جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به ابوهریره اعتماد کنیم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,634
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53

    به ابوهریره اعتماد کنیم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم


    سلام علیکم


    در میان احادیث، به خصوص احادیث نعت و منقبت پیامبر (ص) و احادیث تفسیری، احادیث زیادی از ابوهریره نقل شده است، طوری که اگر آن احادیث را به کل کنار بگذاریم از بخش عمده ای از احادیث چشم پوشی کرده ایم.

    مایی که از علم حدیث و... بهره ای نداریم در مواجهه با این احادیث چگونه باید عمل کنیم؟
    حلال کنید...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    799 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    به ابوهریره اعتماد کنیم؟







    کارشناس بحث: استاد
    آلاء
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    به ابوهریره اعتماد کنیم؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    137
    مورد تشکر
    62 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی و محترم ؛

    بسیار خرسندم که شما بزرگوار با نهایت دقت در پی کشف مسائل هستید :

    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    در میان احادیث، به خصوص احادیث نعت و منقبت پیامبر (ص) و احادیث تفسیری، احادیث زیادی از ابوهریره نقل شده است، طوری که اگر آن احادیث را به کل کنار بگذاریم از بخش عمده ای از احادیث چشم پوشی کرده ایم.

    مایی که از علم حدیث و... بهره ای نداریم در مواجهه با این احادیث چگونه باید عمل کنیم؟
    اگر اجازه بفرمایید بنده ابتدا در حد توان به سابقه زندگی و علمی این فرد اشاره کنم مشاید پس از آن شما خودتان بدانید با روایات این فرد باید چه کرد گرچه پس از توضیحات در خصوص ایشان به ذکر راه های برخورد با روایات صادر شده از مجرای وی هم خواهم پرداخت.

    بررسی شخصیت ابوهریره :
    راجع به اسم این فرد اتفاق نظر وجود ندارد. حاکم نیشابوری در مستدرک از وی روایت می کند که نامش در جاهلیت عبد شمس بن صخر بوده و پیامبر صلی الله علیه و آله نام او را عبدالرحمان نهاده است و برخی او را « عبدالرحمان» نام نهاده اند. وفات او به سال 57 است.(مستدرک حاکم نیشابوری،ج3،ص507) چنان که از اصل و نسب و چگونگی تربیت و نیز از تاریخ زندگی او قبل از مسلمان شدنش اطلاعاتی در دست نیست. تنها اطلاعات موجود مطالبی است که ابوهریره راجه به خودش گفته است. به این شرح که گربه کوچکی داشته و با او بازی می کرده . فقیر و تنگدست و حقیر بوده و به خاطر لقمه نانی خدمت مردمان می کرده است. وی می گوید گوسفندان خویشانم را می چراندم و گربه کوچکی داشتم که با او بازی می کردم. شبها او را در سوراخ درختی می گذاشتم و چون صبح فرا می رسد دوباره به سراغ او می رفتم و با او به بازی می پرداختم. لذا کنیه مرا «ابوهریره» نهادند..... با یتیمی بزرگ شدم و با تنگ دستی و فقر مهاجرت کردم. اجیر بسره بنت غزوان بودم و در ازای سیر کردن شکم و یافتن کفشی کار می کردم . هرگاه کاروانیان بار می انداختند به آنان خدمت می کردم و چون بار می بستند برای شترانشان حُدی می خواندم.
    او سی سال داشت که وارد مدینه شد و هنگام ورود او پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ خیبر بود که در سال هفتم هجری اتفاق افتاد.
    ابن سعد می گوید ابوهریره همراه با افرادی از قبیله دوس وارد مدینه شد ؛ در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ خیبر به سر می برد.
    پیامبر صلی الله علیه و آله با اصحاب خو صحبت کرد تا ابوهریره را در غنائم به دست آمده از جنگ خیبر شریک کنند و آنان پذیرفتند. ابوهریره که تنگدست بود ناگزیر راه صفه ( سایه بانی در منتهی الیه ضلع شمالی مسجدالنبی) را در پیش گرفت. ابوالفداء می گوید: صفه نشینان مردمانی فقیر بودند که نه منزل و ماوایی داشتند و نه قبیله و خویشاوندی. مسجد جایگاه آنان بود و همان جا می خوابیدند و چون صفة مسجدالنبی جایگاه آنان بود به « اصحاب صفه» معروف شدند. شبها پیامبر صلی الله علیه و اله تعدادی از آنها را با خود می برد و آنان را با خود می برد و آنان را طعام می کرد و بقیه را بین اصحاب تقسیم می کرد تا به آنان شام بدهند.( محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج2، ص99و100)

    ادامه دارد .........



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    137
    مورد تشکر
    62 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و سلام خدمت شما دوست گرامی و سایر دوستان

    در ادامه شخصیت شناسی ابوهریره و به تبع آن تاثیر این شخصیت شناسی در پذیرش روایات وی به بیان ابعاد بیشتری از شخصیت وی خواهیم پرداخت :

    مسلم از ابوهریره نقل می کند که گفت: من تنگدست بودم و در ازای سیر کردن شکمم ، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله را اختیار کردم. در روایات دیگر از زبان او بیان شده است که : من برای سیر کردن شکمم ملازمت رسول خدا صلی الله علیه و آله را رها نمی کردم. ابوهریره بسیار پورخور بود و برخی از صحابه که وی برای اطعام به خانه آنها می رفت از وی تنفر داشتند.
    بخاری از وی روایت می کند: «بارها پیش می آمد که آیه ای را با این که خود می دانستم ، از یکی از صحابه می خواستم تا آن را برای من قرائت کند. تنها برای این که متوجه من شود و شکم من را سیر کند. سخاوتمندترین افراد نسبت به جماعت فقراء جعفربن ابی طالب بود ؛ او وارد خانه اش می شود و هر چه داشت برای ما می آورد.
    ترمذی از او روایت می کند : هرگاه از جعفربن ابی طالب آیه ای می پرسیدم تا مرا به خانه اش نمی برد پاسخ نمی داد. » ابوریه بیان می دارد که به همین دلیل است که جعفر از نظر ابوهریره از همه ی اصحاب برتر بود و لذا او را بر علی علیه السلام و ابوبکر و عمر و عثمان و سایر صحابه ترجیح می داد. ترمذی و حاکم به سند صحیح از ابوهریره نقل کرده اند که ؛ بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی کفش به پا نکرد و سوار بر مرکب نشد و پای بر زمین ننهاد است که برتر از جعفربن ابی طالب باشد . ( ابن حجرعسقلانی / فتح الباری/ ج7/ص62)
    ابوهریره را «شیخ المضیره» لقب داده اند. در میان انواع شیرینی ها و خوردنی ها هیچ چیز به اندازه مضیره مورد توجه او نبود و بسیاری از نویسندگان و شاعران به دلیل این علاقه وافر قرنهای متمادی به تمسخر و کنایه گویی به وی پرداخته اند.
    ثعالبی می گوید:« ابوهریره بسیار به مضیره علاقه داشت و لذا برای خوردن آن بر سر سفره معاویه حاضر می شد و چون هنگام نماز می شد پشت سر علی علیه السلام نماز می گذارد . اگر کسی در مورد این عمل از او سوال می کرد می گفت: مضیره( خورشت ماست) چرب تر و مطبوعتر و نماز پشت سر علی کامل تر و مقبول تراست. »
    از سخنان اوست که : « بویی خوش تر از نان تازه و داغ به مشامم نخورده است و سوار کاری بهتر از کره ی روی خرما ندیده ام. » خرما را به مرکب سواری و کره را به سوار تشبیه کرده است.( اضواء علی السنة المحمدیة / ابوریه /ص199-195)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    137
    مورد تشکر
    62 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض ادب و احترام و سلام خدمت دوستان ؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    ر میان احادیث، به خصوص احادیث نعت و منقبت پیامبر (ص) و احادیث تفسیری، احادیث زیادی از ابوهریره نقل شده است، طوری که اگر آن احادیث را به کل کنار بگذاریم از بخش عمده ای از احادیث چشم پوشی کرده ایم.

    مایی که از علم حدیث و... بهره ای نداریم در مواجهه با این احادیث چگونه باید عمل کنیم؟
    در ادامه توضیحات پیرامون شخصیت ابوهریره به مباحث ذیل می پردازیم :

    در ادامه بحث از ابوهریره و شخصیت وی باید به این نکته اشاره کرد که اندیشمندان به سبب کثرت احادیث منقول او از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر وی خرده گرفته اند که چطور با این که مدت بسیار کمی یعنی حدود سه سال، محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را درک کرده است؛ و در آن روزگار هم از بضاعت اندک علمی برخوردار بوده است؛ این همه حدیث به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله بیان داشته است و به همین دلیل وی را متهم به جعل و تدلیس روایات کرده اند . او وقتی حدیثی را از یکی از صحابه می شنید ؛ واسطه را حذف و خود عینا آن را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کرد.
    بارها شده بود که حدیثی را از اهل کتاب به طور خاص از ابوهریره می شنید، ولی برای باور عوام الناس ؛ حدیث را به پیامبر صلی الله علیه و آله و یا یکی از بزرگان صحابه نسبت می داد.
    مسلم صاحب کتاب صحیح مسلم یکی از مهمترین کتب اهل سنت که به صحیح بودن تمام روایات آن اهل سنت اعتقاد دارد؛ در صحیح خود از بسربن سعید روایت می کند: « تقوای الهی پیشه کنید و در نقل احادیث دقت کنید ؛ به خدا قسم بارها دیده بودم که وقتی با ابوهریره در مجلسی می نشستم و او گاه حدیثی را از پیامبر صلی الله علیه و آله و گاه حدیثی را از کعب الاحبار بیان می کرد؛ حاضران در مجلس پس از رفتن وی حدیثی را که به رسول الله نسبت داده بود به کعب الاحبار و حدیثی را که به کعب الاحبار نسبت داده بود به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می دادند.
    یزید بن هارون می گوید: از شعبه شنیدم که می گفت: ابوهریره مدلس است به این معنا که هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و هم از کعب الاحبار( عالم یهودی) نقل روایت دارد. بی آن که دو روایت را از هم جدا سازد.
    ابن قتیبه می گوید: عادت ابوهریره این بود که می گفت : رسول الله چنین می گفت. در حالی که روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود، بلکه از دیگرانی بود که نزد ابوهریره ثقه بودند.
    عایشه بیشتر از دیگران به ابوهریره اعتراض می کرد؛ از دیگر صحابیانی که ابوهریره را متهم به دروغ می کردند: علی علیه السلام؛ عمر ؛ عثمان و .... هستند. لذا حق با استاد رافعی است که می گوید: « اولین راوی حدیث که در اسلام متهم به کذب شد ابوهریره بود.»(ر.ک. مصطفی صادق الرافعی ؛ تاریخ آداب العرب؛ ج1؛ ص278)
    سخن در خصوص تدلیس ابوهریره و اعتراضات به او بسیار است و از جنبه های مختلف قابل بررسی است. که استاد ابوریه در دو کتاب خویش با عنوان « شیخ المضیره» و « الاضواء» به بیان آن پرداخته است. ( ر.ک. اضواء علی السنة المحمدیه ؛ صص202-206)

    ادامه دارد .........


  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    137
    مورد تشکر
    62 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم


    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    در میان احادیث، به خصوص احادیث نعت و منقبت پیامبر (ص) و احادیث تفسیری، احادیث زیادی از ابوهریره نقل شده است، طوری که اگر آن احادیث را به کل کنار بگذاریم از بخش عمده ای از احادیث چشم پوشی کرده ایم.

    مایی که از علم حدیث و... بهره ای نداریم در مواجهه با این احادیث چگونه باید عمل کنیم؟
    در ادامه مباحث مطرح شده در مورد شخصیت ابوهریره که در پذیرش رویات تفسیری او هم تاثیر زیادی دارد این است که وی بیشتر اندوخته روایی خود را از «کعب الاحبار» گرفته بود . بدترین کاری که وی مرتکب می شد این بود که آنچه را که از کعب می شنید به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت می داد ؛ نظر ابوریه نیز همین است که ابوهریره فریب کعب الاحبار یهودی را خورده و کعب با زیرکی که داشته است وی را که فردی ساده لوح بوده فریب داده و همه اوهام و خرافاتی را که می خواسته وارد اسلام کند از طریق وی وارد نموده است.
    در خاتمه کلام در مورد شخصیت ابوهریره لازم است تا تعدادی از روایات منقول از ابوهریره را که به پیامبر نسبت داده شده است :
    - بزاز از ابوهریره نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : خورشید و ماه در روز قیامت به صورت دو گاو نر گرفتارآمده و در جهنم هستند. حسن از او پرسید گناه آن دو چیست؟گفت: من حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را بر تو می خوانم و تو می پرسی گناه آنان چیست.
    کعب الاحبار عین این کلام را با همین صراحت بیان کرده است: ابو یعلی موصلی روایت می کند که کعب گفت: روز قیامت خورشید و ماه را می آورند در حالی که همچون دو گاو نر وحشت زده هستند سپس آنها را در مقابل چشمان خورشید پرستان و ستاره پرستان به جهنم می افکنند.(دمیری، حیات الحیوان/ج1/ص222)
    مسلم از ابوهریره روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله دست مرا گرفت و فرمود: خداوند خاک را در روز شنبه آفرید و سپس در روز یکشنبه کوه ها و در روز دوشنبه درختان را بر روی آن آفرید ؛ روز سه شنبه بدی ها و روز چهارشنبه نور را به وجود آورد و در روز پنجشنبه حیوانات را بر روی زمین گسیل داد و آدم را بعد از عصر روز جمعه به زیور وجود آراست. این حدیث را احمد نسائی نیز به تقل از ابوهریره بیان کرده اند.
    بخاری و ابن کثیر و عده ای دیگر از عالمان اهل سنت بیان کرده اند که ابوهریره این حدیث را از کعب الاحبار نقل کرده است؛ زیرا متن این حدیث با نص صریح قرآن که می فرماید: اسمان ها و زمین را در شش روز آفریده است در تضاد است.(ابوریه/ اضواء علی السنه المحمدیه / ص209).
    و یا می توان به عنوان نمونه به روایت احمد از ابوهریره اشاره کرد که به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می دهدکه فرمود: در بهشت درختی وجود دارد که اگر سواری در سایه آن صد سال راه بپیماید ؛ سایه آن تمام نمی شود؛ اگر شک دارید آیه شریفه « و ظلّ ممدود» را بخوانید.» هنوز ابوهریره روایت را به پایان نبرده بود که کعب الاحبار گفت: ابوهریره راست می گوید؛ ابوهریره راست می گوید، قسم به کسی که تورات را بر موسی علیه السلام و فرقان را بر محمد صلی الله علیه و آله نازل کرد؛ اگر کسی بر شتری راهوار سوار شود و بخواهد به بلندی آن درخت برسد و تمام عمر خود را در این راه صرف کند نمی تواند.( ر.ک. تفسیر ابن کثیر( از تفاسیر مهم اهل سنت)/ج2/ص513 و 514).

    ابوریه بر این اعتقاد است که کار کعب الاحبار یهودی در زیرکی و حیله گری به جایی رسیده بود که ابوهریره را طعمه فریب خود ساخت و ساده لوحی و غفلت او را مغتنم شمرده و همه خرافات را از زبان او با انتساب به پیامبر بیان کرد؛ زمانی که ابوهریره این روایات را بیان می کرد؛ کعب الاحبار فورا به تصدیق او می پرداخت ؛ تا این که آموخته های یهودی را که خرافه ای بیش نبودند در بین مسلمانان جای دهد.(محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج2، ص103و104)
    در خاتمه این بحث به ذکر مطلبی از رشید رضا به نقل از مجله المنار می پردازم:
    « در سال هفتم اسلام آورد و در نتیجه سه سال و اندی بیشتر محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را درک نکرد. از این رو بیشتر احادیثش را مستقیما از پیامبر صلی الله علیه و آله نشنیده است؛ بلکه از صحابه و تابعان گرفته است و بر فرض این که همه صحابه در مقام نقل روایت عادل باشند( بنا بر نظر بیشتر محدثان اهل سنت) تابعان از این صفت برخوردار نیستند. در جای خود به اثبات رسیده است که ابوهریره بیشتر روایاتش را از کعب الاحبار بیان کرده است؛ اما او هیچگاه نام وی را در سند روایت هایش بیان نمی کند و نمی گوید که حدیث را از کعب الاحبار شنیده است و همین امر موجب مشکلات زیادی شده است؛ علاوه بر این که احادیث زیادی نقل کرده است که تنها راوی او فقط خود اوست؛ احادیثی که یا صراحتا مورد انکار قرار گرفته است و یا به خاطر عجیب و غریب بودن آن در موضع انکار است مانند احادیثی که نقل آن گذشت.(مجله المنار/ ج19/ص97)


    ویرایش توسط آلاء : ۱۳۹۵/۰۵/۲۳ در ساعت ۲۱:۰۳

  9. تشکرها 3


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    137
    مورد تشکر
    62 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    در مواجهه با روایات بیشماری که در تفسیر از ابوهریره نقل شده است؛ باید چگونه رفتار کرد؟


    پاسخ:
    راجع به اسم این فرد اتفاق نظر وجود ندارد. حاکم نیشابوری در مستدرک از وی روایت می کند که نامش در جاهلیت عبد شمس بن صخر بوده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نام او را عبدالرحمان نهاده است و برخی او را « عبدالرحمان» نام نهاده اند. وفات او به سال 57 است.(1) چنان که از اصل و نسب و چگونگی تربیت و نیز از تاریخ زندگی او قبل از مسلمان شدنش اطلاعاتی در دست نیست. تنها اطلاعات موجود مطالبی است که ابوهریره راجع به خودش گفته است. به این شرح که گربه کوچکی داشته و با او بازی می کرده. فقیر و تنگدست و حقیر بوده و به خاطر لقمه نانی خدمت مردمان می کرده است. وی می گوید گوسفندان خویشانم را می چراندم و گربه کوچکی داشتم که با او بازی می کردم. شب ها او را در سوراخ درختی می گذاشتم و چون صبح فرا می رسد دوباره به سراغ او می رفتم و با او به بازی می پرداختم. لذا کنیه مرا «ابوهریره» نهادند ... با یتیمی بزرگ شدم و با تنگ دستی و فقر مهاجرت کردم. اجیر بسره بنت غزوان بودم و در ازای سیر کردن شکم و یافتن کفشی کار می کردم . هرگاه کاروانیان بار می انداختند به آنان خدمت می کردم و چون بار می بستند برای شترانشان حُدی می خواندم.

    او سی سال داشت که وارد مدینه شد و هنگام ورود او پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر بود که در سال هفتم هجری اتفاق افتاد.
    ابن سعد می گوید ابوهریره همراه با افرادی از قبیله دوس وارد مدینه شد؛ در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبر به سر می برد.
    پیامبر (صلی الله علیه و آله) با اصحاب خو صحبت کرد تا ابوهریره را در غنائم به دست آمده از جنگ خیبر شریک کنند و آنان پذیرفتند. ابوهریره که تنگدست بود ناگزیر راه صفه (سایه بانی در منتهی الیه ضلع شمالی مسجد النبی) را در پیش گرفت. ابوالفداء می گوید: صفه نشینان مردمانی فقیر بودند که نه منزل و ماوایی داشتند و نه قبیله و خویشاوندی. مسجد جایگاه آنان بود و همان جا می خوابیدند و چون صفة مسجد النبی جایگاه آنان بود به « اصحاب صفه» معروف شدند. شب ها پیامبر (صلی الله علیه و اله) تعدادی از آنها را با خود می برد و طعام می کرد و بقیه را بین اصحاب تقسیم می کرد تا به آنان شام بدهند.(2)

    ترمذی از او روایت می کند: هرگاه از جعفر بن ابی طالب آیه ای می پرسیدم تا مرا به خانه اش نمی برد پاسخ نمی داد. » ابو ریه بیان می دارد که به همین دلیل است که جعفر از نظر ابوهریره از همه اصحاب برتر بود و لذا او را بر علی (علیه السلام) و ابوبکر و عمر و عثمان و سایر صحابه ترجیح می داد. ترمذی و حاکم به سند صحیح از ابوهریره نقل کرده اند که؛ بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کسی کفش به پا نکرد و سوار بر مرکب نشد و پای بر زمین ننهاد است که برتر از جعفر بن ابی طالب باشد.(3)
    ابوهریره را «شیخ المضیره» لقب داده اند. در میان انواع شیرینی ها و خوردنی ها هیچ چیز به اندازه مضیره مورد توجه او نبود و بسیاری از نویسندگان و شاعران به دلیل این علاقه وافر قرن های متمادی به تمسخر و کنایه گویی به وی پرداخته اند.

    از سخنان اوست که: «بویی خوش تر از نان تازه و داغ به مشامم نخورده است و سوار کاری بهتر از کره روی خرما ندیده ام.» خرما را به مرکب سواری و کره را به سوار تشبیه کرده است.(4)
    اندیشمندان به سبب کثرت احادیث منقول او از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر وی خرده گرفته اند که چطور با این که مدت بسیار کمی یعنی حدود سه سال، محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را درک کرده است؛ و در آن روزگار هم از بضاعت اندک علمی برخوردار بوده است؛ این همه حدیث به نقل از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان داشته است و به همین دلیل وی را متهم به جعل و تدلیس روایات کرده اند. او وقتی حدیثی را از یکی از صحابه می شنید؛ واسطه را حذف و خود عینا آن را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کرد.
    بارها شده بود که حدیثی را از اهل کتاب به طور خاص از ابوهریره می شنید، ولی برای باور عوام الناس؛ حدیث را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یا یکی از بزرگان صحابه نسبت می داد.

    مسلم صاحب کتاب صحیح مسلم یکی از مهم ترین کتب اهل سنت که به صحیح بودن تمام روایات آن اهل سنت اعتقاد دارد؛ در صحیح خود از بسر بن سعید روایت می کند: «تقوای الهی پیشه کنید و در نقل احادیث دقت کنید؛ به خدا قسم بارها دیده بودم که وقتی با ابوهریره در مجلسی می نشستم و او گاه حدیثی را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و گاه حدیثی را از کعب الاحبار بیان می کرد؛ حاضران در مجلس پس از رفتن وی حدیثی را که به رسول الله نسبت داده بود به کعب الاحبار و حدیثی را که به کعب الاحبار نسبت داده بود به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت می دادند.
    یزید بن هارون می گوید: از شعبه شنیدم که می گفت: ابوهریره مدلّس است به این معنا که هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و هم از کعب الاحبار (عالم یهودی) نقل روایت دارد. بی آن که دو روایت را از هم جدا سازد.

    ابن قتیبه می گوید: عادت ابوهریره این بود که می گفت: رسول الله چنین می گفت. در حالی که روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود، بلکه از دیگرانی بود که نزد ابوهریره ثقه بودند.
    عایشه بیشتر از دیگران به ابوهریره اعتراض می کرد؛ از دیگر صحابیانی که ابوهریره را متهم به دروغ می کردند: علی (علیه السلام)؛ عمر؛ عثمان و .... هستند. لذا حق با استاد رافعی است که می گوید: « اولین راوی حدیث که در اسلام متهم به کذب شد ابوهریره بود.»(5)

    سخن در خصوص تدلیس ابوهریره و اعتراضات به او بسیار است و از جنبه های مختلف قابل بررسی است. که استاد ابو ریه در دو کتاب خویش با عنوان «شیخ المضیره» و «الاضواء» به بیان آن پرداخته است.(6)
    وی بیشتر اندوخته روایی خود را از «کعب الاحبار» گرفته بود. بدترین کاری که وی مرتکب می شد این بود که آنچه را که از کعب می شنید به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت می داد؛ نظر ابو ریه نیز همین است که ابوهریره فریب کعب الاحبار یهودی را خورده و کعب با زیرکی که داشته است وی را که فردی ساده لوح بوده فریب داده و همه اوهام و خرافاتی را که می خواسته وارد اسلام کند از طریق وی وارد نموده است.

    در خاتمه کلام در مورد شخصیت ابوهریره لازم است تا تعدادی از روایات منقول از ابوهریره را که به پیامبر نسبت داده شده است :
    1- بزاز از ابوهریره نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : خورشید و ماه در روز قیامت به صورت دو گاو نر گرفتار آمده و در جهنم هستند. حسن از او پرسید گناه آن دو چیست؟ گفت: من حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر تو می خوانم و تو می پرسی گناه آنان چیست.
    کعب الاحبار عین این کلام را با همین صراحت بیان کرده است: ابو یعلی موصلی روایت می کند که کعب گفت: روز قیامت خورشید و ماه را می آورند در حالی که همچون دو گاو نر وحشت زده هستند سپس آنها را در مقابل چشمان خورشید پرستان و ستاره پرستان به جهنم می افکنند.(7)

    2- مسلم از ابوهریره روایت می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست مرا گرفت و فرمود: خداوند خاک را در روز شنبه آفرید و سپس در روز یکشنبه کوه ها و در روز دوشنبه درختان را بر روی آن آفرید ؛ روز سه شنبه بدی ها و روز چهارشنبه نور را به وجود آورد و در روز پنجشنبه حیوانات را بر روی زمین گسیل داد و آدم را بعد از عصر روز جمعه به زیور وجود آراست. این حدیث را احمد نسائی نیز به نقل از ابوهریره بیان کرده اند.
    بخاری و ابن کثیر و عده ای دیگر از عالمان اهل سنت بیان کرده اند که ابوهریره این حدیث را از کعب الاحبار نقل کرده است؛ زیرا متن این حدیث با نص صریح قرآن که می فرماید: آسمان ها و زمین را در شش روز آفریده است در تضاد است.(8)

    3- و یا می توان به عنوان نمونه به روایت احمد از ابوهریره اشاره کرد که به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می دهدکه فرمود: در بهشت درختی وجود دارد که اگر سواری در سایه آن صد سال راه بپیماید؛ سایه آن تمام نمی شود؛ اگر شک دارید آیه شریفه «و ظلّ ممدود» را بخوانید.» هنوز ابوهریره روایت را به پایان نبرده بود که کعب الاحبار گفت: ابوهریره راست می گوید؛ ابوهریره راست می گوید، قسم به کسی که تورات را بر موسی (علیه السلام) و فرقان را بر محمد (صلی الله علیه و آله) نازل کرد؛ اگر کسی بر شتری راهوار سوار شود و بخواهد به بلندی آن درخت برسد و تمام عمر خود را در این راه صرف کند نمی تواند.(9)

    ابو ریه بر این اعتقاد است که کار کعب الاحبار یهودی در زیرکی و حیله گری به جایی رسیده بود که ابوهریره را طعمه فریب خود ساخت و ساده لوحی و غفلت او را مغتنم شمرده و همه خرافات را از زبان او با انتساب به پیامبر بیان کرد؛ زمانی که ابوهریره این روایات را بیان می کرد؛ کعب الاحبار فورا به تصدیق او می پرداخت؛ تا این که آموخته های یهودی را که خرافه ای بیش نبودند در بین مسلمانان جای دهد.(10)

    در خاتمه این بحث به ذکر مطلبی از رشید رضا به نقل از مجله المنار می پردازم:
    «در سال هفتم اسلام آورد و در نتیجه سه سال و اندی بیشتر محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را درک نکرد. از این رو بیشتر احادیثش را مستقیما از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشنیده است؛ بلکه از صحابه و تابعان گرفته است و بر فرض این که همه صحابه در مقام نقل روایت عادل باشند (بنا بر نظر بیشتر محدثان اهل سنت) تابعان از این صفت برخوردار نیستند. در جای خود به اثبات رسیده است که ابوهریره بیشتر روایاتش را از کعب الاحبار بیان کرده است؛ اما او هیچ گاه نام وی را در سند روایت هایش بیان نمی کند و نمی گوید که حدیث را از کعب الاحبار شنیده است و همین امر موجب مشکلات زیادی شده است؛ علاوه بر این که احادیث زیادی نقل کرده است که تنها راوی او فقط خود اوست؛ احادیثی که یا صراحتا مورد انکار قرار گرفته است و یا به خاطر عجیب و غریب بودن آن در موضع انکار است مانند احادیثی که نقل آن گذشت.(11)

    ______________
    (1) حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دار ابن حزم، 1423ق، ج3، ص507.
    (2) محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، انتشارات تمهید، 1386ش، ج2، ص99و100.
    (3) ابن حجرعسقلانی، فتح الباری،بیروت، دارمرصاد، 1418ق، ج7، ص62.
    (4) ابوریه، اضواء علی السنة المحمدیة، قم، مرعشی نجفی، 1372، ص199-195.
    (5) ر.ک. مصطفی صادق الرافعی؛ تاریخ آداب العرب؛ مصر، دارالکتب، 1998، ج1؛ ص278
    (6) ر.ک. اضواء علی السنة المحمدیه؛ ص202-206
    (7) دمیری، حیات الحیوان، بیروت، عساکر، بی تا، ج1، ص222.
    (8) ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ص209
    (9) ر.ک. ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، بیروت، دار الكتب العلمية، منشورات محمدعلى بيضون،1419ق، ج2، ص513 و 514.
    (10) محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج2، ص103و104.
    (11) مجله المنار، ج19، ص97.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۸:۵۵ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود