صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل نهی از تنهایی در روایات چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,634
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53

    دلیل نهی از تنهایی در روایات چیست؟




    بسم الله الرحمن الرحیم


    سلام

    مساله ای که به تازگی شنیده ام و پیش از این اطلاعی درباره آن نداشتم نهی از تنهایی در روایات است:

    نهی از تنهایی در خوردن

    نهی از تنهایی در خوابیدن

    نهی از تنهایی سفر کردن
       

    خلاصه اینکه دلا! دیگه خو نکن به تنهایی


    و جالب این که سبک زندگی امروز ما روز به روز بیشتر ما را در تنهایی فرو می برد.




    علت و فلسفه این نهی ها چیست؟
    حلال کنید...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    دلیل  نهی از تنهایی در روایات چیست؟






    کارشناس بحث: استادآلاء

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    دلیل  نهی از تنهایی در روایات چیست؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    136
    مورد تشکر
    61 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی و محترم ؛


    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    مساله ای که به تازگی شنیده ام و پیش از این اطلاعی درباره آن نداشتم نهی از تنهایی در روایات است:

    نهی از تنهایی در خوردن

    نهی از تنهایی در خوابیدن

    نهی از تنهایی سفر کردن
    سوال شما حاکی از نگاه دقیق و درست شما به بحث روابط افراد و آسیب شناسی آن از منظر دین است ؛ بنده در مجال حاضر در ابتدا برخی از روایاتی را که در آن لزوم اجتماع محوری و پرهیز از انزوا و تنهایی اشاره شده را بیان می کنم و در ادامه به مواردی را که دین از ما خواسته که به طور خاص و ویژه از عزلت و گوشه گیری دوری کنیم اشاره خواهم کرد .

    یک نگاه اجتماعی به تعلیمات اسلام در زمینه های مختلف به خوبی نشان می دهد که همه جای اسلام طرفدار جماعت و اجتماع است، و حتّی عبادات اسلامی که رابطه میان خَلق و خالق است و به صورت دسته جمعی انجام می شود.
    اذان و اقامه دعوت عام به سوی نماز و فلاح و رستگاری است (حیّ علی الصّلاة، حیّ علی الفلاح) ضمیرها در سوره حمد، همه به صورت جمعی است، و در شکل متکلم مع الغیر( یا همان معنای ما)، و در پایان نماز سلامی است عام بر همه مؤمنان و نمازگذاران.
    نماز جماعت و از آن فراتر نماز جمعه و از همه فراتر حج، عباداتی می باشند که به طور کامل جنبه اجتماعی دارند.
    در روایات اسلامی تأکید فراوان بر لزوم جماعت و همراهی و همگانی با آن شده است از جمله:
    در حدیثی از پیامبر اکرم صلیّ اللّه علیه وآله و سلّم می خوانیم که فرمود:
    « أیّها النّاس علیکم بالجماعة و ایّاکم و الفرقة» ( نهج البلاغه صبحی صالح / ص31)
    ای مردم! بر شما است که از جماعت جدا نشوید، و از جدایی و پراکندگی بپرهیزید.
    در حدیث دیگری از همان بزرگوار می خوانیم:
    «الجماعة رحمة، و الفرقة عذاب؛ اجتماع رحمت است و پراکندگی عذاب.»( ارشادالقلوب الی الثواب دیلمی / ج2/ص335)
    در حدیث دیگری باز از همان حضرت آمده است:
    « یداللّه علی الجماعة فاذا اشتدّ (شدّ) الشّاذّمنهم اختطفه الشّیطان کما یختطف الذّئب الشّات الشّاذّة من النّعم»( بحارالانوار / ج31/ص78)
    دست خدا بر سر جماعت است، هنگامی که یکی از آنها از جمعیّت جدا شود (و به انزوا روی آورد) شیطان او را می رباید، همان گونه که گرگ گوسفند جدا شده از گلّه را می رباید.»)
    4- همین مضمون را به تعبیر دیگری از مولای متقّیان علی علیه السّلام در نهج البلاغة می خوانیم فرمود:
    « و الزموا السّواد الأعظم فانّ یداللّه مع الجماعة، و ایّاکم و الفرقة فانّ الشّاذ من النّاس للشّیطان، کما أنّ الشّاذ من الغنم للذّئب، الا من دعا الی هذا لشّعار فاقتلوه و لو کان تحت عما متی هذه»( نهج البلاغه صبحی صالح / ص31)
    همواره باسواد اعظم (اکثریت طرفداران حق) باشید که دست خدا با جماعت است، و از پراکندگی بپرهیزید که انسانِ تنها بهره شیطان است، چنانچه گوسفند تک رو بهره گرگ. آگاه باشید، هر کس به این شعار دعوت کند (اشاره به شعار تفرقه اندازی مملو از فتنه و فساد خوارج است) وی را بکشید، گرچه زیر این عمامه من باشد.)
    با توجّه به اهمّیّت تعبیر فوق به روایت دیگری که از رسول خدا صلیّ اللّه علیه وآله و سلّم در همین زمینه نقل شده توجّه کنید، می فرماید:
    «انّ الشّیطان ذئب الانسان کذئب الغنم یاخذ القاصیة و الناحیة و الشّاردة، ایّاکم و الشّعاب، و علیکم بالعامّة و الجماعة و المساجد»( المجازات النبویه /ص313)
    شیطان گرگ انسانها است مانند گرگ برای گوسفند که گوسفندانی که از گلّه دور می شوند یا در کنار قرار می گیرند یا فرار می کنند، می گیرد. از جدایی و فرقه فرقه شدن بپرهیزید و بر شما باد که همراه مردم و جماعت و مساجد باشید.
    در حدیث دیگری از همان بزرگوار آمده است:
    «لا یحلّ لمسلم أن یهجر أخاه فوق ثلاثه (أیّام)، و السّابق بالصّلح یدخل الجنّة»(امالی شیخ طوسی /ص391)
    برای هیچ مسلمانی جایز نیست، بیش از سه روز از برادر مسلمانش دوری (و قهر) کند، و آن کس که پیش قدم در صلح می شود، داخل در بهشت خواهد شد.
    همین مضمون را با تعبیر دیگری از آن حضرت می خوانیم:
    لا یحلّ لمسلم أن یهجر أخاه فوق ثلاثة أیّام الّا أن یکون ممّن لا یؤمن بوائقه»(امالی شیخ طوسی /ص801)
    « برای هیچ مسلمانی سزاوار نیست بیش از سه روز از برادر مسلمانش دوری کند، مگر این که کسی بوده باشد که انسان از خطرات او ایمن نباشد.»
    درست است که این احادیث درباره جدایی به معنی قهر کردن از یکدیگر است، ولی به هر حال نشان می دهد که اسلام همواره طرفدار اجتماع و پیوستن دل ها است و به یقین عزلت و گوشه گیری با روح این دستورها نمی سازد.

    ادامه دارد .....




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    136
    مورد تشکر
    61 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و م و احترام خدمت شما دوست گرامی و محترم ؛

    در ادامه پاسخ به سوال :


    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    مساله ای که به تازگی شنیده ام و پیش از این اطلاعی درباره آن نداشتم نهی از تنهایی در روایات است:

    نهی از تنهایی در خوردن

    نهی از تنهایی در خوابیدن

    نهی از تنهایی سفر کردن
    در ادامه روایاتی که در نکوهش فرد گرایی و توجه به جمع گرایی به آن اشاره شد به روایات زیر اشاره می کنیم:

    در حديث ديگرى از رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) مىخوانيم كه به مردى كه مىخواست به كوه برود و گوشه گيرى كند تا عبادت خدا بجا آورد، فرمود: «لَصَبْرُ اَحَدِكُمْ ساعَةً عَلى ما يَكْرَهُ فِى بَعْضِ مَواطِنِ الاِْسْلامِ خَيْرٌ مِنْ عِبادَتِهِ خالِياً اَرْبَعِينَ سَنَةً; صبر كردن يكى از شما به اندازه يك ساعت در برابر ناملايمات در ميان مسلمانان بهتر از عبادت چهل سال در انزوا است.» (ميزان الحكمة، جلد 3، صفحه 1966، حديث 12914)

    در نمونه ای دیگر در روايات متعددى داريم كه در اسلام از رهبانيت كه نوعى انزوا و گوشه گيرى است به شدّت نهى شده از جمله در حديثى از پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) مىخوانيم كه فرمود: «لَيْسَ فِى اُمَّتِى رَهْبانيَّةٌ وَ لا سِياحَةٌ; در امت من رهبانيت و سياحت نيست.» (منظور از رهبانيت، گوشه گيرى و ترك دنيا براى عبادت است. و منظور از سياحت انزواطلبى سيّار است، زيرا در زمان قديم بعضى به كلى ترك خانه و لانه مىكردند و دائماً به صورت سيّاح در گردش بودند، و آن را نوعى عبادت و ترك دنيا مىپنداشتند، بنابراين در اسلام نه گوشه گيرى ثابت و نه انزواطلبى سيّار وجود ندارد).( بحار الانوار، جلد 67، صفحه 115)

    در حديث پرمعنايى از پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) چنين می خوانيم كه در عصر آن حضرت، فرزند «عثمان بن مظعون» يكى از اصحاب پيامبر (صلّى الله عليه وآله) از دنيا رفت، او شديداً اندوهگين شد، تا آنجا كه گوشه اى از خانه اش را به عنوان مسجد برگزيد و مشغول عبادت شد (و همه كار را ترك كرد و منزوى گرديد) اين خبر به رسول خدا (صلّى الله عليه وآله(رسيد. او را صدا زد و به او فرمود: «يا عُثْمانُ اِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يَكْتُبْ عَلَيْنا الرَّهْبانيَّةَ، اِنَّما رَهْبانِيَّةُ اُمَّتِّى الْجِهادُ فى سَبيلِ اللّهِ; اى عثمان! خداوند متعال وظيفه ما را رهبانيت قرار نداده، رهبانيت امّت من جهاد در راه خدا است» (اشاره به اين كه اگر مىخواهى ترك دنيا كنى، از يك طريق مثبت مانند جهاد در راه خدا و شهادت فى سبيل اللّه ترك دنيا كن، نه به صورت منفى و منزوى شدن).
    سپس درباره مرگ فرزندش به او دلدارى داد و فرمود: «آيا شادمان نمى شوى كه روز قيامت به هر درى از درهاى بهشت برسى فرزندت را در آنجا ببينى كه دامان تو را مىگيرد و نزد خدا تو را شفاعت مىكند» (بحار الانوار، جلد 67، صفحه 114)

    شبيه اين معنى را در نهج البلاغه درباره يكى از ياران على (عليه السلام) مى خوانيم كه وقتى وارد «بصره» شد، به ديدن «علاء بن زياد حارثى» رفت، هنگامى كه خانه بسيار وسيع او را ديد تعجب كرد و فرمود: «خانه اى به اين وسعت در اين دنيا براى چه مىخواهى؟ نياز تو در آخرت به آن بيشتر است، سپس افزود، آرى مىتوانى به وسيله اين خانه به آخرت برسى به اين صورت كه مؤمنان را در آن مهمان كنى، صله رحم نمايى و حقوق لازم آن را بپردازى، اگر اين كار كنى، به وسيله آن به آخرت مىرسى».
    در اينجا «علاء بن زياد» از برادرش «عاصم بن زياد» كه در نقطه مقابل او قرار داشت، سخن گفت و عرض كرد: يا امير المؤمنين! من از كار برادرم به شما شكايت مىكنم.
    امام فرمود: «مگر چه شده؟»
    عرض كرد: عبايى پوشيده و از دنيا كناره گيرى كرده است.
    امام فرمود: «او را نزد من حاضر كنيد»
    هنگامى كه خدمت حضرت آمد، به او چنين فرمود: «يا عُدَىَّ نَفْسِهِ، لَقَدْ اِسْتَهامَ بِكَ الْخَبِيْثُ، اَما رَحِمْتَ اَهْلَكَ وَ وَلَدَكَ، اَ تَرى اَنَّ اللّهَ اَحَلَّ لَكَ الطَّيِّباتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ اَنْ تَاْخُذَها؟; اى دشمن جان خود! شيطان در تو راه يافته، و هدف تيرهاى او قرار گرفته اى (اگر به خود رحم نمى كنى) آيا به خانواده و فرزندت رحم نمى كنى؟ تو خيال مىكنى خداوند نعمت هاى پاكيزه را بر تو حلال كرده، اما دوست ندارد كه تو را از آنها استفاده كنى؟ (آيا چنين تناقضى امكان پذير است؟)»
    سپس هنگامى كه «عاصم» به اميرالمؤمنين عرض كرد: «پس شما چرا يك چنين لباس خشن و غذاى ناگوار دارى؟» (بگذاريد من هم به شما اقتدا كنم؟)

    امام فرمود: «وظيفه من با تو فرق دارد، خداوند به پيشوايان حق و عدالت واجب كرده كه بر خود سخت بگيرند و مانند ضعيف ترين مردم زندگى كنند، تا فقر فقيران آنها را در فشار قرار ندهد (تا سر از فرمان خدا برتابند».(نهج البلاغة، خطبه 209)

    ادامه دارد ....

    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۵/۰۱/۲۷ در ساعت ۰۰:۵۷


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    136
    مورد تشکر
    61 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی؛

    در ادامه سلسله پاسخ های شما به سوال :

    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    علت و فلسفه این نهی ها چیست؟

    در ادامه به پاسخ سوال شما نزدیک خواهیم شد انشا الله :

    از دیگر روایاتی که به نهی از تنهایی و انزوا اشاره دارد می توان به روایات زیر اشاره کرد:

    پيغمبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) به عبداللّه بن مسعود فرمود كه مسأله «رهبانيت» و انزواى اجتماعى، در ميان بنى اسرائيل (يهوديانى كه به حضرت مسيح (عليه السلام) گرايش پيدا كردند) در يك شرايط استثنايى بر آنها تحميل شد و هرگز جزء آيين آنها نبود.
    «ابن مسعود» می گويد: «من با رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) بر يك مركب سوار بوديم فرمود: «مى دانى از كجا بنى اسرائيل رهبانيت را به وجود آوردند؟» ابن مسعود مى گويد: «من گفتم خدا و پيامبرش آگاه ترند» فرمود: «ظَهَرَتْ عَلَيْهِمُ الْجَبابِرَةٌ بَعْدَ عِيْسى يَعْمَلُونَ بمَعاصِى اللّهِ فَغَضِبَ اَهْلُ الايمانِ فَقاتَلُوهُمْ فَهَزَمَ اَهْلَ الاِيْمانِ ثَلاثَ مَرّات فَلَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ اِلاّ الْقَليِلُ، فَقالُوا اِنْ ظَهَرْنا لِهؤُلاءِ اَفْنَوْنا وَ لَمْ يَبْقَ لِلدِّينِ اَحَدٌ يَدْعُوا اِلَيْهِ، فَتَعالَوْا نَتَفَرَّقْ فِى الاَرْضِ اِلى اَنْ يَبْعَثَ اللّهُ النَّبِىَّ الَّذى وَعَدَنا بِهِ عِيْسى (عليه السلام) يَعْنُونَ مُحَمَّداً (صلّى الله عليه وآله) فَتَفَرَّقُوا فى غِيْرانِ الْجِبالِ وَ اَحْدَثُوا رَهْبانِيَّةً»; «گروهى از جباران، بعد از حضرت عيسى (عليه السلام) ظهور كردند كه پيوسته مشغول گناه بودند، مؤمنان به مسيح (عليه السلام) به آنها خشم گرفتند، و به جنگ با آنها برخاستند و سه بار گرفتار شكست شدند، و از آن مؤمنان جزء گروه كمى باقى نماند (و بقيه شهيد شدند) آنها با خود گفتند اگر ما در مقابل آنها آشكار شويم همه ما را نابود خواهند كرد، وكسى براى دعوت به دين باقى نمى ماند، بياييد پراكنده شويم تا زمانى كه پيامبرى كه عيسى (عليه السلام) به ما وعده داده است ظاهر شود - مقصودشان محمّد (صلّى الله عليه وآله) بود ـ آنها به غارهاى كوه ها پناه بردند، و آيين رهبانيّت را به وجود آوردند»( مجمع البيان، جلد 9، صفحه 243، ذيل آيه 27 حديد )

    بنابراين رهبانيت جزء آيين مسيح (عليه السلام) نبود، روشى بود كه در شرايط خاصّى، جمعى از پيروان مسيح (عليه السلام) براى حفظ خود به وجود آوردند.

    اما پس از بیان آنچه در روایات در نهی از تنهایی و انزوا بیان شد به بیان پاره ای از روایاتی می پردازیم که بر خلاف روایات بیان شده تا بحال، به فضیلت عزلت، تنهایی و گوشه گیری کرده است. در خلال این اختلاف ها به پاسخ سوال شما که فلسفه نهی از تنهایی است نزدیک شویم که از آن جمله است:

    1ـ در حديثى از پيغمبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) مىخوانيم: «اَلْعُزْلَةُ عِبادَةٌ; گوشه گيرى عبادت است». (ميزان الحكمة، جلد 3، حديث 12884).

    2ـ در حديث ديگرى از امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) آمده است: «مَنْ اِنْفَرَدَ عَنِ النّاسِ اَنَسَ بِاللّهِ سُبْحانَهُ; كسى كه از مردم جدا شود، با خدا انس مىگيرد».( شرح غرر الحكم، جلد 5، صفحه 338)

    3ـ در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است: «فِى اعْتِزالِ اَبْناءِ الدُّنْيا جَماعُ الصَّلاحِ; در جدايى از مردم دنيا، مجموعه مصلحت ها است».( همان، جلد 4، حديث 6505، صفحه 406)

    4ـ ونيز در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است: «فِى الاْنْفِرادِ لِعِبادَةِ اللّهِ كُنُوزُ الاْرْباحِ; در جدايى از مردم براى عبادت پروردگار، گنج هاى منفعت ها نهفته است.»( همان، حديث 6504)

    5ـ در حديثى از امام كاظم (عليه السلام) مى خوانيم كه به هشام بن حكم فرمود: «اَلصَّبْرُ عَلَى الْوَحْدَةِ عَلامَةٌ عَلى قُوَّةِ الْعَقْلِ فَمَنْ عَقَلَ عَنِ اللّهِ اِعْتَزَلَ عَنِ الدُّنْيا وَ الرّاغِبِيْنَ فِيْها وَ رَغِبَ فى ما عِنْدَاللّهِ...; صبر بر تنهايى دليل قوت عقل است، كسى كه عقل الهى داشته باشد، از اهل دنيا و دنياپرستان، دورى مى گزيند و به آنچه در نزد خداست رغبت مى ورزد».( بحار الانوار، جلد 67، صفحه 111).اين احاديث گواهى می دهند كه انزوا و دورى از مردم، نشانه عقل و دانش و سبب حضور قلب در عبادت و رسيدن به انواع فوائد است.

    6ـ در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) آمده است: «اِنْ قَدَرْتَ اَنْ لا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِكَ فَافْعَلْ، فَاِنَّ عَليْكَ فى خُرُوجِكَ اَلاّ تَغْتابَ وَ لاتَكذِبَ وَ لا تَحْسُدَ وَ لا تُرائِىَ وَ لا تَتَصَنَّعَ وَ لا تُداهِنَ; اگر بتوانى كه از خانه ات بيرون نروى چنين كن، زيرا هنگامى كه بيرون نروى غيبت نخواهى كرد، و دروغ نخواهى گفت و حسد نمی ورزى و ريا نمى كنى و تصنع و مداهنه نخواهى كرد».( فروع كافى، ج 8، ص 128)

    7ـ امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمود: «سَلامَةُ الدِّينِ فِى اعْتِزالِ النّاسِ; سلامت دين در گوشه گيرى از مردم است.»( شرح غرر، جلد 4، حديث 5609، صفحه 140)

    8ـ اين بحث را با حديث ديگرى از امام امير المؤمنين على (عليه السلام) پايان مى دهيم هر چند حديث در اين زمينه بسيار است: فرمود: «مَنْ اِعْتَزَلَ النّاسَ سَلِمَ مِنْ شَرِّهِمْ; كسى كه از مردم كناره گيرى كند، از شرّ آنها در امان خواهد بود.»( همان، جلد 5، حديث 8151، صفحه 238)

    در ادامه پاسخ های دلیل و راه حل این اختلاف در روایات بیان خواهد شد.

    ادامه دارد.....

    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۵/۰۱/۲۷ در ساعت ۰۱:۲۴


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,634
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    ادامه دارد.....
    ان شاءالله
    حلال کنید...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1,916
    صلوات
    87
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    28 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست

    ان شاءالله
       
    حالا دیگه کاربر عادی شدی با خیالت راحت اسپم میزنی آره؟


       
    شوخی کردم ناراحت نشی یه موقع میدونم این پست رو زدی تا کارشناس آلا بیان بقیه بحث رو ادامه بدن


    هست تنهایی به از یاران بد
    نیک چون با بد نشیند بد شود (مولوی )

    معبود شما،معبود یگانه ای است که جز او هیچ معبودی نیست
    (بقره ۱۶۳)



    همنشین خوب،ازتنهایی بهتر است وتنهایی از همنشین بد بهتر (حضرت محمد ص )



    *از دست دادن دوستان،غربت و تنهایی است (حضرت علی ع )



    *تنهایی آسایش عبادت پیشه گان است (حضرت علی ع )



    *کسی که تنها ماند،گرفتار حزن و اندوه می شود(حضرت علی ع )



    *در زندگي همواره مراقب سه چيز باش:در تنهايي مراقب افكارت در خانواده مراقب رفتارت و در جامعه مراقب گفتارت (حضرت علي ع )



    *وقتی همدردی پیدا شود،درد سبک تر می شود (سعید نفیسی )



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    136
    مورد تشکر
    61 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام مجدد خدمت شما دوستان گرامی؛

    اما در ادامه سلسله بحث های گذشته در مورد روایات نهی از تنهایی، در این مجال به بیان علت اختلاف روایاتی می پردازیم که در آنها به مساله تنهایی و عزلت به عنوان یک فضیلت اخلاقی اشاره شده است :

    با دقت در متون آيات و روايات به خوبى ثابت مى شود كه مسأله عزلت و گوشه گيرى در يك سلسله شرايط خاص اجتماعى، و به صورت استثنايى توصيه شده است. در مورد اصحاب كهف مى دانيم كه آنها در يك جامعه كافر و بى بندوبار گرفتار شده بودند و به جرم ايمانشان به خدا، تحت تعقيب بودند، و چاره اى جز فرار از شهر و ديار و پناه بردن به كوه و غار نداشتند.

    در مورد ابراهيم(عليه السلام) نيز چنين بود، او نهايت تلاش و كوشش خود را در طريق مبارزه با بت پرستى تا پاى جان انجام داد، ولى هنگامى كه مؤثر واقع نشد و جانش در خطر بود، مأمور به مهاجرت و عزلت شد.
    بديهى است اين شرايط براى هر كس در هر زمان حاصل شود، چاره اى جز هجرت و عزلت نيست، اما اين اصل يك اصل اساسى محسوب نمى شود بلكه يك استثناء مربوط به شرايط خاص است.
    در روايات نيز قرائن براى اين جمع فراوان است.
    در آنجا كه امام صادق(عليه السلام) گوشه گيرى را براى خود انتخاب مى كند، دليل آن را فساد زمان و تغيير اخوان و عدم امكان همكارى با مردم آن عصر مى شمرد.

    در حديثى كه از امير المؤمنين على(عليه السلام) نقل كرديم سلامت دين را در عزلت مى داند كه مربوط به جايى است كه معاشرت با مردم به راستى دين انسان را به خطر بيفكند.

    گاه بعضى از افراد شرايط خاصى دارند، و بسيار آسيب پذير و ضعيف در برابر مظاهر فسادند، ممكن است به اين گونه افراد توصيه شود، كمتر در اجتماعات ظاهر شوند. آنها شبيه افراد بسيار ضعيف المزاجى هستند كه اگر در اجتماعات حاضر شوند به زودى مزاج آنها انواع بيمارى ها را به خود جذب مى كند، ممكن است طبيب به چنين شخصى دستور دهد كمتر در اجتماع ظاهر شود. امروز معمول است هنگامى كه هوا بيش از حد آلوده مى شود، به افراد ضعيف مانند كودكان و پيرمردان و بيماران قلبى و تنفّسى توصيه مى شود در خانه بمانند.

    بديهى است هيچ يك از اينها يك اصل كلى نيست، بلكه مربوط به شرايط خاص اجتماعى است، يا شرايط خاص فرد است، بنابراين نبايد آن را به همگان و در هر زمان و مكان توصيه كرد.

    اگر مى بينيم امام صادق(عليه السلام) به يكى از يارانش مى فرمايد اگر مى توانى از خانه ات بيرون نروى چنين كن، چرا كه از غيبت و دروغ و حسد و ريا و ظاهرسازى و مداهنه نجات خواهى يافت، حتماً يا شرايط جامعه در آن زمان چنين ايجاب مى كرده و يا آن فرد، فرد آسيب پذير و ضعيفى بوده است.

    از مجموع آنچه در بالا گفته شد نتيجه مى گيريم:

    اين نكته را نيز نمى توان ناديده گرفت كه انسان هاى اجتماعى نيز براى انس به پروردگار ساعت يا ساعاتى را از روز بايد به خويشتن پردازند، مخصوصاً در ساعات آخر شب، تنها باشند و با خدا اُنس گيرند و راز و نياز كنند، و از اين فراتر اين كه سالكان راه خدا و عاشقان پروردگار و عارفان پاكباخته در همان ساعاتى كه در ميان جمعند، با خدا هستند، و جز او نمى بينند، و به غير او انس نمى گيرند، و همه را براى او مى خواهند.

    گاه نيز مى شود كه جدايى و قهركردن از مردمى كه راه فساد را لجوجانه مى پيمايند، يكى از طرق مبارزه منفى با مفاسد است، چرا كه اين امر سبب مى شود كه آنها تكان بخورند و به خويش آيند. در حالات جمعى از علما ديده مى شود كه وقتى مردم در فساد اصرار مىورزيدند آنها را ترك مى گفتند و به صورت قهر از ميان آنها بيرون مى رفتند، و چيزى نمى گذشت كه مردم احساس سرشكستگى و كمبود مى نمودند، و به سراغ آن عالم رفته او را به ميان خود باز گردانده و اعمال خويش را اصلاح مى نمودند.
    همه اينها استثنائاتى است كه در برابر اصل كلى اجتماعى بودن انسان قابل قبول است.







  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,634
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    سلام علیکم
    امکان داره درباره روایاتی که به طور خاص در سه زمینه خوردن، خوابیدن و سفر کردن از تنهایی نهی کردن توضیح بدید؟
    ببینید الان ما به طور معمول در روز با آدم های زیادی معاشرت داریم، ولی احتمالا خوردن و خوابیدن و در مواری سفر کردنمون در تنهایی باشه.
    حلال کنید...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 22 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست
    روایات نهی از تنهایی
    به نظرم منظور سرکار رحیل است که برداشت های دیگر وجزئی تر هم میشه از سه روایتی که در پست اول آورده اند کرد

    مثلا خوردن وسفر کردن وخوابیدن به صورت تنهایی ممکنه است برای جان انسان خطر آفرین باشد چون سفر زندگی در شرایط غیر عادی است وحتی پولدار ترین ادم ممکن است در سفر بر اثر مشکلی فقیر شود ویا مشکلی جسمی ویا جانی دچار شود که اگر تنها نبود جانش به خطر نمی افتاد ویا در این حد به مشکل برنمیخوردو....
    برای تنهایی خوابیدن وخوردن هم میتوان مسائلی مشابه مثال زد
    به نظرم اگر کارشناس از این جنبه توجه کنند مطالب مفیدی مطرح میشود


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمایی خاص از حرم امام رضا (عکس)
    توسط آساره در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۰۲/۲۳, ۰۹:۴۱
  2. دعایی که امام حسین(ع) بر جنازه غلام ابوذر خواند
    توسط دايي حسن در انجمن دعاهای قرآنی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۲۵, ۱۷:۰۸
  3. جلوه هایی از رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۸, ۱۲:۳۶

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود