جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسلام ناب و اسلام آمریکایی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اسلام ناب و اسلام آمریکایی






    پرسش:
    این اسلام آمریکایی که می گویند چیست؟ فایده بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی در چیست؟ اگر قرآن ما مسلمانان یکی است پس چگونه در بین مسلمانان اسلام آمریکایی تولید می شود؟ از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله علیه) اسلام ناب و اسلام آمریکایی چیست؟

    پاسخ:
    اسلام آمریکایی واژه ای بود که برای اولین بار پیر فرزانه و بنیانگذار انقلاب خمینی کبیر (رحمه الله علیه) در ادبیات سیاسی اسلام وارد کرد.
    در بحبوحه بحران های داخلی و خارجی که بر نظام نوپای اسلامی تحمیل می شد، رهبر انقلاب ریشه بحرانی خانمان سوز را هدف گرفت و آن چنان بر ریشه سیاه آن تاخت که تا سال ها فتنه گران جرات عَلَم کردن آن را نداشتند.
    امام عزیز به خوبی دریافت که دشمن دانسته است که این مردم بین بی دینی و دینداری حتما و بلا شک دین داری را انتخاب می کنند، اما بین دین سخت و دین آسان تمایل خیلی ها به دین آسان خواهد بود. لذا دشمن از مواجهه مستقیم با دین دست کشید و تمام تلاش خود را برای ترویج دینی کرد که نه سیخ را بسوزاند و نه کباب و تفسیری و قرائتی نوین از اسلام باشد یعنی همان اسلام آمریکایی.
    امام به خوبی خطر را شناخت و به این اسلام وارداتی تاخت. در شرایطی که شاید خیلی ها از ورود به این بحث خودداری می کردند و یا برایشان مهم نبود، امام امت با ادبیاتی باور نکردنی آن چنان بر این اسلام وارداتی حمله کرد که تاکنون بر هیچ دشمنی نتاخته بود.
    پیر مراد عاشقان با بهترین کلمات، اسلام مورد پسند کاخ سیاه امریکا را معرفی کرده است:
    اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهاى دربارى، اسلام مقدس نماهاى بی شعور حوزه ‏هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‏ ها، و در یک کلمه «اسلام امریکایى»(1)
    کلمات به کار برده شده توسط حضرت امام (رحمه الله علیه) آن چنان گیرا است که هر کدام برای معرفی ریشه اسلام آمریکایی کافی است.
    ـ اسلام اشرافیت:
    اسلام در ابتدای ظهورش بر دل های مستضعفین تابید و آنان را به استقامت در برابر اشراف رهنمون ساخت و تا زمان ریشه دواندنش در سرزمین حجاز، اشراف مدام بر نهال اسلام تاختند. اما پس از شکست سخت از برده های دیروز و مسلمانان مومن امروز، راه نفاق در پیش گرفتند. سال ها پس از رحلت پیامبر، اشراف زخم خورده از شمشیر اسلام بر منبر حضرت نشستند و اشرافیت را به رگ های جامعه اسلامی تزریق کردند.خیانت اشراف اموی و عباسی، جامعه اسلامی را به پراکندگی امروزی دچار کرده است. اشرافیت در اسلام جایی ندارد و اسلامی که نماینده اش اشراف باشند اسلام راستین نیست.
    ـ اسلام ابو سفیان:
    ابو سفیان ها نماینده قشر های بی ایمانی هستند که بر حاکمیت کشور های اسلامی به ناحق تکیه زده اند و جامعه اسلامی را در منجلاب فسادها و منفعت های خانوادگی خویش فرو برده اند. اسلامی که مروجش ابو سفیان باشد از شرک خطرناک تر است.
    ـ اسلام ملاهای درباری:
    امام امت با تندی انقلابی خویش بر آخوندهایی که سر در آخور قدرت ها کرده اند می تازد، آخوند هایی که اسلامی را ترویج می کنند که خطری برای تخت های سلطنت ملوکانه نداشته باشد. اسلامی خنثی و بی خاصیت، اسلامی خلاصه شده در ظواهر خالی از شعور، اسلام تابعیت محض از سلطان بن خلیفه آل شیطان، اسلام فتوای حرمت کمک به غزه، اسلام فتوای کافر بودن شیعه، اسلام فتوای مباح بودن خون شیعه، اسلام وهابیون درباری.
    ـ اسلام مقدس نماهای کم سواد حوزه های علمی و دانشگاهی:
    اسلامی که علمایش برای رضایت ارباب زر و سیم، قلم می زنند. اسلامی که دانشگاهش محیطی به ظاهر اسلامی و کلاس تدریس کفر و شرک و التقاط است.
    اسلامی که مفتی هایش در پهنای محاسن بلند خویش، گم شده و دل هایشان سیاه تر از علمای یهود عصر مریم (سلام الله علیها) است.
    اسلامی که اساتید دانشگاهش مواجب می گیرند تا اسلام را با مکاتب ایسم و ایست وفق دهند و زیر و بمش را بزنند تا از حقوق بشر اخطاریه نگیرد!
    ـ اسلام ذلت و نکبت:
    اسلام آمریکایی یعنی نمازت را بخوان و روزه ات را بگیر! بقیه مقدراتت را به ما بسپار. سیاست کثیف است تو مسجدت را برو و به این کارها کاری نداشته باش. اسلام فقر و بیچارگی، اسلام استثمار در دستان کثیف مشرکین، اسلام ساکت ماندن در برابر ظلم و ظالم.
    اسلام در جا زدن در نکبت، اسلام بی توجهی به آینده، اسلام بی تفاوتی به زندگی، اسلام تنبلی، اسلام بی سوادی، اسلام بی حوصلگی و خرافه پرستی.
    ـ اسلام پول و زور:
    در این اسلام ارزش تو به پول توست نه به تقوایت، شکایت کسانی پذیرفته است که زور با آن ها باشد نه این که حق با آن ها باشد. اسلام حرام خواری، اسلام زورگویی و مظلوم کشی، اسلام شمشیر جبر بر سر اختیار.
    ـ اسلام فریب و سازش و اسارت:
    اسلام آمریکایی، اسلامی است که تو در نمازت هستی و سجاده ات را به یغما می برند. در مساجدِ کاخ گونه نماز می خوانی و مأذنه های مسجد را دزدیده اند. لا اله الا الله می گویی در حالی که با مشرکین در شرکشان شریکی. اسیر دستشان شده ای و به آزادی خود می بالی، فریبت می دهند و داده اند و تو نمازت را می خوانی در حالی که ایمانت را برده اند.
    ـ اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها:
    حق تو در این اسلام برای سرمایه داران حلال است. او پول دارد و با پولش بر تو ولایت مطلقه دارد، بر جان تو و ناموس تو مسلط است؛ چون پا برهنه هستی و حقی نداری؛ حق با سرمایه دار است. تو همیشه مظلوم بمان و دم بر نیاور، به جایش دینت را که داری و مسلمان هستی؛ دیگر چه می خواهی؟
    امام امت در این جمله آن چنان به زیبایی اسلام آمریکایی را تصویر کرده است که همین یک جمله برای عبرت تاریخ و آیندگان کافی است. در حالی که ایشان بارها و به مناسبت های مختلف به بیان شاخصه های اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی پرداخته اند.
    در شرایط امروز جامعه ما نیز می توان شاخصه های زیادی از اسلام امریکایی یافت:
    اسلام نه غزه نه لبنان، اسلام بی تفاوتی نسبت به مظلوم، اسلام راحت طلبی، اسلام شناسنامه ای، اسلام بی حجابی، اسلام بی غیرتی، اسلام ترک واجبات، اسلام انجام محرمات، اسلام نفاق و دورویی، اسلام تبعیت از شیاطین و استکبار و ... .

    مطلب دیگر؛ در خیلی از موارد افراد یک گروه خود را از خیلی از اتهامات مبری می دانند و به داشته و کرده خویش راضی هستند و به قول قرآن: «مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ»؛ از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پيش آن هاست دلخوش شدند.(2)
    اما برای انسان عاقل و بصیر که به دنبال حق و حقیقت است، داشتن ملاک کافی است که حق را از باطل بازشناسد.
    در مواردی که از کلام بلند امام راحل بیان شد که بر گرفته از کتاب خدا و نصوص روایی ماست، خط و مشی اسلام آمریکایی به روشنی بیان شد و به قول ما طلبه ها ضمیر مرجعش را پیدا می کند. با کمی دقت و مطالعه در احوال مسلمین امروزی و سلاطین حاکم بر آن ها حتما حقیقت را خواهید یافت.
    هر حقیقتی در طول تاریخ در پستی و بلندی های تاریخ و جوامع و حکام و سلاطین و ... با تاویلات و تفسیرات مختلفی مواجه می شود، تا آن جا که افراد و گروه هایی برای منافع خویش و پیرو مطامع شخصی و حزبی، دست به تحریف این حقیقت زده و در پی آن نسخه بدل هایی از آن می سازند تا جایی که بازشناخت اصل از بدل در اذهان حقیقت جویان به مشکلی بزرگ تبدیل می گردد. اسلام هم به عنوان یک حقیقت بزرگ و منشأ سعادت ابدی بشریت از این قاعده مستثنی نیست.
    اما چیزی که اسلام را در این میان از بقیه حقایق ممتاز می کند تحریف ناپذیری اصل آن است، بدین صورت که اسلام که به عنوان دین خاتم از طرف خدا برای بشریت ارسال شد و در آن دو فاکتور به عنوان محافظ اصل دین معرفی گشت تا انسان ها در طول تاریخ با مراجعه به این دو به دین واقعی و غیر محرف رهنمون گردند. این دو فاکتور توسط پیامبر معرفی شدند که با تمسک به این دو از ضلالت و گمراهی نجات می یابیم و می توانیم با راهنمایی گرفتن از این دو اسلام واقعی را که همان اسلام ناب است باز شناسیم: کتاب خدا و اهل بیت پیامبر: «قال رسول الله: إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی؛ کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض، وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض و انظروا کیف تخلفونی فیهما»
    در بسیاری از کتاب‌های شیعی و سنی به این حدیث اشاره شده‌ است. برخی از منابع اهل تسنن که حدیث ثقلین در آن آورده شده است.(3)
    مطلب دیگر؛ یکی بودن قرآن مسلمانان، و تولید اسلام آمریکایی
    الحمد لله قرآن در تمامی ممالک اسلامی و فرق و مذاهب اسلامی واحد بوده و هیچ گونه تفاوتی در قرآن ما شیعیان و دیگران دیده نمی شود. اما آن چه که مهم و قابل توجه است این که فقط داشتن قرآن و خواندن آن و گاها به خاطر سپردن آن نمی تواند موجب سعادت و کمال انسانی شود، بلکه این قرآن در کنار مفسرین واقعی آن ـ پیامبر و اهلبیت ـ آنگاه مثمر ثمر می باشد که بدان عمل شود.
    حال اگر هر فردی به این قرآن و احکام آن ملتزم نباشد، هر چند که نام خادم الحرمین را هم بر خود بگذارد و هر چند در سال میلیون ها قرآن با کیفیت چاپ کند و بر پرچم کشور خویش شهادتین را بنگارد و به جای عمل به نص صریح قرآن کاملا بر عکس عمل کند، باید به او چه نام نهاد؟
    «لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ»؛ نبايد مؤمنان، کافران را به جای مؤمنان به دوستی برگزينند، پس هر که چنين کند او را با خدا رابطه ای نيست مگر اين که از آن ها بيمناک باشيد، و خدا شما را از خودش می ترساند که بازگشت به سوی او است.(4)
    آیا خدا از این صریح تر با مسلمانان سخن بگوید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛ ای کسانی که ايمان آورده ايد، يهود و نصارا را به دوستی برمگزينيد، آنان خود دوستان يکديگرند، هر کس از شما که ايشان را به دوستی گزيند در زمره آنهاست و خدا ستمکاران را هدايت نمی کند.(5)
    آری باید اسلام را آن گونه که هست شناخت و بدان عمل کرد. و این که برخی افراد از احکام حقه اسلام دست شسته اند و به دامن اجانب افتاده اند و فقط نام مسلمان را یدک می کشند، علل متعددی دارد که در زیر مختصرا به آن اشاره می کنم:
    1. اغراض و مطامع شخصی
    2. دنیاگرایی و راحت طلبی
    3. ترس از ابرقدرت های شرق و غرب
    4. غلبه شیطان بر آن ها
    5. دوری از مکتب اهلبیت و معارف حقه آن
    6. تفسیر به رأی از آیات قرآن

    ـ ترویج اسلام ناب و فشل کردن اسلام امریکایی
    اولین مرحله در عملیاتی کردن یک حقیقت شناخت آن است. امام راحل به عنوان احیا کننده اسلام در قرون اخیر در كنار معرفی ابعاد مختلف اسلام، اهمیت توجه به كج‌فكری‌ها و جمود و قشریگری‌ها و معرفی ناقص اسلام و التقاط‌ها و انحراف‌ها را گوشزد می‌كند و در كنار مبارزه با طاغوت و استبداد و استعمار و استكبار جهانی، مبارزه با خرافه و تحجرگرایی و مقدس‌مآبی و التقاط و انحراف را نیز وجهه همت خویش قرار می‌دهد و در مكتوبات و سخنان و پیام‌های خویش پیوسته مخاطبانش را متوجه این مسأله می‌سازد.
    از همین روست كه او در دو سال آخر عمر شریف خویش در معرفی اسلام حقیقی، اصطلاح «اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله)» و در معرفی اسلام متحجرین و مقدس‌مآبان و التقاطی‌ها، اصطلاح «اسلام آمریكایی» را به كاربرد و در غالب پیام‌ها و سخنرانی‌ها بارها به مناسبت‌های مختلف در معرفی این دو اسلام اصرار و پافشاری می‌كرد، بلكه بازشناسی اسلام ناب محمدی و جدا كردن آن را از اسلام آمریكایی از واجبات سیاسی بسیار مهم می‌دانست و بر آن تأكید می‌ورزید.
    در ذیل به فاکتور های اسلام ناب محمدی که در کلام امام راحل آمده است اشاره می کنیم:
    1. دین‌شناسی و اعتقادات: در بعد دین‌شناسی، اسلام ناب با هرگونه قشری‌گری و جمود و سطحی‌نگری و ظاهربینی مخالف، و همواره با نقد و نظر و پویایی و شكوفایی موافق است و هیچ‌گاه با مهر تكفیر و تفسیق به مبارزه با اندیشه‌های نو نمی‌پردازد(6)
    2. فقه‌شناسی و احكام عملی(7)
    3. مسائل سیاسی، اجتماعی(8)
    4. ظلم‌ستیزی و حمایت از محرومان(9)
    5. عبادت و انس با معبود(10)
    6. اخلاق و عرفان(11)
    مرحله بعد از شناخت اسلام ناب شناساندن این حقیقت است. برای احیای اسلام ناب توجه به نكات زیر ضروری است:
    1ـ به لحاظ مفهوم ماهوی، اسلام ناب را باید از اسلام آمریكایی جدا كرد و متمایز ساخت.
    2ـ مرزهای اسلام ناب و اسلام آمریكایی باید بازشناسی گردد.
    3ـ حدود و ابعاد اسلام ناب، شناسایی، و به‌طور جامع تمام ابعاد آن ملاحظه شود.
    4ـ اسوه‌ها و مصداق‌های رهروان اسلام ناب در دوران معاصر به جامعه معرفی گردد.
    5ـ آثار و اندیشه‌های علمی و سیره عملی امام خمینی به عنوان پیشوای اسلام ناب در روزگار كنونی به جوامع بشری معرفی شود.
    مسئله بعدی در این جا این است كه اسلام، به عنوان يک دين كامل، كارا، جاودانه كه قرار است سعادت دنيا و آخرت انسان ها را تامين كند كدام است و چه فاكتور هايی در آن لحاظ شده كه آن را جامع می كند. و كدام نسخه بدلی از اين حقيقت كامل است كه آن را از كارايی سعادت بخش می اندازد و آن را به دينی تبديل می كند كه مخل دنيا و آخرت انسان ها می شود، حال نام اين نسخه بدلی را هر چه می خواهيد بگذاريد.
    امام خميني (قدس سره الشریف) با بينش بالايی كه در مسايل دين اسلام حقيقی و جهان آن روز خودشان داشتند نام اين نسخه بدلی را اسلام آمريكايي گذاشتند، چرا كه آمريكا را آن چنان كه بود می شناختند و اهداف آن را در كشورهای مستضعف جهان به خوبی رصد می كردند و ديده بودند كه آمريكا به عنوان استعمارگر بزرگ آن زمان به دنبال تعريفی از اسلام برای مسلمين بوده كه راحت تر به منافع خويش در اين كشورها دست يابد.
    اسلامی كه آمريكا ـ به عنوان نماد استعمار ـ به دنبال رواج آن بود نه تنها تامين كننده منافع دنيای آمريكا بوده بلكه هيچ فايده ای براي آخرت مسلمين نيز بر آن مترتب نيست. در اين ميان اين تفكر كه در آن روز در آمريكا نمود داشت توسط دشمنان اسلام و دوستان نا آگاه، ترويج يافت آن ها اسلام را تجزيه كردند تا آن جا كه هيچ ضرری به منافع آن ها در كشور های مسلمين نداشت را به عنوان دين معرفی كردند. اين تفكر تفكر جديدی نبود و در تاريخ سابقه داشته و در ادوار مختلف نمود های مختلفی داشته است.
    برای نمونه شما را به دو حركت استعماری كه باعث ايجاد دو جريان شد اشعار مي دهم:
    1. جريان بابيت در ايران توسط روسيه كه بعدا به دامن انگليس افتاد (در اين باره حتما كتاب خاطرات كينياز دالگوركی را مطالعه كنيد)
    2. جريان وهابيت در عثمانی توسط انگليس (در اين باره حتما كتاب خاطرات مستر همفر را مطالعه فرماييد)
    آری صحبت ما در باره اسلام ناب و اسلام غير اصيل (حال هر نامی كه بر آن می خواهيد بگذاريد) است نه اين كه سياست آمريكا در تامين منافعش ايجاب چه می كند. آن ها از هر اقدامی كه در جهت منافعشان باشد كوتاهی نمی كنند، ما هم در صدد نقد سياست های آن ها يا دول ديگر نيستيم ما به دنبال يافتن راهی هستيم كه سره از ناسره صواب از ناصواب را در تعاليمی كه به نام دين مطرح است را بيابيم.
    اسلام عزيز به عنوان يک كل تفكيک ناپذير تمامی تعاليمش بايد در كنار هم ديده شوند تا موجب سعادت فردی و اجتماعی، دنيوی و اخروی شود و هر كدام از احكام و تعاليم آن كه معطل بماند به همان مقدار موجب دور ماندن آن ها از سعادت خواهد شد.
    حال اين كه چه كسی مطابق اسلام اصيل رفتار می كند يا در دامن اسلام غير اصيل افتاده است، با مراجعه به تعاليم اسلام كاملا مشخص خواهد شد؛ هر چند افراد خود را مبرای از آن بدانند.
    اسلام همان گونه كه تعاليم فردی دارد، تعاليم اجتماعی دارد، همان گونه كه صلح دارد، دفاع و جهاد هم دارد. اسلامی اسلام اصيل است كه می فرمايد: «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام»(12)، می فرمايد: الاسلام یزید و لاینقص(13)، می فرمايد: الاسلام یعلو و لایعلی علیه(14)، می فرمايد: ... اسلام را بايد اجتهادی فهميد نه سطحی.

    ـ دیدگاه امام خمینی در مورد اسلام ناب و امریکایی
    1) ذو ابعاد بودن اسلام: «اسلام مکتبی است که در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد. آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه که ملاحظه می کنید هفت، هشت عدد از آن ها کتابی است که مربوط به عبادت است. بقیه اش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و این طور چیزهاست.
    آن کس که می گوید دین از سیاست جداست تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمه هدی را کرده است.»
    2) مدافعان اسلام ناب: «پابرهنگان، مظلومان و فقرای جهان... افراد مجاهدی که به دنبال حق و عدالتند، دین کسانی که آزادی و استقلال می خواهند، مکتب مبارزان و مردم، ضد استعماری است.»
    3) نمای اسلام ناب محمدی: «اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج دیدگان تاریخ، اسلام عارفان خداجو، اسلام پاک طینتان عارف ... اسلامی که تمام اقشار در آن به رفاه زندگی کنند، اسلامی که همه آزاد باشند، اسلامی که استقلال را برای ما حفظ کند، اسلامی که طبقات ضعیف را برومند کند.»
    4) تحجرگرایی معارض با اسلام ناب: «باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس مآبی و تحجرگرایی اسلام آمریکایی جدا کرده و به مردم مستضعفمان نشان دهیم. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینان مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله (صلی الله علیه و آله).»
    5) سیاسی بودن اسلام ناب: «در صدر اسلام در دو زمان، دو بار حکومت اصیل اسلام محقق شد. (حکومت رسول خدا و حکومت حضرت امیر) ... در این دو مورد ارزش های معنوی حکومت می کرد. یعنی یک حکومت عدل برقرار و حاکم ذره ای از قانون تخلف نمی کرد. حکومت در این دو زمان حکومت قانون بوده است. حکومتی که ولی امرش در مقابل قانون با پایین ترین فردی که در آن جا زندگی می کنند علی السواء باشد ... برای این که قانون اسلام، قانون الهی است و همه در مقابل خدای تبارک و تعالی حاضرند، چه حاکم و چه محکوم، چه پیامبر و چه امام و چه سایر مردم.»
    6) اسلام ناب و حقوق سیاسی همگانی: «در دانشگاه بعضی از اشخاص رفتند گفته اند که دخالت در انتخابات دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است .... دانشگاهی ها بدانند این را که همان طوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند ... این توطئه ای است برای اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.»
    7) معنای هنر در اسلام ناب: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله)، اسلام ائمه هدی (علیهم السلام)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ، تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد ... هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم موضوعات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است.»
    8) ضرورت تبیین مرز اسلام ناب با اسلام آمریکایی: «راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی های خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد. که متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدا نشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است.»
    9) مبارزه مستمر بر مبنای باور اعتقادی: «تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لااله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم ... من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دینمان بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد.»
    10) ضرورت آمادگی نظامی برای بسط اسلام ناب: «من به عنوان فرمانده کل قوا به مسئولان و تصمیم گیرندگان نیز دستور می دهم که در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالا بردن آموزش های عقیدتی و نظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند و این کشور را برای دفاع از ارزش های اسلام ناب و محرومین و مستضعفین جهان در آمادگی کامل نگه دارند و مبادا توجه به برنامه های دیگری موجب غفلت از این امر حیاتی گردد.
    ملتی که در خط اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند.»(15)

    ____________________
    (1) صحیفه امام، ج ‏21، ص 81.
    (2) روم/ 32.
    (3) منابع مورد اشاره عبارتند از:
    * صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳-۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب.
    * مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح می‌باشد بر اساس نظر شیخین (بخاری و مسلم).
    *سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲.
    * مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲-۳۷۰.
    * فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۸۵، حدیث ۹۹۰.
    * خصایص نسایی، ص ۲۱، ۳۰.
    * صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص ۲۳۰.
    * کبیر طبرانی، ج ۳، ص ۶۳-۶۲، ۱۳۷.
    * کنزالعمال، متقی هندی، فصل اعتصام به حبل الله، ج ۱، ص ۴۴.
    * تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۱۳، زیر تفسیر آیه ۴۲:۲۳.
    * طبقات الکبری، ابن سعد، ج ۲، ص ۱۹۴، چاپ لبنان.
    * الجمیع الصغیر، سیوطی، ج ۱، ص ۳۵۳ و نیز در جلد ۲.
    * مجمع الزوائد، هیثمی، ج ۹، ص ۱۶۳.
    * فاتح الکبیر، بنهانی، ج ۱، ص ۴۵۱.
    * جامع الاصول، ابن اثیر، ج ۱، ص ۱۸۷.
    * تاریخ ابن عساکر، ج ۵، ص ۴۳۶.
    * درالمنثور، حافظ سیوطی، ج ۲، ص ۶۰.
    * ینابیع المودة، قندوزی حنفی، ص ۳۸.
    (4) آل عمران/ 28.
    (5) مائده/ 51.
    (6) صحیفه نور، ج 21.
    (7) همان، ج 20، ص 82، 86 و 109.
    (8) ولایت فقیه، ص 59، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، تابستان 1377.
    (9) صحیفه نور ج 21 ص 90.
    (10) دراین زمینه سیره عملی امام و آثار او همچون آداب الصلوة و سرالصلوة و پیام‌های او در ایام حج بهترین راهنماست كه باید به آنها مراجعه كرد.
    (11) مراجعه كنید به: پابه‌پای آفتاب، مجلّدات گوناگون و اربعین حدیث و جنود عقل و جهل نوشته امام خمینی.
    (12) وسائل الشیعه، ج 26، ص 14، موّطأ، ج 2، ص 745.
    (13) وسائل الشیعه، ج 26، ص 14.
    (14) من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 243.
    (15) منبع: سایت عصر روح الله.





    لینک اصلی

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۲/۱۷ در ساعت ۲۲:۲۰

  2. تشکر




  3. کانون گفتگوی قرآنی

    کانون گفتگوی قرآنی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نمایی خاص از حرم امام رضا (عکس)
    توسط آساره در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۰۲/۲۳, ۰۹:۴۱
  2. نصیحت امام سجاد(ع) به ترک عیب جویی از دیگران
    توسط مطهره111 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۲۵, ۱۷:۰۷
  3. جلوه هایی از رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۱۸, ۱۲:۳۶

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود