صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50

    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}




    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}

    سی ساغر سحری

    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}

    پیش نیایش

    رمضان که می‌رسد ديگرگونه می‌آيند زمين و زمان؛ شب چراغان می‌شود و نورباران، روشن‌تر از روز. و آفتابِ نيمروزِ تموز، مهربان‌تر می‌تابد؛ چونان حرير. فانوس‌های فروزان خانه‌هامان که آن‌ها را از افطار تا سحر در جای‌جای سرامان می‌آويزيم؛ به سان ستاره‌های سپهر، می‌درخشند. و اخترانِ ديدرس‌های دور، هم‌نور با دل‌های سپيدمان، چشمک می‌زنند
    .


    درهای آسمان پهنه‌ور را گوييا گشوده‌اند؛ که نور می‌ريزد از فراز، که مهر می‌بارد از آن روزن‌های روشن بالای سر. آسمان را با زمين، گرهی از نور زده‌اند، و ما مانده که آسمان بالا آيا فروتنانه فرو آمده و سر بر زمين ما نهاده و خاکِ زير پای انسان را بوسه زده؟ يا اين انسانِ خاک‌نهاد است که بال درآورده، و تنها در اين سی روزه‌ی رمضان، تا بيکران آسمان پرِ پرواز گشوده است؟

    راز اين برتری رمضان را کجا بايد سراغ گرفت؟ سرّ اين سنجه را کجا بايد جست؟ که گفته‌اند: يک شب از اين ماه کجا و هزار ماه!؟

    يک ماه رمضان، يک شب قدر، هزار ماهِ در ترازو . . . رازهايی از عنصر زمان در گستره‌ی روزگاران و «اين نشان بدايت عشق است» که عشق از زمان می‌آغازد. نخستين گام، يافتن همان گاهی است که شعله‌های شوق را بايد در آن افروخت : بزن‌گاه؛ گاهِ آتش افروختن، شعله زدن، زبانه کشيدن و دل و سر را در سودای دوست دادن.

    و زمان را بايد شناخت و گاه را غنيمت بايد شمرد و در آغوش بايدش گرفت؛ چونان گوهری تابناک که هر از چندی، باری از دل خاک تيره برمی‌آيد و جلوه می‌کند و باز غبار روزگاران بر آن می‌نشيند و رخ می‌پوشاند تا گاهی دگر و بزن‌گاهی دگر


    ماجرای اين راز سر به مُهرِ گاهِ رمضان را در سرّ نهانِ جای کعبه هم بايد کاويد؛ چونان که رازهای ديگر گاه‌ها را با اسرار ديگر جاها، که حکايتی است اين زمان و مکان را در گستره‌ی آيين‌های مينوی، از کران تا کران، و آن را نمونه‌ها بسيار است، از خرد تا کلان که «گر مجال گفت بودی، گفتنی‌ها گفتمی».

    رمضان که می‌‌آيد فرشته‌ها همه گوش می‌شوند برای شنيدن نغمه‌ی نيايش‌های خاک‌نشينان سوخته‌دل، تا اين نغمه از کدام دل آتش‌گرفته برخيزد، و کدام دلبر را بخواند، و چه خواهشی بر زبان آرَد، و چه مايه طلب کند؛ که «به قدر روزنه افتد به خانه نور قمر»


    رمضان همان برترين گاهِ نيايش است، بهار دعا و زمانه‌ی شکفتن گل‌های خواهش. بايد چالاک برخاست و با سوز دل خواست و عاشقانه خانه‌ی محبوب را جست، و بی‌باکانه راه او را پيمود و در انتظار سحر نشست و دانست که «تا تو قدم در ننهی، خود سحری می‌نشود».

    و برترين خواسته‌ها همان‌ها است که بر زبان برترين بندگان آمده؛ نيايش‌هايی که نشانی از آن‌ها در ميراث اسلامی ما بر جا است؛ «دعاهای مأثور» که نياييدن به همان زبان، و همان بيان، پالاينده‌ی روح است و صفادهنده‌ی جان. خواستن با آن واژه‌ها است که از يک سو آرام جان روزه‌داران است و از ديگر سو، تشنگی‌افزای لب فروبستگان از آب و نان. دعاهايی که شماری بلند است، فراخور حال مناجاتيان؛ چونان نيايش ابوحمزه؛ انبانی از معرفت. و شماری کوتاه، ساغرهايی خورندِ همگان؛ به سان همين سی دعای روزانه که از بام سحر تا شام افطار می‌توان نسيم بهارانه‌ی آن را جرعه‌جرعه نوشيد، و باغ دل را يک روز با آن طراوات داد، گو اين «که باغ می‌نشود از دم بهاری سير



    هر چند در پارسی‌شده‌ی اين راز و نيازها، اصلی‌ترين بن‌مايه‌های پناهان در متن آمده، و تابشی از آن سی آينه‌ی معنوی بر پهنه‌ی آن بازتابيده، هرگز اما خود را به واژه‌های آن پابند ندانسته‌ام، که برگردان عريان، هيچ‌گاه بلندای آن نيايش‌ها را برنمی‌تابد، پس گاه بر آن افزوده‌ام، گاه از آن کاسته‌ام، اين سو رفته‌ام و آن سو غلتيده‌ام و چونان گوی سرگردان، خويش را اندر خَم چوگان او نهاده‌ام تا آن را به زبانی همگانی واگويه کنم.


    اين سی ساغر سحری پيشکش همه‌ی کسانی باد که امروز همه مهمان آن ساقی جان‌ها شده‌اند و ديده به آن باده‌ای دوخته‌اند که بر برگ و گياه آنان ببارد و جانشان را طراوت دهد. نوشتان باد!


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}




    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50




    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    خدايا !
    تو خود مَرا در پی خويش کشاندی
    و در راه سُتوار و هموارت راندی
    و به روزه‌‌ام فرا خواندی

    تو خود مرا گفتی که از بام تا شام، خوراک و نوشاک واگذارم
    و چشم و گوش و زبان خويش پاس دارم

    امروز آغازين روزی است که از سحرگاهان نقره‌ای
    به صف روزه‌داران پيوسته‌ام
    دهان از هر خوردی بَربسته‌ام
    و در پیِ پيمان تو نشسته‌ام


    پس بار الها !
    روزه‌ام را آن‌سان بگردان که بر روزه‌دارانِ راستين می‌پسندی
    و مرا آن گونه به ريسمان سُتوارِ خويش بر بَند که
    دوستان خاص خود بِدان می‌بندی

    روز آفرينا !
    شب همه شب، روزنه‌هايی فراخ می‌گشايی
    و بندگانِ از بند رهيده‌ات را
    که به کرانه‌های امن دريای رحمت تو رسيده‌اند، می‌ستايی


    روزه‌ی روزانه را براتِ پذيرش نيايش‌های شبانه می‌خواهی
    و با راز و نيازی هر چند کوتَه، از بار جانکاهِ گناهِ بندگانت می‌کاهی

    آنان که در تاريکای شامگاهان دست نياز به سوی تو دراز می‌کنند
    و نام‌های زيبای تو را با آهنگی دل‌انگيز آواز می‌کنند
    پاسخی زوتَر می‌ستانند
    و توسن تازانِ خويش خوش‌تر می‌رانند


    بار پروردگارا !
    بيداری سحرگَهان مرا بپذير
    و مرا نيز در شمار بندگان شب‌زنده‌دارت دست بگير


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50






    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    جان‌بخشا !
    روزه را جان‌مايه‌ی بيداری جانِ شيفته‌ی ما نهاده‌ای
    و با ناخوردن و ناشاميدن، ما را فَرافرشته گردانده‌ای
    ما غفلتيان اما، آن‌سان در خواب سنگين آسان فرو شده‌ايم

    که گوييا مرده‌ايم و گمشده‌ايم
    جز با سيلی‌های پياپی تو که
    خود نوازش‌گرِ رخسار ما است
    از رؤيای ديرين خويش به در نمی‌آييم
    و جز با بيدارباش‌های پيوسته‌ات که
    هوش‌بخشِ اندام‌های رنجور و تبدارِ ما است


    خواب نوشين وا نمی‌نهيم
    تنها اين تويی که ما را بيدار می‌نُمايی
    و سنگينی خواب از ديدگان خسته‌ی ما می‌رُبايی

    کردگارا !
    در نخستين روز ماه رمضان
    ما را از خوابی که غفلت‌زدگان را فرا گيرد، وا رَهان


    خدايا !
    در بی‌آبانِ گنه سرگشته‌ايم،
    فرمان تو ناديده
    و دستور تو ناشنيده
    رخشِ خويش خوانده
    و به اين سو و آن سو رانده‌ايم

    نه چشم از ناپسند بسته‌ايم
    نه از بندِ نيرنگ‌های رنگ‌رنگ رسته‌ايم


    اينک به اين خوشيم که اذانِ رمضان در آذانِ ما نشسته
    و گل‌های رحمت رُسته اميد به اين بسته‌ايم که
    در نخستين روز سپيدِ اين ماه نورانی، عهد خويش از سر گيريم
    و پيمانِ خويش بپاييم تا بميريم

    مهربانا !
    که همه‌ی جهان و جهانيان بر سفره‌ی رحمتِ بی‌منت تو نشسته‌اند
    و دل به بخشايشِ سربه‌سر جان‌بخشِ تو بسته‌اند
    از کَرد‌های ناپسندِ من درگذر
    و مرا در حلقه‌ی ياران در آور


    آمرزگارا !
    که همه‌ی ناخوش‌کرداران اميد آمرزش از تنها تو دارند
    و توبه‌پذيریِ تو را چشم‌انتظارند
    نافرمانی‌های فراوانی را که از من فرمان‌گريز ديده‌ای فرو پوشان
    و مرا در حسرت مَنشان

    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}
    آمین یا اله العالمین
    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50




    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    ای خدا !
    من تو را معشوقی دانم
    که به سودای شورانگيز عشقت دل باخته‌ام

    و خود به شيفته‌ای مانَم که
    سوی کاروان پرشور عاشقانت تاخته‌ام

    من از رسم عاشقانِ دل‌سوخته آموخته‌ام
    که خرسندی‌ات پيشه کنم

    و چشم به اين دوخته‌ام که از خَشمت انديشه کنم
    اگر آن را بسازی


    من عشقی زيباتر بازم
    و اگر تو خود بخواهی
    من از دامنه‌ی ترس و هراسم می‌کاهم

    ايزدا !
    پس در دومين روز از اين ماه، مرا به اين دو خواسته رَه بنما :
    از خشنودی‌ات افسرِ بهره‌ای مرا بر سر نِه
    و از شعله‌های خشم و انتقام خويش رهايی‌ام ده


    خدايا !
    رمضان است و بهار قرآن
    با روزان و شبانی همه نورباران
    به هر برزن و کويی که روانه شويم
    از نغمه‌ی دل‌انگيز آيه‌آيه‌ی کتابت ديوانه شويم

    رمضان است و همه جا عشق باريده
    و زمزمه‌ی آيات تو تا نهان‌خانه‌ی همه‌ی شيفتگان تو کشيده


    بهار آفرينا !
    مرا نيز بر سفره‌ی رنگ‌رنگ عشقت مهمان کن
    و به کامی که خود در کامم می‌کنی قرآن‌خوان کن

    از هر که به لطف و مهربانی
    شهره است، تو مهربان‌ترينی

    پس اميد آن دارم که غبارِ غم
    از چهره‌ی اندوه‌آلودِ من نيز برچينی


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,257
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    709 پست
    حضور
    155 روز 14 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}
    من خراباتيم از من سخن يار مخواه
    گنگم از گنگ پريشان شده گفتار مخواه
    من که با کوري و مهجوري خود سرگرمم
    از چنين کور تو بينايي و ديدار مخواه
    چشم بيمار تو بيمار نموده است مرا
    غير هذيان سخني از من بيمار مخواه
    با قلندر منشين گر که نشستي هرگز
    حکمت فلسفه و آيه و اخبار مخواه
    مستم از باده عشق و از مست چنين
    پند مردان جهان ديده و هشيار مخواه
    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    خدايا !
    بزرگیِ تو آن گونه است که خواستن‌های خُرد از تو نَشايد
    و سترگی‌ات آن‌سان که زبان مرا به نيازهای کلان گشايد

    من آن اندازه ناتوانم که جز به ياری تو،
    دست يازيدن به هيچ کاری را يارَستن نتوانم


    و اگر بر گرد آستان تو نگردم،
    سرگشته می‌مانم و حيرانم

    مايه‌ی انسان انديشه‌ی او است
    و آگاهی دغدغه‌ی هميشه او
    اگر هوش از او بِستانی
    چنان است که تشنه‌ای را در کويری خشک بنشانی

    و اگر او را ناآگاه خواهی
    از زندگی‌اش چه مانَد؟ جز سياهی و تباهی؟

    اما تو بخشنده‌تر از آنی
    که چنين روا داری


    و دهنده‌تر از آن که اين بنده‌ی بينوايت را
    به هوش، شايسته نشماری


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}



    ای بخشنده !
    در اين روز بهره‌ای از تيزهوشی، روزی‌ام کن
    و آن را مايه‌ی بهروزی‌ام کن
    و دانا و آگاهم ساز
    ای خدای بنده‌نواز!


    يزدانا !
    هوش چراغِ راه من است
    و نادانی مايه‌ی تباه من
    تو خود مرا آموخته‌ای که دانش نورِ تابان است
    و آگاهی مشعلِ رخشان

    سياهی‌های اين بيهوده‌سرا را جز با فانوسِ دانش نتوان پيمود
    تباهی‌های اين بيغوله‌جا را جز با آتشِ آگاهی نشايد زدود


    عطش را از سينه‌ی چاک‌چاک اين کوير تشنه
    جز با زلال فهم نتوان ربود

    پس ای که بنده‌ات را دوست می‌داری
    و او را به پرستش خويش می‌گماری
    تاريکی نادانی از من بزدای
    و مرا از پلشتی بپالای


    مهرورز خدايا !
    دستان بخشنده‌ی تو هماره بارانی از شکوفه بر سر مردمان می‌ريزد
    و از پهن‌دشت رحمت تو، بهاربهار گل برمی‌خيزد
    از اين صحرای پرشکوفه بهره‌ای آيا مرا نيست ؟
    از اين باران رحمت مرا نصيب آيا چيست ؟

    امروز چشم به آسمان تو دارم
    و به رحمت‌های بسيارت اميدوارم


    ای از همه بخشنده‌تر !
    ای بخشندگان را مراد و سرور !

    هر چه خواهم از تو خواهم
    که بی لطف و محبت تو، سرگشته و گمراهم
    مرا درياب!


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت ‏بدن و بهداشت روح و معنویت و ابعاد دیگر دارای فواید فراوانی است. روزه در سلامت معده و پاکسازی آن از انواع غذاها (که موجب انواع بیماری‏هاست) اثرات فوق‌العاده‏ای دارد.
    مرکز بیماری‌ها معده است. پیامبر خدا فرمود: «المعدة بیت کل داء، و الحمیة رأس کلّ دواء؛(1) معده مرکز و خانه هر دردی است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهای نامناسب و زیاد خوری) اساس و رأس هر داروی شفابخش است».
    پیامبر یکی از حکمت‌های روزه را تندرستی اعلام می‌کند و می‌فرماید: «صوموا تصحّوا؛(2) روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید».
    امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می‏فرماید: «خداوند بندگان مؤمنش را حفظ می‏فرماید، به وسیله نمازها و زکات‌ها... و کوشش در گرفتن روزه در روزهای واجب، برای آرام ماندن دست و پا و اندام و دیگر ایشان (از معصیت و نافرمانی) و چشم به زیر انداختن‌ و فروتنی جان‌ها، و زبونی دل‌ها، و بیرون کردن کبر و خودپسندی از آنان...».(3)
    روزه و نماز و زکات فلسفه‏اش سازندگی و تزکیه، و فروتنی به پیشگاه حضرت حق، و از کارهایی است که می‏تواند آدمی را از چنگ شیطان نجات بخشد، و از انواع بیماری‌های ظاهری و باطنی برهاند، و مخصوصاً درس مقاومت و مبارزه را یاد آدمی دهد.
    امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق؛(4) روزه برای آزمایش اخلاص مردم است».
    در قسمتی از نهج البلاغه می‏فرماید: «وصوم شهر رمضان فانّه جنة من العقاب؛(5) یکی از دلائل وجوب روزه این است که روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهی»، یعنی روزه موجب آمرزش گناهان و معاصی انسان است، که به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست می‏آید.
    هشام بن حکم از حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) از علت و فلسفه روزه می‌پرسد، امام می‏فرماید: «انّما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک أنّ الغنی لم یکن لیجد مسّ الجوع، فیرحم الفقیر، لأنّ الغنی کلّما أراد شیئاً قدر علیه، فأراد الله تعالی أن یسوّی بین خلقه، وأن یذیق الغنی مسّ الجوع والألم لیرقّ علی الضعیف ویرحم الجائع؛(6) خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله آن بین اغنیا و فقرا مساوات و برابری به وجود آید، و این برای آن است ثروتمندانی که هرگز درد گرسنگی را احساس نکرده‏اند، به فقرا ترحم نمایند، زیرا اغنیا هرگاه (خوردنی و آشامیدنی را) اراده نمودند، برایشان میسر است، پس روزه را واجب نمود تا بین بندگانش از فقیر و غنی، برابری به وجود آورد، و اینکه سرمایه‌داران مسلمان درد گرسنگی را لمس نمایند، تا بر ضعفا وگرسنگان عالم ترحم نمایند».
    خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران
    در حدیثی طویل حضرت امیرالمؤمنین از پیامبر نقل می‏فرماید: «ما من مؤمن یصوم شهر رمضان احتساباً إلاّ أوجب الله تبارک و تعالی له سبع خصال: أوّلها یذوب الحرام من جسده، و الثانیة یقرب من رحمة الله عزّوجل، و الثالثة قد کفّر خطیئة أبیه آدم، و الرابعة یهوّن الله علیه سکرات الموت و الخامسة أمان من الجوع و العطش یوم القیامة و السادسة یطعمه الله عزّوجل من طیبات الجنة، و السابعة یعطیه الله عزّوجل برائة من النار، قال: صدقت ‏یا محمد؛(7) هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را فقط برای خدا روزه بگیرد، مگر آنکه خدا هفت‏ خصلت را برای او واجب و لازم گرداند:
    1- هر چه حرام در پیکرش باشد، محو و ذوب گرداند،
    2- به رحمت‏ خدا نزدیک می‏شود،
    3- (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را می‏پوشاند،
    4- خداوند لحظات جان کندن را بر وی آسان گرداند،
    5- از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود،
    6- خدا از خوراکی‌های لذیذ بهشتی او را نصیب دهد،
    7- خدا برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید».
    فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)
    امام رضا(علیه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه می‏فرماید: «إنّما اُمروا بالصوم لکی یعرفوا ألم الجوع و العطش، فیستدلّوا علی فقر الآخرة، و لیکون الصائم خاشعاً ذلیلاً مستکیناً مأجوراً و محتسباً عارفاً؛(8) مردم مأمور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواری‌های گرسنگی و تشنگی را، و آنگاه بر سختی‌های گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت را بفهمند».
    رسول خدا(ص) فرمود: «الصوم جنة فإذا صام أحدکم فلا یرفث ولا یجهل وإنّ امرء جادله أو شاتمه فلیقل إنّی صائم؛(9) روزه سپر است از برای شخص، تا اگر یکی از شما روزه گرفت‏ سخن زشت نگوید، و کارهای بیهوده نکند، و اگر کسی با وی مجادله کند یا او را شماتت نماید، او بگوید من روزه هستم».

    پی‏نوشت‏ها:
    1. ارکان الاسلام، ص 108 این عبارت حدیثی است که از پیامبر در بحار الانوار، ج 14 روایت ‏شده است.
    2. دعائم الاسلام، ج 1، ص 343.
    3. نهج البلاغه فیض، ص 798.
    4. نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 244.
    5. نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، ص 163.
    6. وسائل الشیعه، ج 7، ص 3 - و من لا یحضره الفقیه، ص 73، ج 2.
    7. خصال شیخ صدوق، ص 386.
    8. وسائل الشیعه، ج 7، ص 4.
    9. علل الشرایع صدوق، ج 2، ص 378.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50





    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}





    خدايا !
    دين تو مايه‌ی زندگی است
    و پيروی از تو آيين بندگی
    آن که سر بر آستان پرستش تو نهد

    و گوهر جان خويش وقفِ برپايیِ دستور تو کند
    رسم بندگی نيک به جا آورده
    و آيين عبوديت گزارده


    آن که از سحرگاهان تا گاهِ خفتن، گامی که می‌زند برای تو باشد
    و کلامی که می‌گويد در ثنای تو
    شايسته‌ی آن است که بنده‌ی تواَش خوانند

    و سزاوار آن که در شمار مخلصان نابَت نشانند
    و به اين سرمنزل کس نخواهد رسيد،
    مگر به نيرويی که از ذات پاک تو ستانَد
    و هدايتی که همو او را به راه بندگی کشاند


    نيرو بخشا !
    مرا شوری دِه که منشور زندگی‌بخش تو برپا دارم
    و فرمان تو به جای آرم

    ای نامت بلند !
    آوردن نام پاک تو افق زندگی مرا رنگ می‌دهد
    و ياد خوش تو در کامم شيرينی می‌نهد
    نام زيبای تو را که زمزمه می‌کنم


    روزنه‌هايی از بهشت بر من گشوده می‌شود
    و ياد روح‌بخش تو را که در انديشه‌ام می‌رانَم
    رايحه‌ای خوش به مشام جانم می‌دود
    وه که آن‌گاه، چه رؤيايی شيرين در روح خسته‌ام جان گيرد!

    و چه اقيانوسی آرام در روانِ من روانی پذيرد!
    چه شود اگر امروز بر من منّت نهی
    و کامم را به يادَت حلاوت دهی؟


    خدای من !
    من بنده‌ای حقيرم و تو خدايی بزرگ
    من انسانی خـُردم و تو آفريننده‌ای سترگ
    از بَر و ميوه‌ی آبدار درخت پرشکوفه‌ات پيوسته می‌چينم

    و هماره تو را در داد و دهش می‌بينم
    نعمت‌هايت بر من سرشار است
    و منّت‌هايت بر من بسيار


    سپاس اين همه، شدنی نيست، جز به کارسازی تو
    و شکر اين همه به جا نيايد، الاّ به بنده‌نوازی تو
    رسم بزرگی را به جای آور و بر من منت نِه

    و کَرم کن و راهَم نشان دِه
    تا سر و پای خويش در آن گذارم
    و نعمت‌های بسيارت برشمارم


    بی‌گمان، آن‌گاه درمی‌يابم که مرا نه توان شمردن نعمت‌هايت باشد
    و نه امکان به جای آوردن سپاس کرامت‌هايت

    مهرآفرينا !
    نه يک روز، نه يک ساعت
    که يک دم اگر دست پُرمهر و محبت خويش از سَرم برداری
    و مرا به حال خودِ خويشتنم واگذاری

    آن دم، مرگ من باشد
    و هستی‌ام سراسر فرو پاشد
    نه يک روز، نه يک ساعت

    که يک دم اگر پرده‌ی عيب‌پوش از کرده‌های من برگيری
    آن دم، کوس رسوايی‌ام بر سر کوی و برزن نواخته شود
    و طشتِ آوازه‌های دروغينم از بام بلند خودخواهی انداخته شود


    حافظا !
    مرا در سراپرده‌ی امن خويش راهی ده
    و از رسوايی‌ام رهايی ده

    اگر آدميان ديده‌ی خويش
    برای يافتن و ديدن و نُماياندنِ هزاران عيبِ پيدا و پنهان،
    بينا می‌شمارند

    و اگر چشم‌هايی را برای بدنامیِ اين و آن می‌گمارند
    تو از همه‌ی آن‌ها ديده‌وَرتری
    و به سزا دادن بندگانت سزامندتر


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}



    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    3,099
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    25 روز 9 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50




    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}




    خدايا!
    بار گناه بر دوشم نشسته
    سنگينی نافرمانی‌ها کمرم شکسته
    کو حبيبی که بِدان پناه گزينم؟
    و کجاست آن دستانِ روانْ‌درمانگری که از آن درمان خواهم؟
    هر چه می‌جويم، تکيه‌گاهی نمی‌يابم
    و بر گِرد هر که می‌گردم، پاسخی نمی‌شنوم
    چه کنم با اين کوله‌بار درشتِ گناهم؟
    دوا و درمان از که خواهم؟

    پنج روز از رمضان رحمتَت گذشته
    و از انبوه دردهايم کم نگشته
    کيست جز تو که بر من بخشايد؟
    و درهای رحمت خويش بر من شرمسار گشايد؟
    کيست جز تو که بر منِ آلوده منت نهد؟
    و نعمتم بسی دهد؟

    بخشايشگرا !
    امروز منّتی ديگر بر من نِه
    و مرا از جويانِ بخشش قرار ده


    سی ساغر سحری {نور باران عرفانی ماه رمضان}



    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





    [SIGPIC][/SIGPIC]

  12. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود