جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسي مضامين مشترك اخلاقي و حِكمي در نهج البلاغه و بوستان سعدي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34

    بررسي مضامين مشترك اخلاقي و حِكمي در نهج البلاغه و بوستان سعدي




    چكيده
    تأثير فرهنگ اسلامي در متون ادب فارسي، كه از عالي ترين عناصر فرهنگي و انديشه اي جامعه محسوب مي شوند، امري انكارناپذير است و كم تر شاعر
    يا نويسنده اي است كه بازتاب معارف اسلامي را در كلام خود نداشته باشد.در اين بين، نهج البلاغه تأثير شگرفي در شعر و نثر فارسي گذاشته است؛
    بسياري از شعراي زبان فارسي كوشيده اند تا با توجه به ميزان درك و توانايي خود از نهج البلاغه و آموزه هاي اخلاقي و تعليمي آن بهره مند شوند.
    سعدي از جمله نويسندگاني است كه در آثارش از نهج البلاغه تأثير پذيرفته است و ميزان اين تأثيرپذيري درخور تأمل است؛ تا آن جا كه مي توان
    اذعان داشت كه بعد از قرآن كريم نهج البلاغه كامل ترين و مهم ترين سرمشق او بوده است.
    مطالعة بوستان سعدي در اين پژوهش نشان داد كه سعدي درآرمان شهر خود از سخنان گهربار و ارزش مند امام علي (ع) در نهج البلاغه
    بهره هاي فراواني برده است و از اين راه صبغة حكيمانه و اخلاقي اثرخويش را پررنگ تر كرده است.

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۵/۰۳/۱۸ در ساعت ۰۱:۰۴

    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    1. مقدمه


    اعراب، كه به سخنوري شهرة آفاق اند و بسياري از شاعران خوش سخن از بين آنان برخاسته است و در عالم ادب شهرتي جهانگير دارند،
    سخنان امام علي (ع) را يك پله فروتر از قرآ ن و صد پله فراتر از كلام آدميان مي دانند. ايرانيان نيز، كه در بلاغت و سخنوري دست كمي از اعراب ندارند و شعراي آنان همواره بر صدر عرصة سخنوري تكيه زده اند، سعدي را سخنوري مي دانند كه در ادبيات فارسي كم تر شاعري توانسته است به پاية او برسد و مانند
    او مختصر و پرمعنا بسرايد. با اين همه، كم تر كسي هست كه نداند اين اعجوبة ادب پارسي با تمام مهارتي كه در پهنة كلام داشت قسمت اعظم مضامين بديع اشعار و نوشته هايش را وام دار معجزة
    نبي خاتم (ص) ( قرآن) و سخنان نغز و پرمغز جانشين و وصي آن فرزانة بزرگ (امام علي (ع)) است
    توجه و علاقه مندي سعدي به مولاي متقيان را از اين جا مي توان دريافت كه در باب چهارم، در تواضع، حكايتي از امام و سيرت پاك ايشان نقل مي كند كه بيانگر
    تأسی شاعر از افكار آن حضرت است.
    استناد به سخنان گهربار فرهيخته اي مانند
    حضرت علي (ع) فقط در انحصار سعدي نيست؛ بسياري از سخنوران ايراني نيز از خرمن فصاحت و بلاغت صاحب
    نهج البلاغه خوشه چيني هاي متعدد كرده اند و راز ماندگاري نام و كلام بسياري از اين بزرگان استفاده از كلام الهي و سخنان ائمة هدي در سروده ها و نوشته هايشان است.




    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    راستگو دربارة اثرپذيري
    شاعران از قرآ ن و حديث مي نويسد:

    در آن روزگار، كه زبان و ادب فارسي به بلوغ مي رسد، تقریبا در سراسر ايران گستردة آن
    روز، فرهنگ اسلام كه خود برخاسته از قرآن و حديث بود، به ژرفي و گستردگي ريشه
    دوانده بود و با روح و خوي ايراني هم سمت و سو شده بود. از همين روزگاران بود كه
    كم كم بازار دانش اندوزي و علم آموزي، كه بر پاية قرآن و حديث مي چرخيد، سخت
    رونق گرفت. بسياري از شاعران پارسي گوي در همين مدرسه هاي عربي محور درس
    خوانده بودند و افزون بر لغت و صرف و نحو و بلاغت، با معارف قرآن و حديث
    به بايستگي آشنا شدند و از اين دو چشمة جوشان به سروده هاي خود رنگ و بو بخشیدند.

    استاد سخن، سعدي، نيز در سخنوري چنين شيوة عالمانه اي را برگزيد.

    وي در حقيقت به بهترين شكل از كلام امام علي (ع) در نهج البلاغه استفاده كرد و با كمك استعداد و قريحة باشكوه ادبي، به خوبي آن ها را ساخته و پرداخته كرد و با بياني تازه به مخاطب خويش ارائه داد.

    بوستان سعدي مثنوي اجتماعي ارزش مندي است كه دنيا را آن گونه كه بايد باشد به تصوير كشيده است. مضامين انسان ساز گوناگوني در بوستان مطرح شده است
    كه عمل به آن ها فرد را به سعادت مي رساند و او را براي حضور در اين جامعة آرماني آماده مي كند.
    سعدي اين انديشمند توانا كه داراي فكر و انديشه اي خلاق و در عين حال آشنا به دردها و روحيات انسان ها و جامعه بوده مانند يك روان شناس كه در جامعه شناسي و مردم شناسي نيز متبحر است، آسيب هاي جامعه و دردها و آلام بشري را شناخته و براي آن ها راه كارهايي پيشنهاد كرده است.

    امام علي (ع) نيز اسوه و الگوي كاملي براي انسان هاي آزاده است و آموزه هاي نهج البلاغه بهترين راهنما براي هدايت بشريت است.
    نهجالبلاغه پيوستگي خاصي با كتاب خدا دارد و همان راهي را به انسان نشان مي دهد كه قرآن معرفي كرده است. اثر كم نظيري كه حقايق بي شماري را براي مخاطبان خود تبيين مي نمايد و قوانين و مقررات نجات بخش اسلامي را به آن ها مي آموزد. موضوعات متعددي مانند رفتارهاي فردي و اجتماعي، اصول و آداب مديريت، سياست، و مسائل مختلف و متعدد اجتماعي، اقتصادي، و ديني به خوبي تبيين شده است. دريايي كه سرشار از نعمت هاي فراوان است و غواصش با دست پر و شادان از آن باز مي گردد..


    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    مدينة فاضله اي كه امام در نهج البلاغه به تصوير كشيده است الگوي مناسبي است براي كساني كه مي خواستند بعد از ايشان در آثار خويش آرمان شهري را به تصوير بكشند.
    سعدي پس از فارابي يكي از مشهورترين كساني است كه در بوستان جهان را آن گونه كه بايد باشد خواسته است. او آرمان شهر خود را متأثر از آموزه هاي انسان ساز اسلامي طراحي كرده است كه در اين بين، قرآن كريم و به تبع آن نهج البلاغه كامل ترين و بهترين الگو و سرمشق او بودند.
    توجه به مضامين معرفتي، تعليمي، و حكمي و بهره گيري از نكته هاي اخلاقي در رفتارهاي فردي و اجتماعي از جمله وسايل مطمئني است كه فرد را به مرتبة كمال رهنمون
    مي كند. اين حقيقت به مثابة رسالتي است كه بسياري از سخنوران و نويسندگان عرصة ادب فارسي را بر آن داشت تا به مقولة حكمت عملي و اخلاق توجه كنند.
    سعدي نيز از جمله سخنوران و نويسندگاني است كه با رويكردي ويژه بدين مهم پرداخت. ناگفته پيداست كه در اين پژوهش، انتخاب سعدي و مقدم داشتن او بر ديگر شاعران به سبب شگفتي بهره هاي هنري و هارموني تفكرش با انديشه هاي حضرت علي و گستردگي شباهت هاي محتوايي كلامش در بوستان و سخنان امام علي در نهج البلاغه است.


    2. پيشينة بحث



    به سبب اهميت تأثير متون ديني در آثار ادبي، پژوهش هاي فراواني در اين زمينه انجام شد ه كه در آن ها از انواع اين تأثيرپذيري و كاركردهاي گوناگون آن سخن به ميان آمده است. اما شمار آثار و پژوهش هايي كه دقيق و موشكافانه به تأثير نهج البلاغه در بوستان پرداخته اند اندك است. در اين باره، مي توان از مقاله اي كه طهماسبي نگاشته است ياد كرد كه برخي از مضامين اخلاقي و تعليمي بوستان سعدي را با همان مضامين در نهج البلاغه مقايسه كرده است و در پايان به اين نتيجه رسيده است كه سعدي در ترسيم بسياري از آموزه هاي اخلاقي، حكمي، و تعليمي خود در بوستان به نه جالبلاغه توجه خاصي داشته است ؛
    دامنة اين تأثيرپذيري بسيار گسترده است و اشتراكات فراواني بين بوستان و نهج البلاغه وجود دارد تا جايي كه اين شباهت ها خواننده را شگفت زده مي كند و جا دارد كه بررسي بيش تري در اين زمينه انجام پذيرد..


    3 . مضامين مشترك و قرابت هاي معنايي بوستان و نهج البلاغه

    تكرار بسياري از مضامين نهج البلاغه در بوستان موجب شده است كه اين مفاهيم و آموزه ها بار ديگر در لباس آراستة نظم ظاهر شوند.
    مضامين مشترك اخلاقي، تعليمي، و حكمي در بوستان و نهج البلاغه بسيار به هم شبيه اند تا جايي كه مخاطب را به شگفتي وامي دارد. اين شباهت ها نشانة نزديكي فكر و انديشة سعدي به انديشة ناب اسلامي و عدالت خواهانة امام علي (ع) در نهج البلاغه است. مي توان چنين اذعان داشت كه انديشة مولا علي در ذهن و زبان شيخ شيراز تأثير عميقي داشته است تا آن جا كه شايد كم ترشاعر يا نويسنده اي با اين توسع و تعمق به اثر گران قدر اميرالمؤمنين راه برده و اشتراك انديشة خود را با آن ،اين چنين هنرمندانه به تصوير كشيده است.
    نكتة شايان توجه اين است كه سعدي در عين رويكرد به انديشه و هنر امام علي (ع)، تشخص سبكي خويش را نيز حفظ كرده است و فكر مولا (ع) را نيز در كلام خويش تزريق كرده و به آن جان بخشيده است.


    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    1.3 عدالت


    بحث از عدالت قدمتي به درازاي تاريخ بشر دارد و همواره جزء مهم ترين خواسته هاي انسان در حوزة عمل و جزء نخستين تأملات فكري در حوزة نظر
    به شمار آمده است.
    در آرمان شهر سعدي نيز عدالت و دادگستري از اصلي ترين مفاهيم محسوب مي شود. به همين سبب سعدي باب اول بوستان را به اين موضوع
    اختصاص داده است. از نظر سعدي حاكمي كه عدالت و دادگستري را سرلوحة برنامه هاي خويش قرار دهد حكومت و جامعه اي آرماني مي سازد
    كه در آن سرنوشت آدمي به سوي سعادت پيش مي رود. سعدي معتقد است حاكمي كه از درگاه خداوند سر نپيچد هيچ كس از فرمان او سرپيچي نخواهد كرد و بهره مندترين فرمانرواي آفاق را كسي مي داند كه با عدالت و انصاف حكمراني كند:

    اَلا تا نپيچي سر از عدل و راي كه مردم ز دستت نپيچند پاي
    از آن بهره ورتر در آفاق كيست؟ كه در ملكراني به انصاف زيست

    سعدي با اعتقاد به روز قيامت مخاطب را از سرنوشت و فرجام خوب عدالت و دادگري به شيوه اي مناسب و تأثيرگذار آگاه مي كند:


    خنک روز محشر تن دادگر / كه در ساية عرش دارد مقر

    از سوي ديگر، سعدي پادشاه عدالت پيشه را يكي از نشانه هاي رضاي ت خداوند از بندگان خود مي داند:

    به قومي كه نيكي پسندد خداي / دهد خسروي عادل و نيكراي

    عدالت در نگاه
    علي (ع) چنان استوار است كه انسان با نظر به كلمات حضرت و رفتار ايشان تصور مي كند تمام هدف و غايت خلقت عدالت است و
    تمام هم و غم
    علي (ع) براي اقامة عدل است. اولين وظيفة حاكم اسلامي برقراري عدالت در جامعه و جلوگيري از ظلم و ستم است؛
    امري كه حضرت آن را تكليفي الهي به حساب مي آورد و بر خلاف كراهتي كه از قبول خلافت داشت، اصرار و تقاضاي مردم را براي اقامة حق و برقراري عدالت و دفع ظلم پذيرا شد، در حالي كه مطابق بيانات مكرر، حضرت بر سختي امر و بر
    مشكلات پيش روي آگاه بود.


    هنگامي كه امام علي (ع) زياد ابن ابيه را به جاي عبدالله ابن عباس به فارس و شهرهاي پيرامون آن فرستاد، او را در دستورالعملي طولاني از
    گرفتن ماليات نابهنگام نهي كرد و فرمودند : «عدالت را بگستران و از ستمكاري پرهيز كن كه ستم رعيت را به آوارگي كشاند و بيدادگري به مبارزه و شمشير مي انجامد.»

    آن حضرت در نامة 53 مالك اشتر، فرماندار مصر، را به برقراري عدالت و انصاف فرا مي خواند:

    با خدا و مردم و با زيردستان و خويشاوندان نزديك و با افرادي از رعيت خود كه آنان را
    دوست داري انصاف را رعايت كن كه اگر چنين نكني، ستم روا داشتي و كسي كه به
    بندگان خدا ستم روا دارد، خدا به جاي بندگانش دشمن او خواهد بود و آن را كه خدا
    دشمن شود، دليل او را نپذيرد كه با خدا سر جنگ دارد.

    ویرایش توسط آفرینـــــش : ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۰:۰۷

    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    2.3 ظلم و ستم

    ظلم عبارت است از انحراف از جادة عدالت و عدول از كارى كه سزاوار است به كارى كه سزاوار نيست. ظلم نقطة مقابل عدل است؛ پس هر كسى اقدامى كند كه به عدالت او
    خدشه اى وارد سازد به تناسب فعلش و آثارى كه در بر دارد ظالم است. زيرا ظلم از امور نسبى است كه مراتب گوناگوني دارد.

    ظلم و ستم روش و شيوة ناپسند و غيرانساني است كه هيچ منصف و عاقلي آن را نمي پسندد، چون خداوند ظلم به بندگان را به شديدترين شكل پاسخ خواهد داد.
    در جامعة آرماني وظيفة حاكم مبارزه با ظلم و ستم است. او بايد كاملا مراقب باشد، نه خود به زيردستانش ستم روا دارد و نه اجازه دهد ديگران در حق مظلومي ستم روا دارند
    تا خداوند پاية حكومت او را رفيع گرداند.

    در نظام فكري سعدي ظلم و ستم موجب براندازي تاج و تخت پادشاهي و نابه ساماني اوضاع مملكت مي شود:

    پريشاني خاطر دادخواه / بر اندازد از مملكت پادشاه

    سعدي در بوستان به حاكمان گوش زد مي كند كه آزردن رعيت و ستم رواداشتن در حق آنان موجب تباهي كشور مي شود؛ زيرا رعيت پشت و پناه سلطنت اند و مراعات رعيت
    موجب مي شود تا آنان با رغبت بيش تري از پادشاه و كيان مملكت خويش دفاع كنند:

    خرابي و بدنامي آيد ز جور / رسد پيشبين اين سخن را به غور
    رعيت نشايد به بيداد كشت / كه مر سلطنت را پناهند و پشت
    مراعات دهقان كن از بهر خويش / كه مزدور خوش دل كند كار بيش

    امام علي (ع) در تمامي عمر پرثمر و گران بهاي خويش در جلوگيري از ظلم و تجاوز به حق مظلومان كوشا بود.

    نهج البلاغه يكي از كامل ترين الگوهاي بشردوستي است كه محور اصلي آن عدالت و ظلم ستيزي است. ديدگاه هاي بشردوستانة سعدي ثمرة سيرابي از سرچشمة زلال و گواراي فرهنگ اسلامي و نهج البلاغه است.

    مولا علي در نهج البلاغه در موارد فراواني به جلوگيري از ستم ظالمان و رعايت حق مظلومان سفارش كرده است. از اين رو، ايشان در نكوهش و پرهيز از ستم كاري در خطبة
    192 می فرمایند : «خدا را! خدا را! از تعجيل در عقوبت و كيفر سركشي و ستم برحذر باشيد و از آيندة دردناك ظلم و ستم بترسيد»

    امام در خطبة 177 نيز به معرفي اقسام ظلم و ستم مي پردازد:
    ظلم بر سه قسم است: ظلمي كه نابخشودني است و ظلمي كه بدون مجازات نمي ماند و ظلمي كه بخشودني و جبران شدني است. اما ظلمي كه نابخشودني است شرك به
    خدا ي سبحان است. ظلمي كه بخشودني است ستمي است كه بنده با گناهان در حق خويش روا داشته است و ظلمي كه بدون مجازات نيست ستمگري بعضي از بندگان بر بعضي ديگر است كه قصاص در آن جا سخت است ...

    به اعتقاد امام بدترين مردم نزد خدا حاكم ستمگر است. ايشان در اين باره در خطبة 146 می فرمایند :
    «بدترين مردم نزد خدا رهبر ستمگر است كه خود گمراه و ماية گمراهي ديگران است كه سنت پذيرفته را بميراند و بدعت ترك شده را زنده گرداند»

    ايشان در نامة 47 و در وصيت به امام حسن و امام حسين (ع) سفارش مي كند:
    «حق را بگوييد و براي پاداش الهي عمل كنيد و دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشد»



    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    3.3 تواضع و فروتني

    از جمله صفات برجستة اخلاقي تواضع است. تواضع يكي از صفات حسنة اخلاقي و به معناي آن است كه انسان خود را نه فقط بالاتر از ديگران نبيند،
    بلكه ديگران را بهتر از خود بداند و به جاي گاهي كه در آن قرار داد راضي باشد.
    تواضع در رشد و تعالي روحي انسان نقش به سزايي دارد و او را از فرو غلطيدن در دام غرور، كه يكي از پرت گاه هاي مسير نيل انسان به كمال است،
    حفظ مي كند.
    مطالعة بوستان نشان مي دهد كه تواضع و فروتني يكي از آموز ه هاي اخلاقي مهم و محوري است كه سعدي سخت بر آن تأكيد دارد
    و ديدگاه خود را دربارة اين موضوع در باب چهارم بوستان ارائه مي دهد.

    ز خاك آفريدت خداوند پاك / پساي بنده افتادگي كن چو خاك

    در انديشة سعدي يكي از راه هاي سربلندي و به عزت رسيدن انسان تواضع و افتادگي است:

    تواضع سر رفعت افرازدت / تكبر به خاك اندر اندازدت

    سعدي در جايي ديگر افتادگي در عين بزرگي را به مخاطب گوش زد مي كند ؛ بدي ن
    معني كه بهترين مردم كسي است كه در عين قدرت و بزرگي فروتني كند:


    كله گوشه بر آسمان برين / هنوز از تواضع سرش بر زمين
    گدا گر تواضع كند خوي اوست / ز گردنفرازان تواضع نكوست


    امام علي (ع) نيز دربارة ضرورت تواضع و فروتني اغنيا در برابر تهي دستان و اخلاقتوان گران در حكمت406 می فرمایند:

    «چه نيكوست فروتني توان گران در برابر مستمندان ، براي به دست آوردن پاداش الهي...»

    امام در خطبة 192 تواضع و فروتني را از ويژگي پيامبران و اولياي خدا مي داند:

    ا
    گر خدا تكبر كردن را اجازه مي فرمود، حتما به بندگان مخصوص خود از پيامبران و امامان اجازه مي داد. در صورتي كه خداوند سبحان تكبر و خودپسندي را نسبت به آنان ناپسند و
    تواضع و فروتني را براي آنان پسنديد كه چهره بر زمين مي گذارند و صورت بر خاكمي مالند و در برابر مؤمنان فروتني مي كنند.

    فروتني حاكم جامعة اسلامي از ديگر انديشه هاي محوري امام است. ايشان در نامة 27
    كه براي فرماندار مصر، محمد بن ابي بكر فرستاد، او را به تواضع در برابر مردم دعوت كرد:با مردم فروتن باش، نرم خو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش


    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    181
    صلوات
    1220
    تعداد دلنوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    34



    4.3 رضا و خرسندي


    رضا حالتي نفساني و به معناي خشنودي از قضاي الهي است. كسي كه به مقام رضا برسد نه فقط به قضاي پروردگار اعتراضي نمي كند،
    بلكه از آن خشنود است. رضا نتيجة ايمان و معرفت يقيني به خداوند و محبت اوست.
    به سبب اهميت رضا و خرسندي است كه سعدي باب پنجم بوستان را به اين موضوع اختصاص داده است و به اظهار نظر دربارة آن پرداخته است.
    سعدي معتقد است هرگاه غلبه و تغيير سرنوشت از قدرت و ارادة انسان خارج باشد، راهي جز سازگاري و رضايت مندي وجود ندارد:

    چو نتوان بر افلاك دست آختن / ضروري است با گردشش ساختن


    اگر پاي بندي رضا پيشگير / وگر يكسواره ره خويش گير


    سعدي يكي از دلايل خشنود نبودن خداوند از بندگان را ناراضي بودن آن ها از قسمت و سرنوشتي مي داند كه خداوند براي آن ها مقرر كرده است:

    خداوند از آن بنده خرسند نيست / كه راضي به قسم خداوند نيست

    حضرت علي (ع)نيز در بخش هاي گوناگون نهج البلاغه به اين ويژگي مهم در وجود انسان اشاره مي كند و به سبب اهميت خرسندي و بيان نتايج مثبت آن در زندگي مي پردازد. : ايشان در حكمت 4 خرسندي را هم نشين خوب قلمداد مي كند و مي فرمايد : «چه هم نشين خوبي است راضي بودن و خرسندي!»

    در خطبة 37 مي فرمايد:
    « در برابر خواسته هاي خدا راضي و تسليم فرمان او هستم »

    5.3 ستايش قناعت

    صفت ارزش مند قناعت همان گونه كه انسان را از دل بستگي افراطي به مال دنيا باز مي دارد و روحية ايثار و تعاون را در انسان زنده مي كند، در مواردي از دريوزگي ودستدراز كردن نزد ديگران نيز باز مي دارد. اهميت قناعت سعدي را بر آن مي دارد تاباب ششم بوستان را به اين موضوع مهم اختصاص دهد.
    گفتني است كه منظور سعدي از قناعت گوشه گيري و دوري از سعي و عمل و ترك دنيا نيست،
    بلكه منظورش صفت نيكوي انساني استغنا و بي نيازي در برابر دنيا و تسليم نشدن به آن و هم چنين مستقل و وارسته زيستن است.
    به نظر سعدي اين ويژگي انسان را توان گر مي كند:

    خدا را ندانست و طاعت نكرد / كه بر بخت و روزي قناعت نكرد
    قناعت توانگر كند مرد را / خبر كن حريص جهانگرد را

    يكي از فوايد قناعت از ديدگاه سعدي از بين رفتن يا كمتر شدن فاصلة طبقاتي درجامعه است تا آن جا كه در نزد شخص قناعت پيشه
    ثروت مند و فقير يا سلطان و درويش با هم برابرند.

    قناعت كن اي نفس بر اندكي / كه سلطان و درويش بيني يكي
    چرا پيش خسرو به خواهش روي / چو يكسو نهادي طمع، خسروي

    امام علي (ع) در نهج البلاغه در موارد فراوان بر اين امر تأكيد كرده است و پيروان خويش را به قناعت، اين گنج بي پايان، سفارش كرده است تا بتوانند به سعادت برسند.
    ايشان در حكمت 396 مي فرمايد: «مرگ بهتر از تن به ذلت دادن و به اندك ساختن بهتر از دست نياز به سوي مردم داشتن است»

    امام در حكمت 475 قناعت را ثروتي بي پايان قلمداد مي كند:«قناعت مالي است كه پايان نمي پذيرد»




    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    http://oshagholhosein.ir/up/images/e...1331196281.gif


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود