صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ღ♥ღنکات کوتاه تفسیری از قرآنღ♥ღ*هر روز چند دقیقه تفسیر بخونیم*

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ღ♥ღنکات کوتاه تفسیری از قرآنღ♥ღ*هر روز چند دقیقه تفسیر بخونیم*




    سلام دوستان
    به امید خدا در این تاپیک نکات و تفاسیر کوتاه از آیات قرآن
    قرار داده خواهد شد
    تا با صرف چند دقیقه وقت نکات تفسیری بخونیم
    التماس دعا

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1 اصول سه گانه ى اعتقادى
    اصول سه گانه ى اعتقادى گاهى در يك سوره مطرح است ، چنان كه در سوره ى مباركه ى (يس ) آمده است ؛ نبوّت در ابتداى سوره بيان شده است ؛ انّك لمن المرسلين ، مبداء و معاد نيز پايان آن ؛ فسبحان الّذى بيده ملكوت كل شى ء و اليه ترجعون (26)، گاهى نيز اين سه اصل اعتقادى در يك آيه مطرح شده است ؛ ءامن الرّسول بما اءنزل إ ليه من ربّه و المؤ منون كلّ ءامن باللّه و ملئكته و كتبه و رسله لا نفرّق بين اءحد من رسله و قالوا سمعنا و اءطعنا غفرانك ربّنا و إ ليك المصير(27)، كه جمله ى كلّ ءامن باللّه ناظر به توحيد و جمله ى لا نفرّق بين اءحد من رسله بيان كننده ى نبوت و جمله ى و إ ليك المصير اشاره به معاد است .

    26- الميزان ، ج 15، ص 129.
    27- جمعه ، 10.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2 عدم شك در مبداء و معاد
    قرآن كريم شك و ريب را از سه امر نفى كرده است : خداوند، قيامت ، قرآن كريم . آنگاه ، براى كسانى كه احيانا شك و ترديدى دارند، بدين شرح استدلال مى كند:
    1 در وجود ذات خداوند متعال هيچ شكى نيست ؛ أ فى اللّه شك . زيرا او پديد آورنده ى نظام هستى است ؛ فاطر السّموات و الا رض (28)
    2 در معاد و روز قيامت نيز جاى هيچ شكى نيست ؛ ربّنا انّك جامع النّاس ليوم لاريب فيه(29) زيرا خداوند انسان را از خاك آفريد؛ يا اءيّها النّاس ان كنتم فى ريب من البعث فإ نّا خلقناكم من تراب (30)
    3 در قرآن كريم هيچ شكى نيست كه از ناحيه ى خداست ؛ لاريب فيه هدى للمتّقين (31)زيرا تحدى مى كند و مى گويد: اگر شك داريد، سوره اى همانند قرآن بياوريد؛ إ ن كنتم فى ريب مما نزّلنا على عبدنا فاءتوا بسورة من مثله (32)

    28- - نور / 21.
    29- احزاب ، 47.
    30- جمعه ، 4.
    31- نساء، 32.
    32-)))) نور الثقلين ، ج 1، ص 475

    ویرایش توسط majhool : ۱۳۹۵/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۶:۲۶
    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3 فطرت خدا آشنا
    قرآن كريم انسان را داراى فطرتى خداخواه و خداشناس معرفى مى كند؛ فطرة اللّه الّتى فطر النّاس عليها لاتبديل لخلق اللّه (33) تا فطرت او بيدار است ، وى خداگرا و خداجوست ، و همه ى هستى و دارايى هايش را از او مى داند؛ ليكن گاهى بر اثر غفلت از حقيقت خويشتن ، به اسباب مادى دل مى بندد و در نتيجه ، از پروردگارش غافل مى گردد و در اين صورت ، اگر به سختى و مصيبتى گرفتار شود، نااميد و مضطرب خواهد شد؛ و اذا اءنعمنا على الا نسان اءعرض و ناء بجانبه و إ ذا مسّه الشّرّ كان يؤ سا(34) بنابراين ، انسان دو حال دارد: فطرى و عادى ؛ بر اساس هوشيارى فطرى ، چه در آسايش و رفاه ، چه در سختى و بلا، دل سوى خدا دارد و بر پايه ى غفلت از فطرت ، به نعمت هاى دنيوى مثل مال و جاه و فرزندان سرگرم است ، ليكن حوادث تلخ مى تواند او را از خواب غفلت بيدار كرده و با خداى خويش آشنا سازد؛ و اذا مسّكم الضّرّ فى البحر ضلّ من تدعون الاّ ايّاه (35)و نيز و اذا مسّ الانسان الضرّ دعانا لجنبه (36)
    خلاصه اين كه : انسان داراى فطرتى خداجوست ، ليكن گاهى هنگام رفاه و آسايش از خداوند غافل مى شود، ولى زمان گرفتارى و ابتلا هوشيار مى گردد و يگانه موجودى را صدا مى زند كه توان برطرف كردن مشكلاتش را دارد و براى سهولت دستيابى به اهدافش ، وعده ى اطاعت و شكرگزارى مى دهد؛ لئن اءنجينا من هذه لنكوننّ من الشّاكرين (37)
    پيدايش چنين ارتكازى در انسان ها مبتنى بر رفتار اجتماعى آنهاست كه براى تاءمين نيازهاى خويش اقدام به معامله مى كنند و چيزى مى دهند و در مقابلش ‍ چيز ديگرى مى ستانند. بدين جهت ، در ارتباط با خداوند سبحان نيز چنين عمل مى كنند، در حالى كه ساحت مقدسش منزه از احتياج است . توجّه انسان به خداوند سبحان ، هر چند در حالت اضطرار و بيچارگى باشد، دليل روشنى بر وجود فطرت خداجو و خداگراى اوست ، گرچه پس از رسيدن به ساحل امن و رهايى از مصايب دوباره ناسپاسى مى كند؛ ثم اءنتم تشركون (38)

    33- شعراء، 78 82.
    34- الميزان ، ج 15، ص 284.
    35- روم ، 36.
    36- الميزان ، ج 16، ص 183.
    37- اعراف ، 156.
    38- الميزان ، ج 8، ص 274.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4 شكوفايى فطرت به هنگام خطر
    هو الذّى يسيّركم فى البرّ و البحر... و ظنّوا أ نّهم اءحيط بهم دعواللّه
    مخلصين له الدّين (39)
    خداوند كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مى دهد .... زمانى كه سرنشينان كشتى در محاصره ى بلا گرفتار مى شوند، خداوند را با اخلاص ‍ مى خوانند.
    شخصى خدمت امام صادق عليه السلام عرض كرد: دليلى بر وجود خداوند متعال بيان كنيد. حضرت فرمودند: آيا هنگامى كه كشتى دچار موج دريا شده ، در حال سفر با آن بوده اى ؟ گفت : آرى . آنگاه پرسيدند: آيا در آن لحظه ، قلب تو به جايى متوجه شد، ناله و دعا كردى ؟ گفت : آرى . حضرت فرمودند: خداوند همان كسى است كه در آن لحظه به آن متوجه شدى .(40)

    39- نساء، 124.
    40- الميزان ، ج 5، ص 87.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5 عالم ذرّ و پيمان فطرت
    و إ ذ اءخذ ربّك من بنى ءَادم من ظهورهم ذرّيّتهم و اءشهدهم على اءنفسهم اءلست بربّكم قالوا بلى (41)
    خداوند در آيه ى فوق سخن از پيمانى مى آورد كه به طور سربسته از فرزندان آدم گرفته شده ، اما اين كه اين پيمان چگونه بوده است ، توضيحى در باره ى جزئيّات آن در متن آيه نيامده است ، ليكن مفسران با اتّكا به روايات فراوان ، نظرات مختلفى را بيان كرده اند كه از همه مهمتر دو نظر است :
    1 هنگامى كه آدم آفريده شد، فرزندان آينده ى او تا آخرين فرد بشر از پشت او به صورت ذراتى بيرون آمدند (و طبق بعضى از روايات اين ذرات از گِل آدم بيرون آمدند)، آن ها داراى عقل و شعور كافى براى شنيدن سخن و پاسخ گفتن بودند. در اين هنگام از طرف خداوند به آن ها خطاب شد: اءلست بربّكم ؛ آيا پروردگار شما نيستم ؟ همگى در پاسخ گفتند:بلى شهدنا؛ آرى ! بر اين حقيقت همگى گواهيم .
    سپس همه ى اين ذرات به صلب آدم عليه السلام (يا به گل آدم ) بازگشتند و به همين جهت اين عالم را عالم ذرّ و اين پيمان را پيمان اءلست مى نامند. بنا بر اين ، پيمان مزبور يك پيمان تشريعى و قرار داد خود آگاه ميان انسان ها و پروردگارشان بوده است .
    2 منظور از اين عالم و اين پيمان ، همان عالم استعدادها و پيمان فطرت و تكوين و آفرينش است ؛ به اين ترتيب كه به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران كه در آن هنگام ذراتى بيش نيستند، خداوند استعداد و آمادگى براى حقيقت توحيد به آن ها داده است . هم در نهاد و فطرتشان اين سرّ الهى به صورت يك حسّ درون ذاتى به وديعه گذارده شده ، هم در عقل و خردشان به صورت يك حقيقت خود آگاه .
    بنا بر اين ، همه ى افراد بشر داراى روح توحيدند و سؤ الى كه خداوند از آن ها كرده به زبان تكوين و آفرينش است و پاسخ آن ها نيز به همين زبان است .
    گفتنى است كه تفسير اوّل داراى اشكالاتى است كه بدان ها اشاره مى كنيم :
    الف در متن آيات سخن از خارج شدن ذرات از پشت فرزندان آدم است ، نه خود آدم ؛ من بنى ءادم من ظهورهم ذريتهم ، در حالى كه تفسير اول از خود آدم يا از گل آدم سخن مى گويد.
    ب اگر اين پيمان با خود آگاهى كافى و عقل و شعور گرفته شده ، چگونه همگان آن را فراموش كرده اند و هيچ كس آن را به خاطر نمى آورد؟
    ج هدف از چنين پيمانى چه بوده است ؟ اگر هدف اين بوده كه پيمان گزاران با يادآورى آن در راه حق قدم بردارند و جز راه خداشناسى نپويند، بايد گفت : چنين هدفى به هيچ وجه از اين پيمان به دست نمى آيد. زيرا همه آن را فراموش ‍ كرده اند.
    بنا بر اين ، تفسير دوم مناسب تر است كه منظور از اين سؤ ال و جواب يك پيمان فطرى بوده است كه الا ن هم هر كس در درون جان خود آثار آن را مى يابد؛ فطرت اللّه الّتى فطر النّاس عليها(42)

    41- انعام ، 155.
    42- اعراف ، 204.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6 خداوند يگانه نجات بخش انسان
    قل من ينجّيكم من ظلمات البرّ و البحر تدعونه (43)
    مقصود از نجات دادن از ظلمات دريا و خشكى ، رهايى از شدائدى است كه انسان هنگام مسافرت هاى زمينى و دريايى با آن روبرو مى شود، از قبيل سرماى شديد و گرماى طاقت فرسا و باران و برف و طوفان . روشن است كه ابتلاى به اين گرفتارى ها در تاريكى شب رنج آورتر است ؛ زيرا در تاريكى شب يا در ظلمتى كه ابر و باد ايجاد مى كند، اضطراب ، حيرت و بيچارگى آدمى بيشتر مى شود و كمتر مى تواند راه چاره اى بيابد. بدين جهت ، در آيه ى كريمه ، نجات دادن را مقيد به ظلمات كرده است ، وگرنه اصل معناى آيه اين است ؛ ((چه كسى شما را در شدايد دستگيرى مى كند؟)).(44)

    43- حجرات ، 10.
    44- بقره ، 155.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    7 قانون عليت و تاءثير و تاءثر در جهان
    لا اله الاّ هو خالق كل شى ء(45)
    قرآن كريم در باره ى موجودات جهان ، از آسمان و زمين و ستارگان و كوه ها و درختان و حيوان و انسان كه داراى آثار و خواصى هستند و اين كه نسبت اين آثار به موجودات ، نسبت فعل به فاعل و معلول به علت است ، همان نظريه اى را ابراز داشته كه عقل و تجربه نيز آن را تاءييد مى كند. تمامى اجزاى عالم ، با همه اختلافى كه در هويت ها و انواع دارند، هر يك داراى فعل و اثرى است و اين همان قانون عليت عمومى در اجزاى جهان است . هر موجودى كه از ناحيه ى وجود و عدمش مانند دو كفه ترازو مساوى است ؛ يعنى ، ممكن است موجود شود و ممكن است نشود، چنين موجودى ، اگر وجود يافت ، قطعا به وسيله ى علتى وجود يافته و معلول علتى غير خودش است .
    قرآن كريم اين قانون را تصديق كرده و در اثبات وجود صانع و ساير صفاتش ، بدان استدلال مى كند، و اگر اين قانون صحيح نبود و عقل و تجربه ى ما در تشخيص آن به خطا رفته بود، استدلال به آن صحيح نبود.(46)

    45- يوسف ، 92.
    46- اعراف ، 49 ؛ كشف الاسرار، ج 5، ص 132.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    8 برهان عليت در اثبات واجب الوجود
    اءم خلقوا من غير شى ء اءم هم الخالقون (47)
    اين آيه ى شريفه اشاره به برهان معروف عليّت است كه در فلسفه و كلام ، براى اثبات وجود خداوند آمده است ؛يعنى جهانى كه در آن زندگى مى كنيم ، بدون شك حادث است . زيرا همواره در تحول است و آن چه در حال تغيير و دگرگونى است ، در معرض حوادث بوده و چنين چيزى قديم و ازلى نخواهد بود.
    اكنون اين سؤ ال پيش مى آيد كه موجود حادث ، از پنج حال بيرون نيست :
    1 بدون علت به وجود آمده است .
    2 خود علت خويشتن است .
    3 ساير معلولات جهان علت وجود آن است .
    4 اين جهان معلول علتى است كه آن هم به نوبه ى خود معلول علت ديگرى است و تا بى نهايت پيش مى رود.
    5 اين جهان مخلوق خداوند واجب الوجود است كه هستى اش از درون ذات پاك اوست .
    باطل بودن چهار احتمال نخست روشن است . زيرا اولا: پيدايش معلول بدون علت محال است ، وگرنه هر چيزى در هر شرايطى بايد به وجود آيد، در حالى كه چنين نيست . ثانيا: عليّت چيزى نسبت به خودش نيز محال است . چون مفهومش اين است كه قبل از وجودش موجود باشد و اين اجتماع نقيضين است .
    همچنين احتمال سوم كه ساير مخلوقات ، خالق انسان باشد، نيز واضح البطلان است . زيرا مستلزم دور است ، و نيز احتمال چهارم ، يعنى امتداد سلسله ى علل و معلول ها تا بى نهايت نيز غير قابل قبول است . چون بى نهايت معلول ، مخلوق است و نياز به خالق دارد، آيا بى نهايت صفر عدد مى شود؟ يا از درون ظلمت نور برمى خيزد؟ يا از بى نهايت فقر و نياز، بى نيازى به وجود مى آيد؟ بنا بر اين ، راهى جز قبول احتمال پنجم ؛ يعنى خالقيت واجب الوجود باقى نمى ماند، و از آنجا كه ركن اصلى اين برهان ، نفى احتمال اول و دوم است ، قرآن مجيد به همان بسنده كرده است .(48)

    47- غافر، 3.
    48- تفسير كبير، ج 27، ص 29.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    9 برهان عام و فراگير بر توحيد
    فلمّا جنّ عليه اللّيل رءا كوكبا قال هذا ربّى فلمّا اءفل قال لااءحبّ الا فلين (49)
    هدف حضرت ابراهيم عليه السلام از جمله ى لا اءحبّ الا فلين تفهيم اين نكته بود: چيزى كه براى انسان باقى نمى ماند و از نظر او غايب مى شود، شايسته نيست كه انسان به آن دل ببندد. معبود بايد كسى باشد كه انسان به شكل فطرى او را دوست داشته باشد. بنا بر اين ، بايد چيزى را بپرستد كه دستخوش زوال نمى گردد. اين برهان به گونه اى است كه تمامى اقشار مردم ، خواص و عوام ، آن را مى فهمند و از سوى ديگر عام و فراگير است . زيرا غروب يعنى زوال هر چيزى پس از وجودش ، و اين معنا در باره ى همه ى موجودات صادق است . پس ، برهان حضرت ابراهيم عليه السلام پايه و اساس هر گونه شرك و دوگانه پرستى را منهدم مى سازد.(50)

    49- زمر، 53.
    50- تفسير كبير، ج 27، ص 4.

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود