جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار وفات حضرت خدیجه علیه السلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121

    اشعار وفات حضرت خدیجه علیه السلام




    اشعار وفات حضرت خدیجه علیه السلام





    بانوی صبح هستی و خورشید دیگری

    خاتون آب هستی و پاک و مطهری


    آری به اتنخاب خدا و گواه او

    تنها تویی که لایق عشق پیمبری


    در دامن تو مادر عالم سه ساله شد

    شایسته از مقام تو شد شأن مادری


    گرد و غبار راه تو معراج جبرئیل

    تفسیر واژه واژه ی آیات کوثری


    بانو شنیده ام که وخیم است حال تو

    در کنج خانه گشته ای از غصه بستری


    گرچه کتا ب زندگی ات رو به آخر است

    شأن عیادت از تو مقام پیمبر است


    وقتش شده که دختر خود را صدا کنی

    بر روی نازدانه ات آغوش وا کنی


    وقتش شده که شانه به گیسوی او زنی

    با یک دو بوسه درد دلش را دواکنی


    باید دو گوشواره خود را به او دهی

    تا هدیه عروسی او را ادا کنی


    چیزی به عمر خود ز پیمبر نخواستی

    وقتش شده از او طلب یک عبا کنی


    از عرش پنج تا کفن آمد برای تو

    خوب است پنجمین کفنش را سوا کنی


    رفتی و داغ تو به دلش کوه غم گذاشت

    غصه شروع شد که دگر مادری نداشت


    مادر نداشت حرف دلش را به او زند

    حرف از غمی که مانده میان گلو زند


    مادر نداشت در شب جشن عروسی اش

    تا حرف دخترانه خود را به او زند


    مادر نداشت پشت در او را صدا کند

    ناچار شد به خادمه خویش رو زند


    پیراهنش گرفت به مسمار و پاره شد

    مادر نداشت پیرهنش را رفو زند


    مادر نداشت زخم تنش را نشان دهد

    با یک نفر دم از غم راز مگو زند


    زهرا که رفت نوبت زینب دگر رسید

    او میدوید و قاتل ارباب می دوید


    موسی علمیرادی


    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    زير باران رحمتم امشب

    گرم عرض ارادتم امشب

    مثل هر شب منم نمک گيرت

    باز مهمان هيئتم امشب


    روضه خوانت شدم خدا را شکر

    داده اي تو لياقتم امشب


    شأن تو نيست نوکرت گردم

    فاطمه کرده دعوتم امشب


    مي شوم خادم عزادارت

    با تمامي قدرتم امشب


    کم برايت گذاشتم عمري

    سخت غرق خجالتم امشب


    مادر مهربان حلالم کن

    جان صاحب زمان حلالم کن


    اي همه افتخار پيغمبر

    اولين بي قرار پيغمبر


    مي رسد ريشه اش به تو بانو

    جود ايل و تبار پيغمبر


    تو چه کردي که اين چنين شده اي

    همه دار و ندار پيغمبر


    چه کسي مثل تو در اين عالم

    هستي اش شد نثار پيغمبر


    به خدا مايه ي مباهاتيد

    تو و حيدر کنار پيغمبر


    عضوي از خانواده ات شده است

    هر کسي گشته يار پيغمبر


    شاعر تو شده رسول خدا

    اين مثلک,خديجه الکبري


    بي تو از چشم ها حيا افتاد

    بي تو پيغمبرت ز پا افتاد


    علي و فاطمه غريب شدند

    بي محلي به کعبه جا افتاد


    خوب شد رفتي و نديدي تو

    خانه اي بين شعله ها افتاد


    وسط کوچه ها ميان طناب

    دست هاي گره گشا افتاد


    يادگارت نفس نفس مي زد

    لرزه بر جان مرتضي افتاد


    کودکي پير مرد شد مادر

    فاطمه روي خاک تا افتاد


    کاش مي شد حسن زند فرياد

    گوشواره روي زمين افتاد


    محمد حسین رحیمیان

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۴:۲۲

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    مومنون آیه‌های قرآنند

    گاه مقداد و گاه سلمانند

    از عرب تا عجم مسلمانند

    همه فرزندهای بارانند


    یا نوه یا نتیجه‌اند همه

    بچه‌های خدیجه‌اند همه


    سایه‌اش مستدام، بر سر ماست

    خانه‌اش قبله‌گاه دیگر ماست

    نامش آرامش پیمبر ماست

    مادر فاطمه است، مادر ماست


    مادرم! ای امام مادرها

    به فدایت تمام مادرها


    گرمی آشیان پیغمبر

    همسر مهربان پیغمبر

    یاد تو در روان پیغمبر

    نام تو بر زبان پیغمبر


    خاطرات تو گرمی شب اوست

    یاد تو آه حسرت لب اوست


    زن، ولی مردتر ز هر مردی

    جگر کفر را درآوردی

    قد علم کرده پیش هر دردی

    تو بر اسلام مادری کردی


    نه فقط امّ مومنین هستی

    امّ اسلام، امّ دین هستی


    به تو جبریل احترام کند

    پیش پایت نبی قیام کند

    به تو باید خدا، سلام کند

    و تو را صاحب مقام کند


    باید اینگونه منجلی بشوی

    مادر همسر علی بشوی


    با نبی گرچه همنشین بودی

    قبل از اسلام بی‌قرین بودی

    بین زن‌ها تو بهترین بودی

    در زمین آسمان‌نشین بودی


    اشک تو ای خدیجه غرّا

    ریخته گریه ملائک را


    مثل ابر بهار گریه مکن

    آنقدر گریه‌دار گریه مکن

    از بد روزگار گریه مکن

    مادر بی‌قرار! گریه مکن


    در سرت فکر کیست می دانم

    گریه ات مال چیست می دانم


    در عذار گلت چه می بینی

    که چنین بی قرار و غمگینی

    نگران هجوم گلچینی

    یا که رنجور دست سنگینی


    آه از دست... آه از آن آزار...

    آه از آن کوچه... آه از آن دیوار...


    محمد بیابانی

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۴:۲۱

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته

    قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته



    دادی تمام ثروت خود را به راه دین

    دین خدا شبیه تو یاور نداشته



    وقتی وجود پاک تو شد مهد فاطمه

    یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته



    بی بی خوشا به حال تو، چون هیچ مادری

    داماد، مثل ساقی کوثر نداشته



    چشمش همیشه دوخته بر دست ها بُود

    هر کس ز خاک خانۀ تو بر نداشته



    سلطانی اش ز خادم دربار کمتر است

    آن کس که منصب خود از این در نداشته



    جن و ملک به خاک درت غبطه می خورند

    بر ذکر و سجدۀ سحرت غبطه می خورند



    تو در میان خیل زنان بهترین شدی

    ام الائمه، لایق صد آفرین شدی



    تو در گذشت عمر خودت با رسول ما

    بالاتر از همه، به خدا یار دین شدی



    بسیار با دعای تو مؤمن شدند و بعد

    تو مادرانه مادر این مؤمنین شدی



    حُسن جهان به بودن عرش برین اوست

    بی بی تویی که زینت عرش برین شدی



    از جان و مال و هستی و عمرت گذشتی و

    با حضرت رسول امین همنشین شدی



    بی بی چه شد که خسته شدی از زنان شهر

    بی بی چه شد که با غم و غصه عجین شدی



    بی بی چه شد که درد و اَلَم کم نداشتی

    هنگام مرگ خود کفنی هم نداشتی



    بی شک پس از تو همسر تو بی سپر شد و

    بار رسالتش به یقین بیشتر شد و



    در بین دشمنان به ظاهر رفیق خود

    با غصه های امت خود خونجگر شد و



    با رفتنش شکست دل و شعلۀ فراق

    در بین قلب فاطمه ات شعله ور شد و



    این شعله ها به خانۀ حیدر نفوذ کرد

    تا فاطمه شهیدۀ دیوار و در شد و



    فریاد زد که فضه بیا محسنم، ولی

    با ضرب کینه دختر تو بی پسر شد و



    افتاد کنج بستر و هی ناله کرد و بعد

    مانند یک کبوتر بی بال و پرشد و



    با دیدنش علی چقدر سر به زیر شد

    لحظه به لحظه زینب دلخسته پیر شد



    مهدی نظری

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۴:۲۳

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121




    سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد

    حق مسلمانی ما با تو ادا شد



    دستت کلید قفل های بسته بوده

    پیغمبر از دستان تو حاجت روا شد



    اسلام بی تو بی گمان در شعب می مرد

    دین خدا با همتت دین خدا شد



    تو اجر زحمت های احمد بودی اما

    مزد تو بانو! حضرت خیرالنسا شد



    مادر بزرگی مثل تو دارد،جز این نیست

    زینب اگر آیینۀ زهرا نما شد



    ای داغ تو بر سینۀ خاتم نشسته

    بی تو درون قلب زهرا غم نشسته



    در عفتت مریم کنیز صبح و شامت

    آسیه خدمت می کند، هاجر سلامت



    مال و منال و هستی ات شد خرج اسلام

    احمد به حیرت مانده در نوع مرامت



    زهرا فقط در دامن تو رشد کرده

    ای مادر زهرا همین بس در مقامت



    طرز جهاد تو زبان زد مانده بانو

    خلق خدا ماندند در نوع قیامت



    حق است اگر در رتبه ات عمری بگوئیم

    دین خدا یکجا سند خورده به نامت



    با این که بر عرش خدایت پا نهادی

    رفتی و داغی بر دل زهرا نهادی



    محسن ناصحی

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۴:۲۳

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    هنوز چهرۀ مکه غبار ماتم داشت

    هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت



    دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود

    به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت


    سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود

    کسی که حُسن کمال چهار مریم داشت


    چه بانویی که خدایش سلام می فرمود

    که نامۀ عملش مُهر مِهر خاتم داشت


    یگانه بانوی مردی که از عدالت خود

    تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت


    سخای حاتم طایی کجا و این سفره

    که درب خانۀ جودش هزار حاتم داشت


    برای حضرت ام الائمه این یک بس

    که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت


    خدیجه مادر ما اولین مسلمانی ست

    که با ولای علی عهد خویش محکم داشت


    در آخرین نفسش با اشاره می فرمود

    همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت


    فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب

    به روی گونه چو گلبرگ، یاس شبنم داشت


    به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند

    به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت


    کسی به صورت او لطمه بعد من نزند

    شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت


    پس از وصیت ام الائمه پیغمبر

    خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت


    در آن دمی که کفن از بهشت آوردند

    هوای رحلت او روضۀ محرم داشت


    محمود ژولیده

    ویرایش توسط شهید گمنام : ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ در ساعت ۱۴:۲۷

    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو

    براي بي کسي فاطمه بمان بانو


    به جان دختر مظلومه ات مرو از دست

    مساز اشک يتيمانه را روا بانو


    بمان و فاطمه را خود عروس کن آري

    که دختران همه محتاج مادران بانو


    براي غربت من جان به لب شدي اما

    بدان که غربت زهراست بعد از آن بانو


    به باغ ياس تو سيلي زنند باور کن

    بمان که ياس نميرد جوان جوان بانو


    ميان اين در و ديوار فضه ميطلبد

    مرو که مشکل او را کني نهان بانو


    بمان براي هميشه ،هميشه يارم باش

    مرا هنوز غريب وطن بدان بانو


    نمانده هيچ برايت که يک کفن بخري

    عباي ختم رسل بر تو ارمغان بانو

    **
    اجرا شده توسط حاج منصور ارضي در شب دهم ماه رمضان91



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    مي سوزم و چو شمع سحر آب مي شوم

    از غصه ي فراق تو بي تاب مي شوم


    دارم به پاي پيکر تو گريه مي کنم

    بر لحظه هاي آخر تو گريه مي کنم


    اکنون که زخم رفتن تو بر جگر نشست

    اين کوه درد بر سر دوش پدر نشست


    با دخترت تو اين دم آخر سخن بگو

    مادر بيا و حرف دلت را به من بگو


    باباي من ز هجر تو دلگير مي شود

    قلب جوان او ز غمت پير مي شود


    مادر بيا به خاط زهرا بمان مرو

    حتي گرفته است دل آسمان مرو


    مادر بمان ز بيت نبوت صفا مبر

    آرامش و قرار دل مصطفي مبر


    مادر بمان و از دل اين خانه پا مکش

    بر صورت شکسته ي خود اين عبا مکش


    داري تو عزم رفتن از اين خانه مي کني

    سقف دل مرا ز چه ويرانه مي کني


    من التماس مي کنم اي مادر عزيز

    امشب بيا و خاک عزا بر سرم مريز


    اين زندگي بدون تو دشوار مي شود

    تو مي روي و دسته گلت خار مي شود


    تو مي روي و فاطمه ات مي شود يتيم

    گردد دچار رنج و مصيبات بس عظيم


    تو مي روي و فاطمه آزار مي کشد

    آزار ها از آن در و ديوار مي کشد


    تو مي روي و شعله کشد دست بر رخم

    روزي به تازيانه دهد خلق پاسخم


    تو مي روي و داغ به سينه نشستني است

    روزي رسد که پهلوي زهرا شکستني است


    رضا رسول زاده



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    12,689
    صلوات
    1006
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    862 پست
    حضور
    127 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    121



    دارد براي همسر خود گريه مي کند

    با گريه هاي کوثر خود گريه مي کند


    همسر فقط نبود خديجه براي او

    او در فراق ياور خود گريه مي کند


    ديروز بر عمويش و حالا به همسرش

    فردا براي دختر خود گريه مي کند


    روزي که شعله مي شود اجر رسالتش

    آنجا به ياس پرپر خود گريه مي کند


    روزي که با جراحت پهلوي خود کسي

    بر حال و روز شوهر خود گريه مي کند


    طفلي در امتداد مصيبات کوچه بر

    آثار درد مادر خود گريه مي کند


    يک روز مي رسد که زني بين قتلگاه

    بر کشته هاي بي سر خود گريه مي کند


    وقت نزول آيه سنگين کعب ني

    بر پيکر برادر خود گريه مي کند


    …يا ايها الرسول ببين رأس روي ني

    دارد به حال خواهر خود گريه مي کند


    عباس را بگو که دل زخم دختري

    دارد براي معجر خود گريه مي کند


    محمدبياباني



    بدی کردیم، خوبی یادمان رفت

    ز
    دلها لای روبی یادمان رفت

    به ویلای
    شمالی خو گرفتیم

    شهیدان جنوبی یادمان رفت

    شادی روح
    شهدا “صلوات”





  19. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود