صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: {{ از این کوثر بنوش و هم بنوشان = یاد نامه زهرایی }}

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    {{ از این کوثر بنوش و هم بنوشان = یاد نامه زهرایی }}




    ایام فاطمیه ازکی تاکی ؟

    تاریخ دقیق شهادت حضرت زهرا (س) حتی تاکنون،همانند مکان دفن او از مجهولات تاریخی است که نشانه اوج مظلومیت حضرت زهرا است.
    کم ترین مدّت زندگی حضرت زهرا پس از رحلت پدر را چهل روز(1) و بیش ترین مدّت را هشت ماه ثبت کرده اند.(2)در این میان روایات دیگری همانند دو ماه،(3) هفتاد و پنج روز،(4) سه ماه، یکصد روز(5) و شش ماه نیز نقل شده است.(6)
    قول مشهور بین شیعیان،‌ روایاتی است که تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) را سوم جمادی الثانیه یعنی نود و پنج روز می داند؛ از جمله: امام صادق(ع) فرمود: «شهادت حضرت فاطمه(ع) در روز سه شنبه سوم جمادی الاخر سال یازدهم هجرت واقع شد.»(7)
    عواملی که ممکن است منشأ اختلافات بوده تا بطور دقیق سالروز شهادت ایشان مشخص نباشد، از جمله:
    1ـ نقل حوادث تاریخی در آن دوران همانند امروز نبود که به صورت نوشته و کتاب در آید و به نسل های بعدی منتقل شود، بلکه انتقال رویدادهای تاریخی به طور عمده شفاهی بود . از خاطر و ذهن افرادی چند به اذهان دیگران منتقل می شد. کسی نمی تواند ادّعا کند که همة ‌این ناقلان از اشتباه مصون بودند.
    2ـ از سوی دیگر در آن روزها مسلمانان سرگرم جنگ بودند.در چنین شرایطی کم تر دغدغه داشتند که حوادث تاریخی را به طور دقیق ثبت نمایند.
    3ـ اختلاف و دسته بندی های سیاسی که پس از رحلت رسول خدا(ص) پدید آمد و کسانی که روی کار آمدند و قدرت را در دست گرفتند، تا آن جا که توان داشته اند، تاریخ حادثه ها را دستکاری کرده اند .(8)
    از نظر شیعه باید به روایات نود وپنج روز
    (سوم جمادی الثانیه) و
    تاریخ هفتاد و پنج روز( سیزدهم جمادی الاولی) توجه کرد.تاریخ هفتاد و پنج روز به دو طریق (ابوعبیدة حذّا(9) و هشام بن سالم(10)) از امام صادق(ع) نقل شده است.
    تاریخ نود و پنج روز(سوم جمادی الثانیه) در روایت ابوبصیر، نیز از امام صادق(ع) تصریح شده است.(11)
    که بعد از بررسی وتحقیق ، قول نود تا صد روز که همان 95 روز است تقویت می گردد.که شهادت حصرت مصادف با سوم جمادی الثانیه می شود.
    ولی با توجه به مظلومیت حضرت زهرا و این که هیچ یک از این دو نقل به طور حتمی و دقیق نیست ، برای پاسداشت آن بانو دو دهه عزاداری برپا می کنند ، اگر چه در کشور ما عزای عمومی و تعطیلی تنها در یک روز و آن هم سوم جمادی الثانی اعلام شده است.
    در هر سال چند روز قبل و چند روز بعد از سیزدهم جمادی الاولی به عنوان ایام فاطمیة اوّل عزاداری می کنند .
    چند روز قبل و بعد از روز سوم جمادی الثانی به عنوان ایام فاطمیه دوم عزاداری می کنند .

    پی نوشت:
    1. علامة المجلسي ،بحار الأنوار، ج 43، ص 212،‌ح 41، به نقل از عیون المعجزات، 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت .
    2. همان،‌ص 213، ح 44.
    3. همان.
    4.شيخ الكليني ،الكافي،تحقيق علي أكبر غفاري،چاپ چهارم، 1365ش،دار الكتب الإسلامية -تهران ج 1، ص 458، ح 1 و ج 3،‌ص 228، ح 3 و ج 4، ص 561، ح 3،
    5. بحارالانوار،ج43،ص 213، ح 44.
    6. همان، ص 200،‌به نقل از مصباح الانوار، ص 214.
    7.محمد بن جرير الطبري،دلائل الامامة، تحقيق قسم الدراسات الإسلامية -مؤسسة البعثة -قم،چاپ اول، 1413، مركز الطباعة و النشر في مؤسسة البعثة، ص 134.
    8. شهیدی، زندگانی فاطمة زهرا(ع)، نشر فرهنگ،چاپ مکرر ، ص 154 - 155.
    9. ،بحارالانوار، ج 42، ص 212، ح 41.
    10.الفتال النيسابوري،روضة الواعظين،تحقيق تقديم السيد محمد مهدي السيد حسن الخرسان، منشورات الشريف الرضي - قم ،ص115.
    11. بحارالانوار،ج43، ص 213،‌ح 44.


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لقب سیدة النساء العالمین را به حضرت زهرا (س) پیامبر داد یا جبرئیل؟

    در برخی روایات آمده است که پیامبر (ص) آن حضرت را به عنوان "سیدة النساء العالمین" برگزید:
    - «إِنَّ النَّبِيَّ ص فَضَّلَهَا عَلَى سَائِرِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ». (1)
    - «أَ مَا تَرْضَيْنَ أَنَّكِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ». (2)
    در برخی روایات نیز آمده که پیامبر (ص) فرمود: فرشته ای نزد من آمد و گفت: فاطمه، سرور زنان بهشت یا امت من است؛ «أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ أَتَانِي مَلَكٌ فَبَشَّرَنِي أَنَّ فَاطِمَةَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَوْ نِسَاءِ أُمَّتِي‏». (3)
    بنابراین، می توان گفت اگرچه پیامبر این لقب و سخن را در باره آن حضرت گفته است، ولی هرچه پیامبر (ص) بگوید، به جهتی سخن خدا تلقی می شود که گاهی از طریق فرشتگان مانند جبرئیل و... به پیامبر (ص) می رسد.



    پی نوشت ها:
    1. علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 43، ص 36، انتشارات اسلاميه‏.
    2. همان، ص 37.
    3. همان، ص 36.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دفن شبانه حضرت فاطمه زهرا(س) ؟

    با توجه به برخي رواياتي كه در اين زمينه وجود دارد. احتمال دارد حضرت زهرا(س) وصيت کردکه شبانه اورا دفن کنند آن حضرت مي خواست با اين وصيت نارضايتي و ناخشنودي خود از برخي مسلمانان (به ويژه ابابكر و عمر) را اعلام نمايد، چنان كه حضرت در بستر بيماري از مسلمانان شكايت نموده و فرمود:
    "به خدا دنياي شما را دوست نمي دارم و از مردان شما بيزارم! درون و بيرون شان را آزمودم و از آنچه كردند ناخشنودم!‌... نفرين بر اين مكاران... واي بر آنان! چرا نگذاشتند حق(ولایت امام علي) در مركز خود قرار يابد و خلافت بر پايه هاي نبوت استوار ماند؟".(1)
    در برخي از روايات و متون تاريخي تصريح شده است كه حضرت زهرا(س) وصيت نمود كه ابابكر و عمر در تشييع جنازه او شركت نكنند.(2)
    از امام صادق(ع) سؤال شد كه چرا حضرت زهرا(س) شبانه دفن شد؟ حضرت فرمود:
    " لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لَا يُصَلِّيَ عَلَيْهَا الرَّجُلَانِ الْأَعْرَابِيَّانِ‏؛(3)
    تا آن دو مرد (ابوبكر و عمر) بر او نماز نخوانند".
    امام علي(ع) نيز طبق وصيت فاطمه زهرا(س) عمل نمود و او را شب دفن نمود.(4) در صحيح بخاري آمده است:
    فَلَمّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَها زَوْجُها عَلِیٌّ لَیْلاً وَ لَمْ یُؤَذِّنْ بِها اَبابَکْرٍ؛شوي او شبانه فاطمه را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه‌ او حاضر شود".(5)
    ابن شهر آشوب نيز نوشته است ابوبكر و عمر بر علي(ع) خرده گرفتند كه چرا آنان را رخصت نداد تا بر دختر پيغمبر نماز بخوانند. وي سوگند خورد كه فاطمه چنين وصيت كرده بود و آنان پذيرفتند.(6)
    بخاری نيز چنين بيان مي كند
    فَغَضِبَتْ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللهِ، فَهَجَرَتْ اَبابَکْرٍ فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتُهُ حَتّی تُوُفِّیَتْ؛ (7)
    فاطمه بر ابوبکر غضبناک شد و با او قطع رابطه کرد . قطع رابطه و قهر وی تا وفاتش ادامه یافت.
    طبق نقل بخاری حضرت زهرا سلام الله علیها ، در حالی دنیا را ترک کرد که شدیداً از دست خلیفه اول ناراضی و غضبناک بود. با او قطع رابطه کرد. این یعنی تا آخر عمر هرگز او را نبخشید.
    با اين وصيت، حضرت زهرا(س) خواست نارضايتي خود از مردم، (به ويژه ابابكر و عمر) اعلام نموده و افكار عمومي را در طول تاريخ به اين نكته جلب كند كه دختر پيامبر از برخي مسلمانان راضي نبوده ؛ دستگاه حكومت نسبت به خاندان پيامبر(ص) ستم روا داشته است. هم چنين از اين طريق، مظلوميت حضرت علي، غصب خلافت او و غصب فدك فهميده شود.
    اكنون بسياري از اهل سنت معتقدند كه حضرت زهرا(س) در نهايت از آن دو نفر راضي شده بود يا غصب خلافت و نارضاتي حضرت فاطمه(س) و حضرت علي(ع) را قبول ندارند.
    مخفي نگه داشتن قبر حضرت اين پرسش در اذهان عمومي به وجود مي آورد كه چرا قبر دختر و تنها باقيمانده و يادگار پيامبر اسلام(ص) با آن عظمت مخفي باشد؟ مگر چه ستمي بر او روا داشته شده است؟ دانشمند ارجمند جعفر شهيدي مي نويسد: "... به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پيغمبر ناخشنود بودن او را از كساني چند نشان مي دهد و پيداست كه او (فاطمه زهرا(س)) مي خواسته است با اين كار آن ناخشنودي را آشكار سازد".(8)


    پي نوشت ها:
    1. سید محسن امین، اعيان الشيعه ،بیروت ، دار التعارف للمطبوعات ،1418 ه ق ،چاپ پنجم ، ج 2، ص 469؛
    علامة المجلسي ، بحار الأنوار، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1403 - 1983 م ج 43، ص 206 - 207؛
    جعفر شهيدي،‌ زندگاني حضرت فاطمه(س)، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 150 - 151.
    2. بحارالانوار، ج 43، ص 206- 207.
    3. همان؛ ابن شهر آشوب، مناقب، قم ، موسسه انتشارات علامه، چاپ علمیه قم؛ ج 1، ص 504.
    4. محمد بن سعد، الطبقات الكبرى،بيروت ، دار صادر ، ج 8، ص 18 - 19.
    5. بخاري، صحيح،بيروت، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع، 1401 - 1981 م ، ج 5، ص 72.
    6. مناقب، همان.
    7. صحيح بخاري ،ج4، ص142.
    8. جعفر شهيدي، زندگاني حضرت فاطمه، ص 165.


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    در مورد برخورد با حضرت زهرا (س) باید گفت : هتک حرمت به حضرت در منابع متعدد اعم از شیعه وسنی آمده است اما این مطلب را را از کتب اهل سنت نقل مى نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه و رویدادهاى بعدى، یک امر تاریخى مسلّم است.
    با این که در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضایل و مناقب در کار بود ولى این حقیقت تاریخى به طور زنده در کتاب هاى تاریخى و حدیثى محفوظ مانده است. از جمله:
    1. ابن ابى شیبه و کتاب «المصنَّف»
    ابوبکر ابن ابى شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سند صحیح نقل مى کند:
    هنگامى که مردم با ابى بکر بیعت کردند، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت:محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو; ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند ، دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.
    این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتى على(ع)و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامى پیامبر(ص) به على(ع) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام مى دهد!(1)
    2. بلاذرى و کتاب «انساب الاشراف»
    احمد بن یحیى جابر بغدادى بلاذرى (متوفاى 270) نویسنده معروف ، این رویداد تاریخى را در کتاب «انساب الاشراف» به نحو یاد شده در زیر نقل مى کند.
    ابوبکر به دنبال على(ع) فرستاد تا بیعت کند، ولى على(ع) از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: اى فرزند خطاب، مى بینم در صدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بلى، این کار کمک به چیزى است که پدرت براى آن مبعوث شده است!(2).
    3. ابن قتیبه و کتاب «الإمامة و السیاسة»
    مورّخ شهیر عبداللّه بن مسلم بن قتیبه دینوری (212-276) از پیشوایان ادب و از نویسندگان پرکار حوزه تاریخ اسلامى است، مؤلّف کتاب «تأویل مختلف الحدیث»، و «ادب الکاتب» و... (3). وى در کتاب «الإمامة و السیاسة» چنین مى نویسد:
    ابوبکر از کسانى که از بیعت با او سر برتافتند و در خانه على گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه على(ع)آمد و همگان را صدا زد که بیرون بیایند . آنان از خروج امتناع ورزیدند .در این موقع عمر هیزم طلبید و گفت: به خدایى که جان عمر در دست اوست !بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش مى زنم. مردى به عمر گفت: اى اباحفص (کنیه عمر) در این خانه، فاطمه، دختر پیامبر است، گفت: باشد!(4)
    ابن قتیبه دنباله این داستان را سوزناک تر و دردناک تر نوشته است، او مى گوید:
    عمر همراه گروهى به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامى که فاطمه صداى آنان را شنید، با صداى بلند گفت: اى رسول خدا پس از تو چه مصیبت هایى به ما از فرزند خطاب و ابى قحافه رسید، وقتى مردم که همراه عمر بودند ،صداى زهرا و گریه او را شنیدند برگشتند، ولى عمر با گروهى باقى ماند و على را از خانه بیرون آوردند، نزد ابى بکر بردند و به او گفتند، بیعت کن، على(ع)گفت: اگر بیعت نکنم ،چه مى شود؟ گفتند: به خدایى که جز او خدایى نیست، گردن تو را مى زنیم... ...!(5)
    مسلّماً این بخش از تاریخ براى علاقمندان به شیخین بسیار سنگین و ناگوار مى باشد .برخى در صدد بودند که در نسبت کتاب به ابن قتیبه تردید کنند، در حالى که ابن ابى الحدید استاد فن تاریخ این کتاب را از آثار او مى داند و پیوسته از آن مطالبى نقل مى کند، متأسفانه این کتاب به تحریف دچار شده و بخشى از مطالب آن به هنگام چاپ از آن حذف شده در حالى که همان مطالب در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید آمده است.
    «زرکلى» در اعلام این کتاب را از آثار ابن قتیبه مى داند و مى افزاید: برخى از علما در این نسبت نظرى دارند. یعنى شک و تردید را به دیگران نسبت مى دهد ،نه به خویش، همچنان که الیاس سرکیس(6) این کتاب را از آثار ابن قتیبه مى داند.

    پینوشت :
    1. مصنف ابن ابى شیبه: 8/572، کتاب المغازى.
    2. انساب الأشراف: 1/586 طبع دار معارف، قاهره.
    3. الاعلام زرکلى: 4/137.
    4. الامامة و السیاسة: 12، چاپ مکتبة تجاریة کبرى، مصر.
    5. الامامة و السیاسیة، ص 13.
    6. معجم المطبوعات العربیة: 1/212.


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شک آفتاب :
    (بازتاب خطبه ی202 نهج البلاغه

    حبیبا ! کاسه ی صبرم سر آمد
    از آن آتش که از ضرب در آمد

    از آن آتش که لبریز از دلم شد
    و لی صبر و سکو تم بهتر آمد

    از آن غم گرچه قلبم بی قرار است
    نمی گویم چه ها بر یا و ر آمد

    شما از بِضعه ی خود پر س وجو کن
    چه بر آن نازنین و حیدر آمد ؟

    أما نت باز گرد یده است آنک
    اگر چه با کبود پیکر آمد

    شبان من دیگر ماهِ ندارد
    ز هر سو فتنه با شور و شر آمد

    دو دریا اشک از چشمم روان است
    از آن چه بر سر گل پرور آمد

    من از ماتم نیوشی ها چه گویم
    که ماتم روی ماتم از در آمد

    به رمز و با اشارت لابه کردم
    از این که شکوه از همسنگر آمد

    شبم عین شب یلدا ست دایم
    چه گویم من چه هایم بر سر آمد

    اگر چه حزن هایم سر مدی شد
    رضای دوست مارا خوش تر آمد


    {{  از این کوثر بنوش و هم بنوشان  = یاد نامه زهرایی  }}



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,639
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    322 پست
    حضور
    214 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    بی شک غم مادر برایت فرق دارد

    فاطمیه شکل عزایت فرق دارد

    درد گلو داری ز سوز ناله هایت

    آه می کشی،لحن صدایت فرق دارد!


    رخت سیه داری به تن از داغ مادر

    فاطمیه رنگ عبایت فرق دارد

    ای مرد تنهای زمین جانم فدایت

    این یک دهه درد و بلایت فرق دارد


    این روزها را در بقیع هستی عزادار

    حال و هوای کربلایت فرق دارد

    مادر حرم می خواهد و آقا یقینا

    این روزها ذکر دعایت فرق دارد!


    جای حسن می گی به زهرا پاشو از جا

    مادر منم مهدی!،عصایت فرق دارد!!



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,639
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    322 پست
    حضور
    214 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    دیو را با خانه ی انسیّه الحورا چه کار؟

    دود را با چشم خورشید جهان آرا چه کار؟

    دشمن و بیت ولایت، هیزم و باغ بهشت

    شعله ی آتش تو را با صورت زهرا چه کار؟


    تازیانه شرم کن این دست، دست فاطمه است

    ای فشار در تو را با عصمت کبری چه کار؟

    مرد کو، تا آورد دستی برون از آستین

    این همه نامرد را با یک زن تنها چه کار؟


    بوستانِ وحی و شیطان روبه و شیر خدا

    ریسمان ظلم را با بازوی مولا چه کار؟

    بیت حقّ را هیچکس نگشوده با ضرب لگد

    درد را با پهلوی انسیّة الحورا چه کار؟


    فاطمه پشت در آمد گفت با آن سنگ دل

    ما عزا داریم ای ظالم تو را با ما چه کار؟

    ای مغیره بشکند دستت که کوثر را زدی

    هیچ دانی ضرب دستت کرد با زهرا چه کار؟


    مجتبی می گفت وا اُمّاه خدا داند که می کرد

    با دل شیر حقّ آن فریاد وا اُمّاه چه کار؟

    ای که انکار شهادت می کنی از فاطمه

    هیچ دانی با تو ذات حقّ کند فردا چه کار؟


    کاش بودی کاش بودی می دیدی غلاف تیغ را

    کرد با بازوی تنها عصمت یکتا چه کار؟

    «میثم» از خون جگر بنویس در دیوان خود

    ساکنان نار را با جنّت اعلی چه کار



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    350
    مورد تشکر
    99 پست
    حضور
    16 روز 2 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گفت : در می زنند مهمان است
    گفت: آیا صدای سلمان است؟

    این صدا، نه صدای طوفان است
    مزن این خانهء مسلمان است

    مادرم رفت پشت در، اما

    گفت: آرام ما خدا داریم
    ما کجا کار با شما داریم

    و اگر روضه ای به پا داریم
    پدرم رفته ما عزاداریم

    پشت در سوخت بال و پر، اما

    آسمان را به ریسمان بردند
    آسمان را کشان کشان بردند

    پیش چشمان دیگران بردند
    مادرم داد زد بمان! بردند

    بازوی مادرم سپر، اما

    بین آن کوچه چند بار افتاد
    اشک از چشم روزگار افتاد

    پدرم در دلش شرار افتاد
    تا نگاهش به ذوالفقار افتاد

    گفت: یک روز یک نفر اما...


    سید حمید رضا برقعی

    {{  از این کوثر بنوش و هم بنوشان  = یاد نامه زهرایی  }}قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم "اٍنّی بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأَخلاق"


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چه کسی سند مالکیت فدک بر حضرت زهرا را پاره کرد ؟
    در برخی از تواریخ آمده که :
    ابوبکر، پس از اقامه‏ شهادت شهود، تصمیم گرفت که فدک را به دخت پیامبر بازگرداند. پس در یک ورقه از پوست، قباله‏ فدک را به نام فاطمه نوشت. فاطمه از خانه‏ او بیرون آمد. در بین راه با عمر مصادف شد . عمر از ماجرا آگاه گردید . قباله را از وى خواست و به حضور خلیفه آمد . به اعتراض گفت: فدک را به فاطمه دادى در حالى که على به نفع خود شهادت مى‏دهد . ام ایمن زنى بیش نیست. سپس آب دهان در نامه انداخت و آن را پاره کرد. (1).
    این ماجرا، قبل از آن که از سلامت نفس خلیفه حکایت کند، از تلون و ضعف نفس او حاکى است . مى‏رساند که قضاوت او تا چه اندازه تابع تمایلات افراد بوده است. ولى حلبى ماجراى فوق را به صورت دیگر نقل مى‏کند و مى‏گوید:
    خلیفه مالکیت فاطمه را تصدیق کرد. ناگهان عمر وارد شد و گفت: نامه چیست؟ وى گفت: مالکیت فاطمه را در این ورقه تصدیق کرده‏ام. وى گفت: تو به درآمد فدک نیازمند هستى، زیرا اگر فردا مشرکان عرب بر ضد مسلمانان قیام کنند، از کجا هزینه‏ى جنگى را تأمین خواهى کرد؟ سپس نامه را گرفت و پاره کرد. (2).


    پی نوشت ها:
    1. شرح نهج‏البلاغه‏ى ابن‏ابى‏الحدید، ج 16، ص 274 ، تحقیق محمد ابوالفضل ،چاپ اول ،قاهره ،دار احیاء الکتب العربیه ،1378 .
    2. سیره‏ حلبى، ج 3 ص 400 ، علی بن برهان الدین حلبی ،دار الفکر ، بیروت ،1382 .


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت آیت‌الله بهجت به توسل به حضرت زهرا علیهاالسلام تأکید می‌کردند. می‌فرمودند: «هرکسی که گرفتار است و مشکل دارد، چاره‌اش این است که متوسل شود به زهرای مرضیه».
    ایشان داستانی را نقل می‌کردند که «آقا شیخ جواد مجتهد رشتی» در نجف بوده، زنی از بستگانش می‌گوید: ما برای زیارت عتبات رفتیم، مرا در نجف به طلبه سیدی تزویج کردند و به ایران برگشتند. از سویی دوری آنها مرا ناراحت می‌کرد و از سوی دیگر، اخلاق شوهرم؛ زیرا نزدیک ظهر، چند تا مهمان می‌آورد. من هم با او بداخلاقی می‌کردم.
    این خانم می‌گوید من از شدت ناراحتی و نگرانی و دوری و تنهایی و بین عرب‌ها زندگی کردن و هیچ‌کس را نداشتن، مریض شدم. تب شدیدی گرفتم. در همان حالت تب متوسل شدم. در حالت بیداری حضرت زهرا را دیدم. فرمود شفای تو به دست شوهرت است. به این دختر توصیه فرمود با شوهرت خوش‌رفتاری کن.
    همین‌که این را فرمود، شوهرم آمد و عبایش را روی من انداخت. به مجرد آنکه عبا را روی من انداخت، تب من فرو نشست. بعد رفتم حرم حضرت امیر و اصرار کردم و گریه کرم که یا مرگ مرا برسانید یا پدر و مادرم را برسانید. گریه کردم و گریه کردم تا اینکه دیدم امیرالمؤمنین از طرف مقابل من وارد صحن شد. وارد صحن شد. من تغییر مسیر دادم. حضرت باز هم آمد آن طرف. من برای اینکه باز هم با حضرت مواجه نشوم راهم را کج کردم. از اینکه این همه خواستم و جواب ندادند ناراحت بودم. تا اینکه حضرت جلوی من آمد و فرمود: خانم، ما به تو نظر داریم. به یکی از اولاد حضرت زهرا [شوهرش] خدمت می‌کرد؛ لذا امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود: ما به تو نظر داریم. با شوهرت خوب رفتار کن. برو در سرداب منزل تا چهل روز با زغال روی دیوار علامت بگذار. روز چهلم والدینت خواهند آمد.
    درباره ایام شادی حضرت زهرا علیهاالسلام هم توصیه می‌کردند که شادی کنید، ولی شادی شما در این باشد که کمالات ایشان را نقل کنید؛ نه اینکه حرف‌های بد و رکیک به مخالفین بزنید. مجلسی تشکیل بدهید و مناقب آنها را بگویید و اقامه دلیل کنید. اینها موجب تقویت دینی مردم می‌شود.
    اگر ما مراعات نکنیم، متقابلاً بعضی از شیعیان را مورد آزار قرار می‌دهند. خدا می‌داند که آنها ممکن است گردن کسانی باشد که آن کارها را کرده‌اند.
    این مجالس خیلی ارزشمند است و گاهی ارزش آن به جایی می‌رسد که آقا می‌فرمود: میرزا حبیب الله رشتی به منبری گفته بود: من حاضرم که ثواب تمام کارهایم را بدهم به تو، تو ثواب یک مجلست را به من بدهی. آدم باید قدر بداند.
    منبع:سایت آیت الله بهجت



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمایی خاص از حرم امام رضا (عکس)
    توسط آساره در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۰۲/۲۳, ۰۹:۴۱
  2. افزایش 10 برابری جراحی زیبایی میان مردان
    توسط عبد آبق در انجمن سایر مباحث
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۰۷, ۱۲:۰۹
  3. آشنایی با هر آیه و ترجمه و تفسیر و شان نزول آیات
    توسط نرگس مهدي در انجمن شان نزول سوره ها
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۳:۰۲
  4. آمارهایی از حرم امام رضا(ع) که نمی دانستید
    توسط آساره در انجمن اخبار قرآنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۲۶, ۱۶:۴۳
  5. صحت واعتبار حدیث هایی در مورد سگ
    توسط مجید در انجمن تاویل قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۵, ۱۶:۴۰

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود