جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجودشناسي در قرآن كريم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    16
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    وجودشناسي در قرآن كريم




    با سلام و احترام؛
    مي خواستم در زمينه بحث "وجود" و وجودشناسي در قرآن توضيح بفرماييد. بدين معني كه وجود در قرآن چه معني دارد و آيا هستي شناسي قرآني به صورت استدلالي وجود دارد؟ اصولا نگاه قرآن به وجود چگونه است آيا آن را بديهي مي داند يا برايش استدلالي دارد؟ با تشكر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    وجودشناسي در قرآن كريم






    کارشناس بحث: استاد میقات

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    وجودشناسي در قرآن كريم


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    واژه «خلق» و مشتقات آن به معنای آفریدن و نیز به معنای آفریده شده و ...، بیش از 200 مرتبه در قرآن تکرار شده است. البته این ارقام سوای واژه هایی مانند جعل، بدع، فطر و ... که به معنای خلق و آفرینش آمده اند.

    «اللَّهُ خالِقُ‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»؛ خداوند آفريدگار همه چيز است‏.(زمر، 62)

    یکی از اوصاف خداوند صفت «خالقیت» است و هر چیزی که مانعی برای به وجود آمدنش نباشد مشمول فیض الهی شده و به وجود می آید.

    «وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ»؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته‏.(اعراف، 156)

    لذا قرآن نیامده برای خلقت و آفرینش موجودات، استدلال فلسفی و برهان های عقلی و علمی اقامه کند، بلکه به صورت کاملا بدیهی و روشن، آفرینش و ایجاد را به خداوند نسبت داده است؛ زیرا خالقی غیر از خداوند نمی بیند.

    این شیوه بیان بدین جهت است که قرآن کتاب راهنما و هدایت است و در بیان خلقت و آفرینش مخلوقات، تذکر و توجه دادن به خالق و آفریننده و نیز توجه دادن به حکمت های آفرینش موجودات، مطرح است.

    توجه:
    در این تاپیک، صرفا حیث قرآنی این موضوع مطرح می شود و برای بررسی حیث های دیگر، مانند حیث کلامی و فلسفی و ...، بایستی در تاپیک مستقل در انجمن مربوطه پیگیر آن بود.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    16
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشكر از پاسختان. استنباط بنده اين است كه قرآن بيان خود و هدايت خود را معادل با وجود مي داند و اگر وجود، قابل درك نبود بيان قرآن هم نبود. در واقع وجود و قرآن هر دو همزمان هستند و تاييدكننده يكديگر.
    سوال ديگر اينكه آيا در قرآن صحبتي از عدم شده است؟ اينكه مي گويند انسان از عدم آمده منظور چيست؟
    با تشكر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهدار نمایش پست
    با تشكر از پاسختان. استنباط بنده اين است كه قرآن بيان خود و هدايت خود را معادل با وجود مي داند و اگر وجود، قابل درك نبود بيان قرآن هم نبود. در واقع وجود و قرآن هر دو همزمان هستند و تاييدكننده يكديگر.
    سوال ديگر اينكه آيا در قرآن صحبتي از عدم شده است؟ اينكه مي گويند انسان از عدم آمده منظور چيست؟
    با تشكر

    با سلام و درود

    ببخشید. مطلب اولتان را نفهمیدم.

    اما قسمت دوم مطالبتان:

    «قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً»؛ فرمود: پروردگارت اين گونه گفته (و اراده كرده)! اين بر من آسان است؛ و قبلًا تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى!(مریم: 19/ 9)

    «أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً»؛ آيا انسان به خاطر نمى‏ آورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟!(مریم: 19/ 67)

    «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً»؛ آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟!(انسان: 76/ 1)

    این آیات ناظر به این است که انسان یک زمانی خلق نشده بوده و موجود نبوده و پس از آن به امر الهی موجود شوده و جزو مخلوقات قرار گرفته است.

    «شیء» و یا همان چیز بودن، وقتی اطلاق می شود که وجود به آن تعلق گرفته باشد و از نبود به بود تبدیل شده باشد.

    بنابر این، انسان یک زمانی نبوده و پس از آن بود شده است. این همان معنای وجود بعد از عدم است.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ در ساعت ۲۳:۳۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    16
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام؛
    منظور بنده در فراز اول اين بود كه درك آيات قرآن نيازمند بودن ماست. در واقع ما هستيم كه قرآن را مي خوانيم و تفسير مي كنيم. يعني خواندن قرآن در گرو وجود داشتن ماست. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه قرآن با عنايت به بديهي بودن ما امر وجود را بديهي دانسته و كم تر به اثبات آن دست زده و بيشتر به سمت چگونگي آن تمايل داشته است. در واقع از وجود شناسي گذر كرده (هر چند آيات بسيار عميقي از نحوه خلقت دارد) اما در نهايت بيشتر به معرفت شناسي وجود و زندگي و كيفيت شناسي زندگي پرداخته است.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهدار نمایش پست
    با سلام و احترام؛
    منظور بنده در فراز اول اين بود كه درك آيات قرآن نيازمند بودن ماست. در واقع ما هستيم كه قرآن را مي خوانيم و تفسير مي كنيم. يعني خواندن قرآن در گرو وجود داشتن ماست. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه قرآن با عنايت به بديهي بودن ما امر وجود را بديهي دانسته و كم تر به اثبات آن دست زده و بيشتر به سمت چگونگي آن تمايل داشته است. در واقع از وجود شناسي گذر كرده (هر چند آيات بسيار عميقي از نحوه خلقت دارد) اما در نهايت بيشتر به معرفت شناسي وجود و زندگي و كيفيت شناسي زندگي پرداخته است.

    با سلام و درود

    بله، این که مخاطب قرآن بودن و درک آیات قرآن، نیازمند وجود و حیات است، بسیار بدیهی و واضح است و نیازمند اثبات و یا حتی نیازمند تذکر دادن نیست؛ لذا قرآن به دنبال آن نیست.

    قرآن به دنبال بیان حکمت های وجود و آثار و فواید آفرینش و خلقت موجودات است تا انسان را متذکر و متنبه نماید.

    «إِنَّ في‏ خَلْقِ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي‏ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْريفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»
    در آفرينش آسمان ها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتی هايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (هم چنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏ هايى است (از ذات پاک خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى ‏انديشند.(بقره: 2/ 164)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    قرآن در باره وجود و هستی شناسی چه آیاتی دارد و آیا نگاه قرآن به وجود، به صورت استدلالی است یا آن را بدیهی می داند؟ آيا در قرآن صحبتی از عدم شده و اين كه می گويند انسان از عدم آمده منظور چيست؟


    پاسخ:
    واژه «خلق» و مشتقات آن به معنای آفریدن و نیز به معنای آفریده شده و ...، بیش از 200 مرتبه در قرآن تکرار شده است. البته این ارقام سوای واژه هایی مانند جعل، بدع، فطر و ... است که به معنای خلق و آفرینش آمده اند.
    «اللَّهُ خالِقُ‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»؛ خداوند آفريدگار همه چيز است‏.(1)
    یکی از اوصاف خداوند صفت «خالقیت» است و هر چیزی که مانعی برای به وجود آمدنش نباشد مشمول فیض الهی شده و به وجود می آید.
    «وَ رَحْمَتي‏ وَسِعَتْ‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ»؛ و رحمتم همه چيز را فراگرفته‏.(2)
    لازم به ذکر است قرآن نیامده برای خلقت و آفرینش موجودات، استدلال فلسفی و برهان های عقلی و علمی اقامه کند، بلکه به صورت کاملا بدیهی و روشن، آفرینش و ایجاد را به خداوند نسبت داده است؛ زیرا خالقی غیر از خداوند نمی بیند.
    این شیوه بیان بدین جهت است که قرآن کتاب راهنما و هدایت است و در بیان خلقت و آفرینش مخلوقات، تذکر و توجه دادن به خالق و آفریننده و نیز توجه دادن به حکمت های آفرینش موجودات، مطرح است.

    _ مطلب دیگر:
    «قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً»؛ فرمود: پروردگارت اين گونه گفته (و اراده كرده)! اين بر من آسان است؛ و قبلًا تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى!(3)
    «أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً»؛ آيا انسان به خاطر نمى ‏آورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟!(4)
    «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً»؛ آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟!(5)
    این آیات ناظر به این است که انسان یک زمانی خلق نشده بوده و موجود نبوده و پس از آن به امر الهی موجود شوده و جزو مخلوقات قرار گرفته است.
    «شیء» و یا همان چیز بودن، وقتی اطلاق می شود که وجود به آن تعلق گرفته باشد و از نبود به بود تبدیل شده باشد.
    بنابر این، انسان یک زمانی نبوده و پس از آن بود شده است. این همان معنای وجود بعد از عدم است.

    _ کلام آخر:
    این که مخاطب قرآن بودن و درک آیات قرآن، نیازمند وجود و حیات است، بسیار بدیهی و واضح است و نیازمند اثبات و یا حتی نیازمند تذکر دادن نیست؛ لذا موضوع وجود شناسی و هستی شناسی، از این حیث مد نظر قرآن نیست.
    قرآن به دنبال بیان حکمت های وجود و آثار و فواید آفرینش و خلقت موجودات است تا انسان را متذکر و متنبه نماید.
    «إِنَّ في‏ خَلْقِ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتي‏ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْريفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»؛ در آفرينش آسمان ها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتی هايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (هم چنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏ هايى است (از ذات پاک خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى ‏انديشند.(6)

    ________
    (1) زمر/ 62.
    (2) اعراف/ 156.
    (3) مریم/ 9.
    (4) مریم/ 67.
    (5) انسان/ 1.
    (6) بقره/ 164.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۱۵ در ساعت ۰۱:۰۹ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود