جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقام خوف

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    مقام خوف





    پرسش:
    آیا می شود این دو آیه را
    در مورد مقام خوف با هم تفسیر کرد؟ «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان» و «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»

    پاسخ:
    بله به نوعی خوف در اين دو آيه در مقام بندگانی است كه اخلاص داشته و عبوديت شان در عالی ترين مقام و مرتبه است.
    در مورد آيه 42 سوره مباركه الرحمن «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان» مرحوم علامه طباطبايی، خوف از مقام رب را منحصر در عبوديت مخلصين و آنان كه خداوند را براي اين كه او «الله» است عبادت می كنند نه به شوق بهشت يا ترس از جهنمش.
    ايشان در توضيح اين نوع خوف می فرمايند:
    «خوف هم مانند عبادت مراحلی دارد، بعضی‏ ها از عقاب خدا می ‏ترسند، و از ترس عذاب او كفر نمی‏ ورزند و گناه نمی ‏كنند، قهرا لازمه چنين خوفی اين است كه عبادت صاحبش عبادت كسی باشد كه از عذاب خدا می‏ ترسد، عبادت می كند تا گرفتار عذاب او نگردد، در نتيجه عبادتش محضا برای خدا نباشد، و اين قسم عبادت عبادت بردگان است كه موالی خود را از ترس سياست و شكنجه اطاعت می‏ كنند؛ هم چنان كه بعضی ديگر او را به طمع ثواب و پاداشش بندگی می‏ كنند، عبادت می‏ كنند تا به رسيدن به آن چه دلخواهشان است رستگار گردند، اينان هم عبادت خدا را محضا لله انجام نمی ‏دهند، عبادتشان يک قسم تجارت است، هم چنان كه در رواياتی هم آمده، و بعضی از آن ها در سابق نقل شد.
    و خوف در جمله «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» ظهور در هيچ يک از اين دو قسم خوف، يعنی خوف از عذاب و خوف از فوت لذت های نفسانی در بهشت ندارد، چون اين دو نوع خوف غير از خوف از قيام و آگاهی خدا نسبت به اعمال بندگان است، و نيز غير از خوف از مقامی است كه خدای تعالی نسبت به بنده ‏اش دارد، چون خوف از آگهی خدا و نيز خوف مقام پروردگار تاثّر خاصی است كه برای بنده بدان جهت كه بنده است، در برابر ساحت عظمت و كبريائی مولايش حقير و ذليل است دست می ‏دهد، و باعث می‏ شود آثاری از مذلت و خواری و اندكاک در قبال عزت و جبروت مطلقه خدای تعالی از او ظهور كند.»(1)
    ایشان در ادامه می فرمايند: و عبادت خدای تعالی از ترس او ـ البته ترس به اين معنا ـ عبارت است از خضوع در برابر او بدين جهت كه او الله است، ذو الجلال و الاكرام است، نه بدين جهت كه جهنم دارد، و نه بدين جهت كه بهشت دارد. وقتی عبادت به اين انگيزه انجام شود خالصا لوجه الله صورت می‏ گيرد.
    و اين معنای از خوف، همان خوفی است كه خدای تعالی ملائكه مكرمين خود را بدان ستوده، و گرنه اگر خوف منحصر در خوف از عذاب و ترک ثواب می‏ بود، با در نظر داشتن اين كه ملائكه معصوم و ايمن از عذاب مخالفت و تبعات معصيتند نبايد آنان را به داشتن خوف بستايد، ولی می‏ بينيم ستوده و فرموده: «يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِم».
    پس از آن چه گذشت روشن گرديد آن كسانی ازجن و انس كه جمله «و لمن خاف» اشاره به ايشان است، عبارتند از اهل اخلاص، آن هايی كه خاضع در برابر جلال خدای تعالی هستند، و او را بدين جهت عبادت می‏ كنند كه او الله (عز اسمه) است، نه بدين جهت كه جهنم دارد، و نه به طمع بهشت و ثوابی كه می‏ دهد.
    ـ و اما خوف در آيه 62 سوره مباركه يونس: «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»؛ در اين آيه نيز اولياء خداوند، بندگانی هستند كه عالی ترين مراتب ايمان را دارند و و متصل به خدا بوده و ملكيت همه چيز را از آن خدا می دانند، لذا هيچ خوف و اندوهی از بابت از دست دادن هيچ چيز به خود راه نمی دهند به جز آن چيزی كه خدا دستور داده و اراده فرموده تا از آن چيز خوف داشته باشند و اندوهناک شوند، مانند اندوه از فوت كرامت الهی:
    در آيه مورد بحث اهل اين مرتبه از ايمان را اين طور معرفی و توصيف كرده كه: «لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»، و اين جمله به خوبی دلالت می‏ كند بر اين كه منظور از اين ايمان، درجه عالی از ايمان است، آن ايمانی كه با آن معنای عبوديت و مملوكيت صرف، برای بنده به حد كمال می ‏رسد، و بنده غير از خدای واحد بی شريک مالكی نمی بيند و معتقد می ‏شود كه خودش چيزی ندارد تا از فوت آن بترسد و يا به خاطر از دست دادن آن اندوهناک گردد. چون خوف هميشه از اين جا سرچشمه می گيرد كه نفس، احتمال ضرری را بدهد كه ضرر او است، و از اين راه اندوه به دل وارد می ‏شود كه آدمی چيزی را كه دوست داشته از دست بدهد، و يا چيزی را كه كراهت داشته گرفتارش شود.(3)
    و خلاصه، خوف و اندوه به خاطر از دست دادن نفع و يا برخورد با ضرر دست می‏ دهد، و تحقق اين خوف و اندوه وقتی قابل تصوّر است كه آدمی برای خود ملک و يا حقی نسبت به آن چيزی كه از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد، مثلا خود را مالک فرزند و يا جاه، و يا آن ها و غير آن ها را متعلق حق خود بداند، و اما چيزی را كه می‏ داند به هيچ وجه بين او و آن چيز علقه و رابطه‏ ای نيست، هيچ وقت در باره آن نه ترسی پيدا می كند و نه اندوهی.
    و بر اين حساب اگر كسی را فرض كنيم كه معتقد است به اين كه تمامی عالم و تک تک موجودات آن و حتی وجود خودش ملک مطلق خدای سبحان است و احدی در اين ملكيت شريک او نيست، قهرا خود را نيز مالک هيچ چيز نمی ‏داند، و هيچ چيزی را متعلق حق خود به حساب نمی‏ آورد تا درباره آن دچار خوف و يا اندوه گردد، و اين حالت همان وضعی است كه خدای تعالی اوليای خود را به داشتن آن توصيف نموده و فرموده: «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ».
    پس اوليای خدا نه از چيزی می‏ ترسند، و نه برای چيزی اندوه می‏ خورند ـ نه در دنيا و نه در آخرت ـ مگر آن كه خدای تعالی اراده كند كه آنان از چيزی بترسند و يا درباره آن اندوه خورند، همان طور كه از آنان خواسته است تا از پروردگارشان بترسند، و از فوت كرامتی الهی كه از آنان فوت شده اندوه بخورند، و همه اين ها مراحلی است از تسليم خدا شدن.(4)
    بنا بر اين به نظر می رسد خوف يا مقام خوف، در هر دو آيه مربوط به عباد مخلص خداوند و عالی ترين مراتب ايمان می شود.

    ـــــــــــــــــــــ
    (1) ترجمه الميزان، ج 19، ص183.
    (2) همان، ص184.
    (3) ترجمه الميزان، ج 10، ص 132.
    (4) همان، ص 133.


    كليد واژه ها: خوف، خوف اولياء الهی، خوف عذاب، خضوع در برابر الله




    لینک اصلی



  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود