صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برهان های کیهان شناختی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برهان های کیهان شناختی




    توماس اکویناس در بخشی از یرهان سوم ( یرگرفته از امکان و وجوب ) در کتاب کلیات الهیات می گوید :
    1- در زمان حاضر موجودات ممکنی ( موجوداتی که ممکن است باشند یا نباشند ) وجود دارند .
    2- هر چه که بتواند موجود نباشد ، در مقطعی از زمان وجود ندارد . ( آنچه که می تواند نباشد ، زمانی وجود ندارد )
    3- از اینرو ، اگر همه موجودات ممکن باشند ، آنگاه در مقطعی از زمان هیچ چیز وجود نداشته ( نتیجه از 2 )
    هنگامی که گزاره ( 2 ) و همچنین پیوند ( 2 ) - ( 3 ) را مورد توجه قرار می دهیم نقض برهان آشکار می گردد . در وهله نخست برهان بیان می دارد : ( 2 ) " هر چه که بتواند موجود نباشد ، در مقطعی از زمان وجود ندارد " . به هیچ روی روشن نیست که ( 2 ) صادق باشد . به چه دلیل نمی توان موجود ممکنی داشت که همواره وجود داشته است و همواره وجود خواهد داشت) هستان شناختی ضروری ) ؟ آیا این امر واضح است که چنین چیزی اصلاً نمی تواند موجود باشد ؟ مسلماً چنین چیزی نیست .
    بر فرض که ( 2 ) درست باشد، آنگاه از ( 2 ) نتیجه نمی شود که ( 3 ) : " اگر همه موجودات ممکن باشند ، آنگاه در برهه ای از زمان هیچ چیز وجود نداشته است " . آنچه ( 2 ) می گوید این است که :
    ( a) : " برای هر موجود ممکنی مانند B ، زمانی همچون T هست که B در T وجود ندارد " .
    اما برهان اکویناس از (a) نتیجه می گیرد که :
    (b ) : " زمانی مانند T هست که در آن هیچ موجود ممکنی وجود ندارد ".
    این استنتاج مغالطه آمیز می باشد ، زیرا شبیه این استدلال است که :
    ( c ) " برای هر شخص مانند A شخصی مانند B وجود دارد به گونه ای که B مادر A است "
    بر گزاره :
    ( d ) " شخص واحد B وجود دارد به گونه ای که برای هر شخص مانند A ، آنگاه B مادر A است " .

    ( c ) ظاهراً به اندازه کافی روشن می باشد ولی ( d ) نه تنها روشن نیست ، بلکه اصلاً از ( c ) نتیجه نمی گردد . به نحو مشابهی فرض کنید که صادق باشد که برای هر شیئی زمانی مانند T هست که در آن زمان وجود ندارد (x)(t)-(x was at t) ؛ اما نمی توان به نحو صحیحی نتیجه گرفت که زمانی مانند T هست که هیچ چیز نمی تواند در آن زمان وجود داشته باشد (t)(x)-(x was at t) یا بگونه مشابه (t)-(x)(x was at t∃) . از اینرو برهان سوم توماس اکویناس سفسطه می باشد .
    4- مجموعه نامتناهی از موجودات ممکنی که هر یک وجودش معلول دیگری است ، نمی تواند وجود داشته باشد .( 4 از برهان سوم اکویناس نیست )
    به هیچ روی روشن نیست که ( 4 ) صادق باشد .
    چنانچه جوردن هوارد سوبل می گوید :

    هیچ فرنود بسنده ای وجود ندارد که اینگونه بیاندیشیم که سری نامتناهی موجودات ممکن ، نا ممکن است .


    برپایه ( 4 ) بسیاری از خداباوران می اندیشند که ناممکن است در سری بینهایت رویداد ها لحظه نخست و آغازینی وجود نداشته باشد ، زیرا شبیه تفسیر دوم پارادوکس زنون خواهد شد ( همانند مثال سربازان فارابی ) :
    اگر پاره خطی بينهايت بار تقسيم پذير باشد، آنگاه حركت ناممكن است، در پارادوکس زنون آشیل برای آنکه از نقطه الف به ب برود باید ابتدا نصف فاصله الف تا ب را بپیماید ( فرض کنید نقطه پ است) اما برای آنکه از الف به پ برود باید نصف فاصله الف تا پ را طی کند ( فرض کنید نقطه چ است ) و به همین ترتیب . از اینرو اشیل هیچگاه شروع به حرکت نکرده و نمی تواند از نقطه الف به ب برود .
    پارادوکس زنون کمکی به برهان جهان شناختی نمی کند زیرا اگر نقطه آغازین و شروعی وجود نداشته و آشیل همیشه و همه وقت بی وقفه در حرکت بوده باشد آنگاه پارادوکس زنون ( همانند فرنود سربازان فارابی ) از کار خواهد افتاد .
    5- بنابراین ، موجود واجبی وجود دارد که وجوبش بذاته است و این همان است که خداباوران از او بعنوان خدا سخن می گویند .
    دیگرآنکه برهان جهان تنها بخشی کوچکی از اعتقادات خداباوران را تایید می کند و در مورد سایر بخش ها کاملاً مبهم است . براستی چه امری ما را بدین اندیشه سوق می دهد که اگر موجودی ( بذاته ) واجب ثابت شود وجود خدا ثابت شده است ؟ از اینرو برهان جهان شناختی سفسطه (Fallacy of bloated conclusions ) می باشد .

    اما برهان می توانند شکل دیگری نیز داشته باشد ، همانند :
    6- در زمان حاضر موجودات ممکنی ( موجوداتی که نمی تواند علت کافی برای وجود خودش فراهم سازد ) وجود دارند .
    7- برای هر چیزی که وجود دارد علت کافی ( توضیح کامل ) وجود دارد .
    8- موجودی ضروری است اگر و تنها اگر خود دلیل کافی خویش باشد .
    9- یک پرهون موجودات ممکن که هر یک علت کافی بعدی را فراهم می کند برای وجودش یک دلیل کافی نیاز دارد ( علت کافی برای وجود داشتن پرهون موجودات ممکن )
    10- علت کافی برای یک پرهون موجودات ممکن که هر یک علت کافی بعدی را فراهم می کند نمی تواند عضوی از پرهون باشد .
    11- سری بینهایت از موجودات ممکن که هر یک علت کافی بعدی را فراهم می کند به یک علت کافی نیاز دارد ( علت کافی برای وجود داشتن سری بینهایت از موجودات ممکن )
    12- علت کافی سری بینهایت از موجودات ممکن که هر یک علت کافی بعدی را فراهم می کند نمی تواند عضوی از سری باشد .
    13- از اینرو موجود ضروری وجود دارد که وجود موجودات ممکن را برقرار می سازد .
    14- و این موجود ضروری همان است که خداباوران از او بعنوان خدا سخن می گویند .
    15- خدا وجود دارد .
    از نوشتار برداشت می شود که :
    S : ضرورتاً برای هر وضع و حالت ممکن جهان یک توضیح کامل و بی کم و کاست وجود دارد که بیان می دارد چرا جهان به جای هر وضح و حالت ممکن دیگر چنین وضح و حالتی را دارد .
    براستی چه امری ما را بدین اندیشه سوق می دهد که S ضرورتاً صادق است ؟ آیا فرنودی برای درستی S وجود دارد ؟ من دو ایراد بر S وارد می کنم :
    ویرایش توسط Borzin : ۱۳۸۷/۰۶/۲۷ در ساعت ۲۱:۱۰

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایراد 1:

    اگر بیاندیشیم که گزاره های ممکن صادق وجود دارند ، معقول بنظر می رسد که بپنداریم یک مهینه گزاره ممکن صادق وجود دارد که این گزاره ممکن صادق تلفیق همه گزاره های صادق ممکن می باشد . اگر برای گزاره درست S ، گزاره درست و متفاوت W وجود دارد که بشکل کامل بیان می دارد چرا S درست می باشد ، آنگاه گزاره توضیح دهنده نمی تواند ممکن باشد زیرا هیچ گزاره ممکنی نمی تواند ( بگونه کامل ) صدق خودش را توضیح دهد . اما از آنجا که گزاره توضیح دهنده گزاره توضیح خواه را در پی خواهد داشت نتیجه می گردد که اگر گزاره توضیح دهنده ضروری باشد آنگاه گزاره توضیح خواه نیز ضروری خواهد بود . از اینرو اگر بپنداریم یک مهینه گزاره ممکن صادق وجود دارد گزاره های ممکن صادقی وجود دارند که صدقشان توضیحی ندارد .

    ایراد 2 :

    اصل دلیل قیاسی ( PDE ) بیان می دارد که برای تمامی حقایق ممکن یک دلیل قیاسی با مقدمات راستین وجود دارد .
    16- یک توضیح قیاسی برای یک گزاره یک دلیل و برهان صادق و موثق با مقدمات درست می باشد .
    17- اگر P یک توضیح قیاسی برای یک گزاره ممکن c باشد ، آنگاه اگر p تنها فرض Pبوده و p ممکن باشد ، آنگاه c درپی دارنده p نیست .
    از آنجاکه p ، c را در پی خواهد داشت ، اگر c ، p را در پی می داشت ، آنگاهP دچار دور می گشت . فرض ( 17 ) از این نتیجه گشته که گزاره های ممکن صدق دربردارنده دلایل کافی خود نیستند . از اینرو اثبات ، یک برهان و دلیل قیاسی صادق و معتبر می باشد که هر یک از مقدمات آن ضرورتاً درست است .
    18- اگر یک گزاره صادق و معتبر ممکن وجود داشته باشد آنگاه یک گزاره ممکن صادق وجود خواهد داشت که همه ی گزاره های صادق ممکن را در پی خواهد داشت .
    19- برای هرکدام از گزاره های درست ، یک گزاره درست وجود دارد که دقیقاً این گزاره ها ، خودش و هر گزاره ضروری را در پی خواهد داشت .
    بر پایه آنچه گفته شد و( 17 ) – ( 18 ) ، بدون مشکل می توانیم بپنداریم که هر گزاره ای یا ضروری و یا ممکن است . برای آنکه نشان دهیم اصل دلیل قیاسی ( PDE ) پیشامد های ممکن را از میان خواهد برداشت فرض می کنیم که اینکار را نخواهد کرد :
    20-اصل توضیح قیاسی ( PDE ) .
    و برای گزاره c :
    21-گزاره c یک حقیقت ممکن است .
    ناسازگاری را می توان از ( 16 ) – ( 19 ) به همراه ( 20 ) و ( 21 ) بدست آورد . بدین معنا که بافرض ( 16 ) – ( 19 ) ، اگر اصل دلیل قیاسی ( PDE ) ، آنگاه یک گزاره ممکن صادق وجود نخواهد داشت . برای بدست آوری ناسازگاری از ( 21 ) و ( 18 ) بدست می آید که برای گزاره ی C خواهیم داشت :
    22-گزاره C حقیقتی ممکن است که همه ی حقایق ممکن را در پی خواهد داشت .
    از اصل توضیح قیاسی ( PDE ) بدست می آید که C یک توضیح قیاسی دارد . بپندارید که DX چنین توضیح قیاسی باشد . فرض کمکی ( 19 ) بیان می دارد که برای C یک توضیح استنتاجی با فرض یگانه وجود دارد که فرض یگانه درپیدارنده فرض های ممکن ، از DX و هر گزاره ضروری می باشد . فرض کنید DX2 یک چنین توضیح استنتاجی برای گزاره C بوده و Pr تنها مقدمه آن باشد .
    23- مقدمه Pr توضیح استنتاجی برای گزاره C می باشد .
    24- مقدمه Pr صادق است .
    مشاهده می گردد که :

    25- Pr ضروری نیست :

    برهان مکمل : DX2 طبق ( 16 ) یک برهان و دلیل قیاسی صادق و معتبر می باشد . فرض کنید که مقدمه آن Pr ضروری باشد . آنگاه ، از آنجاکه Pr صادق است ، ( 24 ) ، نتیجه اش C از DX2 ، تنها درست و صادق نیست ، بلکه ضروری است . بنابراین ازآنجا که C ، c را در پی خواهد داشت ، c حقیقتی ضروری است . بنابراین c ممکن نخواهد بود ، ممکن و ضروری پادنهش هستند ، که این مخالف ( 21 ) می باشد .

    همچنین مشاهده می گردد که :
    26- مقدمه Pr ممکن نیست :
    برهان مکمل : فرض کنید ( * ) : مقدمه Pr ممکن است ، از ( 22 ) داریم ( ** ) : گزاره C ممکن است . نتیجه می گردد که طبق ( 17 ) ، از ( 23 ) ، ( * ) و ( ** ) که : ( *** ) مقدمه Pr در پی C نبوده است . اما برای ناسازگاری از ( 17 ) و ( * ) نتیجه می گردد که Pr در پی C بوده است .

    ما از ( 24 ) - ( 26 ) و اصل بدون اشکال هر گزاره صحیحی یا ضروری و یا ممکن است داریم :
    27-مقدمه Pr ضروری است .
    نتیجه ای که از ( 27 ) بدست می آید با ( 25 ) ناسازگار و در تناقض می باشد که این تناقض برهان ما را کامل می کند که از ( 20 ) شروع گشت و نشان داد که ( 16 ) – ( 19 ) موجب خواهد شد که اگر اصل دلیل قیاسی ( PDE ) درست باشد آنگاه پیشامد های ممکن را از میان خواهند رفت .

    ویرایش توسط Borzin : ۱۳۸۷/۰۶/۲۷ در ساعت ۲۱:۰۵

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنا بر اندشیه اکویناس ، موجودات ممکن ، ممکن است باشند یا نباشند ، از این بدست می آید که موجود ضروری :

    تفسیر ( 1 ) : موجودی ضروری است اگر و تنها اگر آن در تمامی جهان های ممکنی که وجود داشته ، در تمامی زمان ها ( هر زمامی ) وجود داشته باشد .


    اما با درستی تفسیر ( 1 ) ، براستی چه امری ما را بدین اندیشه سوق می دهد که جهان فیزیکی نمی تواند ضروری باشد ؟ حتی اگر برای اجزاء جهان ممکن باشد که باشند یا نباشند ، باز هم جهان فیزیکی می تواند ( بنا بر تفسیر 1 ) ضروری باشد .

    جهان فیزیکی بدین معنا ضروری است که : هیچ جهان ممکنی وجود ندارد که جهان فیزیکی در زمانی وجود داشته با این همه در همه زمان ها وجود نداشته باشد .


    همچنین اگر جهان فیزیکی را یک " چیز " بشمار آوریم ، بنا به تفسیر ( 1 ) آنگاه جهان فیزیکی ضروری بوده و همچنین همه چیز ها ممکن ( بنا بر گفتار بالا ) نیستند . ( همچنین برپایه تعریف ( 1 ) جهان فیزیکی ضرورت خود را از چیز دیگری دریافت نداشته )


    اما تفسیر دیگری می توان از موجود ضروری داشت ( گزاره منطقاً ضروری ) :

    تفسیر ( 2 ) : موجود منطقاً ضروری ، موجودی می باشد که در هر جهان ممکنیوجود دارد و در برابر موجود ممکن تنها در برخی جهان های ممکن وجود می یاید .


    اما بیشتر فلاسفه ( کسانی که برهان های هستی شناختتی را نمی پذیرند ) بر تفسیر ( 2 ) خرده می گیرند که جهانهای منطقاً ممکن بسیاری خواهند بود که خدا نمی توانسته بدانها فعلیت بخشد ، و از اینرو خدا نمی تواند موجودی منطقاً ضروری باشد .


    براستی چه امری ما را بدین اندیشه سوق می دهد که خدا موجودی منطقاً ضروری است ؟ شاید پدافندگر تفسیر ( 2 ) می اندیشد :

    28- ممکن است که ضرورتاً خدا وجود داشته باشد . [ G□◊ ]


    اما برپایه سیستم 5 منطق موجهات :

    29- اگر ممکن باشد که گزاره ای واجب باشد ، آنگاه آن گزاره واجب است [p → □p □◊]


    برپایه ( 28 ) :

    30- ممکن است که خدا ضروری باشد [ G □]


    اما چرا باید ( 28 ) را بپذیریم ؟ ( تفاوت میان ( 28 ) و ( 30 ) تنها صوری است ) برپایه سیستم 5 منطق موجهات :

    31- اگر گزاره ای صادق باشد آنگاه آن گزاره ممکن است . [p → ◊p]


    از اینرو با ( 31 ) ، ( 30 ) به ( 28 ) کاهش می یابد . که می گوید که :

    32- ممکن است گزاره ای واجب باشد اگر و تنها اگر آن گزاره واجب باشد [p ↔ □p □◊]



    از ( 32 ) :



    33- ممکن است که واجب باشد خدا وجود داشته اگر و تنها اگر ضروری باشد که خدا وجود داشته باشد [G ↔ □G □◊]



    اما چرا باید بپذیریم خدا منطقاً ضروری است ؟ ضروری بودن که با حدس و گمان و یا مفروض گرفتن نیست ، بلکه گزاره ای ضروری است که نقیضش دچار تناقض گردد اما پندار نبود خدا آشکارا همانند گزاره "4≠2+2 نمی باشد . بسیاری از متدينان ژرف انديش یا دست كم كسانى كه اهل تفكرو اندیشه اند نیز پندار نبود خدا را همانند گزاره "4≠2+2 نمی دانند ، چنانچه ریچارد سوئین برن نیز می گوید که وجود فیزیکی جهان پیچیده با پندار وجود نداشتن خدا سازگار است :

    34-گزاره ای ضروری است اگر و تنها اگر ممکن نباشد که گزاره کاذب گردد [p ↔ ¬◊¬p □]

    اما وجود نداشتن خدا تناقضی در پی نخواهد داشت . از اینرو :
    35- ممکن است که خدا وجود نداشته باشد [G ¬◊]


    36- ضروری نیست که خدا وجود نداشته باشد [G □¬]



    37- گزاره ای ممکن است اگر و تنها اگر ضرورتاً گزاره ممکن باشد [p ↔ □◊p ◊]


    از اینرو برپایه ( 35 ) و ( 37 ) :

    38- ضرورتاً ممکن است که خدا وجود نداشته باشد [G¬◊□ ]



    39- ضرورتاً ضروری نیست که خدا وجود داشته باشد [G□¬□]




    40- ممکن نیست که اینگونه نباشد که وجود داشتن خدا ضروری نباشد [G □¬¬◊¬]



    41- ممکن نیست که وجود داشتن خدا ضروری باشد [G □◊¬]
    ( 41 ) پادنهش ( 28 ) است ، از اینرو براستی چرا برخی وجود خدا را منطقاً ضروری می دانند ؟



    از سویی دیگر بیان :

    42 : خدا علت وجودی نداشته ، همیشه وجود خواهد داشت و وابسته و متکی به چیزی نیست .


    نیز برای منطقاً ضروری بودن خدا بسنده نیست ، زیرا تفسیر متافیزیکی دیگری نیز می توان بدین گونه داشت :

    43 : خدا باشنده ای ضروری است بدین معنا که در هر جهان ممکنی که خدا وجود داشته باشد او همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهد داشت . در جهان ممکنی که خدا وجود دارد او علتی نداشته و وابسته و متکی به چیزی نیست .


    اگر تفسیر ( 43 ) را بپذیریم ( چرا نباید بپذیریم ؟ ) آنگاه خدا در تمامی جهان های ممکن وجود ندارد با اینکه (42 ) درست می باشد ( تفسیر ( 43 ) می تواند با خداناباوری کاملاً سازگار باشد )

    برپایه آنچه گفته شد ، هیچ یک از برهان های بررسی شده نمی توانند وجود خدا را اثبات کنند .
    ویرایش توسط Borzin : ۱۳۸۷/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۷:۱۸

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    همه این براهین توسط دیوید هیوم و امانوئل کانت بصورت کاملا جدی نقد و بی اعتبار شده اند بزودی تارخچه و بیان مجددی از این برهان توسط نرمن گیسلر و پاسخ به اشکالات برهان جهان شناختی رو در یک پست مطرح میکنیم

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    همه این براهین توسط دیوید هیوم و امانوئل کانت بصورت کاملا جدی نقد و بی اعتبار شده اند بزودی تارخچه و بیان مجددی از این برهان توسط نرمن گیسلر و پاسخ به اشکالات برهان جهان شناختی رو در یک پست مطرح میکنیم
    آیا شما نوشتار را خواندید ؟ چون در حقیقت این جستار رد برهان های کیهان شناختی است و نه تائید آن . نورمن گیسلر هم فیلسوف شناخته شده ای بحساب نمی آید ( در واقع یک مبلغ مذهبی هست ) از اینرو کوشش خواهم کرد در نوشتار دیگر برهان ویلیام لن کریگ را بررسی کنم ( که همراه پروفسور ریموند بردلی نوشته ام )
    ویرایش توسط Borzin : ۱۳۸۷/۰۶/۲۷ در ساعت ۲۱:۵۵

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    عزیز دل برادر نرمن گیسلر یک فلسفه دان است مثل مکگرت ایا شما برهان بازتعریف شده او را خوانده ای

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    منطقا ممکن است هیچ چیز وجود نداشته باشد اما تجربا هرگز اشتباه این براهین اینجاست

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نوشته های شما از بیخ و بن اشتباه است و مسائل اساسی رو در نظر نگرفته است

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    عزیز دل برادر نرمن گیسلر یک فلسفه دان است مثل مکگرت ایا شما برهان بازتعریف شده او را خوانده ای


    نورمن گیسلر را بیشتر یک ردیه نویس و مبلغ مسیحی می شناسند تا یک فیلسوف ( آشکار است که او فلسفه می داند ) ، پس گفته نخست من ناسازگار نیست ." مکگرت " راهم نمی شناسم .

    Norman L. Geisler (born 1932) is a Christian apologist and the co-founder of Southern Evangelical Seminary outside Charlotte, North Carolina. . . . Geisler is best known for his scholarly contributions to the subjects of Christian apologetics, philosophy, and moderate Calvinism and is author, coauthor, or editor of over sixty books and hundreds of articles. He is regarded by some as one of the foremost living Protestant Thomistic (or classical) apologists of the Christian religion


    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    منطقا ممکن است هیچ چیز وجود نداشته باشد اما تجربا هرگز اشتباه این براهین اینجاست


    این گفته چه ربطی به نوشتار داشت ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    نوشته های شما از بیخ و بن اشتباه است و مسائل اساسی رو در نظر نگرفته است


    می توان در موردش گفتگو کرد ، از اینرو منتظر روشن گری تان می مانیم .

    در نوشتار زیر من برهان علت نخستین ویلیام لن کریگ را بررسی کرده ام ، نوشتار به زبان انگلیسی است که آنرا به فارسی برگردان خواهم کرد :

    http://rapidshare.com/files/146298603/The_causal_premise.docx
    ویرایش توسط Borzin : ۱۳۸۷/۰۶/۲۸ در ساعت ۲۰:۱۴

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    انستر مک گرت هم کتابی بنام ÷ندار داوکینز نوشته است بعد از سم فرایمن


    عرض کردم شما برهان ایشان و ÷اسخ به اشکالات او را خوانده اید که ببینید در چه حد است .... چطوری بحث کرده است او دکترای فلسفه دارد مدرک .. مگر هیچ فیلسوف مذهبی وجود ندارد .. اصلا اکویناس که شما برهانش را نقد کرده اید یک فیلسوف مذهبی بوده .... بعد همینطوری بیایید بگویید چون فلان کس مذهبی است نفهم است... خراب میگوید


    EDUCATIONAL BACKGROUND
    William Tyndale College, 1950-55 (diploma); University of Detroit, 1956-57; Wheaton College, 1958 (B.A. in philosophy); Wheaton Graduate School, 1960 (M.A. in theology); William Tyndale College, 1964 (Th.B.); Wayne State University Graduate School, 1964 (work in philosophy); University of Detroit Graduate School, 1965-66 (work on M.A. in philosophy); Northwestern University, Evanston, 1968 (work in philosophy); Loyola University, Chicago, 1967-70 (Ph.D. in philosophy).
    PROFESSIONAL EXPERIENCE
    Graduate Assistant in Bible-Philosophy Department, Wheaton College, 1959; Part-time Instructor in Bible at Detroit Bible College, 1959-62; Full-time Assistant Professor of Bible and Apologetics at Detroit Bible College, 1963-66; Full-time Associate Professor of Philosophy at Trinity College, 1970-71; visiting Professor of Philosophy of Religion, Trinity Evangelical Divinity School, 1969-70; Chairman of Philosophy of Religion, Trinity Evangelical Divinity School, 1970-79; Professor of Systematic Theology, Dallas Theological Seminary, 1979-1988; Dean of Liberty Center for Research and Scholarship, Lynchburg, VA, 1989-91. He was President of Southern Evangelical Seminary (1999-2006) and Dean (1992-99, 2006-07), Charlotte, NC, which he co-founded in 1992. Currently, he is professor of Theology and Apologetics at SES. He has been an internationally known speaker at churches, retreats, pastor's conferences, universities, radio, and television since 1960.
    PULPIT MINISTRY
    Director of Northeast Suburban Youth for Christ, near Detroit, 1952-54; Pastor of Dayton Center Church, Silverwood, Michigan, 1955-57 (ordained there 1956); Assistant Pastor of River Grove Bible Church, River Grove, Illinois, 1958-59; Pastor of Memorial Baptist Church, Warren, Michigan, 1960-63; President of Alumni of Detroit Bible College, 1961-62; several interim pastorates in Michigan, Illinois, and Texas, 1965-; "Quest for Truth," radio ministry 1981-91. Senior Pastor of Southern Evangelical Church 2003-07.
    MEMBERSHIPS
    Evangelical Theological Society, 1964-2003 (see Resignation Article); American Philosophical Society, 1968-; Evangelical Philosophical Society, 1976-; American Scientific Association, 1980-; American Theological Society, 1980; American Academy of Religion, 1982-; Founder and President of the International Society of Christian Apologetics, 2006-.

    PUBLICATIONS
    Books authored or co-authored:
    General Introduction to the Bible (Moody Press, 1968)
    Ethics: Alternatives and Issues (Zondervan, 1971)
    The Christian Ethic of Love (Zondervan, 1973)
    Philosophy of Religion (Zondervan, 1974)
    From God to Us (Moody Press, 1974)
    To Understand the Bible--Look for Jesus (Moody Press, 1975)
    Christian Apologetics (Baker Book House, 1976)
    A Popular Survey of the Old Testament (Baker Book House, 1977)
    The Roots of Evil (Zondervan, 1978)
    Inerrancy (Zondervan, 1979)
    Introduction to Philosophy: A Christian Perspective (Baker, 1980)
    Options in Contemporary Christian Ethics (Baker Book House, 1981)
    Biblical Errancy: Its Philosophical Roots (Zondervan, 1981)
    Decide for Yourself: How History Views the Bible (Zondervan, 1982)
    The Creator in the Courtroom--Scopes II (co-author, Baker, 1982)
    What Augustine Says (Baker Book House, 1982)
    Is Man the Measure? (Baker Book House, 1983)
    Cosmos: Carl Sagan's Religion for the Scientific Mind (Quest Publications, 1983)
    Religion of the Force (Quest, 1983)
    To Drink or Not to Drink: A Sober Look at the Problem (Quest, 1984)
    Perspectives: Understanding and Evaluating Today's World Views (Here's Life Publications, 1984)
    6-Part Video Series: "Christianity Under Attack" (Quest, 1985)
    Christianity Under Attack (Quest, 1985)
    False Gods of Our Time (Harvest House, 1985)
    General Introduction to the Bible (revised and expanded, 1986)
    Reincarnation Sensation (Tyndale, 1986)
    Origin Science (Baker, 1987)
    Philosophy of Religion (revised, 1988)
    Signs and Wonders (Tyndale, 1988)
    World's Apart, (Baker 1989)
    Knowing The Truth About Creation (Servant, 1989)
    The Infiltration of the New Age (Tyndale, 1989)
    The Battle for the Resurrection (Thomas Nelson, 1989)
    Apologetics in the New Age (Baker, 1990)
    Come Let Us Reason: An Introduction to Logical Thinking (Baker, 1990)
    Gambling: A Bad Bet (Fleming H. Revell, 1990)
    The Life and Death Debate (Greenwood, 1990)
    In Defense of the Resurrection (Quest, 1991)
    Thomas Aquinas: An Evangelical Appraisal (1991)
    Matters of Life and Death: Calm Answers to Tough Questions about Abortion and Euthanasia (Baker, 1991)
    Miracles and the Modern Mind: A Defense of Biblical Miracles (Baker, 1991)
    When Critics Ask: A Handbook on Bible Difficulties (Victor, 1992)
    Miracles and the Modern Mind: A Defense of Biblical Miracles (Baker, 1992)
    Answering Islam (Baker, 1993)
    Roman Catholics and Evangelicals (1995)
    Love Is Always Right (Word, 1996)
    Creating God in the Image of Man? (Bethany House, 1997)
    When Cultists Ask (Baker, 1997)
    The Counterfeit Gospel of Mormonism (Harvest House, 1998)
    Legislating Morality (Bethany House, 1998)
    Baker’s Encyclopedia of Christian Apologetics (Baker, 1999)
    Chosen But Free (Bethany, 1999)
    Unshakable Foundations (Bethany, 2001)
    Why I Am a Christian (Baker, 2001)
    Battle for God (Kregel, 2001)
    TruthQuest Living LoudL Defending Your Faith (Broadman & Holman, 2002)
    Systematic Theology, Vol 1 (Bethany, 2002)
    Answering Islam (revised, Baker, 2002)
    Who Made God? (Zondervan, 2003)
    Is Your Church Ready? (Zondervan, 2003)
    Systematic Theolgy, Vol 2 (Bethany, 2003)
    I Don't Have Enough Faith to Be an Atheist (Crossway, 2004)
    Systematic Theology, Vol 3 (Bethany, 2004)
    Systematic Theology, Vol 4 (Bethany, 2005)
    Bringing Your Faith to Work (Baker, 2005)
    Why I Am a Christian (revised, Baker, 2006)
    Integrity at Work (Baker, 2007)
    Creation in the Courts (Crossway, 2007)
    Popular Survey of the New Testament (Forthcoming Baker, 2007)
    Love Your Neighbor (Crossway, 2007)
    Reasons for Faith (Crossway, 2007)
    Conviction Without Compromise (Harvest House, 2008)
    The Apologetics of Jesus (Baker, 2008)
    Conversational Evangelism (Harvest House, 2008)
    DEBATES
    “Can the Existence of God Be Proven?” with Professor Milton Rosenberg at College of Lake County (1973); “Sexual Morality: Relative or Absolute?” with Professor Kenneth Simonson at College of Lake County (1973); “Is Christianity Credible?” with Dr. Michael Scriven at University of Calgary (1974); “Is Humanistic Ethics Superior to Biblical Christianity?” with Dr. Joseph E. Barnhart at North Texas State University (January 24, 1974); “Can the Existence of God Be Proven?” with Dr. Jonathan Saville (Spring 1976) at University of California, San Diego; debate on “The Existence of God,” Southern Methodist University (March, 1977); “Is Christianity Credible?” with John Riteris at IUPU, Indianapolis (November 2, 1977); “The Reasonableness of God’s Existence” with Dr. William Wisdom, Temple University (November 8, 1979); “Does God Exist?” with Dr. Wisdom, Temple University (February, 1980); “Christianity vs. Humanism” with Dr. K. Kolenda, Rice University (March 14, 1980); “Inerrancy of Scripture” with Dr. Norman Beck (January, 1981); “Does God Exist?” with Dr. William De Vries, Mount Holyoke College, Massachusetts (April 8, 1981); “The Inerrancy of Scripture” with Dr. Thor Hall, University of Tennessee, Chattanooga; “Creation/Evolution” with Dr. Claud Rupert (January 10, 1982, NBC-TV); “Creation vs. Evolution” with Dr. Paul Edwards (May 1983); “Should Creationism be Taught (as science) in the Public School? with Fred Edwards and Steve Schafersman (May 6, 1983); “Does God Exist?” with Harry Benswanger (April 9, 1984); “Why do Bad Things Happen to Good People?” a TV debate with Rabbi Kushner (1984); “Should Creation be Taught in Public Schools?” with Philip Kitcher (November 8, 1985); “Should Roe vs. Wade (Abortion) Decision Be Reversed?” with Charlotte Taft (January 17, 1986); “Christianity vs. Secular Humanism” with Dr. Paul Kurtz (1986), author of Humanist Manifesto II; “Is Christianity Rational” with Harvey Siegel (1987); “Process Theism vs. Classical Theism” with John Cobb (April, 1988); “Should Creation be Taught in the Public Schools” with ACLU attorney Crawford (March 5, 1991); “Did Jesus Rise from the Dead” with Farrel Til (March, 1994).

    HONORS AND RECOGNITIONS
    Graduated with honor from Wheaton College (1958).
    Chosen as an “Outstanding Educator of America” (1975).
    Philosophy of Religion text chosen as a “Choice Evangelical Book of the Year” by Christianity Today (1975).
    First president of Evangelical Philosophical Society (1976).
    Elected to the Wheaton Scholastic Honor Society (1977).
    Listed in Who's Who in Religion, Writers Who's Who, and Men of Achievement. Honored as Alumnus of the Year (1982), William Tyndale College (June 14, 1981); quoted in Time magazine (Jan. 1982, Sept. 1985).
    General Introduction to the Bible won the Cornerstone Magazine book of the year award in its category (1986).
    When Skeptics Ask was nominated for the Medallion Award of the year in the category of Missions/Evangelism (1991).
    President of Evangelical Theological Society (1998).
    Won Gold Medallion Award for Legislating Morality (1999).
    Won Silver Medallion Award for Baker Encyclopedia of Christian Apologetics (2000).
    Founder and first President of the International Society of Christian Apologetics (2006). TRAVEL EXPERIENCE
    Dr. Geisler has lectured and traveled in 50 states and 25 countries on six continents.
    FAMILY
    Wife, Barbara Jean is a graduate of Fort Wayne Bible College [now a part Taylor University]. They have six children, thirteen grandchildren, and one great grandchild.
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۰۶/۲۸ در ساعت ۲۱:۳۲

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود