جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پاسخ به شبهاتی در باب شهادت حضرت زهرا (س)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    709 پست
    حضور
    155 روز 13 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611

    پاسخ به شبهاتی در باب شهادت حضرت زهرا (س)




    پاسخ به شبهاتی در باب شهادت حضرت زهرا (س)


    پاسخ به مهم‎ترین شبهات وهابیون درباره فاطمیه و شهادت حضرت زهرا(س) از آقای حسینی قزوینی
    شبهه اول ؛ شأن صدور حدیث "فاطمة بضعة منی"
    وهابی ها شبهه ای ساخته اند مبنی بر اینکه حدیث "فاطمة بضعة مني" در مذمت حضرت علی(ع) از پیامبر صادر نقل شده است!
    در کتاب "صحيح بخاري" حدیث 3110 آمده است که پیامبر(ص) فرمودند: «فاطمة بضعة مني» یعنی: «فاطمه پاره تن من است». سپس به نقل از «مسور بن مخرمه» حدیثی جعلی نوشته است كه: علي(ع) مي‎خواست «جُوِيريه» دختر ابوجهل را خواستگاري کند و به اصطلاع عامیانه بر سر حضرت زهرا(س) هوو بياورد که پيامبر(ص) اين سخن را فرموده ‎اند و منظورشان این بود که: يا علي اگر بخواهي با دختر ابوجهل ازدواج كني بايد دختر مرا طلاق بدهي!!!
    اما پاسخ این شبهه:
    اولاً) طبق شهادت علمای رجال ـ مثل «ابن حجر» در جلد 6 کتاب "العصابة" ، ص 94 ـ «مسور بن مخرمه» در سال دوم هجرت تازه به دنیا آمده بود. بنابراین ـ همانگونه که «ابوعلم» از علمای بزرگ دانشگاه الازهر نیز در ص 170 کتاب "فاطمة الزهراء" نوشته است ـ روایت جعلی خواستگاری علی(ع) از جویریه در سال دوم هجرت بوده است. پس در آن زمان یا «مسور» متولد نشده بود یا در قنداق بوده است!
    ثانیاً) «جُوِيرية» تا سال هشتم هجرت کافر بود و ازدواج با کافر حرام است.
    ثالثاً) این دختر تا زمان حیات پیامبر(ص) ـ سال دهم هجرت ـ اصلا به مدینه نیامد تا این اتفاقات رخ دهد.

    شبهه دوم ؛ افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
    علمای وهابی جدیداً سخن مضحکی بر زبان می‏ آورند که :شهادت حضرت زهرا(س) از سال 1374 شمسی به تقويم ها اضافه شده است و تا قبل از آن این مسأله وجود نداشته است.
    اما پاسخ این شبهه:
    اولاً) «ابن تیمیه» رهبر وهابي‎ها ـ یا بهتر است بگوییم خدا و پیغمبر وهابی‎ها(!) ـ در كتاب جلد 4 کتاب "منهاج السنة" ص 220 نوشته است که: "كبس بیت فاطمه(س)" یعنی: «عوامل خلیفه وقت به زور وارد خانه فاطمه(س) شدند».
    ثانیاً) «جوینی» استاد «ذهبی»، در کتاب "فرائد السمطین" آورده است که پیامبر(ص) فرموداند: بعد از من می‎بینم که دخترم "مغمومة مغصوبة مقتولة" خواهد شد.
    ثالثاً) «مرحوم كليني» از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: مادرمان فاطمه زهرا(س) شهيده است.
    رابعاً) «شهرستاني» در جلد اول کتاب "الملل والنحل" ص 67 از «نظّام» نقل مي كند كه خلیفه دوم با لگد به شكم حضرت زهرا(س) زد و جنین او را سقط کرد.
    خامساً) موضوع بالا را «ابن حجر» در "میزان الاعتدال" و "لسان الميزان" نیز نوشته است.


    شبهه سوم ؛ چرا علی(ع) در منزل را باز نکرد؟
    شبهه دیگری مطرح می کنند مبنی بر اینکه: اگر حضرت علي(ع) در خانه حاضر بود چرا حضرت زهرا(س) در منزل را باز كرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غيرت مردان خصوصا مردان عرب است.
    پاسخ:
    اولاً) «ابن عساکر» در جلد 42 کتاب "تاریخ دمشق" ص 470 آورده است که: پیامبر(ص) در خانه نشسته بود که در زدند و ایشان به ام سلمه گفتند: «یا ام السلمه قومي فافتحي له» یعنی: «ای ام سلمه! برخیز و در را باز كن».
    ثانیاً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دق الباب کرد، پيغمبر خانه بود ولی به حضرت خديجه(س) فرمود: «افتحي يا خديجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».
    ثالثاً) در جلد اول کتاب "احتجاج طبرسی" ص 292 آمده است که: روزی پیامبر(ص) در خانه نشسته بودند که اميرالمؤمنين علی(ع) در زدند و پيامبر(ص) به عايشه فرمود كه: «افتحي له الباب» یعنی: «در را براي او (علي) باز كن». حال آیا علمای وهابی غیرتمندتر از پیامبرند؟!
    رابعاً) طبق آنچه ابن تیمیه در کتاب "منهاج السنة" نوشته است، کسی در منزل را باز نکرد؛ بلکه مهاجمان به زور وارد خانه حضرت(س) شدند.
    خامساً) قرآن کریم در آیه 27 سوره نور مي‎فرمايد: "یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا" یعنی بدون اجازه به خانه کسی وارد نشوید". و در جای دیگر می‎فرماید: "یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبي الا ان یؤذن لکم". از سوی دیگر «سیوطی» در جلد 5 کتاب "الدر المنثور" ص 50 نوشته است که: "خانه زهرا خانه نبوت است". بنابراین حضرت زهرا(ع) و مولا علی(ع) بر این باور بودند كه مهاجمان حريم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ مي‎كنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

    شبهه چهارم ؛ اصلاً خانه های مدینه در نداشتند؟!
    شبهه دیگری مطرح می کنند که: اصلاً خانه‎هاي آن زمان مدينه در نداشتند و فقط يك پرده يا حصير در منزل بود! آنها این شبهه را طرح کردند تا جریان پشت در ماندن حضرت زهرا(س) تکذیب شود.
    اما پاسخ:
    اولاً) قرآن کریم در سوره نور می‎فرماید: «ولا عَلَی أَنفُسِکُمْ أَن تَأْکُلُوا مِن بُیُوتِکُم أَو بُیُوتِ آبَائِکُم أَو بُیُوتِ أُمَّهَاتِکُم أَو بُیُوتِ إِخوَانِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِکُم أَو بُیُوتِ أَعمامِکُم أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخوالِکُم أَوْ بُیُوتِ خَالاتِکُمْ أَوْمَا مَلَکتُم مَّفَاتِحَهُ أَو صَدِیقِکُم لَیسَ عَلَیْکُم جُنَاحٌ أَن تَأْکُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا» یعنی «شما در بعضي خانه ها ـ مانند خانه عمو، دایی، عمه، خاله و همچنین كساني كه مفتاح و كليد منزل خود را به شما مي‎دهند ـ می توانید بدون اجازه غذا بخوريد». حال اگر خانه، در و قفل نداشته باشد كليد معنا دارد؟ آیا روی حصیر و پرده کلید می‎زدند؟ یا اینکه نعوذ بالله قرآن در این موضوع اشتباه کرده است؟! باید گفت که طراحان این شبهات متاسفانه با قرآن هم آشنا نیستند.
    ثانیاً) در کتاب "صحیح مسلم" ـ که معتبرترین کتاب اهل سنت پس از قرآن است ـ در جلد 6 صفحه 105 حدیث 5136 آمده است که پيغمبر اكرم(ص) دستور داده بودند که: «شب‎ها درها را ببنديد». آیا حصیر و پرده را می‎بندند؟! آيا به پرده مي گويند در؟!
    ثالثاً) «بخاري» در جلد اول کتاب "الادب المفرد" صفحه 272 نوشته است که: «رواي مي گويد سوال كردم كه: درِ خانه عايشه دو لنگه بوده يا يك لنگه؟ و از چه جنسی بود؟ پاسخ می‎گیرد که: يك لنگه و از جنس چوب درخت ساج بوده است». حال چطور خانه عايشه در داشته آن هم از نوع درخت ساج؛ ولي خانه حضرت زهرا(س) که دختر پیغمبر و با آن همه اوصاف بوده در نداشته است؟!

    بن بست وهابیت در موضوع شهادت حضرت زهرا(س)
    مناظره ‎ای در "دبی" امارات با یکی از شیوخ بزرگ وهابی داشتم. صحیح بخاری را به وی نشان دادم و پرسیدم این روايت را قبول داريد كه پيامبر(ص) فرموده فاطمه(س) پاره تن من است و هرکس او را بیازارد مرا آزرده؟ پاسخ داد قبول دارم. گفتم این را نیز قبول داری که فاطمه(س) از شیخین غضبناک شد؟ گفت: نه این دروغ است و شیعه ها آن را درست کرده اند. کتاب صحیح بخاری را باز کردم و این حدیث را به او نشان دادم. نوشته پشت جلد کتاب را نگاه كرد و گفت: اين كتاب در بيروت چاپ شده و من آن را قبول ندارم، کتابی بیاور که در عربستان سعودی چاپ شده باشد! گفتم: چاپخانه این کتاب، شیعی نیست. ضمنا در لبنان اکثراً غیرشیعه هستند و اگر روایتی در کتابشان حتی جابجا شود، چاپخانه را به آتش می ‎کشند چه برسد به اینکه روایتی به دروغ چاپ شود!
    سپس روایاتی از کتب «شهرستانی» و «ابن قتیبه دینوری» مبنی بر شهادت حضرت زهرا(س) به او نشان دادم. پس از اینکه این روایات را از کتاب خودشان برایش خواندم سرش را پایین انداخت و گفت: من فردا شب جواب را برایت می ‎آورم.
    شب بعد هرچه منتظر ماندم نیامد. به منزل میزبانش تماس گرفتم که: چرا شیخ برای ادامه مناظره نیامد؟ میزبانش گفت: شیخ وهابی نامه‎ ای بلند بالا به یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی نوشت و گفت: «در مناظره ای در مورد حضرت زهرا(س) به بن بست خوردم و تمامی مستندات ظاهراً صحیح است، لطفاً جواب دندان شکنی برایم بفرستید».
    جالب اینکه بعد از یک هفته از عربستان برای او جواب آمد که: «این روایات درست است و در کتب ما آماده است، ولی شما اصلاً در این موضوعات با علمای شیعه بحث نکنید!!».
    آن شیخ وهابی، پس از دریافت جواب نامه خود، رفت و تاکنون برای ادامه مناظره برنگشته است!


    منبع:عمار نامه به نقل از ابنا

    پاسخ به شبهاتی در باب شهادت حضرت زهرا (س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    709 پست
    حضور
    155 روز 13 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    1. چرا حضرت علي (علیه السلام) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟


    اولا: امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :
    عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.
    تفسير آلوسي :3/124 .
    نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم شيعه وجود داشته است .
    ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.
    ثالثاً: وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ، عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .




    2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟



    اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد» دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .
    تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
    ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (ع) نيز از سنت پيامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله وسلم) پيروي كرد .



    3 . چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟


    حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (سلام الله علیها) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه در صحيح‌ بخاري آمده كه حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
    كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
    و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
    صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .


    4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟



    اولاً : آن چه كه به حضرت (علیه السلام) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (علیه السلام) است .
    نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
    ثانيا ً: علي (علیه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند
    و ميگويد:
    سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم.
    ثالثاً : بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (علیه السلام) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند .
    صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.



    5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟


    اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علي (علیه السلام) به هنگام دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود:
    أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
    از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .



    ثانياً: علي (علیه السلام)در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:
    فاطمه (سلام الله علیها) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود.
    كتاب سليم بن قيس ، ص674 .



    ثالثاً: ابن عباس مي‌گويد:علي (علیه السلام) در جنگ صفين از كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود
    كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915
    .



    6. چرا حضرت علي (علیه السلام) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟


    اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .


    ثانياً : نام برخي از اصحاب ائمه (علیهم السلام) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

    ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان علي (علیه السلام) هست ، نام او محمد بوده.
    التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
    و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
    مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294.
    و عمر بن الخطاب به دليل خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (علیه السلام) را همنام خود قرار داد
    وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
    أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
    هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.
    اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.


    رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را علي وحسن و حسين (علیه السلام) نامگذاري نكردند.

    7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟


    اولاَ: وقتي علي (علیه السلام) از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
    كافي ، ج 5 ، ص 346 .



    ثانياً: هيثمي از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (علیه السلام) خطاب به عباس فرمود:
    درة عمر أحرجته الي ماتري
    خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
    مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.


    ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
    عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
    الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.



    اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
    سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
    وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟
    به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
    تذكرة خواص الأمة : 321.


    8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (علیه السلام) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
    اولاً:‌ امام حسن (علیه السلام) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
    تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
    احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.



    ثانياً: امام حسين(علیه السلام) نقل مي كند كه امام علي (علیه السلام) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
    بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
    الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .



    ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟
    المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557
    .


    9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟


    اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (علیه السلام) ؟پيامبر اكرم (صلی الله و علیه و آله وسلم) فقط در حق علي فرموده :
    علي مع الحق والحق مع علي
    علي با حق و حق با علي است .
    تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.



    ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
    تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.


    10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم‌هاي پيش 1372 .


    اولاً : جويني از علماي اهل سنت و استاد مورد تأييد ذهبي از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قضيه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت وسقط محسن او و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
    فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .



    ثانياً : حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (سلام الله علیها) فرمود:
    وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
    به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
    نهج البلاغه خطبه 202.


    ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (علیه السلام) در باره شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل شد.

    رابعاً: كليني از امام كاظم (علیه السلام) نقل مي كند كه فرمود:
    إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
    فاطمه صديقه و شهيده بود.
    كافي ج1، ص 458 .


    خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه، شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

    سادساً: امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.
    صحيفه امام/ 16/87.


    سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد :
    عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .
    الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .



    سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
    منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .




    گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

    پاسخ به شبهاتی در باب شهادت حضرت زهرا (س)
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ به 10 شبهه وهابیت در خصوص شهادت حضرت فاطمه زهراء(س)



    پاسخ به شبهاتی در باب شهادت حضرت زهرا (س)


    متن و پاسخ شایعه


    متن شایعه


    ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺭﺣﻠﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻋﺠﻴﺒﯽ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻳﺎﻡ ﻓﺎﻃﻤﻴﻪ ﺭﺍ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ..ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺻﻔﻮﻳﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ .... ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ شروع میشود ﮐﻪ ﻋﻤﺮ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﻦ ﺩﺭﻭ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ !!!!! ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻣﺤﺴﻦ ﺳﻘﻂ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ .. ﺑﻬﻤﻴﻦ ﺟﻬﺖ ﻋﻤﺮ ﻗﺎﺗﻞ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﺖ !! ﻟﺬﺍ ﻣﺮﺗﺐ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﻟﻌﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﺎﺗﻠﻴﮏ .... ﻭ ﺑﻘﻴﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ..... ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ ؟
    ﻭ ﺁﻳﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺩﻟﻴﻠﯽ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ؟ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﺩﻟﻴﻞ ﺭﺍ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﺎﻭﺭﻧﺪ ﻧﻪ ﻣﺎ ....ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻴﻤﻴﺮﻧﺪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻳﺎ ﭘﻴﺮﯼ .. ﻭ ﺩﻟﻴﻞ ﻣﺮﮒ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﻳﺎ ﺳﮑﺘﻪ ﻳﺎ ﭼﻴﺰﯼ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ .. ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻳﻢ
    ﺁﻧﻮﻗﺖ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﻓﺮﻕ ﻣﻴﮑﻨﺪ ..
    ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻴﻢ ﻗﺘﻠﯽ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ﻗﺎﺗﻞ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ؟
    ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﺯﻳﻨﺐ ﻭ ﺭﻗﻴﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﺩﺭ ﺳﻨﻴﻦ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ رفتند ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﺎﺹ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ رحلت ﮐﺮﺩﻧﺪ ... ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺩﻻﻳﻞ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﺮﯼ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﻨﻴﻢ .. ﺍﻳﻦ ﺩﻻﻳﻞ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ....

    ۱ - ﻓﺮﺽ ﮐﻨﻴﻢ ﻋﻤﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ .. ﺁﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪحضرت ﻋﻠﯽ (ع) ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﺴﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻘﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻤﺎﻧﺪ؟
    ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻋﻠﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﺪ ؟
    ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﻥ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩ .... ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ (علیهم السلام) ﻫﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ ؟و بعدها عمر را قصاص نکردند؟
    ۲ - ﻓﺮﺽ ﮐﻨﻴﻢ ﻋﻤﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ .. ﺁﻳﺎ ﺻﺪﻫﺎ ﺻﺤﺎﺑﯽ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ .. ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﮐﺎﺏ ﺍﻭ ﺟﻨﮕﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﻏﻴﺮﺕ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻘﺘﻞ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ!!! ﻳﻌﻨﯽ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﻋﻤﺮ ﺭﺍ ﻗﺼﺎﺹ ﮐﻨﺪ ؟؟ !!
    ۳ - ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮ ﺑﺰﻭﺩﯼ ﭘﻴﺶ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺁﻳﯽ ... ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﮑﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻋﻠﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﻭ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ .. ﺍﻳﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ .... ﻧﻪ ﺑﺎ ﻗﺘﻞ
    ۴ - ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺭ ۹ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻫﻤﺴﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﺷﺪﻧﺪ .. ﻭ ﺩﺭ ۱۸ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻳﺸﺎﻥ ۹ ﺳﺎﻝ ﻫﻤﺴﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ .. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ۹ ﺳﺎﻝ ﺍﻳﺸﺎﻥ ۴ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺪﻧﻴﺎ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﻓﺎﺕ ﻫﻢ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺳﻘﻂ ﺷﺪ ... ﻳﻌﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ۹ ﺳﺎﻝ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺯﺍﻳﻤﺎﻧﻬﺎﯼ ﻣﮑﺮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ..ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ۹ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺗﺎ ۱۸ ﺳﺎﻟﮕﯽ ۵ ﺑﺎﺭ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﻮﺩ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺟﺴﻤﯽ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ...ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻧﺎ ﻣﻄﻠﻮﺏ
    ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻭﻓﺎﺕ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ...
    ۵ - فرض کنیم ﺍﻳﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﻪ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ .... ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﻪ ﭘﻬﻠﻮ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ ... ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﻣﺮﺗﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﺰﻧﻴﻢ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻓﺮﺍﺭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺪﻫﻴﻢ //
    ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺷﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺻﺪﻫﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﻴﻢ
    ۶ - بیماری ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺣﺪﻭﺩ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﻴﺪ .... ﺩﺭ ﻃﯽ ﺍﻳﻨﻤﺪﺕ ﺩﻫﻬﺎ ﻭ ﺻﺪﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻋﻴﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﻭ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻋﻴﺎﺩﺕ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ... ﺁﻳﺎ ﻋﺠﻴﺐ ﻧﻴﺴﺖ ﻗﺎﺗﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻴﺎﺩﺗﺶ ﺑﻴﺎﻳﺪ ؟
    ﻭ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﻫﻴﭽﮑﺲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺻﺤﺒﺘﯽ ﻧﮑﺮﺩ .....
    ۷ - ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﻓﻦ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﻠﺘﺶ ﻫﻢ ﻭﺻﻴﺖ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩ ... ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﮑﯽ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﻓﻦ ﺷﺪﻥ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺩﻓﻦ ﺷﺪﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ... ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ ﻳﺎ ﺭﻭﺯ !! ﺍﻣﺎ ﻋﻠﺖ ﻭﺻﻴﺖ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﺑﺪﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺣﻴﺎ ﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻮﺩ
    ۸ - ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﻗﺒﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﺨﻔﯽ ﺍﺳﺖ .... ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﻘﻴﻊ ﻣﺪﻓﻮﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻟﺬﺍ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﻞ ﺩﻗﻴﻖ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ .. ﺣﺎﻝ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟ ﺣﺘﻤﺎ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ (علیهم السلام) ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .. ﺧﻮﺏ ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﮐﺴﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺁﻧﺠﺎ زندگی میکردند ﻣﺤﻞ ﺩﻗﻴﻖ ﻗﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ... ﻣﺜﻼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺗﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺣﻠﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻣﺤﻞ ﻗﺒﺮ ﻣﺎﺩﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ ... ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﻔﯽ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﻗﺒﺮ ﻣﻘﺼﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻧﺪ ﻣﺤﻞ ﻗﺒﺮ ﻣﺨﻔﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ؟
    ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﭼﺮﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻳﻢ؟؟؟
    ۹ - ﺁﻳﺎ ﻓﻘﻂ ﻗﺒﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟؟ ﻗﺒﺮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ... ﺣﺘﯽ ﻗﺒﺮ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻫﻢ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺩﻗﻴﻖ ﻧﻴﺴﺖ .. ﻣﺜﻼ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺯﻳﺎﺩﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻳﻨﺐ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﻳﻪ ﺩﻓﻦ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻗﺒﺮ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺼﺮ ﺍﺳﺖ ...ﻃﺒﻴﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻣﺪﺗﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻣﻴﺮﻭﺩ ... ﺁﻳﺎ ﺷﻤﺎ ﻗﺒﺮ ﺟﺪ ﺟﺪﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻴﺪ؟ ...
    ۱۰ - بعد از رحلت حضرت فاطمه زهراء (س) ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻧﺪ .. ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺯﻳﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺷﺪﻧﺪ ... ﺍﻭﻟﻴﻦ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺣﻨﻔﻴﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ .. ﺩﻭﻣﻴﻦ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﻭ ﺳﻮﻣﻴﻦ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻋﻤﺮ ﻧﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ .. ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﻢ ﻗﺎﺗﻞ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ؟؟
    ﻫﻴﭻ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻋﺎﻗﻠﯽ ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﻴﮑﻨﺪ؟
    ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ (ع) ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﻋﻤﺮ ﺑﻴﻌﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻼﻓﺖ ﻋﻤﺮ ﻋﻠﯽ ﻣﺸﺎﻏﻞ ﻣﻬﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ...



    پاسخ شایعه
    * شبهه ای دیگر در آستانه ایام فاطمیه از سوی وهابیت .
    از آنجا که بنای این شبهه افکنی ها بر کذب و مغالطه استوار است ، سند و منبعی نیز در آن ذکر نگردیده است .
    * چنانچه در ادامه متن و پاسخ به سوالات مطالعه خواهید نمود ، ماجرای شهادت حضرت فاطمه (س) ارتباطی به صفویه نداشته و برعکس توسط منابع معتبر اهل تسنن و در ایام متاخر ثبت گردیده است !
    پاسخ به شبهات به ترتیب متن شبهه :
    1. نه تنها در منابع شیعه ، بلکه در روایات اهل سنت نیز واکنش تند مولا علی (ع) در حمایت از حضرت زهرا (س) در آن صحنه ذکر شده است .
    برای نمونه آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن می نویسد :
    ... علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید...
    (الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج3، ص124، ناشر: دار إحیاء التراث العربی –بیروت.)
    * در خصوص اینکه چرا امیرالمومنین علی (ع) بعدها انتقام حضرت زهرا (س) را نگرفته و قیام نکردند ، خود ایشان به صراحت پاسخ داده اند :
    «به خدا قسم، اگر خطر نابودى دین و بازگشت كفر و پراكندگى مسلمانان در میان نبود، این گونه صبر نمى‏كردم».
    (بحارالانوار، مجلسى، ج‏32، ص‏61)
    * خلیفه دوم سالها پیش از شهادت علی (ع) از دنیا رفت .
    مادامی که علی (ع) در قید حیات بودند ، حسنین (ع) تحت ولایت پدرشان بوده و اقدامی بجز فرمان وی نمی نمودند .
    2. علی (ع) ماجرای بی وفایی برخی از صحابه را نیز ذکر نموده است :
    روزی اشعث بن قیس گفت: یا علی! چرا شمشیر نکشیدی؟ علی(ع) به او فرمود:
    همه اهل بدر و پیشکسوتان مهاجر و انصار را به کمک خواستم ولی از آن همه مسلمان فقط چهار نفر پاسخ مثبت دادند: سلمان، ابوذر، مقداد و زبیر و از اهل بیت خودم هم کسی نداشتم که با آن بتوانم حقم را بگیرم چون حمزه در احد به شهادت رسید و برادرم جعفر هم در موته شهید شد و کسی برایم نماند مگر دو نفر ذلیل، خوار، عاجز و ناتوان، عباس و عقیل. به خاطر نبودن یار و یاور حقم را گرفتند.»
    (بحارالانوار، ج 29، ص 465 ، ح 55 به نقل از کتاب سلیم بن قیس)
    3. پیامبر (ص) نه تنها از شهادت حضرت زهرا (س) با ایشان سخن گفته اند ، بلکه جزئیات آن را نیز نقل نموده اند !
    این روایت در کتب معتبر اهل سنت :
    ابن عباس گوید: رسول خدا (ص) روزی نشسته بودند که حسن (ع) وارد شد هنگامی که پیامبر او را دید گریست... سپس فاطمه (س) وارد شد پیامبر (ص) با دیدن او نیز گریست آن گاه فرمود: دخترم فاطمه نزد من آی، نزد من آی. او را نزد خود نشاند سپس فرمود:
    دخترم فاطمه سرور زنان جهان هستی است، از آغاز تا فرجام چون او را می بینم به خاطر می آورم آن چه را که پس از من بر او روا می دارند. گویا او را می بینم که ذلت و خواری به خانه اش راه یافته، حرمتش شکسته شده، حقش غصب شده، از ارثش منع شده، پهلویش شکسته، جنین او سقط می گردد و او ندا می دهد: وا محمدا! اما جوابی نمی شنود، دادرسی می طلبد، کسی به فریادش نمی رسد... از اهل بیتم او نخستین کسی است که به من می پیوندد، نزد من می آید درحالی که محزون، ناراحت، غم دیده و حقش غصب شده و شهید (کشته شده) است.
    در آن هنگام رسول خدا (ص) فرمودند: خدایا! هر که را به او ظلم کرده لعنت کن و هر که حق او را غصب کرده عذاب کن، هر که به او اهانت کرده خوار ساز و آن که به پهلویش چنان زده که فرزندش افکنده شود در آتش جاودان کن. ملائکه هم می گویند: آمین.
    فرائد السمطین، ج 2، صص 36- 34.


    4. استدلال نویسنده در خصوص مرگ ناشی از ضعف ایشان پس از زایمانهای مکرر و بهداشت در عربستان بسیار سخیف است و با روایات متعدد اهل سنت که در منبع بند قبل اشاره شده است ، تضاد آشکار دارد !
    در این موارد نیز باید گفت :
    * این سن ازدواج و این تعداد زایمان در آن ایام بسیار رایج و بدون اشکال بوده است .
    * سیره پیامبر (ص) حتی برای جوامع امروزی الگویی از بهداشت و پاکیزگیست و تصور اینکه دختر ایشان و بانوی دو عالم از این مطلب بی بهره بوده است ، از جنس مغالطه های عاجزانه شبهه افکنان است .
    5. برخلاف این ادعا ، صدمات حضرت زهرا (س) فقط محدود به یک ضربه ساده در نبوده است !
    در منابع معتبر اهل تسنن می خوانیم :
    ... * لگد به شکم حضرت که جنین از شکمش افتاد و سقط شد
    الملل و النحل، شهرستانی اشدی، ج 1، ص 57، چاپ بیروت
    ... * فاطمه را از پشت در چنان فشرد که جنینش را سقط کرد و میخ در چنان به سینه اش فرو رفت که به بستر بیماری افتاد تا از دنیا رفت.
    الامامه و الخلافه، مقاتل ابن عطیه، صص 160- 161.
    ... * شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه »
    (الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج3، ص124، ناشر: دار إحیاء التراث العربی –بیروت. )
    و ...
    6. در میان شیعیان دو قول از سایر اقوال در مورد مدت حیات ایشان پس از پیامبر (ص) معتبر است ، 75 و 95 روز .


    * جالب است که بنا بر منابع مستند اهل سنت ، بر خلاف ادعای نویسنده شبهه ، حضرت فاطمه (س) نه تنها خلفا را برای عیادت به حضور نپذیرفتند ، بلکه پس از توسل آنان به حضرت علی (ع) و ورود به منزل ، حضرت زهرا (س) از آنان رو برگردانده و جواب سلامشان را ندادند !
    بعد فرمودند : اگر پیامبر را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را به او خواهم کرد...
    الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، ج 1، صص 13 و 14.
    7. علل مخفی ماندن قبر آن حضرت :
    * اینکه، دشمنان و غاصبان حق آن مظلومه به قبر آن حضرت دسترسی نداشته باشند تا روزی در صدد نبش آن برنیایند.
    * اینکه، خود آن حضرت خواستند که شبانه و مخفیانه، دفن شوند که به تبع آن قبرشان مخفی بماند.
    * با توجه به محتوای وصیت ایشان در مورد دفن آن حضرت؛ می توان گفت که می خواستند با این کار، افکار عمومی را بیدار کرده و مردم را نسبت به ظلم حکام زمانشان نسبت به ایشان و علی (ع) آگاه سازند و لذا این سوال را که «چرا قبر فاطمه(س) مخفی ماند» برای همیشه در اذهان مردم زنده نگه دارند.


    8. این بند مغالطه ای بیش نیست !
    نویسنده به جای اینکه پاسخ دهد چرا امام علی (ع) و فرزندانش از افشای مکان قبر خودداری کردند ، مسئوولیت را به گردن ایشان انداخته است !!
    ایشان خواستند این سوال را که «چرا قبر فاطمه(س) مخفی ماند؟» برای همیشه در اذهان مردم زنده نگه دارند.
    9. باز هم مغلطه دیگر !
    جد جد امثال ما چگونه با حضرات معصومین (ع) قابل قیاس است ؟!
    * همانطور که شاهدید به کوری چشم دشمنان اهل بیت (ع) مرقد مطهر ایشان پس از هزار و اندی سال نه تنها از بین نرفته ، بلکه با شکوه بیشتری میزبان شیفتگان و محل قرب به خداوند است .
    10. این نامها آن زمان مرسوم بود . ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را میآورد كه اسم آنها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .
    * نام برخی از اصحاب ائمه (ع) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملك ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آنها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟ .
    * ابوبكر كه كنیه یكی از فرزندان علی (ع) هست ، نام او محمد بوده.
    (التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 . )
    * حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
    (مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294. )
    * عمر بن الخطاب به دلیل خشونت ذاتی كه داشته ، نام فرزند علی (ع) را همنام خود قرار داد وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه .
    (أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427. )
    همچنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر داد.
    (اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472. )
    * اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را علی وحسن و حسین (ع) نامگذاری نكردند ؟!!
    * امیرالمومنین علی (ع) از نگاه شیعه با احدی بیعت نکرده است، زیرا خود را خلیفه منصوص خدا می دانست .
    * فرض بر پذیرش بیعت ، اولا به اکراه و ناچاری و دوما بنا به مصالح اسلام بوده است .
    * حضرت علی (ع) از حکومت و مناصب رویگردان بودند و در دوران خلفای پیش از خود هیچ گونه منصبی نداشتند .
    ایشان گوشه گیری نسبی اختیار کرده بودند و صرفا در مواردی که دست نیاز و مشورت به سوی ایشان دراز می شد ، برای مصالح اسلام و جامعه اسلامی مشورت می دادند و در امور نیز وارد نمی شدند .

    * فرزند امام علی (ع) را پیامبر (ص) با علم نبوت خویش ، به نام محسن نامگذاری نمودند .
    امام علی (ع) فرمود : «اگر فرزندان سقط شده‏ شما روز قیامت شما را ببینند در حالى كه نامى براى آنان نگذاشته ‏اید، سقط به پدرش می‏گوید: چرا براى من نامى تعیین نكردى در حالى كه پیامبر (ص)، محسن (ع) را قبل از این كه به دنیا بیاید نامگذارى كرده بود «.
    مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 43، ص 195، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ق.
    * در منابع اهل سنت :
    «احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث كوفى (متوفاى سال 357)، كسى است كه محمّد بن أحمد بن حماد كوفى درباره او مى گوید: «كان مستقیم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوینده راه راست بود.
    او نقل مى كند كه در محضر او این خبر خوانده شد: عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى كه در رحم به نام محسن داشت سقط كرد!
    میزان الاعتدال 3/459
    و ...

    حق جو و حق طلب باشیم
    لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/180
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۹:۱۸


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود