صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: افسانه غرانيق .آري يا خير؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    افسانه غرانيق .آري يا خير؟




    پرسش :

    منظور از(افسانه غرانيق)كه مى‏گويند در قرآن است، چيست و آيا صحيحاست؟
    پاسخ :

    افسانه غرانيق، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام و پيامبر اكرم(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآل ه) است كه براى تضعيف موقعيت قرآن و پيامبر، چنين حديث بى‏اساس را جعل كرده‏اند.
    خلاصه اين حديث جعلى آن است كه پيامبر خدا(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله ) در مكه، مشغولخواند سوره «النجم» بودند، وقتى به آياتى كه نام بتهاى مشركان در آن بود، رسيدند(أفَرَأيْتُم اللَّتَ وَ الْعُزّى * وَ مَنوةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى)شيطان اين دو جمله را بر زبان او جارى ساخت، «تلك الغرانيقُ العُلى و انّ شفاعتهن لترتجى»؛ اينها پرندگان زيباى بلند مقامى هستند و از آن‏ها اميد شفاعت مى‏رود.
    در اين هنگام، مشركان خوشحال شدند و گفتند كه محمد(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآل ه) تاكنون نام خدايان ما را به نيكى نبرده است. در اين هنگامپيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) سجده كرد و آنها هم سجده كردند. جبرئيل نازل شد و بهپيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) اظهار كرد كه اين دو جمله را من براى تو نياوردهبودم. اين از القائات شيطان بود و در اين موقع، آيات 52 تا 54 سوره حج نازل شد و بهپيامبر و مؤمنان هشدار داد.
    اگر چه برخى مخالفان، اين افسانه ساختگى را با آب و تاب فراوان ذكر كرده‏اند،ولى قرائن فراوان نشان مى‏دهد كه اين يك روايت مجعول و ساختگى است كه براىبى‏اعتبار ساختن مسلمين و قرآن و پيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) ساخته شده است؛زيرا:
    اولاً: به گفته محققان، راويان اين حديث ضعيف، غيرقابلاطمينان‏اند و صدور آن از ابن عباس نيز به هيچ وجه معلوم نيست و به گفته «محمد بناسحاق» اين حديث از جعليات زنادقه است و او در اين باره كتابى نگاشته است.
    ثانياً: آيات آغازين سوره نجم، صريحاً اين خرافات راابطال مى‏كند؛ آنجا كه مى‏گويد: «و ما ينطِقُ عَنِ الهَوى * إنْ هُوَ إلاّ وحىٌيوحى» ؛ پيامبر از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آن چه مى‏گويد، تنها وحى الهى است. پس اين آيه چگونه با افسانه فوق سازگار است؟
    ثالثاً: آياتى كه بعد از ذكر نام بتها در اين سوره آمدهاست، همه بيان مذمّت بتها و زشتى و پستى آن‏هاست (به ادامه آيات توجه نماييد)
    رابعاً: مبارزه پيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) بابت‏پرستى، يك مبارزه آشتى‏ناپذير، پى‏گير و بى وقفه بود و در سخت‏ترين حالات وشرايط نيز آن حضرت از خود انعطاف نشان ندادند. پس چگونه مى‏شود اين الفاظ را گفتهباشند.
    خامساً: احاديث متعددى در مورد سوره نجم و سپس سجده كردنپيامبر و مسلمين در كتاب‏هاى مختلف نقل شده و در هيچ يك از آن‏ها سخنى از افسانهغرانيق نيست و اين نشان مى‏دهد كه اين جمله بعداً افزوده شده است

    با استفاده از وبلاك علوم قرآني



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد نقل قول : افسانه غرانيق .آري يا خير؟




    يكي از شبهاتي كه معمولا درباره وحي مي شود اين است كهآيا امكان دارد كه گاه شيطان , در امر وحى دخالت كند وتسويلات خود رابه صورت وحى جلوه دهد؟ اين شبهه هم به داستان ساختگي كه به افسانه غرانيق معروف است مرتبط مي شود. ايـن افسانه را هيچ يك از محققين علماى اسلام نپذيرفته و آن را خرافه اى بيش ندانسته اند . ((ايـن حـديث در هيچ يك از كتب صحاح نقل نشده و هرگز شخص مورد اعـتمادى آن را روايت نكرده است و سند متصلى هم ندارد صرفا مفسرين ظاهرنگر و تاريخ ‌نويسان خـوش بـاور, آنـان كه فرقى ميان سليم وسقيم نمى گذارند و در جمع آورى غرايب و عجايب ولع مى ورزند, آن را روايت كرده اند و دست به دست گردانده اند . مسلمانان گرفتار چنين هوس خواهانى شده اند با آن كه سند اين حديث سست و متن آن مشوش و مضطرب و دگرگون است)) جالب آن كه جعل كننده اين افسانه ناشيانه عمل كـرده اسـت , زيـرا اين سوره با جمله ((و النجم اذا هوى , ماضل صاحبكم و ما غوى , و ما ينطق عن الهوى , ان هو الا وحي يوحى , علمه شديد القوى ))آغاز شده است در اين آيات بر عدم ضلالت و اغوا و نـطق از روى هوى براى پيامبرتاكيد شده است هم چنين تصريح شده كه هرچه پيامبر مى گويد وحـى اسـت ((ان هـوالا وحـي يـوحى )) و اگر چنين بود كه ابليس بتواند در اين جا تلبيس كند, لازمه اش تكذيب كلام خداست و هرگز شيطان , بر خواست خدا غالب نيايد ((ان كيد الشيطان كان ضعيفا)) ((كتب اللّه لا غلبن انا و رسلي ان اللّه قوي عزيز)) عزيز, كسى راگويند كه ديگرى نتواند بر او چيره گردد چگونه ابليس كه در موضع ضعف قرار داردمى تواند بر خدا كه در موضع قوت است , چيره شود؟
    مراد ديگري هم برجعلي بودن اين داستان وجود دارد .

  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب پاسخ یکی وبلاگهای اسلامی به این ماجرا:




    نقد و بررسی صحت افسانه غرانيق
    غرانیق جمع غرنوق است به معنای مرغان آبی ٬ لک لک ٬ بوتیمار (مرغ غم)
    مشرکین اعتقاد داشتند که در بتهایشان ارواح ملائکه قرار دارند و این ملائکه دختران خدا هستند و از آنجا که این ملائکه به سمت بالا پرواز می کردند و نزد خدا شفاعت می کردند به آ نهاغرانیق می گفتند .
    از بین مورخین طبری این داستان را با شاخ و برگ فراوان نقل کرده است. وی در دو جا به این داستان پرداخته است : ۱) در تفسیر خود ٬ ۲) در تاریخ خود
    وی این داستان را در تفسیر خود از
    ۱۰ طریق و در تاریخ خود از دو طریق بیان کرده است.
    راوی این مطلب محمد بن کعب قرظی است که در سال ۴۰ هجری بدنیا آمده و از یهودیان بنی قریظه بوده که بعدا مسلمان شده است و خودش اولین نفر است که این داستان را با قاطعیت بیان می کند .
    متن داستان :
    « می گویند پیامبر (ص) در سال ۵ بعثت در جمعی از مجامع قریش بود که سوره نجم بر ایشان نازل شد ٬ در آیات اول این سوره خداوند بیان کرده که پیامبر به غیر از چیز هایی که جبرئیل برای او بیان می کند حرفی نمی زند و بعد از آن تا آیه ۱۸ به ماجرای معراج پیامبر اشاره شده است.
    لَقَدْ رَأى‏ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‏ (۱۸) أَ فَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى (۱۹) وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى‏ (۲۰)
    در آیه ۱۸خداوند می فرماید : پیامبر به معراج رفت تا آیات پر عظمت خدا را در عوالم دیگر هم ببیند . در آیات ۱۹و۲۰ خداوند خطاب به مشرکین می گوید: شما از بتهای خود (لات ٬ عزّی و منات) چه دیدید؟
    در اینجا طبری بیان می کند که شیطان بر زبان پیامبر این جمله را جاری کرد:
    تِلکَ الغَرانیقُ العُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنّ لَتُرتَجی (اینها مرغان بلند پروازی هستند که امید است شفاعت آنها مورد قبول واقع شود).
    در آیه ۲۱ خداوند می فر ماید : أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى‏ (آیا فرزند پسر برای شما و فرزند دختر برای خداست-در اینجا خداوند می خواهد به نوعی این طرز فکر اعراب را که پسر از دختر بلند مرتبه تر است ٬ مورد تمسخر قرار دهد-).
    در آیه ۲۲ آمده است : تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى‏ (اگر چنین باشد این تقسیم ناعادلانه است-اشاره دارد به این اعتقاد که ارواح بتها دختران خدا هستند-).
    در آیه ۲۳ آمده است : إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى‏ (نیستند آنها مگر یک سری اسم که شما و پدرانتان نامیده اید٬ خدا در رابطه با آنها هیچ دلیلی را نازل نکرده است و شما فقط یک گمان بیشتر ندارید).
    این آیات ادامه پیدا می کند تا در آیه ۲۶ خداوند می فرماید : وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى‏ (چه بسیار ملائکه که در آسمان هستند و شفاعتشان مورد قبول واقع نمی شود مگر خداوند اذن بدهد نسبت به کسانی که بخواهد و راضی باشد).
    طبری بیان می کند که این آیات به آیه سجده رسید و پیامبر به همراه مسلمانان به سجده رفتند . در اینجا مشرکین هم به خاطر آیه ای که شیطان به پیامبر القا کرده بود سجده کردند ٬ حتی یک نفر از مشرکین به نام ولید که فردی پیر بود و نمی توانست سجده کند مشتی خاک برداشت و بر پیشانیش گذاشت.
    این حادثه گذشت و بعد از ظهر جبرئیل در منزل پیامبر (ص) نازل شد . پیامبر (ص) آیات قبل را بر او خواند و وقتی به جمله ی (تِلکَ الغَرانیقُ العُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنّ لَتُرتَجی) رسید ٬ جبرئیل گفت من چنین چیزی به تو نگفتم و این القای شیطان بوده است . پیامبر (ص) از اینکه نتوانسته بود آیات الهی را بدرستی به مردم برساند ٬ به شدت ناراحت شد.
    در اینجا بود که آیه ی ۵۲ سوره حج برای قوت قلب پیامبر نازل شد : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (ای رسول ما پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه وقتی آیاتی برای هدایت خلق تلاوت کرد ٬ شیطان در آن ایات الهی القاء دسیسه کرد خدا هر چه شیطان القا کرده محو و نابود می سازد و آیات خود را تحکیم و استوار می گرداند و خدا دانا به حقایق امور و درستکار در نظام عالم است).
    بعد از نزول این آیه پیامبر (ص) به مردم فرمودند که جمله ی تِلکَ الغَرانیقُ العُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنّ لَتُرتَجی جزو آیات قرآن نبوده و القای شیطان بوده است ».

    دلایل جعلی بودن داستان :
    ۱) اولین و بزرگترین مشکل این داستان این است که همه میدانیم پیامبر (ص) معصوم بوده اند ٬ چطور امکان دارد چنین اشتباهی از ایشان سر زده باشد و شیطان در حین تلاوت آیات جمله ای بر زبان ایشان جاری ساخته باشد؟!
    ۲) یکی از بزرگترین اشتباهات راوی این داستان این بوده است که فراموش کرده سورۀ حج مدنی است (درست است که در مورد مدنی بودن آیه ۵۲ و چند آیه دیگر از این سوره ابهام وجود دارد ولی این ابهام در این است که آیا این آیه در مدینه نازل شده یا در راه مدینه . پس مکی بودن آیه به کل منتفی است) پس چطور امکان دارد که آیه ۵۲ سوره حج در بعد از ظهر آن روز در مکه نازل شده باشد. در ضمن سوره نجم هم در سال ۲ بعثت نازل شده است نه در سال ۵ بعثت !!
    ۳) از دیگر ایرادات این داستان آن است که مسلمانان در زمان مکه در اجتماع مشرکین قریش شرکت نمی کردند . همچنین در روایات مختلف این داستان آمده است که پیامبر در هنگام نزول این آیات در خواب بوده اند یا در نماز و یا در حال طواف به دور کعبه . خود این تناقض ها باعث می شود که اصل داستان مورد تردید واقع شود٬ در ضمن چطور امکان دارد که پیامبر در خواب بوده باشند و در هنگام نزول این آیات مسلمانان و مشرکین گرد ایشان جمع شده باشند ؟!
    ۴) مهمترین راوی این داستان محمد بن کعب قرظی است که خود او اولین نفری است که این داستان را نقل می کند و آن را به هیچ کس هم نسبت نمی دهد حال آنکه سال تولد وی ۴۰ هجری است !! در ضمن وی از یهودیان بنی قریظه بوده که تنها طایفه ی یهودیان است که پیامبر با آنهاجنگیده اند و احتمال می رود که آنها این کینه خود را با سر هم کردن چنین داستان هایی مرتفع کرده باشند. حتی ابن عباس هم که با تردید به این داستان اشاره کرده است سال ۱۰ بعثت به دنیا آمده است ولی این حادثه به گفته طبری در سال ۵ بعثت رخ داده است .
    ۵) مسلم و بخاری علمای بزرگ اهل سنت هم که هم عصر طبری بوده اند هیچ اشاره ای به وجود چنین داستانی نکرده اند و طبری هم به خاطر اینکه ابن اسحاق این روایت را نقل کرده آن را در کتب خود آورده است . جالب اینجاست که ابن هشام شاگرد بزرگ شاگرد محمد بن اسحاق هم این مطلب را در کتاب خود (السیره النبویه) که از روی کتاب محمد بن اسحاق جمع آوری کرده ٬ نیاورده است. در ضمن بزرگترین مشکل این است که علی (ع) که همواره یار و یاور پیامبر (ص) بوده است چرا در هیچ جا هیچ اشاره ای به این مطلب نکرده است ؟!
    اینها فقط دلایل عقلی و تاریخی است که نشان می دهد این داستان از اصل جعلی بوده است .
    این همان داستانی است که سلمان رشدی ملعون بر پایه آن کتاب آیات شیطانی خود را نوشت . وی در پایان کتاب خود از مولانا محمد علی ( که یک کتاب تفسیر قرآن دارد و در آن به این داستان اشاره کرده است ) تشکر می کند حال آن که خود مولانا محمد در کتاب خود این داستان را جعلی عنوان کرده است.
    سلمان رشدی در کتاب خود به این موضوع پرداخته که این تنها باری نبوده که پیامبر در خواندن آیات برای مردم اشتباه کرده بلکه هر بار که اطرافیان پیامبر با وی صحبتی می کردند ایشان نعوذ بالله نمی توانستند تشخیص دهند که این صحبت ها از طرف آنهاست یا خدا و این صحبت ها را به عنوان آیات قرآن برای مردم بیان می کردند .
    ان شاء الله هر جا که هست خدا هلاکتش را نزدیک بگرداند.
    التماس دعا

    منبع: http://amanat.mihanblog.com


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر علم عروض خونده باشید میبینید که این "تلك الغرانيقُ العُلى و انّ شفاعتهن لترتجى"وزن شعری داره در صورتی که عمرا قرآن هیچ کجای آن وزن عروض ندارد!

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۶
    نوشته
    22
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشكالات سندي و متني حديث غرانيق




    هر گزارش و خبري اگر بخواهد مقبول واقع شود بايد به لحاظ سند و متن معتبر باشد و داستان غرانيق هم به لحاظ سند اعتباري ندارد بطوري كه هيچ كس از علماي رجال ترديدي در مخدوش بودن سند آن نكرده اند و هم محتواي آن با متن قرآن و با مجموعه آموزه هاي ديني مخالفت دارد.
    بنابراين شكي نيست كه داستان غرانيق از اسرائيلياتي است كه وارد قصص قرآني شده و مستمسك دشمنان اسلام قرار گرفته است. براي آگاهي بيشتر از محتوا و و اشكالات داستان غرانيق رجوع كنيد به كتاب علوم قرآن مرحوم آيت الله معرفت
    اللهم صل علي محمد وآل محمد

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    دلائل بر رد افسانه غرانيق




    1- انبياء همواره بوسيله نيروي عصمت از هر گونه خطاء محفوظند، زيرا اگر آنان نيز در امور ديني دچار اشتباه و خطاء شوند، اساس اعتقاد مردم به گفتار وي از بين ميرود.
    2- پايه افسانه اين است كه پيامبر در انجام وظيفه رسالت خسته شده بود و دنبال چاره اي بود، كه راهي براي اصلاح وضع آنها پيش بگيرد، در حاليكه صبر و استقامت از خصوصيات اوليه انبياء است و بردباري پيامبر اسلام در طول زندگي خط بطلاني بر پندارهاي بي اساس ميباشد.
    3- خداوند در قرآن ميفرمايد: «لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» (فصلت/42) هرگز باطل در آن راه نخواهد داشت. همچنين وعده قطعي خداوند حفظ قرآن از هر گونه پيش آمد بد نگاه خواهد داشت. انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (حجر/9)
    4- خداوند در همين سوره نجم آيات آغازين ميفرمايد: و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي «از روي هوس سخن نميگويد اين قرآن نيست، مگر وحيي كه به او نازل گرديده است.» نجم/3-4
    5- ما قبل و ما بعد اين دو جمله سراپا سرزنش و بدگويي از خدايان آنها است. حال آنها چگونه فقط به اين دو جمله اكتفا كردند.
    6- هرگز لفظ «غرانيق» در لغت و اشعار عرب درباره خدايان بكار نرفته و استعمال نگرديده است.

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهيدان نمایش پست
    قابل توجه همه دوستان


    پاسخ به این سوال از قلم افتاد

    يكي از شبهاتي كه معمولا درباره وحي مي شود اين است كه آيا امكان دارد كه گاه شيطان , در امر وحى دخالت كند وتسويلات خود رابه صورت وحى جلوه دهد؟

    لطف کنید وپاسخی مرحمت فرمایید
    برای پاسخ به این شبهه به پرسش وپاسخی در این باره توجه کنید

    پرسش: قرآن كريم در آية 52 و 53 سورة مباركه حج ميفرمايد: شيطان در آيات الهي، دسيسه كرد آنگاه خداوند آنچه القا كرده بود، محو و نابود ساخت. سؤال اين است كه آيا شيطان ميتواند در وحي نيز دخالت كند، تا خداوند جلوي آن را بگيرد؟ نيز آيه شريفه ياد شده، چگونه مسئلة صحت انبيا در گرفتن وحي توجيه پذير است؟ آيا خداوند نميتوانست، جلوي القائات شيطان را بگيرد يا اساساً كاري كند كه او دخالتي در وحي و كلام الهي ننمايد كه خداوند پس از آن، دخالت او را خنثي سازد؟

    پاسخ:آية شريفه، به القاي شيطان، به گونهاي كه در سؤال مطرح شده، ارتباطي ندارد گرچه سخن از القاي شيطان است، اما نه آنچنان القايي كه مداخله در ارسال وحي و ايجاد اختلال در گرفتن آن، به وسيلة پيامبر باشد، بلكه مربوط است به موانعي كه شيطان به شكلي ديگر، در راه دعوت انبيا و پيامبر بزرگوار اسلاماز راه عوامل خود ايجاد ميكرد موانعي كه با حمايتهاي الهي و تدابير پيامبر6 در هم ميشكست و به نتيجه نميرسيد. توضيح آن كه: درباره امنية مطرح شده در آية شريفه دو احتمال ميرود كه بنابر هر دو احتمال، ادعاي فوق اثبات و آن چه در متن سؤال مطرح گرديده رد ميشود. احتمال اول كه احتمالي معقولتر و قويتر است آن كه امنية و تمنّي، به مفهوم فرض كردن و در نظر گرفتن صورتهاي خيالي از چيزهاي مطلوب و لذت بخش، مربوط به آينده است. بازگشت اين مفهوم به ريشه اصلي تمينّي است كه از مادة مني گرفته شده و در اصل به معناي تقدير و فرض است. علت نامگذاري نطفه انسان و حيوانات به مني نيز بدان جهت است كه صورت بندي از آن انجام ميگيرد نيز اگر به مرگ، منية گفته ميشود بدان جهت است كه اجل مقدّر انسان در آن فرا ميرسد و بالأخره آرزو را نيز از اين رو تمني ميگويند كه انسان، تقدير و تصوير آن را در ذهن خود ميگيرد. نتيجه اين كه ريشة اصلي اين كلمه همه جا به تقدير و فرض و تصوير باز ميگردد بنابراين احتمال، مفهوم آيه چنين ميشود كه تصورات و آرزوهايي از قبيل پيروزي دين، رويآوري و ايمان مردم به آن و... در ذهن پيامبر6 بود و شيطان از راه وسوسه كردن مردم، برانگيختن ظالمين، فريب مفسدين و راهكارهايي مانند اينها تحقق آن آرزوها را با مانع رو به رو ميساخت و از اين راهها در سعي و تلاش او اخلال ايجاد مينمود.
    البته خداوند در اين آيه، به پيامبر خود هشدار ميدهد كه اين توطئههاي مخالفان، برنامه تازهاي نيست، بلكه همواره در برابر انبيا، اين گونه القائات شيطاني بوده است. مفهوم نسخ در آية شريفة هم بدين معنا است كه خداوند پيامبر خود را در برابر هجوم اين القائات شيطاني تنها نميگذارد، البته اين توطئههاي شيطانيِ مخالفان،ميدان آزمايشي براي آگاهان و مؤمنان و كافران تشكيل ميداد و هدف آن بود كه عالمان و آگاهان، حق را از باطل تشخيص دهند و برنامههاي الهي را از القائات شيطاني جدا سازند. مضامين آيات قبل كه سخن از تلاش و كوشش مشركان و كافران، براي محو آيين الهي و استهزا و مسخره آنها،نسبت به آن است، مؤيد اين احتمال است.
    احتمال دوم آن كه امنيه به معناي قرائت و تلاوت باشد البته در قرآن، هيچ كجا به اين معنا نيامده است. با توجه به اين احتمال، مفهوم آيه چنين ميشود كه تمام پيامبران پيشين و انبيا، هنگامي كه كلمات خدا را بر مردم ميخواندند، شياطين، به خصوص شياطين از نوع بشر، در لابهلايسخنان آنها القائاتي ميكردند و مطالبي را براي انحراف افكار عمومي ميگفتند، تا اثرات هدايت بخش آن را خنثي نمايند اما خداوند اين القائات شيطاني را محو و نابود ميكرد و آيات خود در را استحكام ميبخشيد. و اما احتمال سوم كه مورد قبول اين نوشتار نيست، آن است كه امنيه، اشاره به پارهاي از خطورات و وسوسههاي شيطاني است كه گاه در يك لحظة زودگذر، در ميان افكار پاك و نوراني انبيا افكنده ميشود، اما چون آنها داراي مقام عصمت بودند و با نيروي غيبي و امداد الهي تقويت ميشوند خداوند اين خطورات زودگذر و القائات شيطاني را از صحنة افكارشان محو ميكرد و آنها را در همان صراط مستقيم پيش ميبرد. دليل عدم پذيرش اين احتمال آن است كه در آيات بعد، اين القائات شيطاني را وسيلة آزمايش كافران و آگاهي مؤمنان ميشمرد، حال آن كه خطورات قلبي پيامبران كه به زودي محوميشود، نميتواند چنين اثري داشته باشد.
    پس تفسير اول (احتمال اول) از همه مناسبتر است كه در حقيقت به فعاليتهاي شياطين و وسوسههاي آنها در برابر برنامههاي سازنده انبيا اشاره دارد، چرا كه آنها هميشه ميخواستند با القائات خود، اين برنامهها و تقديرها را بر هم زنند، اما خداوند مانع ميشد.
    افسانة غرانيق كه در بعضي از كتب اهل سنت آمده، ساخته و پرداختة دشمنان ناشي و مخالفان بيخبر است كه براي تضعيف موقعيت قرآن و پيامبر6، اين مطلب بر پايه و اساس را جعل كرده اند. اين مسئله نيز با اشكالاتي مواجه است كه در كتب تفسير بيان شده است.(الميزان، علامه طباطبايي، ج 13، ص 391 تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 13، ص 140.)


    منبع نقل:http://pasokhgo.valiasr-aj.net/porse...php?code=31932
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهيدان نمایش پست
    پرسش :

    منظور از(افسانه غرانيق)كه مى‏گويند در قرآن است، چيست و آيا صحيحاست؟
    پاسخ :

    افسانه غرانيق، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام و پيامبر اكرم(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآل ه) است كه براى تضعيف موقعيت قرآن و پيامبر، چنين حديث بى‏اساس را جعل كرده‏اند.
    خلاصه اين حديث جعلى آن است كه پيامبر خدا(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله ) در مكه، مشغولخواند سوره «النجم» بودند، وقتى به آياتى كه نام بتهاى مشركان در آن بود، رسيدند(أفَرَأيْتُم اللَّتَ وَ الْعُزّى * وَ مَنوةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى)شيطان اين دو جمله را بر زبان او جارى ساخت، «تلك الغرانيقُ العُلى و انّ شفاعتهن لترتجى»؛ اينها پرندگان زيباى بلند مقامى هستند و از آن‏ها اميد شفاعت مى‏رود.
    در اين هنگام، مشركان خوشحال شدند و گفتند كه محمد(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآل ه) تاكنون نام خدايان ما را به نيكى نبرده است. در اين هنگامپيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) سجده كرد و آنها هم سجده كردند. جبرئيل نازل شد و بهپيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) اظهار كرد كه اين دو جمله را من براى تو نياوردهبودم. اين از القائات شيطان بود و در اين موقع، آيات 52 تا 54 سوره حج نازل شد و بهپيامبر و مؤمنان هشدار داد.
    اگر چه برخى مخالفان، اين افسانه ساختگى را با آب و تاب فراوان ذكر كرده‏اند،ولى قرائن فراوان نشان مى‏دهد كه اين يك روايت مجعول و ساختگى است كه براىبى‏اعتبار ساختن مسلمين و قرآن و پيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) ساخته شده است؛زيرا:
    اولاً: به گفته محققان، راويان اين حديث ضعيف، غيرقابلاطمينان‏اند و صدور آن از ابن عباس نيز به هيچ وجه معلوم نيست و به گفته «محمد بناسحاق» اين حديث از جعليات زنادقه است و او در اين باره كتابى نگاشته است.
    ثانياً: آيات آغازين سوره نجم، صريحاً اين خرافات راابطال مى‏كند؛ آنجا كه مى‏گويد: «و ما ينطِقُ عَنِ الهَوى * إنْ هُوَ إلاّ وحىٌيوحى» ؛ پيامبر از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آن چه مى‏گويد، تنها وحى الهى است. پس اين آيه چگونه با افسانه فوق سازگار است؟
    ثالثاً: آياتى كه بعد از ذكر نام بتها در اين سوره آمدهاست، همه بيان مذمّت بتها و زشتى و پستى آن‏هاست (به ادامه آيات توجه نماييد)
    رابعاً: مبارزه پيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏و آله) بابت‏پرستى، يك مبارزه آشتى‏ناپذير، پى‏گير و بى وقفه بود و در سخت‏ترين حالات وشرايط نيز آن حضرت از خود انعطاف نشان ندادند. پس چگونه مى‏شود اين الفاظ را گفتهباشند.
    خامساً: احاديث متعددى در مورد سوره نجم و سپس سجده كردنپيامبر و مسلمين در كتاب‏هاى مختلف نقل شده و در هيچ يك از آن‏ها سخنى از افسانهغرانيق نيست و اين نشان مى‏دهد كه اين جمله بعداً افزوده شده است


    با استفاده از وبلاك علوم قرآني
    اولا: آن محققین را نام ببرید. تنها ابن عباس آنرا نگفته
    ثانیا: نکته همین جاست .آیه میگوید محمد روی هوا وهوس حرفی نمیزند وکلام او وحی است. حال پرسش این است که چرا آنرا بر زبان آورد . حالا شما برعکس عمل میکنید
    ثالثا : این بعد از آمدن جبرئیل است . جبرئیل حرف را انکار کرد حالا شما توقع دارید از بتها بد نگوید!!!!!!
    ر ابعا : طبری و هشام میگویند : پیامبر به دنبال راهی بود تا شپاه اسلام را زیادتر کند خواه با قرارداد و امتیاز دادن و حتی با جنگ . دلیل گفتن آیه این بود
    خامسا : شما که شعار میدهید قرآن قابل تحریف نیست پس چگونه این جمله اضافه شده !!!!!! الهی قمشه ای در ترجمه خود از قرآن به جلسه سری ابوسفیان و عکرمه با پیامبر در خانه ابن ابی اشاره میکند . قمشه ای میگوید ابوسفیان پیشنهاد کرد محمد از بتها بد نگوید و شفاعتشان را قبول کند و پیامبر پذیرفت

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    مهاجر عزیز اگر شما دلیلی بر اثبات این افسانه دارید بیان کنید.ما که نفهمیدیم شما یا این مطالب آیا می خواهید این افسانه را داستانی واقعی قلمداد کنید .من یک بار دیگر به ادله رد این افسانه وجعلی بودن آن اشاره می کنم شما هم اگر دلیلی بر اثبات دارید فقط دلایل را بفرمایید.
    دلائل بر رد افسانه غرانيق:
    1- انبياء همواره بوسيله نيروي عصمت از هر گونه خطاء محفوظند، زيرا اگر آنان نيز در امور ديني دچار اشتباه و خطاء شوند، اساس اعتقاد مردم به گفتار وي از بين ميرود.
    2- پايه افسانه اين است كه پيامبر در انجام وظيفه رسالت خسته شده بود و دنبال چاره اي بود، كه راهي براي اصلاح وضع آنها پيش بگيرد، در حاليكه صبر و استقامت از خصوصيات اوليه انبياء است و بردباري پيامبر اسلام در طول زندگي خط بطلاني بر پندارهاي بي اساس ميباشد.
    3- خداوند در قرآن ميفرمايد: «لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» (فصلت/42) هرگز باطل در آن راه نخواهد داشت. همچنين وعده قطعي خداوند حفظ قرآن از هر گونه پيش آمد بد نگاه خواهد داشت. انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (حجر/9)
    4- خداوند در همين سوره نجم آيات آغازين ميفرمايد: و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي «از روي هوس سخن نميگويد اين قرآن نيست، مگر وحيي كه به او نازل گرديده است.» نجم/3-4
    5- ما قبل و ما بعد اين دو جمله سراپا سرزنش و بدگويي از خدايان آنها است. حال آنها چگونه فقط به اين دو جمله اكتفا كردند.
    6- هرگز لفظ «غرانيق» در لغت و اشعار عرب درباره خدايان بكار نرفته و استعمال نگرديده است

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=شهيدان;25546]مهاجر عزیز اگر شما دلیلی بر اثبات این افسانه دارید بیان کنید.ما که نفهمیدیم شما یا این مطالب آیا می خواهید این افسانه را داستانی واقعی قلمداد کنید .من یک بار دیگر به ادله رد این افسانه وجعلی بودن آن اشاره می کنم شما هم اگر دلیلی بر اثبات دارید فقط دلایل را بفرمایید.
    دلائل بر رد افسانه غرانيق:
    1- انبياء همواره بوسيله نيروي عصمت از هر گونه خطاء محفوظند، زيرا اگر آنان نيز در امور ديني دچار اشتباه و خطاء شوند، اساس اعتقاد مردم به گفتار وي از بين ميرود.
    2- پايه افسانه اين است كه پيامبر در انجام وظيفه رسالت خسته شده بود و دنبال چاره اي بود، كه راهي براي اصلاح وضع آنها پيش بگيرد، در حاليكه صبر و استقامت از خصوصيات اوليه انبياء است و بردباري پيامبر اسلام در طول زندگي خط بطلاني بر پندارهاي بي اساس ميباشد.
    3- خداوند در قرآن ميفرمايد: «لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه» (فصلت/42) هرگز باطل در آن راه نخواهد داشت. همچنين وعده قطعي خداوند حفظ قرآن از هر گونه پيش آمد بد نگاه خواهد داشت. انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (حجر/9)
    4- خداوند در همين سوره نجم آيات آغازين ميفرمايد: و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي «از روي هوس سخن نميگويد اين قرآن نيست، مگر وحيي كه به او نازل گرديده است.» نجم/3-4
    5- ما قبل و ما بعد اين دو جمله سراپا سرزنش و بدگويي از خدايان آنها است. حال آنها چگونه فقط به اين دو جمله اكتفا كردند.
    6- هرگز لفظ «غرانيق» در لغت و اشعار عرب درباره خدايان بكار نرفته و استعمال نگرديده است
    انگار شما جواب مرا نخواندید !! در مورد غرانیق مگر من گفتم در قرآن است . غرانیق جمع غرنیق و غرنوق پرنده هایی بوده اند در ناحیه نومی دیا در حوالی الجزایر فعلی که از همه پرندگان بلند پرواز تر بوده اند وپیامبر با این کلمه میخواسته تا آنجا که ممکن است درجه واحترام خود را به آنها نشان دهد . جالب اینجاست که نام آیه های شیطانی را خود پیامبر بعد از انکار آن به آیه ها داد . چرا میگویید راویان قابل اعتماد نیستند . کسی که آنجا بوده تعریف کرده ودر تاریخ آمده . آقای عزیز . ولید بن مغیره و برای همگامی با محمد کمی از خاک زمین را برداشته وبه پیشانی خود کشیدند . کلام آنها در تاریخ است
    یه.دیها ومسیحیان به او خرده گرفتند وگفتند او به بت پرستی نیاکان برگشت . خبر این آیه در تمام شهر پیچید ( طبری)
    بعد آیه 73 تا 76 اسرا آمد (هدفشان این بود که تو رااز آنچه ما وحی کردیم به تردید اندازند تاتوبر ما افترا ببندی و تورابه دوستی گیرند اگر ماتو را یاری نکرده بودیم به آنها مایل میشدی)
    پیامبر پشیمان شد وآیه های شیطانی حذف وآیه های 21-22-23 سوره نجم آمد( آیا شما را پسر وخدا فرزند دختر است......)
    پس از چندی در شبی جبرئیل آمد و آیه های 52 و53 سوره حج آمد !! ( وما پیش از تو رسول وپیامبری نفرستادیم مگر آنکه هنگامی که به گفتار وحی ما میپرداخت شیطان مطالبی در میان آنها وارد کرد..... ) اگر منصف باشید همین آیه کافی است همین آیه
    ابوالعلیه میگوید محمد وقریشیان در پذیرفتن لات ومنا و عزی وقبول شفاعت آنها به توافق رسیدند
    شعر حضرت مولانا ( به گفته شما) را هم مگر نخوانده ای:
    بت ستودن بهر دام عامه را همچنان دان کالغرانیق العلی

  17. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود