جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    708 پست
    حضور
    155 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611

    مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)




    مصحف فاطمه«س» چيست؟


    سؤال: گويند حضرت فاطمه(س) كتابي به نام مصحف دارد، كه قرآن جامع همان است، و در دست امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي آل محمد(عج) است، و هنگام ظهور، آن را آشكار مي سازد، آيا اين مصحف با قرآني كه در همه جا در دسترس ماست، فرق دارد؟

    پاسخ: قرآني كه اكنون در همه جا در دسترس است، تحريف و كم و زياد نشده، بلكه همان قرآني است كه با املاء پيامبر اكرم(ص) نوشته شده و تنظيم گشته است، و شخص پيامبر(ص) در نام گذاري سوره ها و تقسيم قرآن به 114 سوره، و تنظيم آن به همين صورت فعلي نظارت كامل داشته است. ولي مصحف فاطمه زهرا(س) كتاب ديگر با محتواي ديگر است، و هيچ گونه تضادي با قرآن ندارد. توضيح اين كه، مطابق روايات، مصحف فاطمه(س) كتاب مخصوصي است با مطالبي كه آن مطالب از ناحيه فرشته مخصوص يا جبرئيل به حضرت فاطمه(س) القاء شده، و حضرت علي(ع) آن را نوشته و تدوين كرده است، در اين كتاب سخني از حلال و حرام نيست، بلكه مشتمل بر حوادث غيبي آينده و اسرار آل محمد(ص) است، و در نزد امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي(عج) است و هنگام ظهور آن را آشكار مي سازد، بناب راين نسبت فوق نارواست. در اين راستا نظر شما را به چند روايت زير جلب مي كنيم:
    1- شيخ كليني به سند خود از ابوعبيده نقل مي كند: كه يكي از اصحاب از امام صادق(ع) پرسيد:

    «مصحف فاطمه(س) چيست؟»

    امام صادق(ع) پس از سكوت طولاني فرمود: «فاطمه(س) 75 روز بعد از رسول خدا(ص) زنده بود، و در اين ايام از فراق پدر، بسيار غمگين بود. جبرئيل نزد فاطمه(س) مي آمد، و او را دلداري مي داد و احوال و مقام هاي پدرش را براي او بيان مي كرد، و از حوادث آينده و غيبي در مورد ظلم هاي دشمنان به فرزندانش به او خبر مي داد، حضرت علي(ع) آن مطالب را مي نوشت، و آن (مجموعه) نوشته شده، همان مصحف فاطمه(س) است.»1

    2- روزي يكي از شاگردان امام صادق(ع) به نام حماد بن عثمان در محضر آن حضرت بود، سخن از مصحف فاطمه(س) به ميان آمد، حماد مي گويد: از آن حضرت شنيدم درباره مصحف فاطمه(س) چنين فرمود: «هنگامي كه رسول خدا(س) رحلت كرد، فاطمه(س) بسيار اندوهگين شد كه اندازه آن را كسي جز خدا نداند، در اين هنگام فرشته اي به حضور فاطمه(س) مي آمد، فاطمه(س) را دلداري مي داد، و با او هم سخن مي شد، فاطمه(س) حاضر شدن فرشته را احساس مي كرد، و صدايش را مي شنيد، ماجرا را به حضرت علي(ع) خبر داد، حضرت علي(ع) به فاطمه(س) فرمود: «وقتي كه حضور فرشته را احساس كردي و صدايش را شنيدي، به من بگو.» آنگاه فاطمه(س) به حضرت علي(ع) خبر مي داد، حضرت علي(ع) نزد فاطمه (س) مي آمد و هرچه (از فاطمه يا از فرشته) مي شنيد، مي نوشت. تا آن كه از آن نوشته ها مجموعه اي به نام مصحف، تدوين شد، در آن مصحف چيزي از حلال و حرام نيست، بلكه در آن از حوادث (غيبي) آينده، خبر داده شده است.»2

    3- امام صادق(ع) در سخن ديگري فرمود: «مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، معتقد نيستم كه در آن، چيزي از قرآن باشد، آنچه را كه مردم به آن نياز دارند در اين وجود دارد، و ما به كسي احتياج نداريم، در آن مصحف، حتي مجازات يك تازيانه و نصف تازيانه و يك چهارم تازيانه و جريمه خراش هست.»3
    4- امام صادق(ع) در ضمن گفتار و احتجاج در رد مخالفان فرمود: «اگر آنها راست مي گويند، مصحف فاطمه(س) را كه وصيتش در آن است، و سلاح پيامبر(ص) نيز همراه آن است بيرون آورند.»4 يعني مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، و وصيت حضرت زهرا(س) كه در آن مصحف ذكر شده مخالفان را تكذيب مي كند.

    5- فضيل بن سكره مي گويد: به محضر امام صادق(ع) شرفياب شدم، به من فرمود: آيا مي داني كه اندكي قبل چه چيزي را مطالعه مي كردم؟ گفتم: نه، فرمود: به كتاب فاطمه (س) مي نگريستم، نام همه سلاطين كه در زمين فرمان روايي مي كنند و همچنين نام پدران آنها در آن، ذكر شده است، ولي من از نوادگان امام حسن(ع) (و زمامداري آنها) چيزي را در مصحف نديدم.»5

    از اين روايات فهميده مي شود، كه مصحف فاطمه(س) كتابي غير از قرآن است، و حاوي مطالبي از اخبار آينده و اسراري است كه توسط جبرئيل يا فرشته ديگر به حضرت فاطمه(س) القاء شده، و نيز مشتمل بر وصيت حضرت زهرا(س) مي باشد كه حضرت علي(ع) آن مطالب را تنظيم و تدوين نموده است، و اين مصحف در نزد امامان(ع) مي باشد. بنابراين آنچه بعضي به شيعه نسبت داده اند كه مصحف فاطمه(س) در نزد شيعيان همان قرآن حقيقي است و امام عصر(عج) هنگام ظهور، آن را آشكار مي كند، و آن غير از اين قرآني است كه در دست رس مسلمانان مي باشد، نسبت بيهوده و ناروا است. به نقل از: پاسدار اسلام- ش246

    پي نوشت ها:

    1- اصول كافي، ج1، ص241، حديث.502- همان، ص240، حديث.2
    3- همان، حديث.3
    4- همان، ص241، حديث.4
    5- همان، ص242، حديث8



    مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    708 پست
    حضور
    155 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان


    محمد حسن امانى فاطمه(س) خود سرى از اسرار الهى است و دسترسى و شناخت مقام بلندش براى ما انسانهاى خاكى به سادگى ممكن نيست، بالاتر از آن، گوشه‏هاى بسيارى از زندگانى‏اش چون در در صدف مخفى و پنهان باقى مانده است.
    مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنويت و دانشها كه از طريق وحى بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازى است كه در پرده مانده و در اختيار ما خاكيان نيست. به راستى مصحف فاطمه(س) چيست؟ چه زمانى به وجود آمد؟ چه مطالبى را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختيار كيست؟ و ... پرسشهايى است كه تا حدودى پاسخ آنها در اين نوشتار مختصر روشن مى‏گردد.
    محدثه

    از نامهاى معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است كه امام صادق(ع) در سبب نامگذارى مادرش فاطمه به محدثه چنين مى‏فرمايد:
    انما سميت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران (1) اينكه فاطمه(س) به محدثه نامگذارى شد چون فرشتگان پيوسته از آسمان فرود مى‏آمدند و به فاطمه(س) خبر مى‏دادند همانطور كه به مريم دختر عمران خبر مى‏دادند.
    فرشتگان خطاب به فاطمه(س) اين آيات را تلاوت مى‏كردند: - يا فاطمة - ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين - يا فاطمة - اقنتى لربك واسجدى واركعى مع الراكعين. (2)
    فاطمه(س) به فرشتگان خبر مى‏داد و آنان به او خبر مى‏دادند و سخنانى با يكديگر داشتند كه در يكى از شبها فاطمه به آنها گفت: آيا مريم دختر عمران بر زنان عالم برترى ندارد؟
    گفتند: مريم در روزگار خويش بانوى بزرگ زنان بود ولى خداوند عز و جل تو را در عصر خويش و در عصر او بزرگ بانوى زنان قرار داده است و تو «سيدة نساء الاولين و الآخرين‏» هستى. (3)
    گر چه فرشتگان با كسى جز انبياء الهى گفتگو نداشتند ولى چهار بانوى بزرگ در تاريخ انبياء بودند كه پيامبر نبودند و در عين حال فرشتگان با آنان سخن مى‏گفتند:
    الف) مريم، مادر حضرت عيسى(ع)
    ب) همسر عمران مادر حضرت موسى و مريم(عليهماالسلام)
    ج) ساره، مادر حضرت اسحاق و يعقوب(ع)
    د) فاطمه زهرا(س). (4)
    پيامبر اسلام(ص) در بستر بيمارى از هوش رفته بود كه در خانه كوبيده شد. فاطمه(س) فرمود: كوبنده در كيست؟ عرض كرد: مرد غريبى هستم و پرسشى از رسول خدا دارم اجازه ورود مى‏دهيد؟ فاطمه پاسخ داد: برگرد خدا تو را رحمت كند! حال رسول الله مساعد نيست.
    رفت و سپس برگشت و در را زد و گفت: غريبى است كه از رسول خدا اجازه مى‏گيرد آيا به غريبان اجازه ورود مى‏دهند؟ ناگاه رسول خدا(ص) به هوش آمد و فرمود: اى فاطمه! آيا مى‏دانى چه كسى است؟ عرض كرد: خير يا رسول الله! فرمود: اين همان است كه جماعت‏ها را بهم مى‏زند و لذتهاى دنيوى را از بين مى‏برد او فرشته مرگ است! به خدا قسم پيش از من از احدى اجازه نگرفت و پس از من از كسى اجازه نخواهد گرفت و به سبب بزرگوارى و كرامتى كه در پيشگاه خداوند دارم تنها از من اجازه مى‏گيرد به او اجازه ورود بده!
    فاطمه فرمود: داخل شو خداوند تو را رحمت كند!
    فرشته مرگ چون نسيم ملايمى وارد شد و فرمود: السلام على اهل بيت رسول الله (5)
    اين جريان ناگوار از نوع سخنانى است كه فاطمه زهرا(س) با فرشته داشته است و به راستى كه فاطمه محدثه است.

    پيدايش مصحف فاطمه(س)

    زهرا(س) پس از رحلت پيامبر(ص) 75 يا 95 روز، در جهان زندگى كرد. در اين مدت بسيار كوتاه كه دوره صبر و استقامت، حمايت از حريم ولايت و در عين حال حزن و اندوه زهراى مرضيه بود; جبرئبل امين - فرشته وحى - بر او فرود آمد و با گزارشهايى كه از منزلت پدر بزرگوارش در نزد خدا و نيز آينده تاريخ اسلام و تشيع الهام مى‏كرد كتاب ارزشمندى به نام «مصحف فاطمه(س)» براى امامان معصوم(ع) به يادگار ماند.
    امام صادق(ع) در پاسخ به محدثانى كه در باره مصحف فاطمه(س) سؤال كردند مدت طولانى سكوت كرد. ... ثم قال: انكم لتبحثون عما تريدون و عما لا تريدون ان فاطمة مكثت‏بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد على ابيها و كان جبرئيل(ع) ياتيها فيحسن عزاءها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على(ع) يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمة(س) (6)
    سپس فرمود: شما در باره چيزهايى كه چه لازم داريد و يا لازم نداريد جستجو و تحقيق مى‏كنيد. فاطمه(س) پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز حيات داشت و بر اثر رحلت پدرش اندوه فراوان بر او وارد گشت. جبرئيل - فرشته وحى - پيوسته بر او فرود مى‏آمد و ناگواريها و اندوه جدايى پدر را به خوبيها جلوه مى‏داد و به جانش آرامش مى‏بخشيد. به او از پدر و جايگاه بلندش در نزد پروردگار خبر مى‏داد و نيز از حوادث آينده كه بعد از فاطمه(س) نسبت‏به فرزندانش واقع خواهد شد گزارش مى‏داد. على(ع) تمام آن گزارشها و اخبار را مى‏نوشت كه همين مصحف فاطمه(س) را شكل داد.
    در حديث ديگرى امام صادق(ع) در پاسخ محدثى كه سؤال كرد: مصحف فاطمه چيست؟ چنين فرمود: خداوند متعال زمانى كه پيامبر را قبض روح كرد،بر فاطمه(س) از اثر رحلت پيامبر(ص) اندوهى وارد شد كه جز خداى عز و جل كسى نمى‏داند چه حزنى بود. لذا خداوند فرشته‏اى را به سوى او فرستاد تا غم و اندوهش را برطرف نمايد و با او سخن گويد. فاطمه(س) جريان را به اميرالمؤمنين گزارش داد و على(ع) فرمود: هر وقت ورود فرشته را احساس كردى و صدايش را شنيدى به من بگو و مرا از سخنانش آگاه كن. بنابراين اميرالمؤمنين(ع) آنچه را كه مى‏شنيد مى‏نوشت تا آنكه از سخنان و گزارشهاى نوشته شده مصحفى به وجود آمد. (7)
    با دقت در اين دو حديث‏شريف مى‏توان گفت:
    الف: مصحف فاطمه(س) در فاصله زمانى پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) تا شهادت صديقه طاهره(س) به وجود آمده است.
    ب: مصحف فاطمه(س) سخن وحى است كه توسط جبرئيل امين(ع) به فاطمه زهرا(س) الهام شده است.
    ج: مصحف فاطمه(س) به دست مبارك مولا على(ع) نوشته شده است.
    زمينه ‏هاى مصحف در زمان پيامبر

    گرچه پيدايش و اتمام مصحف فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا انجام گرفت و از جانب خداوند به او الهام گشت كه احاديث زيادى بر اين دلالت دارد; ولى در برخى از روايات زمينه‏هاى پيدايش آن را از زمان حيات رسول الله مى‏داند.
    از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: مصحف فاطمه(س) به املاء رسول الله و خط على(ع) شكل گرفت. (8)
    چنين مصحفى در چندين حديث‏با اسناد مختلف از امام صادق(ع) نقل شده است و اينكه رسول خدا املا كرد و على(ع) با دست مباركش نوشت اين نظريه را اثبات مى‏كند كه مصحف فاطمه(س) در زمان پدرش بوجود آمد.
    البته برخى قائل‏اند كه جمله «رسول الله‏» در اين احاديث منظور پيامبر اسلام نيست، بلكه همان فرستاده خدا فرشته وحى است كه اخبار و گزارشها را املا كرد و على(ع) آنها را نوشت. (9)

    شاهدى كه سخن اين گوينده را تاييد مى‏كند حديثى است كه ابوبصير از امام صادق(ع) نقل كرده و در آن كلمه رسول نيست. «انما هو شى‏ء املاه الله عليها و اوحى اليها» (10) همانا - مصحف فاطمه(س) - چيزى است كه خداوند آن را بر فاطمه(س) املاء و به سوى او وحى كرد. و روشن است كه املاء خدا به واسطه فرشته وحى است.
    بنابراين مفهوم اين احاديث نيز شبيه آن رواياتى مى‏شود كه پيش از آن نقل كرديم كه در آنها پيدايش مصحف فاطمه را پس از رحلت پيامبر(ص) مى‏داند.
    البته صحيفه‏هايى از مصحف فاطمه(س) كه برگها و قسمتهاى جزئى از آن مجموعه ارزشمند خدادادى است پيامبر در زمان حيات به فاطمه(س) ارزانى داد كه بعدها كامل گشت و به نام مصحف فاطمه(س) در اختيار امامان معصوم(عليهم‏السلام) قرار گرفت. چرا كه بخشى از آن مصحف در زمان پيامبر(ص) در اختيار جابر بن‏عبدالله انصارى (11) قرار گرفت كه هم‏اكنون همين صحيفه در جوامع حديثى شيعى در دسترس علاقه‏مندان است.
    امام صادق(ع) فرمود: پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر بن‏عبدالله انصارى گفت: پرسشى داشتم كه هر وقت مناسب شد آن را مطرح كنم. جابر عرض كرد: هر زمان كه دوست داشتى در محضرتان خواهم بود. تا آنكه فرصت مناسبى پيش آمد و پدرم خطاب به جابر گفت: اى جابر! به من خبر ده از لوحى كه در دست مادرم فاطمه دختر رسول الله (عليهما السلام) ديدى و مادرم از نوشته‏هاى آن لوح به تو چه خبر داد؟
    جابر عرض كرد: خداى را گواه مى‏گيرم كه در حيات رسول خدا براى عرض تبريك ولادت حسين(ع) بر مادرت فاطمه(س) وارد شدم كه در دستش لوح سبزرنگى چون زمرد درخشش داشت و در آن نوشته سفيدى كه چون خورشيد نورانيت داشت مشاهده كردم. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اى دختر رسول الله! اين لوح چيست؟ فرمود: اين لوحى است كه خداوند به پيامبرش هديه داده است و در آن نام پدرم، نام همسرم، نام فرزندانم و نام اوصياء از فرزندان نوشته شده است كه پدرم آن را به من بخشيد تا به سبب آن مرا خشنود كند. جابر گفت: مادرت فاطمه(س) آن را به من عطا كرد و خواندم و از آن رونوشت كردم. پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر گفت: آيا ممكن است آن نوشته را بر من عرضه كنى؟ گفت: آرى! پدرم همراهش به منزل جابر رفت و پيش از آنكه آن لوح را بياورد ناگاه صحيفه‏اى از ورق نازكى كه در آن نوشته شده بود درآورد و گفت: اى جابر! نگاه كن در نوشته خودت تا من برايت‏بخوانم. جابر هم در نوشته خودش نگاه كرد و پدرم از روى نوشته‏اى كه داشت‏خواند; تا جايى كه اين دو نوشته حتى در يك حرف هم با يكديگر تفاوت نداشتند.
    آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مى‏گيرم نوشته‏اى كه در آن لوح ديدم چنين بود... (12)
    نشانه امامت

    مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومين (عليهم‏السلام) به يادگار ماند و در بين حجتهاى خدا در روى زمين يكى پس از ديگرى دست‏به دست گشت كه در اختيار داشتن آن را يكى از نشانه‏هاى امامت دانسته‏اند.
    امام رضا(ع) وقتى علامت و نشانه‏هاى امام معصوم را شمارش كرد فرمود:
    «و يكون عنده مصحف فاطمة(س)» (13)
    مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه‏هاى امامت مى‏باشد.
    روايات بسيارى دلالت دارد بر اينكه «جامعه‏»، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است كه در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشكلات و نيازهاى فكرى و علمى انسانها را حل مى‏كردند. تمام اين آثار گنجينه‏هاى گرانبهايى از معارف و دانشها بود كه تصور آنها در افكار مادى ذهن بشر نمى‏گنجد.
    ابوبصير مى‏گويد: به حضور امام صادق(ع) رسيدم و عرض كردم: قربانت گردم! از شما سؤالى داردم، راستى در اينجا كسى - نامحرمى - هست كه سخن مرا بشنود؟، امام صادق(ع) پرده‏اى را كه ميان آنجا و حجره ديگر بود بالا زد و در آنجا سر كشيد سپس فرمود: اى ابا محمد! هر چه مى‏خواهى بپرس.

    ... آنگاه فرمود: اى ابا محمد! همانا «جامعه‏» نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جامعه‏» چيست؟ عرض كردم: قربانت‏شوم! جامعه چيست؟ فرمود: طومارى است‏به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط على(ع) كه تمام حلال و حرام و همه نيازهاى مردم در آن موجود است‏حتى جريمه خراش.
    ... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند «جفر» چيست؟
    عرض كردم: جفر چيست؟ فرمود: مخزنى از چرم است كه علم پيامبران و اوصياء و دانشمندان گذشته بنى‏اسرائيل در آن وجود دارد.
    ... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما يدريهم ما مصحف فاطمه(س)؟ (14)
    همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه مى‏دانند كه مصحف فاطمه(س) چيست؟
    ابوعبيده حذاء مى‏گويد: ابوجعفر - امام محمدباقر(ع) - خطاب به من فرمود: اى ابا عبيده! كسى كه نزد او شمشير رسول الله، زره، پرچم برافراشته‏اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشنى دارد.
    راوى نقل مى‏كند در محضر امام صادق(ع) بودم كه جمعى از محدثان نيز در مجلس حضور داشتند يكى از محدثان (15)
    خطاب به امام عرض كرد: قربانت گردم! عبدالله بن‏حسن (16) در باره امامت و خلافت مى‏گويد: اين منصب از آن ماست و
    به ديگران نخواهد رسيد! امام صادق(ع) پس از سخنانى فرمود: چه شگفت‏انگيز است از عبدالله! مى‏پندارد كه پدرش
    على(ع) امام نبوده؟ ولكن به خدا قسم (در حالى كه با دست‏به سينه‏اش اشاره مى‏كرد) اسرار نبوت و نيز شمشير و زره
    رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمة‏» به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است. (17)
    مصحف فاطمه(س) قرآن نيست

    برخى از نااهلان و يا مغرضان بر شيعه خرده گرفته‏اند كه شيعيان قرآن ديگرى تراشيده‏اند! و ممكن است در عصر حاضر نيز چنين اتهاماتى را وارد كنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگيرند. اين انتقادهاى نابخردانه و اهانت‏هاى ناروا ممكن است از چند چيز نشات گيرد:
    الف: عدم رجوع به متون و منابع حديثى و جوامع روايى شيعى و ناآگاهى و عدم اطلاع از اينكه تشيع كه قائل است زهراى مرضيه(س) داراى كتاب و مصحف بوده است مقصود چيست؟
    ب: عناد و لجاجت‏با انديشه‏هاى اسلام ناب و باورهاى اعتقادى و معارف كه از طريق امامان معصوم(ع) اين حجت‏هاى خدا در روى زمين در اختيار انسانها گذارده شد.
    ج: ذهنيت و تصورى كه پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتى اصحاب و ياران پيامبر از كلمه «مصحف‏» بود. چرا كه «مصحف‏» بيشتر به نوشته‏هايى از آيات قرآن اطلاق مى‏شد و در آن زمان مصحفهاى متعددى وجود داشت و شخصيتى كه داراى مصحف بود به همو نسبت مى‏دادند مثل اينكه مى‏گفتند مصحف على(ع) به اعتبار اينكه مولا على(ع) داراى مصحف بود. البته هم‏اكنون نيز تعبير «مصحف شريف‏» به قرآن مجيد شهرت بسيار دارد.
    گرچه چنين استعمالى در آن زمان شهرت فراوان داشت ولى اين‏طور نبوده كه مصحف تنها به نوشته‏هاى آيات قرآن گفته شود بلكه نظرشان به معناى لغوى مصحف بوده چرا كه به مجموعه صحيفه‏هاى نوشته شده بين دو جلد كه به صورت كتاب درآمده باشد مصحف يا مصحف مى‏گويند. (18)
    بنابراين به مجموعه صحيفه‏ها و نوشته‏هايى كه در موضوعات و مطالبى غير از آيات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق مى‏گردد و مصحف فاطمه(س) به همين اعتبار است.
    ابوبصير مى‏گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسيدم:
    و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فيه مثل قرآنكم ثلاث مرات، و الله ما فيه من قرآنكم حرف واحد. (19)
    مصحف فاطمه چيست؟ فرمود: مصحفى است‏سه برابر قرآن كه در دست‏شما است، ولى به خدا قسم حتى يك حرف از قرآن شما هم در آن نيست.
    اين حديث آشكار مى‏سازد كه مصحف فاطمه(س) از نظر كميت و حجم سه برابر قرآن است ولى از نظر محتوا و مطالب حتى يك حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.
    علامه مجلسى در توضيح اين حديث مى‏نويسد: ممكن است كسى اين شبهه را كند كه در احاديث‏بسيارى وارد شده قرآن همه احكام را در بردارد و نيز مشتمل بر حوادث و گزارشهاى حال و آينده تاريخ است. پس مصحف فاطمه در پى چه چيزى است و اين حديث چگونه معنا مى‏شود؟
    در پاسخ شبهه مى‏گويد: آرى قرآن چنين است ولى ممكن است منظور از مصحف معانى و تاويلاتى باشد كه ما از قرآن نمى‏فهميم نه معناى ظاهرى كه از الفاظ درك مى‏كنيم و مى‏فهميم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهرى قرآن است كه در مصحف فاطمه(س) وجود ندارد. (20)
    البته احاديثى كه در آينده ذكر خواهد شد مطالب و موضوعات موجود در مصحف فاطمه را تا حدودى روشن مى‏سازد.
    محمد بن‏مسلم از امام باقر و يا از امام صادق(ع) چنين نقل كرده است:
    «و خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن ولكنه كلام من كلام الله انزل عليها.» (21)
    فاطمه(س) مصحفى را به يادگار گذاشت كه آن مصحف قرآن نيست ولى سخنى از سخن خداست كه بر فاطمه(س) نازل كرده است.
    حسين بن‏ابى‏العلاء مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:
    «ان عندى ... مصحف فاطمة ما ازعم ان فيه قرآنا» (22)
    نزد من، مصحف فاطمه(س) است. البته تصور نكن كه در آن آيات قرآن باشد.

    ابى‏حمزه مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: «مصحف فاطمة(س) ما فيه شي‏ء من كتاب الله و انما هو شي‏ء القى عليها بعد موت ابيها» (23)
    در مصحف فاطمه(س) چيزى از كتاب خدا - قرآن مجيد - نيست و تنها مصحف چيزى است كه بر فاطمه(س) پس از رحلت پدرش الهام گشته است.
    روايات ديگرى نيز وجود دارد كه دلالت مى‏كنند مصحف فاطمه(س) قرآن نيست و موضوعات و مطالب آن غير از آيات قرآن است. (24)
    مصحف فاطمه(س) و علم الهى

    دانشهايى كه بشر آنها را كسب مى‏كند بسيار جزئى و محدود است و پس از مدتى فراموشش مى‏شود و نسبت‏به علوم و دانشهايى هم كه در آينده وجود مى‏آيد بى‏اطلاع است. لذا تنها به علومى واقف است كه در حال حاضر به آنها دسترسى پيدا كرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را كم كم از ياد مى‏برد و از آينده هم آگاهى ندارد.
    ولى خداوند متعال كه عالم مطلق است علم او محدود به زمان نيست و گذشته و حال و آينده در نزد او يكسان است. اين دانش و حكمت‏خدايى كه زمان را در مى‏نوردد و تنها در اختيار اوست‏شمه‏اى از آن را به هر كس كه اراده كند عطا مى‏كند. يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا. (25)
    حكمت را به هر كه مشيتش تعلق گيرد مى‏دهد و آن كس كه حكمت داده شده است همانا خيرى بسيار داده شده است.
    البته اين دانش و اسرار الهى در حد اعلاى آن به پيشوايان دين ارزانى گشته است و مصحف فاطمه(س) مصداق بارزى از معارف و دانشهاى خدايى است كه به زهراى مرضيه(س) الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختيار ائمه معصومين (عليهم‏السلام) قرار گرفت. بنابراين دانش و حكمت‏هاى موجود در مصحف فاطمه(س) از سوى خدا است كه محدود به زمان و مكان نيست و قابل قياس با دانشهاى بشرى نيست.

    مطالب مصحف فاطمه(س)

    ابوبصير مى‏گويد: از امام محمدباقر(ع) از مصحف فاطمه(س) پرسيدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه(س) نازل گشته است.
    عرض كردم: آيا در آن چيزى از آيات قرآن است؟
    فرمود: چيزى از آيات قرآن در آن نيست.
    عرض كردم: برايم آن را توضيح دهيد.
    فرمود: جلدها و اطراف آن از ياقوت زينت داده شده است و برگهاى آن از در سفيد است.
    عرض كردم: قربانت گردم! در آن چه سخنانى است؟
    فرمود: خبرهاى عصر حاضر و نيز خبرهايى كه تا روز قيامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسمانى، تعداد و نامهاى تمام كسانى كه خداوند آنها را آفريده است. نامهاى رسولان، نامهاى تكذيب‏كنندگان و اسامى همه مؤمنان و كافران از آغاز آفرينش تا فرجام در آن موجود است.
    اسامى و معرفى هر يك شهرهايى كه در شرق و غرب زمين است، تعداد مؤمنان و كافران هر شهر، اوصاف تكذيب‏كنندگان و نيز اوصاف ملت‏هاى گذشته و تاريخ آنها، طغيانگرانى كه حاكم‏اند تعداد آنها و زمان حكومتشان، نامهاى پيشوايان و اوصاف آنها و آنچه در زمين يكى پس از ديگرى مالك مى‏شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر كس كه در ادوار آينده بيايد در مصحف موجود است.
    اوصاف بهشتيان و تعداد كسانى كه وارد بهشت‏خواهند شد، اوصاف جهنميان و نامهاى آنها در مصحف موجود است.
    دانش قرآن آن‏طور كه نازل شده، دانش تورات و انجيل آن‏طور كه نازل گشته‏اند و دانش زبور و شماره درختهايى كه در تمام بلاد است در مصحف موجود است. (×26)
    اخبارى كه جبرئيل بر فاطمه(س) وحى مى‏كرد

    جبرئيل - فرشته وحى - كه پس از رحلت پيامبر(ص) بر فاطمه نازل مى‏شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحى مى‏كرد. «و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها» (27)
    الف: از پدرش و جايگاه و منزلتى كه در نزد پروردگار داشت‏خبر مى‏داد.

    ب: از حوادث تلخ آينده تاريخ كه پس از شهادت صديقه طاهره(س) نسبت‏به فرزندانش از ناحيه دشمنان اهل بيت واقع خواهد شد گزارش مى‏داد.
    بنابراين مصحف فاطمه(س) اين دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد.
    دانش آينده

    امام صادق(ع) مى‏فرمايد: اما انه ليس فيه شى‏ء من الحلال و الحرام و لكن فيه علم ما يكون. (28)
    آگاه باشيد! مصحف فاطمه(س) چيزى از حلال و حرام خدا را در برندارد بلكه در آن دانش آينده تاريخ است.
    پاسخگويى به نيازهاى جامعه

    امام صادق(ع) فرمود: در مصحف فاطمه(س) آنچه را كه مردم به ما نيازمندند ولى ما به احدى نياز نخواهيم داشت، حتى ارش خراش در آن موجود است. (29)
    عبدالله بن‏حسن، تصورش اين بود دانشى كه امام صادق(ع) دارد مثل دانش بقيه مردم است. ولى امام صادق(ع) فرمود: آرى! راست گفته است عبدالله بن‏حسن چون علمى كه او دارد مثل علم مردم است ولى به خدا قسم در نزد ما «جامعه‏» است كه در آن حلال و حرام خداست و در نزد ما جفر است و عبدالله بن‏حسن چه مى‏داند كه جفر آيا پوست‏شتر است‏يا پوست گوسفند و نزد ما مصحف فاطمه(س) است كه به خدا قسم حرفى از قرآن در آن نيست ... خوب عبدالله بن‏حسن آنگاه كه مردم از اطراف عالم بيايند و از او سؤال كنند چه جواب خواهد داد و چكار خواهد كرد؟! (30)
    وصيت فاطمه(س)

    امام صادق(ع) در برابر كسانى كه حرفهايى مى‏زدند و اعتراضاتى داشتند مى‏فرمود:
    اگر راست مى‏گويند مصحف فاطمه(س) را در بياورند و نشان دهند; مصحفى كه در آن وصيت فاطمه موجود است. (31)
    پيشگويى

    ائمه معصومين (عليهم‏السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آينده را پيش از وقوع آن يادآورى مى‏كردند. حماد بن‏عثمان مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: زنادقه (32) در سال 128 قمرى، قيام مى‏كنند و اين سخن را كه مى‏گويم به خاطر آن است كه در مصحف فاطمه(س) نگاه كردم. (33)
    وليد بن‏صبيح مى‏گويد: امام صادق(ع) به من فرمود: اى وليد! من در مصحف فاطمه(س) دقت كردم و از آن مساله كه پرسيدى، چيزى در باره فرزندان فلانى، در آن نديدم جز گرد و غبارى كه بر اثر سم اسبان بلند مى‏شود. (34)

    مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    708 پست
    حضور
    155 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    نامهاى انبياء و حاكمان

    امام صادق(ع) مى‏فرمايد: اما مصحف فاطمه(س) هر نوآورى كه به وجود بيايد و نيز نامهاى كسانى كه تا روز قيامت مى‏آيند و حكومت دارند، در آن موجود است. (35)
    فضيل سكره مى‏گويد: به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم كه خطاب به من فرمود: اى فضيل! آيا مى‏دانى در چه چيزى پيش از اين نگاه مى‏كردم؟! عرض كردم: خير! فرمود: من در كتاب فاطمه(س) نگاه مى‏كردم، البته حاكمى نيست كه حكومت كند مگر آنكه نام او و نام پدرش در كتاب فاطمه نوشته شده است و براى فرزند حسن اثرى در آن نديدم. (36)
    عبدالملك بن‏اعين مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم كه زيديه و معتزله اطراف محمد بن‏عبدالله (37) را گرفته‏اند، آيا او حاكم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو كتاب است كه در آن كتابها نام هر پيامبر و نام هر حاكمى كه در زمين حكومت كند موجود است. خير! به خدا قسم كه محمد بن‏عبدالله هيچ كدام از اينها نيست. (38)
    معلى بن‏خنيس مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: هيچ پيامبر و جانشين پيام‏آور و حاكمى نيست مگر آنكه در كتابى كه نزد من موجود است، اسم آنها ذكر شده است. خير! به خدا قسم كه از محمد بن‏عبدالله بن‏حسن در آن نامى نيست. (39)
    نامهاى امامان معصوم(ع)

    در صحيفه‏اى كه قسمتى از مصحف فاطمه زهرا(س) است و توسط جابربن عبدالله انصارى در اختيار همگان قرار گرفته است نامهاى مبارك ائمه معصومين(عليهم السلام) يكى پس از ديگرى ذكر شده است و اين خود يكى از مطالب مصحف فاطمه(س) را تشكيل مى‏دهد. (40)
    نزد فرزندش امام زمان(عج)

    صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است از ما است. (امام خمينى(ره) (41)
    مصحف فاطمه(س) اين خير كثير الهام شده از سوى خداوند متعال، به عنوان ميراث بس ارزشمندى در نزد امامان معصوم(ع) دست‏به دست گشته است و هم اكنون در اختيار مهدى فاطمه حجت‏خدا بر روى زمين است.
    روايات بسيارى از ائمه نقل شد كه در آنها لفظ «عندنا» يا «عندى‏» است و اين تعبير مى‏فهماند كه مصحف فاطمه(س) به مثابه علامت و نشانه‏اى از امامت، تنها در اختيار آنان بوده است و در مواردى نيز عليه كج‏انديشان و منحرفان از مسير امامت‏بدان احتجاج مى‏كردند و به اين وسيله حقانيت‏خويش و ادعاى دروغين آنها را آشكار مى‏ساختند.
    ابوبصير مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى‏فرمود: «ما مات ابوجعفر(ع) حتى قبض مصحف فاطمه(س)» (42)
    ابوجعفر - امام محمد باقر(ع) - از دنيا نرفت تا آنكه مصحف فاطمه(س) را تحويل داد.
    على بن‏ابى‏حمزه مى‏گويد: عبد صالح - منظور امام موسى كاظم(ع) - فرمود: عندى مصحف فاطمه(س) ليس فيه شئ من القرآن. (43)
    نزد من، مصحف فاطمه(س) است كه البته چيزى از قرآن در آن نيست.
    ابوبصير مى‏گويد: به امام محمد باقر(ع) عرض كردم: جانم فدايت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه كسى انتقال گرديد؟
    فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به اميرالمؤمنين(ع) تحويل داد و پس از شهادت على(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسين(ع) و آنگاه در خاندان حسين(ع) دست‏به دست گشت تا اينكه به صاحب الامر(عج) تحويل داده شد. (44)
    اللهم صل على فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.
       

    پى‏نوشتها

    1- عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحرانى، ص‏36.
    2- آل عمران،3 / 42 ،43 آيات خطاب به مريم است و اذا قالت الملائكة يا مريم ... و چون فرشتگان همين آيات را خطاب به فاطمه زهرا(س) تلاوت كرده‏اند به جاى يا مريم يا فاطمه گفته‏اند.
    3- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص‏36.
    4- مناقب ابن‏شهر آشوب، انتشارات علامه، ح‏3، ص‏336.
    5- همان مدرك.
    6- اصول كافى، ج 1، ص 241 و 458; بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص‏153; مسند فاطمة الزهراء، عزيزالله عطاردى، چاپ اول، ص 281; بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج‏43، ص‏79.
    7- اصول كافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص‏157; مسند فاطمة الزهراء، ص 282; بحارالانوار، ج‏43، ص 80 و ج‏26، ص 44 و ج‏47، ص 65.
    8- بصائر الدرجات، ص‏156،157، 161; بحارالانوار، ج‏26، ص 40 و46 و 48; ج‏47، ص 271.
    9- بحارالانوار، ج‏26، ص 42.
    10- بحارالانوار، ج‏26، ص‏39.
    11- جابر بن عبدالله پانزده سال پيش از هجرت در مدينه به دنيا آمد، از طايفه خزرجيان بود. او و پدرش عبدالله بن‏حرام از پيشتازان اسلام بودند. پدرش در جنگ احد به شهادت رسيد. جابر از مسلمانان پيش از هجرت و از اصحاب با فضيلت رسول خدا(ص) بود كه در19 غزوه، از جمله جنگ بدر در ركاب پيامبر(ص) حضور داشت و در جنگ صفين نيز در ركاب على(ع) جنگيد. اين محدث بزرگ شيعه در اواخر عمر نابينا شد و با همان حال، همراه عطيه عوفى در اولين اربعين به زيارت كربلا آمد. وى آخرين فردى بود كه از حاضران پيمان عقبه بود. بدن او را به جرم دوستى اهل بيت، در زمان حجاج داغ نهادند و سرانجام در سال 78 هجرى قمرى، در سن نود و چند سالگى در حالى كه نابينا بود از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شده. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص‏127).
    12- رك: اصول كافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شيخ مفيد، ص 210; مسند فاطمة الزهراء، ص‏286.
    13- بحارالانوار، ج 25، ص‏117.
    14- حديث‏با تلخيص نقل شده. اصول كافى، ج 1، ص‏239; بصائر الدرجات، ص 151; بحارالانوار، ج‏26، ص 38.
    15- بحارالانوار، ج‏26، ص 211.
    16- امام حسن مجتبى(ع) پسرى داشت كه نام او هم حسن بود و به همين سبب به او «حسن مثنى‏» مى‏گفتند. حسن مثنى در كربلا در خدمت امام حسين(ع) بود. مجروح شد و در ميان مجروحين افتاده بود. بعد كه به سراغ مجروحين آمدند، يك كسى كه با او خويشاوندى مادرى داشت واسطه شد و متعرضش نشدند، خودش را معالجه كرد و خوب شد. بعدها با فاطمه دختر امام حسين(ع) ازدواج كرد و از اين ازدواج فرزندانى به وجود آمد كه يكى از آنها همين عبدالله است. عبدالله از طرف مادر نوه امام حسين(ع) از طرف پدر نوه امام حسن(ع) است. به همين جهت افتخار مى‏كرد و مى‏گفت من از دو طريق فرزند پيغمبرم و از دو راه فرزند فاطمه(س) هستم. لذا به او «عبدالله محض‏» مى‏گفتند يعنى خالص از اولاد پيغمبر. عبدالله در زمان امام صادق(ع) رئيس اولاد امام حسن(ع) بود چنانكه امام صادق(ع) رئيس و بزرگتر بنى‏الحسين بود. در جريانات سياسى كه در عصر امام صادق(ع) پيش آمد و عباسيان روى كار آمدند. در آغاز عبدالله بن حسن راه ديگرى رفت و گوش به سخن امام صادق(ع) نداد و پندها و سخنان امام را به حسادت حمل مى‏كرد! تا آنكه از بنى‏عباس و ديگران براى فرزندش بيعت گرفت و بنى‏عباس هم چون در ابتدا زمينه را براى خودشان فراهم نمى‏ديدند از وجاهت و موقعيت آل على استفاده كردند و با محمد پسر عبدالله به عنوان مهدى امت‏بيعت كردند. خواستند از امام صادق(ع) بيعت‏بگيرند ولى امام(ع) مخالفت كرد كه مساله مهدى فعلا وقتش نيست، دروغ است. مهدى امت اين نيست ولى تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ظلم حاضرم همكارى و بيعت كنم. (براى آگاهى بيشتر مراجعه كنيد به سيرى در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهرى، از ص 124 به بعد).
    17- بصائر الدرجات، ص‏153; بحارالانوار، ج‏26، ص 40.
    18- رك، لسان العرب، ج 10، كلمه صحف و مفردات راغب.
    19- حديث قسمتى از حديثى است كه در پاورقى 14 منابع آن ذكر گرديده است.
    20- بحارالانوار، ج‏26، ص 40.
    21- بصائر الدرجات، ص‏156.
    22- اصول كافى، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 150 و 154; بحارالانوار، ج‏26، ص‏37.
    23- بصائر الدرجات، ص‏159; مسند فاطمة الزهراء(س)، ص 292; بحار، ج‏26، ص‏47.
    24- بصائر الدرجات، ص 154 و 160; بحار، ج‏26، ص‏46.
    25- بقره، 2،269.
    26- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 290 و 291. البته با كمى تلخيص نقل شده است.
    × امكان ذخيره‏سازى و بازيابى حجم بالاى اطلاعات در ديسك‏هاى cd ليزرى با سرعت مافوق تصور، شاهد خوبى بر اين است كه مى‏توان در جايگاه محدودى اين حجم بالاى اطلاعات را ذخيره نمود.
    27- قسمتى از حديثى است كه منابع آن در پاراگراف‏6 نقل شده است.
    28- قسمتى از حديثى است كه منابع آن در پاورقى‏7 ذكر شده است.
    29- بصائر الدرجات، ص 150; اصول كافى، ج 1، ص 240، بحار، ج‏26، ص‏37.
    30- بصائر الدرجات، ص‏157 و 161، بحار، ج‏26، ص‏46.
    31- اصول كافى، ج 1، ص 241; بصائر الدرجات، ص‏157 و158.
    32- زنادقه جمع زنديق است و زنديق در اصطلاح به مسلمان ملحدى گويند كه تفسيرهاى او از نصوص شرعيه قرآن و سنت، موجب گمراهى مسلمانان گردد. كلمه زنديق، از ريشه پهلوى زنديك مى‏آيد كه به معنى مفسر «اوستا» كتاب زرتشت است و چون مانويان و مزدكيان جرات اظهار عقايد دينى خود را نداشتند به تفسير اوستا پرداخته و مى‏گفتند: منظور ما از اين سخنان شرح و تفسير اوستا مى‏باشد، از آن جهت ايشان را زنديك ناميدند. زنادقه غالبا قائل به اباحه و شك در دين و نوعى آزادانديشى و اغلب «ثنوى‏» بودند مانند صالح بن عبدالقدوس كه قائل به دو اصل قديم «نور» و «ظلمت‏» بود. زنادقه از اساس منكر خدا و اديان بودند و طبقه‏اى بودند كه تعهدى نداشتند و حتى در حرمين مكه و مدينه و در مسجد الحرام و مسجد النبى مى‏نشستند و حرفهايشان را مى‏زدند. البته به عنوان اينكه بالاخره فكرى است، شبهه‏اى است كه براى ما پيدا شده و بايد بگوييم زنادقه طبقه متجدد و تحصيل كرده آن عصر بودند كه با زبانهاى زنده آن روز دنيا آشنا بودند، زبان سريانى را كه در آن زمان بيشتر زبان علمى بود مى‏دانستند، بسيارى از آنها زبان يونانى و بسيارى ايرانى بودند و زبان فارسى مى‏دانستند و بعضى هم زبان هندى. بيشتر معتقدند كه ريشه زندقه از مانويها است. (رك، فرهنگ فرق اسلامى، محمد جواد مشكور، ص 210; سيرى در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهرى، ص‏146).
    33- آغاز حديثى است كه منابع آن در پاورقى‏7 ذكر شده است.
    34- بصائر الدرجات، ص 161; مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292; بحار، ج‏26، ص 48 و156.
    35- بحارالانوار، ج‏26، ص 18.
    36- اصول كافى، ج 1، ص 242، بحار، ج‏26، ص 155.
    37- محمد بن‏عبدالله بن‏حسن معروف به «نفس زكيه‏» كه به عنوان مهدى است‏با او بيعت‏شد و خودش هم باورش شده بود كه مهدى است. ولى امام صادق(ع) مخالفت كرد كه دروغ است، مهدى امت ايشان نيست و امام(ع) پيش‏بينى كرد كه فرزندان عبدالله بن‏حسن به دست منصور دوانقى كشته مى‏شوند و آنهايى كه حكومت مى‏كنند نه عبدالله و فرزندان او. طولى نكشيد كه پيش‏بينى امام محقق شد و حكومت‏به دست ابوالعباس سفاح و برادرانش افتاد و محمد بن‏عبدالله (نفس زكيه) توسط منصور كشته شد. (براى توضيح بيشتر از جريانات سياسى اين عصر رجوع كنيد به سيرى در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهرى، ص‏133 به بعد).
    38- اصول كافى، ج 1، ص 242.
    39- بحارالانوار، ج‏26، ص‏156 و ج‏47، ص 32.
    40- اصول كافى، ج 1، ص‏527; الاختصاص، شيخ مفيد، ص 210. اين صحيفه به نقل‏هاى ديگرى نيز رسيده است كه در يكى از نقل‏ها علاوه بر اسامى ائمه معصومين(ع) نام مادر هر يك از امامان نيز ذكر شده است. (مسند فاطمة الزهراء، ص 248)
    41- وصيت‏نامه سياسى الهى امام خمينى(ره)، ص‏3. منظور حضرت امام از كلمه صحيفه همان مصحف فاطمه است كه به معناى كتاب است. گرچه صحيفه چيزى است كه در آن مى‏نويسند و از مجموعه صحيفه نوشته شده، كتاب حاصل مى‏شود ولى خود صحيفه نيز به معناى كتاب آمده است (ر.ك، لسان‏العرب، ج‏7، ص 291) چنانچه به مجموعه دعاهاى امام سجاد(ع)، صحيفه سجاديه، و به مجموعه سخنرانيها، بيانيه‏ها و اعلاميه‏هاى حضرت امام راحل(ره)، صحيفه نور، گفته مى‏شود.
    42- بصائر الدرجات، ص 158; بحار، ج‏26، ص‏47.
    43- همان، ص 154; بحار، ج‏26، ص 45.
    44- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292.
    علامه آقابزرگ تهرانى در الذريعه، ج 21، رقم 4248 از مصحف فاطمه(س) نام برده و مى‏نويسد: مصحف فاطمه از امانات امامت است كه در نزد امام و مولايمان صاحب‏الزمان(عج) موجود است.


    مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    708 پست
    حضور
    155 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    در چه زمانى مصحف فاطمه نازل شد؟


    از سخنان اهل‏بيت عصمت و طهارت استفاده مى‏شود كه مصحف فاطمه بعد از رحلت رسول خدا كه فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام به شدت محزون بود، (در طول هفتاد و پنج روز مدت زندگى آن حضرت بعد از پدرش)، نازل شده است.
    حضرت امام صادق عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايند:
    ان فاطمه عليهاالسلام مكثت بعد رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله خمسه و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد على ابيها و كان ياتيها جبرئيل فيحسن عزاها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على عليه‏السلام يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه.(1)
    به يقين فاطمه عليهاالسلام بعد از پدرش تنها هفتاد و پنج روز در اين جهان زندگى كرد و در طول آن مدت غمها و غصه‏هاى زيادى را تحمل نمود.
    جبرئيل در آن ايام به طور مرتب به حضور فاطمه عليهاالسلام نازل مى‏شد و او را در عزاى پدر تسليت مى‏گفت و از مقام و جايگاهش در آن سوى جهان با خبر مى‏ساخت و همچنين از اوضاع آينده‏ى دنيا و سرنوشت بچه‏هايش آگاه مى‏نمود و على عليه‏السلام آنها را مى‏نوشت و همه‏ى اينها مصحف فاطمه عليهاالسلام را تشكيل مى‏داد.
    و در يك حديث ديگرى امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند:
    مصحف فاطمه ما فيه شى‏ء من كتاب اللَّه و انما هو شى‏ء القى عليها بعد موت ابيها. (2)
    در مصحف فاطمه چيزى از آيات قرآن نيست، بلكه آن مصحفى است كه بعد از فوت پدرش به او داده شده است.
    و بالاخره در حديث سومى از امام جعفر صادق مى‏خوانيم:
    ان اللَّه تعالى لما قبض نبيه صلى اللَّه عليه و آله دخل على فاطمه عليهاالسلام من وفاته من الحزن ما لايعلمه الا اللَّه عز و جل فارسل اليه ملكا يسلى غمها و بحدثها فشكت ذلك الى اميرالمؤمنين عليه‏السلام فقال عليه‏السلام: اذا احسست بذلك و سمعت الصوت قولى لى فاعلمته بذلك فجعل اميرالمؤمنين يكتب كلما سمع حتى اثبت من ذلك مصحفا... (3) خداوند چون رسول خدا را قبض روح كرد، فاطمه‏ى زهرا از اين جهت به شدت محزون گشت كه جز خدا كسى از درد دل او خبر نداشت.
    لذا ملكى را به سوى او فرستاد، تا وى را تسليت گفته و با او گفتگو كند.
    فاطمه عليهاالسلام اين موضوع را به اطلاع على عليه‏السلام رسانيد، آن حضرت فرمود: هرگاه چنين احساس كردى مرا با خبر كن. بدين صورت فاطمه على عليه‏السلام را از آمدن ملك با خبر مى‏ساخت، و على عليه‏السلام گفتگوها را مى‏نوشت. از اين طريق مصحف فاطمه به وجود آمد. از اين احاديث استفاده مى‏كنيم كه مصحف فاطمه در طول هفتاد و پنج روز زندگى مصيبتبار فاطمه بعد از رحلت پدر بزرگوارش به تدريج نازل شده و اميرالمؤمنين آن را نوشته و به نام مصحف فاطمه عليهاالسلام نامگذارى گرديده است.
    در مجموع، از مطالب استفاده مى‏كنيم كه مصحف فاطمه از جانب خدا توسط پيك وحى (جناب جبرئيل) به فاطمه عليهاالسلام القاء شده و اوضاع آينده جهان و اخبار غيبى در مورد سرنوشت فرزندان فاطمه عليهاالسلام و جنايات خلفا و پادشاهان ستمگر و ساير مسائل غير فقهى در آن به ثبت رسيده و آن كتاب جزو ودايع امامت، هم‏اكنون در محضر امام زمان- عجل اللَّه تعالى فرجه- مى‏باشد.

    جامعه و جفر چيست؟

    پيشوايان معصوم ما داراى علومى بودند، كه از قدرت ساير افراد خارج است و از جمله منابعى كه در دست آنان بود و از آنها در اين زمينه استفاده مى‏كردند عبارت بود از:
    1- جامعه 2- جفر 3- مصحف فاطمه.

    جامعه چيست؟
    آنچه از روايات اهل‏بيت عليهم‏السلام استفاده مى‏شود؛ جامعه كتابى است بسيار مفصل كه جبرئيل امين آن را بر قلب مبارك رسول خدا نازل نموده و سپس آن حضرت همه‏ى آنها را بر اميرالمؤمنين املا فرموده و على عليه‏السلام نيز آن را نوشته، كه تمام وقايع جهان از اول تا آخر و احكام مورد نياز جامعه در برمى‏گيرد. اين كتاب به قدرى بزرگ و جامع است كه طول آن هفتاد ذراع و به عرض چرمهاى معمولى مى‏باشد. در اين زمينه توجه شما را به يك روايت از امام صادق عليه‏السلام جلب مى‏كنم:
    قال الصادق عليه‏السلام: ان عندنا الجامعه، و قال ابوبصير: جعلت فداك و ما الجامعه؟ قال: صحيفه طولها سبعون ذراعإ؛ ّّ بذراع رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و املائه و حظ على بيمينه، فيها كل حلال و حرام و كل شى يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى فقال: تاذن لى يا ابا محمد؟! قال: قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت، قال: فغمزنى بيده و قال: حتى ارش هذا...
    ابوبصير از شاگردان امام صادق از آن حضرت سؤال كرد: فدايت شوم «جامعه»
    چيست؟حضرت فرمودند: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع به مقدار ذراع مبارك پيامبر، آن را پيامبر خدا املا فرموده و على نيز با دستش نوشته و شامل تمام حلال و حرام و احكام خدا و هر آنچه مردم به آن نياز دارند مى‏باشد، حتى ديه‏ى كوچكترين خراش نيز در آن آمده است. ابوبصير مى‏گويد: در اين هنگام امام عليه‏السلام با دستش مرا زد و فرمود: مرا اجازه مى‏دهى؟ گفتم: من در اختيار شما هستم، آنگاه با دست خود مرا مختصر فشارى داد و اظهار داشت. در «جامعه» حتى ديه اين كار نيز آمده است. (4)

    جفر چيست؟
    در روايات آمده است كه «جفر» ظرفى است از پوست به وسعت پوست گاو كه پر از علم خاص است و آن در پيش ائمه‏ى اطهار عليهم‏السلام مى‏باشد و شامل دو بخش است:جفر سفيد و جفر سرخ.
    جفر سفيد شامل آن بخش ودايع خاص امامت است كه از تورات، انجيل، زبور، صحف ابراهيم و ساير علوم انبيا و اوليا تشكيل گرديده است.
    و اما جفر سرخ شامل سلاحهاى مخصوص پيامبر مى‏باشد كه با آنها در راه خدا جهاد نموده و از اسلام و مسلمين دفاع فرموده است. از قبيل: شمشير، زره و غير آنها... (5)

    پي نوشت ها:

    1ـ بحارالانوار، ج 26، ص 41، ح 72- كافى، ج 1، ص 241، ح 5 و ص 458، ح 1- بصائر، ص 153 ح 6- عوالم، ج 11، ص 188.
    2ـ بصائرالدرجات، ص 159، ح 27.
    3ـ اصول كافى، ج 1، ص 240، ح 2- بحار، ج 26، ص 44، ح 77 و ج 43، ص 80، ح 68- بصائر ص 157، ح 18.
    4ـ اصول كافى، ج 1، ص 239، ح 1- بصائر الدرجات، ص 152، ح 3- بحارالانوار، ج 26، ص 38 ح 70.
    5ـ براى اطلاع بيشتر مى‏توانيد به كتابهاى: اصول كافى جلد اول از صفحه 238 تا 242 - بحارالانوار جلد 26 از صفحه 18 تا 66 - بصائر الدرجات از صفحه‏ى 142 تا 161 و ساير كتابهاى معتبر مراجعه فرماييد.



    مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    708 پست
    حضور
    155 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    حديث لوح فاطمه (س) و نكته هايى در شرح آن


    حسين على تركمانى در كتاب كمال الدين و تمام النعمة (باب 28) از محدث حليل القدر «ابو جعفر محمدبن على بن حسن بن بابويه قمى» مشهور به شيخ صدوق (م.381هـ) رواياتى درباره لوح حضرت زهرا(س) آمده است كه در آن لوح به نام و تعداد امامان(ع) اشاره شده است.1 در اين مقالْ سه حديث را يادآور مى شويم و سپس به توضيح حديث لوح مى پردازيم.

    حديث اول

    در روايت اول بر اساس نقل ابو بصير چنين گزارش شده است:
    «امام صادق(ع) فرمود: پدرم محمدبن على الباقر(ع) روزى به جابربن عبدالله انصارى گفت: جابر! سخنى با تو داشتم چه موقع فارغ بال مى شوى تا درباره موضوعى با تو سخن گويم؟ جابر به حضرت عرض كرد: هر وقت شما اراده كنيد.»
    فرصتى پيش آمد و امام با جابر خلوت نمود و به گفتگو پرداختند. در اين گفتگو امام از جابر خواست تا آنچه را كه در جريان مشاهده لوحى كه در دست جده اش حضرت فاطمه(س) ديده بود براى او بازگو كند و او را از آنچه حضرت فاطمه(س) از مطالب مكتوب در لوح به او خبر داده، آگاه كند.
    جابر پاسخ داد: «شهادت مى هم كه روزى در ايام حيات رسول الله(ص) مادرت فاطمه(س) را ملاقت كردم تا ولادت حسين [بن على(ع)] را به او تبرك بگويم كه در دستان آن بانوى بزرگ، لوح سبزينه را ديدم كه گمان كردم زمرّد است؛ در آن لوح، كتاب سفيدى را كه به درخشندگى خورشيد بود مشاهده كردم. به آن حضرت عرض كردم: پدر و مادرم فداى تو باد! اين لوح چيست [و از كجا آمده است]؟
    فاطمه(س) فرمود: «اين لوحى است كه خداوند ـ عزوجل ـ آن را به رسولش محمد مصطفى(ص) اهدا نمود. در اين لوح نام پدر و همسر و فرزندانم [حسن و حسين(ع)] و نام اوصيا و امامانى كه از نسل فرزندم [حسن(ع)] هستند ذكر شده است. پدرم رسول الله (ص) آن را به من بخشيده است تا با نگاه كردن در آن دلم شاد شود».
    جابر آنگاه ضافه نمود: «سپس مادرت فاطمه(س) آن لوح را در اختيار من قرار داد سپس آنچه در لوح نوشته شده بود خواندم و نسخه اى از آن را در ذهن نگاه داشتم [يا از روى آن نوشتم]».
    امام صادق(ع) در ادامه روايت مى فرمايد:
    «آنگاه پدرم به جابر فرمود: جابر! آيا آن نسخه هنوز هم در دست توست؟ آيا آن را بر من عرضه مى كنى؟ جابربن عبدالله گفت: آرى. آنگاه پدرم با جابر همراه شد تا به منزل جابر رسيدند. جابر صحيفه اى از پوست نازك آورد، آن را گشود و به رؤيت پدرم رسانيد. پدرم به جابر فرمود: جابر! حال به صحيفه اى كه در نزد توست بنگر تا براى تو از حفظ بخوانم. جابر به نسخه اى كه در دستش بود، نگريست پدرم تمام مطالب صحيفه را از حفظ براى جابر خواند. سوگند به خدا حرفى از كلام امام با حرفى از صحيفه اى كه در دست جابر بود مخالف نبود.
    پس از آنكه قرائت امام به پايان رسيد جابر گفت: خداى بزرگ را شاهد مى گيرم كه آنچه در صحيفه نزد فاطمه(س) ديدم همين بود كه شما خوانديد، اما متن اين لوح طبق نقل چنين است:


    بسم اللّه الرحمن الرحيم
    اين كتابى است از سوى خداوند شكست ناپذير و حكيم به محمد[ص] نور و فرستاده خدا و حجاب، دليل و آيت او در زمين. اين نوشته توسط جبرئيل امين از جانب رب العالمين آورده شد.
    اى محمد[ص] اسماء الهى را بزرگ شمار، نعمتهايم را شكرگزار باش، هرگز نشانه هايم را انكار نكن. من پروردگار و معبود جهانيانم و جز من خدايى نيست؛ درهم كوبنده جباران و خوار كننده ستمگران و حسابرس روز جزايم. من همان الله و معبود شمايم كه جز من الله و معبودى نيست. هر كه به فضل كسى جز من اميدوار باشد يا از چيزى جز عدل الهى خوف داشته باشد، او را به عذابى سخت گرفتار خواهم ساخت كه احدى از جهانيان آن را نچشيده است. سپس فقط مرا پرستش كن و بر من توكّل نما. من هيچ رسولى را مبعوث نكردم و رسالت او را تكميل ننمودم و دوران تبليغ و رسالت او را به پايان نرساندم مگر اينكه براى او وصى يى قرار دادم.
    [اى محمد(ص)] تو را بر تمام پيامبران برترى بخشيدم؛ وصىّ تو را نيز بر تمام اوصيا برترى دادم. سپس از وصىّ و جانشينت، تو را به وجود دو فرزند دلاور، حسن و حسين گرامى داشتم. بعد از پايان دوره [حيات و امامت] پدرش [على (ع)] حسن را معدن علم خود و حسين را نگهبان و حافظ وحى خود قرار دادم؛ نعمت شهادت را به حسين بخشيدم و او را بدين سبب گرامى داشتم و براى او سعادت خواستم. حسين با فضيلت ترين كسى است كه شهيد گشت و در بين شهيدان بالاترين درجه و مقام را داراست؛ امامت و توحيد تمام و كمال را با او همراه كردم، حج بالغه خود را نزد او قرار دادم؛ بر اساس [رضايت و غضب] اهل بيت و عترت او پاداش مى دهم و طالحان و بدكاران را به سزاى اعمال خوش مى رسانم.
    اولين فرزند و عترت حسين[ع]، [على] سرور پرستندگان و زينت دوستان من است. پس از او فرزندش كه شبيه و همنام جدش است محمد، شكافنده علم الهى و معدن حكمت اوست. بزودى ترديد كنندگان [در حقانيت] جعفربن محمد هلاك خواهند شد؛ هركس به او [و مكتب او] باز گردد، گويى به من [و دين من] باز گشته است.
    سخن حق از من است: سوگند مى خورم كه منزلت دانش جعفربن محمد [و هر آن كه بر او ايمان آورد] را گرامى بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شيعيان، پيروان و يارانش قرار خواهم داد، سپس فتنه كور و سياه گمنامى و تقيه را از برابر امام موسى[ع] كنار خواهم زد؛ چرا كه سير فرمان و اطاعت الهى هرگز منقطع نخواهد شد و حجت و دليل من از ديد مردم پنهان نخواهد ماند و دوستانم هرگز تيره بخت نخواهند گرديد.
    [اى محمد به خلق بگو] اگر كسى يكى از حُجج مرا انكار كند، نعمتى را كه داده ام انكار نموده است و هر كه آيه اى از كتابم را تغيير دهد بر من تهمت بسته است. واى بر افترا زنندگانِ انكارگر، آن زمان كه دوران امامت بنده و دوست و برگزيده ام موسى [بن جعفر(ع)] به پايان رسد.
    آگاه باشيد! هر كه هشتمين حجت مرا دروغ شمارد، گوئى همه اولياى مرا انكار نموده است. علىّ [بن موسى(ع)] دوست و ياور من [و رهبر شما] است و من ثِقل علم و عصمت و صفات نبوت را در او قرار مى دهم؛ توان او را در پاسدارى از آن مى آزمايم؛ عفريت ستمگر و متكبر او را مى كشد و در شهرى كه عبد صالح ذوالقرنين ساخت دفن مى شود.
    سخن حق آن است كه من بگويم: ديدگان موسى را با تولد فرزندش محمد و خليفه و جانشين پس از او روشنى بخشم. محمد [بن على بن موسى الرضا(ع)] وارث علم و دانش من و معدن حكمت و جايگاه راز من و حجّت من بر بندگانم است. بهشت را جايگاه او قرار دادم و او را شفيع هفتاد نفر از افراد خانواده [منسوبان او] كه جهنم بر آنان واجب شد قرار دادم [پس از او] فرزندش على[بن محمدبن على بن موسى الرضا(ع)] دوست و ياورم را سعادتمند كردم؛ او امانت دار وحى من خواهد بود؛ از صُلب او، حسن [بن على بن محمد] را بر خواهم آورد كه دعوت كننده مردم به راه خدا و نگاهبان علم الهى است. آنگاه [پس از او] حجت خويش را با آمدن فرزندش [قائم آل محمد(ع)] كه رحمت واسعه براى جهانيان است تكميل خواهم نمود. قدرت و كمال موسوى، عظمت و نور عيسوى و صبر ايوب همه را در او مى بينيد؛ او در زمانى خواهد آمد كه دوستان من خوار شده و چون مغولان و ديلميان مشرك، سرافكنده گشته و به آتش كشيده مى شوند، سرهاى آنان به عنوان هديه به اطراف و اكناف فرستاده مى شود و ترسان و لرزان مى شوند، زمين از خون آنان رنگين مى شود و هلاكت و فرياد و شيون در بين زنانشان همه گير مى شود.
    آنان بحقيقت حجّت و اولياى من در زمين خواهند بود. به واسطه اينان هر فتنه كور و سياه را از خلق دور خواهم ساخت و با آنها حركتهاى ظريف و پنهان [معاندان دين الهى] كشف مى شود و قيد و بندها و زنجيرهاى بندگى از دوش خلق برداشته مى شود. صلوات و رحمت خداوند بر آنان باد! اينان همان هدايت يافتگانند».


    حديث دوم

    در روايت دوم بخشى از مضمون حديث اول توسط امام باقر(ع) براى جابر جعفى نقل شده كه آن امام همام به نقل از جابربن عبدالله انصارى چنين مى فرمايد:
    « جابربن عبدالله انصارى گفت: روزى به منزل مولايم فاطمه(س) واردشدم پيش او لوحى ديدم كه از شدت روشنايى آن، چشم خيره مى شد. در آن لوح نام دوازده نفر به چشم مى خورد. سه اسم روى لوح، سه اسم داخل لوح، سه اسم در پايان لوح و نام سه نفر ديگر در كنار لوح بود.
    به آن حضرت عرض كردم: «اينان نام چه كسانى است»؟ آن حضرت فرمود: «اينها نامهاى اوصيا [پيامبر(ص)] است. اولين آن نام پسر عمويم ويازده نفر ديگر نام فرزندانم است كه آخرين آنان قائم [آل محمد(ع)] است». آنگاه جابر اضافه كرد كه در آن لوح نگريستم در سه جاى آن نام محمد، محمد، محمد را ديدم و در چها جاى ديگر آن نوشته شده بود: على، على، على، على.


    حديث سوم

    شيخ صدوق به نقل از اسحاق بن عمار حديثى از امام صادق(ع) نقل مى كند كه:
    «امام خطاب به وى فرمود: اسحاق، آيا ميل دارى تو را بشارتى دهم؟ اسحاق گفت: جانم فداى تو باد اى فرزند رسول خدا، آرى، دوست دارم خبر را بشنوم.
    حضرت فرمود: نزد ما صحيفه اى است كه با املاى رسول خدا(ص) و خط اميرالمؤمنين على(ع) نوشته شده است. درآن صحيفه چنين آمده است:
    بسم الله الرحمن الرحيم، هذا كتاب من اللّه العزيز الحكيم،…آنگاه حديث را تا پايان طبق شرحى كه در حديث اول آمد، ذكر نمود.

    توضيح حديث:1 ـ حديث لوح از معروفترين احاديث شيعه است كه محدثان با استناد به آن مطالب قابل توجهى را اثبات نموده اند از جمله:

    الف ـ شيعه در زمان حيات پيامبر(ص) به نگارش و تدوين حديث اهتمام ورزيد، نخستين كتاب حديث كه در تاريخ حديث شيعه شكل گرفت بنا به اظهار برخى محدثان، حديث لوح فاطمه(س) و پس از آن مصحف فاطمه(س) و پس از آن صحيفة الجامعة على(ع) است. اين در حالى است كه اهل تسنن به دلايلى از جمله نشر احاديث بى پايه اى مبنى بر ممنوعيت كتابت حديث در زمان پيامبر(ص) در قرن اول هجرى، از نگارش حديث خوددارى نمودند و با روى كار آمدن عمربن عبدالعزيز (98 ـ 101 هـ) اجازه كتابت و تدوين حديث به آنان داده شد.
    از صحيفه جامعه اميرالمؤمنين(ع)، كتاب على(ع)، صحيفه فاطمه(س) و حديث لوح كه از نخستين آثار منظوم و مكتوب حديث در تاريخ اسلام است، در منابع مهم حديثى شيعه و اهل سنّت نام برده شده است:
    ـ بصائر الدرجات فى المقامات و فضائل اهل البيت، ابوجعفر محمد بن حسن بن فروخ صفار (م 290 هـ)، تصحيح، ميرزا محسن كوچه باغى، [بى جا]، ص135 ـ 170؛ فضائل اهل البيت المسمى بـ بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، تصحيح: كوچه باغى، بيروت، مؤسسة النعمان، ص138 ـ 170،
    ـ كتب اربعه:2
    الكافى، محمد بن يعقوب كلينى (م329هـ)،
    من لايحضره الفقيه، ابو جعفر محمد بن على بن بابويه قمى شيخ صدوق ـ (م381 هـ)،
    تهذيب الاحكام فى شرح المقنعة للشيخ المفيد، ابوجعفر محمد بن حسن طوسى (م 460 هـ)،
    الاستبصار فيها اختلف من الاخبار، شيخ طوسى.
    ـ رجال النجاشى، ابوالعباس احمد بن على نجاشى (م450 هـ)، تحقيق: سيد موسى شبيرى زنجانى، قم، انتشارات اسلامى، ص360.
    ـ منابع حديثى اهل سنّت:3
    مسند احمد بن حنبل (م241هـ)،
    صحيح بخارى (م256 هـ)،
    سنن ابن ماجه (م275 هـ)،
    سنن ابى داود (م275 هـ)،
    سنن نسايى (م303 هـ).
    در اصول كافى4 روايتى است كه گزارش مى دهد، اصحاب امام صادق(ع) از آن حضرت درباره مصحف فاطمه(س) سؤال مى كنند و امام وجود آن را تاييد مى كند و درباره آن سخن مى گويد.

    ب . راوى حديث لوح، جابر بن عبداللّه انصارى است كه پس از رؤيت حديث در نزد فاطمه(س) از روى آن نسخه اى نوشت و همانطور كه قبلاً بيان شد براى امام باقر(ع) نقل نمود.5

    2 ـ درباره نابينا بودن جابر بن عبدالله و چگونگى رؤيت حديث لوح و استنساخ آن، مصحح كتاب كمال الدين و تمام النعمه جناب استاد على اكبر غفارى توضيحى به شرح زير دارد:
    بايد اظهار داشت جابر پس از زيادت اربعين در مدينه به ملاقات امام محمد باقر(ع) رسيد. گفته شده است جابر هنگام زيارت اربعين نابينا بوده چگونه امكان داشت حديث لوح و صحيفه فاطمه(س) را ببيند.


    در اين باره دو پاسخ مطرح مى شود:

    يك . جريان رسيدن جابر به مزار امام حسين(ع) و سراسيمه شدن او و افتادن او برقبر حسين بن على(ع) كه عطيه، يار و همراه دانشمند جابر تعريف نموده، هيچ گونه دلالتى بر نابينايى جابر نمى كند بلكه دلالت بر آن دارد كه جابر بر اثر حزن و اندوه كه در شهادت امام حسين(ع) بر او عارض شده و گريه هاى فراوانى كه بر اين مصيبت نمود ـ خصوصاً هنگام تلاش و جستجو به دنبال كشف مزار حسين(ع) ـ چشمان او اشك آلود و تار شده، به گونه اى كه اطراف خودرا دقيق نمى ديد.

    دو . اگر خبر نابينا بودن جابر صحت داشته باشد، نابينايى در اواخر عمر او انفاق افتاد و هنگام تشرف به حضور صديقه طاهره فاطمه الزهراء(س) بينا بوده است و صحيفه را ديده و از حضرت درباره مطالب آن سؤال نموده و آن را نوشته است.

    3 ـ جابر در سن نود و چهار سالگى بين سالهاى 74 تا 78 هجرى در مدينه وفات يافت.
    ابن قتيبه فوت او را در سال 78، ابن سعد فوت جابر را به سال 73 و ابن عبدالبر به سال 74 و به روايت ديگر سال 77 گزارش نموده است. در هر حال فوت جابر قبل از وفات امام محمد باقر(ع) بوده است. ولادت امام صادق(ع) سال 83 هجرى و وفات امام باقر(ع) سال 114 هجرى بوده است.
    جابر از آخرين اصحاب پيامبر(ص) بود كه عمر طولانى يافت و با علم غالب مى توان وفات او را پس از فوت ديگر اصحاب پيامبر(ص) دانست.


    4 ـ در ظاهر چنين به نظر مى رسد كه امام باقر(ع) تا قبل از ملاقات جابر و استماع حديث لوح از جابر، از وجود اين حديث بى اطلاع بوده، امّا همان طور كه در پايان حديث تصريح دارد، امام به جابر فرمود:
    يا جابر انظر انت فى كتابك لاقرأة انا عليك، فنظر جابر فى نسخته فقرأ عليه ابى (ابو جعفر محمد بن على بن الحسين) فوالله ما خالف حرف حرفاً.نكته ديگر آنكه صحيفه فاطمه(س) و صحيفه جامعه اميرالمؤمنين(ع) به عنوان ميراث امامت پس از شهادت اميرالمؤمنين(ع) در اختيار امام حسن(ع) و سپس در اختيار امام حسين(ع) و آنگاه دست بدست در اختيار ائمه بعد قرار گرفت و در موارد ضرورى، ائمه هنگام نقل حكم خاصى آن را مى گشودند و جواب پرسشهاى اصحاب خود را مى دادند. گفته شده است كه طول صحيفه جامعه هفتاد ذراع (سى و سه متر) و ضخامت آن در هنگام بسته بودن و پيچيده بودن باندازه ضخامت ران شتر دو كوهانه بوده است.6
    قطعاً امام باقر(ع) از حديث لوح اطلاع داشته و علاوه برآن حضرت، جابر نيز افتخار استماع ونقل حديث لوح را به دست آورد و قطعاً به عنوان دليلى روشن در تأييد امامت ائمه اطهار(ع) مسلمانان آن دوره را از مضمون آن آگاه ساخته است.

    5 ـ مهمترين موضوعاتى كه حديث لوح، به آن دلالت دارد عبارت است از:

    1 . تنصيص به امامت ائمه اثنى عشر(ع).

    2 . پيش بينى برخى حوادث كه همزمان با حيات ائمه اتفاق خواهد افتاد. از جمله علم امام، چگونگوى شهادت امام، محل شهادت امام و نوع برخوردهاى مخالفان و معاندان با امام.

    3 . توصيف خصوصيات ظاهرى و معنوى امام مهدى(عج) و بيان وضعيت سياسى، اجتماعى و فرهنگى عصر ظهور و نيز وقايع و اصلاحات اجتماعى كه پس از ظهور آن حضرت اتفاق خواهد افتاد.

    4 . تمام امامان روح واحدى هستند در كالبدهاى مختلف. اهداف آنان منطبق بر يكديگر و عالى ترين مقصد آنان سعادت بشر از طريق پرستش صحيح خداى واحد و بكار بستن عقل و درايت به منظور بهبود وضعيت زندگى و رسيدن به كمال است، هرچند روش هاى عملى آنان به دليل تنوّع و تفاوت شرايط و مقتضيات زمان و ملكان متفاوت بوده باشد. لذا راه سعادت در پذيرش امامت هر دوازده امام معصوم است. توقف بر يكى از ائمه به معناى انكار و ناديده گرفتن بقيه ائمه خواهد بود و حتى انكار امام متوقه عليه رانيز بدنبال خواهد داشت. در حديث لوح مى فرمايد:
    اِنَّ المكذّب بالثامن مكذّب بكلِّ اوليائى.

    5 . اكمال سلسله جليله امامت به وجود حضرت حجت(ع) است و لذا فرموده است:
    ثم اكمل ذلك بابنهِ رحمة للعالمين عليه كمالُ موسى وبهاءُ عيسى وصبرُ ايوبٍ…كمال هر چيزى رسيدن به مرحله اى از رشد و تعالى است كه در آن غرض اصلى آن موجود تحقق يابد، مثلاً اين آيه شريفه كه: «عذاب كامل بدكاران در روز رستاخيز داده مى شود»7، اين نكته را را خاطر نشان مى سازد كه كمال عقوبت در قيامت است، همان طور كه كمال پاداش صالحان در قيامت است.
    براساس توضيح فوق، تحقق اهداف اصلى امامتِ تام ائمه در امامت حضرت مهدى(عج) خواهد بود؛ همان طور كه امامت حضرت اميرالمومنينِ على(ع) اكمال رسالت رسول اللّه(ص) است: اَلْيومَ اكملتُ لكُم دينكم واَتْمَمْتُ عليكم نعمتى…؛8 چنانكه مى دانيم مفسّران و مورخان بسيارى از عامه و خاصه نزول آيه فوق را در واقعه حجة الوداع و معرفى امام على (ع) به عنوان وصى و خليفه پيامبر و امام مسلمانان مى دانند.
    امامت حضرت مهدى(ع) چه در غيبت صغرا و چه در غيبت كبرا، تكميل كننده و به ثمر رساننده امامت يازده امام پيشين(ع) است.

    6 . امامت حضرت مهدى(عج) فقط مخصوص مسلمانان يا شيعيان نيست بلكه امامت آن حضرت رحمت گسترده اى است كه همه مردم را فرا مى گيرد. در حديث لوح از وجود آن حضرت به رحمه للعالمين تعبير شده است و در سايه حكومت و امامت ايشان همه مستضعفان به حقوق خود مى رسند؛ حق همه افراد از غاصبان ستانده و به ايشان بازگردانده مى شود:
    المُلكُ يَوْمَئذٍ الْحَقُّ لِلرَّحمنِ.
    7 . حديث لوح را علاوه بر شيخ صدوق، شيخ كلينى در كافى، نعمانى درالغيبة، علامه مجلسى در بحار الانوار و ديگران نيز نقل كرده اند.

    8 . هنگامى كه جابر بن عبدالله چگونگى رنگ صحيفه اى را كه نزد فاطمه(س) بود، براى امام باقر(ع) توصيف مى كرد گفت:
    و رأيتُ فى يدها لوحاً اخضر ظننتُ اَنَّهُ مِنْ زُمُرُّدٍ.فيض كاشانى در كتاب شافى پس از نقل حديث لوح، در تعريف كلمه اخضر مى گويد:
    لوح اخضر از عالم ملكوت برزخى رسيده بود و سبز بودن رنگ لوح كنايه از سفيد و روشن بودن نور عالم جبروت و آميخته شدن به رنگ سياه عالم ماده يا عالم شهادت است، امّا نوشته هاى اين لوح، سفيد است، زيرا اين نوشته ها از عالم اعلى كه نور محض است فرستاده شده بود.9


    9 . در آغاز حديث لوح وجود شريف پيامبر اكرم(ص) توصيف به حجاب شده است:
    هذا كتاه من اللهِ العزيز الحكيم لِمحمَّدٍ نبيّهِ ونورهِ وحِجابِه وسفيره…علامه مجلسى درباره حجاب بودن پيامبر(ص) توضيحى دارد:
    كلمه و وصف «حجاب» از اين جهت بر رسول الله(ص) اطلاق شده است كه آن حضرت واسطه بين خداوند و خلق بوده است، يا به اين اعتبار كه رسول الله(ص) داراى دو مقام و وجهه بود: مقامى نزد خداوند و مقامى نزد مردم.10


    10 . در متن حديث لوح آمده است:
    فَمَن رجا غيرَ فضلى او خافَ غيرَ عدلى عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا اُعذِّبُهُ احداً من العالمين .از عبارت غير فضلى دو مطلب متفاوت قابل برداشت است. اول: به فضل كسى جز خدا اميدوار بودن؛

    دوم: به جز فضل خدا به ديگر صفات الهى اميدوار بودن.
    از ظاهر لفظ چنين بر مى آيد كه برداشت اول صحيح باشد كه در آن صورت نتيجه اميد به فضل ديگران، باعث عذاب الهى ونافرجامى و ناكامى در تحقق اهداف عالى زندگى است. امّا بيانى از علامه مجلسى نقل شده است كه مطلب دوم را صحيح مى داند. از بيان او چنين استنباط مى شود كه پاداشى كه خداوند به انسان مى دهد دو نوع است: اوّل ثوابى كه نتيجه عمل آدمى است؛ دوم پاداشى كه ارتباط به عمل آدمى ندارد و ناشى از فضل الهى است. ثوابى را كه ناشى از فضل الهى است، نمى توان حتى يك دهم مكافات عمل خود خواند و اگر معيار ثواب و عقاب الهى را فقط عمل آدمى فرض كنيم، استحقاق هيچ گونه پاداشى كه نتيجه فضل خدا بر او باشد، موجود نيست بلكه اگر پاداشى هست همان است كه براى اعمال خود ستانده است. پس بايد پذيرفت كه بخش زيادى از پاداش الهى بر بندگان، از منبع پر فيض فضل الهى است هر چند خداوند ضرورتاً مطابق وعده و وعيدى كه به بندگان داده آنها را ثواب و عقاب مى دهد، مع الوصف بايد پذيرفت وعده ها و وعيدهاى او نيز برخاسته از فضل اوست. با اين توضيح، هر چند از ظاهر لفظ حديث چنين بر مى آيد كه منظور، اميدوار شدن به فضل كسى جز خداوند سبحان است، امّا بايد دانست كه اميدوار شدن به فضل ديگران جز فضل خدا، مستحق عذاب و عقاب نيست، اگر چه از ظاهر الفاظ حديث چنين برداشت شود.
    امّا اينكه فرمود او خاف غير عدلى، مؤيد مطلب پيشين است و از آن چنين استنباط مى گردد كه خوف بندگان از خداوند در واقع خوف از عدل الهى است و براساس عدل او مجازات طبيعى ـ كه نتيجه عمل انسان است ـ بر انسان سنگين خواهد بود و اگر خداوند به عدل خود اعمال بندگان را محاسبه نمايد، كار بر آنان بسيار سخت و تنگ خواهد آمد، لذا شايسته است بيشترين و بلكه تمام هراس آدمى از عدل خداوند باشد و به فضل او اميدوار گردد.

    11
    . در متن حديث و در توصيف حسين بن على(ع) آمده است: … جَعَلْتُ كَلِمَتىِ التّامَّةِ معه، طبق روايتى كه از امام على بن موسى الرضا(ع) رسيده منظور از كلمة تامة، امامت است.11
    قرآن، تولد شگفت انگيز عيسى(ع) از مريم(س) را به فرمان الهى نسبت مى دهد و در توصيف عيسى(ع) مى فرمايد:
    مُصدقاً بِكلمةٍ مِن اللّه12و در جاى ديگر فرمود:
    … انما المسيحُ عيسىَ ابنُ مريمَ رسولُ اللهِ وَكَلِمَتُهُ الْقيها الى مريمَ وروه منه…13و درباره حضرت ابراهيم(ع) مى فرمايد:
    وَجَعَلَها كلمةً باقيةً فى عقبهِ.14در توضيح اين آيه صاحب مجمع البحرين15 حديثى نقل مى كند كه در آن منظور از كلمة باقية، امامت و منظور از عقبه، نسل و فرزندان حسين بن على(ع) دانسته شده است؛ اين امامت تا قيامت ادامه دارد و كسى حق اعتراض نخواهد داشت كه چرا امامت در نسل حسين بن على(ع) نهاده شده نه نسل حسن بن على(ع)،زيرا خداوند در انجام افعالش حكيم است:
    لايُسأل عما يَفْعَل وَهُمْ يُسْئَلُونَ.16كلمة تامة يعنى «تمام و كمال از هر چيزى» و عبارت جَعَلْتُ كلمتى التامة فى عقبهِ، يعنى: «امامت را به طور تمام و كمال در نسل حسين بن على(ع) قرار دادم.»


    12 . منظور از ذوالقرنين در عبارت: يُدْفَن فى المدينة التى بناها العبد الصالح ذوالقرنين به احتمال زياد، كورش كبير است. ومنظور از سرزمين، سرزمين ايران (طوس) است.
    البته در اينگونه مقايسه هاى تاريخى و بويژه درباره قصص قرآن، با قاطعيت نمى توان تعيين مصداق كرد اما چنانچه ملاحظه مى شود… نظريه اى كه مراد از ذوالقرنين قرآن، كورش كبير باشد، نظريه اى معقول و محتمل الصدق است.17


    6 ـ حديث لوح از طرق مختلف و با اندك اختلاف در بعضى الفاظ، در جوامع و مجامع حديث نقل شده است، نگارنده در انتخاب طريق، سندى را كه شيخ صدوق تا امام صادق(ع) ثبت نموده، انتخاب كرده و آن چنين است:


    قال: حدثنا ابى و محمدبن موسى بن المتوكل و محمدبن عليّ ماجيلويه واحمد بن على بن ابراهيم والحسن بن ابراهيم بن ناتانه واحمدبن زياد الهمدانى ـ رضى اللّه عنهم ـ قالوا:
    حدثنا على بن ابراهيم، عن ابيه ابراهيم بن هاشم، عن بكربن صالح، عن عبدالرحمن بن سالم، عن ابى بصير، عن ابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: قال ابى لجابربن عبداللّه الانصارى: …

       
    پی نوشتها


    1 . كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامى، ص308 ـ 313؛ همان، تصحيح: حسين اعلمى، بيروت، مؤسسة الاعلمى، ص290 ـ 297 و نيز نك: الكافى، چاپ تهران، ج1، ص527، ح3 و ص532، ح9؛ من لايحضره الفقيه، انتشارات اسلامى، ج4، ص180، ح5408

    2 . از كتب اربعه بنگريد به المعجم المفهرس لاحاديث الكتب الاربعة، ذيل ماده هاى: فالجامعة، الصحيفة، مصحف، كتاب على، لوح؛ و نيز برنامه هاى رايانه اى.
    براى نمونه از ماده «كتاب على»، نك: الكافى، چاپ تهران، ج1، ص41، ح1 و ج2، ص136، ح22 و ج3، ص175، ح6 و ج4، ص340، ح7 و ج5، ص135، ح5 و ج6، ص202، ح1 و ج7، ص40، ح1 و2؛ من لايحضره الفقيه، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامى، ج2، ص338، ح2614 و ج3، ص329، ح4176 و ج4، ص74، ح5148؛ تهذيب الاحكام، تصحيح: سيد حسن موسوى خرسان، بيروت، دارصعب ـ دارالتعارف، ج1، ص227، ح38 و ج2، ص383، ح250؛ الاستبصار، تصحيح: محمد جعفر شمس الدين، بيروت، دارالتعارف، ج1، ص472، ح7 و ج2، ص203، ح3 و ج3، ص108، ح5 و ج4، ص59، ح3 و 5؛ برنامه رايانه اى كتب اربعه(نور)، عبارت «كتاب على» را در يكصدوسى مورد نشان مى دهد.

    3 . درباره صحيفه اميرمؤمنان(ع) در منابع اهل سنّت، بنگريد به: فصلنامه علوم حديث، ش3، بهار 76، ص41، مقاله: صحيفه اميرمؤمنان(ع) و نيز نك: سنن ابن ماجه، كتاب الديات، شماره 2658
    4 . اصول كافى، ج1، ص241
    5 .براى كسب اطلاع بيشتر از نام و محتواى و كيفيت نگارش نخستين صحيفه هاى حديثى در زمان پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) به مقاله تاريخ تدوين حديث، نوشته استاد على اكبر غفارى در پايان كتاب تلخيص مقباس الهداية، مراجعه شود.
    6 . اصول الكافى، دار التعارف، ج1، ص295
    7 . نحل، آيه25
    8 . مائده، آيه 3
    9 . به نقل از پاورقى كتاب الغيبة، نعمانى، ص62
    10 . بحارالانوار، ج36، ص198
    11 . نك: مقدمه تفسير مرآة الانوار.
    12 . آل عمران، آيه 39
    13 . نساء، آيه 171
    14 . زخرف، آيه 28
    15 . مجمع البحرين، ج6، ص155
    16 . انبياء، 23
    17 . فصلنامه بيّنات، ش14، ص105 ـ 109

    مطالب پیرامون مصحف و لوح حضرت فاطمه(س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود