جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ❦´✿`❦بازخوانی *متفاوت* از آیاتی که بارها خوانده‌ایم❦´✿`❦

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ❦´✿`❦بازخوانی *متفاوت* از آیاتی که بارها خوانده‌ایم❦´✿`❦




    یکم: سوره مبارکه بقره آیه 28
    كَیفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیاكُمْ ثُمَّ یمِیتُكُمْ ثُمَّ یحْییكُمْ ثُمَّ إِلَیهِ تُرْجَعُونَ
    چگونه به خداوند کافر می‌شوید!؟ در حالی که شما مردگان (و اجسام بی‌روحی) بودید، و او شما را زنده کرد سپس شما را می‌میراند و بار دیگر شما را زنده می‌کند سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید. (بنا بر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان، آنچه دارید از خداست)

    نوبت اول: آنچه ارباب تفاسیر گفته‌اند


    در معنی این آیه شریف، قتاده می‌گوید: معنی آیه چنین است که شما در پشت پدران خود بی جان بودید (نطفه) و خداوند شما را زنده کرد؛ و برای شما مرگ قطعی خواهد بود و سپس برای پاداش و جزاء (در روز قیامت) شما را زنده می‌کند.
    ابن عباس و ابن مسعود می‌گویند: منظور آیه این است که شما هیچ نبودید و خدا شما را از نیستی آفرید و سپس می‌میراند و بار دیگر برای روز قیامت زنده خواهد کرد.
    به قول بعضی دیگر، آیه می‌گوید: شما مردمی گمنام بودید، ما شما را زنده و مشهور کردیم و سپس می‌میرید و پس از آن برای قیامت زنده خواهید شد در ادبیات عرب در موارد زیادی افراد گمنام را «مرده» و مردم مشهور را «زنده» نامیده‌اند.
    بعضی دیگر چنین گفته‌اند که: شما نطفه‌هایی در پشت پدران و رحم مادران (نطفه بی جان) بودید که شما را به دنیا آوردیم و سپس می‌میرید و پس از آن برای سؤال در قبر زنده می‌شوید و برای روز حساب و دیدن پاداش اعمال بسوی او باز خواهید گشت «ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» قرآن روز رستاخیز را که روز حساب و پاداش است، رجوع و بازگشت به خدا دانسته زیرا در آن روز، حکم و فرمان فقط در دست خداوند است و منظور از این بازگشت رفتن از مکانی به مکان دیگری نمی‌باشد.1

    نوبت دوم: بازخوانی آیه


    صدای اذان از گلدسته‌ها بلند می‌شود و آرام آرام روی خاک گلدان و دستهای مادرم می‌نشیند.
    مادرم، از گلدان، مشتی خاک بر می‌دارد.
    مشتش را به طرف من می‌گیرد، سرش را تکان می‌دهد و بلند می‌گوید: این تویی!
    خنده‌ام می‌گیرد.
    آرام می‌گوید: یادت نیست. هیچ کداممان یادمان نیست.
    یک مشت خاک بودیم در دستان خدا ...
    در ما دمید. از غنای خودش به فقر ما بخشید.
    آدم شدیم... دردانه‌اش شدیم!
    با کلمه کلمه‌اش، تکان سختی می‌خورم.

    نوبت سوم: یادم نرود


    یادم باشد من بی تو باز همان یک مشت خاکم...

    1.ترجمه مجمع البیان فی تفسیرالقرآن

    منبع

    ویرایش توسط majhool : ۱۳۹۵/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۶:۰۴
    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوم: سوره مبارکه بقره آیه 29
    هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ به کلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ قال: هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعا
    او خدایی است که همه آنچه را (از نعمت‌ها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید سپس به آسمان پرداخت و آن‌ها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چیز آگاه است.
    نوبت اول: آنچه ارباب تفاسیر گفته‌اند


    از امیرالمومنین علیه السلام روایت است که در معنای این آیه فرمودند خداوند همه آنچه در زمین وجود دارد را برای شما آفرید تا مایه عبرتتان گردد و به وسیله آن نعمت‌ها، به رضوان الهی دست یابید و از عذاب دوزخ امان یابید. ۲

    نوبت دوم: بازخوانی آیه


    اصلا قرارمان این بود؛ از همان اول
    که زمین بشود فرش زیر پایمان و آسمان سقف فیروزه ای بالای سرمان.
    گندم‌ها خوشه خوشه در گودی دستانمان طلایی شوند و ابرها به دعایمان بارانی شوند و ببارند
    که همه خوبیهای دنیا برای ما باشد تا بندگی کنیم.
    تو سر قرارت بودی. مثل همیشه‌ی ِ از اول دنیا
    و ما بودیم، کسانی که یادمان رفت قول ِ اول کار و سر قرار ِ بندگی تو نماندیم.
    هنوز هم سر قرارت مانده ای.
    این را از نان ِ سر سفره و صدای نم نم باران و آسمان آبی و زمین زیر پایم می‌فهمم
    من سر قرارم با تو نیستم.
    این را هم از حال ناخوش این سال‌ها می‌فهمم. از کلافگی این شب‌هایم که شبیه کسی است که یک دین ِ ادا نشده دارد ...

    نوبت سوم: یادم نرود


    یادم باشد زمین و آسمان هدیه توست به من ...

    ۲.تفسیرنورالثقلین حویزی

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
    گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آن‌هاست، و نه غمگین شوند». / سوره مبارکه بقره آیه 38
    نوبت اول :


    این آیه اولین فرمانی است که در تشریع دین، برای آدم و ذریه او صادر شده، دین را در دو جمله خلاصه کرده، که تا روز قیامت چیزی بر آن دو جمله اضافه نمی‌شود و داستان بهشت و جریان آن طوری بوده، که ایجاب می‌کرده، خداوند این قضاء را در باره آدم و ذریه‌اش براند، و این دو جمله را در اولین فرمانش قرار بدهد، خوردن آدم از آن درخت ایجاب کرد، تا قضاء هبوط او، و استقرارش در زمین، و زندگی‌اش را در آن براند، همان زندگی شقاوت باری که آن روز وقتی او را از آن درخت نهی می‌کرد، از آن زندگی تحذیرش کرد، و زنهارش داد.
    و توبه‌ای که کرد باعث شد قضایی دیگر، و حکمی دوم، در باره او بکند، و او و ذریه‌اش را بدین وسیله احترام کند، و با هدایت آنان بسوی عبودیت خود، آب از جوی رفته او را بجوی باز گرداند.1

    نوبت دوم :
    ما دیر رسیدیم
    وقتی آمدیم که هزار و چهارصد سال از آمدن پیامبر محبوب خدا می‌گذشت
    وقتی رسیدیم که به امید پیدا کردن نشانه ای از او، باید همه راه‌های نرفته را می‌رفتیم و کتاب‌های قدیمی را ورق می‌زدیم.
    وقتی آمدیم که از مهربانی‌هایش؛ وصفی مانده بود و از لبخندهایش خاطره ای
    اما امید آمدن آخرین نشانه هدایت، ذخیره خدا، سرپایمان نگه داشت.
    حالا ما هنوز اینجاییم. در جایی به نام زمین و در قرن‌هایی که نامشان را گذاشته‌اند «عصر غیبت»
    به اندوه ِ حیرانی و سرگردانی، به ترس از غربت، تردیدهای آخرالزمانی هم اضافه شده است.
    آخرین حجت خدا، کی از پس کمرکش کوه‌های نفس گیر پایین می‌آید؟
    نوبت سوم:


    یادم باشد از خدا، فقط او برای زمین مانده است... بقیه الله ...

    1. ترجمه المیزان، تألیف علامه طباطبایی

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2. اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم وانتم تتلون الکتاب افلا تعقلون
    آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟ / سوره مبارکه بقره آیه 44

    نوبت اول:


    در این آیه خطاب می‌شود که شما حتماً به حکم فطرت در یافته‌اید که مردم را به نیکوکاری و احسان در عبادات و حسن معاشرت با مردم فرمان دهید. و شما از سوی خدا مکلفید که مطابق فطرت (که ناخودآگاه به آن توجّه کرده و دیگران را به آن امر می‌کنید) عمل نمایید. برای شما جایز نیست که مردمان را به اجرای آن‌ها فرمان دهید و خویشتن آن امور را ترک کنید و با امتثال امر خدا، خودتان را اصلاح ننمایید. شما شایسته فرمان دادن نیستید، مگر اینکه نخست نفس خود را با برپایی نماز و دادن زکات و انجام رکوع با راکعان (به هر معنی که اطلاق شود)، اصلاح کنید، سپس، مردم را به اجرای آن‌ها فرمان دهید. زیرا زشت است مردم را به این مسائل فرمان داده خود را فراموش نمایید. به طور کلّی، در پیشگاه عقل و عرف، این امر ناپسندیده است. 2

    نوبت دوم:


    کتاب‌های تفسیر و حدیث و تاریخ را زیر و رو می‌کنم. خبری از من نیست. تمامشان شأن نزول آیه را ماجرای یهودیان مدینه می‌دانند؛ من اما خوب می‌دانم که این آیه را برای این روزهای من فرستاده ای. که باید به جای یهودیان خودم را بنشانم و روبروی کلمه های آیه بنشینم و با دست‌هایم بشمارم صدها باری را که به این و آن از خوبی گفتم و سر سوزنی خوبی نکردم. که چشم‌هایم را به روی خودم بستم و چشم دوختم به کرده و ناکرده دیگران. که احسان، برایم حرف شیرینی بود برای گفتن و نه بیشتر. که ختم قرآن‌ها کردم بی‌آنکه بدانم انگشت اشاره‌ات را در سوره سوره‌ات به سوی من گرفته‌ای و مخاطب آیه‌هایت من هستم.

    نوبت سوم :


    یادم باشد تو آیه‌هایت را برای من ِ سال دو هزار و دوازده میلادی فرستاده‌ای.

    2. ترجمه بیان السعاده فی مقامات العباده

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسىَ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتخََّذْتمُ‏ُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنتُمْ ظَالِمُونَثمُ‏َّ عَفَوْنَا عَنكُم مِّن بَعْدِ ذَالِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

    و (به یاد آورید) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذاردیم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به میعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نمودید در حالى كه ستمكار بودید.سپس شما را بعد از آن بخشیدیم شاید شكر (این نعمت را) بجا آورید/
    سوره مبارکه بقره آیه 52 و 53

    نوبت اول

    پس از آنکه حضرت موسی علیه السلام برای دریافت وحی و کتاب آسمانی ، به وعده گاه رفت ؛ سامرى، مستضعفان (منظور مستضعفان ایمان) بنى اسرائیل را فریفت و آنها را در اشتباه انداخته، گفت: موسى وعده كرد كه پس از چهل شب بازگردد اكنون بیست شب و بیست روز از آن زمان مى‏گذرد كه در مجموع، چهل مى‏شود و اربعین موسى تمام گشته و موسى از وعده پروردگارش تخطّى نموده است. پروردگار موسى اشتباه كرده است.اكنون خداى شما آمده است تا به شما نشان دهد كه چگونه مى‏تواند خودش شما را به سوى خود فرا خواند. او قادر خواهد بود كه شما را از جانب خودش به خود بخواند (به طور مستقیم و بدون واسطه، شما را به خداى خود دعوت نماید). و خدا نیازى ندارد كه موسى را به سوى شما بفرستد..آنگاه، سامرى گوساله‏اى را كه ساخته بود، براى آنان ظاهر كرد.آنان گفتند: چگونه گوساله، خداى ما تواند بود؟وى گفت: پروردگار شما از داخل این گوساله با شما سخن مى‏گوید، همچنان كه موسى از درخت صداى خدایش را شنید. پس خدا در گوساله است، همان طور كه در درخت بود. پس، آن قوم گمراه شدند و گوساله را پرستیدند 1

    نوبت دوم:

    می بافم. خیال می بافم. خیلی خیال می بافم. و با تو عهد می کنم که من اگر چنین و چنان کردم و تا فلان وقت ، خوبتر از همیشه تا حالایم بودم ، تو هم تا فلان موعد ، برایم چنین کن. خدای سامع الدعا تری باش برای من و برای دعاهایم مجیب الدعوه تر. بعد هم پیش خودم از تو قول می گیرم و خیالم راحت می شود که همانی می شود که از دل من گذشته است و شده است آرزوی من .بعد از آن ، تمام تلاشم را می کنم که بهتر باشم. هر شب تقویم را ورق می زنم و روزهای مانده تا تحقق وعده خیالی تو را می شمارم. روزهای آخر ،شوقم صدبرابر می شود و انتظارم هزار برابر. انتظار ِ رسیدن ِ موعدی که من برای تو قرارش دادم. وقتی روزهایی که با تو قرار ِ خوب بودن گذاشتم ، تمام می شود... وقتی عهد خیالی که از تو گرفتم محقق نمی شود ، به تو بدبین می‌شوم. به خدایی تو ... به اسمع السامعین بودنت ... به ابصر الناظرینی ات ... به مجیب الدعوه المضطرین بودنت ... به لا تخلف الله المیعاد بد گمان می شوم و بعد من می مانم و هزار سوال بی جواب که می بردم تا سر ِ شک ... تا جایی که نمازهایم را با اخم می خوانم . که دیگر سر سجاده نمی نشینم و با تسبیح ، سی و چهار بار یاد بزرگی ات نمی کنم. سی و سه بار یادم نمی افتد به پاکی تو و شكركردنت یادم می رود... همین است که کم کم توکل یادم می رود. وقت گرفتاری ، کار بلدی تو یادم می رود و می شوم همان کسی که نمی خواهی باشم. خدایم می شود این و آن که وقت تنهایی به دامنشان پناه می برم. وقت سختی ، یادشان می کنم. خدایم می شود هزار کسی که هیچ کدامشان تو نیستید که هیچ یکشان رنگ ِ تو را هم ندارند. آنقدر بی تو می شوم ، بی تو می روم که همه راه ها برایم بن بست می شوند. آن وقت است که نوری ته دلم سو سو می کند ، تا برگردم . تا به پشیمانی برگردم به طرف تو ...تا بگویم اگر دیگرانی در پستوی ِ نه توی ِ دلم خدایی کردند ، هیچ کدامشان تو نشدی... توی ِ مهربان ِ همیشگی...

    نوبت سوم :

    یادم بماند که هیچ کس برای من ، تو نمی‌شوی ...

    پی نوشت:1.ترجمه بیان السعاده فی مقامات العباده

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و َإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَی لَنْ نَصْبِرَ عَلَی طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَی بِالَّذِی هُوَ خَیرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَکُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَاءُوا به غضبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یکْفُرُونَ به آیاتِ اللَّهِ وَ یقْتُلُونَ النَّبِیینَ به غیرِ الْحَقِّ ذَلِکَ به ما عَصَوْا وَکَانُوا یعْتَدُون.
    و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا! از خدای خود بخواه که از آن چه زمین می‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید!؟ (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آیید زیرا هرچه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، به پیشانی آن‌ها زده شد و باز گرفتار خشم خدایی شدند چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفرمی ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. این‌ها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند. / سوره مبارکه بقره آیه 61

    نوبت اول:

    قوم بنی اسراییل در تجاوز متمکن بوده‌اند و این اخلاق ناپسند، با وجود آنان عجین شده بود؛ مقصود آن است که نافرمانی سبب تعدّی آنان شد، به طوری که در تعدی پایدار گشتند. چنان تجاوز و تعدّی در وجودشان مستقر شد که سبب کفر و کشتن پیامبران گشت. این دو عمل زشت، باعث خواری و بیچارگی آنان و خشم خداوند شد.
    پس ای امت محمد! از گناهان کوچک دوری گزینید، تا این که شما را به گناهان بزرگ نکشاند و به خواری و بیچارگی در دنیا، و غضب الهی در آخرت، دچار ننماید. یا مقصود، هر یک از خواری و مسکنت و غضب، در دنیا و آخرت است.
    به پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه واله نسبت داده شده است که فرمودند: ای بندگان خدا، از لجاج در نافرمانی حق و آسان شمردن عصیان و گناه بپرهیزید، که نافرمانی‌ها، خفّت و خواری را نصیب صاحبش می‌کند، تا آن وقت که او را در گناهی بزرگ‌تر بیفکند. پس، همواره عصیان ورزیده، سهل‌انگاری پیشه می‌کند. و در مسیر خواری و پستی گام برمی‌دارد. تا در جنایتی بزرگ‌تر از جنایت پیش بیفتد. تا آنجا پیش می‌رود که ولایت جانشین رسول خدا را رد کرده پیامبری رسول خدا راهم منکر می‌شود. آنقدر آن کار را ادامه می‌دهد و در این مسیر پیش می‌رود که توحید خدا را منکر شده و الحاد را در دین خدا جای می‌دهد.1
    در تفسیر این آیه از حضرت ابوعبدالله جعفر بن عبدالله، صادق آل محمد (ع) روایت شده است که فرمودند: به خدا سوگند انبیاء را بادست خود نزدند، وبا شمشیرهای خود نکشتند، ولکن سخنان ایشان را شنیدند، و در نزد نااهلان، آن را فاش کردند، در نتیجه دشمن ایشان را گرفت، و کشت، پس مردم کاری کردند که انبیاء هم کشته شدند، و هم تجاوز شدند، وهم گرفتار مصائب گشتند.2

    نوبت دوم:

    کره جغرافیایی را می‌چرخانم.
    می‌گردم دنبال ایران.
    پیدایش که می‌کنم، ناخودآگاه لبخندی می‌آید و گوشه لبم می‌نشیند.
    انگشت اشاره‌ام را می‌گذارم روی پست و بلندی‌های زاگرسش.
    با چشم می‌گردم دنبال بیت‌المقدس. حوالی لبنان و سوریه را می‌گردم
    و می‌رسم به جایی که اسم این روزهایش فلسطین اشغالی است
    انگشت کوچکم را می‌گذارم روی سرزمین در بند
    فاصله سرزمین من با ملک مردمی که خدا بر اهل عالم برتری شان داد، هفتاد پیامبر برای هدایتشان فرستاد، کلیمش را مبعوثشان کرد، باب حطه‌ای برایشان قرار داد تا داخلش شوند و بهانه به بخشش گناهانشان شود؛ کمتر از چهار انگشت است. اما فاصله مردم قبیله من، با این قوم، هزاران فرسنگ است.
    مردم قوم من، نادیده اسم فرزندانشان را موسی می‌گذارند
    و مردم این سرزمین، کلیم الله را بی‌صبر بهانه‌گیری‌هایشان می‌کنند.
    اهل سرزمین من، دوستان خدا را می‌جویند تا به قدر دمی و به مقدار لحظه‌ای در هوایش نفس بکشند
    و قوم بنی اسراییل، با دست نه، که با زبان هفتاد نبی خدا را می‌کشند.
    میان عالّم مردم من با دنیای قوم بنی اسراییل، یک جهان فاصله است...

    نوبت سوم :

    یادم باشد صبر تو، امان حوصله‌ها را برید...پیام‌بر من!


    1.ترجمه بیان السعاده فی مقامات العباده / تفسیر المیزان
    2. تفسیر عیاشی

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَی وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ
    کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‌اند، و کسانی که به آئین یهود گرویدند و نصاری و صابئان [= پیروان یحیی] هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هیچ‌گونه ترس و اندوهی برای آن‌ها نیست. (هر کدام از پیروان ادیان الهی، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظایف و فرمان دین عمل کرده‌اند، مأجور و رستگارند).

    کتاب‌ها می‌نویسند:

    از سلمان فارسی رو ایت شده است، که گفت: از رسول خدا صلوات الله علیه، ازا هل دینی که من از آنان بودم (یعنی مسیحیان) پرسیدم، رسول خدا صلوات الله علیه شمه‌ای از نماز و عبادت آنان بگفت، و این آیه نازل شد: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَی وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحزنون 1در روایات دیگری به چند طریق نیز آمده: که آیه شریفه درباره مردم مسلمان (ایرانیان) نازل شد.2

    با تو می‌گویم :

    تو برای مهربانی کردن، دنبال دلیل نمی‌گردی، اھل حساب و کتاب کردن معمول ما آدمھا نیستی. از اولش ھم نمی‌گشتی، تو دنبال بهانه هستی. اصلاً از روزی که دستت به گلِم ما رفت، رفتی دنبال بهانه تا ببخشیمان. تا دوستمان داشته باشی.
    اصلاً انگار هیچ هم برایت فرقی نمی‌کندکه آدم محبوب امروز تو، قبل‌تر از این‌ها چشمش را بر بسیاری بزرگواری‌های تو بسته بوده است و دنبال تراشیدن شریک بوده است یا نه. برایت تفاوت نمی‌کندکه بنده دوست‌داشتنی حالای تو، همانی است که دلبسته‌ی ماه بوده است و بنده ستاره‌ها یا نه.
    اصلاً به روی خودت هم نمی‌آوری که این کسی که حالا پای نشانه‌هایت، اشک شوق می‌ریزد، همانی است که تا دیروز، تو را پدر پسری می‌دانست که نامش مسیح علیه‌السلام است.
    چشم‌های تو به روی گذشته هرکسی که حالا تنها پناهش تویی، بسته است...


    یادم بماند:

    یادم بماند او خدای بهانه‌جویی است.


    1. با نگاهی به درالمنثور
    2. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ثُمَّ تَوَلَّیتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِین (البقرة/64)
    سپس شما پس از این، روگردان شدید؛ و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زیانکاران بودید.

    کتاب‌ها می‌نویسند:

    ابوالعالی همی گوید: فضل خدا ایمان است و رحمت او قرآن است. بنابراین معنای آیه 64 سوره مبارکه بقره این است که اگر نبود، قدرت ایمانی که من به شما دادم و موانع آن را از جلو راه شما برداشتم شما زیانکار و خسارت‌زده بودید.
    علّت اینکه ایمان بنی‌اسرائیل و توبه آنان فضل خدا شمرده شده، این است که فضل و خواست و تقدیر خدا سبب آن شد.
    و یا ممکن است منظور از فضل خدا این باشد که پس از روی گرداندن و بازگشتِ بنی‌اسرائیل، خداوند آنان را هلاک نکرد و مهلت داد تا آنان توبه کردندو الّا قطعاً هلاک می‌شدند.3

    با تو می‌گویم :

    ما همان‌هاییم. همان آدم‌هایی که خودت به خوبان پیغام دادی، در گوشمان زمزمه کنند که ما خانواده تو هستیم.
    ما را به نام تو می‌شناسند. هر جا برویم، معلوم می‌شود ما بندگان توایم و اهل خانواده تو ...(4)
    ما هرچه بد؛ هر چه بدقول؛ اهل و عیال توایم.
    همین است که زخم‌برداشتن ما برایت سخت است. همین است که تاب نمی‌آوری تا ضرر کنیم، زمین بخوریم.
    اصلاً شاید برای همین است که حتی وقت خلف وعده و بدعهدی‌ها که می‌رسد، باز هم رحمتت، مهربانی‌هایت بر خشمت، قهر و غضبت پیشی می‌گیرد ...

    یادم بماند:

    دست و دل تو با آشتی، همراه‌تر است تا با قهر ...

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    252
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ُثمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَهِی کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یهْبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ به غافلٍ عَمَّا تَعْمَلُون (البقرة/74)
    سپس دل‌های شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‌تر! چرا که پاره‌ای از سنگ‌ها می‌شکافد، و از آن نهرها جاری می‌شود؛ و پاره‌ای از آن‌ها شکاف برمی‌دارد، و آب از آن تراوش می‌کند؛ و پاره‌ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‌افتد؛ (اما دل‌های شما، نه از خوف خدا می‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

    کتاب‌ها می‌نویسند:

    آیه شریفه، شدت قساوت قلوب آنان را، این طور بیان کرده: که (بعضی از سنگ‌ها احیاناً می‌شکافند، و نهرها از آن‌ها جاری می‌شود)، و میانه سنگ سخت، و آب نرم مقابله انداخته، چون معمولاً هر چیز سختی را به سنگ تشبیه می‌کنند، همچنان که هر چیز نرم و لطیفی را به آب مثل می‌زنند، می‌فرماید: سنگ به آن صلابتش می‌شکافد، و آب نرم از آن بیرون می‌آید، ولی از دل‌های اینان حالتی سازگار با حق بیرون نمی‌شود، حالتی که با سخن حق، و کمال واقعی، سازگار باشد.
    (و وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یهْبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللَّهِ ِ) الخ، هبوط سنگ‌ها همان سقوط و شکافتن صخره‌های بالای کوه‌ها است، که بعد از پاره شدن تکه‌های آن در اثر زلزله، و یا آب شدن یخ‌های زمستانی، و جریان آب در فصل بهار، به پایین کوه سقوط می‌کند 1.
    در باب دلیل قساوت و سختی دل‌ها از محمد بن یعقوب از علی بن ابراهیم، از پدرش و او از نوفلی، نوفلی از السکونی و او از حضرت ابوعبدالله امام صادق (علیه‌السلام) رسیده است که فرمودند «خدای عزوجل به حضرت موسی علیه‌السلام وحی کرد : ای موسی، به فراوانی مال و ثروت شادمان مشو و یاد مرا در هیچ حالی از یاد مبر و وانگذار؛ پس به راستی که فراوانی مال گناهان را از یاد می‌برد و فراموشی یاد من و ترک ذکر من، قلب‌ها را سخت می‌کند و قساوت دل می‌آورد.2»

    با تو می‌گویم:

    تا پیش از گفتن تو، سنگ‌ها سخت‌ترین چیزهایی بودند که می‌شناختم
    که تنها به کار ساختمانی می‌آمدند؛
    بازیچه دست بچه‌ها می‌شدند و بال کبوترها و گنجشک کوچک‌ها را زخمی می‌کردند
    یا پنجره قطارها را می‌شکستند ...
    اما حالا که به شرح ِنرمی ِشیرین ِ سنگ‌ها نشسته‌ای؛
    دوستشان دارم. تمام سنگ‌ها را دوست دارم
    که تو از سختی ِ دلشان، نهر جاری می‌کنی
    که صبوری می‌کنند با گرمای تابستانی هوا و سرمای استخوان‌سوز زمستان‌ها
    که به اشاره تو می‌شکافند و چشمه‌هاست که از بطنشان جاری می‌شود
    که خودشان را به ظرافت سرانگشتان تو می‌سپارند.
    از سر خشوع، از بلندای کوه‌ها، به زیر می‌افتند، فرود می‌آیند
    سنگ‌هایی که با همه سختی‌شان، خاک نرم می‌شوند در ساحت ِپرشکوه ِ تو...
    کوه‌های سنگی که شبیه پنبه‌ی زده‌شده می‌شوند در آستانه‌ی هول ِقیامت ِ تو...
    سنگ‌هایی که اصالتشان سختی است؛ را هرگز سر نافرمانی از تو نیست.
    اما دل‌ها، همان دل‌هایی که بنایشان مهر توست
    و برای ساز و کارش، لطیف‌ترین‌ها را به کار گرفته‌ای
    می‌شوند سخت‌تر از سنگ‌های اصیل آذرین
    که نرم عظمت تو نمی‌شوند. که خاشع غایت جلالت تو نمی‌شوند.
    وای بر دل ...
    وای از دل ...
    وای از دل ِ سخت‌تر از سنگ ...

    یادم بماند :

    یادم بماند سخت‌تر از هزار سنگ، دلی است که یاد تو نرم‌اش نکند.



    1.ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی
    2.اصول کافی، شیخ کلینی/تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن

    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام
    که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود
    همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است ؟ “

    چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود