جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عرفان در تاریکی _ مولانا؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    عرفان در تاریکی _ مولانا؟





    پرسش:
    در آثار مولوی ابیاتی به چشم می خورد که در تعارض با عقاید شیعه است، مانند عزاداری و ماتم بر امام حسین (علیه السلام) را به تمسخر گرفتن و روز عاشورا را روز فرح و شادی دانستن، و یا در مواردی حج را انکار می کند. و یا ابیاتی که در مدح خلفای سه گانه اهل سنت هست. این ابیات چگونه توجیه می شود؟

    پاسخ
    الف: همه انسان هایی که از مرحله عصمت پایین تر باشند، در معرض خطا و لغزش و اشتباه می‌باشند. چنان چه مرحوم محدث نوری که یکی از اعاظم علمای شیعیان است، بر خلاف آیات و روایات دینی، قائل به تحریف قرآن گردید، و یا شیخ صدوق با همه عظمتی که داشت، قائل به سهو النبی گشت.
    ب: وجود چنین اشتباهاتی مانع این نمی شود که همه کلمات و آثار آنها زیر سوال برود.
    ج: با توجه به جو و اختناق گذشته بر علیه شیعه، احتمال تقیه یک احتمال بسیار جدی در آثار مولوی است.
    د: ما شیعه کسی هستیم که فرمود: «انْظُرْ إِلَى‏ مَا قَالَ‏ وَ لَا تَنْظُرْهُ إِلَى مَنْ قَال»؛ نگاه کن ببین چه می‌گویند و نگاه نکن که چه کسی است دارد سخن می‌گوید.(1)
    یک آدم دانا و فهمیده همیشه این طور برخورد می‌کند و تعصب بر او حاکم نیست. فلانی چون سنی است پس حتماً همه حرف‌هایش غلط است! فلانی چون شیعه هست پس حتماً همه حرف‌هایش درست است! فلانی چون در مسلک و مذهب و دین ما نیست پس حرفش را گوش نمی‌‌کنیم و استدلال‌هایش را هم نمی‌پذیریم. این ها تعصب است و آدم عاقل و دانا، متعصب نیست.

    اما راجع به عزدارای برای امام حسین (علیه السلام)، لازم می‌دانم از افرادی که آن اشکال را بر مولوی وارد می‌کنند بپرسم: شما عبارت زیبای حضرت زینب کبری (علیهاالسلام) را که فرمود: «ما رایت الا جمیلا» چیزی جز زیبایی ندیدم، چگونه معنا می‌کنید؟ امام حسین (علیه‌‌السلام) با یاران با وفایش به بدترین وضع، شهید شده‌اند، خانواده‌اش اسیر شده‌اند، ایشان می‌فرماید همه‌اش زیباست. یا این مطلب را که شهدای کربلا برای شهادت و وصال حق از هم سبقت می‌‌گرفتند و بعضی از یاران امام حسین (علیه‌‌السلام)، شب عاشورا، مزاح می‌کردند و شاد بودند و چون علت را پرسیدند در پاسخ گفتند فردا به وصال می‌‌رسیم، این ها را چگونه تفسیر می‌کنید‌؟
    حادثه عاشورا را از دو زاویه باید دید به نحوی که با هم تعارض نداشته باشند.
    زاویه نخست این است که ببینیم اسلام زنده و بنی امیه مفتضح شد، خون امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش درخت اسلام ناب را تا قیامت آبیاری کرد و رشد داد، و ببینیم امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش به وصال حق رسیده و از زندان دنیا نجات یافتند. همه این ها چیزهایی است که از زاویه اول آن ها را در حادثه عاشورا و کربلا می‌توان دید که همه جمالی‌اند و همه مایه خوشحالی و سرور و ابتهاج است.
    زاویه دوم این است که ببینیم امام معصوم، با چنان وضعی به شهادت رسید و آن همه مصیبت‌ و سختی‌ بر اهل بیت (علیهم‌السلام) وارد شد. حال اگر از این زاویه به قضیه نگاه کنیم، قضیه و حادثه بسیار فجیع و بسیار درد آور و بسیار ناراحت کننده است و شایسته است انسان خون گریه کند. وجهه‌‌ها و جهت‌ها و زاویه دیدها را نباید به هم ریخت و با هم خلط کرد و اشتباه گرفت.
    مولوی از زبان آن شاعر تازه‌ وارد نا آشنا می‌گوید: شما که در عزای امام حسین (علیه‌السلام) گریه می‌کنید آیا می‌دانید آن هایی که شهید شدند در چه جایگاهی هستند؟ یا خبر ندارید؟
    اگر خبر دارید، از این جهت باید خوشحال و مسرور باشید که آن ها به آن مقامات رسیده‌‌اند و به تعبیر خودشان به وصال حق رسیده‌‌اند و دیگران را از اسلام اموی، نجات داده‌‌اند و دین خاتم را با خونشان زنده‌ نگه داشتند. آیا این خوشحالی ندارد؟ البته ناراحتی و گریه و عزاداری هم به اعتبار مصیبت‌هایی که بر اسلام و امام حسین و خاندان و یارانش وارد شده سر جای خود محفوظ است، منتها مولوی در مقام بیان این جهت نیست. اگر هم نمی‌دانید که شهدای کربلا چه کردند و به کجا رسیدند، شما به حال خودتان گریه کنید بهتر است.(2)

    حجّ از دیدگاه مولوی، هم چون سایر عارفان و مانند همه احکام و عبادات، مشتمل بر اسراری است، ظاهری دارد و باطنی. ظاهر آن طیّ مسافتی خاص در ایّامی مخصوص است و رسیدن به خانه ای و چرخیدن به دور آن و انجام مراسمی چند با آدابی ویژه. اما باطن و گوهر آن سیر قلبی و روحی است از خاک تا عالم پاک و لقاء حضرت ربّ الارباب و ملاقات کردگار.
    مولوی حج را منحصر به ظواهر و انجام رشته ای از مرسومات نمی داند، بلکه بر این باور است که حج ساحت هایی فراتر از نمودهای ظاهری و اعمال قالبی دارد و آن ملاقات خداوند است، در گذشتن از خودی است، فراتر رفتن از خود و ظواهر است، اوج گرفتن در بیکرانه هاست و رسیدن به وصل جانان
    لذا پیام مولانا و همه عارفان مسلمان این است که در «قشر» نمانید به «لُبّ» هم سفر کنید، تنها با بدنه و پیکر عبادات مواجه نشوید به «درون» و «باطن» آن ها نیز بار بیابید، تنها در «بیرون» نمانید که «درون» هم شایسته دیدن است. سخن مولانا این است که در «خانه» نمانید که «خواجه خانه» و «خداوند بیت» نیز شایسته زیارت و دیدن است و البته این کاری است که همّتی مردانه طلب می کند.(3)

    اما اشعار مولوی در مدح خلفای سه گانه
    ابیات بسیار محکمی درباره اهل بیت و امام علی (علیه السلام) در مثنوی هست. مولوی ضمن داستانی همه بشریت را گرفتار و محصور در صندوقچه ظلمت‌های شهوت و غضب معرفی می‌کند و علی (علیه‌السلام) را آزاد کننده بشریت می‌خواند. (داستانش در دفتر ششم مثنوی، مفصل آمده که باید به آن جا مراجعه کنید.)
    مولوی از آن داستان استفاده می‌کند و می‌گوید:
    زین سبب پیغمبر با اجتهاد * نام خود و آن علی (ع) مولا نهاد
    گفت هر کس را منم مولا و دوست * ابن عم من علی (ع) مولای اوست
    کیست مولا آن که آزادت کند * بند رقیت ز پایت برکند
    چون به آزادی نبوت هادی است * مؤمنان را ز انبیا آزادی است
    مولوی در این جا پیامبر و امیرالمومنین (علیهما السلام) را آزاد کننده بشریت معرفی می‌کند.
    بعد مولوی خطاب به مومنان می‌گوید:
    ایگروه مومنان شادی کنید * همچو سرو و سوسن آزادی کنید
    یعنی ای جامعه مؤمنان که علی مولای شما شده است شما باید شاد باشید، نه علی (علیه السلام) و به شما باید تبریک گفت نه علی. برای امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)، این ولایت، مسئولیت است، سختی و گرفتاری و خون جگر خوردن و رطب و یابس از این و آن شنیدن است. شماها باید خوشحال و شاد باشید که علی، زمامدار و سرپرست و مولای شما شده است نه علی.
    سرو و سوسن در بند و زندانی خاک و سنگ هستند، آب که به پای این ها ریخته شود می‌جنبند و از خاک سر در می‌آورند و رشد می‌کنند و شکوفا می‌شوند و آزاد می‌شوند.
    ای بشریت و ای مومنان شما هم مثل این ها با استفاده از آب ولایت بجنبید و از بند گل و لای طبیعت آزاد شوید و ببالید و باز و شکوفا شوید.
    لیک می‌گویید هر دم شکر آب * بی زبان چون گلستان خوش خضاب
    باید هر دم و هر لحظه شکر این نعمت را بجا آورید، آن هم شکر عملی و بی‌زبان، نه شکر زبانی صرف، باید عملاً شکر بکنید که ولیّ شما علی (علیه‌السلام) است. در عمل پایبند ولایت بوده باشید و عملا شکرگزار بوده باشید.
    این نکته شاید کنایه به کسانی باشد که در غدیر خم به علی (علیه‌السلام) تبریک زبانی گفتند اما در عمل کار دیگری کردند. دقت کنید. بی زبان شکر گزار باش یعنی عملا پایبند باش، نه با گفتن صرف «بخّ لک یا علی ...»
    یا این ابیات مولوی در اواخر دفتر أوّل مثنوی در وصف علی (علیه‌السلام) بی‌نظیر است که می‌گوید:
    ای علی که جمله عقل و دیده‌ای * شمه‌‌ای وا گو از آن چه دیده‌‌ای
    تیغ حلمت جان ما را چاک کرد * آب علمت خاک ما را پاک کرد
    بازگو دانم که این اسرار هوست * زانک بی شمشیر کشتن کار اوست
    باز گو ای باز عرش خوش‌شکار * تا چه دیدی این زمان از کردگار
    چشم تو ادراک غیب آموخته * چشم‌های حاضران بر دوخته
    آن یکی ماهی همی‌‌بیند عیان * وان یکی تاریک می‌بیند جهان
    راز بگشا ای علی مرتضی * ای پس سوء القضا حسن القضا
    «در یکی از جلسات روحانیان اهل سنت، این بیت را مطرح کرده و گفتم به نظر شما «ای پس از سوء القضا حسن القضا» یعنی چه؟
    هر کس نظری داشت که با جان این عبارات و با مصرع اول که می‌گوید «راز بگشا ...» تناسب نداشت. مثلا یکی از آقایان گفت: سوء القضا یعنی آب دهان انداختن عمرو بن عبدود،‌ و حسن القضا یعنی آن فرو نشاندن خشم توسط علی بن ابی طالب (علیه‌السلام). گفتم این ها درست نیست؛ چون مولوی خود حضرت را در برابر قبلی‌ها حسن القضا و قبلی‌ها را در برابر علی که بعد از آن ها آمد سوء القضا می‌داند. این است آن مطلبی که مولوی درباره علی (علیه‌السلام) می‌خواهد بگوید.»(4)
    هنر مولوی این است که داستانی نقل می‌کند و حرف‌های مهمش را لابه‌لای داستان می‌گوید.
    در این جا هم داستان علی (علیه‌السلام) و عمر بن عبدود است اما همان سبک مثنوی در همه کتاب، این جا هم هست که بین داستان، نکات دقیق و مهمی را گوشزد می‌کند. مولوی خطاب به علی (علیه‌السلام) می‌کند که تو حسن القضایی و دیگران سوء القضایند و تو بعد از آنهایی. تو آن حسن القضایی هستی که بعد از سوء القضایی.
    یا تو واگو آنچه عقلت یافتست * یا بگویم آنچه بر من تافتست
    از تو بر من تافت چون داری نهان * می‌فشانی نور چون مه بی زبان
    مولوی در این جا صریحا اعتراف می‌کند آن چه من دارم از علی (علیه‌السلام) دارم. یا تو رازها را بگو و یا من می‌گویم و من هم اگر بگویم از تو گرفته‌ام که می‌گویم. تو بدون این که حرفی بزنی داری نور افشانی می‌کنی اما اگر علاوه بر آن نور افشانی، به حرف هم بیایی، شب روان را یعنی قافله بشریت را، مردمانی را که در ظلمت و تاریکی کثرات خلقیه راه طی می‌کنند، بیشتر راهنما خواهی بود و آن ها را زودتر به راه خواهی آورد.
    لیک اگر در گفت آید قرص ماه * شب روان را زودتر آرد به راه
    از غلط ایمن شوند و از ذهول * بانگ مه غالب شود بر بانگ غول
    ماه بی گفتن چو باشد رهنما * چون بگوید شد ضیا اندر ضیا
    اگر تو بر این بشریت بانگ بزنی و آن ها را با نور افشانی‌ات راهنمایی کرده و دستگیری کنی بانگ تو و روشنایی تو که به منزله ماه هستی بر بانگ غول و رهزن یعنی نغمه شوم و ناموزون کسانی که مدعی خلافت هستند و خلیفه حقیقی نیستند غالب می‌شود و بشریت را از ذهول و غفلت نجات می‌دهد.
    چون تو بابی آن مدینه علم را * چون شعاعی آفتاب حلم را
    باز باش ای باب بر جویای باب * تا رسد از تو قشور اندر لباب
    باز باش ای باب رحمت تا ابد * بارگاه ما له کفوا احد
    مولوی در این ابیات، چقدر زیبا از ولایت دفاع می‌کند و کسانی را که در جلوی ولایت قرار گرفته‌ و می‌خواهند نور آن را پنهان کنند غول معرفی می‌کند و آن ها را منشا غفلت و انحراف و نسیان بشریت می‌داند.
    این عبارات که جزء محکمات فرمایشات مولوی است همه مدح‌های کذایی این و آن را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد.
    از طرفی دیگر، اقتضائات زمان این شخصیت‌های بزرگ را نیز باید درک کرد. همین الآن ما که در عصری و کشوری زندگی می‌کنیم که یک حکومت شیعی حاکم است مگر می‌توانیم هر حرفی را طبق عقاید شیعی در صدا و سیما بزنیم؟

    __________________
    (1) تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏،ص 58، ناشر: دفتر تبليغات‏، ايران؛ قم‏، 1366 ش‏.
    (2)سایت استاد رمضانی.
    (3)
    http://www.hawzah.net/
    (4) سایت استاد رمضانی.





    لینک اصلی


  2. تشکر




  3. کانون گفتگوی قرآنی

    کانون گفتگوی قرآنی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود