صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یک سوال تکراری : آیا خدا عادل است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یک سوال تکراری : آیا خدا عادل است؟




    یک سوال تکراری : آیا خداوند عادل است؟؟؟

    سلام به همه عزیزان
    من این تاپیک رو ایجاد کردم که بصورت علمی (و البته ساده) در مورد عدالت خدا باهم بحث کنیم
    قبل از هرچیز از دوستان می خوام که از درج نظرات شخصی خودشون اجتناب کنند تا بتونیم بصورت عقلانی و منطقی باهم بحث کنیم
    البته من سوالاتم رو در دانشگاه با استادانم درمیون گذاشتم اما جواب قانع کننده ای نگرفتم. تو اینترنت هم زیاد سرچ کردم، کتاب عدل اللهی شهید مطهری هم خوندم اما بازهم قانع نشدم. تو بعضی از سایت ها هم سوالمو پست کردم ولی جوابی نگرفتم
    توی تمام موارد همون حرفای همیشگی رو با بیان های مختلف تحویلم دادن، واسه همین تصمیم گرفتم این تاپیک رو ایجاد کنم تا شاید به چشم کارشناسان بیاد و جواب قانع کننده ای برای پرسشم پیدا کنم، و اگرهم نشد در مقابل خدای خودم شرمسار نباشم که باوجود این همه امکانات چرا دنبال شکی که در دلم افتاده نرفتم تا جواب قانع کننده ای پیدا کنم
    اگه عزیزان در این زمینه تخصص دارن خواهش میکنم که بیان و منو راهنمایی کنند تا بتونیم باهم یه بحث عقلانی والبته مهم داشته باشیم
    من سوالمو با جوابهایی که تاحالا گرفتم توضیح میدم تا از درج جوابهای تکراری جلو گیری کنم

    و اما سوال من:
    ما معتقدیم که خداوند عادل است (یعنی به کسی ظلم نمی کنه) پس چرا بعضی افراد عاقبت بخیر میشوند و بعضی عاقبت به شر؟؟؟
    حالا این سوالو یکم باز میکنم:
    چرا امام حسین(ع) سیدالشهدا میشود وبهشت میرود اما یزید کافر و جهنمی
    خب اینجا دوتا عامل وجود داره: یکی عوامل درونی و ذاتی و یکی هم عوامل بیرونی و محیطی
    مثلا یزید ذاتن انسان عیاش و لاابالی بوده برای همین دست به خون حسین آلوده میکند
    اما پسرش معاویه ثانی از لحاظ شعور و معرفت درک بیشتری داشته
    یا مثلا جعفر کذاب {پسر امام هادی (ع)} که ادعای امامت میکند و از راه مستقیم منحرف میشود
    از این نمونه ها در تاریخ زیاد داریم مثل پسر نوح و .....
    اما از لحاظ عوامل بیرونی هم که موضو تقریبا مشخصه و کسی نقش تربیت و لقمه حلال یا حرام را نمیتونه انکار کنه
    همون جوری که امام حسین در روز عاشورا میگه: چون شکمهایتان از حرام پر شده به حرفهای من گوش نمی دهید .....
    و اما رابطه این دو عامل:
    خب از لحاظ عقلی مشخصه کسی که ذاتن انسان خوبیه، دنبال مال حرام نمیره و کلا از گناه اجتناب میکنه
    اما کسی که ذاتن انسان بدی هست حتی اگه پسر پیامبر و امام هم باشه میره سراغ گناه و از مسیر مستقیم منحرف میشه

    یه بحث دیگه هم که وجود داره، درمورد نعمات خداوند هست
    مثلا ما معتقدیم که پیامبران از بدو تولد تا مرگشون معصوم هستن و گناه و خطایی ندارن
    و این یک لطف الاهی است که شامل حال اونها میشه که اونم باز علتش لیاقت و استعدادی هست که در فرد وجود داره
    مثل تولد حضرت عیسی(ع) که یک معجزه هست و چون خدا میدونه که این فرد لیاقت پیامبری داره از همون ابتدای تولد این مجزه رو بهش عطا میکنه
    ازین نوع نعمات در زندگی ما هم کم و بیش بچشم میخوره مثلا میشه پولدار بودن یکی یا باهوش بودن دیگری رو اینجوری تعبیر کرد، که چون این فرد لیاقت هوش را دارد خدا اونو باهوش خلق کرده
    تا اینجا جواب هایی بود که دوستان در جاهای مختلف به من دادند و از نظر سطحی هم درسته
    اما سوال اصلی من اینه که:
    این ذات انسان که عاقبتش به اون بستگی داره را خود خداوند براش قرار داده و خود فرد دراین مورد اختیاری نداره، که ما هرچه داریم از خداست
    پس عدل خداوند چی میشه؟
    حالا این سوالم یکم باز میکنم:
    اگه من لیاقت داشتم و پسر مریم مقدس بودم و تولدم معجزه بود میشدم عیسی مسیح(ع)
    اگر من هم لیاقت حضرت محمد را داشتم و تمام عالم بخاطر من خلق میشد خب به قرب اللهی میرسیدم
    (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa4814
    در اینجا ذات هر فرد را به وجود نوری تعبیر کرده «بهتره بگم : من وجود نوری را به ذات تعبیر کردم»)


    پس چون من لیاقت حضرات را نداشتم به مقامات آنها هم نرسیدم
    اما چرا خدا لیاقت آنها را به من نداده که بعد نعمتهای آنها را بدهت که من هم به قرب اللهی برسم؟؟؟
    پس عدل خدا چه میشود؟ اینجا خدا منو نصبت به بندگان خاص خودش از لطف محروم کرده ؟؟؟
    این سوال من بود در مورد عدل الاهی

    اما یک راه برای عدم ظلم خداوند به دیگر مخلوقاتش و سوال من درآن مورد
    خب ممکنه الان بگید درسته خدا تورو مورد لطف خاصش قرار نداده و در اینجا بین بندگانش فرق گذاشته
    اما چون از هر کسی به اندازه توانش تکلیف می خواد پس به تو ظلمی نشده ( که در قرآن برای عدل خدا از تعبیر « لا یَظْلِمُ » استفاده میکنه)
    حالا من این موضوع رو با یه نصبت بیان میکنم تا عزیزان متوجه منظور من بشن:
    فرض میکنیم خدا به پیامبرش 10،000 واحد نعمت(توانایی) عطا کرده و ازون 1،000 واحد تکلیف میخواد
    به امامش 5،000 نعمت داده و 500 تکلیف می خواد
    به یکی 1،000 نعمت داده و 100 تکلیف می خواد
    به من نوعی هم 100 نعمت داده و 10 تکلیف می خواد
    تا اینجا خدا عدالت رو رعایت کرده و از هرکسی 10% نعمت و توانایی که عطا کرده تکلیف می خواد
    خب دوتا سوال اینجا بوجود میاد:
    یکی اینکه چون تکلیف هر فرد در موارد مشابه باهم فرق داره پس مرز مشخصی بین خوب و بد وجود نداره و خوب و بد بودن هرکسی نصبت به توانایی هاش محاسبه میشه؟ ینی اخلاقیات مطلق نیست و نصبی هستش. پس یک عمل ممکنه برای یک فرد مکروه یا مباح باشه ولی عین همون عمل برای فرد دیگه حرام باشه.که جواب این سوال خودش یک بحث جداگانه هست و خودش یک تاپیک جداگانه می طلبه و من نمی خوام در اینجا وارد این بحث بشم

    سوال دیگه ای که بوجود میاد اینه که : حالا که خداوند از هرکس متناسب با تواناییش تکلیف می خواد پس چرا یکی انسان خوبی میشه و عاقبت بخیر و دیگری انسان بد و عاقبت به شر؟ (همون سوال اول بحث)
    حالا این سوالو ازین نظر یکم توضیح میدم.
    چرا پیامبر میتونه به تکلیفش (که 10% تواناییش هست) درست و کامل عمل کنه و به قرب اللهی برسه اما من نوعی نمیتونم به تکلیفم عمل کنم؟؟؟
    خب ممکنه الان عواملی مثل خانواده و تربیت و جامعه و ... را دلیل قرار بدین که اینها هیچکدوم در اختیار خود شخص نیست یا عوامل درونی مثل تنبلی و حسادت و حرص و... را بیان کنید اما چون این موارد هم در ذات انسان هست پس خود طرف اختیاری در بوجود آوردنش نداره پس تکلیفی هم بر گردنش نیست.

    خلاصه مطلب:
    انسان چه خوب باشه چه بد علتش یکسری عوامل درونی یا بیرونی هست و چون خود انسان از خود هیچ چیزی نداره و هرچه هست مخلوق خداوند است پس مسئولیتی هم در مقابل نتیجه عوامل درونی یا بیرونی (که همون خوب یا بد بودنش هست) نداره

    فک میکنم اینجا به بحث جبر و اختیار میرسیم که با نتایج فوق من به جبر مطلق میرسم و این خلاف عدالت خداوند است.

    میبخشید اگه سوالم یکم طولانی شد اما لازم دیدم جواب های احتمالی اساتید رو بیان کنم تا از تکرار مکررات جلو گیری بشه
    از عزیزانی که در این باره صاحب نظرند خواهش میکنم منو راهنمایی کنن تا حقیقت مطلب به من هم آشکار بشه و از شک بیرون بیام.

    باتشکر از سایت خوبتون. منتظر نظرات اساتید هستم.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    811 پست
    حضور
    118 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    یک سوال تکراری : آیا خدا عادل است؟







    کارشناس بحث: استاد رئوف

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    یک سوال تکراری : آیا خدا عادل است؟

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    به دلیل اینکه سوال شما طولانی شد، از نقل قول آن خودداری کردم. سوال خوبی مطرح کردید، امیدوارم با حوصله نسبت به بحث در مورد پاسخ آن هم اهتمام بورزید.

    در مورد عدالت خداوند، بایستی گفت که خداوند از هر فردی به اندازه توانش تکلیف خواسته است. این توان گاهی در مورد قدرت فیزیکی عمل به تکلیف است گاهی هم ممکن است قدرت فکری و مسائل دیگر باشد. خداوند در قرآن می فرماید: لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا (1) خدا هيچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند. پیش شرط توان (اعم از فیزیکی و فکری) در مورد هر تکلیفی وجود دارد بنابراین اگر کسی قدرت و توانش بالا باشد و شرایط خاصی داشته باشد ممکن است نماز شب هم بر او واجب شود (مانند پیامبر اکرم (ص)).

    با این حال معنای این سخن آن نیست که خوبی و بدی نسبی می شود. بر اساس این دیدگاه، انسان ها دارای توان های مختلف هستند و از هر فردی بسته به توانش، تکلیف خواسته شده است. اما این تکالیف به مجموعه های مختلف تعلق ندارند بلکه آن تکالیف هم در درون یک مجموعه قرار دارند که می توان آنها را شبیه یک هرم تصور کرد. در قاعده هرم، امور اساسی وجود دارد مانند حرمت کشتن انسان، که همه انسان ها موظف به آن هستند. اما در نوک هرم، امور بسیاری حساس تر و ریزتری وجود دارد که تنها مربوط به کسانی است که توان وجودی آنها و رشد فکریشان به آن مرحله رسیده است. به طور مثال اینکه از یاد خدا غافل نشوید. این یک امر مطلوب است و فرد باید به درجه ای از پختگی برسد تا بتواند مخاطب این خوبی قرار بگیرد.
    این سخنی معروف در این باب که حسنات الابرار، سیئات المقربین، به همین مطلب اشاره دارد. نماز بدون توجه یک فرد، اگرچه از لحاظ فقهی ممکن است موجب برائت ذمه شود و برای فردی که در مرتبه پایین قرار دارد، قابل قبول باشد ولی فردی که در مرتبه بالاتر قرار دارد، حتما بایستی نماز با حضور قلب بخواند. و شایسته نیست که صرفا به ظاهر و پوشته نماز توجه داشته باشد.

    مطلب دیگر در مورد اینکه چرا یک نفر، انسان خوبی می شود و دیگری انسان بدی می شود. پاسخ این مسئله به ویژگی ممتاز انسان ها یعنی اختیار باز می گردد. فرض کنید فرد الف و ب هر کدام ده هزار تومان پول دارند، فرد الف، مقداری از این پول را به فردی فقیر می دهد و با مقداری دیگر نان و پنیر تهیه می کند و برای خانواده اش می برد. فرد ب هم با ده هزار تومان سیگار می خرد و استعمال می کند. در نظر ما فرد الف که به یک نیازمند کمک کرده است، کار ارزشمندتری کرده است. و اگر بنا باشد صرفا بر اساس یک فعل در مورد این افراد نظر بدهیم (که البته چنین کاری روا نیست و اکنون صرفا فرض گرفته ایم) فرد الف، از فرد ب بهتر است. اما آیا معنایش این است که فرد ب نمی توانست مانند فرد الف، به نیازمند کمک کند؟ خیر این طور نیست بلکه خودش نخواست. بنابراین این از کم کاری خودش است که به سوی کار نیک حرکت نکرد.

    ممکن است گفته شود که محیط و تربیت بر روی انسان ها اثر دارد. این حرف درستی است ولی باید حدود آن را مورد توجه قرار داد. محیط بر انسان ها تاثیر دارد ولی نه تا جایی که اختیار را از آنها سلب کند. و فرد تا زمانی که دارای اختیار است، از نظر عقلی، مکلف نیز هست. حال این دایره اختیار هرچه کمتر باشد، مسئولیت و تکلیف هم کمتر می شود. (نکته اول)

    (بحث جبر و اختیار یا بحث عصمت را لطفا در این تاپیک طرح نکنید تا بحثمان منحرف نشود. اگر در مورد آنها نیز سوال دارید، به صورت مجزا طرح کنید تا بررسی شود.)

    موفق باشید


    1. بقره 286



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر از آقای رئوف که وقت گذاشتین و سوال منو خوندین
    در خصوص پاسختون باید عرض کنم قسمت اول پاسخ در مورد نسبی بودن کارهای خوب و بد هست که همونجور که گفتم درینجا اصلا نمیخوام وارد این بحث بشم و این موضوع خودش تاپیک جداگانه ای میطلبه

    اما در خصوص فرد الف و ب دقیقا سوال من همینجاست
    چرا فرد الف علاوه بر اینکه خانواده ای گرسنه داره با این وجود بخشی از دارایی خودش رو در راه خدا کمک میکنه و به این ترتیب نه تنها برنفس خودش غلبه میکنه بلکه به کودکانش هم درس بزرگی یاد میده که بخشندگی دلی بزرگ میخواد نه جیب پرپول
    اما فرد ب نه تنها فکر خدا و کمک به فقرا نیست بلکه حتی خانوادش هم براش اهمیتی ندارن و روزیه اونهارو که خدا به دستش داده خرج مصارف بیهوده و گاها مضر میکنه. این فرد سیگار میخره میره خونه و ممکنه دودشم فوت کنه تو صورت طفل نوزادش
    (تازه این انسان از لحاظ قانونی جرمی هم انجام نداده و چه بسیارند انسان های مجرم که با فروش کودک و اجاره دادن همسر خود تلاش میکنن پول مواد خودشون رو جور کنن تا لحظه ای به عیش و لذت کاذب برسند)
    سوال من اینه: چی میشه یه انسان به اون مقام میرسه و میتونه رو نفس خودش پا بذاره و ایثار کنه (که خیلی ها از جان خودشون هم برای خانواده وطن و دینشون میگذرند) اما یکی انقدر ذلیل میشه که هیچی براش مهم نیست جز لذت آنیه خودش؟؟؟
    چرا یک انسان از اختیار خودش (البته اگه وجود داشته باشه) درست استفاده میکنه و پله های طرقی رو یکی یکی بالا میره و به قرب خدا میرسه اما یکی دیگه انقدر پایین میاد که از چارپایان هم پست تر میشه؟؟؟
    ممنون میشم اگه دلیلی برای این امر بیان کنید. (چون ما معتقدیم این جهان نظام علت و معلول است و هیچ چیزی بی علت وجود ندارد)

    با تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط borounka نمایش پست
    با تشکر از آقای رئوف که وقت گذاشتین و سوال منو خوندین
    در خصوص پاسختون باید عرض کنم قسمت اول پاسخ در مورد نسبی بودن کارهای خوب و بد هست که همونجور که گفتم درینجا اصلا نمیخوام وارد این بحث بشم و این موضوع خودش تاپیک جداگانه ای میطلبه

    اما در خصوص فرد الف و ب دقیقا سوال من همینجاست
    چرا فرد الف علاوه بر اینکه خانواده ای گرسنه داره با این وجود بخشی از دارایی خودش رو در راه خدا کمک میکنه و به این ترتیب نه تنها برنفس خودش غلبه میکنه بلکه به کودکانش هم درس بزرگی یاد میده که بخشندگی دلی بزرگ میخواد نه جیب پرپول
    اما فرد ب نه تنها فکر خدا و کمک به فقرا نیست بلکه حتی خانوادش هم براش اهمیتی ندارن و روزیه اونهارو که خدا به دستش داده خرج مصارف بیهوده و گاها مضر میکنه. این فرد سیگار میخره میره خونه و ممکنه دودشم فوت کنه تو صورت طفل نوزادش
    (تازه این انسان از لحاظ قانونی جرمی هم انجام نداده و چه بسیارند انسان های مجرم که با فروش کودک و اجاره دادن همسر خود تلاش میکنن پول مواد خودشون رو جور کنن تا لحظه ای به عیش و لذت کاذب برسند)
    سوال من اینه: چی میشه یه انسان به اون مقام میرسه و میتونه رو نفس خودش پا بذاره و ایثار کنه (که خیلی ها از جان خودشون هم برای خانواده وطن و دینشون میگذرند) اما یکی انقدر ذلیل میشه که هیچی براش مهم نیست جز لذت آنیه خودش؟؟؟
    چرا یک انسان از اختیار خودش (البته اگه وجود داشته باشه) درست استفاده میکنه و پله های طرقی رو یکی یکی بالا میره و به قرب خدا میرسه اما یکی دیگه انقدر پایین میاد که از چارپایان هم پست تر میشه؟؟؟
    ممنون میشم اگه دلیلی برای این امر بیان کنید. (چون ما معتقدیم این جهان نظام علت و معلول است و هیچ چیزی بی علت وجود ندارد)

    با تشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    جهان بدون علت و معلول نیست. علت العلل هستی خداوند است و هیچ امری بدون اذن او رخ نمی دهد. با این حال، خداوند اراده کرده است که به انسان نیز قدرت انتخاب بدهد. به عبارت دیگر، انسان ها دارای اختیار هستند و قدرت دارند تا در محدوده ای خاص، گزینه های خود را خودشان انتخاب کنند. این اختیار اما مستقل نیست بلکه در طول اراده و مشیت الهی است.
    یعنی به جهت خواست الهی است که انسان ها دارای اختیار هستند. بنابراین قانون علت و معلول تا به اینجا مشکلی ندارد.
    اما حال که انسان ها دارای قدرت هستند، چرا یک فرد کار نیک را انتخاب می کند و فرد دیگری کار ناپسند را انتخاب می کند؟ چرا یک فرد فعل خوب را مرتکب می شود و دیگری فعل بد را؟
    در اینجا باید بدانیم که فعل انسان معلول اراده انسان است. یعنی وقتی اراده انسان به امری تعلق گرفت، در آن صورت می تواند آن فعل را مرتکب شود. اما تعلق گرفتن اراده انسان به یک فعل اگر چه تا حدودی متاثر از شرایط فردی (مانند روحیه یا مسائل ارثی) و یا شرایط اجتماعی است ولی هیچگاه به مرحله ای نمی رسد که انسان خودش (یعنی همان فرد خاص با همه خصوصیات فردی و استقلال و تمایزی که با دیگران دارد) نتواند بر اساس خواست خودش تصمیم بگیرد.
    در اینجا ممکن است گروهی تصمیم بگیرند به جای آنکه کمی سختی را تحمل کنند، به امور پیش پا افتاده و ظاهرا جالب بپردازند و طبیعتا از امور حقیقی بازبمانند. این مشکل خود این افراد است که به نتایج رفتار خود توجه نمی کنند و راهی را در پیش می گیرند که نتیجه ای نامناسب دارد. این مسئله با مختار بودن فرد مشکلی ندارد.

    موفق باشید



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علیک السلام آقای رئوف


    طبق گفته های شما میشه نتیجه گرفت که انسان میتونه با ارادۀ خودش علت العلل بعضی از کارها قرار بگیره (و یجورایی نقش خدا رو ایفا کنه) ینی کارهایی انجام بده که هیچ علتی براش وجود نداره!!!

    خب حالا چندتا سوال بوجود میاد:

    یکی اینکه پس چرا یک عده اراده ای ضعیف دارن ولی یک عده اراده ای محکم؟؟؟

    دوم اینکه دراین صورت ملاک خلافت الله بودن انسان (و قرب اللهی) دیگه خوب بودن نیست بلکه محکم بودن اراده هست. پس ممکنه یک مرتاض هندی که بااراده برنفس خودش غلبه کرده از آیت الله ها و مراجع ما به خدا نزدیکتر باشه!!!

    و سوم : چرا اسلام بیشتر دستوراتش درمورد پرستش خدای واحد و خوب شدن انسان و نیکی کردن هست و دستور مستقیمی درمورد تقویت اراده وجود نداره ؟ (لااقل من ندیدم)
    (وحتی خیلی از ریاضت هایی که برای تقویت اراده وجود داره از نظر اسلام حرام هستش)



    با تشکر از پاسختون


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط borounka نمایش پست
    علیک السلام آقای رئوف


    طبق گفته های شما میشه نتیجه گرفت که انسان میتونه با ارادۀ خودش علت العلل بعضی از کارها قرار بگیره (و یجورایی نقش خدا رو ایفا کنه) ینی کارهایی انجام بده که هیچ علتی براش وجود نداره!!!

    خب حالا چندتا سوال بوجود میاد:

    یکی اینکه پس چرا یک عده اراده ای ضعیف دارن ولی یک عده اراده ای محکم؟؟؟

    دوم اینکه دراین صورت ملاک خلافت الله بودن انسان (و قرب اللهی) دیگه خوب بودن نیست بلکه محکم بودن اراده هست. پس ممکنه یک مرتاض هندی که بااراده برنفس خودش غلبه کرده از آیت الله ها و مراجع ما به خدا نزدیکتر باشه!!!

    و سوم : چرا اسلام بیشتر دستوراتش درمورد پرستش خدای واحد و خوب شدن انسان و نیکی کردن هست و دستور مستقیمی درمورد تقویت اراده وجود نداره ؟ (لااقل من ندیدم)
    (وحتی خیلی از ریاضت هایی که برای تقویت اراده وجود داره از نظر اسلام حرام هستش)



    با تشکر از پاسختون

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    - نخست آنکه برداشت شما از سخن بنده در مورد اختیار انسان، صحیح نیست. انسان هیچگاه نمی تواند علت العلل باشد. اراده انسان بسیار محدود است و در طول اراده و مشیت الهی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، تمام قدرت و اراده از آن خداست و انسان هیچ سهمی از آن ندارد مگر آنکه خداوند اختیار و اراده ای به او در زمینه هایی خاص عطا کند، تا بر اساس اعمال اختیاری خود بتواند به کمال برسد.
    بنابراین هیچگاه نباید نقش و حضور خدا را فراموش کرد.

    - ضعیف و قوی بودن اراده انسان ها هم تابعی از خواست خود انسان است. انسان ها که در مسائل کوچک و پیش پا افتاده، از خود اراده و اختیار نشان می دهند، زمینه را برای یافتن اراده های قوی تر پیدا می کنند. به عبارت دیگر، تقویت اراده و توان انجام کارهای بزرگ و سخت از اینجا شروع می شود که در مورد کارهای کوچک و پیش پا افتاده، سعی در کنترل خود داشته باشیم و سپس کم کم بتوانیم در کارهای دشوار نیز این اراده را از خود نشان دهیم.

    - افرادی که هیچگاه در پی تسلط بر نفس خود و تقویت اراده خود نباشند و همیشه بر اساس جریان آب حرکت کنند و هیچ قدرت و اراده ای نداشته باشند، طبیعتا صاحب اراده های قوی نخواهند بود. همان طور که عضله های بدن با تمرین و تکرار قوی می شوند و به مرور قادر به انجام کارهای سخت تر می شوند، اراده انسان نیز از چنین الگوی پیروی می کند.

    - این برداشت درستی نیست که ملاک خلیفه الله بودن خوب بودن یا تقوی نیست بلکه اتفاقا دقیقا ملاک تقوی است، چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللَّهِ أَتقاكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ (1) همانا گرامی ترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست. با این حال باید دانست که رسیدن به ملکه تقوا یعنی رسیدن به مقامی که در آن انسان بتواند از بدی ها دوری کند و به خوبی ها عمل کند، نیازمند یک اراده قوی است. قوی بودن اراده صرفا به این نیست که فرد غذا نخورد یا ریاضت های آنچنانی متحمل شود، اتفاقا بسیاری از اوقات این ریاضت ها برای رسیدن به قدرت خاص است تا زمینه ساز توجه دیگران شود یا روشی برای دریافت پول و اموری از این دست باشد. طبیعی است که این رویه به معنای اراده قوی نیست زیرا در این حالت نیز فرد در پی رسیدن به بخش دیگری از هوای نفس خویش است.

    - راه درست در تقویت اراده همان عمل به دستورات اسلامی است. به عبارت دیگر، تاکید بر عمل کردن به آموزه های اسلامی، خود به معنای نشان دادن راه تقویت اراده است. از این رو فردی که می خواهد در نزد خداوند محبوب تر و گرامی تر باشد، بایستی به دستورات الهی عمل کند که این مسئله هم موجب تقویت اراده ی او خواهد شد (که در نتیجه زمینه را برای انجام کارهای سخت تر مهیا می کند) و هم موجب ارزشمندتر شدن جایگاه فرد در نزد خداوند می شود.

    موفق باشید





    1. حجرات:13



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست
    نخست آنکه برداشت شما از سخن بنده در مورد اختیار انسان، صحیح نیست. انسان هیچگاه نمی تواند علت العلل باشد.
    !!!!
    اگه این برداشته من اشتباه هست! راستش من هنوزم نفهمیدم انسان چطور اختیار داره.

    وقتی برای تمام کارهای انسان دلیل خارجی وجود داره پس اصلا از کجا معلوم که اراده ای وجود داشته باشه که به اختیار برسه؟

    از کجا مشخص میشه فعل انسان از روی اراده بوده یا معلول عوامل خارجی؟


    چه دلیلی وجود داره که انسان اختیار داره؟ آیا فقط باید به این بسنده کنیم که خدا میگه انسان اختیار داره پس داره؟ یا دلیلی برای اثبات این اختیار وجود داره؟

    (البته میبخشید من سر سوال خودم انقد تاکید میکنم ولی شما هنوز دلیلی برای اثبات وجود اختیار نیاوردین)


    لطفا بفرمایین دلیلتون برای اینکه میگین انسان اختیار و اراده داره چیه؟؟؟



    با تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط borounka نمایش پست
    !!!!
    اگه این برداشته من اشتباه هست! راستش من هنوزم نفهمیدم انسان چطور اختیار داره.

    وقتی برای تمام کارهای انسان دلیل خارجی وجود داره پس اصلا از کجا معلوم که اراده ای وجود داشته باشه که به اختیار برسه؟

    از کجا مشخص میشه فعل انسان از روی اراده بوده یا معلول عوامل خارجی؟


    چه دلیلی وجود داره که انسان اختیار داره؟ آیا فقط باید به این بسنده کنیم که خدا میگه انسان اختیار داره پس داره؟ یا دلیلی برای اثبات این اختیار وجود داره؟

    (البته میبخشید من سر سوال خودم انقد تاکید میکنم ولی شما هنوز دلیلی برای اثبات وجود اختیار نیاوردین)


    لطفا بفرمایین دلیلتون برای اینکه میگین انسان اختیار و اراده داره چیه؟؟؟

    با تشکر
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    بحث ما از عدالت خداوند است و شما بیشتر بحث را به اختیار انسان معطوف کرده اید. لطفا بحث را در چارچوب سوال اصلی ادامه دهید تا بحث از مسیر خود منحرف نشود. پیش فرض بحث از عدالت خدا، اختیار انسان است و ما این پیش فرض را در بحث خود لحاظ می کنیم. اگر در مورد این پیش فرض بحث دارید، می توانیم در تاپیکی مجزا صرفا به بحث اختیار انسان بپردازیم.

    موفق باشید



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    41
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت جناب رئوف

    من در موضوع بحث نوشتم عدل ، جبر و اختیار

    اگه با دقت پست اولمو که بحثو توش مطرح کردم خونده باشین آخرش گفتم که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط borounka نمایش پست
    ....
    فک میکنم اینجا به بحث جبر و اختیار میرسیم که با نتایج فوق من به جبر مطلق میرسم و این خلاف عدالت خداوند است.
    و این جز چارچوب بحث اصلی و پیش فرض من هست

    اگه شما بنای بحث رو بر داشتن اختیار گذاشتین بهتره اول اونو اثبات کنید

    اگرم نه که با پیش فرض جبر بحث رو ادامه میدیم

    اگرم فک میکنید تخصصتون عدل هست از عزیزانی که تو کار جبر و اختیار هستن دعوت کنید بیان بحث رو ادامه بدن



    با تشکر که وقت گذاشتین


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود