جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوامل هلاکت انسان.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عوامل هلاکت انسان.




    از امام پنجم علیه السلام روایت است که سه چیز باعث هلاکت انسان می گردد.

    " ثلاث موبقات : شح مطاع و هوی" متبع و اعجاب المرء بنفسه. "

    " سه چیز باعث هلاکت است : اول بخلی که از ان اطاعت شود. دوم هوای نفسی که از ان پیروی شود.

    سوم اینکه انسان به خودش ببالد. "

    اولین عمل هلاکت : بخلی که از ان اطاعت شود

    اول شح مطاع. یعنی بخلی که اطاعت شود. یک وقت انسان بخیل است. اما از بخلش

    اطاعت نمی کند. دلش نمی خواهد وجوهات بدهد. اما از بخل اطاعت نکرده. وجوهات

    می دهد. این عیب ندارد. اما اگر از بخل اطاعت کرد. هلاک می شود.

    تاجری سی چهل سال پیش سختش بود که وجوهات بدهد. به شاگردش گفت:

    " دست و پای مرا با طناب محکم ببند. این کلید را بگیر و در صندوق را باز کن. دو میلیون

    به ایت الله خوانساری بده. هر چه من به تو ناسزا گفتم . گوش نکن! "

    این شخص بخیل بود . اما از بخلش اطاعت نکرد. ناراحت بود که می خواست پول بدهد.

    ولی وجوهاتش را داد. شاگرد در صندوق را باز کرد. تاجر هم شروع کرد به ناسزا گفتن که :

    " پدر سوخته . پولهای مرا کجا می بری.؟ " شاگرد می گفت : " حاجی خودت گفتی. "

    بعضی ها طبعا بخیل هستند. دلشان نمی خواهد پول بدهند. اما از طرفی متدین هم

    هستند و می دانند که باید بدهند. ولی خوشا به حال کسانی که وقتی کار خوب می کنند

    شاد می شوند.

    در حدیث هم امده که : " بهترین شما ان کسانی هستند که اذا احسنوا استبشروا."

    وقتی کار خوبی می کنند بشاش می شوند. "

    یکی پنج میلیون وجوهات داده . سرحال است. لبخند به لب دارد. می گوید الحمدالله که

    خود اقا را دیدم. دست اقا را بوسیدم و پنج میلیون دادم و امدم.

    اینها بهترین افراد هستند. یکی دیگر هم وجوهات داده. اوقاتش تلخ است که چرا پول داده.

    ناراحت است. با اخم از خانه مرجع تقلید بیرون می اید. رنگ و رویش را که می بینی

    می فهمی که ناراحت است.

    پس بهترین شما کسی است که وقتی کار نیکی بکند شاد می شود. یک نماز شب

    خوانده. حالا خوشحال است که موفق شده نماز شب بخواند. کربلا مشرف شده. خوشحال

    است. وجوهات داده . جهاز عروس داده خوشحال است که تا زنده ام دادم.

    بعضی ها اینجور هستند. اما بعضی ها بخیلند.

    بخل هم دو جور است : یکی شح مطاع . بخل مطاع. یعنی بخلی که افراد از ان اطاعت

    می کنند. وجوهات نمی دهند. کار خیر نمی کنند. که این بخل. سبب هلاکت انسان

    می شود. و یک بخلی که در ذات افراد هست که دلشان نمی خواهد پول بدهند. اما از ان اطاعت نمی کنند.

    به شاگردش می گوید: " برو وجوهات بده. هر چه قدر هم که من به تو ناسزا گفتم.

    قبول نکن. ! " این ماجرا اتفاق افتاده لطیفه نیست. الان هم هستند کسانی که وقتی وجوهات میدهند ناراحتند.

    گاهی شش ماه عقب می اندازند. امروز و فردا می کنند. اخرش هم می روند و می دهند.

    اما بخاطر بخلی که دارد شش ماه عقب می اندازد.

    خب بابا زودتر برو بده. اگر بمیری چه می کنی. ؟

    ( برگرفته از کتاب گناهان کبیره . ایت الله مجتهدی تهرانی. )
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " دومین عامل هلاکت : هوای نفسی که از ان پیروی شود:

    دوم : هوی متبع. یعنی هوای نفسی که پیروی شود. دلت می خواهد به زنها نگاه کنی. اگر نگاه

    کنی. این باعث هلاکت توست. خب ادم دلش می خواهد.

    شصت سال پیش . زمانی که من طلبه بیست و دوساله بودم. سیدی بود با ریش سفید

    و قبای اخوندی. یک روز با من شوخی کرد و گفت : " به این حرفهایی که شما می زنید

    نمی شود عمل کرد. شما مرتب می گویید به زنهای نامحرم نگاه نکنید. خب ادم دلش

    می خواهد نگاه کند! "

    من خیال کردم پیرمرد سر به سر من می گذارد تا اینکه یک روز در خیابان خراسان به من

    برخورد. چند قدمی که رفتیم. دیدم عقب افتاده. برگشتم دیدم دختر مدرسه ای ها تعطیل

    شده اند. این پیرمرد در حال نگاه کردن به انهاست. اصلا داشت می افتاد !

    باور کنید شوخی نمی کنم. من خیال می کردم ان روزی که این حرف را به من زد. شوخی کرده.

    خب این هوی متبع . باعث هلاکت است. هوای نفس که انسان از ان پیروی کند.

    یعنی دلش می خواهد به زنها نگاه کند و نگاه هم بکند. سبب هلاکت او می گردد.

    اما یک زمان دلش می خواهد نگاه کند. ولی به خودش فشار می اورد و نگاه نمی کند.

    هوا دارد. اما از هوا اطاعت نمی کند. دلش می خواهد گناه بکند. اما نمی کند.

    این خوب است. اما هوی متبع. هوای نفسی که پیروی شود. یعنی دلش بخواهد گناه بکند و

    گناه هم می کند. باعث هلاکت است.

    ایت الله مجتهدی تهرانی.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,317
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,222 پست
    حضور
    122 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "سومین عامل هلاکت : بالیدن به خود

    سوم " اعجاب المرء بنفسه. " انسان به خودش ببالد که من یک کسی هستم. روشنفکرم.

    خیلی ها فکر می کنند روشنفکرند و حال انکه تاریک فکر هستند. وقتی حرف می زنند. انسان

    می فهمد که این شخص تاریک فکر است. روشنفکر نیست. بد است که انسان به خودش

    ببالد. علت اینکه منافقین گرفتار شدند. این بود که به خودشان بالیدند.

    بعضی از انها خیلی باد داشتند. الان هم که پناهنده به خارج و عراق و امریکا و ... شده اند و گرفتارند.

    شخصی با پدرش اختلاف داشت و پدرش هم از شخصیت های مهم بازار بود. من می خواستم او را نصیحت کنم.

    به همین خاطر گفتم : " شنیده ام که با پدرت اختلاف داری. " او گفت : " پدرم عیبی ندارد .

    فقط بی سواده ! " ببین این چه قدر به خودش می بالید که پدر به ان خوبی داشت.

    اما در باره او اینطور حرف می زد که پدرم بی سواده ! چه قدر بی تربیت!

    چه قدر این بشر باد دارد. این باعث هلاکت است که انسان به خودش ببالد.

    یک نفر دیگر هم داشت با پدرش راه می رفت. شخصی پرسید : " این کسی که همراهت هست کیه ؟ "

    او عارش شد که بگوید این پدر من است. گفت : " این نوکرمان است. " حاضر نشد که بگوید

    این پدرم است.

    پس علت اینکه گروهک منافقین . با اینکه غالبا" تحصیلکرده هم بودند. به این بدبختی گرفتار

    شدند که نه دنیا دارند و نه اخرت و به این فلاکت افتادند. این بود که به خودشان می بالیدند.

    و می گفتند : " من می فهمم ! "

    رئیس گروهک فرقان که شهید مطهری را ترور کرد. در دادگاه گفت : " من تشخیص دادم که شهید مطهری برای اسلام مضر است . ! "

    شهید مطهری که دنیا به او افتخار می کند. ایشان یک کتاب ندارد که علما بگویند این کتاب

    مضر است. به کتابهای شهید مطهری هیچ کسی ایراد نگرفته و همه برای او طلب مغفرت می کنند.

    شهید مطهری اهل تهجد بود. شصت و سه سال پیش که ما قم رفتیم. حجره ایشان در مدرسه فیضیه نزدیک ما بود.

    ایشان جوان بودند و مغنی درس می دادند. بعد پیش امام فلسفه خواندند و درس خارج امام

    شرکت می کرد. چنین ادمی را یک فرد بی ارزش ترور می کند.

    رهبر انقلاب در شهادت ایشان ناراحت شد که فرمود : " شهید مطهری پاره تن من بود. "

    اینقدر که برای شهید مطهری ناراحت شد. برای پسرش نشد.

    خدایا . همه ما را از این سه خصلت دور کن. که گرفتار بخل مطاع نشویم. گرفتار هوای

    نفسی که از ان پیروی کنیم نشویم. به خودمان نبالیم. خودمان را کسی ندانیم. رای و

    فکر خودمان را مصاب ندانیم. با بزرگان و مراجع صحبت کنیم و هر چه گفتند . همان را قبول کنیم.

    ( برگرفته از کتاب گناهان کبیره. ایت الله مجتهدی تهرانی. )
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود