صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معرفی شهدای مدافع حرم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    2,947
    صلوات
    12328
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    347 پست
    حضور
    81 روز 8 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1

    معرفی شهدای مدافع حرم




    معرفی شهدای مدافع حرم

    سلام و درود

    در این تاپیک قصد داریم زندگی نامه ای هر چند مختصر از زندگی آسمانیانی که چندی بر روی زمین زیسته اند قرار دهیم . باشد که نورشان روشنگر راهمان باشد


    شهدای مدافع حرم بی بی حضرت زینب سلام الله علیها


    ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم

    پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم


    خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی
    کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم



       

    منبع modafeon.blog.ir





    شهید محمود رضا بیضایی


    معرفی شهدای مدافع حرم



    شهید محمودرضا بیضائی، متولد ۱۸ آذر ۱۳۶۰ در شهر تبریز است. او از مربیان بچه‌های بسیج در پایگاه‌های درون شهری هم بوده است و بسیاری از بچه‌های پایگاه که دوره‌های آموزشی بسیج دانش‌آموزی و دانشجویی را پیش او گذرانده‌اند خاطرات جالبی از او دارند.

    شهید محمودرضا بیضائی با توجه به تحولات میدانی کشور سوریه و هتک‌ حرمت‌ها به حرم حضرت زینب کبری(س) به دست گروه‌های تکفیری، برای دفاع از این حرم‌های شریف و همراهی با یک تیم رسانه‌ای مستندساز به سوریه رفته بود.


    او در روز یکشنبه ۲۹ دی‌ماه ۹۲ مصادف با ولادت حضرت رسول(ص) براثر انفجار یک تله انفجاری به شهادت رسید.
    شهید بیضایی با ۳۲ سال سن ساکن اسلامشهر تهران بود و هم اکنون از او یک دختر سه ساله به نام کوثر به یادگار مانده است.


    احمدرضا بیضائی سه سال از برادر شهیدش بزرگتر است. او در مقطع دکترای حرفه‌ای رشته دامپزشکی تحصیل کرده‌ و در حال حاضر عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی است. بیضائی خاطرات فراوانی با برادر شهیدش دارد.
    نقل برخی خاطرات درباره شهید توسط برادرش در ادامه می‌آید:تفاوت مدافعان حرم لبنانی، عراقی و ایرانی
    محمودرضا از شیعیان کشورهای لبنان، عراق، سوریه، یمن و… رفیق داشت و گاهی در موردشان چیزهایی می‌گفت. یکبار پرسیدم: در میان مدافعان حرم، شیعه‌های لبنان بهترند یا عراق؟ گفت: شیعه‌های لبنان مطیع و ولایت پذیرند ولی شیعه‌های عراق دچار دسته‌بندی و تشتت هستند اما در جنگیدن و شجاعت بی‌نظیرند؛ دلشان هم خیلی با اهل بیت(ع) است طوریکه تا پیششان نام «حسین» و «زینب» و… را می‌بری طاقتشان را از دست می‌دهند. گفتم شیعه‌های ایران کجا هستند؟
    گفت: شیعه‌های ایران هیچ جای دنیا پیدا نمی‌شوند! خیلی عشق خدمت داشت به بچه شیعه‌ها. آموزش به شیعه‌های یمنی را وظیفه خود می‌دانست و می‌گفت این‌ها مستضعفند.

    به هیچکس اجازه نده پشت سر آقا حرف بزند
    قبل رفتنش بار آخری که در اسلامشهر دیدمش سفارش آقا را کرد.
    گفت: “به هیچکس اجازه نده پشت سر آقا حرف بزند.” خودش اینطور بود. مانع می‌شد. دیده بودم که چطور اخم‌هایش می‌رود توی هم. تنها وصیتش با من، “آقا” بود.
    کمک فوری به زلزله زده‌ها در هشت سالگی
    وقتی خرداد سال شصت و نه زلزله رودبار و منجیل اتفاق افتاد، محمودرضا، هشت نه سال بیشتر نداشت.
    با دوستش دو تایی تصمیم گرفته بودند به زلزله زده‌ها کمک کنند و قرار گذاشته بودند هر کدامشان بروند و چیزی از خانه بردارند و به محل جمع آوری کمک‌های مردمی ببرند و تحویل آنجا بدهند.

    محمودرضا آن روز آمد خانه و قضیه را به مادرم گفت و گفت که چون خانه‌های زلزله زده‌ها خراب شده و شب مجبورند بیرون بخوابند، احتیاج به پتو و این چیزها دارند و برای همین می‌خواهد لحاف و تشک یا پتو ببرد برایشان.
    دو تا پتوی آبی رنگ تقریبا قدیمی که تا آن روز استفاده نشده و نو باقی مانده بودند در خانه داشتیم که محمودرضا گفت یکی از آن‌ها را می‌برد.
    اما مادرم مخالفت کرد و پیشنهاد داد کمک مالی بکنیم و قرار شد محمودرضا تا عصر و آمدن پدر به خانه صبر کند.
    اما آن روز بعد از آمدن پدر، محمودرضا تا شب چیزی از پدر درخواست نکرد. چند وقت گذشت و یک روز متوجه شدیم یکی از آن دو تا پتویی که حرفش بود در خانه نیست!
    وقتی محمودرضا فهمید مادر قضیه را فهمیده؛ خودش آمد و به مادرم گفت که چون زلزله زده‌ها به کمک فوری احتیاج داشتند، آن روز نتوانسته تا عصر و آمدن پدر صبر کند برای همین پتو را بی خبر برداشته و برده به محل جمع آوری کمک‌ها تحویل داده!
    انتظار داشت مادر دعوایش کند اما مادر گفت چون برای کمک به زلزله زده‌ها بوده ایرادی ندارد و بخیر گذشت!




    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۵/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۹:۰۵

    معرفی شهدای مدافع حرم

    " فقط حیدر امیر المومنین است "


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم

    خاطراتی ناب از مدافع حرم ،شهید مهدی عزیزی


    مکبرمسجد

    مادر بزرگ که آماده می شد، صدایش صدا می زد:مهدی! بریم؟

    مهدی خوشحال و خندان دست مهربان مادر بزرگ را می گرفت و با هم راهی مسجد می شدند. بعد از مدتی مهدی شروع کرد به تمرین تکبیر گفتن و کم کم شد مکبر مسجد.

    مادر بزرگ با خوشحالی به پدرو مادر مهدی گفت : آخر و عاقبت این بچه سعادت و خوشبختی است. سال های پیش مادر بزرگ به رحمت خدا رفت و نبود تا ببیند مهدی با شهادت به سعادت رسید.

    بسته های کالا

    بعد از شهادتش، از سرکارش چند بسته کالا آوردند و گفتند: اینها برای مهدی است. او همیشه بسته ی کالایش را می برد برای خانواده های نیازمند.
    وقتی موتورش را جلوی بیمارستان طرفه به سرقت بردند،ناراحتی اش برای این بود که وسیله ی کمک رسانی و هیئت رفتنش را برده اند.

    عکس شهدا

    عباس آقا خادم مسجدامام رضاعلیه السلام تعریف می کرد:
    یک روز نشسته بودم توی حیاط مسجد. مهدی آمد کنار من نشست . یک دفعه چشمش افتاد به عکس شهدا که بالای دیوارهای مسجد نصب شده بود.
    روبه من کرد و با حسرت گفت: یعنی می شه یک روز هم عکس ما را هم بزنند آن بالا پیش شهدا؟
    گفتم: آنها برای زمان خوشان بودند. تو باید بروی زمان خودت را پیدا کنی.حال عباس آقا داشت دنبال عکس مهدی می گشت تا بزند آن بالا پیش شهدا.

    آخرین پیامک مهدی

    مهدی قبل از رفتن به سوریه، آخرین پیامکش را برای یکی از دایی هایش فرستاد:
    دایی ! من رفتم. دستمال اشکهام روبا کمی تربت کربلا گذاشته ام لای قرآن روی طاقچه. اگه یه وقت طوری شد، آنها بگذارید کنارم.

    وصیت تلفنی

    پنجشنبه دهم مرداد ماه بود که زنگ زد به برادرش و گفت سال خمسی ام رسیده. یه ماشین دربست بگیر و برو قم خمس من رو بده و برگرد.
    ۳۰۰ تومن هم به نونوایی لواشی بدهکارم اونم پرداخت کنید.

    خدا این شهید عزیز رو مورد رحمت خود قرار بده و جایگاه بلند ایشون رو مرتفع تر کنه..




    معرفی شهدای مدافع حرم

    ویرایش توسط سمن بویان : ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ در ساعت ۱۷:۴۵
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم


    بوی کبـــوتر

    با خنده ای که عکس تو در بر گرفته است
    دیوار خانه چهره ی دیگر گرفته است


    بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک
    از چشم های خسته ی مادر گرفته است


    بی شک شبیه کوچه ی ما، کوچه های عرش
    از نام پر شکوه تو زیور گرفته است


    حالا منم، کنار تو، اینجا که پر زدی
    اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است


    ای انعکاس دست علی! برق ذوالفقار!
    افلاک، پشت نام تو سنگر گرفته است


    اینجا، نماز چلچله ها رو به دست توست
    دستی که رنگ غیرت حیدر گرفته است


    چشمان من همیشه همین جا کنار توست
    اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است........



    معرفی شهدای مدافع حرم


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    یکی از دنیا دل کند و رفت زیارت حرم، رو سنگ مزارش نوشتن شهید مدافع حرم...


    یکی مثل من، اسیر دنیاست...باید باشه سهمش فقط، *دیدن عکسای حرم...*معرفی شهدای مدافع حرم

    معرفی شهدای مدافع حرم


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم


    محمد بچه چند ماهه شو رها کرد و رفت ....

    بچه ای که بعد از چند سال انتظار خدا بهش داده بود

    یکی بهش گفته بود : آخه درسته تو این وضعیت نامستو رها کنی و بری ؟؟

    گفته بود : اتفاقا دارم میرم از ناموسم دفاع کنم.

    دارم میرم از ناموس اهل بیت دفاع کنم

    و خدا منو فدایی این خانوم (حضرت زینب سلام الله علیها) کنه


    معرفی شهدای مدافع حرم


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    مستندساز شهید
    معرفی شهدای مدافع حرم



    شهید هادی باغبانی مستندساز و خبرنگاری است که
    از ابتدای نبرد سوریه به همراه یک گروه از مستندسازان ایرانی
    برای ثبت جنایات سلفی‌ها و تکفیری‌ها
    در این کشور حضور یافته بودند.

    وی در تاریخ 28 مرداد سال 92 در آخرین جنایت گروه‌های تروریستی
    در درگیری مناطق حاشیه‌ای دمشق توسط تروریست‌های تکفیری
    جبهه النصره به شهادت رسید.

    در پایان مراسمی که برای سالگرد وی برپاشده بود،
    به مناسبت میلاد کریمه اهل‌بیت (علیهم‌السلام)
    حضرت فاطمه معصومه (علیها سلام) و روز دختر،
    از دختر شهید مدافع حرم «هادی باغبانی»
    تقدیر و هدیه‌ای به وی تقدیم شد.

    معرفی شهدای مدافع حرم


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم


    سه محور سخن

    حاج اسماعیل باغبانی برادر بزرگ‌تر شهید مدافع حرم هادی باغبانی
    به‌طور مختصر مراسم دومین سالگرد شهید را در گفتگو با
    خبرنگار حوزه پایداری تبیان این‌گونه روایت می‌کند:

    در این مراسم از نام جدید کوچه محل زندگی شهید باغبانی که به نام این شهید
    تغییر یافت رونمایی شد و برخی نمایندگان مجلس ازجمله حجت‌الاسلام نبویان
    و رسایی نیز در این مراسم حضور داشتند.

    وی از سخنرانی حاج‌آقا صدیقی در این مراسم می‌گوید:
    وی سه محور صحبت کرد که ابتدا شرحی از مردم قم و عالم پروری
    و ارادت این شهید به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) داد و گفت:

    «حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) وقتی در ساوه بیمار شدند
    از اطرافیان خواستند که به مردم قم اطلاع دهند و پس از ورود به قم
    مورد استقبال قرار گرفتند و در مکانی که الآن
    «بیت النور» نامیده می‌شود ساکن شدند.»



    معرفی شهدای مدافع حرم

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم


    در محور دوم از امام زمان (عجل الله تعالی) صحبت کرد و گفت که
    الآن عصر ظهور آغازشده و در دوران نزدیک به آمدن حضرت هستیم
    و برای شاهد این مطلب دو خاطره بیان کرد؛

    یکی از مرحوم آیت‌الله بهجت که فرمودند ظهور نزدیک است و
    حدیث امام صادق علیه‌السلام را که هرگاه مرگ پادشاه عربستان عبدالله فرارسید
    منتظر ظهور باشید و خاطره‌ای از علامه حسن‌زاده آملی
    که هم به خود آیت‌الله صدیقی گفته است:

    «عصر ظهور با آغاز انقلاب اسلامی ایران شروع‌شده است و بیداری ملت‌ها
    و آشنایی بافرهنگ مهدویت در حال گسترش است.»

    باغبانی محور سوم بیانات وی را در خصوص جامعه اسلامی و لزوم حفظ
    و حراست از آن بیان می‌کند و می‌گوید:

    در هشت سال دفاع‌مقدس رزمندگان ما با ایثار و فداکاری و نثار خون خود انقلاب را
    بیمه کردند و مرزهای عقیدتی ما را تا لبنان و یمن و عراق و سوریه گسترش دادند.

    حفظ و حراست وظیفه همه ماست؛ این شهدای بزرگوار مظلومانه دور از
    وطن در مقابل دشمنی خون‌خوار و بی‌رحم که از سوی استکبار جهانی
    ایجاد و تا بن دندان مسلح شده است در حال دفاع از حرم‌های مقدس
    اهل‌بیت علیهم‌السلام در عراق و سوریه هستند.



    معرفی شهدای مدافع حرم

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم


    گفتگو با خانواده شهید

    هادی باغبانی متولد 1362 و فرزند آخر از سه فرزند خانواده بود.
    از ابتدای نبرد سوریه به‌همراه مستندسازان ایرانی برای
    ثبت جنایات سلفی‌ها و تکفیری‌ها به این کشور سفر کرده بود.

    در آخرین جنایت گروه‌های تروریستی مخالفان حکومت بشار اسد
    دوشنبه 28 مرداد 1392 به شهادت رسید.

    باغبانی، خبرنگار و مستندساز ایرانی در درگیری‌های مناطق حاشیه‌ای دمشق
    توسط تروریست‌های تکفیری جبهه النصره به شهادت رسید.

    رضوانه سه ساله، حاصل چهار سال زندگی مشترک شهید باغبانی است.
    هادی باغبانی رفت و کوله باری از خاطرات و دغدغه مندی
    برای تک تک اعضای خانواده‌اش به جای گذاشته است.



    معرفی شهدای مدافع حرم


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    معرفی شهدای مدافع حرم


    مادر شهید (فاطمه سلطان آقا برار پور) می‌گوید:

    از دوران کودکی در کار هیئت و مداحی بود.
    از هفت سالگی عضو بسیج شد. نسبت به فرزندان دیگرم،
    روحیه جنب و جوش بیشتری داشت.
    مدیریت بسیاری از کارهای هیئت را به او داده بودند
    چون می‌دانستند توانمندی گرداندن هیئت را دارد.

    قدیم بچه‌ها یا باید توی خانه بازی می‌کردند یا کوچه.
    اما من دوست داشتم بچه‌هایم بیشتر در خانه بازی کنند.
    خانه را برایشان آزاد گذاشته بودم که راحت بازی کنند که جلوی چشمم باشند.
    هادی و خواهر و برادرش می‌رفتند بالای رختخواب‌ها و آن‌ها را
    پایین ریخته و بازی می‌کردند. من هم چیزی نمی‌گفتم و اعتراضی نمی‌کردم.
    می‌گفتم بعد از بازی دوباره مرتبشان می‌کنم ولی حداقل جلوی چشمم بازی می‌کنند.

    یک روز هادی رفت بیرون و دوستانش را صدا زد به آن‌ها گفت بیایید خانه ما بازی کنیم.
    مامان من مهربان است و چیزی نمی‌گوید. دعوا نمی‌کند.
    بیاید بالای رختخواب بازی کنیم. دوستانش هم که آزادی بچه‌های من را در بازی کردن
    توی خانه‌هایشان نداشتند، ذوق زده همه آمدند داخل خانه و با رختخواب‌ها بازی کردند.

    جلوی دوستانش به هادی چیزی نگفتم اما بعد که آن‌ها رفتند بهش تذکر دادم
    که فقط خودت اینجا می‌توانی با رختخواب‌ها بازی کنی
    دیگر دوستانت را نیاور.


    معرفی شهدای مدافع حرم



    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود