صفحه 12 از 12 نخست ... 2101112
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** خاطرات درس آموز *****

  1. #111
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,476 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در مذمت دروغ و خلاف به قلم علامه حسن زاده املی روحی فداه

    چطور در شرع مقدس و نيز بزرگان ما فرمودند كه خلاف نفرماييد، ولو به مزاح و مطايبه باشد، و نفس را عادت ندهيد كه خلاف فكر كند و خلاف بينديشد و دروغ بگويد، ولو به مطايبه باشد،
    زيرا به همين اندازه كه به خلاف گرايش پيدا كرد، در كارش و خوابش اثر میگذارد، و خواب‏هايش پريشان میشود، و هرچه افكار آلوده شود، و انسان نيات كج و معوج داشته باشد، در وى اثر می‏گذارد،
    يكى از آن ۱۵۰ جمله ‏اى كه موعظه #ارسطو به شاگردش اسكندر افريدوسى می‏باشد همين است كه، خلاف مكن دروغ نگو، ولو به مجاز و مطايبه
    اينها حتى در خواب‏هاى تو اثر می‏گذارد، خواب‏هاى آشفته می‏بينى.
    در درس‏هاى پيش عرض كردم: #شيخ الرئيس در آن عهدنامه خود میفرمايد:
    يكى از عهدهايى كه من با خدا بستم، اين است كه قصه‏ها و رمان‏ها و افسانه ‏هاى آلوده و هرزه را نخوانم. اينها انسان را مشوش میكند، و انسان را از حريم استقامت و علم و معارف باز می‏دارد.
    بوعلى میگويد: من با خدا عهد كردم اين حرف‏هاى آلوده و اين افسانه ‏ها و دروغ‏ها را نخوانم؛ اينهايى كه شوراننده انسان به راه‏هاى غلط و نارواست.
    اينها انسان را از مسير انسانى به در می‏برد. از جمله رياضت‏هاى دينى اعتياد به طهارت و راستى و امانت و وقار و سكينه است، چون يك صراط مستقيم بيشتر نيست:
    إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم. هر چه اين دستورالعمل در متن ذات شما و در متن اجتماع و امور شما پياده شود، شما انسان‏تريد.
    هر كس قرآن را در خود بيشتر دارد، به همان اندازه قرآن و قرآنى شده است‏
    شرح اسفار
    علامه حسن زاده آملی



  2. #112

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    19,648 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سه حالت و خصلت در هر یک از مومنین باشد در پناه

    خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش

    الهی می باشد .و از سختی های صحرای محشر در امان است.

    اول آن که در کار گشایی و کمک به نیازمندان و

    درخواست کنندگان دریغ ننماید.

    دوم آن که قبل از هر نوع حرکتی بیندیشد که کاری را

    که می خواهد انجام دهد یا هر سخنی را که می خواهد

    بگوید آیا رضایت و خوشنودی خداوند در آن است.

    یا مورد غضب و سخط او می باشد.

    سوم .قبل از عیب جویی و بازگویی عیب دیگران .

    سعی کند عیب های خود را برطرف نماید.

    امام سجاد علیه السلام.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  3. #113
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,476 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سفارشات پزشکی امام صادق (ع) :

    امام بحق ناطق
    جعفربن محمد الصادق (ع) :
    نان را گرامی بدارید كه برای ایجاد آن، همه ی موجودات بین عرش و زمین به كار افتاده اند.
    هر كس غذا را با نمك شروع كند هفتاد درد و آنچه او نمی داند و خدا می داند از او دفع می گردد.
    هر چیزی زینتی دارد و زینت سفره سبزی است.
    هر كس به بخورد تا چهل روز حكمت بر زبانش جاری شود.
    بر شما باد به كاهو خوردن، كه خونت را تصفیه میكند.
    اگر آدم گرسنه انار بخورد، سیر میشود و اگر آدم سیر انار بخورد غذایش هضم میگردد.
    ترك نكنید شام خوردن را اگر چه سه لقمه با نمك باشد .هر كس یك شب شام نخورد رگی از رگ های جسمش میمیرد و ابدا زنده نمیگردد.



  4. #114

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    19,648 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدای من. می بینی که به پیشگاهت نیامدم مگر از جهتی

    که نسبت به رحمتت آرزوها داشتم .یا چنگ نزدم به

    اطراف رشته استوارت مگر آنگاه که گناهانم مرا از خانه

    وصال تو دور ساخت.

    پس چه بد مرکبی است مرکب خواسته های باطل که

    نفسم بر آن سوار شده.

    وای بر این نفس که گمان های بی مورد و آرزوهای

    نابجایش با همه زشتی در برابرش زیبا جلوه کرده.

    و مرگ بر او که سرور و مولایش جرات نموده.

    خدایا با دست امید در رحمتت را کوبیدم و از کثرت

    هوسرانی ام به پناهندگی به سویت گریختم. و به

    کناره های رشته استوارت انگشت تان محبتم را

    آویختم. بار خدایا از آنچه در گذشته مرتکب شدم.

    از لغزش و خطایم چشم پوشی کن .و از در افتادن

    به جامه تنگ گناه رهایم ساز که به یقین تویی سرور

    و مولا و پشتیبان و امید من.

    دعای صباح.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  5. #115
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,476 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت_علامه_حسن_زاده_آملی :
    همانا کلام مولی الموحدین بهترین شیوه ی بلاغت و بهترین نوع فصاحت است.
    زبان تمام خطبا عاجز از آن هستند که سخنی همچون اوامر و خطبه های حضرت بیاورند؛
    و هیچیک از قلمهای امرای سخن، نتوانسته است هماوردی برای نامه ها و رساله های حضرت بوده باشد؛
    عقول عقلا در وادی موعظه ها و حکمتهای آن حضرت حیران و سرگشته اند.
    چرا چنین نباشد که گوینده ی این سخنان از انوار الهیه اقتباس نور می کند و روشنایی از مشکات محمدیه می گیرد و کلام او از صقع ربوبی استفاضه می گردد و از حضرت نبویه مستفاد است.
    قائل این سخنان کسی است که تلاوت کننده ی قرآن است و خود فرقان ثانی است. و این ولیّ خدا چه صادقانه فرمود: همانا ما امرای کلام هستیم و درخت کلام در ما ریشه دوانده و شاخه های آن بر ما سایه افکنده است.

    «تکملة منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة»، ج‏15



  6. #116

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    19,648 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیر

    اندازی به دو جنگجوی جوان بود.

    در آنسوی مرغزار نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده

    بود به چشم می خورد.

    جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می کشد.

    آن را در کمانش می گذارد و نشانه می رود.

    کماندار پیر از او می خواهد آنچه را می بیند شرح دهد.

    می گوید .آسمان را می بینم .ابرها را. درختان را .

    شاخه های درختان و هدف را.

    کمانگیر پیر می گوید .کمانت را بگذار زمین تو آماده

    نیستی.

    جنگجوی دومی پا پیش می گذارد .کمانگیر پیر می گوید.

    انچه را می بینی شرح بده.

    جنگجو می گوید . فقط هدف را می بینم .پیرمرد فرمان

    می دهد . پس تیرت را بینداز. تیر بر نشان می نشیند .

    پیر مرد می گوید عالی بود . موقعی که تنها هدف را

    می بینید نشانه گیری تان درست خواهد بود.

    و تیرتان بر طبق میل تان به پرواز در خواهد آمد.

    بر اهداف خود متمرکز شوید. تمرکز افکار بر روی هدف

    به سادگی حاصل نمی شود .اما مهارتی است که کسب

    آن امکان پذیر است. و ارزش آن در زندگی همچون

    تیراندازی بسیار زیاد است.

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  7. تشکر


  8. #117
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,476 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله»

    رسول اکرم (ص) فرمود:
    «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»

    رسول اکرم (ص) فرمود:
    «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نشاء نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.» گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
    پاسخ داد: لا حول و لا قوه الا بالله

    امام صادق (ع) فرمود :
    هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید،
    زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»




  9. #118

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    19,648 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز هر گاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید

    به کسانی فکر کنید که قادر به حرف زدن نیستند.

    قبل از این که بخواهید از مزه غذایتان شکایت کنید.

    به کسی فکر کنید که اصلا چیزی برای خوردن ندارد.

    قبل از اینکه از همسرتان شکایت کنید . به کسی فکر

    کنید که برای داشتن یک همدم به درگاه خدا دعا می کند.

    امروز پیش از آنکه از زندگی تان شکایت کنید.

    به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام به بهشت رفته

    است.قبل از آن که از فرزندتان شکایت کنید.به کسی

    فکر کنید که ارزوی بچه دار شدن دارد.

    قبل از آنکه شکایت کنید که چرا کسی خانه تان را

    تمیز نکرده .به آدم هایی فکر کنید که مجبورند شب را

    در خیابان بخوابند. پیش از نالیدن از مسافتی که

    مجبورید رانندگی کنید به کسی فکر کنید که مجبور است

    همان مسیر راپیاده طی کند.

    و پیش از آنکه از شغلتان خسته شوید و از آن شکایت

    کنید.به افراد بیکار و ناتوان و کسانی فکر کنید که در

    آرزوی داشتن شغل شما هستند.

    آری... زندگی یک نعمت است .از آن لذت ببرید .

    آن را جشن بگیرید و ادامه اش دهید.

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  10. #119
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,490
    مورد تشکر
    13,476 پست
    حضور
    48 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    شراب و انگور

    روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟
    بهلول گفت: نه!
    پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟
    بهلول گفت: نه!
    پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم ,و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟
    بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟
    گفت: نه!
    بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟
    گفت: نه!
    سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت ,و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!
    مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست!
    بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی،
    اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!





  11. #120

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,552
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    19,648 پست
    حضور
    131 روز 7 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ساکنان صحرای کلاهاری .گرسنگی را دو جور می دانند.

    یک گرسنگی بزرگ و یک گرسنگی کوچک.

    گرسنگی کوچک را می توان با پر کردن شکم و خوردن

    چند و چندین لقمه .برطرف کرد.

    اما گرسنگی بزرگ که می توان آن را بزرگترین گرسنگی

    بشر نامید.

    گرسنگی انسان است برای یافتن معناست.

    آنچه بیش از هر چیز دیگری انسان را آزار می دهد و

    او را از پای درمی آورد.

    این است که یک زندگی بدون معنا را به او تحمیل کنید.

    ایرادی ندارد که آدمی در جستجوی سعادت باشد.

    اما آنچه بیش از هرسعادتی به روح آدمی آرامش

    می بخشد.

    واژه ای است که مفهومی بسیار بالاتر عمیق تر از

    خوشبختی یا بدبختی دارد.

    و آن مفهوم زندگی است . این معنای زندگی است که

    نوع بشر را دگرگون می کنند.

    آن گاه که معنای زندگی را در می یابید و هر کاری که

    می کنید. برای تان معنایی دارد .دیگر نه خوشبختی

    مهم است .نه فکر.

    در چنین حالتی .همواره احساس رضایت می کنید و

    درون تان را تنها نمی یابید.

    گویی متعلق به جایی هستید.

    یا حق .
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

صفحه 12 از 12 نخست ... 2101112

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود