش نکردن بهتر از غلط ورزش کردنه
    پس وقت میخوایم کسی رو نصیحت کنیم یا راهنمای برای تصمیمی بدیم یا نظری باید خیلی مواظب باشیم ، چون اطاعات که میدیم و یا حرف های که میزنیم میتونه نقش و جهت بده به زندگی افراد
    اطلاعت ناقص همیشه داده نشن بهتر از اینه که گفته بشن ،
    اگه کسی کمکی ازمون خواست که علمی توش نداریم ، کمک نکردن بهتر از کمک کردنه ، بهتره ارجاع بدیمشون پیش متخصص و کارشناسش ....

    امیدوارم از بحث کارشناس عزیز خارج نشده باشم
    سپاس بابت اطلاعاتون
    یا قائم آل محمد


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا& نمایش پست
    امیدوارم از بحث کارشناس عزیز خارج نشده باشم
    با سلام
    عرض ادب و احترام

    مطالب تان مفید بود
    در همین راستا به توضیح خواهیم پرداخت
    کمی منتظر باشید و در مباحث شرکت نموده و اظهار نظر نمایید
    منتظر بمانید
    یاعلی




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    قوه عاقله


    با سلام
    عرض ادب دوباره

    قوه عاقله انسان که مهمترین قوه انسانی هم به شمار می رود هم می تواند مفید باشد و هم مضر باشد
    مضرات استفاده از قوه عاقله می تواند نیرنک و خدعه و کلاهبرداری و .....باشد


    اعمالی که انسان با توجه به قوه عاقله ولی در مسیر غلط از ان استفاده می نماید
    این انسان است که با توجه به اختیار خود انتخاب می کند که از این قوه عاقله در مسیر درست استفاده نماید و با در مسیر نادرست.

    به هر حال انسان چنین قدرتی دارد و استفاده درست و نادرست دست خود انسان است

    ادامه داردددددد



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,321
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,238 پست
    حضور
    122 روز 11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "انسان در ناحیه خصلتها و خویها یک موجود بالقوه است. یعنی در اغاز تولد فاقد خوی و خصلت است.

    برخلاف حیوانات که هر کدام با یک سلسله خصلتهای ویژه متولد می شوند.

    انسان چون فاقد هر گونه خوی و خصلتی است و از طرفی خوی پذیر و خصلت پذیر است.

    به وسیله خصلتها و خویهایی که تدریجا"پیدا می کند یک سلسله "ابعاد ثانوی" علاوه بر ابعاد فطری برای خویش می سازد.

    انسان یگانه موجودی است که قانون خلقت قلم ترسیم چهره او را به دست خودش داده است.

    که هر طور که می خواهد ترسیم کند.

    یعنی بر خلاف اندامهای جسمانیش که کارش در مرحله رحم به پایان رسیده است و بر خلاف خصلتهای روحی و اندامهای روانی حیوانات

    که انها نیز در مرحله قبل از تولد پایان گرفته است. اندامهای روانی انسان که از انها به خصلتهای

    و خویها و ملکات اخلاقی تعبیر می شود به مقیاس بسیار وسیعی پس از تولد ساخته می شود.

    این است که هر موجودی حتی حیوان. ان چیزی است که او را ساخته اند.

    ولی انسان ان چیزی است که بخواهد باشد. و به همین جهت است که هر نوع از انواع

    حیوانات همانطور که اندام جسمانی همه افرادش شبیه یکدیگر است .اندامهای روانی و خصلتهای روانی افرادش نیز شبیه یکدیگر است.

    ولی تفاوت خصلتی و اخلاقی افراد انسان بی نهایت است. و این است که انسان یگانه موجودی است که خودش باید "خویشتن" را انتخاب کند که چه باشد.

    در اثار اسلامی رسیده است که انسانها در قیامت بر طبق خصلتهای اکتسابی روحی.

    نه اندام ظاهری جسمانی محشور می گردند.

    و تنها افرادی به شکل و صورت انسانی محشور می گردند که اخلاق و خویهای اکتسابی و ابعاد

    ثانوی روح انها متناسب با شان و کمالات انسانی باشد. و به عبارت دیگر. اخلاقشان اخلاق انسانی باشد.

    انسان به حکم قدرت علمی بر طبیعت مسلط می گردد. و طبیعت را انچنانکه می خواهد منطبق بر نیازهای خویش می سازد.

    و به حکم نیروی خود سازی و خود ساختگی. خود را انچنانکه می خواهد می سازد. و به این وسیله سرنوشت اینده خویش را به دست می گیرد.

    تمام تاسیسات تربیتی. مکتبهای اخلاقی و تعلیمات دینی و مذهبی برای راهنمایی انسان است.

    که اینده خودش را چگونه بسازد. و چگونه شکل دهد. راه راست ان راهی است که انسان را به سوی اینده ای سعادت بخش می رساند.

    و راههای کج و انحرافها انها است که انسان را به سوی اینده ای تباه و شقاوت الود می کشاند.

    خداوند در قران می فرمایند :

    "ما راه را به انسان (این موجودات ازاد خود ساز )نمودیم تا او خود چه بخواهد و چه انتخاب کند.

    (از دو راه یکی را انتخاب خواهد کرد. ) یا راهی که ما نمودیم و سپاسگزار ما خواهد بود و یا راه دیگر که راه که راه نا سپاسی است. "

    ( انسان در قران . استاد مطهری.)
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    خب سوال بعدی ما اینجاست که آیا انسانهای اجازه دارند که قوه عاقله هم دیگر را تحریک نمایند؟

    گذشت که وجود انسان به قوه عاقله اوست اگر این قوه عاقله نباشد انسان کارکرد مفیدی نخواهد داشت هرچند انسان است یعنی دارای جسم و روح است
    به فرموده امام علی(ع) الانسان بعقله (1) «انسان به عقل خود انسان است» و باز می فرمایند: اصل الانسان لبه(2) «اصل انسان خرد او است .»


    ایات و روایات بسیاری هم داریم بر اصل تدبر و تفکر و اندیشه انسان تاکید می کند
    اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛

    برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست.(3)

    عقل و اندیشه، برترین نعمتی است که از جانب خداوند به انسان‌ها ارزانی شده و کسانی را که تعقل نکرده و از بندگی خداوند سر باز زده‌اند، بدتر از چهار پایان به شمار می‌روند.«بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که اندیشه نمى‌‏کنند»(4)


    انچنان از ایات و روایات بر می اید خود خداوند هم بر تحریک قوه عاقله انسان یعنی تدبر تعقل و اندیشه دعوت می کند
    انسان اجازه دارد قوه عاقله دیکر انسانها را تحریک نماید و ایشان را به تعقل و اندیشه وادارد


    جلسات علمی و مناظرات و مباحثات علمی و سوال و پاسخ و ......همه و همه تحریک قوه عاقله انسان است برای تدبر و تعقل و این مساله نه تنها اشکال ندارد که از ایات و روایات برمی اید که وظیفه انسان این است که قوه عاقله همدیکر را تحریک نمایند
    استاد و معلم سرکلاس قوه عاقله شاگردان را تحریک می نمایند و ایشان را وادار به تدبر و اندیشه می نمایند و از این افعال مورد مدح دیکر انسانهاست و برای همین کار از استاد تشکر هم می کنند

    کالج ها و دانشگاهها و دانشکده ها و....تشکیل می شود تا انسان ها دور هم جمع شوند و قوه عاقله همدیکر را تحریک نمایند و این فعل پسندیده ای در عالم است که پیشرفت و رسیدن به تعالی مدیون همین تحریک قوه عاقله انسان توسط انسانهای دیگر است

    بنابرین تحریک قوه عاقله انسان در پشرفت های مادی و معنوی امری است ممدوح
    ولی ایا این تحریک خط قرمزی هم دارد یا نه؟؟؟یعنی انسان عناد گسیخته باید قوه عاقله همدیگر را تحریک نمایند؟؟؟

    ادامه داردددددد


    پی نوشت:
    1-غررالحکم، حدیث 230
    2-شیخ صدوق، الامالی، ص 312; علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 1، ص 82 .
    3-الکافی،ج2،ص55
    4-سوره انفال/ 22.




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    ولی ایا این تحریک خط قرمزی هم دارد یا نه؟؟؟یعنی انسان عناد گسیخته باید قوه عاقله همدیگر را تحریک نمایند؟؟؟


    با سلام
    عرض ادبی دوباره
    تحریک قوه عاقله وظیفه هر انسانی است و در روایات و ایات الهی هم بدان تشریح شده است
    روایات و سنت اهل بیت(ع) هم نشان از ارزش و جایگاه اهل علم و جلسات علمی علما دارد
    علمایی که برای تدریس و مباحثه و مناظره قیام می کنند و قوه عاقله یکدیکر را تحریک می کنند

    این امر هم ثواب دارد و هم بدان تاکید شده است

    ولی همین مساله هم خط قرمزی دارد
    انسان مجاز نیست قوه عاقله خویش را در امورات ضد دینی به کار بگیرد
    علم زاییده تفکر است و با تحریک قوه عاقله انسان است که تولید علمی صورت می پذیرد
    ولی انسان مجاز نیست در تکنولوژی که به ضرر بشریت است وارد شود
    در علومی که به ضرر دین و قوانین دین است وارد شود


    استفاده از عقل در راستای امورات ضد بشری و ضد دینی امری است نادرست و انسان حق قدم گذاشتن در ان مسیر را ندارد
    انسان مجاز نیست صرفا به جهت ازاد بودن و اختیار داشتن قدم در هر مسیری قرار بگذارد و تکنولوژی را به وجود اورد که به ضرر بشریت باشد
    و یا در علوم انسانی قدم در نظریه ها و تئوری هایی بگذارد که بشریت را به گمراهی می کشاند
    شاید سوال شود از کجا معلوم است که این تئوری به ضرر بشریت است ؟؟
    جواب اش واضح است
    اظهار نظر و بیان تئوری که در مخالفت با نظریه های دینی است امری است ناپسند و مذموم و به طور کلی می توان گفت معیار و شاخص در این امورات دین است و قوانین دینی

    ادامه دارددددد


  12. تشکرها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. براستی مادر امام چهارم شیعه ها کیست ؟؟
    توسط غلامعلی نوری در انجمن سایر مباحث تاریخی
    پاسخ: 27
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۲۳, ۲۲:۳۷
  2. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۳۱, ۰۹:۰۹
  3. چرا به ماه رمضان ماه مهماني خدا مي گويند؟؟
    توسط soote del در انجمن فروع دین در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۱۸, ۱۴:۴۶
  4. چرا به مقتضای عدل الهی کسی سزاوار بهشت نیست؟؟
    توسط اسب سیاه در انجمن عدل الهی در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۵/۱۶, ۱۹:۰۲
  5. چگونه وارد حوزه شویم ؟؟
    توسط ehsan24 در انجمن سایر مباحث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۰۸, ۱۷:۳۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود