جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستانی از شب اول قبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    داستانی از شب اول قبر






    پرسش:
    در مورد واقعه ایی که از علامه طباطبایی در مورد مرگ یکی از زنان اهل سنت همسایه ایشان و وقایع تابعه (به تقاضای دختر، همراه مادر دفن شد و با وقایع شب اول قبر برای مادر، موهای دختر یک شبه مانند پیران سفید شد) نقل شده است توضیحاتی می خواستم.

    پاسخ:
    ما بر سر این داستان هیچ إصراری نداریم که حقیقت داشته باشد؛ بنده دنبال صحت و سقم این ماجرا نبودم و خبر ندارم که حضرت علامه چنین حرفی زده یا نزده باشند. هم چنین ممکن است که چنین اتفاقی افتاده باشد اما ناقل، در جزئیات مطلب اشتباهی کرده باشد و جریان را کم و زیاد نقل کرده باشد. منتهی بر فرض صحتِّ نقل، رخ دادن چنین مطلبی، بعید از ذهن نیست، هر چند ممکن است اصلِ حکایت یا بخشی از آن دروغ باشد.
    اول این که معلوم نیست حضرت علامه چنین ماجرایی را دیده باشند تا بخواهند جلوی آن را بگیرند یا نگیرند، بلکه ممکن است به خاطر همسایگی و هم جواری، برایشان نقل کرده باشند.
    دوم این که این ها سنی بوده اند، و خیلی از آداب دفن مسلمانان و شیعیان را، ممکن است عمل نکرده باشند، هر چند بعید است، اما بُعدِ عقلی ندارد، می تواند چنین واقعه ای به وقوع پیوسته باشد. انسان های بی عقلی هستند که انسان زنده را در کنار انسان مرده تنها بگذارند (بخاطر إصرار آن دخترِ بی تاب).
    ثالثا این که از جهت اعجازی، مانع عقلی وجود ندارد که موهای کسی یک شبِ، سفید شود.
    رابعا این که قرار نیست که دخترِ در قبر، به چشم سر این وقایع را دیده باشد، تا با قواعد مادی ناسازگار باشد، بلکه ممکن است برای او مکاشفه ای رخ داده باشد.
    خامسا این که حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)، برای منکران ولایت ایشان به صورت عصبانی و خشمگین در شبِ اول قبر ظاهر می شوند و با این چهره إعمال نارضایتی می نمایند، اما جزئیات این مطلب مشخص نیست و این که برای این دختر دقیقا چه رخ داده، باید از خودش پرسید؛ ولی ممکن است که به حالت مکاشفه چیزهایی را دیده باشند.
    بنده این مطالب را ذکر کردم که برخی از اموری که برای بعضی، بعید به نظر می رسد را ذکر کنم تا با مذهب شیعه کمی آشنا شوند و الا در مورد این ماجرا هیچ إصراری نیست که درست باشد. چون ممکن است مثل خیلی از ماجراها که دشمنان ما، درست می کنند و بعد إعلام می کنند که خودمان درست کرده بودیم و حقیقتی نداشت و اعلام می کنند شما شیعیان همه عقایدتان چنین است و بر اساس حجت و دلیل نمی باشد، تا با این کار اعتقادات شیعیان را مسخره کنند.
    جالب است که بدانید نه تنها علی (علیه السلام)، بلکه سایر ائمه به هنگام مرگ به استقبال آن ها می آیند، اگر مومن باشد او را به بهشت و اگر کافر باشد به جهنم راهنمایی می کنند؛ روایات در این باب در حدّ تواتر است و این مطلب عقیده ای است از شیعیان.
    علت این که امیرالمومنین علی (علیه السلام) می آیند، به خاطر انتقام یا بی کار بودن نیست، به خاطر این است که ائمه مظهر صفات الهی هستند، خداوند امورات دنیا را به دست اینان و به برکت وجود این ها انجام می دهد، حتی شب معراج که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به معراج رفته بودند، خداوند متعال با لحن و زبان علی (علیه السلام) با پیامبر سخن گفت. خداوند متعال، علی (علیه السلام) را «قسیم النار و الجنة» قرار داده، ایشان هستند که بهشت جهنم را تقسیم می کنند، این مطلبی است که شیعه و سنی نقل کرده اند.(1)
    پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «یاعلی إنَّکَ قَیسمُ النّارِ وَ الجَنَّة».(2)
    خود حضرت امیر (علیه السلام) فرمودند: «أَنَا قَسِيمُ‏ النَّارِ وَ خَازِنُ‏ الْجِنَانِ‏ وَ صَاحِبُ‏ الْحَوْضِ‏ وَ صَاحِبُ‏ الْأَعْرَافِ‏ وَ لَيْسَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ إِمَامٌ إِلَّا وَ هُوَ عَارِفٌ بِأَهْلِ وَلَايَتِهِ وَ ذَلِكَ لِقَوْلِهِ تَعَالَى‏ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛ من تقسیم کننده جهنم هستم، من خازن بهشتم، من صاحب حوض کوثرم، من صاحب اعرافم، امامی از ما اهل بیت نیست مگر این که آشنا به اهل ولایتش می باشد زیرا که خداوند فرمود: ای پیامبر تو انذار دهنده هستی و برای هر قومی هدایت کننده ای وجود دارد.
    هدایت کننده علی (علیه السلام) است.(3)
    آری چنین کسی به هنگام مرگ افراد بر سر آن ها می آید او که مظهر رحمت و غضب الهی است. همین علی (علیه السلام) به حارث همدانی فرمودند: «يَا حَارِ هَمْدَانَ! مَنْ‏ يَمُتْ‏ يَرَنِي، مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلا»؛ ای حارث همدانی، هر کس بمیرد من علی را می بیند، چه مومن باشد و چه کافر.(4)
    محاسبه اعمال مردم به دست علی (علیه السلام) است: «إِيَابُ‏ الْخَلْقِ‏ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَكم»(5)
    میزان اعمال علی (علیه السلام) است. معیار حق و باطل علی (علیه السلام) است.
    چرا چنین کسی به هنگام مرگ بر سر افراد نیاید؟ آیا کسی که خدا او را برای این امر گمارده، باید به او گفت که «بیکار»؟ یا این که وظیفه ای است بر گردن او؟
    برای کلیت معاد، دلیل عقلی داریم ولی برای جزئیات برزخ و معاد، نمی توان دلیل عقلی آورد، زیرا که عقلِ ما قاصر از این جریانات است و فقط وحی و سنت می تواند پرده از حقایق آن بردارد، که احادیثی عرض شد.
    اما در مورد دلیل قرآنی باید بگویم، قرار نیست که تمام جزئیات در قرآن آمده باشد، مثلا در قرآن نیامده که نمازهای یومیه هر کدام چند رکعت هستند ولی کلّیتِ نماز آمده است و در قرآن آمده است که از رسول تبعیت کنید، پس اگر ما حدیثی را از پیامبر، مدّ نظر و عمل قرار می دهیم به قرآن عمل کرده ایم.
    اما برای این که دلیل قرآنی هم برای شاهد و ناظر بودن امیرالمومنین بر اعمال ما آورده باشم این مطلب را عرض می کنم: در تفسیر آیه سوم از سوره بروج «وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُود» آمده است که شاهد و مشهود، پیامبر و امیرالمومنین هستند: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ قَالَ النَّبِيُّ ص وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع»(6)
    پس این بزرگواران اعمال و رفتارِ ما را شاهد هستند و از خوب و بد اعمالِ ما، شاد یا ناراحت می شوند.

    _______________
    (1) شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه، ج 19، ص 139.
    (2) صحیفه امام رضا، ص 106.
    (3) غرر الحکم، ص 261.
    (4) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 299.
    (5) کافی،ج 8، ص 418.
    (6) کافی، ج 1، ص 425، (ط- اسلامیه).




    لینک اصلی


  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود