جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نکیر و منکر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    نکیر و منکر





    پرسش:
    آیا نكير و منكر برای تمامی افراد (مؤمن و کافر) از نظر برخورد و چهره يكسان هستند؟ آیا انسان در قبر دو باره زنده می شود تا سؤال و جواب شود؟

    پاسخ:
    طبق بسياری از روايات، دو فرشته هستند که انسان را در قبر مورد بازخواست قرار مي دهند. در برخی از روايات از اين دو فرشته با عنوان «ناکر» و «نکير» ياد شده چنان چه می فرمايد: «اِنَّما سُمِّيَ مَلِکا الکافِر ناکراً و نَکيراً لِانَّهُ يُنکر الحقّ و يُنکِرُ ما يَأتيانِه بِهِ و يُکرهه.»؛ دو ملک کافر را ناکر و نکیر گویند چرا که کافر حق را انکار کرده و از حق اکراه داشته است.(1)
    و در برخي ديگر از روايات از اين فرشتگان با نام های «منکر» و «نکير» ياد می کند چنان چه می فرمايد: «... فَاذا اُدخل قبره و فارَقَهُ النّاس اتاهُ منکر و نَکير فی اَهوَل صورة فَيُقيمانه ثُمَ يقولان لهُ: مَن ربُّک؟ و ما دينُک؟ و مَن نَبيُّک؟...»؛ «... وَ اقتَحَم عليکَ فيه مَلکاک: مُنکَر و نَکير لمَساءلَتکَ...»(2)
    ناگفته نماند که در بعضی از روايات، بازپرسان قبر براي مؤمنين و کافرين با نام هاي مختلفی نام برده شده است. بازپرسان کافرين «نکير و منکر» و بازپرسان مؤمنين «بشير و مبشر» مي باشند: «و قيلَ في بعض الاخبار: اِنَّ اِسمي اَلملِکين اللذّين يَنزِلان علي المؤمن مُبشّر و بَشير»؛ در برخی از اخبار نام ملکین سوال کننده از مومن را مبشر و بشیر گفته اند.(3)
    «نکير و منکر» گويند چون از منکران خدا و پيامبر و امام سئوال می کنند و هم چنين از انجام دهندگان منکرات و زشتی ها سؤال می کنند.
    «بشير و مبشّر» گويند چرا که بشارت دهنده و مژده آور برای اهل ايمان و نيکوکاران هستند.(4)
    آن چه که به نظر می رسد در واقع سؤال و جواب در آغاز کار، نعمت بزرگی براي مؤمن است و او از آن لذّت می برد، آن هم موقعی که دو ملک با قيافه های زيبا مشاهده می کند؛ اين پرسش و پاسخ برای ميّت مؤمن بسيار لذّت بخش است، درست مانند دانش آموز زرنگی که درسش را خوانده است وقتی از او سؤال می شود و به خوبی پاسخ می دهد لذّت عجيبی می برد، چرا که کمال خود را نشان داده است. مؤمن هم تمايل دارد که از خدايش و رسولش و اعتقاداتش بپرسند و او با همان ايمان و اطمينانی که در دنيا داشت پاسخگو باشد.
    در تفسير آيه شريفه «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ»؛ خداوند سخن و قول مؤمنين را در حيات دنيا و آخرت ثابت می کند.(5)
    مرحوم علامه مجلسی از قول پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که ايشان فرمودند: «في القَبر اذا سُئل الموتی...» وقتی که در قبر از او سؤال می شود با استواری سخن می گويد.(6)
    اين امر (سئوال و پرسش) به همان اندازه که برای مؤمن، سرور آفرين است برای گنه کاران و کافران ترسناک و زجرآفرين است.(7)
    روايات بسياری پاسخ به اين سؤال را به خوبي مطرح می نمايد؛ چنان چه از امام صادق (علیه السلام) منقول است که می فرمايند: «بازپرسان مرگ با قيافه های هراسناک و وحشتناک، فقط به سراغ بدکاران می آيند و اين ديدار ناميمون سزای کمی از گناهان بزرگ آن هاست».(8)
    و در روايتی از امام حسن عسگری (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «هنگامی که بدن مؤمن را داخل قبر می خوابانند دو نفر ملک مأمور به روح او خوش آمد می گويند. روح مؤمن را می شناسند که با روح رسول الله (صلی الله علیه و آله) و روح ائمه (علیهم السلام) آشنايی دارد ولی بايد بر حسب فرمان خدا از اين جمله ها از او پرسش می کنند: «مَن رَبُّک و ما دينُک و مَن نبيّک و مَن امامَک و ما قبلَتُک؟» پروردگارت کيست؟ و دين تو چيست؟ و چه کسی را به نبوت قبول داری؟ امام تو کيست؟ قبله تو کجاست؟ در جواب می گويد: خدای من آفريدگار جهان است و اسلام را دين خود می دانم و حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) پيامبر و رسول من است و حضرت علي بن ابيطالب (علیه السلام) امام و ولی خداست و وصی رسول گرامی است و کعبه را قبله خود می دانم و از دوستان ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشم و با دشمنان آن ها دشمن هستم، شهادت می دهم خدايی به جز آفريدگار جهان نيست و اقرار می کنم که محمد (صلی الله علیه و آله) رسول خداست و برادرش علی بن ابی طالب ولیّ الهی است. و کسانی که از جانب خدا منصوب هستند با اعتقاد کامل امام و پيشواي من می باشند.
    ملائکه رحمت به او خواهند گفت: آفرين به اين ايمان و با همين عقايد حقه به اين جهان منتقل شدی و با خواست خداوند به همين عقيده پاک محشور خواهی شد.(9)
    امام علي بن الحسين (علیه السلام) می فرمايد: «... وَ ان تَکُ مؤمناً تَقيّاً عارفاً بدينکَ مُتَّبعاً الصّادقين مُوالياً لاُولياء الله لقاکَ الله حُجَّتکَ و اَنطق لسانکَ بالصَّواب فَاَحسَنتَ الجَوابَ فَبُشِّرتُکَ بالجَنَّة و الرّضوان منَ الله و الخَيرات و الحسان و وَاستَقَبَّلتَکَ الملائکَةُ بالرُّوح و الرَّيحان و ان لَم تَکن کَذالکَ تَلَجلَجَ لسانَکَ و دَحَضَت حُجَّتُکَ و عميَت عن الجَواب و بُشِّرَت بالنّار و استَقبَلتَکَ ملائکَةُ العذاب...»؛ اگر با ايمان و متّقی و آگاه به دين و پيرو صادقين و موالی اولياء الله باشی، خداوند پاسخ لازم را به تو تلقين می کند و زبانت را به حق می گشايد و جواب خواهی داد و در اين هنگام از سوی خدا بشارت جنّت و رضوان و خيرات فراوان به تو داده می شود و فرشتگان الهی با روح و ريحان از تو استقبال می کنند و اگر چنين نباشد زبانت به لکنت می افتد و دليلت باطل می شود و از دادن پاسخ فرو می مانی و نابينا می شوی و بشارت به آتش داده می شوی و فرشتگان عذاب به استقبال تو می آيند... .(10)
    از حضرت امام صادق (علیه السلام) منقول است که چون مؤمن را داخل در قبر کنند نماز در طرف راست او، زکوة در طرف چپ او، برّ و نيکی و احسان رو به روی او و صبر در ناحيه ای ديگر قرار می گيرد، پس وقتی که دو ملک سؤال بيايند، صبر به نماز و زکوة و برّ می گويد: شما صاحب خود را يعنی ميّت را نگهداری و مواظبت کنيد پس هر گاه عاجز شديد من نزد او هستم.(11)
    ـ تکلم انسان در قبر
    آن چه که در این دنیا می میرد جسم خاکی انسان است و روح او را ترک گفته و در جسم دیگری که همان جسم مثالی یا برزخی است به حیات خود در برزخ ادامه می دهد و تمامی این سؤال و کتاب های درون قبر، از این روح درون جسم برزخی است، نه این که جسم درون قبر مورد سوال واقع شود.
    پس این جسم نه در قبر سوال می شود، نه زنده ثواب و نه عقاب می شود؛ بلکه همه این سؤال و جواب و عذاب و ثواب ها برای روح است.
    در لسان روایات قبر این قبر مصطلح در میان مردم نیست بلکه قبر یک قسمت از عالم برزخ است که به مثابه دالان ورودی برزخ است.
    در روایت داریم که: «قسم به خداوند كه قبر، يا روضه‏ اى از رياض بهشت و يا جايگاه پستى از جايگاه‏ هاى پست آتش است».
    پس جسم انسان در قبر زنده نمی شود تا سؤال و جواب شود.

    _____________
    (1) بحارالانوار، ج 6، ص 280.
    (2) بحارالانوار، ج 6، ص 222، حديث 22، 24.
    (3) بحارالانوار، ج 6، ص 280.
    (4) حيات پس از مرگ (علي محمد اسدي)، ص 116، 117.
    (5) ابراهيم/ 27.
    (6) بحارالانوار، ج 6، باب احوال البرزخ و القبر، ص 228.
    (7)معاد، آية الله دستغيب، ص 24.
    (8) اصول کافی، ج 2، ص 239.
    (9) گفتگويی پيرامون قبر، ص 156، 157.
    (10) بحارالانوار، ج 6، ص 223، حديث 24.
    (11) مستدرک الوسايل، ج 1، ص 183، باب 30، حديث 24؛ بحارالانوار، ج 6، ص 234.

    برای مطالعه بیشتر: معاد آیه الله شهید دستغیب؛ معاد آیه الله شهید مطهری.





    لینک اصلی


  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود