جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دین، فرقه و مذهب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    دین، فرقه و مذهب





    پرسش:
    فرق دين، مذهب و فرقه چيست؟ آيا مذهب سنی هم فرقه محسوب می شود؟ با توجه به مذهب رسمی كشور ما که شيعه است، آيا آمار دقيقی از تعداد شيعيان و سنيان به ثبت رسيده است؟

    پاسخ:
    دين در لغت معانی مختلفي دارد: دين يعنی طاعت و لذا خداوند متعال فرموده: «وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ»؛ و دين خالص همواره از آن او می باشد، آيا از غير او می ترسيد.(1) دين به معنی جزاء نيز آمده است، قرآن كريم فرموده: (خداوندی كه) مالک روز جزا است «مالِكِ‏ يَوْمِ الدِّين»،(2) و نيز به معنای حكم آمده «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ في‏ دينِ اللَّه»(3)، يعنی در حكم الهی.(4)
    دين در اصطلاح به قانون الهی اطلاق می شود كه برای صاحبان عقل و فكر آمده است و در برگيرنده اصول و فروعی می باشد.(5)
    مذهب نيز در لغت معانی مختلفی دارد: به معنای طريقه و روش به معنای رأی و به معنای اعتقادی كه بر اساس آن فعلی را انجام می دهند آمده است.(6)
    در اصطلاح اديان به همين معنای اخير، يعنی معتقدی كه بر اساس آن فعلی را انجام می دهند، مذهب گفته می شود.(7)
    مذهب معمولا كاربردش اخص از دين است، يعنی دين عام است و مذهب خاص؛ مثلا دين مبين اسلام عام است و شامل همه فرقه های اسلامی می شود و لذا شيعه و سنی همه بر اين اعتقادند كه اگر كسی به وجود خداوند و يگانگی او و نبوت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و آن چه او از جانب خدا آورده، اقرار نمايد، مسلمان است و آثار اسلام كه در كتب فقه بيان شده بر آن مترتب است(8)، ولی مذاهب منشعب از دين اسلام علاوه بر اين اعتقادات، اعتقادات يا اعتقاد خاصی دارند كه ديگر مذاهب آن را ندارند، مثلا مذهب شيعه معتقد به نصب الهی در امامت است، ولی مذهب تسنن چنين اعتقادی ندارد.
    بر اين اساس گاهی يک دين دارای چند مذهب است. بنا بر اين بين دين و مذهب به اصطلاح معروف از نسب اربعه، عموم و خصوص مطلق است يعنی دين شامل مذهب می شود و عام است و مذهب جزء دين است و خاص می باشد.

    اما معناي لغوی «فرقه»: كلمه فرقه در لغت از ريشة «فَرْق» به معنای جدا كردن، گرفته شده است و اسم است برای گروهی از مردم.(9) ابن منظور می گويد: «الفرقة: طائفة من الناس» فرقه به عده و گروهی از مردم گفته می شود.(10)
    معنی اصطلاحی فرقه: كلمه فِرْقه در اصطلاح، معنايی نزديک به معنی لغوی دارد و به گروهی از مردم كه اعتقاد واحدی غير از اعتقاد ديگران را انتخاب و دنبال كنند، فرقه گفته می شود.(11) مثلاً اگر عده ای از پيروان يک دين، اعتقاد خاصی غير از اعتقاد عموم پيروان آن دين داشته باشند به آن عده «فرقه» گفته می شود.
    در اين جا حديثی از امام صادق (عليه السلام) ذكر می شود تا كاربرد اصطلاحی فرقه بيشتر معلوم شود. از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «الحمدلله صارت فرقة مرجئه و صارت فرقة حروريه و صارت فرقة قدريه و سميتم الترابيه و شيعة علي‌‍..»؛ يعني حمد خداوند را با اين كه فرقه ای (گروهی) مرجئه شدند و فرقه ای حروريه شدند و فرقه ای قدريه شدند، و شما ترابيه و شيعه علی ناميده شديد.(12)
    اين حديث امام صادق (عليه السلام) نشان می دهد كه عده ای از مسلمانان كه بيعت با اميرالمؤمنين علی (عليه السلام) در روز عيد غدير خم را فراموش كردند از گروه مسلمانان جدا شده و به علت اعتقاد به اين كه عمل در ايمان تأثير ندارد «مرجئه» گشتند(13) و عده ای بر خلاف مسلمانان اعتقاد پيدا كردند كه انجام گناه كبيره باعث كفر می شود و «حروری» (خارجی) شدند(14) و عده ای نيز به دليل اعتقاد به قدر و اين كه خداوند هيچ قدرتی در اعمال بندگان ندارد، «قدريه» شدند.(15) ولی آنان كه بر پيمان خود با علی (عليه السلام) در روز غدير خم پايبند مانده و از اسلام جدا نشدند «ترابيه» (چون كُنيه حضرت علی (عليه السلام) ابوتراب بود به طرفداران وی ترابيه اطلاق می شد) و شيعه علی، ناميده شدند.
    با توجه به معنای اصطلاحی فرقه و مذهب می توان گفت كه «فرقه» به افرادی كه از يک دين جدا شده و عقيده خاصی دارند، اطلاق می شود و به اعتقاد و روش خاص آن «مذهب» گفته می شود.
    بنا بر اين، اين دو كلمه به يک تعبير، معنای مترادفی دارند با اين تفاوت كه كلمه فرقه به افراد خاص بودن آن ها نظر دارد و كلمه مذهب روش خاص آنان را مورد توجه قرار می دهد. پس اين دو كلمه می توانند به جای همديگر به كار گرفته شوند. ولی بايد توجه داشت كه فرقه اسم سخت افزاری و مذهب اسم نرم افزاری يک گروه با عقيده خاص می باشد.
    تفاوت ديگری كه از استعمال دو كلمه فرقه و مذهب می توان به دست آورد اين است كه فرقه بيشتر به تقسيم های يک دين از لحاظ كلامی و اعتقادی اطلاق می شود؛ اما مذهب در تقسيم های يک دين از لحاظ فقهی، اعتقادی، اخلاقی و ... كاربرد دارد و حتی يک فرقه دينی احتمالاً چندين مذهب می تواند داشته باشد. به عنوان مثال اهل سنت، چهار مذهب فقهی دارند كه عبارت است از مالكی، شافعی، حنفی و حنبلی؛ و ده ها فرقه ريز و درشت كلامی دارند، مانند معتزله، اشعری، ماتريدی، اهل حديث، مشبهه و ... . به همين دليل می توان ادعا كرد كه به اصطلاح علمای منطق، رابطه فرقه و مذهب اعم و اخص مطلق است هر فرقه ای مذهب است، ولی هر مذهبی فرقه نيست. البته اين فرق برگرفته از استعمال است و با تغيير استعمال اين فرق هم تغيير می كند.
    بايد اين نكته نیز يادآور شويم كه در زبان فارسی اصطلاح فرقه و مذهب با هم فرق چندانی نداشته و به جای همديگر استعمال می شوند و شايد تنها تفاوت شان در استعمال، اين باشد كه براي انشعاب های اعتقادی و كلامی از اصطلاح فرقه استفاده می كنند و برای روشن كردن انشعاب های فقهی، اصطلاح «مذهب» را به كار می برند.


    از آن چه که درباره مذهب و فرقه و تفاوت آن دو گفته شد واضح می شود که اطلاق مذهب و فرقه هر دو بر اهل سنت جایز است. و آن چه در عرف مصطلح است این که به اهل سنت مذهب گفته می شود؛ اما با تاملات بیشتر باید به اهل سنت فرقه لقب داد چرا که اصل دین اسلام با ولایت امیر المومنین (علیه السلام) کامل می شود؛ شیعیان، بر اساس روایات موجود از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، اتفاق نظر دارند که «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»(17)، مرتبط با واقعۀ اعلان رسمی ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) است(18) و روایاتی که ناظر به چنین عقیده ای است، در برخی منابع اهل سنت به نقل از راویان مشهوری چون ابو سعید خدری و ابو هریره نیز مشاهده می شود(19)، همچنان که اکثر مفسران فریقین شان نزول این آیه را غدیر خم می دانند. هم چنین ده ها حدیثی که پیامبر در باره جایگاه اهل بیت در دین اسلام بیان فرمودند(20)، همه و همه ماهیت دین اسلام را بیان می دارد. حال گروهی که از این معارف کناره گرفته و برای خود بدعت هایی در دین دارند شایسته لقب گرفتن فرقه اند.

    اما آمار شیعیان و اهل سنت ایران
    آمار رسمی از طرف مرکز آمار در دست نمی باشد، اما در سایت ها آماری چندگانه موجود است. نکته ای که حایز اهمیت است این که دشمنان به خاطر ترسی که از اتحاد و یکپارچگی شیعیان داشته و دارند همیشه در پی کمرنگ نشان دادن این جمعیت و القای تفرق شیعیان نموده اند و این اقدام را در آمار های خود به ظهور رسانده اند در زیر آمار دو طرف را می آوریم:
    1. آمار «دائرةالمعارف امام حسين(ع)» از شیعیان ‏ايران ـ سال 2000:
    جمعیت کشور: 65.865.302؛ درصد شیعیان نسبت به جمعیت کشور: 95 درصد.
    2. آمار «سازمان cia» از شیعیان ایران ـ سال 2007:
    جمعیت کشور: 66.429.284؛ جمعیت مسلمانان: 65.100.698؛ جمعیت شیعیان: 59.122.062؛ درصد شیعیان نسبت به جمعیت کشور: 89 در صد؛
    3. آمار «مجمع جهانی اهل‏بیت(ع)» از شیعیان ایران ـ سال 2008: جمعیت کشور: 69.500.000؛ جمعیت مسلمانان: بیش از 98 درصد؛ جمعیت شیعیان: 61.924.500؛ درصد شیعیان نسبت به جمعیت کشور: 89 درصد.
    4. آمار انجمن دین و زندگی اجتماعی «مؤسسه ‏pew» از‏شیعیان ‏ایران ـ سال 2009: جمعیت مسلمانان: 73.777.000؛ جمعیت شیعیان: 66.400.000 - 71.100.000؛ درصد شیعیان نسبت به جمعیت مسلمان کشور: 95 - 90 درصد.

    ________
    (1) نحل/ 52.
    (2) حمد/ 4.
    (3) نور/ 2.
    (4) الطريحی، معجم البحرين، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق، ج 6، ص 251.
    (5) همان.
    (6) خوزی شرتونی، اقرب الموارد، قم، انتشارات كتابخانه آيةالله مرعشی نجفی، 1403ق، ج 1، ص 375.
    (7) همان.
    (8) ربانی گلپايگانی، علی، فرق و مذاهب كلامی، قم، مركز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ش، ص 20.
    (9) المنجد (عربی بفارسی) و ترجمه محمد بندريگی، انتشارات ايران، چ دوم، ج 2، ص 1321(بيتا)؛ معين، محمد، فرهنگ معين، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ دهم، 1375، ج 2، ص 2523.
    (10) ابن منظور، لسان العرب، بيروت، انتشارات داراحياء التراث العربی، چ اول، 1408ق، ج 10، ص 244.
    (11) فرهنگ فارسی معين، ج 3، ص 2523.
    (12) كلينی، محمد بن يعقوب، الكافی، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365، ج 4، ص 197.
    (13) سبحاني، جعفر، المذاهب الاسلاميه، قم، انتشارات مؤسسه امام صادق ـ عليه السلام، چ اول، 1423 ق، ص 73 تا77.
    (14) همان، ص 120 تا 144.
    (15) همان، ص 78 تا 80.
    (16) فرهنگ فارسي معين، ج 3، ص 3976.
    (17) مائده/ 3.
    (18) کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۱۹۹-۱۹۸، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۴ هـ ش.
    (19) سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج ۲، ص ۲۵۹، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ هـ ق.
    (20) مسند احمد، الإمام احمد بن حنبل، ج 3، ص 14.





    لینک اصلی


  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود