صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50

    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }




    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    دامن دامن حکمت

    فصل همیشه سبز اخلاق و عرفان



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }


    هواللطيف


    جز نسيمى لطيف، چه تواند، گره از كارِ فروبسته غنچگانِ تُرد بگشايد؟


    ... و اگر بگشايند، به راستى كه چه عطر آگين كنند!


    و دلدادگان خداوند را نيز همين ماجراست،
    بارى، وجود غنچه وارِ خويش را، جز در معرض
    نفحاتِ آن لطيف ازل عرضه نمىدارند،


    و همين است كه مى گشايند،
    و هم، ما را به خوانِ عِطرِ خويش مى خوانند.


    من غلام آنكه نفروشدوجود
    جز بدان سلطان باافضال و جُود


    منغ لام آن مس همت پرست
    كاو به غير كيميا نارد شكست



    و صائب تبريز، كه لبريز، از حِكَم و لاُلى است،
    و نيز گوهرتراش، و سخن شناس، و معنادان، از همين قماش مردمان است.


    عاقلان را هست كافى اين قَدَر
    زانكه عاقل ز اندكى بسيار را
    داند از يك مشت پرانبار را



    ... و اين را نيز به عنايت خوانيد:
    1) تمامت ابيات، شميم دلاويزى است،
    از انديشه هاى شاعر بلند آواى آسمان; صائب تبريز.


    2) پيش از طرح، و بيان هر بيت، پيش در آمدى است،
    و آن، نيز داستان وارهاى، و ساخته خيال راقِم.


    3) داستان وارهها، كه گاه به تعمد به ابهام آلوده اند، نام شرح را بر نمى تابند،
    بل، تنها بهانهاى، تا كه ذهن و خيال مخاطب را آماده سازند، و نيز پذيرا.


    و انتهاى سخن، همان گونه بايد، كه آغاز بود،
    و آغاز، و انجام، نيز به يادش، و به نامش.

    منتها اينست پس تمّ الكلام

    ارديبهشت 1377
    حجت السلام و المسلمین محمدرضا رنجبر



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    ویرایش توسط سمن بویان : 1395/04/01 در ساعت 03:48
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }


    حدّ خويش

    و مى گفت: فرزندم! حريم خويش را نگاهدار، و بر گليم خود باش!
    كه قناعت، يعنى همين!

    و همين است، كه آدمى را، از مردم روزگار، بى نياز مىدارد،
    اگر از حدود خود، پا را فراتر گذارى، آغاز حاجت است!

    و اين را، آن پير زن بصير، اما بى بصر شنيد،
    و گفت: به خدا همين است، و جز اين نيست!

    و آنگاه از خود چنين گفت: وقتى كه در خانه خود باشم، گويى كه بينايم،
    و هيچ حاجتم به عصا نيست، و به هيچكس،

    اما همينكه از خانهام خارج شوم، حاجتم به عصا خواهد بود،
    و هم به نامحرمان، تا كه مرا از اين سوى به آن سوى برند!

    پا مَنه بيرون زحد خويش تا بينا شوى
    نيست حاجت با عصا در خانه خود كور را






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }



    بيم عاقبت

    آب جويى، به چالهاى مى رفت،
    و شايد به چاهى!

    پدرم را گفت: اگر راه دريا را پيش مى گرفتى،
    اينسان تمام، و تباه نمى شدى!

    و مرا گفت: نگرانم، و بيمى فراوان دارم،
    و گاه با خودم گويم، اگر بخت و اقبال من نيز چنين باشد، چه خواهم كرد؟!
    و جز تلف، و هلاك چه سرنوشتى؟!

    او را گفتم: پدر! چاله چيست؟
    و چاه چه؟ و دريا كدام؟
    گفت: و دريا «او»ست،

    و جز او، هرچه باشد،
    و هر كه باشد، يا چاه است، و يا چاله!

    دلش چون موج مى لرزد ز بيم عاقبت دايم
    به دريا متصل هركس نگردانده است جُويش را





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }



    هنگامه ايجاد

    خواهرم مى گفت: چه دودى!
    برادرم مى گفت: چه بويى!

    اما پدرم مى گفت: اسپندها تا آتشى به زير پا ندارند،
    به جاى خويشاند، از جا دل نمىكنند، و نه بالا مى روند،
    و نه عطر آگين سازند!

    خوب كه در كلامش خيره آمدم،
    دانستم كه پاسخ مرا مىگويد!

    بارى، پيش از اين وى را گفته بودم:
    چه بايدم كرد تا دل از دنيا بركَنم؟
    و نيز اينكه: راز بلاها و مصائب كدام است؟

    و پاسخ من جز اين نبود كه:
    مصيبتها به آتش مانند، و آدمى به اسپند و ... .

    تا نباشد آتشى در زيرِ پايت چون سپند
    صائب از هنگامه ايجادجستن مشكل است






    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }


    زير و زبر

    قالى فروش زير گذر حاجى، هنوز هم، هرگاه كه مرا مى بيند، از تو ياد مىكند،
    بيچاره، مادرش هم مرد!
    و گويى پاك از دست شده است،
    و نمىتوانى شناخت، اگر او را باز بينى!

    اما، هيچ ناشكيبى نمى كند،
    و محكم، و پايدار ايستاده است،
    و اين همه را نيز مديون توست،

    و درست همان يك سخن، كه وى را، به تسلى،
    در غم يكتا فرزند وى گفته بودى، كارش را ساخت،

    همين ديروز نشسته بود،
    و آشفته اى را تسكين مى داد،

    او را مىگفت: روزى به گردابى از غم بودم، و نه اميد ساحلم،
    حالى داشتم، كه اين حال تو، در قياس با آن، به شادى مانندتر است،

    و آنگاه به من اشارت داشت، و گفت: ايشان را دوستى است،
    روزى به اتفاق به اينجا آمدند، و دانستم كه كسى است،

    براى وى از خود گفتم، از غمها، از رنجها، و دردها،
    و گفتم كه از هم پاشيدهام، و به تمامى زير و رو شده ام!

    او مرا يك سخن گفت،
    كه آب سردى بود،
    و آتشها را همه، يكجا خاموش و خاكستر نمود!

    و هنوزم در ياد است، كه يكى انگشتش به آسمان بود،
    و مى گفت: خوشا به احوالت، او، بر آنست تا تو را خريدارى كند،

    پس بر او خرده مگير!
    و بگذار تا پشت و رويت را ببيند!

    عشق، هر كس را كه خواهد مىكندزير و زبر
    پشت و روى جنس ديدن درخريدن حجت است





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }



    دامان تُهى

    كسى، از بوستان مى آمد، دستش تهى، دامانش تهى!
    و از ميان آنهمه گلهاى رنگ در رنگ، حتى يكى با خود نداشت!
    و من، چشمهايم، به حيرت، بر وى دوخته بود، كه مرا گفت: از كجا مى آيى؟
    او را گفتم: از مكتب خانه شهر; از ميان همانان كه شبروانِ دل آگاهند،
    و اگر زمين در تاب است، و نيز ماه و خورشيد مى تابند، به حرمت ايشان است.

    گفت: از ايشان چه برداشتى؟! و تو را چه افزودند؟!
    به خاطرم هيچ نيامد!

    به طعن گفت: كدام از ما دستش تهى است؟ و دامانش... ؟!

    دست و دامان تهى رفت ز گلزار برون
    هر كه از مردم فهميده نسنجيده گذشت




    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }



    پیچ و تاب

    آرام، آرام از آن راه تنگ، و مسير باريك مى گذشت،
    و هر كدام چيزى مى گفتيم،

    يكى مى گفت: چه مارى بزرگ!
    و ديگرى مى گفت: چه خوش خط و خال!
    و آن ديگرى اينكه: زهرى پُر دارد!

    و برادر كوچكم نيز گفت: من امشب، خوابم نمى برد!
    و پدرم، چه زيبا گفت: مى دانيد چرا راست مى رود؟!
    و چرا پيچ و تابى ندارد؟!

    و به انتظار پاسخش بوديم،
    كه گفت: مارها، وقتى كه در راهى تنگ مى افتند راست مى روند،
    و وقتى كه در اَرضى عريض، و ميدانگاهى واسع و پر پهنا قرار مى گيرند،
    پر پيچ و تاب مىروند، و چه كجرفتارى ها!

    و از اين سخن، هر كس به قدر بضاعت خويش، چيزى فهميد!
    اما، براى من، به يك ذكر مانند بود، يك يادآورى، آنهم از كلام خداوند، كه فرمايد:
    آدميان، وقتى به وسعت، و رفاه، و راحت دست مىيابند، كجى مىكنند، و كج رفتارى!

    تنگدستى راست سازد نفس كج رفتاررا
    پيچ و تاب از وسعت ره مى فزايد مار را




    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }





    تار آمال


    شبى كه گذشت، تو را به خواب ديدم،
    مرا نصيحت مى گفتى،
    و مى گفتى كه آدمى، خود، خصم خود است،

    در همان عالم خواب، احساسم اين بود، ك
    ه اين سخن را از نوشتهاى مخوانى،

    به چشمانت چشم دوختم،
    ديدم به گوشهاى نظاره گر است

    به آن گوشه نظر دوختم،
    و نوشته اى نيافتم،

    و نيافتم جز عنكبوتى، كه در ميان تارهاى خود افتاده بود،
    و نه پس مى رفت، و نه پيش!

    نيست خصمى آدمى را غير خودچون عنكبوت
    دام راه هر كسى از تار آمال خود است





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }

    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }



    كنج لب

    به لب دريا نشسته بودم،
    اما، چشمانم به لب او بود،

    و چه خالى داشت، آن جوانكِ صياد!
    و چه زيبا!

    بارى، خالها وقتى كه به عزلت مى نشينند،
    و به كنجى در آيند، چه دلربا مى شوند!

    و كنون مى توانم فهم كرد، كه آن پير گوشه نشين،
    چگونه توانست، با آن شتاب، تو را به تور خويش اندازد،
    و دلت را به تصرف دارد!

    گوشه گيران زود در دلها تصرف مىكنند
    بيشتر دل مىبرد خالى كه در كنج لب است



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردین 1395
    نوشته
    2,956
    مورد تشکر
    6,435 در 2,354 پست
    حضور
    25 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    50



    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }


    تلخ و شور

    كودكم مىگفت: از كعبه آمده است،
    و تنها سوغاتش همين آب زمزم؟!

    و به جاىِ تو، پاسخش چنين دادم: كعبه،
    با تمامىِ شأنش، و شرفى كه دارد،

    از تلخ و شور دنيا، و بود و نبودش، و هستى، و نيستى اش،
    تنها و تنها، همين آب زمزم را داراست!

    و او مى نوشيد،
    اما از سخنم در شگفت بود!

    و از آن پس، هيچ خردهاى بر ما، و زندگانىمان نگرفت،
    حتى روزهايى كه دائره فقر تنگتر مىشد!

    مكن ز رزق شكايت كه كعبه با آن قدر
    ز تلخ و شور همين آب زمزمى دارد





    دامن دامن حکمت { فصل همیشه سبز اخلاف و عرفان }


    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند








صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود