جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی





    با رحلت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و کنار گذاشتن جانشین عالِم و دروازه علم آن حضرت یعنی، على علیه‌السلام و صحابیان دانشمندى همچون ابن‏ عباس و ابن ‏مسعود از سوی عده زیادی از مسلمانان، راه برای سرازیر شدن اسرائیلیات به فرهنگ اسلامى بازتر شد؛ به همین جهت، ذهبى مى‏نویسد: داخل شدن اسرائیلیات در تفسیر از امورى است كه به دوران صحابه بازمى‏گردد. بخش فراوانی از اسرائیلیات، خرافه‌هایی هستند که اهل ‏كتاب در عهد صحابه ساختند و در پوشش تظاهر به اسلام آنها را وارد فرهنگ اسلامى کردند.



    واژه‌ی اسرائیلیات جمع اسرائیلة، در اصطلاح گاهی در معنایی ویژه، فقط بر آن دسته از روایاتی اطلاق می‌گردد که صبغه‌ی یهودی دارد و گاهی در مفهومی گسترده‌تر به کار می‌رود و روایات یهودی و مسیحی را هم در برمی‌گیرد و نیز گاهی در مفهومی فراگیرتر از دو مورد پیشین به کار می‌رود و هر نوع روایت و حکایتی را که از منابع غیراسلامی به قلمرو فرهنگ اسلامی وارد گردد؛ شامل می‌شود و گاهی نیز واژه‌ی اسرائیلیات به معنای گزارش‌ها و وقایع تاریخی قوم یهود و بنی‌اسرائیل به کار می‌رود، چنانکه کتاب اسرائیلیات‌ القرآن جهت بررسی این نوع رویدادهای تاریخی و سرگذشت قوم یهود، تألیف شده است.
    اسرائیلیات، اصطلاحی در علوم اسلامی، به ویژه در زمینه تفسیر و علوم حدیث است و دسته‌ای از روایات و قصص و مفاهیم است که در قرآن و از احادیث نبوی نیست، بلکه از تعالیم و کتب امتهای پیشین به ویژه یهود (بنی‌اسرائیل) و مسیحیت (نصاری) وارد روایات اسلامی شده‌اند. درآیات قرآن، تغییر در کلام به صورت مغرضانه (که اسرائیلیات نیز از مصادیق آن هستند) از ویژگی‌های کلی یهودیان شمرده شده. چنانچه در قرآن کریم می‌خوانیم:
    مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا یُۆْمِنُونَ إِلاَّ قَلیلاً
    (46 / نساء)
    بعضى از یهود، سخنان را از جاى خود، تحریف مى‏كنند و (به جاى اینكه بگویند: «شنیدیم و اطاعت كردیم»)، مى‏گویند: «شنیدیم و مخالفت كردیم! و (نیز مى‏گویند بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مى‏گویند راعنا [ما را تحمیق كن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى این همه لجاجت) مى‏گفتند: «شنیدیم و اطاعت كردیم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درك كنیم)»، براى آنان بهتر، و با واقعیت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از این رو جز عدّه كمى ایمان نمى‏آورند.

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی


    2ـ فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى‏ خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین‏ (13 / مائده)

    ولى بخاطر پیمان‏شكنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم سخنان (خدا) را از موردش تحریف مى‏كنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند و هر زمان، از خیانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده كمى از آنان ولى از آنها درگذر و صرف نظر كن، كه خداوند نیكوكاران را دوست مى‏دارد.

    3ـ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْكَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْكُفْرِ مِنَ الَّذینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُۆْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأْتُوكَ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُۆْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً أُولئِكَ الَّذینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیم‏ (41 / مائده)
    اى فرستاده (خدا)! آنها كه در مسیر كفر شتاب مى‏كنند و با زبان مى‏گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهى از یهودیان كه خوب به سخنان تو گوش مى‏دهند، تا دستاویزى براى تكذیب تو بیابند آنها جاسوسان گروه دیگرى هستند كه خودشان نزد تو نیامده‏اند آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف مى‏كنند، و (به یكدیگر) مى‏گویند: «اگر این (كه ما مى‏خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داورى كرد،) بپذیرید، و گر نه (از او) دورى كنید!» (ولى) كسى را كه خدا (بر اثر گناهان پى در پى او) بخواهد مجازات كند، قادر به دفاع از او نیستى آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته دلهایشان را پاك كند در دنیا رسوایى، و در آخرت مجازات بزرگى نصیبشان خواهد شد

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سرآغاز و چگونگی رهیابی اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی

    حضور یهودیان در سرزمینی که بعدها اسلام در آن ظهور کرد و برتری فرهنگی آنان نسبت به فرهنگ جاهلی مشرکان آن منطقه سبب شده بود که آنها مرجع علمی مشرکان آن سامان به خصوص در مدینه قرار گیرند. این وضع تا ظهور اسلام ادامه داشت. با طلوع اسلام و درخشش آن در منطقه و بعد استقرار حکومت اسلامی در مدینه همچنان آن ارتباط و مراجعه علمی به یهودیان ادامه داشت و مشرکان و برخی نو مسلمانان برای پاسخ به سوالاتی مربوط به خلقت، تاریخ ملّتهاى گذشته و ... که گمان می‌کردند جواب آن در اسلام نیست به آنها رجوع کرده و پاسخ آنها را وارد فرهنگ جامعه اسلامی می‌کردند.
    مراجعه به اهل كتاب از سوی مسلمانان ادامه داشت تا اینكه رسول خدا صلوات الله علیه و آله، مۆمنین را از اینكه برای دریافت معارف خود به اهل كتاب مراجعه كنند به شدت منع كرد،گرچه كه برخی كوته فكران با وجود این منع صریح همچنان به دانشمندان یهود و نصاری رجوع می‌كردند.
    با رحلت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و کنار گذاشتن جانشین عالِم و دروازه علم آن حضرت یعنی، على علیه‌السلام و صحابیان دانشمندى همچون ابن‏ عباس و ابن ‏مسعود از سوی عده زیادی از مسلمانان، راه برای سرازیر شدن اسرائیلیات به فرهنگ اسلامى بازتر شد؛ به همین جهت، ذهبى مى‏نویسد: داخل شدن اسرائیلیات در تفسیر از امورى است كه به دوران صحابه بازمى‏گردد. بخش فراوانی از اسرائیلیات، خرافه‌هایی هستند که اهل ‏كتاب در عهد صحابه ساختند و در پوشش تظاهر به اسلام آنها را وارد فرهنگ اسلامى کردند.
    حضور این روایات غیراسلامی در فرهنگ اسلامی ادامه داشت تا زمانی كه عصر تدوین تفسیر فرا رسید و بدین ترتیب برخی از تفسیرنگاران اسلامی بدون توجه به صحت و سقم این گفته‌ها آنها را گاه با ذكر سند و گاه به شكل فاقد سند مكتوب كردند و این خود مشكل را دو چندان كرد.
    مراجعه به اهل كتاب از سوی مسلمانان ادامه داشت تا اینكه رسول خدا صلوات الله علیه و آله، مۆمنین را از اینكه برای دریافت معارف خود به اهل كتاب مراجعه كنند به شدت منع كرد،گرچه كه برخی كوته فكران با وجود این منع صریح همچنان به دانشمندان یهود و نصاری رجوع می‌كردند.


    اما بعد از ورود این روایات در حوزه‌های مختلف اسلامی همچون تاریخ، تفسیر، اخلاق و ...
    عوامل دیگری همچون
    بی‌سوادی و جهالت عرب آن زمان و آشنایی اهل كتاب با كتب مقدس، كینه و دشمنی یهود با اسلام و مسلمانان، ایجاز و گزیده‌گویی قرآن كه سبب می‌شد برخی با سوء استفاده تفسیر مورد دلخواه خود را بر آن تحمیل كنند و با داستان سرایی مردم را گرد خود جمع كنند
    و با عقاید انحرافی خود همراه سازند، نیز ممنوعیت نگارش حدیث و نشر آن در عالم اسلام، زمینه مناسبى را براى بدعت‌هاى یهودى و یاوه‌‏هاى مسیحى و افسانه‏هاى زردشتى، به ویژه از سوى یهود و نصاری پدید آورد تا اینان احادیث فراوانى را جعل كنند و آن را به پیامبران الهى از جمله پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نسبت دهند.
    روایات اسرائیلى را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: این روایات یا در كتاب‌هاى عهدین وجود دارند یا ندارند. بیشتر آنچه از اهل ‏بیت علیهم السلام در مقام احتجاج با اهل‏ كتاب به آن استناد شده از قسم اول است؛ اما بیشتر قسم دوم - اگر نگوییم همه آنها - مطالبى ساختگى هستند كه هیچ اصل و اساسى ندارند و منشأ آن، شایعات عوام و ساختگى است؛ بدین جهت نمى‏توان آنها را پذیرفت.

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    و در پایان این بحث به تفاسیری كه روایات و مطالب موجود در آن‌ها آمیخته با اسرائیلیات است اشاره می‌كنیم.

    دکتر محمد حسین ذهبی از میان بیش از چهل تفسیر که همه را به تفصیل از ابعاد گوناگون مورد بررسی و ارزیابی قرار داده، چند تفسیر را آمیخته با اسرائیلیات شناخته و روشن کرده است که مولفان آن‌ها بیش از مفسران دیگر، اسرائیلیات را وارد تفسیر کرده‌اند.
    این تفاسیر که از تفاسیر اهل سنت است عبارت است از:
    1
    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی
    . جامع البیان فی تفسیرالقرآن تالیف ابوجعفر محمدبن جریرالطبری (م 310 ق).
    2 . لباب التاءویل فی معانی التنزیل تالیف ابوالحسن علی بن محمد بن ابراهیم، مشهور به خازن (م 741 ق).
    3 . روح المعانی فی تفسیرالقرآن العظیم و السبع المثانی تالیف شهاب الدین السیدمحمود افندی الالوسی (م 741 ق).


    فرآوری شده توسط: نعمتی
    كارشناس شبكه تخصصی قرآن تبیان






    منابع:
    شیعه آرتیكلز
    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اسرائیلیات، جمع اسرائیلیه و منسوب به اسرائیل، لقب یعقوب پیامبر جد اعلاى یهودیان است. اسرائیل، تركیبى از دو واژه «اسر» به معناى غلبه و «ایل» به معناى قدرت كامل است[۱] و در زبان عبرى به كسى كه بر قدرت كامل یعنى خداوند چیره شده گفته مى‌شود. این لقب را از آن ‌رو بر یعقوب نهاده‌اند كه به گمان یهود، وى در مبارزه با خداوند بر او پیروز شد.[۲]

    برخى جزء نخست این واژه را به معناى «عبد» و بخش دوم را به معناى «اللّه» دانسته‌اند، بنابراین اسرائیل به معناى عبدالله (بنده خدا) است.[۳]
    واژه اسرائیلیات گاهى در معنایى ویژه، فقط بر آن دسته از روایاتى اطلاق مى‌گردد كه صبغه یهودى دارد[۴] و از طریق فرهنگ یهودى وارد حوزه اسلامى مى‌شود[۵] و گاهى در معنایى گسترده‌تر هر آنچه را كه صبغه یهودى و مسیحى دارد و در منابع اسلامى داخل شده[۶] و گاهى در مفهومى گسترده‌تر از دو مورد پیشین بكار رفته و هر نوع روایت و حكایتى را كه از منابع غیراسلامى وارد قلمرو فرهنگ اسلامى مى‌گردد شامل مى‌شود.[۷]
    مراوده زیاد یهودیان با مسلمانان در صدر اسلام، گسترده‌تر بودن فرهنگ یهود در مقایسه با ملت‌هاى دیگر عداوت بیشتر آنان با مسلمانان، كارآمدتر بودن حیله‌هایشان و نقش بیشتر یهود در گسترش این روایات، سبب شد جنبه یهودى و اسرائیلى بر دیگر جهات غالب و بر همه آن‌ها واژه «اسرائیلیات» اطلاق شود.[۸]
    اسرائیلیات به این معنا از اصطلاحاتى است كه در قرن‌هاى متأخر از عهد صحابه و تابعان بر این گونه مطالب نهاده شده است. آنچه در صدر اسلام و تا مدت‌ها بعد از عصر صحابه و تابعان در این باره رواج داشته، تعبیراتى از قبیل «گفته‌هاى اهل‌ كتاب»، «نقل از كتب پیشینیان» و امثال آن بوده است.

    در روایتى از امام صادق علیه‌السلام از این ‌گونه روایات به «احادیث یهود و نصارا» یاد شده است.[۹] قدیم‌ترین منبع موجود كه اسرائیلیات را در معناى اصطلاحى آن بكار برده، از مسعودى (م.343‌ ق) است كه در آن افزون بر اطلاق اسرائیلیات بر روایات یهودى و مسیحى به نمونه‌هایى از این روایات نیز اشاره كرده است.[۱۰]
    سپس شیخ مفید (م.‌412‌ ق) این واژه را در همین معنا بكار برده است.[۱۱] در قرن‌هاى بعد نیز برخى مؤلفان ضمن كاربرد این اصطلاح مباحثى را درباره اسرائیلیات در مباحث تفسیرى و غیرتفسیرى مطرح كرده‌اند كه در این میان مفسران، بیشتر از دیگران به این موضوع پرداخته‌اند تا آنجا كه برخى از مؤلفان معاصر تألیفات مستقلى را به این موضوع اختصاص داده‌اند كه از مهم‌ترین آن‌ها مى‌توان به الاسرائیلیات فى التفسیر والحدیث از محمدحسین ذهبى، الاسرائیلیات والموضوعات فى كتب التفسیر از محمد ابوشهبه و الاسرائیلیات و اثرها فى كتب التفسیر از رمزى نعناعه اشاره كرد.

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    محمد هادی مؤذن جامی

    *الاسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث، دکتر محمد السید حسین الذهبی، دمشق، لجتةدمشق، لجنة النشرفی دارالایمان، چاپ دوم، 1405 ه /1985 م، 210 صفحه موصوع اسرائیلیات از قدیمی‏ترین موضوعاتی است که در فرهنگ اسلامی بدان توجه شده و در روند رشد فرهنگی اسلامی اثرات متعددی بر جای گذاشته است.اسرازیلیات و در شکل وسیعتر آن«اسرائیلیات و مسیحیات»از نتایج محتوم اختلاط فرهنگهای سه دین بزرگ ابراهیمی است، چه از بعد تبادل فرهنگی و میل به فراگیری دانش از اهل کتاب و چه از بعد تهاجم فرهنگی و مقاصد شیطنت آمیز پاره‏ای از علمای دو دین و مسلمان شده‏های آن.
    گرچه امروز حساسیت نسبت به اسرائیلیات بیش از هر زمان دیگر است * و در سطحی وسیعتر از بحثهای خواص مطرح شده است و تقریبا همگان کمابیش چیزهایی از آن می‏دانند، اما آمیختگی نامرئی و جاری در ابعاد گوناگون حیات فرهنگی ما-خصوصا از بعد باورها و برداشتهای دینی و نه صرف احکام که تا حد زیادی مصون مانده است-با باورهای برخاسته از اسرائیلیات، نیاز به یک بازنگری جدی در این خصوص محسوس است خصوصا در عصر حاضر که رسالت هدایت فرهنگی با انقلاب اسلامی است.
    شاید از اولین اثرات باورهای اسرائیلی در تاریخ اسلام بتوان از موضوع سنت شکنی در خصوص زوجه مطلقه زید یاد کرد که مشابه آن در تاریخ بنی‏اسرائیل نیز رخ داده بود.بنابر روایات معتبر شیعی در زمان * برخی بین اسرائیلیات و پژوهشهای تطبیقی در ادیان فرقی نمی‏گذارند، نگارنده معتقد است در همین تورات تحریف شده و انجیل دست نوشته و منتسب به حواریون شواهد متقنی هست که دست نخورده و با بررسی تفصیلی و دقیق آنها می‏توان بر اتحاد ریشه ادیان ابراهیمی برهان اقامه کرد.اینجانب خود موضوع احترام به والدین و عواقب عدم احترام را با مروری اجمالی در قرآن و احادیث اسلامی و تورات و انجیل بررسی کردم و سخت از نتایج کار شگفت زده شدم.
    مسلما در موضوعات عمیقتر این مسأله بهتر نمایان خواهد شد، به امید خدا قصد دارم، بررسی تطبیقی داستانهای قرآن و تورات را عرضه دارم تا اثر تحریف، تحریف گران روشن گردد و نتایج آن در فرهنگ غرب بارز شود.
    حضرت داود(علیه‏السلام)زنان شهدا از حق ازدواج محروم بودند، وظیفه شکستن این سنت غلط بر دوش داود(ع)قرار گرفت و او هم بدان عمل کرد (بحار الانوار، ج 14، ص 24، به نقل از عیون الاخبار) اما افکار پلید و کوتاه نظرانه عده‏ای از بنی‏اسرائیل داستانی شرم‏آور برای آن تراشید و موضوع را در حد پست‏ترین اقدامها تنزل داد که بیان آن مناسب این اوراق نیست.
    این موضوع عینا برای رسول اکرم(صلی‏ لله‏ علیه ‏و آله‏ وسلم)نیز روی داد.به امر خداوند بزرگ او مأمور شد تا با سنت غلط عدم ازدواج با زن مطلقه پسر خوانده مبارزه کند.داستان آن مشهور است، پیامبر(ص)از عالم غیب خبردار شده بودند که همسر زید از همسران ایشان خواهد شد ولی این موضوع را مخفی می‏داشتند، تا آنکه پس از ناسازگاری زید و همسرش و طلاق همسر، پیامبر(ص)مکلف به تزویج زینب شدند.
    مطلب کاملا واضح است و قرآن آن را نقل کرده است(احزاب/37 و 38)اما اثر باور اسرائیلی نسبت به داود(ع)-که به فرموده امیرالمومنین(ع) مستوجب دو برابر حد قذف است *-برای این موضوع داستانی ساخت که در وقاحت و توهین به ساحت قدس نبوی(ص)کم نظیر است * و چیزی که در دل آدمهای بسیار عادی هم کمتر رخ می‏دهد، به قلب مقدس رسول‏الله(ص)نسبت داده شد که ذکر آن را نمی‏پسندم.ما از این دو موضوع به نام سنت انبیاء(ع) یاد کرده‏ایم(کیهان اندیشه، شماره 34)و آن را از سنن تاریخی می‏شماریم و معتقدیم که تعبیر از آن مصون از تحریف نمانده است.
    بهر حال سعی در شناخت اسرائیلیات، سعی در پالایش فرهنگ اسلامی از آنها وسعی در شناخت حقیقت آنها، سعی بسیار پر ارجی است که بلند همّتانی بدان دست یازیده‏اند.در میان برادران اهل سنت بسیارند آنان که در این جهت گامهایی برداشته‏اند و امید است بلند همتی فهرست کتابشناسی اسرائیلیات و کتب ضد آن را فراهم آورد.
    یکی از جدیدترین تألیف در زمینه اسرائیلیات کتاب الاسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث است.
    دکتر ذهبی در این اثر ضمن اشاره به رابطه قرآن و دیگر کتب آسمانی به معنی اسرائیلیات، علل نفوذ آن در تفسیر و حدیث و تاریخ آن پرداخته است.وی ضمن بیان اقسام اسرائیلیات و مشهورترین راویان آن به بیان نمونه‏هایی از این موضوع و معرفی چند کتاب تفسیری که موضع طرفدارانه و یا نقادانه داشته‏اند پرداخته است.در سطور بعد به آنها اشاره خواهد شد.
    * در فصل اول و دوم کتاب، دکتر ذهبی به بیان معنی، تاریخ و علل نفوذ و معرفی روایان اسرائیلیات پرداخته است.لفظ اسرائیلیات دلالت بر روایت قصه یا حادثه‏ای از مصدر اسرائیلی یا یهودی دارد در اصطلاح بر تمام مواردی از اساطیر قدیمی که از مصدر یهودی یا نصرانی یا غیر آن نقل شده و به تفسیر و حدیث راه یافته، اطلاق می‏گردد.گویا دلیل اطلاق واژه به میزان عداوت یهود که قرآن نیز بر آن تأکید کرده است(مائده، 82)باشد تا خود کلمه زنگ خطری باشد وگرنه مسیحیات که از نصرانیان روایت شده نیز دست کمی از آن ندارد، بگذریم از معدودی که با افکار ملحدانه به نشر اندیشه‏های زنادقه مانوی و مزدکی و ... می‏پرداخته‏اند.
    ریشه‏داری فرهنگ یهود و ژست عالمانه اخبار یهودی در این میان و جاهلیت اعراب و مرعوب شدن و ساده لوحی عده‏ای از راویان و سوء نیت برخی و کنجکاوی در امور مجمل و مبهم و ... همه و همه دست به دست هم داد و زمینه‏های نفوذ و رسوخ اسرائیلیات را فراهم ساخت.
    اصل مطلب را علمای عامه از امیرالمومنین(ع)نقل کرده‏اند و از امام صادق(ع)نیز نظیر آن روایت شده است(مراجعه شود به:بحارالانوار، ج 14، ص 26)
    و مایه تأسف است که برخی این مسأله را از اختصاصات و امتیازات پیامبر(ص)شمرده‏اند(رک:بحار ج 16، ص 393 به نقل از تذکره علامه).

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    می‏دانیم که تفسیر و حدیث دو مرحله متمایز روایت و تدوین را گذرانده ‏اند، هم در مرحله روایت و هم در مرحله تدوین زمینه‏های نفوذ اسرائیلیات فراهم شد.از اصل قضیه وضع و کذب در مرحله روایت که بگذریم، کنجکاوی و میل به تفصیل در موارد مجمل و تبیین در موارد مهم قرآنی و اشاراتی که در قرآن نسبت به پرسش از اهل کتاب هست مایه رجوع صحابه به اهل کتاب در این زمینه‏ ها شد.قصه گویان آرام آرام در مجالس و مساجد شروع به خودنمایی کردند و با توجه به میل عوام به شنیدن مطالب عجیب و غریب، بازار نقل حوادثی اینگونه گرم و گرمتر شد.
    در مرحله تدوین، تفسیر و حدیث از یکدیگر جدا شدند، اما التزام به ذکر سند تا حدی مانع نفوذ عمیق اسرائیلیات بود و قلیلی حدیث ‏ساز در این مرحله نقش بازی می‏کردند.با این همه گمان بر این بود که ذکر سند مایه خروج از عهده است، جمله«من اسندلک فقد حملک»حاکی از این طرز تلقی است.و بهر حال ذکر سند امکان نقد را فراهم می‏آورد.اما در برهه‏ای حذف سند و عدم دقت در کتابت رواج یافت و امکان رسوخ اسرائیلیات و التباس فراهم شد، تا جائی که در مدت صد سال پس از طبری-که با وجود عدم دقت در تفسیر و ذکر اسرائیلیات ملتزم به ذکر سند است-ابواسحاق ثعلبی تفسیری مشحون از اسرائیلیات نگاشت و هر چه خواست نوشت.
    این خلدون در مقدمه خود مبدأ دخول اسرائیلیات در تفسیر و تطور آن و اسباب اقبال به آن و پرگویی از آن را با مسائل اجتماعی و دینی مربوط به صدر اسلام مرتبط دانسته است.(مقدمه، ص 490 به بعد)
    از دلایل اجتماعی این امر-در نظر ابن‏خلدون- غلبه بدویت و امیّت بر عرب و شوق آشنایی با اسباب خلقت و اسرار آن و از دلایل دینی تساهل و عدم کوشش برای بررسی صحت گفته‏های اهل کتاب را به شمار آورده است.
    بر این دلایل موارد متعدد دیگری می‏توان افزود، چون:عدم وجود ارتباط اطلاعاتی با مرکز دنیای اسلام، مرعوب شدن اعراب بدوی در برابر چند کلمه دانسته‏های اهل کتاب، کوششهای عمدی در جعل حدیث، انزوای اهل بیت(علیهم‏السلام)، منع کتابت حدیث و ...
    بازی کردن با افکار عوام و انحراف اذهان با داستانهای اسرائیلی نیز خطی بود که در دوران بنی‏امیه دنبال شد.بدیهی است که در این میان عده ‏ای برای نان خوردن از قصه‏ گوی بهره می‏بردند.
    میل به اسطوره ‏ها و خضوع عقول عوام در برابر اعاجیب و غرایب نیز در این میان سبب تسریع این واکنش بین باورها قلوب و داستان پردازان شد.
    مراد آیه«یوم تبدل الارض غیرالارض»(ابراهیم /48)است که بنابر روایت تبدیل آن به نان است برای خوردن اهل محشر و در جواب راوی که اظهار تعجب از این امر-یعنی خوردن و نیاز به تغذیه در شلوغی محشر-می‏کند امام(ع)به تغذیه اهل دوزخ حتی در عذاب دوزخ اشاره می‏فرمایند که سخت‏تر از ایام 50 هزار ساله محشر است، آن هم از طعامی که «لایسمن و لایغنی من جوع»(غاشیه/7).
    از موارد خلاف که فراوان است داستان داود(ع) و زن اوریا، داستان به سرقت رفتن انگشتری سلیمان (ع)و ... را می‏توان یاد کرد و در تورات هم موارد خلاف شأن انبیاء(ع)کم نیست(برای نمونه مراجعه شود به:بحارالانوار، ج 14، ص 19-24 و 99-108).البته در خصوص خاتم سلیمان(ع) مسائل زیادی قابل تأمل است و حتی در دعا وارد است:«یا من رد علی سلیمان خاتمه»اما اینکه اصل مطلب چه بوده؟هیچ نمی‏دانیم و مسلما خداوند پیامبری کسی را در خاتمی قرار نمی‏دهد که با سلب آن نبوت و ملک شود.
    دسته سوم ازاسرائیلیات که موافقت و مخالفتی با متون اسلامی ندارد نیز شامل داستان ذبح بقره است و داستانهایی که از صالحان بنی‏اسرائیل یاد کرده‏اند.
    به اعتبار سوم باید اسرائیلیات را از نظر تعلق به موضوع تقسیم کرد یعنی عده ‏ای مربوط به عقاید وبرخی راجع به احکام و بعضی نیز متعلق به مواعظ و حوادث است، از این جنبه باید به نفوذ عقاید یهود که از مشبهه بوده‏اند و هستند توجه کرد اما گهگاه عقاید آنها تصادم با عقاید اسلامی نداشته است.در باب احکام نیز قرآن خود به آن اشاره داشته است:«قل فاتوا بالتوراة فاتلوهاان کنتم صادقین»(آل عمران /93)، مثلا حکم رجم محصن و محصنه و قصاص و ...
    اینجانب خود به یاد دارم که در کودکی در دبستانی که درس می‏خواندم داستان عوج‏بن‏عناق (عنق)یا به اصطلاح عوامانه آن زمان عوجبن علوق(؟) را شنیدم و داستان کباب کردن ماهی با نور خورشید و اینکه روزی او پنداشت بزرگترین موجود است و از دریا ماهیی گرفت که هر چه کشید از او بزرگتر بود(؟)و بعد هم می‏گفتند که الآن قطعه‏ای از پای وی به عنوان پل در شام مورد استفاده است و خروارها روغن برای روغنکاری آن بکار می‏رود(!).
    بدیهی است که وقتی هنوز میان ما ودر قرن بیستم امکان وجود پای عوج‏بن‏عناق به شکل پل روغنکاری شده(!)مطرح باشد، در چهارده قرن قبل چه وضعی وجود داشته است، و چقدر عوام راحت‏تر و با ولع‏تر این داستانها را شنیده و تلقی به قبول کرده و نقل می‏کرده ‏اند.

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    833 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    *حکم روایت اسرائیلیات چیست؟

    از نظر ادله قرآنی و حدیثی دو نوع ادله قابل استخراج است:ادله منع و ادله جواز:
    ادله منع، شامل آیاتی از قرآن است که دلالت بر تحریف کتب اهل کتاب و عداوت خصوص اهل تورات دارد، میل اهل کتاب بر ارتداد مسلمین از ملت اسلام نیز از همین موارد است(بقره/109، آل عمران/ 100 و 149 و نیز بقره/217)احادیثی از رسول الله(ص)نیز در تحذیر و منع از وثوق به اهل کتاب و روایت از آنها نقل شده است.«لاتصدقوا اهل الکتاب ولاتکذبوهم»(صحیح بخاری)»لاتسألوهم عن شی فیخبروکم بحق فتکذبوا به او بباطل فقصد قوابه» (مسند احمد3/387)و از بزرگان صحابه نیز سخنانی شبیه آن منقول است.
    اما ادله جواز، شامل:بعضی از آیات قرآنی است که دلالت بر اباحه سؤال از اهل کتاب دارد، مانند«فان کنت فی شک مما انزلنا الیک فاسئل الذین یقرؤون الکتاب من قبلک»(یونس/94)البته چون شک برای پیامبر تصور ندارد، از ایشان نقل شده است که‏«لااشک ولاأسال»(مسند عبدالرزاق).
    یا«واسئلهم عن القریة التی کانت حاضرة البحر ...»
    (اعراف/163).
    یا«قل قأتوا بالتوراة فاتلوها»(آل عمران/93)که صریح در جواز رجوع به تورات و حکم به آن است.یا «قل أریتم ان کان من عنداللّه و کفرتم به وشهد شاهد من بنی ‏اسرائیل علی مثله ...»(احقاف/10)و احادیثی در این زمینه نقل شده است.
    اگر بخواهیم بین ادله مذکور جمع کنیم باید بگوییم:با توجه به ارجاع مسلمین توسط قرآن برای سؤال از اهل کتاب، مانند«فسئل بنی‏اسرائیل» (اسراء/101)یا«سل بنی‏ اسرائیل ...»(بقره/211)و ...
    و با عنایت به گزارش بسیاری از اخبار بنی‏اسرائیل و امم سابقه توسط قرآن و پیامبر(ص)باید توجه داشت که مراد استفاده از آنها به هنگام قطع به صحت است، وگرنه با احتمال تبدیل و تحریف نمی‏توان چنین کرد و چون امکان فریب مسلمین می‏رود، نه می‏توان علی الاطلاق همه موارد را رد کرد و نه پذیرفت، بلکه آنچه که موافق قرآن و سنت است جایز است که روایت کنیم.و همین است معنی«حدثوا عن بنی‏اسرائیل و لاحرج»که از پیامبر(ص)نقل شده است(صحیح بخاری، کتاب احادیث انبیاء باب ماذکر عن بنی‏اسرائیل)و اگر احتمال صدق و کذب نرود یا امری مطرح شود که در شریعت ما مسکوت است، توقف اولی است و معنی قول دیگر رسول خدا(ص)که «لاتصدقوا اهل الکتاب ولاتکذبوهم»همین توقف در رد و قبول و تصدیق و تکذیب در امور مسکونت عنه است و تکلیف احتمال سوم که کذب و جعل و وضع است معلوم است.در همان قسم دوم(مسکوت عنه) اگر صحت روایت محرز باشد قبول آن مانعی ندارد.در روایت کردن همین قسم است که عده زیادی قایل به جواز شده‏اند.
    نگارنده معتقد است:گرچه وجود اسناد، راویان اسرائیلیات را در معرض نقد قرار می‏دهد اما بهر حال جواز نقل قسم صحیح و قسم مسکوت عنه مایه نقل قسم سوم که کذب است هم شد و شاید بیشترین نفوذ آراء غیر اسلامی از قبیل قسم دوم بوده است.
    با آنچه گذشت باید به ذکر اسامی مشهورترین راویان اسرائیلیات از صحابه و تابعین اکتفا کرد.از میان صحابه این افراد را می‏توان ذکر کرد:ابوهریره، عبداللّه بن‏عمروبن العاص، عبداللّه بن سلام و تمیم داری که دو نفر اخیر به ترتیب یهودی و نصرانی بوده و سپس مسلمان شده‏اند.دکتر ذهبی، عبداللّه‏بن‏عباس را هم اضافه کرده است.
    مشهورترین راویان اسرائیلیات از تابعین عبارتند از:
    کعب الاخبار-وهب‏بن‏منبه.
    و از اتباع تابعین عبارتند از 1-محمدبن سائب کلبی 2-عبدالملک بن عبدالعزیزبن جریج3-مقاتل‏بن سلیمان‏4-محمدبن مروان السدی.
    دکتر ذهبی به استناد آراء رجالی اهل سنت، تمام صحابه مذکور را از اتهامات مبرا دانسته است و حتی دلایلی که امثال ابوریه در کتاب اضواء علی السنة المحمدیه بر ساده لوحی ابوهریره و اثر کعب الاحبار بر او اقامه کرده را رد کرده است.راجع به عبداللّه‏بن عمرو که گفته می‏شود در جنگ یرموک به دوبسته بزرگ از کتب یهودیان دست یافته و از آنها روایت می‏کرده است نیز تنها با ذکر ورع وثقه بودن او به توجیه پرداخته است.در مورد افراد بعدی هم چنین است، مثلا برای تمیم داری که از نصارای یمن بوده است و به روایت صاحب اسدالغابه و دیگران«اول من قص»است(اسدالغابه، ج 1، ص 215، الاصابه، ج 1، ص 184)و قول ابوریه که او از اولین کسانی است که مسیحیات را در فرهنگ اسلامی وارد کرده را نیز نمی‏پذیرد.
    در مورد کعب الاحبار که به زعم دکتر ذهبی توسط اتهام زنندگان به او مظلوم(!)واقع شده است(ص 104)و وهب‏بن منبه که به گفته خود او«فقد اکثر من الاسرائیلیات و نسب الیه قصص کثیر فیه الغث والسمین و الصحیح و العلیل»چیزی نمیتوان گفت، مگر اظهار تأسف.
    اما پس از صحابه و تابعین یک‏باره نظر دکتر ذهبی تغییر می‏کند، او روایت از کلبی که اصلیتا یهودی است و از سبائیه(سبنیه)شمرده می‏شود و نیز این جریج نصرانی که طبری بسیار از او نقل کرده است را صحیح نمی‏داند، شرّ علم مقاتل را بیشتر از نفع او می‏داند و معتقد است او راوی خرافات و مروج اسرائیلیات است و حال سدی را نیز چنین می‏داند (ص 107-116)در صورتی که اینها جیره‏خوار و ریزه‏خوار اسلاف خود بوده‏اند و معلوم نیست به چه علت باید اسلاف از اتهام مبرا شوند و اختلاف بار همه گناهان را بر دوش کشند؟و این نیست مگر به دلایل اعتقادات مذهبی دکتر ذهبی مبنی بر عدالت و توثیق تمام صحابه و ... که یقینا در یک تحقیق علمی دخالت این قبیل آراء جایز نیست.و مع الاسف باید این بخش از کتاب دکتر دهبی را خارج از تحقیق و فاقد روح علمی منصفانه دانست.
    * در فصل سوم کتاب، دکتر ذهبی به معرفی مفصل کتب تفسیری که اسرائیلیات را نقل کرده‏اند پرداخته و به اجمال از کتب حدیث یاد کرده است وی در شش دسته این کتب را گرد آورده و به بیان مشهورترین آنها پرداخته است:
    1-تفاسیری که اسرائیلیات را با سند ذکر کرده اما جز اندکی به نقد آنها نپرداخته است و از نمونه‏های آن عبارت است از:تفسیر جامع البیان طبری، و عجیب است که طبری داستان زوجه اوریا و سرقت خاتم سلیمان(ع)را بدون نقد ذکر می‏کند، اما مثلا به کلمه سد در داستان ذوالقرنین که می‏رسد به نقد نظرات در باب سد به فتحه و ضمه سین می‏پردازد(!)یا در نوع طعامی که در مائده آسمانی بر حواریون نازل شده بحث می‏کند.
    2-تفاسیری که اسرائیلیات را با سند یاد کرده و متذکر اباطیل آن، جز مواردی نادر، می‏شود از این دسته باید از«تفسیر القرآن العظیم»حافظ ابن کثیر یاد کرد.
    3-تفاسیری که هر نوع اسرائیلیاتی را بدون سند و نقد ذکر کرده‏اند که از جمله آنهاست:تفسیر مقاتل بن سلیمان کسی که شافعی در حق او گفته است:
    «الناس عیال فی التفسیر علی مقاتل»و به قول دکتر ذهبی تفسیر او پر از ترّهات و خرافات(ص 154) است و نمونه‏ای از آنهاست قصه غزانیق و قصه تزویج زینب بنت جحش، تفسیر دومی که خلف تفسیر مقاتل است، تفسیر«الکشف و البیان عن تفسیر القرآن»ابواسحاق احمدبن محمد ثعلبی نیشابوری است که به دلیل واعظ بودن ثعلبی و میل او به ذکر قصص عجیب پر از داستانهای ساختگی است و شاگرد او واحدی نیز چنین راهی را رفته است، برای همین کتانی در الرسالة المستطرفة(ص 19) می‏گوید:«و لم یکن له و لشیخه الثعلبی کبیر بضاعة فی الحدیث بل فی تفسیر هما-و خصوصا الثعلبی- احادیث موضوعة و قصص باطلة.
    4-تفاسیری که اسرائیلیات را بدون سند نقل کرده است، اما گهگاه به ضعف و عدم صحت آنها اشاره نموده و گاه با وجود مخالفت صریح و فساد روایت آن را بدون نقد ذکر کرده است و از جمله آنهاست تفسیر الخازن یا لباب التأویل فی معانی التنزیل، اثر علاءالدین ابوالحسن علی بن محمد الشیحی حلبی معروف به خازن که به دلیل شغلش(کتابداری خانقاه سمیساطیه دمشق)و واعظ و متصوف بودن خازن کتابی مشحون از اسرائیلیات و خرافات پرداخته است.تفسیر خازن در واقع مختصر تفسیر بغوی(ابو محمد حسین بن مسعود معروف به فراء)است و تفسیر بغوی خود مختصر تفسیر ثعلبی است.
    5-تفاسیری که اسرائیلیات را بدون سند ذکر کرده اما به نقد آنها، جز در موارد نادر، پرداخته است و شدید اللحن‏ترین تفاسیر در این میان«روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی»ابوالثناء شهاب‏الدین محمود آلوسی است که گاه به صراحت و گاه به کنایه به نقد اسرائیلیات پرداخته و با اشارات لطیفه و تلمیحات طریفه و ظرافت به نقد پرداخته است و برای نمونه پس از ذکر روایتی در خصوص تابوت عهد که از جنس و طول و عرض آن داد سخن داده است، با تهکم و سخریه می‏نویسد:«و لم ارحدیثا صحیحا مرفوعا یعول علیه، یفتح قفل هذا الصندوق و لافکرا کذلک»(ج 2، ص 168-169)
    آلوسی گهگاه بجای نقد شخصی نقد ابن کثیر و ابوحیان و دیگر مفسرین را نقل می‏کند، با این همه گهگاه به تأویل روی می‏آورد و مثلا قصه هاروت و ماروت را نوعی رمز و اشاره می‏داند(ص 174)و گهگاه از نقد غفلت می‏کند.مثلا در داستان صحبت هدهد و عقاب قبل از خبردادن هدهد به سلیمان(ع) که به وضوح جعلی است، گویا علت این کار آلوسی ارضاء خوانندگان تفسیر بوده است، چیزی که خود بدان اعتراف کرده است«و انا انما نقلت بعض ذلک دفعا لشهوة من یحب الاطلاع علی شی‏ء من اخبارها صدقا کان او کذبا»(ج 2، ص 21)و مع الاسف همین میل به دفع شهوت به هدم شریعت می‏کشد.
    6-تفاسیری که ضمن حمله به راویان اسرائیلیات خود در روایت اسرائیلیات مبالغه کرده ‏اند و از جمله آنهاست تفسیر المنار، البته مراد از روایت نقلهایی است که صاحب المنار از تورات و قصد بررسی تطبیقی آیات و روایات با آنها متذکر شده است.لحن دکتر ذهبی در مورد این کتاب نیز کمی از تعصب خالی نمانده است، آن هم به دلیل حمله صاحب المنار به کعب الاحبار و ابوهریره و...
    دکتر ذهبی از ذکر کتب حدیث به اجمال در گذشته است و سرانجام پیشنهادهایی ارائه کرده است، از جمله پاک کردن تفاسیر از اسرائیلیات توسط علما و چاپ مجدد آن و یا حداقل نوشتن تعلیقه و ابطال موارد در صورت عدم امکان اجرای طرح اول و لزوم نگهداری میراث اسلامی و سرانجام نگارش تفسیری نو و خالی از اسرائیلیات و نیز پژوهش در خصوص اسرائیلیات و گردآوری همه آنها در کتابی مستقل برای روشنگری اذهان و پرهیز از نقل آنها.
    نگارنده ضمن استقبال از این طرح مرحوم دکتر ذهبی، امید می‏برد که گسترش فکر المیزان، میزانی باشد برای تفاسیر فردای اهل ملت اسلام-اعم از شیعه و سنی و نیز آرزو دارد روزی شاهد عرضه معجم اسرائیلیات در حدیث و تفسیر باشد.*


    از صفحه 143
    علامه طباطبائی چنین روایاتی را از باب جری و تطبیق و یا بیان مصداق اعلی و اکمل دانسته است نه به جهت انحصار معنای آیه در آنچه معصوم فرموده‏اند.(المیزان، ج 1، ص 42).
    علامه شعرانی نیز در کلامی که ذیلا نقل می‏شود این مطلب را مورد تأیید قرار داده است:«باید دانست چون روایات معتبر عبارت قرآن را تفسیر و تقیید می‏کنند، باید مفاد لفظ قرآن را تفسیر و تقیید می‏کنند، باید مفاد لفظ قرآن را مراعات کرد و با رعایت معنی قرآن به روایات مقید ساخت، نه آنکه لفظ قرآن را برداشت و به جای آن لفظ روایت گذاشت، چنانکه «لمم»به معنی نزدیک آمدن است و وارد شدن و شروع کردن و مشرف به کاری شدن، بی‏آنکه اقبال تام نماید ... و آنچه در تفسیر لمم وارد شده این معنی را باید در آن رعایت کرد، بعضی گفتند گناهانی است که پیش از اسلام مرتکب شده بودند، چون بر آن اقامت نکردند و گذشتند، و بعضی دیگر گفتند مانند نظر به نامحرم که شروع و اشراف به زنا است و از این قبیل تفاسیر، همه به اعتبار معنی«شروع و همت و نیت» است.و آنکه گوید مراد گناه صغیره است معنی نه آن است که به جای لمم باید لفظ صغائر گذاشت چنانکه فقیه غیر ماهر پندارد».(شرح تبصره، ج 2، ص 716).

    اسرائیلیات و قصه های بنی اسرائیلی

  15. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود