صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برهان وجوب و امکان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    برهان وجوب و امکان




    با سلام منظور از این که ممکن لا اقتضا است چیست و چرا انکار علت برای ممکن مستلزم جمع نقیض است

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    برهان وجوب و امکان







    کارشناس بحث: استاد صدیق

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    برهان وجوب و امکان

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام

    پاسخ به این سوال نیازمند توجه به چند مقدمه است:

    مقدمه اول: دسته بندی موجودات عالم:
    وقتی که ما یک موضوع را نسبت به بودن به عنوان یک وصف در نظر میگیریم، یا انتساب این وصف(وجود داشتن) برای آن موضوع ضروری است یا ضروری نیست.
    در صورت دوم(که انتساب وصف برای آن ضروری نیست) یا عدم انتساب به آن ضروری است یا نه.

    در این صورت، سه حالت ایجاد میشود.
    حالت اول: اتصاف وصف وجود داشتن، ضرورت دارد: واجب الوجود(یعنی وقتی ما این موضوع را نسبت به بودن در نظر میگیریم، میبینیم که بودن و وجود داشتن برایش ضرورت دارد)

    حالت دوم: عدم اتصاف وجود داشتن ضرورت دارد: ممتنع الوجود(یعنی وقتی که این موضوع را نسبت به بودن و نبودن در نظر میگریم، میبینیم نه تنها وجود داشتن برایش ضرورت ندارد، بلکه وجود نداشتن برایش ضروری است)

    حالت سوم: نه اتصاف داشتن و نه عدم اتصاف، هیچ کدام ضرورت ندارد: ممکن الوجود(یعنی وقتی این موضوع را نسبت به بودن و نبودن در نظر میگیریم، میبینیم نه بودن برایش ضرورت دارد و نه نبودن)

    این سه حالت، در فرض عقلی بود.
    حال به سراغ عالم بیرون از ذهن میرویم، هر موجودی که در عالم خارج وجود یافته است، را بررسی میکنیم، دو حالت از سه فرض قبلی بیشتر نخواهد داشت و حالت ممتنع الوجود در عالم خارج تحقق ندارد چرا که ممتنع الوجود، حالتی است که وجود نداشتن برایش ضرورت دارد و این یعنی اصلا نمیتواند در خارج محقق شود.

    حالت اول: وجود داشتن برایش ضرورت دارد، و نمیتوان فرض کرد که وجود نداشته باشد. این موجود، همان واجب الوجود است.
    حالت دوم: وجود داشتن برایش ضرورت ندارد، همانطور که وجود نداشتن برایش ضرورت ندارد. این موجود، همان ممکن الوجود در دسته بندی عقلی است.
    (1)


    ـــــــــــــــــ
    1. نهایه الحکمه، مرحله 4، فصل 1، 2 و 5








    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۱:۱۱ دلیل: اصلاح فونت

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه دوم، اقتضا داشتن یعنی چه؟
    وقتی میگوییم ذات یک موجود اقتضای یک حالتی را دارد، منظور این است که خود آن موجود به خودی خود و بدون اینکه علتی در کار باشد، آن وصف و حالت را دارد. در این دسته بندی، ما وقتی خود ذات ممکن الوجود و واجب الوجود را نگاه میکنیم، متوجه یک تفاوت در بین آنها میشویم.

    واجب الوجود به صورتی است که به خودی خود، وجود داشتن برایش ضرورت دارد و این یعنی، ذاتش اقتضای وجود دارد، یعنی برای بودن نیازی به علت ندارد، یعنی نبودن برایش محال است وگرنه خلف فرض ضروری بودن وجود برای آن میشد. به این موجود، واجب الوجود بالذات گفته میشود، یعنی موجودی که به خودی خود و ذاتا، وجود داشتن برایش ضروری است.

    اما ممکن الوجود بدین صورت نیست. وقتی ذات ممکن الوجود را بررسی میکنیم متوجه میشویم که ذاتش مقتضی بودن نیست و اینطور نیست که بودن و وجود داشتن برایش ضروری باشد و برای وجود داشتن نیازی به علت نداشته باشد وگرنه واجب الوجود بالذات میشد.
    از سوی دیگر، ذات این موجود، اقتضای عدم نیز ندارد. اقتضای عدم داشتن و نبودن یعنی اینکه خود آن موجود فرضی، به خودی خود نیست و برای نبودن نیازی به علت ندارد تا او را معدوم کند.
    موجودی که نه بودن برایش ضرورت دارد و نه نبودن و به تعبیری دیگر، ذاتش نه اقتضای بودن دارد و نه اقتضای نبودن، ممکن الوجود بالذات خوانده میشود یعنی ذاتش به خودی خود، نسبت به بودن و نبودن هیچ اقتضایی ندارد و هر دو حالت برایش صرفا حالت امکانی دارد.



    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۱۲/۱۸ در ساعت ۰۸:۳۲

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه سوم: دلیل نیازمندی ممکن الوجود به علت
    وقتی یک چیزی نسبت به دو حالت، نسبت تساوی داشت، برای تمایل به یک طرف، نیاز به عاملی هست. این عامل، یکی از این طرفها را برای آن موجود مورد نظر تعیین میکند. مثلا وقتی یک نفر قصد دارد مسافرتی برود و مردد است بین اصفهان و شمال ایران، تنها زمانی یکی از این دو را انتخاب میکند و میلش به سمت آن میرود که آن طرف خاص، ترجیحی برایش داشته باشد. اصل این مسئله بدیهی است که انسان در چنین حالات تساوی و تردید، تا یک طرف برایش ترجیح نداشته باشد بدان سمت متمایل نخواهد شد. این مسئله به نام امتناع ترجیح بلامرجح معروف است که مسئله ای بدیهی و قضیه ای است اوّلی که صرف تصور موضوع و محمولش باعث تصدیقش میشود.
    (2)

    حال اینکه فرایند انتخاب و ترجیح چیست و چگونه، بحثی است که مربوط به روان شناسی و نفس شناسی مربوط میشود و گاهی نیز اصلا به صورت آگاهانه این فرایند را انجام نمیدهد بلکه به صورت ناخودآگاه در ذهنش محقق میشود.

    بنابراین، در محل بحث ما نیز این مسئله وجود دارد.
    در مورد ممکن الوجود نیز چون این موجود نسبت به وجود و عدم حالت تساوی دارد، برای تمایل ذات ان به یکی از طرفین وجود و عدم، نیاز به مرجحی است و عاملی که ما نام آنرا علت میگذاریم.
    علت است که تساوی را بر هم میزند و آن ذات را یا موجود میکند(که واجب الوجود بالغیر میشود) و یا معدوم میشود(که ممتنع الوجود بالغیر) میشود.

    قید بالغیر در مقابل قید بالذات بدان معناست که منسوب شدن این ذات به وجوب وجود یا امتناع وجود، به خاطر خود ذات او نبوده است بلکه به واسطه یک عاملی دیگر(غیر) بود که علت این اتصاف شده است.

    حال اگر فرض کنیم چنین موجودی، در عین اینکه حالت تساوی دارد، بدون اینکه علت در کار باشد، حالت تساوی اش برهم بخورد و یکی از طرفین برایش ترجیح پیدا کرده و ضروری شده، لازمه اش آن است که
    یا فرض اولیه ما در مورد این موجود(یعنی تساوی نسبت به وجودو عدم) نادرست باشد و این خلف فرض ماست.
    یا ترجیح بلامرجح محال نباشد که این نیز نادرست است و خلاف بدیهی اولی عقل است.


    ــــــــــــــ
    2. مرتضی مطهری، مجموعه اثار، ج6، ص666





  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با توجه به این سه مقدمه، میتوان پاسخ هر دو سوال بالا را متوجه شد.

    پاسخ سوال اول اینکه: وقتی ممکن الوجود به صورتی است که به خودی خود نه بودنش برایش ضرورت داردو نه نبودن، این بدان معناست که ذاتش نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم.
    به عبارت دیگر، وقتی ذات این موجود، اقتضای هیچ یک از وجود و عدم را ندارد، یعنی ذاتش نسبت به بودن و نبودن حالت تساوی دارد.

    پاسخ سوال دوم هم اینکه: وقتی گفتیم که ذات این موجود، نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم، یعنی هم برای بودن و همه برای نبودن و معدوم شدن نیاز به علت دارد. هم برای اینکه موجود شود نیاز به علت دارد و هم برای اینکه معدوم شود.

    وقتی حالت تساوی دارد، نیاز به موجود دیگری هست تا این حالت تساوی را به هم بزند و با برهم زدن تساوی، یا وجود را برایش به ارمغان بیاورد و یا عدم و نیستی را. اگر این تساوی به هم خورده باشد ولی علت و مرجحی در کار نباشد، بدین معناست که یا برهم خوردن تساوی نیاز به علت نداشته باشد و یا اینکه این ذات حالت تساوی نداشته باشد و هر دو احتمال، خلف فرض و خلف بدیهی عقلی است و مستلزم تناقض با فرضهای قبلی است.

    بنابراین، چنین موجودی هم برای وجود یافتن، و هم (با قدری مسامحه) برای نبودن، نیاز به علت دارد و اگر علتی در کار نباشد، این موجود به خودی خود نه میتواند موجود باشد و نه معدوم.

    موفق باشید.


  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست

    واجب الوجود به صورتی است که به خودی خود، وجود داشتن برایش ضرورت دارد و این یعنی، ذاتش اقتضای وجود دارد، یعنی برای بودن نیازی به علت ندارد، یعنی نبودن برایش محال است وگرنه خلف فرض ضروری بودن وجود برای آن میشد. به این موجود، واجب الوجود بالذات گفته میشود، یعنی موجودی که به خودی خود و ذاتا، وجود داشتن برایش ضروری است.
    با سلام. در این مورد، مسئله اینجاست که هیچ چیزی نیست که اگر فقط خودش را در نظر بگیریم، بتوانیم بگوییم وجود برایش ضرورت دارد. مثلا در همین برهان امکان و وجوب، ما می بینیم که اگر واجب الوجود نباشد، ممکن الوجودها هم نمی توانند باشند. یعنی واجب بودنِ وجود خدا، از این وجود داشتن چیزهای دیگر برداشت می شود، نه اینکه بگوییم این خدا، اگر فقط خودش را نظر بگیریم، نبودنش تناقض است.
    روزگار غریبی است

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست
    با عرض سلام

    پاسخ به این سوال نیازمند دو مقدمه است:

    مقدمه اول: دسته بندی موجودات عالم:
    وقتی که ما یک موضوع را نسبت به بودن به عنوان یک وصف در نظر میگیریم، یا انتساب این وصف(وجود داشتن) برای آن موضوع ضروری است یا ضروری نیست.
    در صورت دوم(که انتساب وصف برای آن ضروری نیست) یا عدم انتساب به آن ضروری است یا نه.

    در این صورت، سه حالت ایجاد میشود.
    حالت اول: اتصاف وصف وجود داشتن، ضرورت دارد: واجب الوجود(یعنی وقتی ما این موضوع را نسبت به بودن در نظر میگیریم، میبینیم که بودن و وجود داشتن برایش ضرورت دارد)

    حالت دوم: عدم اتصاف وجود داشتن ضرورت دارد: ممتنع الوجود(یعنی وقتی که این موضوع را نسبت به بودن و نبودن در نظر میگریم، میبینیم نه تنها وجود داشتن برایش ضرورت ندارد، بلکه وجود نداشتن برایش ضروری است)

    حالت سوم: نه اتصاف داشتن و نه عدم اتصاف، هیچ کدام ضرورت ندارد: ممکن الوجود(یعنی وقتی این موضوع را نسبت به بودن و نبودن در نظر میگیریم، میبینیم نه بودن برایش ضرورت دارد و نه نبودن)

    این سه حالت، در فرض عقلی بود.
    حال به سراغ عالم بیرون از ذهن میرویم، هر موجودی که در عالم خارج وجود یافته است، را بررسی میکنیم، دو حالت از سه فرض قبلی بیشتر نخواهد داشت و حالت ممتنع الوجود در عالم خارج تحقق ندارد چرا که ممتنع الوجود، حالتی است که وجود نداشتن برایش ضرورت دارد و این یعنی اصلا نمیتواند در خارج محقق شود.

    حالت اول: وجود داشتن برایش ضرورت دارد، و نمیتوان فرض کرد که وجود نداشته باشد. این موجود، همان واجب الوجود است.
    حالت دوم: وجود داشتن برایش ضرورت ندارد، همانطور که وجود نداشتن برایش ضرورت ندارد. این موجود، همان ممکن الوجود در دسته بندی عقلی است.
    (1)


    ـــــــــــــــــ
    1. نهایه الحکمه، مرحله 4، فصل 1، 2 و 5







    ممنون از پاسختون ولی چرا نگوییم موجودی به غیر از ممکن و و اجب و ممتنع هم هست مثلا موجودی که نسبت ان به وجود و عدم یکسان نباشد و تمایلش ذاتا به وجود بیش تر باشد

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسختون در مورد این که ممکن نیاز به علت دارد قانع کننده نبود نگفتید چراترجیح بلا مرجح محال است ایا به اجتماع نقیضین می رسیم

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    با سلام. در این مورد، مسئله اینجاست که هیچ چیزی نیست که اگر فقط خودش را در نظر بگیریم، بتوانیم بگوییم وجود برایش ضرورت دارد. مثلا در همین برهان امکان و وجوب، ما می بینیم که اگر واجب الوجود نباشد، ممکن الوجودها هم نمی توانند باشند. یعنی واجب بودنِ وجود خدا، از این وجود داشتن چیزهای دیگر برداشت می شود، نه اینکه بگوییم این خدا، اگر فقط خودش را نظر بگیریم، نبودنش تناقض است.
    باسلام
    سه وجوب وجود داریم.
    وجوب وجود بالذات: این وجوب بدین معناست که ذات به خودی خود وقتی نگریسته میشود، وجودش ضروری است. این ضرورت، نه از ناحیه غیر به او داده شده است تا معلول بشود و نه در مقایسه با غیر به دست آمده است. این وجوب مختص به واجب بالذات است که در بحث توحید مشخص میشود که فقط یک موجوددر عالم چنین وصفی را دارد.

    وجوب وجود بالغیر:این نوع وجوب در جایی است که ذات آن موجود، به خودی خود ضرورت نداشته باشد، همانطور که ذاتا امتناع نیز ندارد، بلکه علتی تمام راه هایی که باعث معدوم ماندن آن موجود میشود را برطرف کرده و شرایط تحققش را ایجاد کرده و به همین جهت آنرا ضروری کرده و به وجود آورده. این وجوب، مختص به ممکن الوجودها است و واجب بالذات نمیتواند وصف واجب بالغیر را پیدا کند.

    وجوب وجود بالقیاس: در این نوع وجوب، نه کاری با ذات موجود داریم و نه کاری به اینکه این حالت را موجود دیگری به عنوان علت به آن داده است، بلکه آن موجود در مقایسه با موجود دیگر چنین وصفی را پیدا کرده است. این وصف هم برای واجب بالغیر به کار میرود و هم برای واجب بالذات. به عبارت دیگر:
    ممکن الوجود به واسطه اینکه علت او را ضروری و ایجاد کرده است واجب الوجود بالغیر میشود و به واسطه اینکه در مقایسه با بودن علت تامه اش، حتما باید باشد، واجب بالقیاس(یعنی در مقایسه با علت) خواهد بود.
    واجب الوجود نیز یک وجوب دارد که وصف ذاتش است و اقتضای ذاتش و یک وجوب نیز دارد که در مقایسه با ممکن الوجودش دارد زیرا واجب الوجود بالذات که علت ایجاد ممکن الوجود و معلول خودش است، در مقایسه با حالت بودن ممکن الوجودی حتما باید باشد و این یعنی در مقایسه با بودن معلولش، واجب الوجود هم ضرورت داردکه باشد.(1)

    همانطور که بیان شده یک در واجب الوجود وجوب بالذات داریم و یک وجوب بالقیاس.
    بنابراین
    اینکه وجوب بالذات نداریم اشتباه است. واجب الوجود بالذات، برای اینک واجب الوجود باشد و وصف وجوب بالذات را داشته باشد اصلا نیازی نه به علت دارد و نه به مقایسه. اما اینکه وجوب واجب الوجود در مقایسه با ممکن الوجود به دست آمده است، به دو معنا میتواند باشد:
    اول اینکه واجب الوجود به خاطر اینکه ممکن الوجود موجود است، در مقایسه با بودن آن، حتما موجود باید باشد چون معلول است و وجود معلول نشان دهنده آن است که حتما علتش نیز موجود است و این یعنی ضرورت بالقیاس واجب نسبت به بودن معلول. ولی این معنا منافاتی با آن ندارد که واجب الوجود بدون حالت مقایسه نیز وجوبی داشته باشد که مربوط به ذاتش باشد.
    معنای دوم اینکه واجب الوجود اصلا وجوب بالذاتی ندارد چرا که فقط با مقایسه حالت او با ممکنات است که میفهمیم موجود است. این معنا نادرست است و ناشی از خلط بین مفهوم و مصداق. توضیح اینکه:
    ما برای اینکه بفهمیم واجب الوجود چیست، گاهی آنرا مقایسه میکنیم با ممکن الوجود و میگوییم واجب الوجود موجودی است که باعث به وجود امدن ممکنات میشود. اما در مقام مصداق، واجب الوجود متوقف بر ممکن الوجود نیست بلکه حتی اگر فرضا هیچ ممکن الوجودی در عالم نبود و یا اینکه شما توجه به هیچ مصداق ممکن الوجودی در عالم نداشتید باز هم میتوانید وجوب وجود بالذات را اثبات کنید.

    ـــــــــــــ
    1. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله 4، فصل2




  16. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود