جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا اسما و اذکار الهی یکیست؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    103
    صلوات
    26480000
    تعداد دلنوشته
    296
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما آیا اسما و اذکار الهی یکیست؟!




    سلام
    در جایی خواندم که خداوند 1000 اسم دارد و فرموده امام جعفر صادق ع را هم دیدم که 99 یا 100 اسم را مخصوص خداوند فرموده.
    از طرفی در دعای جوشن کبیر هم 100 اسم از اسامی همراه با صفات آمده.اگه اشتباه نکنم:
    اگر لا در عربی قبل از اسمی بیاید اعظم تر و اکرم تر و اگر بعد از لا بیاید اعظم و اکرم هست. مثل یا کبیر و لا یصغر - یا جواد من لا جواد له و ...


    تفاوت اسم با صفات الهی در چیه!؟آیا مثل مسلمان و مومن بودن هست.مثلا فردی نام شایسته که داشته باشد هم حتی اگر عملی خوب انجام ندهد و بمیرد مسلمان مرده!
    البته افراد چاق و لاغر میتواند نشانی از صفات داشتن هم قلمداد شود یا نشود.
    خیلی از ما ها اسم الهی داریم ولی تمام صفات الهی را نداریم. گمونم عبدالصمد با یقین بهترین اسم هست.
    من کتاب اسماء الحسنی را دارم و کتابی است که با حروف ابجد هم اسامی خداوند را آورده و معنی کرده.
    لطفا بیشتر در این باره بفرمائید


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 13 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آیا اسما و اذکار الهی یکیست؟!






    کارشناس بحث: استاد طاها

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    آیا اسما و اذکار الهی یکیست؟!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    واژه «اسم» در لغت و زبان عربی معنایی دارد و در تحلیل عقلی معنایی دیگر.

    اجمالا عرض میکنیم:

    در ادبیات و زبان عربی، اسم یعنی لفظی که دلالت بر ذات دارد؛(مفردات راغب، ذیل ریشه لغوی: سما)

    مثلا واژه «علی» دلالت دارد بر انسانی با فلان خصوصیات؛ که به این «انسان با این خصوصیات» میگویند یک ذات.

    بنابراین معنای لغوی «اسم» حاکی از واژگانی است که بشر برای اشاره به حقیقتی وضع کرده است.

    تا اینجا با معنای لغوی و ادبی اسم در زبان عربی آشنا شدیم.

    اما از نظر تحلیل عقلی، اسم تنها در کلمات و واژگان خلاصه نمیشود بلکه گاه به حقایقی خارجی نیز اسم گفته میشود.

    ابتدا یک مثال:

    ذاتی را در نظر بگیرید که دارای خصوصیتی به نام علم است.

    در زبان عربی به چنین ذاتی «عالم» میگویند. بنابراین واژه عالم چون اشاره به حقیقتی (یعنی ذات دارای خصوصیت علم) دارد از اینرو میتوان به آن اسم گفت.

    عقل میپرسد چه خصوصیتی در واژه «عالم» است که این واژه را لایق «اسم» نامیدن کرده است؟ و بلافاصله پاسخ میدهد: کشف از ذات و حقیقت خارجی. یعنی واژه عالم چون اشاره به ذات و حقیقتی به نام « ذات دارای خصوصیت علم » دارد از اینرو به آن اسم گفته شده است.

    اینجاست که عقل میگوید: آیا خود «ذات و حقیقتی که متصف به علم است» کشف کاملتر و اشاره قویتری در این باره ندارد؛ به عبارت دیگر، آیا واژه بهتر میتواند ذات و حقیقت خارجی را بنمایاند یا خود آن ذات و حقیقت خارجی؟

    از نقطه نظر تحلیل عقلی، خود « ذات دارای خصوصیت علم » کشف کاملتر و اشاره قویتری به خود دارد تا واژه «عالم».

    اینجاست که گفته میشود اسم حقیقی، همان ذات و حقیقت متصف به علم است که در خارج تحقق دارد و «عالم» حقیقی همان ذات و حقیقت خارجی است و واژه «عالم» در حقیقت اسمِ اسم است و توسط بشر ساخته شده تا اشاره ای باشد به اسم حقیقی (یا بگویید: عالم حقیقی).

    این تحلیل عقلی در منابع دینی اسلام (قرآن و روایات) تایید شده است.

    خلاصه اینکه ما با سه اصطلاح مختلف آشنا شدیم:

    1. صفت
    2. اسم
    3. اسمِ اسم


    اگر بخواهیم این اصطلاحات را روی مثال گذشته ترسیم کنیم این میشود:
    صفت = علم
    اسم = ذات متصف به علم (عالم حقیقی)
    اسمِ اسم = لفظ و واژه عالم. (ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 27)

    با حفظ این مقدمه عرض میکنیم:

    وقتی گفته میشود «اسمای حسنای الهی» منظور واژگانی است (اسم اسم) که به اسم حقیقی یعنی ذات خداوند همراه وصفی از صفاتش، اشاره دارد؛ مثلا واژه «علیم» در این آیه قرآن: وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (بقره/29) اسمی است که اشاره به ذات متصف به علم دارد بنابراین واژه علیم «اسم اسم» است همانطور که حقیقت ذات خدا که متصف به علم است «اسم» و علم «صفت» است.

    و باز اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم:

    واژه علم، کاشف از حقیقت علم خداست

    و واژه علیم، کاشف از حقیقت علیم بودن خداست یعنی ذات خدا که دارای حقیقت علم است.(ترجمه الميزان، ج‏8، ص: 461)


    نکته ای که اینجا باید اضافه نمود این است که آنچه در جهان آفرینش مشاهده میکنیم و رخ میدهد همه آثار اسماء حقیقی خداوند است (نه اسم اسم) و آنچه در روایات درباره تعداد اسماء الهی ( مثلا 99 اسم) و یا درباره اسم اعظم و آثار عجیب آن آمده، مربوط است به اسم حقیقی نه اسمِ اسم.

    با توضیحاتی که گذشت روشن میشود:

    1. اسم در اندیشه اسلامی دو کاربرد دارد: اسم حقیقی و اسم اسم. میان اسم اسم و اذکار تفاوتی نیست اما میان اسم حقیقی و اذکار تفاوت است.

    2. اسماء حسنای الهی قابل شمارش نیست زیرا تعداد کمالات الهی که این اسماء حسنا کاشف از آن کمالات هستند محدود به شماره خاصی نیست. بنابراین آیات و روایاتی که درباره تعداد اسمای حسنی سخن گفته اند در مقام حصر و محدود کردن اسمای الهی نبوده اند. (ترجمه الميزان، ج‏8، ص: 466)

    3. تفاوت اسم با صفت الهی روشن شد.

    4. اسمی از خدا که در نامگذاریها استفاده میشود (مثلا عبد الصمد) اسم اسم است نه اسم حقیقی.

    5. اینکه از میان اسمای الهی کدام بهتر است آنچه در روایات آمده، اسم اعظم از همه دیگر اسماء بهتر است اما اینکه اسم اعظم چیست خود جای بحث فراوانی دارد.

    در پناه حق



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    103
    صلوات
    26480000
    تعداد دلنوشته
    296
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 12 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ضمن تشکر از شما استاد گرامی
    از بیانات شما دریافتم که : تمام اسامی خداوند با صفاتش هم خوانی دارد، یعنی اگر الصمد بود واقعا بی نیاز است و حتی از آنچه اراده کرده که موجود باشد یا نباشد هم بی نیاز است.
    و صدا زدن محتاج به او، از اسم و صفت جواد بودنش بهره میبرد که لایق پاسخ باشد یا نه!
    آنجا که خداوند خطاب به پیامبر اسلام ص فرمود من محمودم و تو محمد یا احمد، درجه و مقام و حرمت نام محمود نسبت به محمد و احمد را نشان میدهد. و البته خداوند بینیاز همان محمود بودن را هم هدیه به نام های رسول الله ص کرده و طبق فرموده ائمه اطهار ع ذره ای از صفات او را لایق شدیم که او بهتر حال بنده خود میداند.
    نتیجه:
    تنها خداوند لایق اسم و صفات مطلق است و اگر عنایت رسول دوره و جانشینانش باعث شد که نامی از بهترین نام ها را دریافت کند، شایسته است که برای داشتن نام هم حرمت صفات را رعایت کند، تا حق اسم را هم ادا کرده باشد.
    آیا صحه میگذارید به دریافت بنده؟

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجواد طاهری نمایش پست
    آیا صحه میگذارید به دریافت بنده؟
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    اشکالی در مطالب شما ندیدم.

    در پناه حق



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود