جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معجزات و حوادث زمان ولادت امام حسین(ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    معجزات و حوادث زمان ولادت امام حسین(ع)




    ۷ روایت در مورد داستان فطرس


    فطرس، پیام‌رسان دوست‌داران امام حسین (ع)


    روایت اول: داستان فطرس



    عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ شُعَیْبٍ الْمِیثَمِیِّ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع)

    یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ

    جَبْرَئِیلَ أَنْ یَهْبِطَ فِی أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ فَیُهَنِّیَ رَسُولَ اللَّهِ -صلی الله علیه

    و آله -وسلم مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِیلَ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ فَمَرَّ عَلَى جَزِیرَهٍ فِی

    الْبَحْرِ فِیهَا مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ کَانَ مِنَ الْحَمَلَهِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی

    شَیْ‌ءٍ فَأَبْطَأَ عَلَیْهِ فَکَسَرَ جَنَاحَهُ وَ أَلْقَاهُ فِی تِلْکَ الْجَزِیرَهِ فَعَبَدَ اللَّهَ تَبَارَکَ

    وَ تَعَالَى فِیهَا سَبْعَمِائَهِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام

    فَقَالَ الْمَلَکُ لِجَبْرَئِیلَ یَا جَبْرَئِیلُ أَیْنَ تُرِیدُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى

    مُحَمَّدٍ بِنِعْمَهٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّی فَقَالَ یَا جَبْرَئِیلُ احْمِلْنِی مَعَکَ

    لَعَلَّ مُحَمَّداً -صلی الله علیه و آله -وسلم یَدْعُو لِی قَالَ فَحَمَلَهُ قَالَ فَلَمَّا

    دَخَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَى النَّبِیِّ (ص) هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ

    فُطْرُسَ فَقَالَ النَّبِیُّ (ص) قُلْ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَکَانِکَ قَالَ

    فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ ارْتَفَعَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ

    أَمَا إِنَّ أُمَّتَکَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَیَّ مُکَافَاهٌ أَلَّا یَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا یُسَلِّمَ

    عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا یُصَلِّیَ عَلَیْهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ ثُمَّ ارْتَفَع‌
    [۱]



    ترجمه: شعیب میثمى گوید امام صادق (ع) فرموده است:

    چون حسین بن على (ع) متولد شد، خداوند به جبرئیل فرمان داد همراه هزار فرشته

    به زمین فرود آید و به پیامبر(ص) از سوى خداوند و از سوى خود شادباش بگوید.

    جبرئیل فرمود آمد و از کنار جزیره‌ای در دریا گذشت که در آن فرشته‌ای به نام فطرس

    افتاده بود. این فرشته از فرشتگانى بود که فرمان خداوند را ابلاغ مى‌‌کرد و خداوند او

    را براى انجام کارى گسیل فرمود و چون تأخیر کرد بال‌های او شکسته شد و در آن

    جزیره افتاد و هفتادسال بود که به عبادت خداوند در آن جزیره مشغول بود.


    اى رسول خدا! همانا امت تو به‌زودی او را مى‌‌کشند و براى حسین (ع) بر عهده

    من است که هر زائرى او را زیارت کند و هر مسلمانى به او سلام دهد و هر کس

    به او درود فرستد به او ابلاغ کنم و به آسمان پر کشید.



    چون امام حسین (ع) متولد شد و جبرئیل فرود آمد، فطرس از او پرسید: اى جبرئیل!

    کجا مى‌‌روى؟ جبرئیل گفت: خداوند به محمد (ص) نعمتى ارزانى داشته و مأمور شده‌ام

    از سوى خداوند و خودم به ایشان شادباش بگویم. فطرس گفت:

    اى جبرئیل! مرا هم با خود ببر، شاید محمد (ص) براى من دعا کند. جبرئیل او را با خود

    برد و چون به حضور پیامبر رسید و از سوى خداوند متعال و خود به ایشان شادباش گفت

    و موضوع فطرس را به اطلاع رساند. پیامبر فرمودند: به او بگو دست بر این مولود بکشد

    و به‌جای خویش بازگردد. فطرس چنان کرد و بال گشود و برخاست و گفت:

    اى رسول خدا! همانا امت تو به‌زودی او را مى‌‌کشند و براى حسین (ع) بر عهده من

    است که هر زائرى او را زیارت کند و هر مسلمانى به او سلام دهد و هر کس به او

    درود فرستد به او ابلاغ کنم و به آسمان پر کشید.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    روایت دوم: اثر پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (ع)



    عَنِ الْأَزْهَرِ الْبِطِّیخِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَرَضَ وَلَایَهَ

    أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) فَقَبِلَهَا الْمَلَائِکَهُ وَ أَبَاهَا مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ فَکَسَرَ اللَّهُ

    جَنَاحَهُ فَلَمَّا وُلِدَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع بَعَثَ اللَّهُ جَبْرَئِیلَ فِی سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ

    إِلَى مُحَمَّدٍ ص یُهَنِّئُهُمْ بِوِلَادَتِهِ فَمَرَّ بِفُطْرُسَ فَقَالَ لَهُ فُطْرُسُ یَا جَبْرَئِیلُ إِلَى

    أَیْنَ تَذْهَبُ قَالَ بَعَثَنِیَ اللَّهُ إِلَى مُحَمَّدٍ (ص) أُهَنِّئُهُمْ بِمَوْلُودٍ وُلِدَ فِی هَذِهِ

    اللَّیْلَهِ فَقَالَ لَهُ فُطْرُسُ احْمِلْنِی مَعَکَ وَ سَلْ مُحَمَّداً یَدْعُو لِی فَقَالَ لَهُ

    جَبْرَئِیلُ ارْکَبْ جَنَاحِی فَرَکِبَ جَنَاحَهُ فَأَتَى مُحَمَّداً فَدَخَلَ عَلَیْهِ وَ هَنَّأَهُ فَقَالَ

    لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ فُطْرُسَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ أُخُوَّهٌ وَ سَأَلَنِی أَنْ أَسْأَلَکَ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ

    لَهُ أَنْ یَرُدَّ عَلَیْهِ جَنَاحَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِفُطْرُسَ أَ تَفْعَلُ قَالَ نَعَمْ فَعَرَضَ

    عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) فَقَبِلَهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)

    شَأْنَکَ بِالْمَهْدِ فَتَمَسَّحْ بِهِ وَ تَمَرَّغْ فِیهِ قَالَ فَمَضَى فُطْرُسُ إِلَى مَهْدِ

    الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) یَدْعُو لَهُ قَالَ

    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَنَظَرْتُ إِلَى رِیشِهِ وَ إِنَّهُ لَیَطْلُعُ وَ یَجْرِی مِنْهُ الدَّمُ

    وَ یَطُولُ حَتَّى لَحِقَ بِجَنَاحِهِ الْآخَرِ وَ عُرِجَ مَعَ جَبْرَئِیلَ إِلَى السَّمَاءِ وَ صَارَ

    إِلَى مَوْضِعِه[۲]



    ترجمه: ازهر بطیخى از حضرت صادق (ع) نقل کرد که فرمود خداوند ولایت

    امیرالمؤمنین (ع)را بر ملائکه عرضه داشت پذیرفتند به‌جز ملکى بنام فطرس.

    خداوند پروبال او را شکست وقتى حسین بن على (ع) متولد شد خداوند

    جبرئیل را با هفتاد هزار فرشته براى

    وقتى حسین بن على (ع) متولد شد خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار فرشته براى

    تهنیت پیامبر اکرم از جهت ولادت حضرت حسین فرستاد جبرئیل از فطرس گذشت. .


    فطرس به او گفت: کجا می‌روى؟ جواب داد خدا مرا به‌سوی محمّد (ص) فرستاده تا

    تهنیت بگویم به او در مورد مولودى که برایش این شب متولدشده.

    فطرس گفت: مرا هم با خود ببر و از آن جناب بخواه برایم دعا کند جبرئیل گفت:

    سوار بالم بشو سوار بال او شد و خدمت حضرت محمّد (ص) رسید و ایشان را

    تهنیت گفت و عرض کرد یا رسول اللَّه بین من و فطرس برادرى است و از من

    درخواست کرده از شما بخواهم برایش دعا کنید بال و پرش برگردد.

    پیامبر اکرم به فطرس فرمود:

    مى‌‌پذیرى؟ عرض کرد آرى پیامبر اکرم به او ولایت امیرالمؤمنین را عرضه داشت

    پذیرفت.فرمود: اینک پناه به گهواره ببر خود را به گهواره حسین بمال و به آن

    تبرک بجو.

    فطرس به‌جانب گهواره حضرت حسین (ع) رفت پیامبر نیز برایش دعا می‌کرد.

    پیامبر اکرم فرمود: می‌دیدم که بال و پرش می‌روید و از آن خون جارى بود بزرگ شد

    تا چسبید به بال دیگرش و عروج کرد با جبرئیل تا آسمان و به محل خود برگشت.


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۰۰

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    روایت سوم: آزادشده حسین بن علی و فاطمه واحمد حاشر!



    هنگامی‌که فطرس حس کرد ملائکه نازل‌شده‌اند از یکى از ایشان که از نزد

    او عبور کرد پرسید که چه امرى موجب نزول شما شده است؟

    فرشته گفت: براى حاشر یعنى حضرت محمّد که احمد است از دختر و وصى

    او پسرى متولدشده که امامان هدایت‌کننده تا روز قیامت از نسل وى

    خواهند بود

    عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ طَاهِرٍ الْقَائِمِیِّ الْهَاشِمِیِّ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى کَانَ خَیَّرَهُ بَیْنَ

    عَذَابِهِ فِی الدُّنْیَا أَوْ فِی الْآخِرَهِ فَاخْتَارَ عَذَابَ الدُّنْیَا فَکَانَ مُعَلَّقاً بِأَشْفَارِ عَیْنَیْهِ فِی

    جَزِیرَهٍ فِی الْبَحْرِ لَا یَمُرُّ بِهِ حَیَوَانٌ وَ تَحْتَهُ دُخَانٌ مُنْتِنُ غَیْرُ مُنْقَطِعٍ فَلَمَّا أَحَسَّ الْمَلَائِکَهَ

    نَازِلِینَ سَأَلَ مَنْ مَرَّ بِهِ مِنْهُمْ عَمَّا أَوْجَبَ لَهُمْ ذَلِکَ فَقَالَ وُلِدَ لِلْحَاشِرِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ أَحْمَدَ

    مِنْ بِنْتِهِ وَ وَصِیِّهِ وَلَدٌ یَکُونُ مِنْهُ أَئِمَّهُ الْهُدَى إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ فَسَأَلَ مَنْ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ یُهَنِّئُ

    رَسُولَ اللَّهِ ص بِتِلْکَ عَنْهُ وَ یُعْلِمُهُ بِحَالِهِ‌ فَلَمَّا عَلِمَ النَّبِیُّ (ص) بِذَلِکَ سَأَلَ اللَّهَ تَعَالَى

    أَنْ یُعْتِقَهُ لِلْحُسَیْنِ فَفَعَلَ سُبْحَانَهُ فَحَضَرَ فُطْرُسُ وَ هَنَّأَ النَّبِیَّ (ص) وَ عَرَجَ إِلَى مَوْضِعِهِ

    وَ هُوَ یَقُولُ مَنْ مِثْلِی وَ أَنَا عَتَاقَهُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ جَدِّهِ أَحْمَدَ الْحَاشِر[۳]



    ترجمه: از حسن بن طاهر قاسمى نقل می‌کند که گفت: خداى علیم فطرس را بین

    انتخاب عذاب دنیا و آخرت مخیر کرد، فطرس عذاب دنیا را برگزید. فطرس به مژه

    چشمان خویشتن در جزیره دریائى آویزان بود که هیچ حیوانى به وى مرور نمی‌کرد

    و در زیر آن دود بدبویی متصاعد بود که قطع نمى‌شد.



    هنگامی‌که فطرس حس کرد ملائکه نازل‌شده‌اند از یکى از ایشان که از نزد او عبور

    کردپرسید که چه امرى موجب نزول شما شده است؟ فرشته گفت: براى حاشر

    یعنى حضرت محمّد که احمد است از دختر و وصى او پسرى متولدشده که

    امامان هدایت‌کننده تا روز قیامت از نسل وى خواهند بود. فطرس از ملکی که

    این خبر را داد خواهش کرد که از طرف من هم به پیامبر خدا تهنیت و تبریک بگو

    و حضرت محمّد (ص) را از حال من باخبر کن.

    هنگامی‌که پیغمبر اعظم اسلام از جریان فطرس آگاه شد از خداى رئوف خواست

    که وى را به خاطر امام حسین (ع) آزاد نماید و خداى سبحان دعاى آن حضرت

    را مستجاب نمود.آنگاه فطرس به حضور رسول خدا آمد و پس‌ازاینکه به آن حضرت

    تبریک گفت در حالى بجاى خود بازگشت که می‌گفت: کیست مثل من و حال

    اینکه من آزادشده حسین بن على و فاطمه و جدش احمد حاشر هستم!


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۰۲

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    روایت چهارم: ملکی به نام دردائیل



    عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى

    مَلَکاً یُقَالُ لَهُ دَرْدَائِیلُ کَانَ لَهُ سِتَّهَ عَشَرَ أَلْفَ جَنَاحٍ مَا بَیْنَ الْجَنَاحِ إِلَى الْجَنَاحِ هَوَاءٌ

    وَ الْهَوَاءُ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فَجَعَلَ یَوْماً یَقُولُ فِی نَفْسِهِ أَ فَوْقَ رَبِّنَا جَلَّ جَلَالُهُ

    شَیْ‌ءٌ فَعَلِمَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَا قَالَ فَزَادَهُ أَجْنِحَهً مِثْلَهَا فَصَارَ لَهُ اثْنَانِ وَ ثَلَاثُونَ أَلْفَ

    جَنَاحٍ ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَنْ طِرْ فَطَارَ مِقْدَارَ خَمْسِینَ عَاماً فَلَمْ یَنَلْ رَأْسَ قَائِمَهٍ

    مِنْ قُوَّامِ الْعَرْشِ فَلَمَّا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِتْعَابَهُ أَوْحَى إِلَیْهِ أَیُّهَا الْمَلَکُ عُدْ إِلَى مَکَانِکَ

    فَأَنَا عَظِیمٌ فَوْقَ کُلِّ عَظِیمٍ وَ لَیْسَ فَوْقِی شَیْ‌ءٌ وَ لَا أُوصَفُ بِمَکَانٍ فَسَلَبَهُ اللَّهُ أَجْنِحَتَهُ

    وَ مَقَامَهُ مِنْ صُفُوفِ الْمَلَائِکَهِ فَلَمَّا وُلِدَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ کَانَ مَوْلِدُهُ عَشِیَّهَ

    الْخَمِیسِ لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى‌ مَالِکٍ خَازِنِ النَّارِ أَنْ أَخْمِدِ النِّیرَانَ

    عَلَى أَهْلِهَا لِکَرَامَهِ مَوْلُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ وَ أَوْحَى إِلَى رِضْوَانَ خَازِنِ الْجِنَانِ أَنْ زَخْرِفِ

    الْجِنَانَ وَ طَیِّبْهَا لِکَرَامَهِ مَوْلُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ فِی دَارِ الدُّنْیَا وَ أَوْحَى اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى

    إِلَى حُورِ الْعِینِ تَزَیَّنَّ وَ تَزَاوَرْنَ لِکَرَامَهِ مَوْلُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ فِی دَارِ الدُّنْیَا وَ أَوْحَى اللَّهُ

    عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى الْمَلَائِکَهِ أَنْ قُومُوا صُفُوفاً بِالتَّسْبِیحِ وَ التَّحْمِیدِ وَ التَّمْجِیدِ وَ التَّکْبِیرِ لِکَرَامَهِ

    مَوْلُودٍ وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ فِی دَارِ الدُّنْیَا وَ أَوْحَى اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِلَى جَبْرَئِیلَ (ع) أَنِ اهْبِطْ

    إِلَى نَبِیِّی مُحَمَّدٍ فِی أَلْفِ قَبِیلٍ وَ الْقَبِیلُ أَلْفُ أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ عَلَى خُیُولٍ بُلْقٍ مُسْرَجَهً

    مُلْجَمَهً عَلَیْهَا قِبَابُ الدُّرِّ وَ الْیَاقُوتِ وَ مَعَهُمْ مَلَائِکَهٌ یُقَالُ لَهُمُ الرُّوحَانِیُّونَ بِأَیْدِیهِمْ أَطْبَاقٌ

    مِنْ نُورٍ أَنْ هَنِّئُوا مُحَمَّداً بِمَوْلُودٍ وَ أَخْبِرْهُ یَا جَبْرَئِیلُ أَنِّی قَدْ سَمَّیْتُهُ الْحُسَیْنَ وَ هَنِّئْهُ وَ عَزِّهِ

    وَ قُلْ لَهُ یَا مُحَمَّدُ یَقْتُلُهُ شِرَارُ أُمَّتِکَ عَلَى شِرَارِ الدَّوَابِّ فَوَیْلٌ لِلْقَاتِلِ وَ وَیْلٌ لِلسَّائِقِ وَ

    وَیْلٌ لِلْقَائِدِ قَاتِلُ الْحُسَیْنِ أَنَا مِنْهُ بَرِی‌ءٌ وَ هُوَ مِنِّی بَرِی‌ءٌ لِأَنَّهُ لَا یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَحَدٌ

    إِلَّا وَ قَاتِلُ الْحُسَیْنِ (ع) أَعْظَمُ جُرْماً مِنْهُ قَاتِلُ الْحُسَیْنِ یَدْخُلُ النَّارَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَعَ الَّذِینَ

    یَزْعُمُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ وَ النَّارُ أَشْوَقُ إِلَى قَاتِلِ الْحُسَیْنِ مِمَّنْ أَطَاعَ اللَّهَ إِلَى الْجَنَّهِ

    قَالَ فَبَیْنَا جَبْرَئِیلُ ع یَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ إِذْ مَرَّ بِدَرْدَائِیلَ فَقَالَ لَهُ دَرْدَائِیلُ

    یَا جَبْرَئِیلُ مَا هَذِهِ اللَّیْلَهُ فِی السَّمَاءِ هَلْ قَامَتِ الْقِیَامَهُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا قَالَ لَا وَ لَکِنْ

    وُلِدَ لِمُحَمَّدٍ مَوْلُودٌ فِی دَارِ الدُّنْیَا وَ قَدْ بَعَثَنِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ لِأُهَنِّئَهُ بِمَوْلُودِهِ فَقَالَ

    الْمَلَکُ یَا جَبْرَئِیلُ بِالَّذِی خَلَقَکَ وَ خَلَقَنِی إِذَا هَبَطْتَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ

    وَ قُلْ لَهُ بِحَقِّ هَذَا الْمَوْلُودِ عَلَیْکَ إِلَّا مَا سَأَلْتَ رَبَّکَ أَنْ یَرْضَى عَنِّی فَیَرُدَّ عَلَیَّ أَجْنِحَتِی

    وَ مَقَامِی مِنْ صُفُوفِ الْمَلَائِکَهِ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ (ع) عَلَى النَّبِیِّ (ص) فَهَنَّأَهُ کَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ

    عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَزَّاهُ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ (ص) تَقْتُلُهُ أُمَّتِی فَقَالَ لَهُ نَعَمْ یَا مُحَمَّدُ فَقَالَ النَّبِیُّ (ص)

    مَا هَؤُلَاءِ بِأُمَّتِی أَنَا بَرِی‌ءٌ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَرِی‌ءٌ مِنْهُمْ قَالَ جَبْرَئِیلُ وَ أَنَا بَرِی‌ءٌ مِنْهُمْ

    یَا مُحَمَّدُ فَدَخَلَ النَّبِیُّ (ص) عَلَى فَاطِمَهَ علی‌ها السلام فَهَنَّأَهَا وَ عَزَّاهَا فَبَکَتْ فَاطِمَهُ

    علی‌ها السلام وَ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی لَمْ أَلِدْهُ قَاتِلُ الْحُسَیْنِ فِی النَّارِ فَقَالَ النَّبِیُّ (ص)

    وَ أَنَا أَشْهَدُ بِذَلِکَ یَا فَاطِمَهُ وَ لَکِنَّهُ لَا یُقْتَلُ حَتَّى یَکُونَ مِنْهُ إِمَامٌ یَکُونُ مِنْهُ الْأَئِمَّهُ الْهَادِیَهُ

    بَعْدَهُ ثُمَّ قَالَ ع وَ الْأَئِمَّهُ بَعْدِی الْهَادِی عَلِیٌّ وَ الْمُهْتَدِی الْحَسَنُ وَ النَّاصِرُ الْحُسَیْنُ وَ

    الْمَنْصُورُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ الشَّافِعُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ وَ النَّفَّاعُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ الْأَمِینُ

    مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ وَ الرِّضَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَى وَ الْفَعَّالُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ وَ الْمُؤْتَمَنُ عَلِیُّ بْنُ

    مُحَمَّدٍ وَ الْعَلَّامُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ وَ مَنْ یُصَلِّی خَلْفَهُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ علیهما السلام

    الْقَائِمُ (ع) فَسَکَتَتْ فَاطِمَهُ علی‌ها السلام مِنَ الْبُکَاءِ ثُمَّ أَخْبَرَ جَبْرَئِیلُ (ع) النَّبِیَّ (ص)

    بِقِصَّهِ الْمَلَکِ وَ مَا أُصِیبَ بِهِ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَأَخَذَالنَّبِیُّ (ص) الْحُسَیْنَ (ع) وَ هُوَ مَلْفُوفٌ

    فِی خِرَقٍ مِنْ صُوفٍ فَأَشَارَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْمَوْلُودِ عَلَیْکَ

    لَا بَلْ بِحَقِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَدِّهِ مُحَمَّدٍ وَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ إِنْ

    کَانَ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ ابْنِ فَاطِمَهَ عِنْدَکَ قَدْرٌ فَارْضَ عَنْ دَرْدَائِیلَ وَ رُدَّ عَلَیْهِ أَجْنِحَتَهُ

    وَ مَقَامَهُ مِنْ صُفُوفِ الْمَلَائِکَهِ فَاسْتَجَابَ اللَّهُ دُعَاءَهُ وَ غَفَرَ لِلْمَلَکِ وَ رَدَّ عَلَیْهِ أَجْنِحَتَهُ وَ

    رَدَّهُ إِلَى صُفُوفِ الْمَلَائِکَهِ فَالْمَلَکُ لَا یُعْرَفُ فِی الْجَنَّهِ إِلَّا بِأَنْ یُقَالَ هَذَا مَوْلَى

    الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ ابْنِ فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّه[۴]

    ترجمه: از ابن عبّاس روایت است که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که‌ مى‌‌فرمود:

    خداى تعالى را فرشته‌‌اى است که دردائیل نام دارد و او را شانزده هزار بال است و

    ما بین هر دو بالش هوائى است که آن هوا به اندازه آسمان تا زمین است،

    یک روز با خود مى‌‌گفت:

    آیا فوق پروردگار ما جلّ جلاله چیزى هست؟ خداى تعالى گفتار او را دانست و

    بالهاى او را دو برابر کرد و او داراى سى و دو هزار بال گردید، سپس خداى تعالى

    به او وحى کرد که پرواز کن و او به اندازه پنجاه سال پرواز کرد و به سر یکى از

    ستونهاى عرش هم نرسید وچون خداى تعالى دانست که او به رنج در افتاده است،

    به او وحى کرد که اى فرشته به جایگاه خود بازگرد که من عظیم و بر‌تر از هر

    عظیمى هستم و بر‌تر از من چیزى نیست و مکانى ندارم و خداوند بالهاى او را گرفت

    و مقامش را در میان صفوف ملائکه زایل ساخت؛

    و چون حسین بن علیّ (ع) پنجشنبه شب به دنیا آمد، خداى تعالى به مالک که‌‌

    همان خازن دوزخ است وحى فرمود که به واسطه کرامت مولودى که براى

    محمّد (ص) ‌زاده شده است آتش را بر اهلش خاموش سازد و به رضوان که‌‌ همان

    خازن بهشت باشد وحى فرمود که به واسطه کرامت مولودى که براى محمّد (ص)

    در دنیا‌زاده شده است بهشت را آذین بندد و معطّر سازد.

    فاطمه (س) گریست و گفت: اى کاش او را به دنیا نیاورده بودم، قاتل حسین

    در آتش است،پیامبر (ص) فرمود: اى فاطمه! من بدان گواهى مى‌دهم و لیکن

    او کشته نشود تا امامى ازاو بر جاى ماند که امامان هادى پس از او از ذریّه او

    باشندو خداى‌ تعالى به حور العین وحى فرمود که به واسطه کرامت مولودى که

    در دنیا براى محمّد (ص)‌زاده شده است خود را آرایش کنند و به دیدار یک دیگر بروند

    و خداى تعالى به ملائکه فرمان دادکه به خاطر مولودى که براى محمّد (ص) در

    سراى دنیا‌زاده شده است به صفّ ایستاده و خدا را تسبیح و تحمید و تمجید

    و تکبیر گویند؛ و خداى تعالى به جبرئیل وحی فرمود که به همراه هزار فوج که

    هر فوج یک میلیون فرشته است بر اسبهاى ابلق که بر آن‌ها زین و لگام و آراسته

    به قباب درّ و یاقوت باشند و به همراهى ملائکه‌‌اى که به آن‌ها روحانیّون مى‌‌گویند

    و در دستانشان طبق‌‌هاى نور است، بر پیامبر اکرم (ص) فرود آیند و قدم نورسیده

    را بدو تهنیت گویند و بدوخبر داد که اى جبرئیل! من نام او را حسین نهادم، او را

    تهنیت و تعزیت گوى و به او بگو:

    اى محمّد! او را شرار امّت تو که بر بد‌ترین جنبندگان سوارند خواهند کشت، واى

    بر آن قاتل و واى بر سوق دهنده و رهبر کشنده حسین، من از او بیزارم و او نیز

    از من بیزار است،زیرا در روز قیامت هیچ کس گنهکار‌تر از او نیست، در روز قیامت

    قاتل حسین به همراه مشرکان به‌ آتش در آیند و اشتیاق آتش به کشنده حسین

    بیشتر از اشتیاق مطیع خداوندبه بهشت است. فرمود: در این میان که جبرئیل به

    آسمان زمین فرود آمد به دردائیل گذر کرد و دردائیل بدو گفت: اى جبرئیل! این چه

    شبى در آسمان است آیا بر اهل دنیا قیامت واقع شده است؟ گفت: خیر و لکن

    براى محمّد (ص) در دنیا مولودى‌زاده شده است و خداى تعالى مرا فرستاده است

    که بدین سبب به او تهنیت گویم، فرشته گفت:

    اى جبرئیل! تو را به خدایى که ما را آفرید سوگند مى‌دهم هنگامى که بر محمّد

    فرودآمدى سلام مرا بدو برسانى و به او بگویى به حقّ این مولود از پروردگارت بخواهد

    که از من خشنود گردد و بال‌ها و مقام مرا در میان ملائکه به من باز گرداند،

    جبرئیل (ع) بر پیامبر (ص) فرود آمد و‌‌ همان گونه که خداى تعالى فرموده بود

    بدو تهنیت و تعزیت گفت،پیامبر (ص) فرمود: آیا امّت من او را خواهد کشت؟ گفت:

    آرى اى محمّد، پیامبر (ص) فرمود:

    آن‌ها از امّت من نیستند و من از آن‌ها بیزارم و خداى تعالى از آن‌ها بیزار است،

    جبرئیل گفت:

    اى محمّد! من هم از ایشان بیزارم. بعد از آن پیامبر (ص) بر فاطمه (س) وارد شد

    و بر او تهنیت و تعزیت گفت و فاطمه (س) گریست و گفت:

    اى کاش او را به دنیا نیاورده بودم، قاتل حسین در آتش است،

    پیامبر (ص) فرمود: اى فاطمه! من بدان گواهى مى‌دهم و لیکن او کشته نشود

    تا امامى از او بر جاى ماند که امامان هادى پس از او از ذریّه او باشند، سپس فرمود:

    امامان پس از من اینان هستند: علیّ الهادى و حسن المهتدى و حسین النّاصر و

    علیّ بن الحسین المنصور و محمّد بن علیّ الشافع و جعفر بن محمّد النفّاع و

    موسى بن جعفر الأمین و علیّ بن موسى الرّضا و محمّد بن علیّ الفعّال و

    علیّ بن محمّد المؤتمن و حسن بن علیّ العلّام و کسى که عیسى بن مریم پشت

    سر او نماز مى‌خواند القائم (ع). آنگاه فاطمه علیها السّلام از گریه باز ایستاد و

    جبرئیل (ع) داستان آن فرشته و گرفتارى او را به پیامبر (ص) باز گفت.

    ابن عبّاس مى‌گوید:

    پیامبر (ص)حسین (ع) را در حالى که در میان پارچه‌اى پشمى پیچیده شده بود

    در دست گرفت و آن را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: بار ال‌ها! به حقّ این مولود،

    نه بلکه به حقّ تو بر او و بر جدّش محمّد و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب،

    اگر براى حسین فرزندعلیّ و فاطمه در پیشگاه تو قدر و منزلتى است از دردائیل

    خشنود شو و بال‌ها و مقام او را در می‌ان‌ صفوف ملائکه به وى برگردان!

    و خداى تعالى دعاى او را مستجاب کرد و آن فرشته را مشمول مغفرت خود قرار

    داد و بالهاى او را به وى برگردانیده و او را در میان صفوف ملائکه قرار داد و در

    بهشت آن فرشته به عنوان مولى و بنده حسین فرزند علیّ و‌زاده فاطمه دختر

    رسول خدا (ص) شناخته مى‌شود.


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۰۹

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    روایت پنجم: حضرت جواد الائمه (ع)؛ شبیه دوست فطرس!



    عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ شَکَوْتُ إِلَى الرِّضَا (ع) وَجَعَ الْعَیْنِ فَأَخَذَ قِرْطَاساً فَکَتَبَ

    إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ علیهما السلام وَ هُوَ أَقَلُّ مِنْ یَدِی وَ دَفَعَ الْکِتَابَ إِلَى الْخَادِمِ وَ أَمَرَنِی

    أَنْ أَذْهَبَ مَعَهُ وَ قَالَ اکْتُمْ فَأَتَیْنَاهُ وَ خَادِمٌ قَدْ حَمَلَهُ قَالَ فَفَتَحَ الْخَادِمُ الْکِتَابَ بَیْنَ یَدَیْ

    أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ فَجَعَلَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) یَنْظُرُ فِی الْکِتَابِ وَ یَرْفَعُ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ

    وَ یَقُولُ نَاجٍ فَفَعَلَ ذَلِکَ مِرَاراً فَذَهَبَ کُلُّ وَجَعٍ فِی عَیْنِی وَ أَبْصَرْتُ بَصَراً لَا یُبْصِرُهُ أَحَدٌ

    فَقَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (ع) جَعَلَکَ اللَّهُ شَیْخاً عَلَى هَذِهِ الْأُمَّهِ کَمَا جَعَلَ

    عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ شَیْخاً عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ قَالَ ثُمَّ قُلْتُ لَهُ یَا شَبِیهَ صَاحِبِ

    فُطْرُسَ قَالَ فَانْصَرَفْتُ وَ قَدْأَمَرَنِی الرِّضَا (ع) أَنْ أَکْتُمَ فَمَا زِلْتُ صَحِیحَ النَّظَرِ حَتَّى

    أَذَعْتُ مَا کَانَ مِنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی أَمْرِ عَیْنِی فَعَاوَدَنِی الْوَجَعُ قَالَ فَقُلْتُ

    لِمُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ مَا عَنَیْتَ بِقَوْلِکَ یَا شَبِیهَ صَاحِبِ فُطْرُسَ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ غَضِبَ

    عَلَى مَلَکٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ یُدْعَى فُطْرُسَ فَدَقَّ جَنَاحَهُ وَرَمَى بِهِ فِی جَزِیرَهٍ مِنْ جَزَائِرِ

    الْبَحْرِ فَلَمَّا وُلِدَ الْحُسَیْنُ (ع) بَعَثَ اللَّهُ إِلَى مُحَمَّدٍ (ص) لِیُهَنِّئَهُ بِوِلَادَهِ الْحُسَیْنِ وَ

    کَانَ جَبْرَئِیلُ صَدِیقاً لِفُطْرُسَ فَمَرَّ وَ هُوَ فِی الْجَزِیرَهِ مَطْرُوحٌ فَخَبَّرَهُ بِوِلَادَهِ

    الْحُسَیْنِ (ع) وَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ وَ قَالَ هَلْ لَکَ أَنْ أَحْمِلَکَ عَلَى جَنَاحٍ مِنْ

    أَجْنِحَتِی وَ أَمْضِیَ بِکَ إِلَى مُحَمَّدٍ (ص) یَشْفَعَ لَکَ قَالَ فَقَالَ لَهُ فُطْرُسُ نَعَمْ فَحَمَلَهُ

    عَلَى جَنَاحٍ مِنْ أَجْنِحَتِهِ حَتَّى أَتَى بِهِ مُحَمَّداً (ص) فَبَلَّغَهُ تَهْنِئَهَ رَبِّهِ تَعَالَى ثُمَّ حَدَّثَهُ

    بِقِصَّهِ فُطْرُسَ فَقَالَ مُحَمَّدٌ (ص) لِفُطْرُسَ امْسَحْ جَنَاحَکَ‌ عَلَى مَهْدِ الْحُسَیْنِ وَ تَمَسَّحْ

    بِهِ فَفَعَلَ ذَلِکَ فُطْرُسُ فَجَبَرَ اللَّهُ جَنَاحَهُ وَ رَدَّهُ إِلَى مَنْزِلِهِ مَعَ الْمَلَائِکَه[۵]



    ترجمه: محمّد بن سنان گفت بحضرت رضا (ع) شکایت از درد چشم کردم نامه‌اى

    که کوچک‌‌تر ازکف دستى بود برداشت و براى حضرت جواد نوشت. نامه را بخادم

    سپرد بمن دستور داد با او بروم وفرمود این مطلب را کتمان کن، خدمت آن جناب

    رسیدم، خادم ایشان را در آغوش داشت و نامه را برایش گشود حضرت جواد نگاه

    بنامه مى‌کرد و سر به آسمان بلند کرده مى‌گفت خوب شدی چندین مرتبه تکرار

    کرد تمام ناراحتى‌هاى چشم من بر طرف شد. بحضرت جواد عرضکردم خدا ترا رهبر

    این امت قرار دهد‌‌ همان طورى که عیسى بن مریم رهبر بنى اسرائیل شد بعد

    عرض کردم اى شبیه دوست فطرس. گفت مراجعت کردم حضرت رضا بمن فرموده

    بود مطلب را پنهان بدارم. چشمم مدت‌ها خوب بود تا جریان اعجاز حضرت جواد را

    در مورد چشم خود بدیگران گفتم باز مبتلا بدرد چشم شدم.

    راوى گفت به محمّد بن سنان گفتم منظورت از اینکه بحضرت جواد گفتى

    «اى شبیه دوست فطرس چه بود»

    گفت خداوند به فرشته‌اى بنام فطرس خشم گرفت پر و بالش ریخت و او را در

    یکی از جزائر اقیانوس‌ها انداخت. وقتى حضرت حسین (ع) متولد شد خداوند

    جبرئیل را خدمت حضرت (ص) فرستاد تا تهنیت بگوید.

    جبرئیل با فطرس دوست بود، از‌‌ همان جزیره عبور کرد که فطرس در آنجا افتاده بود

    جریان ولادت حضرت حسین (ع) را باو گفت و مأموریت خود را نیز گوشزد کرد گفت

    اگر مایل باشى من ترا بر یکى از بالهاى خود سوار می‌کنم و پیش حضرت محمّد (ص)

    مى‌برم تا در باره‌ات شفاعت کند.

    فطرس گفت خوب است، جبرئیل او را بر بال خود گرفت و خدمت حضرت رسول آورد

    تهنیت و مبارک باد پروردگار را رساند بعد جریان فطرس را نیز نقل کرد،

    پیغمبر اکرم بفطرس فرمود پر و بال خود را بگهواره حسین بمال، فطرس این کار را

    کرد خداوند پر و بالش را باو برگرداند و او را به مقام اولش میان ملائکه باز گردانید.


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۱۲

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121





    روایت ششم: ملک کروبین، ملک موکل امام حسین (ع)



    عبد اللّه بن هشام قال: حدثنا أبو الحسن على بن موسى بن جعفر بن محمّد

    عن أبیه عن جده، عن آبائه علیهم السّلام عن النبی صلّى اللّه علیه و آله و سلّم

    قال: کان ملک الکروبین یقال له فطرس و کان من اللّه عز و جلّ بمکان فأرسله برساله

    فأبطأ فکسر جناحه، فألقاه بجزیره من جزایر البحر، فلما ولد الحسین بن علی (ع)

    أرسل اللّه عزّ و جلّ جبرئیل فی ألف من الملائکه یهنّئون رسول اللّه صلّى اللّه علیه

    و آله و سلّم‌ بمولود و یخبرونه بکرامته على ربه عزّ و جلّ فمرّ جبرئیل بذلک الملک

    فکان بینهما خلّه فقال فطرس: یا روح اللّه الأمین أین ترید؟ قال: إنّ هذا النبیّ

    التهامی وهب اللّه عزّ و جلّ له ولدا استبشر به أهل السماوات و أهل الأرض،

    فأرسلنی اللّه تعالى إلیه اهنّیه و اخبره بکرامته على ربه عزّ و جلّ، قال:

    هل لک أن تنطلق بی‌معک إلیه یشفع لى عند ربه،فانه سخی جواد فانطلق الملک

    مع جبرئیل (ع) فقال: إن هذا ملک من الملائکه الکروبین له کان من اللّه تعالى مکان،

    فأرسله برساله فأبطأ فکسر جناحه و ألقاه بجزیره من جزائر البحر و قد أتاک لتشفع

    له عند ربک، قال: فقام النبی صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فصلّى رکعتین و دعا فی

    آخرهنّ:

    اللّهم إنّی أسئلک بحق کل ذی حق علیک و بحق محمّد و أهل بیته أن تردّ على

    فطرس جناحه و تستجیب لنبیّک و تجعله آیه للعالمین، فاستجاب اللّه تعالى لنبیه

    صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و أوحى إلیه أن یأمر فطرس أن یمرّ جناحه على الحسین

    (ع) فقال رسول اللّه لفطرس امر رجناحک الکسیر على هذا المولود ففعل فسبح

    فأصبح صحیحا فقال:

    الحمد للّه الّذی منّ علیّ بک یا رسول اللّه فقال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله

    و سلّم لفطرس أین ترید؟ فقال: ان جبرئیل أخبرنی بمصرع هذا المولود و إنی سئلت

    ربی أن یجعلنی خلیفه هناک.



    قال: فذلک الملک موکّل بقبر الحسین (ع)، فاذا ترحّم عبد على الحسین أو تولّى أباه

    أو نصره بسیفه و لسانه انطلق ذلک الملک إلى قبر رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله

    و سلّم فیقول:

    أیها النفس الزکیه فلان بن فلان ببلاد کذا و کذا یتولّى الحسین و یتولّى أباه علیهما

    السّلام و نصره بلسانه و قلبه و سیفه، قال: فیجیبه ملک موکّل بالصلوه عن النبی

    أن بلّغه عن محمّد السلام و قل له: إن متّ على هذا أنت رفیقه فی الجنه[۶]


    ترجمه: عبد اللَّه بن هشام از حضرت رضا (ع) از پدرانش از حضرت رسول (ص) روایت

    کرده که فرمود:

    فطرس یکى از فرشتگان مقرب بود و در نزد خداوند متعال مقام ارجمندى داشت،

    خداوند متعال او را براى انجام رسالتى فرستاد، وى در رسانیدن پیام اندکى تأخیر

    کرد و بالش شکسته شد و دریکی از جزایر دریا افتاد. هنگامی‌که حسین بن على

    (ع) متولد شد، خداوند جبرئیل را با هزار فرشته خدمت حضرت رسول - علیه و آله

    و سلم -فرستاد تا ولادت حسین را تبریک گویند و موقعیت او را در نزد خداوند روشن

    کنند. جبرئیل از نزد آن فرشته عبور کرد و باهم دوست بودند، فطرس گفت:

    اى روح اللَّه کجا می‌خواهید بروید؟ جبرئیل گفت: خداوند به پیغمبر تهامى فرزندى

    عطا کرده است که اهل آسمان و زمین همدیگر را به ولادت او مژده می‌دهند اینک

    پروردگار مرا فرستاده تا این مولودجدید را تبریک گوید. فطرس گفت: آیا می‌توانید مرا

    با خود آنجا ببرید شاید وى از من شفاعت بکند وخداوند از من درگذرد. فطرس با

    جبرئیل حرکت کرد تا آنگاه‌که نزد حضرت رسول (ص)رسیدند.

    جبرئیل گفت: این‌یکی از فرشتگان مقرب می‌باشد و در نزد خداوند موقعیتى

    داشت و در انجام رسالت کوتاهى کرد و خداوند بر وى خشم گرفت و درنتیجه

    بال‌هایش را از دست داد و دریکی از جزایر زندانى شد و اینک آمده است تا شما

    از وى شفاعت کنید.

    حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله و سلم برخاست و دو رکعت نماز گذارد و سپس

    گفت: «اللهم انى أسألک به‌حق کل ذی‌حق علیک و به‌حق محمد واهل بیته أن ترد

    على فطرس جناحه و تستجیب لنبیک و تجعله آیه للعالمین».

    خداوند متعال دعاى پیغمبرش را اجابت فرمود و به او وحى فرمود که فطرس را امر

    کند بال خودش را بر بدن امام حسین (ع)بکشاند. حضرت رسول (ص) به فطرس

    فرمود: بال خود را به بدن این مولود بکشان، فطرس همین کار را انجام داد و بال او

    به حال اول بازگشت و گفت: ستایش و سپاس می‌گویم خداوند را که بوسیله

    شما برمن منت گذاشت. حضرت رسول فرمود: اى فطرس کجا می‌خواهید بروید؟

    گفت: جبرئیل مرا از محل شهادت این نوزاد آگاه کرده است و من از خداى خود

    خواسته‌ام که مرا در آنجا جاى‌نشین سازد.

    راوى گوید:

    آن فرشته در کنار قبر امام حسین (ع) اقامت گزیده است و هر‌گاه بنده‌اى سلامى

    به حضرت سید الشهداء سلام اللَّه علیه بفرستد و یا با شمشیر و زبان او را یارى

    کند آن فرشته خود را به قبر حضرت رسول (ص) مى‌رساند و مى‌گوید:

    اى نفس پاک یکى از بندگان حسین و پدرش رادوست دارد و با زبان و دل و

    شمشیرش آن‌ها را دوست دارد.

    در این هنگام فرشته موکل به قبر حضرت رسول مى‌گوید:

    سلام محمد را به آن بنده برسان و بگو اگر به همین طریق از جهان بروىبا او در

    بهشت مصاحب خواهى بود.


    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۱۷

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    روایت هفتم به پرواز درآمدن فطرس



    عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ وَ ذَکَرَهُ غَیْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِنَّ فُطْرُسَ

    مَلَکٌ کَانَ یَطُوفُ بِالْعَرْشِ فَتَلَکَّأَ فِی شَیْ‌ءٍ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ فَقَصَّ جَنَاحَهُ وَ رَمَى بِهِ عَلَى جَزِیرَهٍ

    مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ فَلَمَّا وُلِدَ الْحُسَیْنُ (ع) هَبَطَ جَبْرَئِیلُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) یُهَنِّئُهُ بِوِلَادَهِ الْحُسَیْنِ (ع)

    فَمَرَّ بِهِ فَعَاذَ بِجَبْرَئِیلَ فَقَالَ قَدْ بُعِثْتُ إِلَى مُحَمَّدٍ أُهَنِّئُهُ بِمَوْلُودٍ وُلِدَ لَهُ فَإِنْ شِئْتَ حَمَلْتُکَ إِلَیْهِ

    فَقَالَ قَدْ شِئْتُ فَحَمَلَهُ فَوَضَعَهُ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَبَصْبَصَ بِإِصْبَعِهِ إِلَیْهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص)

    امْسَحْ جَنَاحَکَ بِحُسَیْنٍ فَمَسَحَ جَنَاحَهُ بِحُسَیْنٍ فَعَرَج[۷]



    ترجمه: از امام جعفر صادق (ع) روایت می‌کند که فرمود: فطرس ملکى بود که به دور عرش طواف

    می‌کرد. او در انجام دادن امر پروردگار اندکى سستى و اهمال نمود، خداى توانا پروبال وى را گرفت

    و او را دریکی از جزیره‌هاى دریا‌ها معذب کرد، هنگامی‌که امام حسین متولد شد و جبرئیل متوجه

    زمین شد که براى ولادت آن حضرت به رسول معظم اسلام -صلی‌الله علیه و آله و سلم -تبریک بگوید

    عبورش به فطرس ملک افتاد. فطرس به جبرئیل پناهنده شد، جبرئیل گفت: من مأمور شده‌ام براى

    نوزادى که خدا به پیغمبر عطا کرده به آن حضرت تبریک بگویم. اگر مایل باشى تو را به حضور آن

    حضرت ببرم؟ گفت: آرى مایلم، جبرئیل وى را آورد و در حضور حضرت رسول نهاد و با انگشت خود

    به او اشاره کرد. پیامبر خدا به وى فرمود: پروبال خود را به حسین بمال، آن ملک پروبال خود را به

    حضرت حسین مالید و پرواز نمود.


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 11 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    جبرییل گهواره جنبان امام حسین (ع):



    در مرات الجنان مذکور است که روزی حضرت خاتم النبیاء (ص) درمسجد نشسته بودند که

    حضرت فاطمه (س) گریان از در وارد شد،
    حضرت پیغمبر (ص) فرمود ((گریان نباشد چشم

    تو مگربه خیر،
    چرا گریانی؟))عرض کرد ((ای پدر ! صبر وقرارم رفته و دلم از آتش

    حسرت سوخته
    ساعتی به آسیاب کردن مشغول بودم چون به سر گهواره رفتم

    حسین (ع) خود را در گهواره ندیدم هر چندتفحص نمودم اثری از
    وی نیافتم

    سراسیمه به خدمت تو آمدم زودتر من را از غم خلاص
    کن که آرام ندارم.))



    مقارن این حال جبرییل رسید ، عرض کرد((ای سید و ای سرور !از من به حضرت

    فاطمه ((س) سلام برسان و بگو که خاطر مبارک
    فارغ دار که حسین (ع)سلامت

    است و بشارت ده او را که از مقربان
    بارگاه حضرت احدیت است.))



    حضرت پیغمبر فرمود((ای برادر ! حسین (ع) از گهواره به کجا رفته بر من بیان کن

    تا خاطرم قرار گیرد.))

    جبرییل عرض کرد(( یا رسول الله! روزی که من به تهنیت حضرت حسین (ع) آمده

    بودم گروهی ملائکه نیز با من رفاقت کرده بودند ،
    چون به شرف ملازمت ان حضرت

    مشرف گشتیم به محل خودم
    مراجعت کرده به مقربان ملاء اعلی تفاخر و مباهات

    نمودم
    مقربان بارگاه کبریا عرض کردند:خدایا! احدی به ما افتخار نکرده ما را نیز رخصت

    ده تا به شرف زیارت آن حضرت مشرف شویم.خداوند تعالی فرمود: شما را رخصت

    نیست که از محل خود قدم
    بردارید.

    پس به من امر فرمود تا حسین (ع) را از گهواره گشوده به ملاء اعلی بردم تا مقربان

    درگاه آن سرور را زیارت کنند.
    پس ایشان آن حضرت را زیارت کرده هیجان زده و

    خوشحال گشته
    آرام یافتند و من این ساعت حسین (ع) را آورده ام و به گهواره

    خوابانیده ام با هزار روح و راحت و نور و آن سرور اکنون چون قرص قمر در خانه است.))



    فاطمه زهرا (س) از شنیدن این خبر شادی آور بی نهایت مسرورو خوشحال گردیده

    و در ساعت به منزل مراجعت فرموده امام
    حسین(ع) را مانند ماه شب چهارده در جای

    خود خفته دید.
    او را در بغل کشید روی شاهزاده را بوسید شکر الهی را به جای آورده

    فرمود:

    الحمد لله الذی اذهب عنا الحزنان ربنا لغفور شکور .


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود