جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علائم و منزلت ليلة القدر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علائم و منزلت ليلة القدر




    يكي از بركات ماه رمضان وجود ليله القدر در شب هاي آن است. به احتمال بسياري قوي ليله القدر در ماه رمضان و مشهور در نيمه دوم و معروف آن دهه سوم آن در شب هاي بيست و يك، بيست و سه و يا بيست و هفتم است. البته برخي نيز شب نوزدهم را نيز يكي از احتمالات قوي دانسته اند. با اين همه برخي از روايات معدود نيز شب نيمه شعبان را شب قدر مي دانند ولي مشهور در ميان اهل حديث و دانشمندان و عموم مردم ماه رمضان مي باشد.
    برخي از عالمان و اهل علم و عمل براي دست يابي به احياي شب قدر كه از اعمال شب قدر است تمامي سال را احياي نگه مي دارند كه اين خود بيانگر جايگاه و ارزش شب قدر و احيا و شب زنده داري در آن است.
    اهتمام عمومي مومنان براي شب زنده داري و احياي اين شب و به جا آوردن اعمال مخصوصي كه براي آن بيان شده است بيانگر نقش و كاركردهاي متنوع و بسيار آن در زندگي بشر است. از اين رو هر كسي مي كوشد تا با به جاآوري اعمال شب قدر و احياي آن به آثار آن دست يابد؛ بنابراين با اين كه اين شب به طور مشخص معلوم نيست و تفاوت ها و تغييرات ماه و دست يابي درست حتي به همان شب هاي چندگانه مشخص شده در روايات براي مردم فراهم نيست، با همه اين مسايل براي دست يابي به تاريخ و وقت دقيق شب قدر، مومنان مي كوشند به هر طريقي شده به اعمال و آثار اين شب مقيد باشند از اين رو شب هاي مختلف احتمالي را به قصد دست يابي به شب قدر، احيا مي كنند و به اعمال مخصوص آن شب مي پردازند. مشكل در شناسايي و تعيين شب قدر افزون بر معلوم نبودن آن از نظر كلي، در تعيين شب مورد نظر در ميان شب هاي ماه رمضان نيز مي باشد؛ زيرا گردش ماه و عدم تعيين شب نخست آن به علل و عوامل مختلف، خود موجب مي شود تا مشكل مصداقي نيز پديد آيد و مردم ندانند كه حتي شبي كه احيا مي كنند همان شب نوزده و يا بيست و يك و يا بيست و سه و يا بيست و هفت است و يا اين كه در تطبيق شب ها نيز دچار اشتباه مي شوند همان گونه كه درباره آغاز ماه رمضان و پايان شعبان براي آغاز وجوب روزه و يا پايان آن در آخر رمضان و اول شوال دچار مشكل مي شوند و گرفتار مساله يوم الشك و وجوب روزه در آغاز و يوم الفطر و حرمت روزه مي گردند. و هر ساله به شكلي اين مساله مردم را دچار سرگرداني مي كند. اين مسايل از جمله علل و عواملي است كه مردم را به احياي شب هاي مختلف ماه رمضان به ويژه شب هاي دهه سوم مي كشاند و هر شبي را كساني به احتمال و رجاي شب قدر بودن احيا مي گيرند و به شب زنده داري و عمل به اعمال ويژه آن به شكل فردي ويا جمعي مي پردازند.
    اما پرسش اين است كه شب قدر چه شبي است و چرا براي عالمان اهل علم و عمل و حتي عموم مردم ارزش دارد و آنان مي كوشند تا به هر طريقي شده اين شب را كشف و وقت آن را معلوم كنند و به شب زنده داري و احياي آن شب با اعمال ويژه و مخصوص آن اقدام كنند؟
    مفهوم شناسي ليله القدر
    ليله القدر اصطلاحي قرآني براي بيان مفهومي خاص است. سوره قدر يكي از سوره هايي است كه به طور اختصاصي براي بيان جايگاه و ارزش آن نازل شده است و اين خود بيانگر ارزش و جايگاه خاص اين شب از نظر خداوند و قرآن است.
    تأكيد بر اين شب و اهتمام ويژه خداوندي با نزول سوره اي خاص، خود تأكيدي بر لزوم اهتمام و توجه ويژه مؤمنان به اين شب است تا با احترام و تكريم آن بتوانند از فوايد و آثار آن بهره مند گردند. خداوند در اين سوره بيان مي داردكه در اين شب، قرآن و يا حضرت ختمي مرتبت از مقام خاص خويش اجلال نزول كرده و به زمين وارد شده و زمين را بركت داده است. از اين رو شب قدر را به سبب نزول منبع هدايتي بشر به سوي كمال مطلق مي بايست پاس داشت و تكريم و تعظيم نمود؛ زيرا تكريم و تعظيم آن در حقيقت بركت يابي از راه اين تكريم و ارزش گذاري به خود مي باشد.
    از سوي ديگر قرآن در همين سوره بيان مي كند كه شب قدر، نه تنها به اين سبب از هزار ماه برتر و با ارزش تر است بلكه مي بايست به علتي ديگر نيز پاس داشته شود زيرا در اين شب تنها اين اتفاق هاي بزرگ نيافتاده و اين گونه نيست كه تكريم و پاسداشت آن به سبب واقعه تاريخي صرف بوده باشد همانند پاسداشت و تكريم ايام الله رهايي موسي(ع) و بني اسرائيل از فرعون و سپاه او و دست يابي به آزادي و يا نزول مائده آسماني بر حضرت عيسي(ع) و حواريون كه امري تاريخي است و خداوند از مؤمنان خواسته است كه به سبب اين بركات ويژه و عنايات خاص اين روزها را پاس داشته و تكريم و تعظيم نمايند؛ بلكه شب قدر داراي جايگاه و ارزش هاي ديگري است كه بايد مورد تكريم و تعظيم قرار گيرد.
    اگر بخواهيم براي اين ويژگي شب قدر نمونه و مثالي بيان كنيم بايد به شب تولد شخص و يا شب هاي ميمون و مبارك ديگري چون شب ازدواج و يا مانند آن اشاره كرد كه شخص به سبب اين امور كه در زندگي اش تأثيرات شگرف و مهمي به جا گذاشته مورد تكريم و تعظيم قرار مي گيرد و جشن ها و برنامه هاي ويژه اي براي آن انجام مي شود.
    شب قدر، شب تحول و دگرگوني اساسي
    شب قدر در زندگي هر كسي از چنين جايگاهي برخوردار است و موجبات تحول و تغيير اساسي در زندگي بشر مي شود؛ زيرا خداوند در سوره قدر و دخان و آيات ديگر بيان مي دارد كه در اين شب قدر است كه با نزول فرشتگان و تعيين قدر و سرنوشت هر كسي وضعيت دست كم يك ساله وي مشخص و مقدر مي گردد.
    از اين رو اين شب از جايگاه خاص و اهتمامي ويژه از سوي خدا و مؤمنان برخوردار مي شود. بنابراين نمي توان شب قدر را شبي عادي هم چون شب هاي ديگر دانست.
    براي شناخت اين شب لازم است با اشاره به آيات و روايات از چرايي و چگونگي تقدير و نقش آن در زندگي سخن گفت و ابهاماتي را كه در مسأله وجود دارد درحد امكان برطرف نمود.
    در ادبيات عربي شب در برابر روز قرار مي گيرد و به عنوان اموري متضاد در جهان مادي مورد توجه است.
    معناشناسي دو واژه شب و روز
    البته براي هر يك از دو واژه شب و روز معاني ديگري در قرآن بيان شده كه از آن جمله مي توان درباره روز به معاني ديگر اشاره كرد. يوم واژه اي عربي است به معناي روز كه پس از طلوع خورشيد از شرق تحقق مي يابد و تاريكي شب از منطقه اي برطرف مي شود، همچنين براي بروز و ظهور امري و هم چنين قيامت و رستاخيز به كار رفته است. راغب اصفهاني و ديگران درباره روزي كه در برابر شب قرار مي گيرد اين معنا را بيان مي كنند كه روز زماني است كه از طلوع خورشيد آغاز و به غروب آن ختم مي شود. البته در قرآن و ادبيات عربي براي بيان اين معنا از روز واژگاني ديگر نيز چون ضحي، نهار و ضياء نيز به كار مي رود. اما واژه يوم داراي معاني پيش گفته اي است كه بيانگر اين مي باشد كه يوم در كاربردهاي اصلي خود مشروط به وجود معناي خاص از ظهور و بروز است. به اين معنا كه بروز و ظهور در آن نقش اساسي دارد. از اين رو قيامت و رستاخيز را يوم دانسته اند كه روز بروز و ظهور سرائر و نهان هاست. اين معنا را قرآن به صراحت در قالب «يوم تبلي السرائر» بيان داشته است.
    اليوم در كاربردهاي قرآن در بسياري از موارد به معناي روز رستاخيز است؛ زيرا در اين روز است كه ظهور و بروز واقعي و كامل هر چيز تحقق مي يابد.
    در برابر واژه يوم ليل و ليله نيز كاربردهاي چندي پيدا مي كند كه از آن جمله نهان و جمع شدن هر آن چيزي است كه آشكار و پيداست. در فرهنگ اسلامي و عرفاني شب و ليل از جايگاه ويژه و مهمي برخوردار مي باشد. از جمله شب به عنوان زمان امنيت (سبا آيه 15 و 18 و طه آيه 77) معراج رباني (اسراء آيه 1) زمان استراحت و آرامش (روم آيه 23 و نبا آيه 23) زمان قبض روح و مرگ موقت و پرواز در فضاي فرامادي و بهره مندي از مواهب ديگر هستي (انعام آيه 6) و دست يابي به مقام محمود و قرآن الفجر (سجده آيه 16 و مزمل آيه 20 مزمل آيه 6 و ده ها آيه ديگر) مطرح شده است.
    شب به عنوان آيت بزرگ خداوند و نشانه اي از قدرت و عظمت او در جايگاه ارزشي والا قرار گرفته به طوري كه بارها از سوي خداوند در آيات قرآن بدان سوگند ياد شده و از شب هاي دهگانه به عظمت تجليل شده است كه به نظر مي رسد شب هاي دهه آخر ماه رمضان يعني شب هاي قدر باشد. (فجر آيه 1 و 2) البته علامه طباطبايي به پيروي از زمخشري در كشاف (ج 4 ص 746) اين شب ها را بر شب هاي ده گانه اول ذي الحجه كه شب عيد قربان در آن قرار دارد تطبيق داده است كه آن نيز مي تواند درست باشد (الميزان ج 20 ص 279) چنان كه مي تواند اشاره به شب هاي دهه نخست محرم باشد كه برخي بدان اشاره مي كنند.
    انسان در شب به سبب وجود آرامش در آن مي تواند به امور و مقاماتي دست يابد كه در روز امكان آن به سبب (سبحا طويلا) شدني نيست؛ زيرا (قول ثقيل) و مقامات و دانش هاي بلند و سنگين در زمان شب بر جان ها فرود مي آيد و دل ها به علوم و مراتبي دست مي يابد كه هرگز در هياهوي روز شدني و قابل تصور نيست.
    قضا و قدر
    چنان كه گفته شد اصطلاح تركيبي ليله القدر داراي دو بخش است كه يكي از آن ها واژه ليله است كه در قرآن مي تواند كاربردهاي مختلف و متعددي داشته باشد؛ بر اين اساس با توجه به اين كه همواره اين واژه در برابر يوم و نهار و ضحي (روز) قرار مي گيرد با توجه به اصل «تعرف الاشياء باضدادها» با شناخت روز و معاني و كاربردهاي آن مي توان به معاني شب و ليل نيز دست يافت. از اين رو مي توان گفت كه شب به معناي نهان و جمع و تاريكي و فاصله زماني از غروب تا طلوع خورشيد مي باشد.
    در كاربردهاي عرفان اسلامي و فرهنگ ديني چنان كه بيان شد شب از جايگاه خاصي براي ارتباطات معنوي و دست يابي به مقامات عالي كمالي برخوردار مي باشد و نقش آن در تعالي و كمالات چنان است كه شب زنده داري به عنوان ماموريت اصلي و واجب پيامبران و رهروان صديق و پاك آنان مطرح شده است.
    پيامبر(ص) مامور مي شود تا يك سوم يا نصف و يا دو سوم را به شب زنده داري و عبادت مشغول شود؛ زيرا روز چنين استعدادي براي دريافت كمالات ندارد. روز تنها زمان بروز و ظهور آن چه در شب بدست آمده، مي باشد و كسي كه در شب چيزي به دست آورد در روز آن را آشكار مي سازد؛ زيرا روز در هر حال زمان بروز و ظهور چيزهاي نهان است.
    اما واژه قدر كه در اين تركيب به كار رفته، در برابر قضا قرار مي گيرد. قضا در كاربردهاي قرآني نيز داراي معاني چندي است كه وجه مشترك همه آن ها انجام قطعي است. از اين رو قاضي را قاضي مي خوانند كه حكم قطعي را صادر كرده و فصل الخطاب مي باشد.
    در آيات قرآني قضا به معناي حكم قطعي و انجام يقيني و قطعي كاري به كار رفته است. از آن جمله مي توان به آيه 117 سوره بقره در خصوص مسئله تحقق هر چيزي به اراده و قول «كن» الهي اشاره كرد. آيات 200 و 210 سوره بقره و نيز 47 سوره آل عمران و 65 و 103 سوره نساء و آيات بسياري ديگر همين معنا را به عنوان مفهوم قضا بيان مي كنند.
    قدر به معناي اندازه، ارزش (زمر آيه 67)، بها، ميزان و توان و قدرت به كار رفته است.
    (يونس. 5- رعد17.- رعد26. و دهها آيه ديگر)
    در كاربردهاي فرهنگ اسلامي قرآني هرگاه سخن از قضا مي شود به معناي انجام قطعي امري است كه به سخن عاميانه بي برو برگرد است و امكان اين نيست كه امري قضايي تحقق نيابد. از اين رو قضاي الهي به معناي تحقق قطعي و يقيني چيزي است.
    اما قدر به معنايي به كار مي رود كه در آن حكم كلي مشخص شده ولي هنوز به مقام قطع و اجرا نرسيده است.بنابراين قدر را در اصطلاح كلامي به معناي حكم كلي دانسته اند كه البته داراي ويژگي هايي چون اندازه و تعيين و مشخص شدن مي باشد و قضا به معناي حكم قطعي همان حكم كلي است كه مي بايست در خارج تحقق يابد.
    خداوند در آيه 21 سوره حجر درباره روزي مي فرمايد: و ان من شيء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ خزائن هر چيزي در نزد ماست و ما در مقام تنزيل و فرود تدريجي، آن را به اندازه معلوم و مشخصي مي فرستيم.
    بنابراين براي هر چيزي از پيش، اندازه اي مشخص مي شود و آن چيز به شكل قضايي به تدريج فرو فرستاده مي شود. اين گونه نيست كه امري بي اندازه مشخص از پيش تعيين شده قضايي شود و تحقق يابد.
    در آيه 22 سوره حديد مي فرمايد: ما اصاب من مصيبه في الارض و لا في أنفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك علي الله يسير؛ آن چه به عنوان قضاي حتمي و قطعي در جهان و آفاق تحقق مي يابد و يا به عنوان رخداد بر سر آدم مي آيد از پيش در كتابي نوشته شده و اندازه آن مشخص و معلوم شده است و پس از تصويب و اندازه گيري است كه فرود مي آيد و تحقق خارجي پيدا مي كند و اين مسئله بر خداوند سخت نيست بلكه بسيار آسان است.
    به اين معنا كه خداوند همان گونه كه به كليات هر چيزي علم و دانش دارد بر جزئيات آن نيز آگاه مي باشد و اين مسئله موجب مي شود تا هيچ امري بر او پوشيده نباشد و هر چيز از خرد و كلان پيش از اين در كتاب مبين الهي (از رطب و يابس؛ انعام آيه59) نوشته شده است و به قدرت و توانايي الهي تحقق مي يابد و اين گونه نيست كه خداوند تنها به كليات آگاهي و علم و قدرت دارد و در جزئيات و امور خرد و ريز دخالتي نمي كند بلكه همه چيز از خرد و كلان را مي داند و براي آن برنامه اي از پيش تعيين شده دارد و اين مسئله براي خداوند قادر و دانا و توانا سخت نيست بلكه امري بسيار آسان و پيش پا افتاده مي باشد.
    جايگاه شب قدر در تقدير امور
    با مطالب پيشين مي توان به اين نتيجه رسيد كه شب قدر شب تقدير و سرنوشت است و شبي است كه وضعيت امور جهان و انسان رقم مي خورد و هر آن چيزي كه در طول يك سال مي بايست به انسان داده شود مشخص ومعلوم مي شود.اگر بخواهيم همانندي براي شب قدر بيان كنيم مي توان به انزال دفعي قرآن اشاره كرد كه به طور كلي در شبي خاص بر جان پيامبر نازل شده است: اناانزلناه (القرآن) في ليله القدر؛ ما قرآن را به شكل كلي در شب قدر فرو فرستاديم.
    آيه 185 سوره بقره در تفسير اين آيه مي فرمايد كه اين شب در ماه رمضان بوده است: «ماه رمضاني كه در آن قرآن به شكل دفعي فرو فرستاده شده تا هدايت براي مردم و دليل و برهاني از هدايت خداوندي باشد و فرقان و جداساز اموري كه در آن حق و باطل در هم آميخته شود.»
    كتاب مبين همان كتابي است كه هر تر و خشكي در آن به شكل قدر نگاشته شده است (انعام آيه 59) چنان كه آيات 2تا 5 سوره دخان بيان مي كنند كه به شكل انزال دفعي بر قلب پيامبر(ص) وارد شده و آن حضرت از همه هستي و وقايع و رخدادهاي ريز و درشت آن به اذن الهي آگاه شد.
    به سخن ديگر آن چه در ليله القدر نازل شده شايد كتابي مكنون باشد كه جز پاكان «لايمسه الا المطهرون» از آن آگاه نيستند كه از جمله آنها حضرت(ص) و امامان معصوم(ع) مي باشند. اين كتاب غير از كتاب قرآن و يا در بردارنده آن مي باشد. به اين معنا كه كتاب مبيني كه بر پيامبر(ص) در شب قدر به شكل دفعي نزول يافته كتابي بزرگ تر و در بردارنده تر از قرآن است كه قرآن، بخشي از آن كتاب مي باشد.
    چنين كتابي است كه در شبي مبارك به شكل دفعي نازل شده، از طرفي آيات سوره قدر به شكل تتنزل بيان مي كند كه كتاب مبين در شب هاي قدر بر معصوم(ع) انزال مي يابد؛ زيرا هر تنزلي نيازمند كسي است كه به سوي او نزول انجام شود و اين جا همان معصوم(ع) است كه محل نزول فرشتگاني است كه كتاب مبين را مي آورند كه در آن همه چيز نوشته شده است. به سخن ديگر، كتاب مبين به سبب دربردارندگي امور كلي و جزيي هستي كه به شكل قدر مي باشد بر معصوم و انسان كامل فرو فرستاده مي شود و اين مطلبي است كه آيات مختلف آن را تبيين و روشن مي كنند. (دخان. 1تا 4)
    در حقيقت در اين شب قدر است كه هر چيزي با توجه به حكمت (اهداف كلي و مقاصد از پيش تعيين شده) جدا مي شود و وضعيت هر چيزي معلوم مي گردد و خداوند آن را به شكل دفعي در آن شب مبارك فرو مي فرستد و در اختيار معصوم و انسان كامل قرارمي دهد تا معصوم(ع) مردم را انذار كند و وضعيت آنان را توضيح و تشريح كند تا در طول سال برخي را كه ضرر و زيان دارد با اعمال نيك و دعا دفع و امور خير را جلب و جذب كنند.
    از اين رو گفته شده آن چه در شب قدر تعيين مي شود و انزال دفعي مي يابد در هر شبي دوباره تعيين تكليف مي گردد و كساني كه با شب زنده داري و اعمال شب و قرآن خواندن و عبادت و استغفار زندگي مي كنند آثار بد را مي زدايند و اجازه نمي دهند تا به شكل قضاي حتم و قطعي در آيد و امور خير را به سوي خويش جذب مي كنند. اما كساني كه در طول شب هاي سال اين گونه عمل نمي كنند گرفتار قضاي حتمي و قطعي مي گردند.
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    163
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوندا! میخواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت:
    خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند:
    گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر
    صدقهاى بدهد. گفت خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه هايش مىخواهم، فرمود: آنها از آن كسى است
    كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مىخواهم، فرمود: آن، از آن
    كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت خداوندا خشنودى تو را مىخواهم، فرمود: خشنودى من
    از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد
    آفتاب ‌حسن ‌رويت ‌صبح‌ هر آدينه‌اي‌

    نور باران ‌مي‌نمايد اين‌ دل ‌ويرانه ‌را



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شب قدر، شب شکرگذاری به درگاه خداوند است، زیرا در این بهترین شب، بهترین کتاب بر بهترین بندگان خدا نازل شد.

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    418
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    طنين زمزمه ماه در چاه نمي ماند .صدا در دايره تكرار مي شود وتمام زمين وآسمان را به گريه مي اندازد .صدا همه جا را گرفته است
    وشب ؛
    دير مي فهمد كه صدا را نمي شود كشت ...

    علائم و منزلت ليلة القدر



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    تفسير سوره قدر




    علائم و منزلت ليلة القدربنام تو اي آرام جانعلائم و منزلت ليلة القدر



    سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد
    سوره قدر آيات 5
    بسم الله الرحمن الرحيم
    انا انزلناه فى ليلة القدر (1)
    و ما ادراك ما ليلة القدر (2)
    ليلة القدر خير من الف شهر (3)
    تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4)
    سلام هى حتى مطلع الفجر (5).
    ترجمه آيات
    به نام خداوند رحمان و رحيم.
    ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1).
    و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟(2).
    شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).
    در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4).
    اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).

    بيان آيات
    اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى‏كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مى‏داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى‏شوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مى‏تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى‏روند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت‏بنى اميه است).

    "انا انزلناه فى ليلة القدر"

    ضمير در"انزلناه"به قرآن برمى‏گردد، و ظاهرش اين است كه: مى‏خواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.
    و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى‏فرمايد: "و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة" (1) ، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخست‏سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.
    پس مدلول آيات اين مى‏شود كه قرآن كريم دو جور نازل شده، يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا" (2) ، نزول تدريجى آن را بيان مى‏كند، و همچنين آيه زير كه مى‏فرمايد: "و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت‏به فؤادك و رتلناه ترتيلا" (3) .
    و بنا بر اين، ديگر نبايد به گفته بعضى (4) اعتنا كرد كه گفته‏اند: معناى آيه"انزلناه" اين است كه شروع به انزال آن كرديم، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است، كه در آن شب يكباره نازل شد نه همه آن.
    و در كلام خداى تعالى آيه‏اى كه بيان كند ليله مذكور چه شبى بوده ديده نمى‏شود بجز آيه"شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن" (5) كه مى‏فرمايد: قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى‏شود شب قدر يكى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اينكه كداميك از شب‏هاى آن است در قرآن چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده، تنها از اخبار استفاده مى‏شود، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى‏گذرد.
    در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه‏گيرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏كند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى‏سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است‏بر اين معنا دلالت دارد: "فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك" (6) ، چون"فرق"، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند.
    و از اين استفاده مى‏شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن در آن شبش نازل شد نيست، بلكه با تكرر سنوات، آن شب هم مكرر مى‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى‏شود.
    براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن يكپارچه نازل شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آينده تعيين گردد. علاوه بر اين، كلمه"يفرق"به خاطر اينكه فعل مضارع است استمرار را مى‏رساند، در سوره مورد بحث هم كه فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نيز فرموده: "ملائكه در آن شب نازل مى‏شوند"مؤيد اين معنا است.
    پس وجهى براى تفسير زير نيست كه بعضى (7) كرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط يك شب بود، و آن شبى بود كه قرآن در آن نازل گرديد، و ديگر تكرار نمى‏شود.و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى (8) كرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تكرار مى‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بين برد.و نيز سخن آن مفسر (9) ديگر كه گفته: شب قدر تنها يك شب معين در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نيز سخن آن مفسر (10) ديگر كه گفته: شب قدر شبى است در تمام سال، ولى در هر سال يك شب نامعلومى است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏هاى ديگر در ماههاى ديگر، مثلا شعبان يا ذى القعده واقع مى‏شود، هيچ يك از اين اقوال درست نيست.
    بعضى (11) ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته.
    بعضى (12) ديگر گفته‏اند: كلمه"قدر"به معناى ضيق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى‏گردد.و اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد چنگى به دل نمى‏زند.
    پس حاصل آيات مورد بحث‏به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احكام مى‏شود، البته منظورمان" احكام"از جهت اندازه‏گيرى است، خواهيد گفت پس هيچ امرى از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى‏شود؟ در پاسخ مى‏گوييم: نه، هيچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امرى است، و دگرگونى در تقدير، امرى ديگر است، همچنان كه هيچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولى مشيت الهى آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده: " يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب" (13) .
    علاوه بر اين، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرايط تحققش موجود است، و بعضى‏ها ناقص است، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام تقدير بشود، و بعضى ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات بر مى‏آيد و به زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با اين وجه سازگار نيست.

    "و ما ادريك ما ليلة القدر"

    اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليلة القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد.واضح‏تر بگويم، با اينكه مى‏توانست‏بفرمايد: "و ما ادريك ما هى، هى خير من الف شهر"براى بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود: "و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر".

    "ليلة القدر خير من الف شهر"

    اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله"و ما ادريك ما ليلة القدر"بدان اشاره شده بود، يعنى عظمت آن شب را بيان مى‏كند، و مى‏فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامى ارجمند دارد كه از هزار شب بهتر است.
    و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى كه مفسرين تفسير كرده‏اند بهتر بودنش از حيث فضيلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است، چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوى خدا نزديك، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده‏دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممكن است همين معنا را از آيه سوره دخان نيز استفاده كرد، چون در آنجا شب قدر را پر بركت‏خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فى ليلة مباركة" (14) .البته در اين ميان معناى ديگرى نيز هست، كه ان شاء الله در بحث روايتى آينده خواهد آمد.

    "تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر"

    كلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است كه از عالم امر است و خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربى" (15) ، و اذن در هر چيز به معناى رخصت دادن در آن است، و يا به عبارت ديگر اعلام اين معنا است كه مانعى از اين كار نيست.
    و كلمه"من"در جمله"من كل امر"به گفته بعضى (16) از مفسرين به معناى باء است.
    بعضى (17) ديگر گفته‏اند: به معناى خودش است، يعنى ابتداى غايت، ولى سببيت را هم مى‏رساند، و آيه را چنين معنا مى‏دهد: "ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرى الهى نازل مى‏شوند".
    بعضى (18) ديگر گفته‏اند: باء براى تعليل به غايت است، و معنايش اين است"ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، براى خاطر اينكه هر امرى را تدبير كنند".
    ليكن حق مطلب اين است كه: مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد كه آيه"انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون" (19) تفسيرش كرده، حرف"من"براى ابتدا خواهد بود، و در عين حال سببيت را هم مى‏رساند، و به آيه چنين معنا مى‏دهد: "ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند، در حالى كه نزولشان را ابتدا مى‏كنند و هر امر الهى را صادر مى‏نمايند".
    و اگر منظور از امر مذكور هر امر كونى و حادثه‏اى باشد كه بايد واقع گردد، در اين صورت حرف"من" به معناى لام تعليل خواهد بود، و آيه را چنين معنا مى‏دهد: ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند براى خاطر تدبير امرى از امور عالم.

    "سلام هى حتى مطلع الفجر"

    در مفردات گفته: كلمه"سلام"و"سلامت"به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است (20) .
    پس جمله"سلام هى"اشاره است‏به اينكه عنايت الهى تعلق گرفته است‏به اينكه رحمتش شامل همه آن بندگانى بشود كه به سوى او روى مى‏آورند، و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد.و لازمه اين معنا آن است كه طبعا در آن شب كيد شيطان‏ها هم مؤثر واقع نشود، همچنان كه در بعضى از روايات هم به اين معنا اشاره رفته است.
    ولى بعضى (21) از مفسرين گفته‏اند: مراد از كلمه"سلام"اين است كه: در آن شب ملائكه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام مى‏دهند.برگشت اين معنا هم به همان معناى اول است و اين دو آيه يعنى آيه"تنزل الملئكة و الروح"تا آخر سوره در معناى تفسيرى است‏براى آيه قبلى كه مى‏فرمود"ليلة القدر خير من الف شهر".
    بحث روايتى
    در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت آورده كه گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم يا رسول الله آيا شب قدر شبى است كه در عهد انبياء بوده و امر بر آنان نازل مى‏شده و چون از دنيا مى‏رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مى‏شده است؟فرمود: نه بلكه شب قدر تا قيامت هست (22) .
    مؤلف: در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده (23) .
    و در مجمع البيان است كه از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده كه گفت: از امام صادق(ع)از شب قدر پرسيدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بيست و يكم و بيست و سوم جستجويش كن (24) .

    مؤلف: در معناى اين روايات، رواياتى ديگر نيز هست، و در بعضى از اخبار ترديد بين دو شب شده، يكى بيست و يكم و ديگرى بيست و سوم، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام باقر(ع)روايت كرده
    (25)
    . و از رواياتى ديگر استفاده مى‏شود كه شب قدر خصوص بيست

    و سوم است، و اگر معينش نكرده‏اند به منظور تعظيم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نكنند (26)
    .
    و نيز در تفسير عياشى در روايت عبد الله بن بكير از زراره از يكى از دو امام باقر و صادق(ع)آمده كه فرمود: شب بيست و سوم همان شب جهنى است، و حديث جهنى اين است كه گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدينه دور است، دستورم بده در شب معينى داخل مدينه شوم فرمود: شب بيست و سوم داخل شو (27) .
    مؤلف: حديث جهنى كه نامش عبد الله بن انيس انصارى بود، از طرق اهل سنت نيز روايت‏شده، و سيوطى آن را در الدر المنثور از مالك و بيهقى نقل كرده (28) .
    و در كافى به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدير در نوزدهم و ابرام در شب بيست و يكم و امضا در شب بيست و سوم است (29) .
    مؤلف: در اين معنا هم روايات ديگرى هست (30) .
    پس معلوم شد آنچه همه روايات مختلفى كه از ائمه اهل بيت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند اين است كه: شب قدر تا روز قيامت‏باقى است، و همه‏ساله تكرار مى‏شود، و نيز ليلة القدر شبى از شبهاى رمضان، و نيز يكى از سه شب نوزده و بيست و يك و بيست و سه است.
    و اما از طرق اهل سنت روايات به طور عجيبى اختلاف دارند كه به هيچ وجه نمى‏شود بين آنها را جمع كرد، ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم است، و در آن شب بوده كه قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند.
    و در الدر المنثور است كه خطيب از ابن مسيب روايت كرده كه گفت: رسول خدا (ص)فرمود: در خواب به من نشان دادند كه بنى اميه بر منبرم بالا مى‏روند، و اين معنا بر من سخت گران آمد و خداى تعالى در اين مناسبت‏سوره"انا انزلناه فى ليلة القدر"را نازل كرد (31) .
    مؤلف: نظير اين روايت را خطيب هم در تاريخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذى و ابن جرير، طبرانى، ابن مردويه و بيهقى هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده‏اند (32) .و در اين ميان روايات بسيارى در اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت(ع) نقل شده، و در آنها آمده كه خداى تعالى ليلة القدر را كه بهتر از هزار ماه سلطنت‏بنى اميه است‏به عنوان تسليت‏به رسول خدا(ص)عطا فرمود (33) .
    و در كافى به سند خود از ابن ابى عمير از عده‏اى راويان از امام صادق(ع) روايت آورده كه گفت: بعضى از اصحاب ما اماميه كه به نظرم مى‏آيد سعيد بن سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد (34) .
    و در همان كتاب به سند خود از فضيل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از امام باقر(ع)از معناى آيه"انا انزلناه فى ليلة مباركة"سؤال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه‏ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مى‏شود شبى است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "فيها يفرق كل امر حكيم".
    آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه‏اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مى‏شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندى كه قرار است متولد شود، و يا اجلى كه بنا است فرا رسد، و يا رزقى كه قرار است(تنگ و يا وسيع)برسد، پس آنچه در اين شب مقدر شود، و قضايش رانده شود قضايى است‏حتمى، ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است(و خدا با حتمى كردن مقدرات، العياذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمى‏زند).
    حمران مى‏گويد: پرسيدم منظور خداى تعالى از اينكه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چيست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زكات و انواع خيرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير مؤمنين را مضاعف نمى‏كرد، مؤمنين بجايى نمى‏رسيدند، ولى خدا پاداش حسنات ايشان را مضاعف مى‏كند (35) .
    مؤلف: منظور امام از اينكه فرمود: "ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است"، اين است كه قدرت خداى تعالى هميشه مطلق است، او هر زمان هر كارى را بخواهد مى‏كند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى كرده باشد، و خلاصه حتمى كردن يك مقدر قدرت مطلقه او را مقيد نمى‏كند، او مى‏تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كارى را نمى‏كند.

    و در مجمع است كه از ابن عباس از رسول خدا(ص)روايت شده كه فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائكه‏اى كه ساكن در سدرة المنتهى هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى‏شوند، در حالى كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده پرچم‏هايى را به همراه دارند، يك پرچم بالاى قبر من، و يكى بر بالاى بيت المقدس، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سينا نصب مى‏كنند، و هيچ مؤمن و مؤمنه‏اى در اين نقاط نمى‏ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مى‏كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت‏خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد (36) .

    و در تفسير برهان از سعد بن عبد الله روايت كرده كه به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت: با امام صادق(ع)بودم كه سخن از پاره‏اى خصائص امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود امام مستوجب روح بيشترى مى‏گردد.عرضه داشتم فدايت‏شوم مگر روح همان جبرئيل نيست؟فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است، و جبرئيل از سنخ ملائكه است، و روح از آن سنخ نيست، مگر نمى‏بينى خداى تعالى فرموده: "تنزل الملئكة و الروح"پس معلوم مى‏شود روح غير از ملائكه است (37) .
    مؤلف: روايات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسيار زياد است، (كه ما در اينجا مختصرى از آن را آورديم)، و در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر شده، از قبيل اين كه: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و ليكن چون اين علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنين است، لذا از ذكر آن روايات خوددارى نموديم.


    پى‏نوشت‏ها:
    1- سوگند به كتاب مبين، ما آن را در شبى مبارك نازل كرديم.سوره دخان، آيه 3.
    2- ما قرآنى بر تو نازل كرديم كه به صورت آيات جدا از هم مى‏باشد، تا آن را تدريجا و با آرامش بر مردم بخوانى.و به طور قطع اين قرآن را ما نازل كرديم.سوره اسراء، آيه 106.
    3- آنانكه كافر شدند گفتند: چرا قرآن يكباره بر او نازل نشد، بله يكباره نازل نكرديم، تا قلب تو را ثبات و آرامش بخشيم، و بدين منظور آيه آيه‏اش كرديم.سوره فرقان، آيه 32.
    4- مجمع البيان، ج 10، ص 518.
    5- سوره بقره، آيه 185.
    6- در آن شب هر حادثه‏اى كه بايد واقع شود خصوصياتش مشخص و محدود مى‏گردد، اين امرى ست‏خلف ناپذير، امرى است از ناحيه ما كه اين ماييم فرستنده رحمتى از ناحيه پروردگارت.سوره دخان، آيه 6.
    7- تفسير قرطبى، ج 20، ص 135.
    8- مجمع البيان، ج 10، ص 518.
    9- تفسير قرطبى، ج 20، ص 135.
    10- روح المعانى، ج 30، ص 190.
    11 و 12- مجمع البيان، ج 10، ص 518.
    13- خدا هر چه را كه از مقدرات بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏كند، و كتاب تغيير ناپذير نزد او است.سوره رعد، آيه 39.
    14- ما آن را در شب مباركى نازل كرديم.سوره دخان، آيه 3.
    15- بگو روح از امر پروردگار من است.سوره اسراء، آيه 85.
    16 و 17 و 18- روح المعانى، ج 30، ص 196.
    19- فرمان نافذ خدا(در عالم)چنين است كه وقتى اراده خلقت چيزى را بكند به محض اينكه بگويد باش، موجود مى‏شود.سوره يس، آيه 82.
    20- مفردات راغب، ماده"سلم".
    21- روح المعانى، ج 30، ص 197.
    22- تفسير البرهان، ج 4، ص 488، ح 26.
    23- الدر المنثور، ج 6، ص 371.
    24 و 25 و 26 و 27- مجمع البيان، ج 10، ص 519.
    28- الدر المنثور، ج 6، ص 373.
    29- فروع كافى، ج 4، ص 159، ح 9.
    30- نور الثقلين، ج 5، ص 627.
    31- الدر المنثور، ج 6، ص 371.
    32- الدر المنثور، ج 6، ص 371.
    33- نور الثقلين، ج 5، ص 621 - 623.
    34- فروع كافى، ج 4، ص 157، ح 4.
    35- فروع كافى، ج 4، ص 157، ح 6.
    36- مجمع البيان، ج 10، ص 520.
    37- تفسير برهان، ج 4، ص 481، ح 1.
    تفسير الميزان جلد 20 صفحه 559
    علامه سيد محمد حسين طباطبائى
    علائم و منزلت ليلة القدر



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    علائم و منزلت ليلة القدر




    علائم و منزلت ليلة القدربنام تو اي آرام جان علائم و منزلت ليلة القدر




    علائم و منزلت ليلة القدر

    علائم و منزلت ليلة القدر

    الحديث: قال الباقران عليهما السلام: سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)
    ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مى‏گردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مى‏گردد.
    توضيح: علامه طباطبائى در علايم شب قدر مى‏گويد: روايات در معنى و خصايص و فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند و هواى آن روز معتدل است. (الميزان، ج 40، ص 332)
    الحديث: قال ابو عبد الله عليه السلام: ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2)
    ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.
    الحديث : قال النبى (صلى الله عليه و آله): ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية‏». (3)
    ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».
    الحديث: قال موسى (عليه السلام):
    الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:
    الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:
    الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:
    الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:
    الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:
    الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4)
    ترجمه: خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.
    توضيح: ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.


    پى نوشتها:
    1- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 256.
    2- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 262.
    3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458.
    4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.


    علائم و منزلت ليلة القدر



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    پروردگارا شب قدر ما را به دعای امیر المومنین(ع) نیکو رغم بزن الهی امین
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حقیقت شب قدر


    «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

    بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

    استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

    این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)


    در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

    بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود.

    این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

    اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

    (9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

    اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

    با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

    به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود.


    عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)


    پس شب قدر شبى است كه:
    1. قرآن در آن نازل شده است.

    2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

    3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

    بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه ‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

    این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید:

    «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.
    طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید:

    «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.»
    این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

    «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

    پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:
    1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
    2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.
    3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
    4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

    الف. نزول قرآن.
    ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

    اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:
    الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

    ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

    ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

    د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

    ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

    و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

    مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)


    پى‏نوشت‌ها:
    1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .
    2- همان، ص 248.
    3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.
    4- همان، ج‏ 19، ص 101.
    5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.
    6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.
    7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.
    8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103
    9- انسان و سرنوشت، ص 53
    10- همان، ص 55 و 56
    11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .
    12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .
    13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252
    14- الكافى، ج‏1، ص 248
    15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    عظمت‏شب قدر

    علائم و منزلت ليلة القدر


    در سوره قدر مى‏خوانيم: «انا انزلناه فى ليلة القدر وما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر» . خداوند متعال براى بيان عظمت‏شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «وما ادريك ما هى هى خير من الف شهر» يعنى با اين كه مى‏توانست در آيه دوم و سوم به جاى كلمه «ليلة القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند. و با آيه «ليلة القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند. و احياء يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.


    از
    امام صادق عليه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ (با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است) .
    حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد

    فروع كافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4.

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۱/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۲:۲۵


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود