جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: باطن اسلام&ظاهر اسلام& مشکل از چه و چه کسی است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    603
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    25 روز 5 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    باطن اسلام&ظاهر اسلام& مشکل از چه و چه کسی است؟




    بسم الله الرحمن الرحیم


    سلام و عرض ادب خدمت بزرگواران و کارشناسان کانون




    سوالی هست...دل مشغولی ای هست که خواستم جوابش رو بگیرم تا شاید کمی خیالم و فکر راحت بشه


    وقتی به باطن دینم،یعنی اسلام نگاهی میکنم و براندازش میکنم در همه جای اون میبینم که همه رو به راستگوئی،عدالت؛محبت؛مهرور زی،بخشش،انسانیت و اجماعی از صفات حسنه دعوت میکنه،و با سرتاسر وجودش میخواد به مخاطبش این مفهوم رو برسونه که اگر به این دین و این راه و روش ها عمل کنید مطمئنا زندگی سرشار از اسایش وارامش مادی و معنوی رو خواهی داشت.



    اما وقتی به به باطن کشورهای اسلامی نگاهی سطحی میکنم؛کشورهایی که میخواستند و میخواهند اسلام داشته باشند و در زیر سایه اسلام زندگی کنند و راه و روش و تفکرشون اسلامی باشه میبینم که با چه ظلم هایی دارن دست و پنجه نرم میکنند و حقشون خورده میشه و در بعضی کشورها که خودتون ازشون اطلاع دارید هیچ ارامشی ندارند.


    حتی در کشور خود ما هم جدا از این که جنگ نیست؛هر روز نسبت به دیروز یک قدم به فحشا،به رباخواری،به فسادهای مالی؛افزایش تعداد فقرا و...نزدیک میشیم و این برای کشوری مثل ایران چون دینش اسلام هست وجهه خوبی نداره

    مثلا شما اگر بکید امریکا فحشا،بگید فلان کشور اروپایی میگم رسم و دین و ادابشون باعث شده که به این سمت برن در حالی که ما هم که دین اسلام رو داریم مسیر حرکتمون دنباله راه اونهاست.

    و چرا حاصل اسلام ی که اینده اش و مسیرش و چشم اندازش سعادت و خیر هست اما عاقبتش در اکثر کشورهای اسلامی میشه جنگ؟؟


    شاید در جواب من بگید اسلام مشکلی نداره مشکل ما ادمها هستیم که باعثش میشیم.
    ولی من در جواب میگم چند نفر؟؟اخه مگه صدتا ادم دویست تا ادم و هزار تا ادم هست.هر کشور اسلامی میبینید الان جنگ داره.

    چرا مشکل ادمها برا کشورای دیگه جنگ نمیاره؟؟؟؟


    عراق.سوریه.لبنان.یمن.مصر.عر ستان.افغانستان.پاکستان ووو. یا بمب گذاری هست.یا جنگه یا القاعده هست.یا دائشه.



    تازه ما مسلمون ها یه برتری که نه صد برتری داریم نسبت به اون ادیان دیگه.



    ما اهل بیتمون رو داریم.امام زمانمون رو داریم.ما ادعیه داریم.ما توسل دارم. ما پیغمبرمون رو داریم.ما میتونیم نذر کنیم.ما میتونیم صلوات بفرستیم و خدا کمکمون کنه.ما یه ایام محرم داریم برا پاک شدن و بخشش گناهانمون.ما شب قدر داریم.ما ایام فاطمیه داریم.ما ماه رمضون داریم ووو...



    ما مسلمونا و مخصوصا شیعه ها این همه برتری داریم.پس چرا؟؟؟قبول تا حدودی اشتباه از ما هست.ولی مسلمونا تو این کشورا هر روز امیدشون به این برتری ها هست؟؟؟

    ایا حق مسلمونا اینه که همیشه اینجوری باشن؟حکمت خاصی داره ما خبر نداریم؟؟از قبل تعیین شده در دینمون؟؟؟چی هست واقعا.؟؟؟


    و واقعا چه حکمتی هست که وقتی یک نگاه اجمالی به کشورهای جهان میکنید اکثر اونهایی که درش جنگ هست مردمش مسلمان هستند.

    ممنونم






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    812 پست
    حضور
    118 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    باطن اسلام&ظاهر اسلام& مشکل از چه و چه کسی است؟







    کارشناس بحث: استاد شعیب

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    باطن اسلام&ظاهر اسلام& مشکل از چه و چه کسی است؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    دغدغه و سوال شما را به خوبی و با تمام وجود درک می کنم و می فهمم چرا که کاملا وضعیت مسلمانان و کشور های اسلامی را رصد می کنم و از ناکامی های آنها و مصائبی که در این کشور ها هر روز بیشتر و پر رنگ تر از روز قبل خود نمایی می کند آگاه هستم و عمیقا از آن متاثرم.
    دوست گرامی وقتی که یک مسلمان می بیند اکثر کشور های اسلامی در آتش جنگ آن هم از نوع داخلی می سوزند و به جای این که به فکر گسترش رحمانیت اسلام در دنیا باشند چهره ای خشن و نا بهنجار از اسلام را ارائه می کنند از درون می شکند.
    دغدغه و سوال شما بسیار مهم و اساسی است .
    اما اگر به حق بخواهیم قضاوت کنیم و به دنبال جواب صحیح این دغدغه باشیم به یک جمله می رسیم: اسلام به ذات خود ندارد عیبی* هر عیب که هست از مسلمانی ماست. باید بین اسلام و مسلمین یک تفکیکی انجام داد تا به جواب صحیح رسید
    انشا الله در ادامه به حقیقت این جمله خواهیم رسید
    آنگاه که اسلام در بین عرب جاهلی ظهور کرد سراسر دنیا را یک جاهلیت مادی و معنوی در بر گرفته بود که تمام اقوام و ملل و پیروان ادیان دچار مشکلات مادی و معنوی فراوانی بودند و پیامبر جامعه عرب جاهلی را به عنوان یک جامعه کاملا منحط و به دور از انسانیت به دست گرفت طی 23 سال آنها را به اوج عزت مادی و معنوی رساند. تا جایی که برخی بزرگترین معجزه پیامبر را متمدن کردن اعراب جاهلی دانستند.
    اسلام به عنوان دینی کامل و جامع و جاوید حاوی یک سری آموزه ها و معارف و احکامی بود که هرگاه مسلمانان به آن عمل می کردند قدرت و عزت به سراغ آنها می آمد و هرگاه به آنها عمل نمی کردند نتیجه و آثار سوء آن را می دیدند.
    شعاع نور معرفتی پیامبر اسلام و آموزه های وحیانی پیامبر تا مدتی در بین مسلمانان بود و به آن عامل بودند و هر چند عمل صد در صدی به آن نداشتند اما روش و منش آنها در مسیر بود و این در مسیر بودن باعث شد که تمدن بزرگ اسلامی در قرون اولیه ظهور اسلام رخ بنمایاند و جهان را متعجب و آیاندگان را مقر به علو و بلندی مرتبه آن کند.
    از این روست که می گوییم باید بین عمل مسلمین و اسلام فرق گذاشت و با مطالعه اسلام به حقیقت آن دست یافت.
    همانگونه که اشاره کردید آموزه های اسلام به گونه ای وضع شده اند که سعادت دنیوی و اخروی انسان ها را در بر دارند.
    حال این نسخه هر گاه بدان عمل شود شفا بخش خواهد بود و هر گاه که ترک شود و یا ناقص و یا محرف عمل شود دیگر نه تنها کارایی نخواهد داشت بلکه می تواند موجب عقب گرد و انحراف شود.
    با مطالعه تاریخ تمدن و کشورهای اسلامی به این حقیقت دست خواهیم یافت که مسلمانان و کشور های اسلامی در دوران های مختلفی وضعیت های گوناگونی از لحاظ پیشرفت و آرامش و علم و رفاه و... داشته اند زمانی مسلمانان به عنوان یک تمدن بزرگ و تاثیر گذار در جهان مطرح بودند و به شهادت مورخین و تمدن شناسان بزرگ حدود 6 قرن غرب و شرق به اسلام به عنوان استاد خود در علم و فکر و نو آوری نگاه می کردند و دست نیاز به سوی آنها دراز می کردند. اما کم کم کار آنها به جایی رسید که هر کشور اسلامی مستعمره ای در سیاست و وابسته در علم به غرب شد.
    گوستاولوبون مى‏نويسد: «نفوذ اخلاقى همين اعراب زاييده اسلام، آن اقوام وحشى اروپا را كه سلطنت روم را زير و زبر نمودند، در طريق آدميت داخل كرد و نيز نفوذ عقلانى آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را كه از آن به كلى بى‏خبر بودند، به روى آنها باز كرد و تا ششصد سال استاد اروپاييان بودند»تمدن اسلام و عرب، چاپ چهارم، ص 751..
    ويل دورانت در تاريخ تمدن مى‏گويد: «پيدايش و اضمحلال تمدن اسلامى از حوادث بزرگ تاريخ است. اسلام طى پنج قرن، از سال 81 تا 597 ه.ق (700 تا 1200م) از لحاظ نيرو، نظم، بسط قلمرو و حكومت، تصفيه اخلاق و رفتار، سطح زندگانى وضع قوانين منصفانه انسانى و تساهل دينى، ادبيات، دانشورى، علم، طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود»دورانت، ويل، تاريخ تمدن، ترجمه: صارمى، ابوطالب و ديگران، ج 4 (عصر ايمان، بخش اول)، (تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى ويراست دوم، چاپ چهارم 1373)، ص 432..
    از ديدگاه وى: «دنياى اسلام در جهان مسيحى نفوذ گوناگون داشت. اروپاى مسيحى غذاها، شربت‏ها، دارو، درمان، اسلحه استفاده از نشان‏هاى خانوادگى، سليقه و انگيزه هنرى، ابزارها و فنون صنعت و تجارت و قوانين و راه‏هاى دريايى را از اسلام فرا گرفت و غالباً لغات آن را نيز از مسلمانان اقتباس كرد... علماى عرب [مسلمان‏]، رياضيات، طبيعيات، شيمى، هيئت و طبّ يونان را حفظ كرده و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غنى‏تر شده بود، به اروپا انتقال دادند. پزشكان اسلامى پانصد سال تمام علمدار طب در جهان بودند...
    ابن سينا و ابن رشد از مشرق بر فيلسوفان مدرسى اروپا پرتو افكندند و صلاحيتشان چون يونانيان مورد اعتماد بود... اين نفوذ اسلامى [از راه ]بازرگانى و جنگ‏هاى صليبى، ترجمه هزاران كتاب از عربى به لاتينى و مسافرت‏هاى دانشورانى از قبيل ژربر، مايكل اسكات، ادلارد باثى به اسپانياى مسلمان [انجام گرفت‏]»همان، صص 433 - 434..
    ولترنيز مى‏نويسد: «در دوران توحش و نادانى پس از سقوط امپراتورى روم، مسيحيان همه چيز را مانند هيئت، شيمى، طب، رياضيات و... از مسلمانان آموختند و از همان قرن‏هاى اوليه هجرى، ناگزير شدند براى گرفتن علوم آن روزگار به سوى آنان روى آورند»حديدى، جواد، اسلام از نظر ولتر، ص 87، (تهران: توس، چاپ سوم..
    دكتر شفيعى كدكنى بر آن است كه: «در سراسر حيات بشر دو نهضت برجسته و ممتاز نمودار است... اولى نهضت عظيم اسلامى و ديگر رنسانس و هر دو زاييده اسلام‏اند»شفيعى كدكنى، محمدرضا، نهضت علمى اسلامى (مق)، نامه آستان قدس، ش 5 و 6..
    همچنين «رودول» اسلام شناس و مترجم قرآن به زبان انگليسى مى‏گويد: «اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن است؛ همان كتابى كه آفتاب علم را در ميان تاريكى قرون وسطى در اروپا، جلوه‏گر ساخت»نيك بين، نصراللَّه، اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، (دورود: سيمان وفارسيت، بى‏تا)، ص 47..
    موريس بوكاى فرانسوى نيز آورده است: «اسلام همواره علم و دين را همزاد تلقى كرده و از همان آغاز، طلب علم جزو دستورهاى دينى‏اش بوده است. به كار گرفتن همين دستور موجب جهش معجزه آساى علمى دوره مهم تمدن اسلامى شد. همان تمدنى كه غرب نيز قبل از رنسانس (نوزايش) از آن برخوردار گرديد»بوكاى، موريس، عهدين، قرآن و علم، ترجمه حسن حبيبى، (تهران: حسينيه ارشاد، بى‏تا)، ص 14..
    فريدريش ديتريسى‏خاورشناس آلمانى (1821 - 1903م). نيز بر آن است كه: «علوم طبيعى، رياضى، فلسفه، ستاره‏شناسى كه در قرن دهم اروپا را جلو برد؛ سرچشمه تمام آنها قرآن محمدصلى الله عليه وآله وسلم مى‏باشد و اروپا به آيين محمدصلى الله عليه وآله وسلم بدهكار است»نيك بين، نصراللَّه، اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 52، به نقل از: محمد عند علماء الغرب، ص 92..

    این قضاوت ها درباره مسلمانانی است که در در چند قرن در سایه عمل به اسلام (آن هم نه صد در صد ) به این عزت و آقایی رسیدند و همین مسلمانان در چند قرن بعد به چه گرفتاری هایی که نیافتادند.
    این نشان می دهد که باید عامل ضعف و انحطاط مسلمانان را بیرون از دین اسلام جستجو کرد. چه این که امروزه وقتی می بینیم که مسلمانان دچار گرفتاری شده اند و نه تنها در میان دنیا آقایی ندارند بلکه در میان خود هم ذلیل هستند باید بنگریم آیا اگر مسمان هستند به اسلام هم عمل می کنند یا نه؟؟
    ما نمی توانیم بگوییم عده ای به صرف این که نام مسلمان بر آنها نهاده شد تضمین سعادت را بر آنها خواهیم کرد خود قرآن هم این را قبول ندارد بلکه برای رها شدن از خسران به دو بال نیاز داریم الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات. عمل صالح آن چیزی است که از میان مسلمانان رخت بر بست.
    ما اگر به دنبال زندگی دنیا و آخرت متعالی هستیم که در دنیا آقایی کنیم و در آخرت از نعمت ها و بهشت الهی متنعم شویم باید به قول قرآن عمل صالح انجام دهیم:
    مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طیِّبَةً
    و الا نام گذاشتن به مسلمان که کاری را حل نمی کند
    قرآن علت زوال نعمت را در هر قومی خود آن جمعیت می داند و این را سنت الهی بر می شمرد که :
    إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم
    و عالم دنیا عالم سبب وممسبب است و هر کس آن را مراعات کند نتیجه خواهد دید اگر مسلمانان تلاش کردند نتیجه می بینند و اگر کفار هم تلاش کردند نتیجه دنیوی خود را خواهند دید همان گونه که می بینیم دنیای غرب در راه تکنولوژی و تولید علوم تلاش کرده و به نتیجه هم رسیده است؛ ان لیس للانسان الا ما سعی.
    دین اسلام مانند یک نسخه شفا بخشی است که برای تن بیمار جامعه دور از خدا و معنویت و گرفتار جهالت در امور معنوی و مادی پیچیده شده است و جامعه نو به نو باید از آن بهره جوید تا وقتی به آن تمسک کند به سعادت می رسد و اگر آن را رها کند گرفتار می شود.
    که متاسفانه در چند قرن اخیر نه تنها مسمانان به آموزه های دین عمل نکردند بلکه بر خلاف آن عمل کردند و نتیجه ای جز این وضع فعلی به بار نخواهد آورد.
    اما جدای از این کارها که مقصرینش ما بودیم عواملی دیگر هم در عقب ماندگی و گرفتاری های مسلمانان در قرون اخیر نقش داشته که انشا الله بدان خواهیم پرداخت


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تابش آفتاب اسلامی در سرزمین عربستان و آغاز تمدن اسلامی، اندک اندک مملکتی به وجود آمد که شکوه و جلال آن هنوز هم در میان ملل مختلف مثال زدنی است. در آغاز و سده‏های نخستین تاریخ اسلام، کشورهای اسلامی جزو پیشروترین سرزمین‌های آن روزگاران به حساب می‏آمدند و در هنگامه‏ای که در قرون وسطی جهان غرب در تباهی و سیاهی غوطه‏ور بود تمدن درخشان اسلامی جهان را از تابش خویش خیره ساخته بود. اما متأسفانه رفته رفته، عوامل متعددی باعث شد تا آن شکوه و جلال از دست برود و کشورهای اسلامی تبدیل به سرزمین‌های فقیر و وابسته گردد. این عوامل را می‏توان از زوایای مختلفی بررسی کرد و نیز شایسته است برای رهایی از وضعیت موجود این عوامل به دقت بررسی و معضلات ناشی از آنها برطرف شود. بنابراین و در پاسخ به پرسش مطرح شده این عوامل به صورت مختصر مورد بررسی قرار می‏گیرد.

    این عوامل را می‏توان به سه دسته تقسیم کرد:
    الف - عامل اقتصادی و انحراف از مسیر واقعی اسلام

    1- عوامل اعتقادی فردی
    تا مدتی پس از ظهور اسلام کم و بیش اسلام واقعی و دستورات آن در بین مسلمانان به شکل ناب و واقعی آن وجود داشت ولی اندک اندک انحراف از مسیر اصلی اسلام در میان مسلمانان پدید آمد. و بخشی از عقاید راستین تبدیل به انحراف‌ها، خرافه‌گری‌ها و توجیهات نادرست گردید و این تحول، تمدن اسلامی را تحت تأثیر قرار داد. در این مرحله بسیاری از برنامه‏های زندگی‏ساز اسلام نادیده گرفته شد و توجیهات نادرست مردم را از مسیر پیشرفت و ترقی باز داشت.

    برخی از این توجیهات نابجا ارتباط تنگاتنگی با عوامل عقب ماندگی، کشورهای اسلامی دارد چنان که عقیده به سرنوشت و ملازم دانستن آن با چیره‏گرایی باعث شده و می‏شود که عده‏ای گمان کنند، وضعیت آنان غیر قابل تبدیل و بهبود یافتن است و آنچه نصیب آنان شده تغییرناپذیر است و بنابراین تلاش برای پیشرفت و ترقی بی فایده می‏باشد.

    و عده‏ای دیگر اعتقاد به آخرت را به معنای محرومیت از زندگی دنیا، و زهد را به معنای پلید دانستن تمامی زندگی مادی انگاشته و با این توجیهات مسیر زندگی خود را از جامعه جدا می‏نمودند.

    عده‏ای دیگر نیز صبر را به معنای تحمل مشکلات و عدم انجام هرگونه تلاشی برای رفع آنها و انتظار فرج را به معنای تحمل انواع بی عدالتی‌ها و ستم‌ها دانسته و اینها همگی از عوامل اعتقادی انحطاط تمدن اسلامی و کشورهای اسلامی بوده و هست.



    2- عوامل اعتقادی جمعی

    خوش‌گذرانی و توجه بیش از حد به لذایذ دنیا در میان عده‏ای و بی توجهی به پیشرفت‌های علمی و مسؤولیت افراد در قبال اجتماع از عوامل دیگری است که تمدن اسلامی را به انحطاط کشانده است(علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 345.)

    مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی معتقد است که اساساً روح و روان انسانها و جوامع و افکار و عقاید آنان، بسته به نوع درک آن در زمان و بقا یا انحطاط و ترقی فرد و جامعه نقش حساس و تعیین کننده‏ای دارد و مفاسد اخلاقی اجتماعی با بقای هر جامعه رابطه داشته و ظهور و رواج آن جامعه را به انحطاط خواهد کشانید.3

    خوش‌گذرانی و توجه بیش از حد به لذایذ دنیا در میان عده‏ای و بی توجهی به پیشرفت‌های علمی و مسؤولیت افراد در قبال اجتماع از عوامل دیگری است که تمدن اسلامی را به انحطاط کشانده است.


    ب) عوامل سیاسی

    عوامل سیاسی انحطاط تمدن اسلامی و به تبع آن فقر و عقب ماندگی کشورهای اسلامی را می‏توان به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد.



    1- عوامل سیاسی داخلی

    یکی از اساسی‏ترین عوامل افول تمدن اسلامی، زمامداران نالایق و رهبران گمراهی بوده‏اند که در طول تاریخ بر جامعه اسلامی حکم رانده و رهبری‌های نادرست آنان و کارگزارانشان جامعه را از ترقی بازداشته است.(علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 345.)

    بارزترین نمونه این حکمرانان را می‏توان در حکومت امویان جستجو کرد چنان که مشخصات این دوران چیزی جز رواج عیاشی و فساد، رواج عقاید نادرست و انحطاط عقیدتی و ایجاد جو خفقان و سرکوب چیز دیگری نیست.(علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 358.)



    2- عوامل سیاسی و خارجی

    تمرد استعمار غرب و استیلای کشورهای غربی بر سرزمین‌های اسلامی از دیگر عواملی است که باعث شده ثروت کشورهای اسلامی به یغما رفته و زمینه‏های خود باوری در میان مسلمانان از میان برود چنان که توجه به غرب و دنباله روی آن یکی از پیامدهایی است که همچنان گریبان کشورهای اسلامی را رها نساخته است و تمدن اسلامی را از حرکت بازداشته و مسیر حرکت آن را ناهموار و پویایی‏اش را کند کرده است.



    ج) عوامل اجتماعی



    با توجه به عوامل اعتقادی و سیاسی، رواج روحیه بی توجهی به پیشرفت و علم و دانش از عوامل اجتماعی عقب ماندگی و ضعف کشورهای اسلامی است.

    جدایی دین از سیاست و در مقوله دانستن آن بی توجهی در دست داشتن زمام امور و نیز دو مقوله بودن علم و دین باعث بی توجهی به دانش شده و اینها همگی چرخ تمدن را از گردش بازداشته است. جهان بینی‏های نادرست از اقتصاد، ماده و علم تصویری شیطانی ساخته و گروهی را از گرایش به آن بازداشته است. طرد و نفی ارتباط بین دین و دنیا، ماده و معنا، معاش و معاد، عقل و دین، عقیده و عمل و نیز دین و سیاست بر فرهنگ، اعتقادات، سنت‌ها و آداب و رسوم ملل اسلامی سایه افکنده و در عقب ماندگی آنها نقش اساسی داشته است.6- علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشه‏های سیاسی و آرای اصلاحی سیدجمال الدین اسدآبادی، سید احمد موثقی تا ص 54.)

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    603
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    25 روز 5 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله

    سلام و عرض ادب
    ممنون از استاد بزرگوار به دلیل این پاسخگویی جامعشون
    و ممنون که سوالات بنده رو از هر جهت و موردی پاسخ دادید و
    اینکه چه اطلاعات مفیدی در پاسخ های استاد گرامی بود که استفاده بردم بنده.انشاءالله دوستان کانونی هم مطالب رو بخونند و استفاده لازم رو ببرند.

    و فقط یک سوالی داشتم...

    وقتی در سطرهای اولیه مطالب استاد فرمودن که:

    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    اسلام به ذات خود ندارد عیبی* هر عیب که هست از مسلمانی ماست
    خب این حرف مطمئنا درست هست؛ البته برای فردی که فهم و دانش لازم رو برای دانستن اسلام رو در بر داشته باشه...یعنی میخوام بگم من اگر در مورد گناهی اطلاعی نداشته باشم و ندانم که عملی گناه محسوب میشه ولی اون عمل رو انجام بدم از طرف خداوند بخشیده میشم.حال این نداستن ممکن هست از روی اطلاعات کم باشد یا سن کم یا هر چیز دیگه.

    و سوالی که پیش میاد.
    وقتی در یک کشوری مثل سوریه یک بمب منفجر میشود کوچک و بزرگ؛زن و بچه ریز ریز میشوند
    کودکان رو که نگاه کنیم هم سن کم دارن و هم فهم صفر اسلامی.
    درسته که این بمب ها در رده اون عوامل سیاسی که عرض کردید قرار میگیره هست
    اما خب این سوال اصلی که ایا این کودکان میان به این دنیا که طعم تکه تکه شدن رو حس کنند فقط؟
    احتمال داره دلایل بسیاری اورده بشه که تمام اینها باعث میشه مردم دنیا ببین و درسهایی داده بشه از هر نظر و خیلی چیزهای دیگه.
    اما ایا این همه سال بس نیست؟؟؟
    ایا همه مردم جهان ندیده اند اتفاقاتی که در این کشور ها رخ میده؟؟؟
    ایا از نظر استاد بزرگواری که میخوان پاسخگو باشن خداوند چه هدفی دارند؟؟اخه میدونید این هر روز بچه ها..پدر ها..مادر ها.پیر و جوان..
    کی قرار هست این کشتار و این ظلمت به پایان برسه؟

    وقتی به قران نگاه میکنم معمولا اقوامی که ظلم میکردن بعد یه مدتی یا خود خداوند یک بلایی سرشون میاورد یا پیامبری با معجزه هاش مردم رو نجات میداد.چرا در زمانه ما هیچ کدوم از این اتفاقات نموفته؟؟

    احتمال میدم که سوالات من در این بخش مربوط به استاد بزرگوار استاد شعیب نباشد.
    در این صورت از جناب معین خواهشمندم که سوال مربوطه رو به استاد مورد نظر ارجاع بدن.
    ممنونم
    یا حق

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    103
    صلوات
    26480000
    تعداد دلنوشته
    296
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رحمت خداوند از/در غضبش سبقت گرفته
    برخی هم وارد مکر خدا شدند تا بر گناهانشان افزوده بشه
    موردی بود که مخالف سنت بود و دم از قران میزد
    خداوند همه قرآن را که طلب کرده بود داد
    اما اسیر یه آیه شد
    و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا
    ممکنه قبرهای اطرافش بسبب درخواست کل قرآن او در آسایش باشند ولی خودش در عذابه تا قیامت
    ویرایش توسط محمدجواد طاهری : ۱۳۹۴/۱۲/۰۳ در ساعت ۲۱:۱۲

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    و سوالی که پیش میاد.
    وقتی در یک کشوری مثل سوریه یک بمب منفجر میشود کوچک و بزرگ؛زن و بچه ریز ریز میشوند
    کودکان رو که نگاه کنیم هم سن کم دارن و هم فهم صفر اسلامی.
    درسته که این بمب ها در رده اون عوامل سیاسی که عرض کردید قرار میگیره هست
    اما خب این سوال اصلی که ایا این کودکان میان به این دنیا که طعم تکه تکه شدن رو حس کنند فقط؟
    احتمال داره دلایل بسیاری اورده بشه که تمام اینها باعث میشه مردم دنیا ببین و درسهایی داده بشه از هر نظر و خیلی چیزهای دیگه.
    اما ایا این همه سال بس نیست؟؟؟
    ایا همه مردم جهان ندیده اند اتفاقاتی که در این کشور ها رخ میده؟؟؟
    ایا از نظر استاد بزرگواری که میخوان پاسخگو باشن خداوند چه هدفی دارند؟؟اخه میدونید این هر روز بچه ها..پدر ها..مادر ها.پیر و جوان..
    کی قرار هست این کشتار و این ظلمت به پایان برسه؟

    وقتی به قران نگاه میکنم معمولا اقوامی که ظلم میکردن بعد یه مدتی یا خود خداوند یک بلایی سرشون میاورد یا پیامبری با معجزه هاش مردم رو نجات میداد.چرا در زمانه ما هیچ کدوم از این اتفاقات نموفته؟؟
    ممنونم
    یا حق
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    چند سوال در این متن هست که جواب هر کدام یک معرفت دینی است که دانستن آنها خیلی می تواند راهگشای ذهن جوال و پویای سوال کننده باشد.
    اول این که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    اما خب این سوال اصلی که ایا این کودکان میان به این دنیا که طعم تکه تکه شدن رو حس کنند فقط؟
    اینجا بحث مفصل شرور و فلسفه آن پیش می آید که می توانید به تاپیک های مربوطه مراجعه کنید اما به صورت خلاصه عرض کنم که دنیای مادی که ما در آن زندگی می کنیم دار تزاحمات است و تابع علت و معلول اداره می گردد. به عبارت دیگر هر معلولی علتی برای خود دارد و با آمدن آن معلول علت موجود می گردد و تخلف از این قواعد نا عدالتی است که در جهان این سنت الهی جریان دارد و تخلف ناپذیر است. آتش گرما تولید می کند و می سوزاند آب خنک می کند و غالب می شود شیء برنده به جسم لطیف تر از خودش که برسد می برد و در آن فرو می رود و اگر این گونه نباشد جهان به هم می ریزد و گتره لازم می آید و بی نظمی پیش می آید حال این آتش به ماده سوختنی که برسد می سوزاند چه این ماده سوختنی نفت باشد یا گاز باشد یا کاغذ باشد یا ورق قرآن باشد و حتی تن یک انسان بیگناه باشدمی سوزاند و اگر نسوزاند قانون الهی حاکم بر جهان نقض می گردد و خدا این کار را نمی کند. جسم برنده مانند چاقو خنجر نیزه شمشیر یا تیر و یا پاره های آهن داغ و یا ترکش و خمپاره و... به جسم لطیف تر از خود که برسد می برد و آن را ضایع می کند حال این جسم تاثیر پذیر می تواند گوشت گوسفندی باشد در دست قصاب یا بدن بیمار باشد در دست جراح و یا نه جسم فردی بیگناه در زیر بمباران شهر ها و یا بالاتر حلقوم نازک علی اصغر امام حسین در مقابل تیر حرمله.. این ها همه از نظر تکوینی یکی هستند اما وقتی نسبت به فاعل آن و تکلیفی به آن نگاه می کنیم بد و خوب و زشت و زیبا و ظلم و عدل معنا پیدا می کند.
    و این کودکان سوریه ای تا زمانی که دشمن به آنها حمله کند در همین وضعیت هستند.

    اما سوال دوم:


    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    ما ایا این همه سال بس نیست؟؟؟
    ایا همه مردم جهان ندیده اند اتفاقاتی که در این کشور ها رخ میده؟؟؟
    تغییر نباید از آسمان صورت بگیرد بلکه باید از درون جامعه بشری شکل بگیرد. چه از طرف مردم سوریه و چه از طرف جامعه جهانی .
    خدا می فرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم

    سوال سوم:


    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    خداوند چه هدفی دارند؟؟اخه میدونید این هر روز بچه ها..پدر ها..مادر ها.پیر و جوان..
    کی قرار هست این کشتار و این ظلمت به پایان برسه؟
    این هم یک مساله مهم دیگر که معرفت ساز است . این گونه سوال کردن یعنی این که خدا آشوب و نا امنی در سوریه را طراحی کرده و از آن هدفی دارد!!! و اینگونه نیست . هرگز خدا اراده جنگ و خونریزی و کشتار بی گناهان را ننموده است بلکه این گرفتاری ها از سوی خود مردم سوریه و دشمنان خارجی آنها است پس نبایداین گونه اتفاقات را به خدا نسبت داد و در پی هدفی برای از طرف خدا گشت
    خدا در قرآن می فرماید:
    وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهۆُلاءِ الْقَوْمِ لا یَكادُونَ یَفْقَهُونَ حَدیثاً(78)ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً (79)"؛ ... و اگر [پیشامد] خوبى به آنان برسد، مى‏گویند: «این از جانب خداست» و چون صدمه‏اى به ایشان برسد، مى‏گویند: «این از طرف توست.» بگو: «همه از جانب خداست.» [آخر] این قوم را چه شده است كه نمى‏خواهند سخنى را [درست‏] دریابند؟(78)هر چه از خوبی ها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست و تو را به پیامبرى، براى مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.

    سوال سوم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    وقتی به قران نگاه میکنم معمولا اقوامی که ظلم میکردن بعد یه مدتی یا خود خداوند یک بلایی سرشون میاورد یا پیامبری با معجزه هاش مردم رو نجات میداد.چرا در زمانه ما هیچ کدوم از این اتفاقات نموفته؟؟
    بله در زمان ما هم این اتفاق ها می افتد مگر سرنوشت شوروی را نشنیده اید و یا داستان صدام را فراموش کرده اید و یا قضایای حکام ظلم کشورهای عربی در این سال های اخیر را از یاد برده ایم.
    البته باید برای این امر کمی صبر کرد چه بسا کسانی که مرگ بر صدام می گفتند خواب این زبونی صدام را هم نمی دیدند. هر حکومتی که تشکیل می شود کوتاه یا بلند یک اضمحلالی دارد چه این که قاتلان امام حسین چند سال طول کشید که به دست مختار کشته شدند و یا حکومت بنی امیه 83 سال طول کشید تا از بین رفت.

    التماس دعا

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    603
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    25 روز 5 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    اینجا بحث مفصل شرور و فلسفه آن پیش می آید
    سلام بر استاد بزرگوار

    ممنون واقعا...مثال و تعریف زیبایی بود.
    الحق کمی اروم شدم



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    این گونه سوال کردن یعنی این که خدا آشوب و نا امنی در سوریه را طراحی کرده
    ظاهر سوال شاید اینطور باشه
    ولی باطن ذهن من نه والا...

    فقط گاهی وقت ها از بودن خودم روی زمین بیزار میشم.
    این که باشی و هیچ کمکی از دستت بر نیاد خیلی بده.خیلی به ادم فشار میاره.


    و در اخر ممنونم
    از جوابهاتون استاد
    واقعا ارامش خوبی بود در جواب ها.
    تشکر که وقت گذاشتید و ریز به ریز و نکته به نکته پاسخ دادید.
    سعادتی بود که در خدمتتون بودم و واقعا استفاده بردم.

    در پناه حق و زیر سایه امام زمان عج سالم و سلامت باشید انشاءالله

    یا علی مدد

  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    فقط گاهی وقت ها از بودن خودم روی زمین بیزار میشم.
    این که باشی و هیچ کمکی از دستت بر نیاد خیلی بده.خیلی به ادم فشار میاره.


    و در اخر ممنونم
    از جوابهاتون استاد
    واقعا ارامش خوبی بود در جواب ها.
    تشکر که وقت گذاشتید و ریز به ریز و نکته به نکته پاسخ دادید.
    سعادتی بود که در خدمتتون بودم و واقعا استفاده بردم.

    در پناه حق و زیر سایه امام زمان عج سالم و سلامت باشید انشاءالله
    خواهش می کنم
    بنده هم از شما خاطر همه احساس مسولیت هاتان و این روحیه ظلم ستیزتان کمال سپاس را دارم.
    این روحیه ای که از شما در کلمات سوال و مطلبتان تراوش کرده است بسیار مناسب برای انتظار ظهور واقعی است . انسان وقتی ظلم سراسر جهان را می بیند از درون احساس می کند که فریاد رسی باید بیاید و جهان را به آرامش حقیقی برساند و خدا این وعده را داده است :
    يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
    به امید ظهور آرامش بخش جان های عاشقان و منتظران
    در پناه حضرت حق پیروز باشید.
    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۱۲/۰۴ در ساعت ۰۹:۵۶
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    چرا بین باطن دین اسلام و آنچه که در بین مسلمانان می گذرد هماهنگی نیست در سراسر تعالیم اسلام صلح و صفا و آرامش و ترقی و کمال و.. می بینیم اما در همه کشور های با جمعیت اسلامی نا امنی و بی ثباتی ، قتل و خون ریزی و ... حتی در کشوری مثل ایران که امنیت هست فحشا و ربا خواری و اختلاس و ... می بینیم. چرا با این همه تعالیم هر کجا یک مسلمانی هست خرابی و نا امنی و فقر هست اگر اشکال از اسلام نیست پس چرا هر کجا اسلام هست این مشکلات هست مگر کشور های دیگر غیر مسلمان چه دارند که ما نداریم جز این که اسلام ندارند و در آرامشند؟

    جواب:
    دغدغه و سوال شما را به خوبی و با تمام وجود درک می کنم و می فهمم چرا که کاملا وضعیت مسلمانان و کشور های اسلامی را رصد می کنم و از ناکامی های آنها و مصائبی که در این کشور ها هر روز بیشتر و پر رنگ تر از روز قبل خود نمایی می کند آگاه هستم و عمیقا از آن متاثرم.
    دوست گرامی وقتی که یک مسلمان می بیند اکثر کشور های اسلامی در آتش جنگ آن هم از نوع داخلی می سوزند و به جای این که به فکر گسترش رحمانیت اسلام در دنیا باشند چهره ای خشن و نا بهنجار از اسلام را ارائه می کنند از درون می شکند.
    دغدغه و سوال شما بسیار مهم و اساسی است .
    اما اگر به حق بخواهیم قضاوت کنیم و به دنبال جواب صحیح این دغدغه باشیم به یک جمله می رسیم: اسلام به ذات خود ندارد عیبی* هر عیب که هست از مسلمانی ماست. باید بین اسلام و مسلمین یک تفکیکی انجام داد تا به جواب صحیح رسید
    انشا الله در ادامه به حقیقت این جمله خواهیم رسید
    آنگاه که اسلام در بین عرب جاهلی ظهور کرد سراسر دنیا را یک جاهلیت مادی و معنوی در بر گرفته بود که تمام اقوام و ملل و پیروان ادیان دچار مشکلات مادی و معنوی فراوانی بودند و پیامبر جامعه عرب جاهلی را به عنوان یک جامعه کاملا منحط و به دور از انسانیت به دست گرفت طی 23 سال آنها را به اوج عزت مادی و معنوی رساند. تا جایی که برخی بزرگترین معجزه پیامبر را متمدن کردن اعراب جاهلی دانستند.
    اسلام به عنوان دینی کامل و جامع و جاوید حاوی یک سری آموزه ها و معارف و احکامی بود که هرگاه مسلمانان به آن عمل می کردند قدرت و عزت به سراغ آنها می آمد و هرگاه به آنها عمل نمی کردند نتیجه و آثار سوء آن را می دیدند.
    شعاع نور معرفتی پیامبر اسلام و آموزه های وحیانی پیامبر تا مدتی در بین مسلمانان بود و به آن عامل بودند و هر چند عمل صد در صدی به آن نداشتند اما روش و منش آنها در مسیر بود و این در مسیر بودن باعث شد که تمدن بزرگ اسلامی در قرون اولیه ظهور اسلام رخ بنمایاند و جهان را متعجب و آیاندگان را مقر به علو و بلندی مرتبه آن کند.
    از این روست که می گوییم باید بین عمل مسلمین و اسلام فرق گذاشت و با مطالعه اسلام به حقیقت آن دست یافت.
    همانگونه که اشاره کردید آموزه های اسلام به گونه ای وضع شده اند که سعادت دنیوی و اخروی انسان ها را در بر دارند.
    حال این نسخه هر گاه بدان عمل شود شفا بخش خواهد بود و هر گاه که ترک شود و یا ناقص و یا محرف عمل شود دیگر نه تنها کارایی نخواهد داشت بلکه می تواند موجب عقب گرد و انحراف شود.
    با مطالعه تاریخ تمدن و کشورهای اسلامی به این حقیقت دست خواهیم یافت که مسلمانان و کشور های اسلامی در دوران های مختلفی وضعیت های گوناگونی از لحاظ پیشرفت و آرامش و علم و رفاه و... داشته اند زمانی مسلمانان به عنوان یک تمدن بزرگ و تاثیر گذار در جهان مطرح بودند و به شهادت مورخین و تمدن شناسان بزرگ حدود 6 قرن غرب و شرق به اسلام به عنوان استاد خود در علم و فکر و نو آوری نگاه می کردند و دست نیاز به سوی آنها دراز می کردند. اما کم کم کار آنها به جایی رسید که هر کشور اسلامی مستعمره ای در سیاست و وابسته در علم به غرب شد.
    گوستاولوبون مى‏نويسد: «نفوذ اخلاقى همين اعراب زاييده اسلام، آن اقوام وحشى اروپا را كه سلطنت روم را زير و زبر نمودند، در طريق آدميت داخل كرد و نيز نفوذ عقلانى آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را كه از آن به كلى بى‏خبر بودند، به روى آنها باز كرد و تا ششصد سال استاد اروپاييان بودند»تمدن اسلام و عرب، چاپ چهارم، ص 751..
    ويل دورانت در تاريخ تمدن مى‏گويد: «پيدايش و اضمحلال تمدن اسلامى از حوادث بزرگ تاريخ است. اسلام طى پنج قرن، از سال 81 تا 597 ه.ق (700 تا 1200م) از لحاظ نيرو، نظم، بسط قلمرو و حكومت، تصفيه اخلاق و رفتار، سطح زندگانى وضع قوانين منصفانه انسانى و تساهل دينى، ادبيات، دانشورى، علم، طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود»دورانت، ويل، تاريخ تمدن، ترجمه: صارمى، ابوطالب و ديگران، ج 4 (عصر ايمان، بخش اول)، (تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى ويراست دوم، چاپ چهارم 1373)، ص 432..
    از ديدگاه وى: «دنياى اسلام در جهان مسيحى نفوذ گوناگون داشت. اروپاى مسيحى غذاها، شربت‏ها، دارو، درمان، اسلحه استفاده از نشان‏هاى خانوادگى، سليقه و انگيزه هنرى، ابزارها و فنون صنعت و تجارت و قوانين و راه‏هاى دريايى را از اسلام فرا گرفت و غالباً لغات آن را نيز از مسلمانان اقتباس كرد... علماى عرب [مسلمان‏]، رياضيات، طبيعيات، شيمى، هيئت و طبّ يونان را حفظ كرده و به كمال رسانيدند و ميراث يونان را كه بسيار غنى‏تر شده بود، به اروپا انتقال دادند. پزشكان اسلامى پانصد سال تمام علمدار طب در جهان بودند...
    ابن سينا و ابن رشد از مشرق بر فيلسوفان مدرسى اروپا پرتو افكندند و صلاحيتشان چون يونانيان مورد اعتماد بود... اين نفوذ اسلامى [از راه ]بازرگانى و جنگ‏هاى صليبى، ترجمه هزاران كتاب از عربى به لاتينى و مسافرت‏هاى دانشورانى از قبيل ژربر، مايكل اسكات، ادلارد باثى به اسپانياى مسلمان [انجام گرفت‏]»همان، صص 433 - 434..
    ولترنيز مى‏نويسد: «در دوران توحش و نادانى پس از سقوط امپراتورى روم، مسيحيان همه چيز را مانند هيئت، شيمى، طب، رياضيات و... از مسلمانان آموختند و از همان قرن‏هاى اوليه هجرى، ناگزير شدند براى گرفتن علوم آن روزگار به سوى آنان روى آورند»حديدى، جواد، اسلام از نظر ولتر، ص 87، (تهران: توس، چاپ سوم..
    دكتر شفيعى كدكنى بر آن است كه: «در سراسر حيات بشر دو نهضت برجسته و ممتاز نمودار است... اولى نهضت عظيم اسلامى و ديگر رنسانس و هر دو زاييده اسلام‏اند»شفيعى كدكنى، محمدرضا، نهضت علمى اسلامى (مق)، نامه آستان قدس، ش 5 و 6..
    همچنين «رودول» اسلام شناس و مترجم قرآن به زبان انگليسى مى‏گويد: «اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن است؛ همان كتابى كه آفتاب علم را در ميان تاريكى قرون وسطى در اروپا، جلوه‏گر ساخت»نيك بين، نصراللَّه، اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، (دورود: سيمان وفارسيت، بى‏تا)، ص 47..
    موريس بوكاى فرانسوى نيز آورده است: «اسلام همواره علم و دين را همزاد تلقى كرده و از همان آغاز، طلب علم جزو دستورهاى دينى‏اش بوده است. به كار گرفتن همين دستور موجب جهش معجزه آساى علمى دوره مهم تمدن اسلامى شد. همان تمدنى كه غرب نيز قبل از رنسانس (نوزايش) از آن برخوردار گرديد»بوكاى، موريس، عهدين، قرآن و علم، ترجمه حسن حبيبى، (تهران: حسينيه ارشاد، بى‏تا)، ص 14..
    فريدريش ديتريسى‏خاورشناس آلمانى (1821 - 1903م). نيز بر آن است كه: «علوم طبيعى، رياضى، فلسفه، ستاره‏شناسى كه در قرن دهم اروپا را جلو برد؛ سرچشمه تمام آنها قرآن محمدصلى الله عليه وآله وسلم مى‏باشد و اروپا به آيين محمدصلى الله عليه وآله وسلم بدهكار است»نيك بين، نصراللَّه، اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 52، به نقل از: محمد عند علماء الغرب، ص 92..

    این قضاوت ها درباره مسلمانانی است که در در چند قرن در سایه عمل به اسلام (آن هم نه صد در صد ) به این عزت و آقایی رسیدند و همین مسلمانان در چند قرن بعد به چه گرفتاری هایی که نیافتادند.
    این نشان می دهد که باید عامل ضعف و انحطاط مسلمانان را بیرون از دین اسلام جستجو کرد. چه این که امروزه وقتی می بینیم که مسلمانان دچار گرفتاری شده اند و نه تنها در میان دنیا آقایی ندارند بلکه در میان خود هم ذلیل هستند باید بنگریم آیا اگر مسمان هستند به اسلام هم عمل می کنند یا نه؟؟
    ما نمی توانیم بگوییم عده ای به صرف این که نام مسلمان بر آنها نهاده شد تضمین سعادت را بر آنها خواهیم کرد خود قرآن هم این را قبول ندارد بلکه برای رها شدن از خسران به دو بال نیاز داریم الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات. عمل صالح آن چیزی است که از میان مسلمانان رخت بر بست.
    ما اگر به دنبال زندگی دنیا و آخرت متعالی هستیم که در دنیا آقایی کنیم و در آخرت از نعمت ها و بهشت الهی متنعم شویم باید به قول قرآن عمل صالح انجام دهیم:
    مَنْ عَمِلَ صلِحاً مِّن ذَکرٍ أَوْ أُنثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طیِّبَةً
    و الا نام گذاشتن به مسلمان که کاری را حل نمی کند
    قرآن علت زوال نعمت را در هر قومی خود آن جمعیت می داند و این را سنت الهی بر می شمرد که :
    إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم
    و عالم دنیا عالم سبب وممسبب است و هر کس آن را مراعات کند نتیجه خواهد دید اگر مسلمانان تلاش کردند نتیجه می بینند و اگر کفار هم تلاش کردند نتیجه دنیوی خود را خواهند دید همان گونه که می بینیم دنیای غرب در راه تکنولوژی و تولید علوم تلاش کرده و به نتیجه هم رسیده است؛ ان لیس للانسان الا ما سعی.
    دین اسلام مانند یک نسخه شفا بخشی است که برای تن بیمار جامعه دور از خدا و معنویت و گرفتار جهالت در امور معنوی و مادی پیچیده شده است و جامعه نو به نو باید از آن بهره جوید تا وقتی به آن تمسک کند به سعادت می رسد و اگر آن را رها کند گرفتار می شود.
    که متاسفانه در چند قرن اخیر نه تنها مسمانان به آموزه های دین عمل نکردند بلکه بر خلاف آن عمل کردند و نتیجه ای جز این وضع فعلی به بار نخواهد آورد.
    اما جدای از این کارها که مقصرینش ما بودیم عواملی دیگر هم در عقب ماندگی و گرفتاری های مسلمانان در قرون اخیر نقش داشته که انشا الله بدان خواهیم پرداخت:
    با تابش آفتاب اسلامی در سرزمین عربستان و آغاز تمدن اسلامی، اندک اندک مملکتی به وجود آمد که شکوه و جلال آن هنوز هم در میان ملل مختلف مثال زدنی است. در آغاز و سده‏های نخستین تاریخ اسلام، کشورهای اسلامی جزو پیشروترین سرزمین‌های آن روزگاران به حساب می‏آمدند و در هنگامه‏ای که در قرون وسطی جهان غرب در تباهی و سیاهی غوطه‏ور بود تمدن درخشان اسلامی جهان را از تابش خویش خیره ساخته بود. اما متأسفانه رفته رفته، عوامل متعددی باعث شد تا آن شکوه و جلال از دست برود و کشورهای اسلامی تبدیل به سرزمین‌های فقیر و وابسته گردد. این عوامل را می‏توان از زوایای مختلفی بررسی کرد و نیز شایسته است برای رهایی از وضعیت موجود این عوامل به دقت بررسی و معضلات ناشی از آنها برطرف شود. بنابراین و در پاسخ به پرسش مطرح شده این عوامل به صورت مختصر مورد بررسی قرار می‏گیرد.

    این عوامل را می‏توان به سه دسته تقسیم کرد:
    الف - عامل اقتصادی و انحراف از مسیر واقعی اسلام

    1- عوامل اعتقادی فردی
    تا مدتی پس از ظهور اسلام کم و بیش اسلام واقعی و دستورات آن در بین مسلمانان به شکل ناب و واقعی آن وجود داشت ولی اندک اندک انحراف از مسیر اصلی اسلام در میان مسلمانان پدید آمد. و بخشی از عقاید راستین تبدیل به انحراف‌ها، خرافه‌گری‌ها و توجیهات نادرست گردید و این تحول، تمدن اسلامی را تحت تأثیر قرار داد. در این مرحله بسیاری از برنامه‏های زندگی‏ساز اسلام نادیده گرفته شد و توجیهات نادرست مردم را از مسیر پیشرفت و ترقی باز داشت.

    برخی از این توجیهات نابجا ارتباط تنگاتنگی با عوامل عقب ماندگی، کشورهای اسلامی دارد چنان که عقیده به سرنوشت و ملازم دانستن آن با چیره‏گرایی باعث شده و می‏شود که عده‏ای گمان کنند، وضعیت آنان غیر قابل تبدیل و بهبود یافتن است و آنچه نصیب آنان شده تغییرناپذیر است و بنابراین تلاش برای پیشرفت و ترقی بی فایده می‏باشد.

    و عده‏ای دیگر اعتقاد به آخرت را به معنای محرومیت از زندگی دنیا، و زهد را به معنای پلید دانستن تمامی زندگی مادی انگاشته و با این توجیهات مسیر زندگی خود را از جامعه جدا می‏نمودند.

    عده‏ای دیگر نیز صبر را به معنای تحمل مشکلات و عدم انجام هرگونه تلاشی برای رفع آنها و انتظار فرج را به معنای تحمل انواع بی عدالتی‌ها و ستم‌ها دانسته و اینها همگی از عوامل اعتقادی انحطاط تمدن اسلامی و کشورهای اسلامی بوده و هست.



    2- عوامل اعتقادی جمعی

    خوش‌گذرانی و توجه بیش از حد به لذایذ دنیا در میان عده‏ای و بی توجهی به پیشرفت‌های علمی و مسؤولیت افراد در قبال اجتماع از عوامل دیگری است که تمدن اسلامی را به انحطاط کشانده است(علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 345.)

    مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی معتقد است که اساساً روح و روان انسانها و جوامع و افکار و عقاید آنان، بسته به نوع درک آن در زمان و بقا یا انحطاط و ترقی فرد و جامعه نقش حساس و تعیین کننده‏ای دارد و مفاسد اخلاقی اجتماعی با بقای هر جامعه رابطه داشته و ظهور و رواج آن جامعه را به انحطاط خواهد کشانید.3

    خوش‌گذرانی و توجه بیش از حد به لذایذ دنیا در میان عده‏ای و بی توجهی به پیشرفت‌های علمی و مسؤولیت افراد در قبال اجتماع از عوامل دیگری است که تمدن اسلامی را به انحطاط کشانده است.


    ب) عوامل سیاسی

    عوامل سیاسی انحطاط تمدن اسلامی و به تبع آن فقر و عقب ماندگی کشورهای اسلامی را می‏توان به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد.



    1- عوامل سیاسی داخلی

    یکی از اساسی‏ترین عوامل افول تمدن اسلامی، زمامداران نالایق و رهبران گمراهی بوده‏اند که در طول تاریخ بر جامعه اسلامی حکم رانده و رهبری‌های نادرست آنان و کارگزارانشان جامعه را از ترقی بازداشته است.(علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 345.)

    بارزترین نمونه این حکمرانان را می‏توان در حکومت امویان جستجو کرد چنان که مشخصات این دوران چیزی جز رواج عیاشی و فساد، رواج عقاید نادرست و انحطاط عقیدتی و ایجاد جو خفقان و سرکوب چیز دیگری نیست.(علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی، ص 358.)



    2- عوامل سیاسی و خارجی

    تمرد استعمار غرب و استیلای کشورهای غربی بر سرزمین‌های اسلامی از دیگر عواملی است که باعث شده ثروت کشورهای اسلامی به یغما رفته و زمینه‏های خود باوری در میان مسلمانان از میان برود چنان که توجه به غرب و دنباله روی آن یکی از پیامدهایی است که همچنان گریبان کشورهای اسلامی را رها نساخته است و تمدن اسلامی را از حرکت بازداشته و مسیر حرکت آن را ناهموار و پویایی‏اش را کند کرده است.



    ج) عوامل اجتماعی



    با توجه به عوامل اعتقادی و سیاسی، رواج روحیه بی توجهی به پیشرفت و علم و دانش از عوامل اجتماعی عقب ماندگی و ضعف کشورهای اسلامی است.

    جدایی دین از سیاست و در مقوله دانستن آن بی توجهی در دست داشتن زمام امور و نیز دو مقوله بودن علم و دین باعث بی توجهی به دانش شده و اینها همگی چرخ تمدن را از گردش بازداشته است. جهان بینی‏های نادرست از اقتصاد، ماده و علم تصویری شیطانی ساخته و گروهی را از گرایش به آن بازداشته است. طرد و نفی ارتباط بین دین و دنیا، ماده و معنا، معاش و معاد، عقل و دین، عقیده و عمل و نیز دین و سیاست بر فرهنگ، اعتقادات، سنت‌ها و آداب و رسوم ملل اسلامی سایه افکنده و در عقب ماندگی آنها نقش اساسی داشته است.6- علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشه‏های سیاسی و آرای اصلاحی سیدجمال الدین اسدآبادی، سید احمد موثقی تا ص 54.)

    سوال2:
    وقتی در یک کشوری مثل سوریه جنگ می شود این همه آدم کشته می شوند کودکی در این بحران و جنگ به دنیا می آید و در چند سالگی بر اثر بمب کشته می شود ایا این کودکان میان به این دنیا که طعم تکه تکه شدن رو حس کنند فقط؟

    جواب:
    دنیای مادی که ما در آن زندگی می کنیم دار تزاحمات است و تابع علت و معلول اداره می گردد. به عبارت دیگر هر معلولی علتی برای خود دارد و با آمدن آن معلول علت موجود می گردد و تخلف از این قواعد نا عدالتی است که در جهان این سنت الهی جریان دارد و تخلف ناپذیر است. آتش گرما تولید می کند و می سوزاند آب خنک می کند و غالب می شود شیء برنده به جسم لطیف تر از خودش که برسد می برد و در آن فرو می رود و اگر این گونه نباشد جهان به هم می ریزد و گتره لازم می آید و بی نظمی پیش می آید حال این آتش به ماده سوختنی که برسد می سوزاند چه این ماده سوختنی نفت باشد یا گاز باشد یا کاغذ باشد یا ورق قرآن باشد و حتی تن یک انسان بیگناه باشدمی سوزاند و اگر نسوزاند قانون الهی حاکم بر جهان نقض می گردد و خدا این کار را نمی کند. جسم برنده مانند چاقو خنجر نیزه شمشیر یا تیر و یا پاره های آهن داغ و یا ترکش و خمپاره و... به جسم لطیف تر از خود که برسد می برد و آن را ضایع می کند حال این جسم تاثیر پذیر می تواند گوشت گوسفندی باشد در دست قصاب یا بدن بیمار باشد در دست جراح و یا نه جسم فردی بیگناه در زیر بمباران شهر ها و یا بالاتر حلقوم نازک علی اصغر امام حسین در مقابل تیر حرمله.. این ها همه از نظر تکوینی یکی هستند اما وقتی نسبت به فاعل آن و تکلیفی به آن نگاه می کنیم بد و خوب و زشت و زیبا و ظلم و عدل معنا پیدا می کند.
    و این کودکان سوریه ای تا زمانی که دشمن به آنها حمله کند در همین وضعیت هستند.

    سوال3:
    خدا از این همه جنگ و نا امنی در کشور های اسلامی چه هدفی دارد؟
    جواب:
    این هم یک مساله مهم دیگر که معرفت ساز است . این گونه سوال کردن یعنی این که خدا آشوب و نا امنی در سوریه را طراحی کرده و از آن هدفی دارد!!! و اینگونه نیست . هرگز خدا اراده جنگ و خونریزی و کشتار بی گناهان را ننموده است بلکه این گرفتاری ها از سوی خود مردم سوریه و دشمنان خارجی آنها است پس نبایداین گونه اتفاقات را به خدا نسبت داد و در پی هدفی برای از طرف خدا گشت
    خدا در قرآن می فرماید:
    وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهۆُلاءِ الْقَوْمِ لا یَكادُونَ یَفْقَهُونَ حَدیثاً(78)ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً (79)"؛ ... و اگر [پیشامد] خوبى به آنان برسد، مى‏گویند: «این از جانب خداست» و چون صدمه‏اى به ایشان برسد، مى‏گویند: «این از طرف توست.» بگو: «همه از جانب خداست.» [آخر] این قوم را چه شده است كه نمى‏خواهند سخنى را [درست‏] دریابند؟(78)هر چه از خوبی ها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست و تو را به پیامبرى، براى مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.

    سوال:
    وقتی به قران نگاه میکنم معمولا اقوامی که ظلم میکردن بعد یه مدتی یا خود خداوند یک بلایی سرشون میاورد یا پیامبری با معجزه هاش مردم رو نجات میداد.چرا در زمانه ما هیچ کدوم از این اتفاقات نموفته؟؟
    جواب:
    بله در زمان ما هم این اتفاق ها می افتد مگر سرنوشت شوروی را نشنیده اید و یا داستان صدام را فراموش کرده اید و یا قضایای حکام ظلم کشورهای عربی در این سال های اخیر را از یاد برده ایم.
    البته باید برای این امر کمی صبر کرد چه بسا کسانی که مرگ بر صدام می گفتند خواب این زبونی صدام را هم نمی دیدند. هر حکومتی که تشکیل می شود کوتاه یا بلند یک اضمحلالی دارد چه این که قاتلان امام حسین چند سال طول کشید که به دست مختار کشته شدند و یا حکومت بنی امیه 83 سال طول کشید تا از بین رفت.


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود