جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نسخ در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نسخ در قرآن





    پرسش:
    به نظر آیاتي که اشاره به وجود نسخ در قرآن دارند نشانه آشکار بر بشری بودن قرآن است. قطعا خدا حکمی نمی کند که بخواهد آن را عوض و بدل کند (البته در حالی که آن حکم را در قرآن بیان کرده باشد) این نسخ ها تنها می تواند از جانب یک فرد بشری باشد، فردی که نمی تواند کتابی بنویسد که تحت شرایط تغییر نکرده و متناقض نباشد. مثل آيه 3 و 129 سوره نساء كه در يك جا خدا می فرمايد بين زنان عدالت برقرار كنيد و در آيه ديگر می فرمايد نمی توانيد عدالت برقرار كنيد حتی اگر حريص به اين كار باشيد.

    پاسخ:
    اين دو آيه با هم نه متناقضند و نه ناسخ و منسوخ.
    در آیه 3 سوره نساء به جهت ضرورت هایی که بود و برای رعایت حال مسلمانان در ارتباط با دختران یتیمی که تحت تکفل داشتند و ...، اجازه داده شد به شرط اطمینان از رعایت عدالت بین همسران، چند زن بگیرند.
    چون در این آیه رعایت عدالت به طور مطلق آمده بود، مسلمانان گمان کردند که باید در مودّت قلبی هم تسویه را رعایت کنند؛ و حال آن که تکلیف این نبود، زیرا تکلیف باید به مقدور تعلق بگیرد و مودت قلبی از اختیار خارج است. پس رعایت عدالت در اموری که فرد در آن قدرت دارد، مثل عدالت در تقسیم نفقه و وقت، لازم است، نه در مودّت و محبت قلبی که از اختیار خارج است؛ و برای این که توهم مسلمانان رفع شود، خداوند با نازل کردن این آیه اعلام فرمود که محبت در اختیار شما نیست و نمی توانید در محبت عدالت بورزید، حتی اگر بر رعایت عدالت در این مورد حریص هم باشید. پس در مورد محبت سعی کنید همه توجه قلبی خود را نثار یکی نکنید و بقیه را مانند رها و معلق گردانید.
    بنا بر این، عدالت ورزیدن در محبت، تحت اختیار فرد نیست و نمی تواند در این مورد عدالت بورزد، و به طور طبیعی ممکن است به یکی از زنان گرایش بیشتر داشته باشد و خدا هم رعایت عدالت در این مورد را نخواسته است. آن چه خواسته رعایت عدالت در تقسیم نفقه و وقت است و رعایت انصاف در محبت ورزیدن و به گونه ای عمل کردن که یکی احساس نکند همه قلب شوهر متعلق به اوست و دیگری احساس کند که در قلب شوهر هیچ جایگاهی ندارد و رها و معلق است.
    ابن ابی العوجاء از هشام بن حکم پرسید: «ليس الله حكيما؟ قال: بلى، هو أحكم الحاكمين؛ قال: فأخبرنی عن قوله عز و جلّ: «فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً» أليس هذا فرض؟ قال: بلى... .»؛ مگر خدا حکیم نیست؟ پس چرا در جایی می فرماید: با زنانی که بر شما حلال هستند، ازدواج کنید: دو، سه یا چهار تا، ولی اگر می ترسید که نتوانید بین آنان به عدالت رفتار کنید، یک زن بگیرید. ولی در جای دیگر می گوید: شما حتی اگر بخواهید و حریص هم باشید نمی توانید بین زنان به عدل رفتار کنید. آیا این نوع سخن گفتن حکیمانه است؟
    هشام که جوابی نداشت، به مدینه آمد و به محضر امام صادق شتافت و سوال را از ایشان پرسید، و امام فرمود آیه ای که رعایت عدالت را شرط چند همسری قرار داده، در باره نفقه است؛ و آیه ای که رعایت عدالت را خارج از توان شمرده، در باره محبت است.(1)و(2)
    آياتی كه شما از آن ها برداشت تناقض می كنيد، نياز به دقت نظر بيشتری در مطالعه و تحقيق دارند. كه متاسفانه در اين زمينه عنايت لازم نمی شود.

    ـ فلسفه باقی ماندن آيات منسوخ در قرآن
    يكی از انواع نسخ(3) نسخ مشروط است كه در آن، آيه باقی است و تلاوت می شود اما حکم آن بکلی و مطلقا نسخ نمی شود؛ بلکه اگر زمانی همان شرايط و اوضاع قبل از نسخ آيه برگردد، دوباره همان حکم آيه منسوخ، زنده شده و مورد اجراء قرار می گيرد. پس نسخ حکم آيه منسوخ، مشروط و وابسته به پيش آمد و تغيير احوال و شرايط است.
    در بسياری از آياتی که جزء آيات منسوخ شمرده شده اند، نسخ آن ها، نسخ مطلق نيست؛ بلکه به شرايط خاص همان دوران بستگی داشته است. به اين معنا که با تغيير آن شرايط خاص و بهبود وضع، حکم سابق، منسوخ شده و حکم ديگرِ متناسب با شرايط جديد تشريع گرديده است؛ و اگر احياناً همان شرايط زمانی و مکانی پيش آيد، حکم آيات مربوطه ـ يعنی همان حكم اولی يا همان حكم منسوخ ـ از نو قوت گرفته و قابل اجراء است.
    بنا بر اين آيات باقی مانده در قرآن كه به ظاهر منسوخند، دارای حكم نسخ مطلق نيستند، بلكه نسخ آن ها مشروط است، و چون با تغيير شرايط حكم آن ها نسخ شده، اگر احيانا شرايطی مانند شرايط ابتدايی حاكم شود، اين آيات با احياء شرايط قبلی و اوليه، قابل استفاده خواهند بود.(4)
    ـ عدم التزام مردم، علت نسخ آيه نجوا يا اقتضائاتی ديگر
    واقعيت آن است كه دلايل و اقتضائات و حكمت های ديگری موجب نزول حكم نجوا و سپس نسخ آن شد كه اين حكمت ها و اقتضائات هم عملی شد.
    مثلا از حکمت های دیگر حکم آيه نجوا می شود به مشخص شدن بیشتر فضایل حضرت امیر (علیه السلام) اشاره کرده، و یا با یک آزمون این که به مردم نشان دهد که حب مال در دلشان بیشتر است یا هم نشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله). و یا نشان دادن راهی برای معرفی منافقان و... .
    اين ها حكمت ها يا مصالح يا اقتضائاتی هستند كه می تواند موجب نزول آيه منسوخ و سپس نسخ آن شده باشد. و حكمت هايی هستند كه با نزول آيه و حكم، و سپس نسخ حكم، محقق شدند، نه اين كه خداوند آيه و حكمي نازل كرد و ديد مردم عمل نمی كنند و مجبور شد نسخش نمايد. بلكه يكی از حكمت های اين نزول و سپس نسخ حكم اين بود كه مردم ببينند و بدانند كه تنها كسی كه به راستی حب پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) در دلش جای دارد، حضرت امير المومنين (عليه السلام) است، و نيز ادعای خودشان در دوستی پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به راست آزمايی گذاشته شود، و نيز منافقانی كه ادعای دوستی حضرتش را داشتند، در عمل، مشخص شوند و شايد هم حكمت های ديگری كه ما به آن ها جاهليم. لذا تصور شما از علت تشريع حكم و سپس نسخ آن، نادرست است.
    در نسخ مشروطی كه استاد معرفت در خصوص آن توضيح دادند، اين حكمت ها يا مصالح در هر زمانی رخ داد و شرايط نزول آيه منسوخ، حاكم شد، موجب به كار گيري مجدد آيه منسوخ می شود و می توان از آن در جهت همان مصالح و اقتضائات بهره برد.
    و لذاست كه آيات منسوخ در قرآن كريم باقی اند، زيرا هر گاه شرايط و مقتضياتی مانند همان زمان نزولشان ايجاد شوند، اين آيات قابل اجرا و به كار گيري هستند.(5)
    مرحوم آيت الله معرفت می فرمايند : «کتاب الله يک کتاب دستور العمل عام و جاویدانی است و معنا ندارد که در آن، آيه منسوخ المعنی يافت شود که به غير از قرائت و ترتيل فايده و اثری ديگر نداشته باشد.»(6)
    لذا در بحث نسخ بايد دقت نمود و شرايط نسخ و نيز انواع آن را در نظر داشت تا خدای نا كرده، راه را به خطا طی نكنيم و از حكمت های نسخ، نادانسته و جاهلانه عبور كرده و نزول قرآن را از اين ره آورد خطا، به بشر نسبت ندهيم.

    ــــــــــــــــــــــــ
    (1) بحرانی، البرهان، تهران، بنیاد بعثت، 1416 ق، ج 2، ص 17.
    (2) سايت پاسخگو.
    (3) علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، بحث نسخ مشروط.
    (4) مقاله "نوآوری هاي آيت الله معرفت (رحمه الله علیه) در تفسير و علوم قرآنی"، علی جان محمدی (قره باغي).
    (5) آيت الله معرفت، علوم قرانی، همان.
    (6) التفسير الاثری الجامع، ص 56 و 57.

    كليد واژه ها: نسخ، نسخ مشروط، نسخ حكم باقي ماندن تلاوت، آيه نجوا، فلسفه بقا تلاوت آيات منسوخ




    لینک اصلی


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود